چهل روز است جادادند برنی
سرمن رابه عشق مُلکـَت ری
همانانی که می گفتند: اشهد
وحال اینگونه سرمستند از می
***
چهل روزاست بی سر، پیکر من
بگردد بر سر نی ها سر من
گلم پژمرده در کنج خرابه
اسیری رفت زینب خواهر من
***
چهل روزاست که سر داده ام من
سرود عشق و اکبر داده ام من
ز باغ زندگانی ،غنچه ای سرخ
به راه دوست پرپر داده ام من
***
چهل روزاست خورشیداست برنی
لباس وصل پوشیده است برنی
ز دست دوست در عرش الهی
شراب عشق نوشیده است برنی
***
چهل روز است که آب آوری نیست
سری هست و اثر از پیکری نیست
پی اثبات حق جز این که گردید
به راه عاشقی بر نی،سری، نیست
تاريخ : شنبه 29 آبان 1395 | 5:09 PM | نویسنده : سیدعلمدار ابوطالبی نژاد | نظرات 0
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 4627 نفر
كل مطالب : 11 عدد
تعداد نظرات : 0 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 7 آبان 1395 عدد
امکانات وب