من كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلي مَوْلاهُ ، اللهمَّ والِ مَنْ والاهُ و عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْمَنْ نَصَرَهُ و اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ ، هر که را من مولاي اويم پس علي مولاي اوست ،خداوندا دوست بدار آن را كه سرپرستي او را بپذيرد و دشمن بدار هر آن كه او را دشمن دارد و ياری كن يار او را؛ و تنها گذار آن را كه او را تنها بگذارد
آخرین مطالب خورشید ولایت
7:01 AM
سر هم آوايي روز غدير با شب قدر

 

اول:
 
سرّ هم آوايى «روز غدير» با «شب قدر» همانا هماهنگى و همتايى مظروف آن دو، يعنى قرآن و ولايت است که ظرف‏ها را همسان ساخته است. آن‏چه در وجود علمى قرآن کريم است، در وجود عينى انسان کامل معصوم عليه السلام است. اگر آن کتاب الهى موصوف به: «لا يأتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه» است، اين امام معصوم [نيز] متصف به آن است؛ امام معصوم از قرآن خبر مى‏دهد و خداوند درباره آن کتاب آسمانى چنين فرمود: «اذا قرى‏ء القرآن فاستمعوا له وأنصتوا».

* ادامه مقاله *
6:57 AM
علی از حماسه غدیر می گوید

 

با اینكه بیشتر مسلمانان صحت حدیث غدیر و اعلام ولایت أمیرمؤمنان على ـ علیه السلام ـ را پذیرفته‏اند و غالبا آن را از احادیث قطعى و متواتر مى‏دانند، باز گروهى چنین مى‏پرسند : اگر واقعا حادثه غدیر خم اتفاق افتاده و بسیارى نیز شاهد آن بوده ‏اند، چرا شخص امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ برای اثبات حقانیت خود هرگز از آن بهره نگرفت؟ در باور این گروه عدم استشهاد حضرت به حدیث غدیر نشان‏دهنده این حقیقت است كه یا واقعه‏اى به نام غدیر در تاریخ تحقق نیافته، یا بر فرض تحقق بر امامت حضرت دلالت نداشته است.
در پاسخ این مطلب باید گفت: اگر حدیث غدیر را از احادیث قطعى و متواتر ندانیم، باید بپذیریم كه در میان احادیث پیامبر اكرم(ص) و مطالب تاریخى مورد قطعى و متواتر وجود ندارد؛ علاوه بر این، این ادعا كه امیرمؤمنان(ع) براى اثبات حقانیت خود به حدیث غدیر استناد نكرده، خود شاهد بى‏اطلاعى و ناآگاهى گوینده آن است.
بررسى اجمالى كتابهاى معتبر و مورد قبول فرقه‏هاى گوناگون اسلامى نشان مى‏دهد كه

* ادامه مقاله *
6:25 AM
این سه روز
 
چند باري گوشه و کنار، در ميان اصحاب و يارانش يا بالاي منبر، در جمع مردم عادي گفته بود: اين آخرين سفر من است. هفتاد هزار نفر از شهر مدينه همراه نبي خدا شدند تا در آخرين حج پيامبر، در کنارش باشند. آن سال، جمعاً حدود يکصد و بيست هزار نفر در مراسم حج شرکت کردند که جمعيتي بي سابقه بود. دهان به دهان و شهر به شهر، اين سخن پيامبر گشته بود. مردم دل شان براي تماشاي رخ نبي خدا، پر مي زد.
گفته بود: به علي بگوييد بيايد. علي با لشکري از طرف پيامبر خدا مأمور به سفر به يمن شده بود تا مردم را به اسلام دعوت کند و بايد اختلافي که بين بعضي از اهل يمن بود، راه حلي ارائه دهد.

* ادامه مقاله *
6:19 AM
پنجاه نام برای روز غدیر
 
نام‌ها به سهولت در اذهان‌ جاى مى‏گيرند و به راحتى معانى بلند را منتقل مى‏كنند به همين دليل و دلايل ديگر، نامگذارى روزها و يا هفته‏ها يكى از شيوه‏هاى تبليغاتى مثبت و منفى شده است و مطرح شدن و رواج پيدا كردن ارزش‌ها يا ضد ارزش‌ها را در پى دارد.
اسلام علاوه بر اين كه براى برخى از روزها اسم‌هاى خاصى مانند عيد قربان، عيد فطر، روز عرفه و ... برگزيده بر همه اين روزها نام ايام الله نهاده است تا عظمت و قداست اين روزها هر چه بيشتر در ذهن و دل مؤمنان، نقش بسته و موجب تذكر و تنبه آنان گردد.
يكى از روزهايى كه در اسلام براى تعظيم آن، از شيوه نامگذارى بهره گرفته شده غدير است ويژگى غدير اين است كه نام‌هاى گوناگونى براى آن قرار داده شده و اين خود عظمت اين روز را نسبت به روزهاى ديگر نشان مى‏دهد.
نام‌هاى روز غدير، از اسرار و ابعاد اين روز پرده برمى‏دارند هر نامى از اين نام‌ها درى تازه از قلعه بلند غدير بر ما مى‏گشايد چه آن كه اسلام بر برگزيدن نامى براى زمان يا مكان و يا هر چيز ديگر، خصوصيات مسمى را در نظر داشته و به جنبه‏ها و زواياى آن توجه كرده است. از اين روى شناختن و شناساندن نام‌هاى روز غدير يك ضرورت است. با اين كار تصويرى روشن از اين روز در ذهن و دل نقش بسته و بيش از پيش اين روز بزرگ را مى‏شناساند.
شايسته است نام‌هاى غدير را با بهترين شكل و زيباترين خط بنويسيم و محافل جشن و سرور عيد غدير را با آن، معنى و روحى تازه ببخشيم.
آنچه در زير مى‏آيد پنجاه نام و يا صفت براى روز غدير است كه از روايات برگرفته‏ايم:
1ـ بزرگترين عيد خدا؛ (عيدالله الاكبر) 
2ـ روز گشايش؛ (يوم وقوع الفرج) 
3ـ روز خشنودى پروردگار؛ (يوم مرضاة الرحمن) 
4 ـ روز زبونى شيطان؛ (يوم مرغمة الشيطان) 
5ـ روز مشعل فروزان دين؛ (يوم منار الدين) 
6 ـ روز بپا خاستن؛ (يوم القيام) 
7 ـ روز شادمانى؛ (يوم السرور) 
8 ـ روز لبخند؛ (يوم التبسم) 
9ـ روز راهنمايى؛ (يوم الارشاد) 
10ـ روز بلندى گرفتن منزلت شايستگان؛ (يوم رفع الدرج) 
11ـ روز روشن شدن دلايل خدا؛ (يوم وضوح الحجج) 
12ـ روز آزمايش بندگان؛ (يوم محنة العباد) 
13ـ روز راندن شيطان؛ (يوم دحر الشيطان) 
14ـ روز آشكار كردن حقيقت؛ (يوم الايضاح) 
15ـ روز بيان كردن حقايق ايمان؛ (يوم البيان عن حقايق الايمان) 
16ـ روز ولايت؛ (يوم الولاية) 
17ـ روز كرامت؛ (يوم الكرامة) 
18ـ روز كمال دين؛ (يوم كمال الدين) 
19ـ روز جداسازى حق از باطل؛ (يوم الفصل) 
20 ـ روز برهان؛ (يوم البرهان) 
21ـ روز منصوب شدن اميرمؤمنان؛ (يوم نصب اميرالمؤمنين(عليه السلام)
22ـ روز گواهى و گواهان؛ (يوم الشاهد و المشهود) 
23ـ روز پيمان؛ (يوم العهد المعهود) 
24ـ روز ميثاق؛ (يوم الميثاق المأخوذ) 
25ـ روز آراستن؛ (يوم الزينة) 
26ـ روز قبولى اعمال شيعيان؛ (يوم قبول اعمال الشيعة) 
27ـ روز رهنمونى به رهنمايان؛ (يوم الدليل على الرواد) 
28ـ روز امن و امان؛ (يوم الامن المأمون) 
29ـ روز آشكار كردن امور پنهان؛ (يوم ابلاء السرائر) 
30ـ عيد اهل بيت(عليهم السلام)؛ (عيد اهل البيت(عليهم السلام) 
31ـ عيد شيعيان؛ (عيد الشيعة) 
32ـ روز عبادت؛ (يوم العبادة) 
33ـ روز اتمام نعمت؛ (يوم تمام النعمة) 
34ـ روز اظهار گوهر مصون؛ (يوم اظهار المصون من المكنون)
35ـ روز بر ملا كردن مقاصد پوشيده؛ (يوم ابلاء خفايا الصدور) 
36ـ روز تصريح به برگزيدگان؛ (يوم النصوص على اهل الخصوص) 
37ـ روز محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله)؛ (يوم محمد(ص) و آل محمد(ص))
38ـ روز نماز؛ (يوم الصلاة)
39ـ روز شكرگزارى؛ (يوم الشكر) 
40ـ روز دوح (درختان پر شاخ و برگ)؛ (يوم الدوح) 
41ـ روز غدير؛ (يوم الغدير) 
42ـ روز روزه‏دارى؛ (يوم الصيام) 
43 ـ روز اطعام؛ (يوم اطعام الطعام) 
44 ـ روز جشن؛ (يوم العيد) 
45ـ روز عالم بالا؛ (يوم الملأ الاعلى) 
46ـ روز كامل كردن دين؛ (يوم اكمال الدين) 
47ـ روز شادابى؛ (يوم الفرح) 
48ـ روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب؛ (يوم الافصاح عن المقام الصراح) 
49ـ روز افشاى پيوند ميان كفر و نفاق؛ (يوم تبيان العقود عن النفاق و الجحود.) 
50 ـ روز گردهمايى و تعهد حاضران؛ (يوم الجمع المسؤول)

.
6:30 PM
پاسخ علمی به هتاکی روزنامه اصلاح طلب نسبت به امامت و غدیر(بخش5)

 

 

* ارتباط حضرت علی با خلفای پیش از خود
* حضرت علی و دفاع از ابوبکر و عمر
 
وی با مطرح کردن شبهاتی در این‌ زمینه می‌نویسد:
او به عدم انتخاب خود در شورای سقیفه هیچ اعتراضی ندارد
6- رفتار علی (ع) با هر سه خلیفه پیش از خود و به‌ویژه ابوبکر و عمر… که وی آن‌ها را کسانی نمی‌پندارد که سخن پیامبر را بر زمین زده و حکومت را غصب کرده باشند!
همکاری‌های شگفت‌انگیز علی (ع) با خلفا، که بارها از جانب خودشان مورد تاکید قرار گرفته، آن چنان مشفقانه است که جای هیچ شائبه‌ای باقی نمی‌گذارد.
به عنوان نمونه، در کتاب الغارات ثقفی شیعی از قول امیرالمومنین علی(ع) آورده است که: «چون رسول خدا (ص) فرائضی را که بر عهده اوست به انجام رسانید، خداوند عزوجل او را از این جهان فانی به دیار باقی برد، صلوات خدا و رحمت و برکاتش بر او باد، سپس مسلمین دو نفر امیر شایسته را جانشین او کردند و آن دو امیر به کتاب و سنت عمل کرده و سیره خود را نیکو کرده و از سنت و روش رسول خدا(ص) تجاوز نکردند آنگاه خدای عزوجل ایشان را قبض روح کرد. خداوند ایشان را مورد مرحمت قرار دهد.»
پاسخ :
همانطور که در بخش‌های قبل گذشت ، حضرت علی(ع) خلافت خلفای قبل از خویش را غیر مشروع می‌دانست ؛ همچنین در صحیح مسلم از معتبر‌ترین کتب اهل سنت آمده است که حضرت علی(ع) ابوبکر و عمر را «دروغگو بدکار حیله گر و خیانتکار می دانست»!
البته این روایت در کتب اهل سنت است و تنها از باب الزام به آن استدلال می‌شود!
اما تنها مدرک ارائه شده توسط نویسنده مقاله برای این ادعای خویش یعنی مدح خلفای قبل توسط حضرت علی(ع)، نامه‌‌‌ای است که در کتاب الغارات ثقفی آمده است!

 


* ادامه مقاله *
6:26 PM
پاسخ علمی به هتاکی روزنامه اصلاح طلب نسبت به امامت و غدیر (بخش4)

 

* شبهات در مورد غدیر خم:
 
* آیه اکمال در غدیر نازل نشده است!
 
نگارنده ادعا می کند که آیات قرآن در غدیر خم به نهایت رسیده و نعمت تمام شده بر مردم، قرآن کامل است!
1- آیات قبل و بعد از آیه فوق موید این معنی است که خداوند پیامبر را موظف می‌کند هر آنچه بر او نازل می‌شود، بی‌کم‌وکاست، ابلاغ کند و در این میان هیچ پیشامد و گزندی وی را از انجام رسالت باز ندارد و بر طغیان و مخالفت و سرکشی کافران اندوهگین نباشد. پس، از سیاق آیات چنین به‌نظر می‌رسد نعمتی که تمام شده است، همان وحی خداوندی (قرآن) و تحقق عینی آن (اسلام) باشد. یعنی اکنون که وحی بدون هیچ نقص و گزندی به مردم ابلاغ شده است، نعمت بر ایشان تمام است.
یا در جای دیگر می‌نویسد:
مراد از «اتمام نعمت» در آیه مذکور، نه حکومت و پیشوایی دنیوی، بلکه اتمام بعثت نبی، نزول، دریافت و ابلاغ بدون کاستی و نقصان قرآن است.
پاسخ :
این مطلب خلاف مسلمات تاریخی و عقیده مشترک بین شیعه و سنی است که بعد از آیه «الیوم اکملت لکم دینکم» آیات دیگری نیز نازل شده است و حداقل آیات ادامه سوره مائده، بعد از ماجرای غدیر خم نازل شده است !
در صحیح بخاری معتبر‌ترین کتاب اهل سنت آمده است:
حدثنی عبد اللَّهِ بن رَجَاءٍ حدثنا إِسْرَائِیلُ عن أبی إِسْحَاقَ عن الْبَرَاءِ رضی الله عنه قال آخِرُ سُورَةٍ نَزَلَتْ کَامِلَةً بَرَاءَةٌ وَآخِرُ سُورَةٍ نَزَلَتْ خَاتِمَةُ سُورَةِ النِّسَاءِ «یسْتَفْتُونَکَ قُلْ الله یفْتِیکُمْ فی الْکَلَالَةِ»

* ادامه مقاله *
  • تعداد کل صفحات : 2 ::
  • 1
  • 2