در رابطه با پيام مقام معظم رهبري که امسال را سال اصلاح الگوي مصرف نامگذاري کردند صحبت کرديم در اولين جلسه در پانزدهم؛ و اين دومين جلسه هست که در جلسه قبل اين پيام رو بررسي کرديم که عرض کرديم اين اولين پيام نيست و بارها و بارها در مناسبتها مخصوصا اعياد رهبر معظم انقلاب به اين بحث اصلاح الگوي مصرف پيام دادند .
دوم مثالهاي روشنگري گفتيم مثل اينکه مصرف سرانه شکر براي هر نفر در سال بالاترين ميزانش 30 کيلوگرم هست برای ايران:300 کيلوگرم.
يا مصرف انرژي کشور ما با همين جمعيتي که داريم 17 برابر ژاپن هست و 8.5 برابر کل اروپا و 2.1 برابر چين يک ميلياردي و نيمي ما مصرف انرژي داريم و گفتيم به ميزان يک کشور 750 ميليون نفري ما داريم از انرژي استفاده ميکنيم.
مصرف آبمان را گفتيم 70 برابر الگوي جهاني هست در حاليکه ما آبمان هم تقسيم بندي شده نيست که بگویند اين آب شرب؛ اين آب شستن ماشين، اين آب دستشويي، اين آب صورت شستن، اين آب حمام رفتن؛ نه همه اش آب شرب است و ما براي مشروب ساختن داريم هزينه ميدهيم اينها رو عرض کرديم تا اين مطلب که دلايل رواج اسراف و اينکه مصرفگرايي در جامعه ما هست را گفتيم، چند دليل را گفتيم :
1
- حب نفس، دنيا و تنوع طلبي
2-خودخواهي و ديگر نبيني
3-جامعه و حتي جامعه مذهبيون ما
4-خودنمايي
5-خانواده
6-تقليد؛ که تقليد رو عرض کرديم 1- تقليد از حاکمان 2- تقليد از رسانه ها تا اينجاش را عرض کرديم .
7-گزينه دليل رواج اسراف؛رواج اسراف مذهبي، اعتقادي؛ در بحث مذهب و اعتقادات هم ما يه اسرافهايي داريم، بعضي از خواهرها و برادرها شايد جلسه اول رو نشنيدن بعد تو ذهنشون خرده بگيرن که اي بابا مثلا اگه ماشير آب موقع وضو گرفتن ببنديم، دوتا ليوان آب هم اسراف کنيم؛ سيستم آبرساني ما به دليل پوسيده بودن و بد کار گذاشتن 30% آب مشروب مارو داره هدر ميده؛ 30% آب کل کشور داره هدر ميره اونوقت شما گير دادي به ما؛ عرض کرديم اون رو ميرسيم بهش، ما داريم از منظر اخلاقي نگاه ميکنيم؛ اگه برایت ثابت کنند که خدا گفته مسرفين رو دوست ندارم تو اسراف کردي ولو يک ليوان آب، نميتواني به ملائکه نکير و منکر بگي آقا 30% آب ما در منابع ديگه هدر ميرفت ! ميگن اگه پس اينطور بود تو دو تا آدم رو ميزدي ميکشتي برا اينکه جاهاي ديگه دارن هزار تا هزار تا ميکشن؛ بمب اتم ميندازن، دليل نميشه اگه يه جايي بمب اتم ميندازن ما بگيم ديگه شير تو شيره ما هم بزنيم يه آدم بکشيم، بحث نگاه ما به اسراف يه نگاه اخلاقي و بحث اسلامي است.
مثلا در نذورات ما اسراف ميشود؛ در مسير خدا، اهل بيت، امام حسين(ع). اولا بسياري از اين سفره هايي که انداخته ميشود اصلا سنديت نداره؛ يعني بايد دستوري باشد مگر اینکه بگویید نذري برا امام حسين دارم ميکنم. اينکه بگویي سفره ي حضرت عباس انداختي با اين آداب، آدابش رو بايد معصوم تعيين کرده باشد وگرنه بدعت ميشود؛ مثلا ميگوید سفره اي گرفتيم نذر حضرت عباس توسلي هم هست، قرائت قرآن و نوحه هم بخوانيم اين مشکلي ندارد، ولي اگر بگویيم آدابی است بايد در اين سفره رعايت بشود اين ها اصلا مشکل ايجاد ميکند؛ بدعت ميشود.
ثانيا بيشتر اين سفره ها بيشتر از روی چشم و هم چشمي است ! سفره حضرت عباس ميندازه بعد خانم های همسايه ميان. اين چيزها بيشتر زنانه ست خواهرها بیشتر اهل این مسائل هستند، بعد ميره سفره اينو ميبينه ميگه يه سفره بايد بندازم چشم فلانی در بیاد !! اين چه دينيه قربونت برم ؟! يا بعضا بعضي از خواهران ما نمايشگاه راه مي اندازن اونجا ! يعني ميروند برای اينکه خودشان را نشان بدهند!! جوری که اگر کسی از بیرون نگاه کند ، فکر نمي کند اين ها مثلا عزادار اباعبدلله هستند يا سفره حضرت رقيه است ! در شيراز يه رسمي دارن 21 ماه رمضان سمت محله سعدي ، سفره حضرت آقا اميرالمومنين مي اندازند؛ مردم می آیند نمي دانند چه خبر است؛ تمام ديوارها گِلي، محل خيلي زيبايي مثل خانه حضرت اميرالمومنين درست کرده اند. مي نشينيد؛ نان می گذارند با نمک و شير؛ یه عده ای فکر می کنند این قسمتش دیگر یک کار سمبلیک است؛ برای افطار نان و نمک و شیر. طرف یه کم میخوره؛ منتظر افطار می نشیند ! میگه آقا افطار چی شد؟! میگویند افطار همین بود . حقیقت سفره حضرت رقیه این است. این سفره هایی که الان می اندازند نیست ! حقیقت سفره امیرالمومنین همین است؛ نان و نمک و شیر؛ تازه بین نمک و شیر یکی اش رو آقا امیرالمومنین انتخاب میکردند حالا اینجا دوتایش را می گذارند، برای اینکه خود آقا فرموده اند نمیتوانید مثل من باشید؛ ولی خیلی ها اونجا میان می گویند تبرکی میخوریم اینجا بعد میریم خونه افطار!! سفره اهل بیت این است، وقتی سفره برا حضرت رقیه می اندازی باید یک غذای بسیار ساده باشد و اسراف نشود؛ چشم و هم چشمی نباشد، نمایشگاه مد و لباس هم نباشد. نذورات دیگر؛ مثل نذرهایی که اصلا سودی ندارد برای هیچ کسی؛ مثلا من نذر میکنم که اگر آقا امیرالمومنین، امام حسین، قمر بنی هاشم، حضرت زینب (سلام الله علیهم اجمعین) فلان کار کردند من مثلا 10 میلیون تومان می دهم حسینیه را سرامیک درجه 1 آلمانی بزنند!!! این چه کاریه؟ در مسیری نذر کن که اهل بیت هم بپسندند. در ساخت مساجد و حسینیه ها؛ باز این ها بحث های دیگری است که مواظب باشید اسراف نشود یعنی پولی که میخواهد اینجا خرج بشود از آن نهایت استفاده بشود.
مسجد، حسینیه - من در استانی یک حسینیه دیدم که اول خیلی غبطه خوردم که چه حسینیه خوبی، کاش ما یک همچین حسینیه ای داشتیم؛ 10000 متر مربع .خیلی قشنگ بود؛ 10000 متر درسه طبقه؛ تقریبا 70، 80 هزار نفر جمعیت توش جا میگیرن؛ هیئتی بنشینند؛ من رو بردن اونجا بازدید مثلا یه اثر خیلی مهم؛ گفتن فقط ظهر عاشورا هیئت ها میان اینجا سینه میزنن در رو قفل میکنن و میرن؛ فقط ظهر عاشورا ! پاتوق همه ی هیئتهاست؛ آقا تو که این همه جمعیت نداری حسینیه رو پر کنه، در طول سال ازش استفاده بهینه بشه، این چه کاریه میکنی؟
مثلا در مسجد موقع نماز جماعت دوتا ردیف می ایستند؛ همه بالای 80 سال ! در هیئت امنا اختلاف میشود 3 تاشون میرن بیرون میگن یه مسجد دیگه بسازیم !! اون ها هم یک ردیف دیگه نماز جماعت دارند بالای 85 سال!! خب این چه کاریه شما می کنید؟ این ها واقعا خدایی است؟ ؟ اصلا من و شما اجازه داریم پولی که مردم دارند میدهند در راه خدا در این مسیرها خرج کنیم؟ این ها بالاترین نوع دزدی از خود کیسه اهل بیت است.
در کارهای فرهنگی؛ آقا اگر که در کانون ما (اینکه میگم هست در کانون متاسفانه ، برادرها و خواههارا باید بیشتر دقت کنند) اگر کانون ما امشب مراسم گرفت براش تراکت بیشتر از اون چیزی که لازمه زد و این تراکت ها اسراف شد این گناه کبیره در کیفیت مراسم کانون تاثیر خواهد گذاشت، شک نکنید؛ اگر هر اسراف دیگه ای شد،در غذا همینطور، اگه اسراف شد که ما بحث اسراف و تبذیر رو تو تعریفش باز میکنیم که ممکنه تبذیر هم بشود؛ اگه اسراف شد در کیفیت معنوی تاثیر میذاره؛ چون ما تاریکی را اوردیم در محیطی که نور داره و این تاریکی نور را رد میکند.
8-وسواس؛ نعوذ بالله بعضی از کسانی که مبتلا به وسواس هستند؛ فکر میکنن خیلی مقدسند !! این ها خیلی شیطانی هستند، چون وسواس یعنی وسوسه ای از طرف شیطان؛ دام شیطان، فکر میکند موقع وضو گرفتن به جای 1 لیتر اب 6 لیتر آب مصرف کند خیلی مقدس می شود ! مثلا در طهارت و نجاست فکر میکنه دیگه خیلی مقدسه دائم داره دستش رو آب میکشه، این مقدس نیست این شیطانی است، یعنی افتاده است در دام گناه کبیره اسراف، شوخی گرفته این را . اهل نعوذبالله فحشا نبوده شیطان گفته اشکال نداره؛ (اغلب موارد فحشا گناه صغیره است) می اندازیمش در دام یک گناه کبیره؛ گناه کبیره گناهی است که خداوند تبارک و تعالی در قرآن وعده آتش داده باشد به آن .
9- ثروت زیاد و اضافه؛
نمیدونم چرا بعضی از مردم اینقدر پول جمع میکنند ! واقعا چه کار میخواهند بکنند با این همه پول، حالا من نمیخوام خیلی ریز و دقیق بشم که برادر خواهرهایی که جوانترند بد برداشت کنند . که اصلا ما چقدر حق پس انداز داریم و چقدر پس انداز در دستورات اسلامی وارد شده و چقدر بعضی از پس اندازهای ما مخالفت میکنه با روزی رسانی خدا، اصلا وارد این بحث نمیشوم. مخالف هم زیاد دارد؛ ممکن است کسی هم برداشت بد بکند، ولی برخی فقط پول جمع می کنند ! این ها را برای چه میخواهند ؟؟! یعنی این همه پول این همه تشکیلات باعث میشود اسراف کنند، مثلا یک اسرافش این است پول رو گذاشته کنار . خب اگر با این پول کار کند یک درامدی از آن دارد . دست به چند نفر فقیر کمک می کند، این هم از مسائلی هست که باعث رواج اسراف شده؛ ثروت بسیار زیاد یک عده ای که نمیدانند چه کارش کنند؛ 4تا ماشین میخرد؛ 5 تا خونه میخرد؛ یک ویلا در شمال خریده که اگر برسد 6 ماهی یه بار دوشب برود آنجا ! آنجا یک تشکیلاتی برا خودش راه انداخته اینجا یک تشکیلات دیگر ! بساط های این گونه که واقعا عجیب غریب است ! یک قسمتی در شمال رد می شدیم ، تمام ویلاهایی که همه قیمت ها بالای حداقل بالای 500 میلیون، بین 500 تا 1 میلیارد؛ شاید قریب به 3000 تا ویلا کنار هم بود، گفتند این ها همه اش خالی است؛ تابستان ها، پنج شنبه، جمعه ها پر میشه، ایام عید پر میشه بعضی وقتا وسط هفته ممکنه بیان؛ کلا خالیه، 3000 تا ویلا فقط تو یه پلاژ ما در شمال؛ با امکانات کامل کامل، یخچال و تلویزیون و فریزر و گاز و ..، خالیه و دو تا نگهبان اونجا گذاشته اند که دائم دارن اونجا رژه میرن که کسی به اینها دستبرد نزند.!
تعریف اسراف:
ا
سرف یعنی تجاوز کردن و از حد گذراندن؛ در تعریف اصطلاحی اسراف میگویند هر چیز خارج از تعادل در هر عملی میشود اسراف.
در قرآن کریم چند تعریف برای اسراف دارد:
تعریف اول:
سوره طه 127، سوره مائده 32، سوره اعراف 81، سوره یونس 12و 83، سوره انبیاء 9، سوره یس 19، سوره زمر 53، سوره غافر 28 و 38؛ بیشترین تعریفی که برای اسراف کرده فرموده است : از حد گذشتن در گناه و نافرمانی؛ یکی از مصادیق اسراف این است؛ کسانی که در گناه اسراف میکنند.
3 مدل گناه داریم:
مدل اول:
گناهی که در اثر فشار جسمی یا روحی برای شما ایجاد میشود و با خودش پشیمانی هم دارد و شما ظاهرا فکر میکردی مجبوری این گناه رو انجام بدهی ولی خودت نمی خواستی.
تا اینجا اسراف در گناه نیست توبه هم میکنی.
نوع دوم:
گناهی که شما برای لذت بردن بیشتر از زندگی ات ، جزء برنامه هایت گذاشتی، انجام میدهی؛ این میشود گناه و این هم جزء موارد اسراف نیست.
گناه سوم
که اسراف است، کسانی که به هر وسیله ای سعی میکنند گناه را انجام بدهند، لذت ببرند، به هر قیمتی شده ولو به قیمت اذیت بقیه؛ ولو به قیمت ضرر رساندن به بقیه؛ بسیار هم در جامعه ما زیاد است. مثلا بوق میزنه تو خیابون؛ توی کوچه ای که میدونه تو این کوچه کسی الان ممکنه خواب باشه بوق میزنه و لذت میبره؛ این گناه است چون ضرر دارد .
تعریف دوم
سوره فرقان آیه 67 از حد گذشتن در انفاق را اسراف میداند؛ کسی که انقدر انفاق میکند که به خودش و خانواده اش چیزی نمیرسد.
خدمت پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) آمدند گفتند فلانی محصولات باغش که به حاصل نشست همه رو داد به فقرا؛ هیچی هم برای خودش و خانواده اش کنار نگذاشت؛ پیامبر فرمودند نه تنها انفاق نکرده بلکه گناه اسراف رو هم مرتکب شده.
مقداری طلا خدمت پیامبر بود. پیامبر فرمودند من معلوم نیست صبح را ببینم ، همان شب پیامبر همه را انفاق کرد .صبح یه فقیری اومد دم در، یه سائلی اومد پیامبر فرمودن چیزهایی داشتم دیشب دادم. حالا امروز ببینیم خدا بزرگه؛ شب شما بیا انشاالله برات نگه میدارم؛ این فقیر ناراحت شد، آیه قرآن نازل شد که "پیامبر در انفاق خودت نه آنقدر انفاق کن که دستت بسته شود برای انفاق و نه آنقدر بخل بورز که مردم از تو خیری نبینند" .
وسط؛ متعادل، بعضی ها خیلی انفاق میکنند، یکی از بزرگان همین شیراز چند سال قبل رفتیم پیش ایشون گفتم که ما از شما زیاد پولی نمیخوایم برا برکت تو کاروان یه چیزی محبت کنین؛ دست کرد تو جیبش هر چی تو جیبش بود در آورد گذاشت کف دست من؛ هرچی تو جیبش بود من گفتم دست شما درد نکنه؛ خیلی ممنون، خداحافظی کردیم و دستشون رو بوسیدیم؛ گفت ببخشید یه 50 تومنش رو برگردون ! گفتم براچی؟ گفت میخوام برم خونه پول ندارم بدم به تاکسی ! انفاق تا حدی که آدم خودش گیر کنه؛ بله یک جاهایی هست که یه توجیهاتی میکنن برا انفاق نکردن که اون ها رو بهش میرسیم اما اسراف در انفاق هم در سوره فرقان آیه 67 رد شده.
سوره اعراف 31، سوره نساء 6، سوره انعام 141 زیاده روی در خوردن و مصرف مال حلال را اسراف میدادند.
وقتی اومدن خدمت آقا امیرالمومنین؛ آقا به امام مجتبی(ع) گفتن 11 سال هست که هوس کردم جگر بخورم؛ امروز دیگه میخوریم . انقدر بچه ها خوشحال شدن دویدند رفتند جگر اماده کردند و اوردند خدمت آقا، همون موقع آقا صدای سائل رو تو خیابون شنیدن، اینو دادن به امام مجتبی و گفتن به حقی که خدا بر گردنت نهاده از طرف من این رو بده به این سائل؛ گفتند همه اش رو بده . وقتی برگشت ناراحت بود آقا فرمودن که خداوند تبارک و تعالی فرموده حتی در حلال؛ مصرفهای شما از حلال از درجات بهشتی و نعمتهای آن دنیا و رضوان الهی می کاهد.
اگه حلالِ حلال هم باشد، آدمی که از اول زندگی تا اخر زندگیش هیچ مشکلی نداشته باشه؛ هرچه دوست داشته خورده، هر وقت دوست داشته خوابیده، هیچ ناراحتی نکشیده، این روز قیامت با آدمی که ناراحتی و فقر و گرسنگی کشیده یکسان نیستند ؛ آقا فرمودند خداوند میفرماید که در حلال ها هم مقداری را بگذارید برای قیامت.
یعنی یک چیزهای غیرضروری در حلال . مثلا میگوید مال خودم است حلال است، اگر مال خودت نبود که میشد دزدی! چون مال خودت است میگوییم در حلال هم باید مصارفت را در حد اعتدال نگه داری.
سوره اسراء آیه 33؛ افراط در کار را اسراف میداند؛
یعنی خلق نشدی که از صبح تا شب بدوی؛ بعضی افتخار میکنند میگویند کار، کار، کار؛ از صبح تا شب. یه وقت هست این کار برا خداست از صبح تا شب اگه دو شیفته، هر 24 ساعت 48 ساعت هم کار کنی، کاری نکردی؛ ولی کار برا دنیا، برا خانواده، برا زندگیت، این چقدر کار؟ ضمن اینکه خیلی وقتا بچه ها، جوانترها، خانواده ها اصلا کار اینقدر نمیخواهند، دوست دارند پدر را ببینند، مادر را ببینند، صبح وقتی بیدار میشن پدر رفته، وقتی شب میاد این ها خوابند، اصلا نمیبینند پدرشون رو. این برای کی داره اینقدر کار میکنه؟ برا خدا ؟ خیلی خوب حالا مجبور شده است انقدر کار کند؛ برای دنیا؟ برای حقوق؟ این اصلا شأنیت ندارد و اسراف هست؛ از انواع اسراف است.
سوره آل عمران آیه 147 تفریط در عمل صالح و به جا آوردن حق خدا را اسراف میداند.
حق خداست وقتی صدایت میزند حی علی الصلوة بدوی، بعضی ها 1 ساعت ، دو ساعت ، سه ساعت، حتی چهار ساعت نماز می اندازند عقب؛ حال نداره دوتا نماز رو با هم بخونه ! میگه نه امام فرمودن نمازهای پنج گانه رو در وقت خودش باید بخونی، فاصله باید بندازی؛ فاصله میندازه نماز ظهر رو اول میخونه بعد میگه نماز عصر در وقت خودش؛ وقت نماز عصر یک ساعت و ربع بعد از اذان ظهره؛ یه دفعه میبینی 5 بعدازظهر میخونه، یادم رفت نماز عصر رو نخوندم، افتخارم میکنه. اگه میخوای فاصله بندازی یک ساعت و ربع بعد از نماز ظهر، یک ساعت و ربع بعد از نماز مغرب وقت نماز عصر و نماز عشاست.
حق خدا را عقب انداختن؛ کوتاهی کردن اسراف است، این هم گناه کبیره است
.
خداوند حق دارد که این همه به تو نعمت داده 17 دقیقه در شبانه روز رو از تو به موقع انجام دادن این عبادت رو بخواهد. تنها واجبت همینه غیر از روزه؛ تنها همین است.
بنابراین این حقوق الهی رو آیه شریفه ی قرآن سوره آل عمران آیه147 میفرماید تفریط در عمل صالح، عمل صالح انجام ندادن، جلوی عمل صالح را گرفتن؛ بعضی وقت ها جلوی عمل صالح را میگیرد، پسرش، دخترش میخواهد برود مسجد برای نماز جماعت ، میخواهد برود جایی برای عبادت ، میگوید بیا بنشین نمیخواهد بروی مسجد ! آیه شریفه قران، عین آیه هست می فرماید پدر و مادری که به فرزندش میگوید نمیخواهد بروی مسجد، خداوند وعده داده عذاب جهنم و آتش مال این پدر و مادر است. برخی می گویند بچه ما میره مسجد به هوای مسجد تا 12 شب بر نمیگرده؛ خب این رو کاری نداریم، اون کسی که واقعا میخواهد برود یک وقتی برای خدا بگذارد، حق خداست، حق خدا را کوتاهی کردن میشود اسراف.
خب این نگاهی به اسراف بود از دید قرآن کریم.
اما فرق اسراف و تبذیر : چون در آیات قرآن و روایات اغلب ما این دوتا رو با هم می بینیم . مثل عدل و انصاف . برخی میگویند عدل و انصاف یکی است؛ عدل و انصاف دوتا مقوله است . عدل یعنی قرار دادن هرچیزی در جای خودش؛ انصاف یعنی نصف کردن، تقسیم کردن منصفانه.
بحث اسراف و تبذیر هم همین است؛ اسراف یعنی شما کاری انجام میدهی از این کار استفاده هم میکنی ولی از شأنت خارج است؛ مثلا شما میتوانی یک غذای عادی رو بخری 2000 تومان ، میری یه غذایی میخری 10000 تومان، میخوری. این میشود اسراف. اما تبذیر یعنی چه؟ یعنی شما یک کیلو غذا میتوانی بخوری، 4 کیلو غذا را خراب میکنی، یعنی 3 کیلویش را میریزی دور. این تبذیر است. والمبذرینی که قرآن می فرماید در جهنم خالد میشوند کسانی هستند که ریخت و پاش میکنند.
تقطیر یعنی کوتاهی در انفاق، قوام یعنی بین این دو (تقطیر و تبذیر).
کوتاهی در انفاق، یک عده هستند کوتاهی در انفاق میکنند، یک عده هستند تبذیر میکنند ، اسراف میکنند. یک عده هستند آنقدر بخیل اند که برای خودشان هم خرج نمیکنند !
قرآن کریم میفرماید حد بین اینها قوام هست
؛ نه اسراف نه اقطار، بین اینها قوام هست. قوام یعنی چه؟ یعنی انسان نه آنقدر بریزد و بپاشد که همه چیز به هم بریزد و باعث شود به گناه کبیره اسراف دچار شود؛ نه اینقدر دستش بسته باشد که حتی انفاق هم نکند.
قرآن میفرماید اینجور آدمها 1- اهل دوزخند؛ اهل یعنی جزء دوزخ، خدا این ها را در دوزخ نگاه می دارد. بعضی از ما جدی نمیدانیم در پرونده هایمان چه خبر است! طرف فکر میکند دیگر عمدة المکاشفین است ! دیگه الان رفت و دیگه ملائکه اونجا صف بستن منتظر ایشون هستن که ورد علی الله؛ وارد شد برا خدا، فکر میکنند اینطوری هستند. بعد پرونده را که باز میکنند می بینند شیطان از آن مسیری که ما نمیدانستیم پرونده را سیاه کرده است ! برادر من، خواهر من ، اسراف گناه کبیره است، گناه کبیره؛ این ها از آن مسیر پرونده را سیاه کرده، تمام جلسه و نماز و مجاهدت و رزمندگی و فلان و فلان؛ همه را به باد داده.
2- برای اسراف کاران اعمالشان زینت داده میشود.
اسرافکار در دام شیطان، مکر شیطان می افتد، اعمالش برایش زینت داده میشود. میگه آقا اسراف نیست که ! زیباییه، نعمته،. خدا نعمت رو داده دوست داره خرجش کنم ! این عین روایته که وقتی خدا یه نعمتی داد دوست داره از این نعمت استفاده کنیم، اما نگفته که اینقدر نعمت مال تو ! هرچی دادن که نگفته خرج کن. گفته وقتی نعمت بهت دادم خرج کن. آقا الان بهت اکسیژن دادم که میتونی تنفس کنی، تنفس کن، بهت آرامش دادم استفاده کن، لذت ببر، شکر خدا رو هم بکن.
و بعد موجب انکار آیات الهی میشود، گناه اسراف به اینجا میرسد.
کنترل جهانی و دولتی تبذیر از آن چیزهایی هست که باید رویش کار شود، بحثی داریم تحت عنوان بازسازی دور ریزها؛در مملکت ما دور ریز خیلی زیاد است. سطل های زباله ما پر از منابع مالی است؛ یعنی اگر فقط یک سیستمی داشته باشیم که بتواند از زباله ها مواد را بیرون بیاورند و دوباره بازپروری کنند؛ مردم در جهان از این مسیر پول زیادی بدست می آورند ، در مملکت ما همینجوری میریزند.
در سطل های زباله مان همه چیز هست ! . خیلی دیگر از جاهای جهان جدا سازی میکنند، یک سیستم جهانی و دولتی که باید اجرا شود برا تبذیر.
دوم بحث لوازم نامرغوب است که در ادبیات اقتصادی انگلیس در همان زمانهای خیلی قدیم؛ زمان ناصرالدین شاه این ادبیات را رواج دادند که میگفتند ما آنقدر پول دار نیستیم که برویم جنس ارزان بخریم؛ میگفتند چرا؟ میگفت برای اینکه جنس ارزان یعنی جنس بنجل؛ مرتب خراب میشود ودوباره باید بخری، یک شلوار میخری 2 سال کار میکند قیمتش 5 برابر مثلا یک شلوار بنجل است؛ شلوار بنجل میخری 10 تا باید بخری یعنی 2 برابر خرج میکنی در آخر هم چیزی گیرت نمی آید.!
الان ما در خریدهای خودمان و در کارهای دولتی باید مراقب باشیم، می آیند مزایده می گذارند هر کس ارزانتر گفت، نه هر کس بهتر گفت! بعد 400 کیلومتر را آسفالت میکند ارزان گرفته، بعد از 1 سال دوباره باید این اسفالت را بازسازی کنی. اصلا راه افتاده، باید بازسازی شود . یا همین بحث لوله کشی های ما؛ یک روز لوله کشی میکنند برمیدارند؛ هی باید لوله کشی کنی هی عوض کنی، تمام مسائل ما مشکل دارد. همینجوری دارن میچرخونن برا اینکه به یک سیستم بهینه و ثابت نرسیده اند، دولت هم همینطور. پنجره های ما مشکل دارد، مرتب دارند تبلیغات میکنند – تبلیغات دیرهنگام - معماری ما مشکل دارد، هدر رفتن انرژی در معماری ما بسیار زیاد است، رانندگی ما مشکل دارد، اصلا خیلی از مسائل ما مشکل دارد. و این مشکلات را دولت باید حل کند، یعنی دولت باید یک سیستمی بگذارد که این لوازم نامرغوب؛ این ماشین هایی که نامرغوب است، مثلا ماشین داریم، این ماشین مشکل دارد، دقیقا در ایران ماشین که میاد مدل به مدل بدتر میشه، اصلا مثل اینکه روال شده است! مثلا میگن پیکان پژویی 62 خیلی خوبه، بعد خراب شد، باز میگن آقا پژو میخوای، پژو دوره اول خیلی خوبه ، بعد خراب شد! دقیقا برعکس دنیا، ماهر چه جلوتر میریم خرابتر میشود! من خودم زمانی یک پیکان صفر گرفتم از کرج، از اتوبان کرج که می خواستم به اتوبان تهران_قم بروم، توی اتوبان موتور سوزاند، تو مسیر بعد فهمیدیم چی شد . مثلا بجای اینکه یه روغن مرطوب بریزیم؛ یه روغن ریخته بود دقیقا مثل روغن زیتون بود؛ اینقدر شل و ول ! دیدیم چراغش روشن شد تق تق تق داره صدا میده . ما در مشکل داریم تولیداتمان.
انقدر مردم را ترغیب میکنیم بروند تولیدات داخلی بخرند؛ اما تولیدات ما مشکل دارد، بنابراین دولت باید این مشکلات رو حل کند.
قراردادهای رابطه ای به جای قراردادهای ضابطه ای؛
یعنی طرف قراردادهای دولتی ما خیلی جاها شرکتهایی هستند که آشنا هستند نه شرکتهایی که خوب کار میکنند! این ها منابع سنگین ما را دارند به هدر میدهند؛ بسیاری از منابع عظیم. اصلا میزان اسراف دولتی با میزان اسراف من و شما قابل مقایسه نیست، یه نمونه اش همینکه خدمتتون گفتم به دلیل لوله کشی فاسد و نامرغوب آب کشور 30% آب کشور دارد به هدر میرود؛ همینجوری ول میشه توی خاک، به دلیل کانال نکشیدن درست ما، کانال های غیراستاندارد ما، به جای اینکه این همه از باران رحمت استفاده کنیم داریم میلیارد میلیارد خسارت میدهیم چون نمیتوانیم آب را هدایت کنیم به یک منبعی و هی سیل میاد، مثلا 20 میلیارد خسارت فقط به گندم استان فارس در همین اواخر، 35 میلیارد خسارت به فلان، بابا بالاخره خدا میگه ما موندیم با این جماعت، بالاخره باران بفرستیم یا نفرستیم !! میفرستی سیل میاد، نفرستی قحطی میاد! خب برید خودتون رو درست کنید این چه وضعیه ایرانی جماعت؛ چرا اینطوری کار میکنید شما؟ واقعا همینطوری است ، میگن یه بنده خدایی ایرانی بود خیلی وضعش خراب بود بردنش جهنم، رد میشد دید یک جایی است خیلی وحشتناک، آدم می ایسته و یه سرب مذاب میاد، دهانش باز میشود و سرب مذاب میریزند در دهانش ؛ داغون میشه و میره. گفت اینجا کجاست؟ گفتند جهنم ژاپنی هاست، رد شد دید یک جای دیگر ملت رو پاستوریزه میبرند و صاف نگه میدارند و یک آقایی ایستاده و با نظم یک دکمه رو میزنه و سرب مذاب میریزه تو دهنش و طرف پدرش درمیاد! گفت اینجا کجاست؟ گفتن جهنم اروپایی هاست؛ رفت یه جا دید همه راحتند، گفت اینجا کجاست گفت جهنم ایرانی هاست؛ گفت چرا بیکارند؟ گفت یک روز سرب هست، اونی که میریزه نیست، یه روز سرب نیست، یک روز دستگاه خرابه...!
این ها اسراف است، بعضی از دوستان مثلا کارمند محترم دولت تشریف دارند ، از سر کارش اس ام اس میزند، یه چیز بگو حوصله مون سر رفته! یعنی صبح که میخواهد برود سر کار میگه اعصابمون خرد میشه، هیچ کاری نداریم اونجا! این ها اسراف است، ما نمیتوانیم استفاده کنیم، از این طرف بعضی از منابع را خراب میکنیم؛ خدمت مقدس سربازی و آموزش نظامی برا همه ی برادرها و حتی خواهرها، آموزش نظامی واجب است. "واعدوا لهم ما استطعتم من قوة" بچه شیعه ای که نظامی گری بلد نباشد بیخود دارد میگوید من شیعه هستم و منتظر ظهورم! به هر طریقی شده باید برود یاد بگیره، اما من دیدم در جاده اصفهان؛ فوق لیسانس رو گذاشته اند جلوی ماشین ها را بگیرد ! بزن کنار سرعتت اینقدر بود؛ فوق لیسانس پشت دوربین، مثلا می گفت فوق لیسانس شیمی دارم ، میخواهم بروم خارج از کشور! ما داریم هدر میدهیم، از این طرف مردم بیکارند، از آن طرف یک کارهایی به یک آدمهایی میدهیم که اصلا در شأنش نیست، سربازی باید تقسیم بندی شود، نه اینکه جوان ما عزا بگیرد که دو سال عمرم هدر میرود. بالاترین اسراف هدر دادن نیروی مفید جوانی در سرباز خانه های ماست. باید برایش برنامه داشته باشند، برنامه ندارید، آموزش نظامی اش را بدهیدبگذارید برود سر کارش، جنگ شد شیپور میزنی پا میشن میان، ما اگر برنامه نداریم خب مگر بیکاریم ؟! یرخی می گویند باید بروند عادت کنند به فلان، بابا برخی از این ها دارند میروند صدتا کار نادرست هم یاد میگیرند ! اگر تخصص دارد، در تخصصش باید استفاده شود، این ها منابع دولتی است که دارد اسراف میشود .
میزان فقرای جهان ؛ الان 1/3 میلیارد نفر فقیر درجهان داریم . یعنی کسانی که برای سه وعده غذا در روز مشکل دارند؛ در این آماری که گرفتم به کسانی میگویند فقیر که در سه وعده غذایی شان یک وعده یا دو وعده یا حتی بعضا سه وعده اش را ندارند بخورند! 1/3 میلیارد نفر از مردم جهان کسانی هستند که الان خیلی از ساعات روز گرسنه اند؛ غذا ندارند بخورند، بعد ما تبذیرهای جهانی می بینیم؛ مثلا آمریکا گندمهاش رو میریزه تو دریا که قیمت گندم رو ببره بالا، نمیدونم فلانی میاد شیر نفت رو باز میکنه که قیمت فلان بره بالا و ..
اما ملاک و معیار حد اسراف چیست؟ تا اینجا تعریف ها رو کردیم حالا میزان حد اسراف. یکی بحث گناه، یعنی اگر گناه شد دیگر گناه اسراف است؛ گفتیم از مهمترین قسم های اسراف که در 11 آیه قرآن آن را اسراف می دانست ، گناه هست، یعنی زیاده روی در گناه و چقدر رحمت خداوند در این آیات موج میزند که خداوند حتی در بحث نافرمانی خودش و گناه به ما میگوید اسراف نکنید. تا یک مقداریش را خدا همینجوری با رحمت میگذراند. تازه اسراف هم که میکنی آخرش میگوید "لا تقنطوا من رحمة الله" . اسراف هم کردی نا امید نشو .
2- حکم عقلی و معیارهای عقلی
؛ که بنده ببینم از نظر عقلی این کاری که میکنم اسراف هست یا نیست، عقلا این بررسی بشود.
3- عرف جامعه
. مثلا شما به مجلسی می روید که لازم است در این مجلس لباس فاخری داشته باشید، یک مجلسی میروید لازم نیست این لباس فاخر رو داشته باشید، در مجلسی که لباس فاخر لازم نیست چرا اسراف میکنید ؟؟ عرف به تو این اجازه را نداده است، همینطور در مسافرت،موقعی که سوار اتوبوس می شوی و .... من بعضی وقت ها مثلا تا میخوام سوار ماشین بشم سریع لباس و عمامه رو در میارم .میگن آقا چرا با عبا و عمامه نمی شینی! میگم خب این برای سخنرانیه، برای رانندگی که نیست . با این بنشینم این استهلاک می بره. رانندگی لباس خودش را دارد. خدا باید بپسندد، لباس مهمونی، کفش مهمونی، کیف مهمونی و تشکیلات، این ها در جای خودش مصرف بشود. در بحث آرایش برای خواهرها .. استفاده ی بسیار زیاد اقتصادی که برا غرب و صهیونیستها دارد و اثرات بسیار مخربی که روی پوست میگذارد که بماند؛ فرض می کنیم خواهری بخواهد آرایش کند، آرایش ِ کجا؟ برای کی؟ در خیابان که دیگه نباید آرایش کنی، مردم ببینند که چی بشود؟ بپسندند؟؟؟!! یک شوهر که بیشتر نمیخواهد!!!! مردم بپسندند! این ها اسراف است، غیر از گناه بی حجابی، بی عفتی، گناه کبیره ی اسراف هم بهش وصل میشود. فقط 45 دقیقه که وقتش را میگیرد برای اماده شدن، این وقتش هدر میرود بعد هم هزار تا مشکل دیگه. حالا در این بحث زیاد وارد نمی شویم.
انواعش : تبذیر رو که عرض کردیم. 2- اتلاف مال، تسلط بر مالت داشته باشه یه بحث 10 قسمتی ما کردیم تحت عنوان معیشت عاشورا راجع به تقدیر معیشت، اندازه گیری معاش، جوری که نه اذیت بشوی، نه در دام اسراف بیفتی و نه از این طرف در دام اقتطار بیفتی ؛ یعنی کم بگذاری برای خودت، اندازه گیری داشته باش برای خودت.
در روایت داریم سه گروه خداوند اصلا به دعایشان گوش نمی دهد: گروه اول کسانی که بیش از اندازه خودشان خرج کرده اند و حالا نشسته اند میگویند خدایا روزی برسان ! مثلا 400 هزار تومان حقوقش است، چند تا وام می گیرد که هر کدام 450 هزار تومان قسطش است !! به طرف گفتند حقوقت چقدر است؟ گفت 350 هزارتومان؛ گفتند چی کار میکنی زندگیت رو؟ خرج میشه؟ گفت بله 100 هزار تومان کرایه خونه میدیم، 150 هزارتومان قسط وام هامون هست ، 50 هزار تومان هم آب و برق و گاز؛ گفتند پس خرج خوراک و زن و بچه ..؟؟ گفت اون ها با امداد غیبی! گفتند امداد غیبی چیه؟ گفت هیچی ماه اول تلویزیونمون غیب میشه، ماه دوم قالیمون غیب میشه، ماه سوم ...!! بیخود می کنی اینطوری زندگی می کنی! خداوند میگوید دعای این را مستجاب نمی کنم، دعای مردی که نشسته و میگوید خدایا روزی من را زیاد کن اما خارج از اندازه خودش خرج کرده؛ میخواهی بروی وام بگیری، وامی بگیر که بتوانی بدهی، مطمئن باشی از عهده اش بر می آیی. میگه ما 3 تا 4 تا جوون جمع شدیم زدیم برا 10 میلیارد وام! اصلا تو ده میلیارد را میتوانی بشماری؟!! اصلا بلدی ببینی چند تا صفر دارد؟! چیزی اندازه خودت بگیر. این میشود اسراف؛ اتلاف مال. کسی که تسلط بر اموال ندارد.
3- اتلاف مال همراه با اضرار دیگری،
مال را تلف میکند یک نفر دیگر را هم اذیت می می کند. اینجا دو طبقه آپارتمانش خالی است بعد یک بدبختی در شیراز مجبور میشود در اتوبوس زندگی کند! چند تا خونه این ور و آن ور دارد، چند تا زمین این طرف آن طرف دارد.، 4 تا ماشین در پارکینگش دارد، آنوقت در شیراز و شهرهای دیگه مردم پیاده اند، مردم سرپناه ندارند. این میشود اسراف همراه با اضرار؛ داری ضرر میزنی این ها منابع مملکت است. این پول که داری خرج میکنی خودش هم هزینه خورده، یه گوشه انبارش کردی خب در بانک بگذار تا حداقل یک نفر با آن کار کند، بگذار در صندوق قرض الحسنه تا یک نفر با آن کار کند. می گوید گذاشتم برا روز مبادا، روز مبادا خدای مبادا رو هم داره ! حداقل یه جایی بگذارید که این پول در گردش باشد، بشود باهاش کار کرد.
خداوند تبارک و تعالی دستش بسته نیست؛ من و شماییم که به خدا یاد میدیم!!! چند شب پیش داشتم به خدا میگفتم؛ مناجات اقتصادی داشتیم با خدا، مشکلات مالی و این ها بعد گفتم خدایا در روایات داریم که بنده سرش رو بالا میکند میگوید که بده تا بدهم ! بعد خدا میگه نه اینجوری نشد تو بده تا من بدهم؛ اول تو باید بدهی، بعد گفتم ما دادیم هرچی داشتیم حالا نوبت شماست اگه اجازه بفرمایید وگرنه مشکلات قضایی برامون پیش میاد.
اینگونه است؛ شما بده تا خدا برساند. مدل اینطوریه؛ عین روایت است: شما رد کن تا خدا برساند. قبلا روی مثال هایش کار کردیم .
4- انفاق بی مورد:
یک نمونه اش همین همین گداهایی که در خیابان هستند، که همه شان از من که پولدارترند !! از تو هم مطمئن باش پولدارترند، صندوق صدقات هست، کیمته امداد هست، خیریه کانون هست به این ها بدهید. به جایی که مطمئن باشید از کانال خودش مصرف میشود، نه همینجوری در خیابان ! خوشحال هم هست که حالا مثلا دارد کمک میکند.
5- عدم توجه به ایثار به بهانه ی اسراف.
برخی می گویند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است! این ضرب المثل از کجا آمده ؟؟! روایت است؟؟ حدیث است؟؟ حضرت زهرا فرمودند الجار ثم الدار ؛ اول همسایه بعد خانه. ایثار رو ما داریم ولی برخی می آیند ایثار را حذف می کنند میگویند این اسراف است، میگوید اول زن و بچه ام؛ بله اول زن و بچه ات ولی تا چقدر؟ اول زن و بچه در حد خودشان، آدم برنامه می گذارد پس اندازی می کند؛ مسکنی، چیزی، اسمش را جایی مینویسه میره دیگه! بقیه اش دست خداست. جمع میکنند برای بچه هایشان! متاسفانه خصوصیت پول این است که هر چه زیادتر میشود خرج کردنش مشکلتر میشود؛ خیلی مشکلتر . بدهکار که هست، هرچه گیرش می آید رد می کند؛ اگر زیاد باشد هی باید فکر کند حالا ما کجا خرج کنیم؟ چیجوری خرج کنیم؟ بدبختانه پول یک خصوصیات بسیار زشت و کثیف دارد . انسان را در دام خودش نگه میدارد.
ایثار یعنی چی؟ یعنی انسان باید بتواند از خودش بگذرد؛ نکته دوم برخی از کیسه خلیفه خرج میکنند؛ یعنی چی؟ یعنی حقوق زن و بچه شان را، این را می برند ایثار میکنند
!
نه آقا حقوق خودت را ایثار کن! خیلی مردی خودت ساده تر زندگی کن، از خودت باید ایثار کنی نه از مردم؛ که امشب دیگه همه خواهر و برادرهای کوچیکترمون یاد بگیرن که برن جیب بابا رو خالی کنن؛ صبح هم بابا جیب خالی، بگه چی شد؟ میگن همه رو دادیم فلانی گفت ایثار کنین ما هم همه رو ریختیم در صندوق کمیته امداد! چهار پنج سال پیش بود فکر کنم براتون گفتم .. یک نفر اومد پیش ما گفت یه قضیه ای برای دختر من پیش اومده میخوام برا شما بگم؛ گفتم بفرمایین؛ گفت یه دختری دارم اول راهنماییه، ما صبح از خونه رفتیم اداره؛ تو مسیر برگشت خواستم یه چیزی بخرم دیدم هیچی تو جیبم پول نیست، عصبانی با یه بدبختی یه پولی از مغازه دار قرض کردیم نسیه برداشتیم اومدیم خونه؛ اومدم خونه داد زدم سر زنم که چندبار گفتم سر جیب من نرو بدون خبر؟ گفت من دست به جیب تو نزدم. میگفت ظهر بچه مون از راه اومد و ماهم اعصابمون خرد بود؛ گفت بابا یه کامپیوتر 490000 تومنی فلان جا دیدم و باید بریم بخریم؛ گفتم باباجون من الان هشتم گرو نهم مونده؛ کارمندم؛ 490000 تومن از کجا بیارم؟ گفت من یه هفته روش کار کردم و قیمت گرفتم و معلمم گفته باید بخری و 490000 تومن میشه، بعد بهش گفتم از کجا بیارم؟ گفت اونو هم حل کردم. گفت 7 تومن صبح از تو جیبت ورداشتم؛ دیشب آقای انجوی تو حسینیه گفت هر کی 1 تومن بده خدا هفتاد برابر بهش میده؛ 7 تومن از جیبت ورداشتم انداختم صندوق کمیته امداد، این 490000 تومن که خدا بهت داد بریم این کامپیوتر رو بخریم. طرف هم میگفت هیچی نگفتم بچم تو ذوقش نخوره؛ صبح اومدیم اداره دیدم یه نامه رو میزم بود که صندوق قرض الحسنه اداره یه اعلامیه زده بود که شماره برنده وام 500000 تومنی بلاعوض شدین، خوشحال شدیم دویدیم بریم بگیریم؛ طرف حساب و کتابها رو کرد بعد آخرش گفت 500000 تومن، مالیات بر فلان و فلان، 490000 تومن خدمت شما؛ میگفت تا گفت 490 من دوزاریم افتاد که آقا این قضیه همونه؛ اعتقاد داره دیگه.
ایثار با اسراف جور در می آید ؟؟ یعنی اسراف یک مقوله منفی هست و ایثار یک مقوله مثبت، نه اینکه میخواهد ایثار کند بگویی اسراف نکن !
6- اسراف در محبت.
قلب تو ، مهر تو و عشق تو نباید بازیچه و ملعبه شود، حق نداری کاسه دریوزگی و گدایی برای محبت درمقابل افراد دون دراز کنی؛ نباید به انسان پست محل گذاشت ! روابطی که بر مبنای التماس باشد، چندش آور است! کی هست که تو التماسش می کنی !!؟ روابط باید بر پایه تفاهم دو طرفه باشد، در رفاقت هایتان و در همه چیز. این ها چندش آور است؛ اسراف در محبت، چرا محبتت را خرج کسی میکنی که قدر محبت تو را نمیداند ؟!
7- اسراف در سخن:
حرف زدن یک هنر است؛ تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد، یک هنر است باید شما از این هنر به موقع و به جا استفاده کنید؛ انسانی که دائما حرف میزند تاثیر حرف زدنش را در موقعی که باید تاثیر بگذراد، می گیرد. هرکسی را می بینی حرف زدن هایش برایت خیلی تاثیر دارد بدان سکوت هایش خیلی زیاد است. انسان باید خودش را کنترل کند. نشسته میگه خب یه چیزی بگو ، حوصلمون سر رفت !! فکر کن، کار کن، برنامه ریزی ات به گونه ای باشه که انقدر اوقات بطالت نداشته باشی، نه فراغت، این ها بطالت است. آقا امیرالمومنین(ع) می فرمایند بطّالٌ بالنّهار ؛ بعضی ها در روزشان باطلند . هیچ هدفی برا زندگی ندارند: یه چیزی بگو بخندیم، یه چیزی بگو فلان؛ - خب چه خبر؟ سلامتی. - دیگه چه خبر؟ گفتم که هیچی سلامتی. - خب دیگه چه خبر ؟؟! الزاماً نباید خبری باشد!!
نکته: بعضیا وسواس پیدا میکنن که اسراف نکنن؛ اینم باز خراب میکنه کار رو؛ این دیگه خیلی شلوغش کرده؛ خواهر یا برادر کوچیکش داره وضو میگیره میگه: ببند شیرو، اسراف داری میکنی بدبخت این گناه کبیرست، بزنه به کمرت؛ میگم آقا تو به بهانه جلوگیری از گناه 10 تا گناه مرتکب شدی؛ 10 تا گناه کردی، دل این بچه رو شکستی، بد صحبت کردی؛ لحنت خراب بود، تحقیر کردی، کبر داشتی؛ هزارتا مشکل داشتی، به جای خدا در مورد نماز ایشون تصمیم گیری کردی.
بعضی ها به بهانه ی اسراف نکردن به وسواس می افتند، وسواس هم انحراف است نه اینکه دیگه اینقدر شلوغش کنی. در همین کانون داشتم وضو میگرفتم شیر آب رو نبستم؛ یه پسر 13، 14 ساله ای اومد شیر آب رو بست، یک نگاه به ما کرد و گفت اسرافه! من ناراحت نشدم ولی اگر بزرگتری باشد شاید ناراحت بشه؛ آقا امام مجتبی و آقا امام حسین اینجوری به اون پیرمرد تذکر دادند ؟؟ شاید ناراحت بشود . اول انسان ایم بعد مسلمان، به بهانه اسلام نمیشود قواعد انسانی را زیر پا گذاشت. ممکن است طرف لج کند ، مثلا میگوید اصلا دوست دارم باز بذارم !! یعنی امر به معروف و نهی از منکرت داره برعکس جواب میده.
8-اسراف در تجمل: پوشاک، خوراک و ... .
یک بحث داریم تحت عنوان تبرج که امام صادق میفرمایند: مِن محاسن النساء التبرج؛ از خوبیها و نیکیهای زنان، این است که اهل تبرج باشند. تبرج یعنی چه؟ تبرج یعنیدر همین حالت قوام، وسط، نه اسراف باشد نه تفریط باشد. از چیزی که دارند به زیباترین وضع استفاده کنند؛ به زیباترین وضع؛ دوست دارند تمیز باشد زیبا باشد، مرتب و منظم باشند؛ خیلی وقت ها ما تذکر دادیم این اسمش تجمل گرایی نیست؛ حالا مثلا خانمت یا خواهرت یا مادرت بهت میگه این پیرهنت اینجاش لک داره؛ میگی ول کن بابا من دوست دارم لک داشته باشه نباید آدم دل به دنیا داشته باشه! این روحیه تو هست؛ روحیه اون هم هست اون میگه نه نباید لک داشته باشه؛ این تجمل نیست تبرج است. آمدند خدمت آقا امام حسین (ع)، همسر امام حسین خانم شهربانو ایرانی بود، بعد دیدند وضعیت دکوری خونه امام حسین فرق دارد؛ این پشتی که گذاشتند و این تشکچه هایی که گذاشتند ایرانی است؛ چیدنش مثل عربها نیست. گفتند آقا این چه جوریه؟ این جدیده؟ گفتن خانم ایرانی هستن دیگه؛ گفتند شما چی؟ گفتن در خانه من اجازه میدهم خانم بچینه، با سلیقه خودش. زنان اهل تبرج هستند، خیلی بیشتر واردند که چگونه زینت بدهند؛ همین چیزی را که دارند قشنگ و زیبا نشان بدهند. این با تجمل فرق دارد؛ تبرج یعنی در بانوان ما یک مقداری استفاده از طلا، جزء زینت هایی است که توصیه اهل بیت است، ولی نه زیاد ؛ تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه این تعداد النگو یا سایر طلاجات ! این دیگر تجمل است. عزیز من خانه ات باید درش باز شود بسته شود، ایمنی از دزد داشته باشد. 10000 نوع قفل و 24 نوع دوربین تصویری و ... ، این ها تجمل است.
تبرج یعنی چی؟ یعنی برادرها و خواهرها، برادر دو دست لباس داشته باشد و از این لباس استفاده کند و بعد عوض کند، خواهرها 5- 6 دست، نه 6 هزار دست! این لباسی که آویزان کردی هی این نه، این، یک دختر دیگر یک گوشه شهر آرزو دارد یک شب این را بپوشد! دین داشته باشید. بعضی ها به اینجا رسیدند که انتخاب میکنند و بعضی ها اصلا ندارند ! نشسته انتخاب میکنه با کدوم ماشین بریم، با این نه، با اون حال نمیده، کدوم لباس رو بپوشم؟ اصلا گیج میشه ! مادری میگفت دخترش نشسته بود گریه میکرد می خواسته برود مهمانی، نمی دانسته میان این همه لباس کدام را بپوشد! مدل دیگرش هم دوتا خواهر هستند که دو شیفت مدرسه راهنمایی ، دو شیفت می گیرند که بتوانند چادر داشته باشند ، لباس و مانتو داشته باشند ! این ها درست است ؟؟؟!! تجمل یعنی چه؟؟ یعنی اینقدر زیاد دارد که گیر کرده است! هرچند وقت یک بار بروید سر کمد لباس هایتان هرچه اضافه هست بدهید به یک خیریه ای ، جایی که کسی خوشحال میشود؛ میخواهی نو بخری برو بخر چرا جمع می کنی!؟ مادرها که دیگر یاد گرفته اند جهاز جمع می کنند، میگم این لباسه چیه؛ میگه سیسمونی بچه ام قربونش برم ! میگم خب به قیافه تون نمیخوره نوه دار شده باشین ، میگه نه دختر بچه ام(بچه خودش هنوز بچه ست) جهاز داره برا این جمع میکنه! جهاز را بگذارید خدا میرساند.
9- اسراف در تکنولوژی:
یعنی دائم تکنولوژی اش را به روز میکند ؛ تلویزیون عوض میکند، موبایل عوض میکند، ماشین عوض میکند، دائم در این مسیر است. 2، 3 سال پیش تو تلویزیون نشون میداد با یک بنده خدایی که مهندس بساز و بفروش بود در تهران صحبت میکرد که یک بی ام و 420 میلیون تومن خریده بود، بهش میگفت این چیه؟ چرا خریدی 420 میلیون؟ بعد نمایشگاه دار میگفت این مشتری همیشگی ما هست ماشین میخره یه 10، 20، 30 میلیون زیر فی بالای فی، این ور اونور، میاد میده یه ماشین دیگه میخره دلش رو میزنه؛ 400 میلیون داره میده ماشین بعد دلش رو هم میزنه!! 400 میلیون بعد با 10 میلیون ضرر میده مثلا یه بنز ورمیداره، بعد 10 میلیون دیگه ضرر میده... این ها مریضند ! یا همین گوشی موبایل به محض اینکه شما کارتونش رو باز میکنی میخوره تو سر قیمتش، دفعه بعد که خواستی اینو عوض کنی هم تکنولوژی بالاتر رفته هم دیگه اینو به قیمت نو نمیخرند! دائم داریم ضرر میکنیم رو گوشی موبایل، بابا یه گوشی بخر بشین دیگه !! استفاده کن تا وقتی که خراب شد بعد عوض کن. یعنی اگر بخواهی در دام تکنولوژی بیفتی؛ تکنولوژی یعنی اقتصاد، یعنی جذابیتش دائما تو را بکشد دائما ازت پول بگیرد، تو هم مدام پولت را خرج کنی.
10- اسراف در مستهلک سازی و عدم نگهداری.
جنسی که دارند را خوب نگه نمی دارند، استهلاک می برد، به ساختمانشان نمی رسند، به ماشینشان نمیرسند به لباسشان نمیرسند، حضرت امام (رحمة الله علیه) زیرشلواری هایشان را هم اتو میکردند ! گفتند آقا چرا زیرشلواری اتو می کنید؟؟ زیر شلواری که دیگر راحت است، گفته بودند نه این اتو کرده که هست چروک نیست، عمر پارچه را زیاد می کند؛ استهلاکش را کم می کند.
خدا رحمت کند خادم حضرت امام رو؛ در بروجرد خدمتشون رسیده بودیم ، رحلت امام بود .قرار بود ایشون خاطره بگن بعد همراه خودش یه زیرپوش داشتند از حضرت امام که حالا داستانش چی شد بماند، ولی میگفتند این زیرپوش رو امام 6 سال استفاده کرده و واقعا خوب بود؛ می گفتند ببینید چقدر خوب نگه میدارند ! چیزهایی که داریم خوب نگه داریم، این هایی که دائم داریم تعویض ، در حقیقت داریم پول خرج می کنیم.
11- اسراف در آبرو و موقعیت خدادادی:
خداوند تو را مؤمن، مسلمان، شیعه قرار داده است. به برکت اهل بیت به تو آبرو داده است، حق نداری آبرویت را خرج کنی، اسراف است! حق نداری این کار را بکنی. خدا به تو یک موقعیت اجتماعی داده، حق نداری موقعیتت را خراب کنی، حالا چه با بی احتیاطی چه با گناه. باید موقعیتت را حفظ کنی، خدا به تو داده، نعمت ِ خداست؛ باید از نعمت خدا نگهداری کنی.
12- اسراف در عدم انتخاب اصلح و احسن:
یعنی همان چیزی که گفتم جنس بنجل را می خرد و دائم باید بیشتر بدهد. اصلح، یعنی بهترین و صالحترین، و احسن یعنی نیکوترین خریدها را باید انجام بدهد.
13- اسراف در وقت و عمر جوانی .
از عمر و جوانی تان خوب استفاده کنید . این مدت فرصت جوانی که قلبت و عقلت و جسمت آماده است، باید نهایت استفاده را بکنی. یک ماه به خاطر این قضیه گوشه گیره، یه ماه به خاطر اون قضیه، یک ما مشکل فکری دارد، یک ماه مشکل فلسفی دارد؛ به بهانه های مختلف. دائم درگیریهای ذهنی، مشغلات، اعصاب خرد، یک برنامه ریزی خوب بنویس برنامه باز، اوقات زمانی، استراحت هم داشته باش، به برنامه ات مقید باش. برنامه داشته باش جلو برو، هرچه بزرگترهای ما برای ما میگویند، در جوانی شان جمع کرده اند، اگر در جوانی کار نکند بعدها چیزی برای گفتن ندارد. آن موقع وقت جمع کردن نیست، وقت خوردن از جیب است ! آن وقتی که به نوجوان های 10 سال پیش میگفتیم حواستون باشه ؛ الان اومده بعد از 10 سال حواسش نبوده، بعد میگه این چه خداییه که 257 تاریخ گذشته و 356 خواستگاری رفتم و جوابم ندادند!! به این ادم میگم 10 سال پیش من بهت گفتم عزیزم قدر جوانی ات را بدان، خب به چی ِ تو زن بدهند؟!! دخترشون رو به چی ِ تو بدن؟ طرف رفته بود خواستگاری پدر دختر رک گفته بود من گوسفند هم به تو نمیدهم بروی بچرانی! تو به چه جراتی اومدی خواستگاری؟ نه کار و شغلی دارد، نه دین نه ایمان ، گاه گاهی لبی هم تر میکند!! دو پکی هم هر سه شب یک بار میزند، خب این بهش خر نمیدهند سوار شود!! به بطالت می گذراند.
دوران جوانی خیلی فرصت خوبی است؛ استادمون آقای دولابی فرمودند مراقب باشید دوتا چیز جوانی تان را به هدر ندهد: 1- شهوت2- غم .
این دوتا وقت جوان را می گیرد، شهوت ساعتهای بسیار زیادی برای چند دقیقه لذت انسان را می دواند و غم خمودی می آورد.فرمودند تا به غم رسیدید بروید سراغ کربلا، از اباعبدلله مدد بگیرید غم از دل میرود و در مقابل شهوت فکر کنید به اینده مطلوبی که در مقابلتان است، بنا نیست در 18 سالگی همه به همه چیز برسند! یک برنامه خوب داشته باشید، در 22، 23، 24، 25 آخرش دیگر یه قراری میرسید انشاالله که همه ما به آنجا برسیم.
من یک نکته را از بین همه بحثها به عنوان چارت و ساختار بحث خدمتتون عرض میکنم؛ آن هم اینکه خصوصی سازی، اجرای اصل 44 ؛ در بحث اسراف هم همین بساط را داریم؛ باید حاکمان ما، رسانه های ما و مردم ما در اجرای این بحث بسیج بشوند و گرنه این فرمان هم مثل سالهای قبل هیچ سدی نخواهد داشت، دوباره 15 روز سمینار برای الگوی مصرف و 250 نفر بیایند و بروند و هتل و غذا و و جوجه و از این بساط ها.. ! نه !! 1- حاکمان 2- رسانه ها و دررأسشرسانه ملی؛ صدا و سیما 3- مردم
وقتی این 3 مورد از بالا به پایین شروع شد ، از پایین به بالا هم شروع خواهد شد. یعنی یک دایره ای میشود؛ میشود اصلاح الگوی مصرف. در این دایره مردم وقتی ساده شدند، حاکمان تصمیماتی می گیرند که اسراف در آن کمتر است و ان ها که تصمیم گرفتند، رسانه ها هم رویش تبلیغ میکنند، کلیپ و تشکیلات و فرهنگ سازی، باز دوباره مردم؛ این دایره میگردد؛ مردم مُسرف نمیتوانند حاکمانی داشته باشد که سیاستهایی بچینند که این سیاستها بتواند الگوی مصرف را اصلاح کند، حاکمان مسرف هم نمیتوانند مردمی داشته باشند که به سیاستهای اصلاح الگوی مصرف تن بدهند؛ میگوید اول خودت. این وسط نقش رسانه بسیار بسیار مهم است، یعنی میلیونها برابر این جلسات نقش همین تلویزیون هست فقط و فقط .
بنابراین این چارت و ساختار را در نظر بگیرید؛ حاکمان + رسانه ها + مردم
دو جلسه صحبت کردیم بعد هم انشاالله سعی میکنیم در عمل کردن؛ برادر من ! خواهر من! به پوشاکت یک نگاه دیگر بکن، به خوراکت یک نگاه دیگربکن، به مصرفهای زائدت یک نگاه دیگر بکن؛ همه ی این ها را تعدیل کن؛ به محبتت یک نگاه دیگر بکن، به عمرت یک نگاه دیگر بکن، توقعت را از رسانه ها بهشون منتقل کن، و نسبت به حاکمان مُسرف هم منتقد باش و گرنه این ساختار جواب نمیدهد؛ اگر اینطور بشود انشاالله و امسال درست اجرا شود انشاالله، سال آینده انشاالله سال پرباری خواهیم داشت. یک تغییر لازم هست که انشاالله این کار را بکنیم، ما هم در سیاستهای کانون باید این بحث را داشته باشیم .اینجا هم در بعضی چیزها واقعا اسراف و تبذیر داریم چون پیمانه دستمان نیست، در غذا، در تبلیغاتمان هم همینطوریم ولی باز هم سعی میکنیم در سیاستهای کانون حداقل دربحث روشنگری این قضیه بیشتر کار کنیم . ر