من كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلي مَوْلاهُ ، اللهمَّ والِ مَنْ والاهُ و عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْمَنْ نَصَرَهُ و اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ ، هر که را من مولاي اويم پس علي مولاي اوست ،خداوندا دوست بدار آن را كه سرپرستي او را بپذيرد و دشمن بدار هر آن كه او را دشمن دارد و ياری كن يار او را؛ و تنها گذار آن را كه او را تنها بگذارد
آخرین مطالب خورشید ولایت
9:58 PM
تنها در غدیر !!

 

 
دشت غوغا بود ، غوغا بود ، غوغا در غدیر 
موج مى ‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر 
 
در شکوه کاروان آن روز با آهنگ زنگ‏ 
بى‏ گمان بارى رقم مى‏ خورد فردا در غدیر 
 
اى فراموشان باطل سر به پایین افکنید 
چون پیغمبر دست حق را برد بالا در غدیر 
 
حیف اما کاروان منزل به منزل مى ‏گذشت‏ 
کاروان مى ‏رفت و حق مى‏ ماند تنها در غدیر !! 
 
" علیرضا سپاهى لائین "
 

.
9:56 PM
عرش بر دوش غدیر

 

 
در روز غدیر ، عقل اول‏ 
آن مظهر حق ، نبى مرسل 
 
چون عرش تو را کشید بر دوش‏ 
آنگاه گشود لعل خاموش 
 
فرمود که این خجسته منظر 
بر خلق پس از من است رهبر 
 
بر دامن او هر آن که زد دست‏ 
چون ذره به آفتاب پیوست 

.
9:54 PM
غدیر ، گل همیشه بهار

 

 
گل همیشه بهارم غدیر آمده است‏ 
شراب کهنه ما در خم جهان باقى است 
 
خداى گفت که ? اکملت دینکم ? ، آنک‏ 
نواى گرم نبى در رگ زمان باقى است 
 
قسم بخون گل سرخ در بهار و خزان‏ 
ولایت على و آل ، جاودان باقى است 
 
گل همیشه بهارم بیا که آیه عشق‏ 
بنام پاک تو در ذهن مردمان باقى است 
 
" سید مصطفى موسوى گرمارودی "

.
9:52 PM
آب غدیر آب حیات

 
 
اى شرف اهل ولایت ، غدیر 
برکه سرشار هدایت ، غدیر 
 
زمزم و کوثر ز تو کى بهترند 
آبروى خویش ز تو مى‏خرند 
 
این که کند زنده همه چیز آب‏ 
زاب غدیر است نه از هر سراب 
 
از ازل این برکه بجا بوده است‏ 
آینه لطف خدا بوده است 
 
" طاهره موسوى گرمارودى "

 


.
9:46 PM
نام غدیر حک بود بر جبینم

 
 
سر زد از دوش پیمبر ، ماه در شام غدیر 
تا که جبرائیل او را داد پیغام غدیر 
 
مژده داد او را ز ذات حق که با فرمان خویش‏ 
نخل هستى بار و بر آرد در ایام غدیر 
 
دین خود را کن مکمل با ولاى مرتضى‏ 
خوف تا کى باید از فرمان و اعلام غدیر 
 
مى ‏شود مست ولاى مرتضى ، از خود جدا 
هر که نو شد جرعه ‏اى از باده جام غدیر شد
 
بپا هنگامه‏ اى در آسمان و در زمین‏ 
تا ولایت شد على را ثبت ، هنگام غدیر 
 
شور و شوقى شد در آن صحراى سوزان حجاز 
مرغ اقبال آمد و بنشست بر بام غدیر 
 
عشق مولا در دلم از زاد روز من نشست‏ 
بر جبینم حک بود تا مرگ خود نام غدیر 
 
" محمد على سالارى "

.
9:13 PM
نوبت خم و غدیر است
http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شکلک ها
 
امروز بگو ، مگو چه روز است ؟ 
تا گویمت این سخن به اکرام
 
موجود شد از براى امروز 
آغاز وجود تا به انجام 
 
امروز ز روى نص قرآن‏ 
بگرفت کمال ، دین اسلام 
 
امروز به امر حضرت حق‏ 
شد نعمت حق به خلق اتمام 
 
امروز وجود پرده برداشت‏ 
رخساره خویش جلوه ‏گر داشت 
 
امروز که روز دار و گیر است‏ 
مى ده که پیاله دلپذیر است 
 
از جام و سبو گذشت کارم‏ 
وقت خم و نوبت غدیر است 
 
امروز به امر حضرت حق‏ 
بر خلق جهان على امیر است 
 
امروز به خلق گردد اظهار 
آن سر نهان که در ضمیر است 
 
عالم همه هر چه بود و هستند 
امروز به یک پیاله مستند 
 
" آیة الله میرزا حبیب الله خراسانى "

.
  • تعداد کل صفحات : 3 ::
  • 1
  • 2
  • 3