وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا» ( مومنين كساني هستند كه وقتي انفاق مي‌كنند اسراف نكنند و بخل نورزند و ميان اين دو معتدل باشند (1) .

كلمه انفاق به معناي بذل مال و صرف آن در رفع حوايج خويشتن و يا ديگران است و كلمه اسراف به معناي بيرون شدن از حد است ، اما بيرون شدن از حد اعتدال به طرف زياده روي و در خصوص مساله انفاق ، زياده روي و تجاوز از حدي است كه رعايت آن حد سزاوار و پسنديده است ، در مقابل قتر - به فتح قاف و سكون تاء - كه به معناي كمتر انفاق كردن است ، چنانچه راغب گفته ، و كلمه قتر إقتار و تقتير هر سه به يك معنا است .

كلمه قوام - به فتح قاف - به معناي حد وسط و معتدل است و همين كلمه به كسره قاف به معناي مايه قوام هر چيز است و جمله بين ذلك متعلق است به قوام ، و معنايش اين است كه : بندگان رحمان انفاق مي‏كنند و انفاقشان همواره در حد وسط و ميان اسراف و إقتار است ، پس ، اينكه فرمود : و كان بين ذلك قواما توضيح و

تنصيص همان جمله قبلي است كه فرمود : اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا ، پس صدر آيه ، دو طرف افراط و تفريط در انفاق را نفي كرده و ذيل آن ، حد وسط در آن را اثبات نموده است . (2)

پی نوشت:

1.قران کریم،سوره فرقان،آیه 67

2.ترجمة الميزان ج : 15ص :333-332



 نگاشته شده توسط خديجه حسيني در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 10:08 PM نظرات 0 | لينک مطلب

اسراف به معني تجاوز از حد و معيار در هر كاري است كه از انسان سر بزند، گرچه استعمال آن در موارد زياده‏روي در انفاق مال بيشتر است و گاهي به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زماني هم به چگونگي بذل مال و مورد آن اطلاق مي‏شود. اما بنا به مفهوم سخن راغب و روح معني   «كل فعل‏» و برپایه شواهد فراوان در قرآن و حديث، اسراف به هر گونه تجاوزكاري و زياده‏روي گفته مي‏شود و در هر حال اسراف عملي است ممنوع و محكوم، و مورد خشم و انزجار خداوند متعال است و از آن به شدت منع شده است. ( 1 )

خداوند در سوره اعراف مي‏فرمايد: «كلوا واشربوا ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين»

«بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد»( 2 )

اسراف فقط در مال نيست، در قصاص نیز اسراف داريم .

 

در دوران جاهليت رسم بر اين بود كه هرگاه كسي از روي ظلم و تعدي به قتل مي‏رسيد بستگان مقتول با توجه به خوي و خصلت جاهلي و حس كينه‏توزي و انتقام‏جويي چند نفر از بستگان قاتل را به قتل مي‏رساندند.

 

قرآن كريم اين تجاوز و انتقام‏جويي را مردود دانسته و فرمود: «فلا يسرف في القتل‏» ، يعني، براي قتل يك نفر، فقط يك نفر را به قتل برسانند آن هم با توجه به صدر آيه كه مي‏فرمايد: « وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا. ( 3 ) ، نفسي را كه خداوند حرام كرده است نكشيد مگر از روي حق، يعني اين كشتن هم فقط در مواردي تجويز شده است كه قاتل مستوجب كشته شدن باشد و با علم و عمد مرتكب قتل نفس شده باشد.(4)

 

مساله رعايت عدالت حتى در مورد قاتل در آن حد و پايه است كه در وصاياى امير مؤمنان على (عليه‏السلام‏) مى‏خوانيم كه فرمود : «يا بنى عبد المطلب لا الفينكم تخوضون دماء المسلمين خوضا تقولون قتل امير المؤمنين ، الا لا تقتلن بى الا قاتلى ، انظروا اذا انا مت من ضربته هذه فاضربوه ، ضربة بضربة ، و لا تمثلوا بالرجل » ( 4 ) : اى فرزندان عبد المطلب ! مبادا بعد از شهادت من در خون مسلمانان غوطه‏ور شويد و بگوئيد امير مؤمنان كشته شد ، وبه بهانه آن خونهایى بريزيد ، آگاه باشيد تنها قاتل من ( عبد الرحمن بن ملجم مرادى ) كشته خواهد . هنگامى كه من از اين ضربه‏اى كه او بر من زده است شهيد شوم تنها يك ضربه كارى بر او بزنيد و بعد از كشتنش بدن او را مثله نكنيد.( 5 )

پی نوشت ها:

 

 

۱. سایت اندیشه قم

۲.سوره مبارکه اعراف،آیه 29

۳. سوره مبارکه اسراء،آیه 33

۴.سايت انديشه قم،مقاله اي از محمدرضا عطايي - مجله مشكاه، ش 55

۵. نهج‏البلاغه، نامه‏47

6. تفسير نمونه ج : 12صص :108-109

 



 نگاشته شده توسط خديجه حسيني در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 4:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب

يكي از اشكال اسراف طبق نص صريح قرآن، اسراف در قدرت است مثلاً  فردي مي‌خواهد هم رئيس اينجا باشد و هم رئيس آنجا باشد؛ يعني هيچ وقت از قدرت سير نمي‌شود:

 «وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الْأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنْ الْمُسْرِفِينَ» يونس/83 «فرعون برتري مي‌جست در زمين او هم مسرف بود»


 نگاشته شده توسط خديجه حسيني در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 2:03 PM نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net