اسراف به معني تجاوز از حد و معيار در هر كاري است كه از انسان سر بزند، گرچه استعمال آن در موارد زيادهروي در انفاق مال بيشتر است و گاهي به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زماني هم به چگونگي بذل مال و مورد آن اطلاق ميشود. اما بنا به مفهوم سخن راغب و روح معني
«كل فعل» و برپایه شواهد فراوان در قرآن و حديث، اسراف به هر گونه تجاوزكاري و زيادهروي گفته ميشود و در هر حال اسراف عملي است ممنوع و محكوم، و مورد خشم و انزجار خداوند متعال است و از آن به شدت منع شده است. (
1
)
خداوند در سوره اعراف ميفرمايد: «كلوا واشربوا ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين»
«بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد»(
2
)
اسراف فقط در مال نيست، در قصاص
نیز
اسراف داريم .
در دوران جاهليت رسم بر اين بود كه هرگاه كسي از روي ظلم و تعدي به قتل ميرسيد بستگان مقتول با توجه به خوي و خصلت جاهلي و حس كينهتوزي و انتقامجويي چند نفر از بستگان قاتل را به قتل ميرساندند.
قرآن كريم اين تجاوز و انتقامجويي را مردود دانسته و فرمود: «فلا يسرف في القتل» ، يعني، براي قتل يك نفر، فقط يك نفر را به قتل برسانند آن هم با توجه به صدر آيه كه ميفرمايد:
« وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا. (
3
)
، نفسي را كه خداوند حرام كرده است نكشيد مگر از روي حق، يعني اين كشتن هم فقط در مواردي تجويز شده است كه قاتل مستوجب كشته شدن باشد و با علم و عمد مرتكب قتل نفس شده باشد.(4)
مساله رعايت عدالت حتى در مورد قاتل در آن حد و پايه است كه در وصاياى امير مؤمنان على (عليهالسلام) مىخوانيم كه فرمود : «يا بنى عبد المطلب لا الفينكم تخوضون دماء المسلمين خوضا تقولون قتل امير المؤمنين ، الا لا تقتلن بى الا قاتلى ، انظروا اذا انا مت من ضربته هذه فاضربوه ، ضربة بضربة ، و لا تمثلوا بالرجل » (
4
) : اى فرزندان عبد المطلب ! مبادا بعد از شهادت من در خون مسلمانان غوطهور شويد و بگوئيد امير مؤمنان كشته شد ، وبه بهانه آن خونهایى بريزيد ، آگاه باشيد تنها قاتل من ( عبد الرحمن بن ملجم مرادى ) كشته خواهد . هنگامى كه من از اين ضربهاى كه او بر من زده است شهيد شوم تنها يك ضربه كارى بر او بزنيد و بعد از كشتنش بدن او را مثله نكنيد.(
5
)
پی نوشت ها:
۱.
سایت اندیشه قم
۲.سوره مبارکه اعراف،آیه 29
۳. سوره مبارکه اسراء،آیه 33
۴.سايت انديشه قم،مقاله اي از
محمدرضا عطايي - مجله مشكاه، ش 55
۵.
نهجالبلاغه، نامه47
6. تفسير نمونه ج : 12صص :108-109
