ادامه مطلب
ادامه مطلب
مسجد فیوزبری هفته ای یک بار درهای خود را به روی فقرا می گشاید تا آنان و البته دیگران را با چهره واقعی اسلام آشنا کند. افراد بی خانمان و طردشده در شهر طوری به مسجد نگاه می کنند که گویی دوباره صاحبخانه شده اند.
دکتر محمد علی معاون مسجد می گوید این کمپین در راستای اهداف بین الادیانی است که مسجد برای خود تعریف کرده است؛ مسلمانان با این کمپین قصد دارند در همه امور اجتماعی شرکت فعال داشته باشند. مسجد فیوزبری تنها مسجدی است که از مرکز کنترل کیفیت بنیادهای خیریه موفق به کسب جایزه کیفیت شده است.
منبع: شفقنا
ادامه مطلب
اما گاهی مشاهده میکنیم که برخی از مساجد ما از رونق کافی برخوردار نیستند که یکی از علل آن تأسیس مسجد در مکانی بدون کارشناسی و نامناسب است، ممکن است این مسجد فاصله زیادی با مناطق مسکونی مردم داشته باشد و برای مردم به ویژه در زمان نماز صبح سخت است که فاصله دور بروند، بنابراین برای ساخت مسجد باید حواسمان باشد که بهترین مکان را برای دسترسی مردم در نظر بگیریم.
دومین مشکل ناقص بودن امکانات مساجد است گاهی مشاهده میکنیم مساجد ما از امکانات کافی مثل پارکینگ و مکانی برای نگه داری فرزندان و ... برخوردار نیست.
نکته سوم انحصار مساجد دست عدهای خاص است که آن را از رونق میاندازد، نباید این طور باشد که مثلاً مساجد دهههای زیاد در دست یک عده معدود باشد و به هر حال ممکن است این سلیقهها همیشه یک مدل باشد و از نظر و سلیقه دیگران استفاده نشود.
چهارم اهمیت ندادن بعضی از مجریان و دستاندرکاران مسجد به خواستههای شرکتکنندگان در فعالیتهای مذهبی است، فرض کنید یک خادم مسجد ممکن است برخورد و فعالیتی کند که برخی از مردم دوست ندارند.
همچنین بیتوجهی یا کمتوجهی به نیاز قشرهای خاص نظیر بانوان، جوانان، نوجوانان و ... باعث کم رونق شدن مسجد میشود، بنابراین اگر به نیازهای همه اقشار توجه نشود ممکن است بی میلی به حضور در مساجد پیدا کنند، بنابراین باید طراحی برنامهها به کمک هیأت امنا این مسأله رفع شود.
بینظمی در اجرای برنامهها نیز در این زمینه مؤثر است، به طور مثال برپایی نماز و برنامهها و جشنها باید منظم و مرتب باشد تا همه بدانند در چه ساعتی برنامهها برگزار میشود، علاوه بر این اختلاف نظر در بین مسئولین اداره کننده مسجد نیز تأثیر منفی در حضور مردم خواهد داشت.
اما درباره راههای جذب جوانان به مساجد باید گفت که نخست زنده بودن برنامههای مساجد و پرهیز از برنامههای تکراری به استثنای نماز جماعت، دعا و سخنرانی مذهبی بسیار مهم است، حتی در زمینه سخنرانیها هم میتوان زنده و متفاوت عمل کرد و کلاسهای آموزشی ویژه در این ضمن برپا کرد.
دوم تمیز نگه داشتن فضای مسجد بسیار مهم است، مسجد بهترین مکان عبادی است که از همه جای مناطق مسکونی و فضاهای کاری مسجد باید تمیزتر باشد چرا که محل عبادت و بندگی است.
نکته سوم برخورد خوش دستاندرکاران مسجد با کودکان و نوجوانان و جوانان است، چرا که این امر قشر جوانان را بسیار به مسجد جذب میکند، همچنین زیبندگی ظاهری امام جماعت و متصدیان مسجد نیز در این زمینه خیلی مهم است.
فارس
ادامه مطلب
بر اساس اخبار واصله، تیمهای تبلیغی بهائیان با حضور در بیمارستانهای تخصصی واقع در تهران به گفتوگو با اطرافیان بیماران شهرستانی میپردازند و در صورت نیاز، کمکهای مالی و شرایط مناسب اسکان را برای شهروندان بیمار شهرستانی فراهم میکنند و سپس آنها را به حلقههای شهرستان مدنظر معرفی میکنند تا در جلسات توجیهی حضور پیدا کنند.
گفتنی است؛ تبلیغات پنهانی یکی از شگردهای بهائیان در جذب افراد است که در پیام بیت العدل در 26 ژوئن سال 2006 اعلام عمومی شده است و همچنان در دستور کار تشکیلاتی آنان قرار گرفته است، تیمهای تبلیغاتی این فرقه وابسته به اسرائیل است.
ادیان نیوز
ادامه مطلب
«یا مَنْ لَهُ الدُّنْیا وَالآخِرَةُ ارْحَمْ مَنْ لَیسَ لَهُ الدُّنْیا وَالآخِرَةُ: ای آنکه دنیا و آخرت از آن اوست رحم کن بر کسی که دنیا و آخرت از آن او نیست.»
این را گفت و جان داد.
اهل شهر به مرگ او شادی کردند و بر جنازه او به شادی گذشتند، او را به بیرون شهر برده به مزبله انداختند و خاک و خاشاک بر جنازه اش ریختند.
مالک بن دینار را در خواب گفتند: فلانی درگذشته و به مزبله اش افکنده اند، برخیز او را از آنجا بردار غسل بده و در مقبره نیکان دفن کن.
گفت: پروردگارا! او در میان خلق به بدکاری معروف بود؛ مگر چه چیز به درگاه کبریای تو آورده که سزای چنین کرامتی شده است؟
جواب آمد: چون به حالت جان دادن رسید که نامه عمل خود را نظر کرد و چون همه را خطا دید، مُفلسانه به درگاه ما نالید و عاجزانه به بارگاه ما نظر کرد، چون دست بر دامن فضل ما زد، بر دردمندی او رحم کردیم و چنان او را بخشیدم که انگار گناهی نداشته بود، از عذاب نجاتش دادیم و به نعمت های پایدارش رساندیم، کدام درد زده به درگاه ما نالید که او را شفا ندادیم؟ و کدام غمگین از ما خلاصی طلبید که خلعت شادکامی بر او نپوشاندیم.
منهج الصادقین 8، ص 109.
حوزه
جلسه ملاقات تشکیل شد، بعد از گذشت ساعتی، پادشاه گفت: هر چند قرار بر این شده که از مذهب گفتگو نشود، ولی من یک سؤال دارم که اجازه بدهید بپرسم. شما شیعیان به چه جهت معاویه را دشنام و لعنت می کنید؟
سید گفت: قبل از جواب به سوال شما، من یک سؤال از شما می پرسم. پادشاه. گفت: بپرسید. سید گفت: فرض کنیم هنگام جنگ بین علی و معاویه تو هم بودی. هر یک از آن دو، تو را برای جنگ، به گروه خود دعوت می کردند. آیا امر کدام یک را اطاعت می نمودی؟ پادشاه گفت: چون علی بن ابی طالب به اتفاق مسلمانان خلیفه است و مخالفت او کفر به شمار می آید، نمی توانم او را مخالفت کنم؛ و البته دستور او را اطاعت می کردم.
سید فرمود: بعد از حضور در جنگ، اگر معاویه مبارز می طلبید و تو را به جنگ فرا می خواند و علی به تو امر می کرد که با معاویه جنگ کنی. آیا اطاعت می کردی یا سرپیچی؟ شاه گفت:چون سرپیچی از فرمان علی را کفر می دانم، قطعا اطاعت می کردم.
سید گفت: بعد از این، اگر معاویه بر تو شمشیر می کشید که تو را بکشد، آیا تن به کشته شدن می دادی یا از جهاد فرار می کردی؟ و آیا تو هم برای کشتن او شمشیر می کشیدی؟ شاه گفت: البته سعی در کشتن او می کردم.
سید گفت: این کار خود را طاعت می دانستی یا معصیت؟ شاه گفت: چون به امر علی بود، آن را طاعت می دانستم.
سید گفت: شخصی که تو سعی در کشتن او را طاعت می دانی، چرا در مورد علت مذمت کردن او، از من سؤال می کنی؟! شاه ساکت شد.
حوزه
و پس از آنکه آن(همه رنج و محنت) از مردم بدو رسید، رنجور و خانه نشین شد و تن(زار و نزار) ش(هماره) بی رمق(تر می) شد تا آنکه همچون چوبِ خشک گردید.
کم نیستند افراد نا آگاهی که «خَیال» را به سایه و شبح ترجمه می کنند، در صورتی که مراد از آن سازه ای است از چوب و به شکل انسان با لباس های سیاه و کهنه و پاره که در کشتزارها برای دور ساختن پرندگان و چرندگان بر پا می گردد و در فارسی «مترسه» یا «هراسه» نامیده می شود.
پی نوشت:
1. دعائم الاسلام، ج1، ص232. جوهری در صحاح ذیل ماده «خیل» چنین می نویسد: و الْخَیالُ: خشبةٌ علیها ثیابٌ سودٌ تُنْصَبُ للطَیر و البهائم فتظنُّه إنساناً.
ادامه مطلب
فرمود آيا خبرى عجيب تر از اين به تو نگويم مهاجران و انصار (پس از رحلت پيامبر) همه به اين سو و آن سو رفتند، سپس سه انگشت خود را نشان داد و فرمود: مگر سه تن (سلمان، ابوذر و مقداد).
گفتم: عمار ياسر چگونه بود؟
فرمود: خدا عمار را رحمت كند، بيعت كرد و (در جنگ صفين در ركاب على عليه السلام) شهيد شد.
من پيش خود گفتم: مقامى بالاتر از مقام شهادت نيست (پس عمار نيز در رديف آن سه نفر است).
امام باقر عليه السلام به من نگاه كرد و فرمود:
لعلك ترى انه مثل الثلاثة، ايهات ايهات
«گويا تو فكر مى كنى كه عمارياسر هم مثل آن سه نفر، و در رديف آنها است، هيهات، هيهات، كه عمار به درجه آن سه نفر برسد».
آرى گاهى افرادى بر اثر پيمودن مدارج ايمان و استقامت در راه آن به مقامى مى رسند، كه از مقام شهادت بالاتر است، و عمار با شهادت خود به آن مقام نرسيد.
داستانهای اصول کافی / محمد محمدی اشتهاردی
پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم به او فرمود: آن خبيث (شيطان) نزد تو آمد و گفت: چه كسى تو را آفريد؟، در پاسخ گفتى: «خدا»، او به تو گفت: خدا را چه كسى آفريد؟.
آن مرد مسلمان عرض كرد: آرى سوگند به خدائى كه تو را به حق مبعوث كرد همان گونه كه فرمودى، واقع شد.
رسول خدا فرمود: ذاك و الله محض الايمان: سوگند به خدا، اين عين ايمان است.
ابن ابى عمير مى گويد: من اين حديث را براى «عبدالرحمن بن حجاج» نقل كردم، او گفت: پدرم نقل كرد كه امام صادق عليه السلام در معنى سخن پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود: يعنى همين ترس از اينكه هلاك شده باشم، محض ايمان است (زيرا مؤمن از چنين القاء شيطانى نگران مى شود، ولى كافر از اين گونه القائات و بالاتر از آن، هراسى ندارد).
در حكايت ديگر آمده است: مردى هراسان نزد پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم آمد و گفت: منافق شدم.
پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود: سوگند به خدا منافق نشده اى، اگر منافق مى شدى نزد من نمى آمدى تا مرا به آن آگاه كنى، چه چيز تو را به شك انداخت گمانم آن دشمن حاضر (شيطان) به تو القاء كرد كه چه كسى تو را آفريد؟ در پاسخ گفتى: خدا مرا آفريد، او گفت: «چه كسى خدا را آفريد؟
آن مرد گفت: آرى سوگند به كسى كه تو را به حق مبعوث كرد، چنين شد.
پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود: شيطان از ناحيه (ناقص نمودن و يا انجام ندادن) اعمال، نزد شما مى آيد، همين كه در اين جهت بر شما چيره نشد، از راه القائات ذهنى به سوى شما هجوم مى آورد، تا شما را بلغزاند، وقتى كه براى هر يك از شما چنين پيش آمدى رخ داد، خدا را به يگانگى ياد كنيد.
و در عبارت ديگر فرمود: هرگاه خاطره هاى انحرافى به سوى قلب شما آمد بگوئيد: آمنا بالله و رسوله و لا حول ولا قوة الا بالله؛ «به خدا و پيامبرش ايمان آورديم، و قدرت نيروئى جز به سبب خدا نيست».
منبع: داستانهای اصول کافی / محمد محمدی اشتهاردی
حکم عبور نمودن از مقابل شخص نمازگزار چگونه است؟
نماز برقرارى ارتباط مستقيم با معبود است و مسلمان مؤمن در شبانه روز پنج مرتبه به عبادت و بندگى خالق خود مى پردازد. بنابراين شايسته است كه اين ارتباط با حضور قلب و خلوص نيّت باشد و از عواملى كه باعث اختلال در اين ارتباط مى گردد پرهيز شود.
روشن است كه پديدآمدن حالت حضور قلب، نياز به زمينه سازى و مقدمه چينى دارد و از جمله عواملى كه ممكن است مانع حضور قلب شود، نمازگزاردن در مكان هايى است كه پر رفت و آمد مى باشد و يا در مسير عبور و مرور مردم قرار دارد چرا كه عبور و مرور مانع حضور و خلوص مى شود. از اين رو فقها فرموده اند كه نمازگزاردن در معابر و راه هايى كه براى مردم ايجاد اشكال مى كند حرام است اما نماز خواندن در مكان هايى كه مانع عبور و مرور مردم نمى شود ولى ممكن است فردى از مقابل نمازگزار عبور كند از ديدگاه علماى شيعه مانعى ندارد، گرچه عده اى از فقها اين عمل را مكروه دانسته اند.
مرحوم صاحب جواهر مى نويسد: «پاره اى از فقهاى شيعه ـ در اين مسأله ـ عقيده به كراهت دارند; خواه مانعى باشد يا نباشد ولى در نصوص و روايات ما چيزى دال بر كراهت وجود ندارد و سكوت ائمه(صلى الله عليه وآله)نشانه عدم كراهت است». [1]
در يكى از روايات نقل شده كه امام حسين بن على(عليه السلام) مشغول نماز بودند، فردى از مقابل آن حضرت عبور نمود. برخى از افرادى كه آن جا حضور داشتند از عبور آن فرد جلوگيرى كردند. پس از آن كه امام نماز را به پايان رساندند فرمودند: چرا از عبور او جلوگيرى كرديد؟ گفتند: يابن رسول الله اين فرد بين شما و محراب قرار گرفت. حضرت فرمود: «إنَّ اللهَ عزَّوجل أَقْرَبُ مِنْ أن يَخْطُرَ فيما بَيْني وَ بَيْنَه أحدٌ»;[2] واى بر شما! خداوند نزديك تر از آن است كه فردى بين من و او قرار گيرد.
اما از نظر فقهاى اهل سنّت عبور و گذر از جلو نمازگزار در صورتى كه بين آنها مانعى مانند چوب، ريسمان و... نباشد حرام است ولى موجب بطلان نماز نمى شود و بين حرام بودن و باطل كردن عمل تفاوت وجود دارد چرا كه ممكن است عملى حرام و گناه باشد اما عامل باطل شدن فعل ديگرى نگردد; البته در شهر مكّه عبور و مرور از جلو نمازگزار هر چند بدون پوشش و مانعى باشد اشكالى ندارد. به عبارت ديگر از ديدگاه اهل سنت حكم عبور از مقابل نمازگزار را مى توان به چند بخش تقسيم نمود:
1. آيا عبور از جلو نمازگزار موجب بطلان نماز است؟
زحيلى مى نويسد: «إتَّفَقَ أئمةُ المَذاهبَ الأَرْبَعةَ عَلى أَنَّ المُرورَ بَيْنَ يَدَى المُصَلّي لا يَقْطَعُها وَ لا يُبْطِلُها و إنَّما يَنْقُصُ الصَّلاةَ إذا لَمْ يَرِدْهُ»[3]; پيشوايان مذاهب چهارگانه اتفاق نظر دارند كه عبور از جلوى نمازگزار نه باعث قطع نماز مى شود و نه آن را باطل مى كند; بلكه اگر نمازگزار عابر را باز ندارد، نمازش ناقص مى گردد.
2. آيا عبور از جلو نمازگزار حرام است؟
وهبه زحيلى مى نويسد: «از ديدگاه احناف، عبور از جلو نمازگزار، كراهت تحريمى دارد»[4]. اما در اين كه عابر، يا نمازگزار، يا هر دو گنهكار مى شوند چهار صورت فرض شده است:
الف) در صورتى كه براى عبور، راه ديگرى غير از جلو نمازگزار وجود داشته باشد، عابر گنهكار است.
ب) در صورتى كه عابر براى عبور راه ديگرى ندشته باشد و نمازگزار بدون سُتره روبروى عابر به نماز بايستد، نمازگزار گنهكار است.
ج) در صورتى كه نمازگزار، در مكانى كه محل عبور و مرور است بدون پوشش و ستره به نماز بايستد و عابران نيز راه ديگرى براى عبور داشته باشند، هر دو گنهكاراند.
د) در صورتى است كه نماز گزار، جلو خودش پوشش و ستره بگذارد و عابر نيز راه ديگرى غير از جلو نمازگزار، براى عبور نداشته باشدهيچكدام گنهكار نيستند.[5]
3. در چه صورتى عبور از جلو نمازگزار جايز است؟
از ديدگاه اهل سنت در شش صورت عبور از مقابل نمازگزار جايز است:
الف) در صحرا و بيابان و اين كه عبور بعد از موضع سجده باشد;
ب) در صورتى كه نمازگزار در معابر عمومى پوشش و مانع قرار نداده باشد;
ج) بين نمازگزار و عابر حايلى مانند پرده و... وجود داشته باشد;
د) تمام اعضاى عابر در مقابل نمازگزار قرار نگيرد;
هـ) در مساجد، هنگامى كه عبور بعد از پوشش و ستره باشد;
و) عبور، به خاطر پركردن جاهاى خالى صفوف مقدم جماعت. [6]
4. جلونمازگزار، چه مسافتى را شامل مى شود؟
در صحرا و يا مساجد بزرگ، عبور از جايى كه نمازگزار ايستاده تا موضع سجده حرام مى باشد. در خانه و مساجد كوچك كمتر از 40 ذراع و نيز عبور از جايى كه نمازگزار ايستاده تا ديوار قبله حرام مى باشد و اين در صورتى است كه ستره و پوشش وجود نداشته باشد. [7]
5. منع از عبور چه حكمى دارد؟
به نظر حنفى ها، جلوگيرى از عبور عابر، رخصت، ـ جايز ـ و مانع او نشدن و عدم درگيرى با وى عزيمت ـ واجب ـ ، مى باشد.[8]
[1].جواهر الکلام ،ج8،ص405.
[2]. وسائل الشیعه،ج5،ص133.
[3]. الفقه الاسلامی و ادلته،ج2،ص128.
[4].همان،ج2،ص124.
[5].همان.
[6].همان/127.
[7].همان.
[8].همان/128.
ادامه مطلب
در این بحران شدید یکی از ریش سفیدان آنها به نام ابو مغیرة بن عبدالله که پیرمردترین افراد اهل مکه بود چنین پیشنهاد کرد هر کس اکنون به عنوان نخستین نفر از در مسجد که در آن وقت باب بنی شیبه نام داشت اکنون به آن باب السلام میگویند وارد شد او را داور قرار دهیم و به حکم او عمل کنیم همه قبائل این پیشنهاد را پذیرفتند.
و اجتماع کردند چشم ها به آن در دوخته بود ناگاه دیدند محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان نخستین نفر از آن در وارد شد همین که او را دیدند فریاد زدند: هذا الامین رضینا هذا محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها رسید آنها ماجرا را به پیامبر گفتند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بی درنگ به آنها فرمود پارچه ای بیاورید پارچه ای آوردند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حجر الاسود را در میان آن پارچه را بگیرید و حجرالاسود را بلند نموده به نزدیک جایگاهش بیاورید آنها چنین کردند آن گاه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حجر الاسود را برداشت و در جای خود نهاد.
منبع: سیره ابن هشام، ج 1، ص 304 تا 310.
ادامه مطلب
جانسون درباره دلیل ملاقات خود با زاکربرگ نیز برای هواداران خود خبرهایی داشت. او با اشاره به این که اولین بازیگر سینمای هالیوود خواهد بود که از سرویس تازه پخش آنلاین ویدیوی این شبکه اجتماعی به نام فیسبوک لایو استفاده میکند، گفت : «مارک و من درباره ایجاد و توسعه راههای جدید برای ارتباط با هوادارانم صحبت کردیم.»

بازیگر «هرکول» در ادامه توضیحات خود افزود : « من قبلا چندین بار به این نکته اشاره کردهام، که ارتباط با طرفداران بهترین قسمت کار من است و فیسبوک لایو یکی از راههای قدرتمند ارتباط من با طرفدارانم خواهد بود.»
باشگاه
در پی انفجار هفته گذشته در مرز ترکیه با سوریه توسط داعش که منجر به کشته شدن برخی از دانشجویان ترک شد، روزنامه دیلی نیوز تصویری تازه از آن واقعه منتشر کرد.
در این تصویر که لحظات پس از انفجار بمب را نشان می دهد یک پزشک مجروح دست دوست خود را به هنگام جان دادن گرفته است.

باشگاه

ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.






















