تاريخ : پنج شنبه 4 تیر 1394  | 8:22 PM | نویسنده : LoverMohamad
تصویر دیدنی از "حاج احمد"



احمد کاظمی به تاریخ دوم مرداد 1337 در شهر «نجف آباد» (استان «اصفهان») متولد شد. وی، با شروع جنگ ایران و عراق، با یک گروه ۵۰ نفره در جبهه‌های آبادان حضور یافت و نبرد با متجاوزان را آغاز کرد.

 

چندی بعد، این گروه ۵۰ نفره به یکی از یگان های قدرتمند سپاه یعنی «لشگر زرهی ۸ نجف اشرف» (یگان ویژه رزمندگان شهرستان نجف آباد) به فرماندهی «احمد کاظمی» تبدیل شد. وی در سال ‪ ۱۳۷۲‬ به عنوان فرمانده سپاه «منطقه شمال غرب» منصوب شد و به سال ‪ ۱۳۷۹‬سکان فرماندهی «نیروی هوایی سپاه» را به دست گرفت. ‪ پنج‬ سال بعد، «احمد کاظمی» حکم فرماندهی «نیروی زمینی سپاه» را از مقام معظم رهبری دریافت کرد و سه ماه بعد، به هنگام مأموریتی نظامی، طی سانحه ای هوایی خلعت شهادت پوشید.


تصویری که پیش رو دارید، «حاج احمد کاظمی» را در کنار «حسن آقایی» (از فرماندهان «لشکر14 امام حسین (صلوات الله علیه)») در خط مقدم نبرد (احتمالا «کربلای 5») در نمایی دیدنی به ثبت رسانده است.


روحمان با یادش شاد

هدیه به روح بلند پروازش، صلوات

 

 

مشرق

 



نظرات 0
تاريخ : پنج شنبه 4 تیر 1394  | 12:10 AM | نویسنده : LoverMohamad
شهیدی در تشییع پیکر شهید +عکس

به نقل از اویس، شهید رسول خلیلی و رضا کارگر برزی دو تن از شهدای مدافع حرم حضرت زینب(س) هستند که در دفاع از حرم عقلیه بنی هاشم(س) به شهادت رسیدند. عکس ذیل مربوط به چهاردهم مرداد ماه سال ۱۳۹۲ و تشییع جنازه شهید رضا کارگر برزی است. شهید رسول خلیلی سه ماه پس از شرکت در تشییع جنازه شهید کارگر برزی در تاریخ بیست و هفتم آبان ماه سال ۱۳۹۲ به رضا و سایر رفقایش پیوست.


امیرالمومنین(ع) چنین فرمودند :  برترین دوست و برادر تو کسی است که در کار خیر سبقت گیرد و تو را هم به سوی خیر بکشاند ، و تو را به نیکی فراخواند و یاری کند.  میزان الحکمه جلد ۱ صفحه ۵۷ حدیث ۲۶۷

 

 

 



نظرات 0
تاريخ : پنج شنبه 4 تیر 1394  | 12:07 AM | نویسنده : LoverMohamad
نقاشی های دختری که پدرش را هرگز ندیده است +عکس

اگر راهتان به قطعه شهدا در وادی رحمت افتاده باشد با مزار شهیدی روبرو خواهید شد که نقاشی هایی کودکانه بر روی آن نقش بسته و توجه عده ای را به خود جلب کرده است.


قصه ی این نقاشی ها بی ارتباط با دختری نیست که چندی پیش در سفر رییس جمهور به تبریز در فرودگاه به استقبال ایشان رفت.

 

 

 

 

زهرا، دختر ۸ ساله ای است که هر پنجشنبه برای دیدن پدرش لحظه شماری می کند و قلم به دست گرفته و تصویرهای ذهنی خود را از پدری که هیچ وقت ندید به قاب تصویر کشیده و بر مزار پدر می چسباند.


زهرا خلاءهای احساسی و بیان تصاویر ذهنی خود را از پدر شهیدش با زبان رنگ و بوم خلق کرده و هر پنجشنبه در قطعه شهدا بر سنگ قبر پدر چسبانده و با او سخن می گوید.

 

 

 

 

زهرا صفری فرزند شهید ناصر صفری از شهدای عاشورایی آذربایجان می باشد.


شهید صفری پنجم خرداد ماه ۱۳۸۷ بعد از نماز صبح در مسیر روستای حاجی جفان از روستای های شهرستان سلماس در اثر انفجار ماده منفجره کنترل از راه دور که توسط گروهک تروریستی پژاک در آن منطقه کار گذاشته شده بود، مجروح و در ششم خرداد به دسته عظیم شهدا پیوست و در هفتم خرداد نیز در گلزار شهدای وادی رحمت تبریز به خاک سپرده شد.

 

 

 

 

مستند نقاشی هایی به وسعت دریا چندی پیش و با همکاری خانواده و دوستان آن شهید به قاب تصویر رفت.

 



نظرات 0
تاريخ : پنج شنبه 4 تیر 1394  | 12:00 AM | نویسنده : LoverMohamad
تصویر دیده نشده از وزرای دولت نهم

 نمایی که پیش رو دارید، احتمالا در اواسط سال 1363 شمسی در قرارگاه «حمزه سیدالشهدا(علیه السلام)» به ثبت رسیده است. در تصویر، علاوه بر شهید «حسن آبشناسان» (فرمانده‌ی وقت تیپ 23 نیروی ویژه هوابرد و فرمانده‌ی وقت قرارگاه شمالغرب ارتش که در سال 64 و در «عملیات قادر» به شهادت رسید) و «محسن رضایی» (فرمانده‌ی وقت سپاه پاسداران)، دو تن از دیگر از فرماندهان سپاه در جبهه‌ی غرب نیز دیده می شوند. آقایان «سید پرویز فتاح قره باغی» و «صادق محصولی». این رزمندگان، دو دهه بعد از برداشته شدن تصویر ذیل، در «دولت نهم» به وزارت رسیدند.


«سید پرویز فتاح قره باغی» در کابینه‌ی نهم، چهار سال به عنوان «وزیر نیرو» خدمت نمود و در حال حاضر، ریاست «کمیته امداد امام خمینی» را بر عهده دارد.


«صادق محصولی» مدتی در «دولت نهم» وزارت کشور را عهده دار گردید و در دولت دهم نیز مدتی سکانِ «وزارت رفاه و تامین اجتماعی» را در دست گرفت و در حال حاضر مسئولیت دولتی ندارد.

 

 

 

مشرق

 



نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 3 تیر 1394  | 2:59 AM | نویسنده : LoverMohamad
یک نفر جواب این مادر را بدهد! +عکس

، دقایقی بعد از اذان مغرب، کاروان شهدا وارد خیابان بهشت شد تا تابوت های شهدا، روی دوش مردم فرود آیند در «معراج الشهدا». به تقلا افتادم که راهم را از میانه ی ازدحام باز کنم به سمت «معراج» در پیاده کردن شهدا شرکت کنم.


تنه زنان و لایی کشان از مقابل شهرداری تهران رد می شدم که چشمم خورد به جوانی رعنا که با چشمانی اشک آلود، عکسی از یک غواص را روی دست گرفته و زل زده به تریلرِ پر از تابوت که مقابلش ایستاده. عکس هم تازه‌ چاپ و رنگ و رو دار و خیلی خوشگل و براق بود. از آن عکس هایی که چشمان امثال من را به درخشش از نوع کارتونی‌اش می اندازد. هوا تاریک تر از آن بود که عکاسی در کلاس من بتواند عکس خوبی ثبت کند اما هر چه بود با فلاش و بالا بردن حساسیت، یه چیزکی گرفتم.


دلم نیامد اسم و رسم شهید را نپرسم. سر و صدا آن قدر زیاد بود که مجبور شدم جلو بروم و سرم را بیخ گوش جوان بگذارم و بپرسم :« شهید فامیل شما است؟» جوابی داد که اصلا نشنیدم. دوباره پرسیدم: «اسم و رسمش چیه؟» فقط این را متوجه شدم: «نمی دونم. مادرش نشسته اون جا، ازش بپرس».

 

جوان کاملا در حال خودش بود و برای نشان دادن جای مادر، فقط سرش را کمی به چپ تکان داد. دیدم یک قدم عقب تر، زیر تیرک چراغی، پیربانویی با یک شاخه گلایول به دست، نشسته به تماشای تریلر ها. مودبانه فاصله ام را کم کردم. برای سلام و عرض ادب، حرکات دست و سر کافی بود اما برای حرف زدن باید صدایم را بالا می بردم تا بشنود:


- حاج خانم خدا شهیدتون رو رحمت کنه. اسمشون چیه؟

- حمید میانلو مطلق

-مزارشون کجاس؟

-جنازه اش نیومده؟


عجب داستانی بود. یک لحظه احساس کردم «مادر حمید» آمده عکس پسرش را روبروی تابوت ها گرفته تا رفقای بازگشته از سفرش، خجالت بکشند و او را وادار کنند که برگردد...


-چند سالش بود حاج خانم؟

-31 سال

-بهتون گفتن کجا شهید شده؟

-بله. هورالعظیم

-یعنی عملیات «بدر» یا «خیبر»؟


احساس کردم حاج خانم یکه ای خورد و کمی فکر کرد اما یا چیزی از اسامی به ذهنش نرسید یا واقعا ربطی به آن دو عملیات نداشت. در نهایت جوابش این بود:«از بچه های اطلاعات - عملیات بوده، رفته برای شناسایی، اونجا اسیر شده و بعد هم شهیدش کردن»


در آن شلوغی و همهمه و اصراری که برای رسیدن به پایین آوردن شهدا از تریلر داشتم، دیگر دلیلی برای ادامه ی صحبت ندیدم. به فکرم رسید خم شوم و چادرِ مادر را ببوسم. دیدم مثل بچه ها خجالت می کشم. بی خیال شدم و بعد از خداحافظی، رفتم سمت «معراج». اینم روزی ما از تشییع «غواصان شهید».


27 خرداد 1394

مرتضی قاسمی

 

 

 

 

مشرق



نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 3 تیر 1394  | 2:56 AM | نویسنده : LoverMohamad
این مرد دلِ چمران را لرزاند +عکس

«ایرج رستمی» به تاریخ 26 شهریور 1320 شمسی، در «آشخانه»(توابع «بجنورد») متولد شد. «رستمی» پس از پایان دوران تحصیل مقدماتی در زادگاهش ،راهی دوره سربازی در مشهد مقدس شد و پس از اتمام دوران سربازی به ارتش پیوست و به نیروی هوابرد شیراز منتقل و هم زمان با خدمت در ارتش موفق به اخذ دیپلم شد و توانست به دانشگاه افسری نیز راه پیدا کند.


پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با گسترش دامنه آتش فتنه داخلی، «رستمی» از سوی ارتش به کردستان اعزام  و در آن جا با «دکتر مصطفی چمران آشنا» شد. وی در آبان 1358 شمسی در کردستان مجروح شد و 9 ماه در بستر افتاد. در همین ایام بود که دکتر چمران، بارها به عیادت او رفت و هم‌چنین نامه‌ای به او نوشت که نشان از ارادت و محبت عمیق آن عارف وارسته به «ایرج رستمی» داشت. متن نامه مزبور به این قرار است:


بسم الله الرحمن الرحیم

دوست عزیزم! آقای رستمی قهرمان پرافتخار ما

هر وقت که به تو فکر می کنم از شدت شوق قلبم می لرزد و اشک به چشمانم حلقه می زند.

امیدوارم که هر چه زودتر، صحت و سلامت خود را بازیابی و با هم در کوه ها و دشت ها و دره ها و در خطرناک ترین سنگرها برای پاسداری از ایران و انقلاب فداکاری کنیم.

دوست‌دار تو

دکتر چمران

 

 

 

 

دوستی و هم راهی میان دکتر چمران و سرگرد «ایرج رستمی» تا آخرین روز حیاتِ این افسرِ مومن، پایدار ماند. با آغاز جنگ تحمیلی راهی جبهه‌های حق علیه باطل شد و پس از مدتی به دستور شهید چمران مرکز آموزش نیروهای ستاد جنگ‌های نامنظم را راه‌اندازی کرد و مسئولیت ستاد آن مرکز در منطقه «درب خزینه» از سوی شهید «چمران» بر عهده وی گذاشته شد. پس از مدتی، «ایرج رستمی» جانشین شهید چمران در فرماندهی ستاد جنگ های نامنظم شد و مرد شماره 2 این گروه گردید.


رهبر انقلاب اسلامی، «حضرت آیت الله خامنه ای» در توصیف شهید «ایرج رستمی» گفته است:

 «معروف بود در دوران دفاع مقدس میگفتند فلانی نور بالا میزند، روشن است؛ یعنی بزودی شهید خواهد شد. این نورانیتِ حضور بسیجی بود؛ این را من خودم مشاهده کردم؛ نه یک بار و دو بار. یک موردی که مربوط به همین استان شماست، بد نیست عرض کنم. یک سرگرد ارتشی که بعد ما فهمیدیم ایشان اهل آشخانه است - سرگرد رستمی - به میل خود، به صورت بسیجی آمده بود در مجموعه‌ی گروه شهید چمران، آنجا فعالیت میکرد. بنده مکرراً او را می ددیدم؛ می‌آمد، می رفت. یک شبی با مرحوم چمران نشسته بودیم راجع به مسائل جبهه و کارهائی که فردا داشتیم، صحبت میکردیم؛ در باز شد، همین شهید رستمی وارد شد. چند روزی بود من او را ندیده بودم. دیدم سرتاپایش گل‌آلود است؛ این پوتینها گل‌آلود، بدنش خاک‌آلود، صورتش خسته، ریشش بلند؛ اما چهره را که نگاه کردم، دیدم مثل ماه میدرخشد؛ نورانی بود. روزهای قبل، من این حالت را در او ندیده بودم. رفته بود در یک منطقه‌ی عملیاتی، آنجا فعالیت زیادی کرده بود؛ حالا آمده بود، میخواست گزارش بدهد. او بعد از چندی هم به شهادت رسید. ارتشی بود، اما آمده بود بسیجی وارد میدان شده بود؛ فعالیت میکرد، مجاهدت میکرد، حضور فداکارانه داشت - در همان مجموعه‌ی بسیجىِ شهید چمران - بعد هم به شهادت رسید.»


ایشان در جمع دیگری، مجددا از شهید رستمی یاد کرده و فرموده اند:

«مرحوم شهید رستمی - که او هم از شهدای خراسان است؛ یک فرد روستائی و به ظاهر عامی - توی جمعی که فرماندهان درجه‌ی یک نشسته بودند و رئیس جمهور وقتِ آن روز هم نشسته بود، آمد صحبت کرد و گزارش میدان جنگ داد، جوری که همه‌ی این فرماندهان رسمی ای که نشسته بودند مبهوت شدند! »


«ایرج رستمی» سرانجام در بامداد روز 31 خرداد 1360 شمسی، با آتش دشمن بعثی، در منطقه دهلاویه بال در بال ملائک گشود. «دکتر مصطفی چمران» چند ساعت بعد، پس از دریافت خبر شهادت معاونش، این جملات را بر زبان آورد:


«خدا «رستمی» را دوست داشت و برد، اگر ما را هم دوست داشته باشد، می‌برد».


تنها چند ساعت پس از آن، «مصطفی چمران» با خون خویش وضوگرفت و به دوست عزیزش ملحق شد.

 


روحمان با یادشان شاد

هدیه به ارواح بلندپروازشان صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

شهید «ایرج رستمی» (با دوربین به گردن)

 

شهید «ایرج رستمی» (با دوربین به گردن)، شهید «ناصر فرج الله» نیز در تصویر دیده می شود

 

شهید «ایرج رستمی» (نفر اول از چپ)

 

 

 

 

مشرق

 



نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 3 تیر 1394  | 2:53 AM | نویسنده : LoverMohamad
عکسی که در آخرین مرخصی انداخته شد

شهید محمدحسن یعقوبی در سال 65 در حاج عمران به شهادت رسید. یکی از فرزندانش هم در سال 80 و در مبارزه با اشرار در تربت جام شهید شد. آنچه می بینید، آخرین عکس از شهید محمدحسن یعقوبی در آخرین مرخصی به همراه همسر و فرزندان است.


در کنار این عکس، تصویری از مجید، فرزند دیگر شهید محمدحسن یعقوبی دیده می شود که امروز راه پدر و برادر شهیدش را ادامه می دهد.

 

 

 

مشرق

 



نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 3 تیر 1394  | 2:45 AM | نویسنده : LoverMohamad
عکس/ در سوگ "چمران"

 شهید مصطفی چمران از جمله شهدایی است که کمتر کسی با نام پرآوازه اش غریبه است. چمران شهیدی بود که به واقع می توان او را از عرفا برجسته حساب کرد و او بود که پشت پا زد به همه امکانات چشم نواز دنیایی از جمله یک زندگی علمی در آمریکا که جزو اساتید برجسته دانشگاهی آنجا نیز به حساب می آمد.
 
 
وی با شنیدن ندای داد خواهی مردم لبنان به این کشور رفت و در کنار امام موسی صدر سالها به مبارزه علیه رژیم صهیونیستی پرداخت. امروز نام چمران به گونه ای در این کشور محبوب است که برخی از خانواده های لبنانی نام کودکان خود را چمران می گذراند.
 
 
شهید چمران با آغاز درگیری های ضد انقلاب در غرب کشور و شروع جنگ تحمیلی به ایران آمد و حماسه های درخشانی را به خصوص در کنار شهیدانی چون اصغر وصالی رغم زد.
 
 
وی مدتی وزارت دفاع را نیز عهده دار بود و سرانجام به تاریخ 31 خرداد 60 مزد تمام زحماتش را از خدا گرفت و شهید شد.
 
 
آنچه خواهید دید تصویری است از بسیجیانی که بر مزار این شهید عزیز حاضر شده و دقایقی از فراق دکتر مصطفی می گریند.
 
 
 
فارس


نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 3 تیر 1394  | 2:43 AM | نویسنده : LoverMohamad
تصاویر کمتر دیده شده از وداع برادرانِ «شهید چمران»

 دو تصویری که پیش رو دارید، روز دوم یا سوم خرداد 1360 شمسی، به هنگام اجرای آیین «تغسیل» پیکر مطهرِ شهید دکتر مصطفی چمران» به ثبت رسیده است. عکاسِ این نماها، هم رزمِ دکتر چمران در «ستاد جنگ های نامنظم» هنرمندِ جاویدنشان «کاظم اخوان» است.(او در 14 تیرماه سال 1361 شمسی، به همراه «حاج احمد متوسلیان»، در «لبنان» جاودانه شد). «عباس چمران» چندین سال بعد به رحمت ایزدی پیوست و مهندس «مهدی چمران» امروز ریاست شورای شهر تهران را بر عهده دارد.
 
 
هدیه به روح بلندپرواز شهید دکتر مصطفی چمران صلوات
 
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 
 
 
 
مشرق
 


نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 3 تیر 1394  | 2:23 AM | نویسنده : LoverMohamad
عکس/ آیت الله خامنه ای در مراسم همرزمش

 نمایی که پیش رو دارید، 33 سال قبل، چند روز پس از شهادت دکتر مصطفی چمران «وزیر دفاع وقت» و «رئیس ستاد جنگ های نامنظم جنوب» توسط عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی برداشته شده. «انجمن تاکسیرانی تهران» مراسم بزرگ‌داشتی را برای آن شهید عزیز برگزار نموده که سخنران این مراسم، «آیت الله خامنه ای» امام جمعه‌ی تهران و نماینده‌ی توامان امام خمینی در «شورای عالی دفاع» است.
 
 
 
مشرق


نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 3 تیر 1394  | 2:19 AM | نویسنده : LoverMohamad
همراه و همسفر لبنانی شهید چمران +تصاویر
بالاخره یک روز غاده همراه با یکی از دوستانش به موسسه می‌رود. فردی را که لبخند بر لب داشت را به او معرفی می‌کنند و می‌گویند: چمران است. غاده جا می‌خورد...

به گزارش سرویس مقاومت جام نیوز، هنر شهید مصطفی چمران باعث می‌شود که چمران با غاده جابر آشنا شود. داستان از آنجایی شروع می‌شود که غاده به درخواست سید محمد غروی به دیدار امام موسی صدر در مجلس اعلای شیعیان می‌رود. امام موسی از نوشته‌های زیبای غاده تعریف می‌کند و می‌پرسد: "شما کجا مشغول هستید؟" غاده می‌گوید: "در یک دبیرستان دخترانه درس می‌دهم." امام موسی صدر از غاده می‌خواهد که با آنان همکاری داشته باشد اما وی قبول نمی‌کند. امام موسی صدر می‌گوید: "به تو پول بیشتری می‌دهیم و با ما کار کن" اما غاده باز هم قبول نمی‌کند و با ناراحتی می‌رود. امام موسی صدر به دنبال غاده می‌رود و با تواضع عذرخواهی می‌کند و می‌پرسد: "چمران را می‌شناسی؟." غاده می‌گوید: "اسمش را شنیده‌ام."

 

 

 

 

غاده از جنگ ناراحت بود و دل دیدن کسانی که در خون و هیاهو و جنگ شریک باشند را نداشت. اما امام موسی صدر اصرار داشت که او چمران را ببیند.


امام موسی صدر به غاده می‌گوید: "چمران این طور نیست. ایشان دنبال شما می‌گشت. ما موسسه‌ای داریم برای نگه‌داری بچه‌های یتیم. فکر می‌کنم کار در آنجا با روحیه‌ی شما سازگار باشد. من می‌خواهم شما بیایی آنجا و با چمران آشنا شوی." بالاخره غاده قول می‌دهد که به دیدن چمران برود.


شش هفت ماه از این قرار می‌گذرد اما غاده هنوز به موسسه نرفته بود. اسم چمران برای غاده همراه با جنگ بود و او دوست نداشت چمران را ببیند.


تا اینکه سید غروی هدیه‌ای به غاده می‌دهد. هدیه تقویمی است که دوازده نقاشی بر روی آن است. یکی از نقاشی‌ها زمینه‌ای کاملا سیاه داشت و وسط این سیاهی شمع کوچکی می‌سوخت که نورش در مقابل این ظلمت خیلی کوچک بود. زیر این نقاشی به عربی شاعرانه‌ای نوشته بود: من ممکن است نتوانم این تاریکی را از بین ببرم، ولی با همین روشنایی کوچک فرق ظلمت و نور و حق و باطل را نشان می‌دهم و کسی که به دنبال نور است این نور هر چه‌ قدر کوچک باشد در قلب او بزرگ خواهد بود.

 

 

 


بالاخره یک روز غاده همراه با یکی از دوستانش به موسسه می‌رود. فردی را که لبخند بر لب داشت را به او معرفی می‌کنند و می‌گویند: چمران است. غاده جا می‌خورد. فکر می‌کرد آدمی که نامش با جنگ گره خورده است، آدم قسی است اما لبخند و آرامش مصطفی او را غافل گیر می‌کند. غاده از دوستش می‌پرسد: "مطمئنی که این آقا چمران است؟!"


مصطفی تقویمی می‌آورد. همان تقویمی که سید غروی به غاده داده بود. غاده می‌گوید: "من این را دیده‌ام." مصطفی می‌پرسد: "از کدام تابلو بیشتر خوشتان آمد؟." غاده می‌گوید: "شمع. شمع خیلی مرا متاثر کرد. این شمع. این نور. انگار در وجود من است. من فکر نمی‌کردم کسی بتواند معنای شمع و از خود گذشتگی را به این زیبایی بفهمد و نشان بدهد. این را کی کشیده؟ من خیلی دوست دارم ببینمش، آشنا شوم." مصطفی می‌گوید: "من!"


غاده پس از این ماجرا و آشنایی با مصطفی در موسسه آغاز به کار می‌کند و در نهایت همراه و همسفر مصطفی می‌شود. او پس از شهادت چمران نیز در فعالیت‌های انقلابی حضور داشت و در ستاد جنگ‌های نامنظم فعالیت داشت.


در ادامه تصاویری از همراه و همسفر شهید چمران را می‌بینید:

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

غاده جابر چندی پیش در مراسم گرامیداشت عارف مجاهد شهید مصطفی چمران حضور پیدا کرد.


غاده جابر روایت همسفری و همراهی خود با شهید مصطفی چمران را در کتاب نیمه‌ی پنهان ماه 1، چمران به روایت همسر شهید بیان کرده است.


این کتاب توسط انتشارات روایت فتح  و با قلم حبیبه جعفریان منتشر شده است.

 

 

 

دفاع پرس



نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 3 تیر 1394  | 2:04 AM | نویسنده : LoverMohamad
عکس/ تشییع پیکر شهید چمران در سال 60


 "مصطفی چمران" هنرمندی عارف و مجاهد بود که علمش را عملی کرد و در راه مبارزه گام نهاد.


او زیبایی خلقت خداوندی را دید و با قلمش به تصویر کشید و با همان قلم "خدا بود و دیگر هیچ نبود" نوشت. او با صدای آرامش، دل‌ها را به سوی خدا سوق داد.


در مراسم تشییع این هنرمند دانشمند مردم بسیاری شرکت کردند. اهل هنر، اهل دانش، اهل عرفان، اهل مبارزه، اهل سیاست و همه‌ی آن کسانی که با صدا و چهره‌ی او خو گرفته بودند، بودند. در ادامه تصاویری از مراسم تشییع این شهید بزرگوار را می‌بینید.

 

 

 

 

 

 

دفاع پرس

 



نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 3 تیر 1394  | 2:00 AM | نویسنده : LoverMohamad
عکس/ بنوش اما خیانت نکن


 رفتار رزمندگان ایرانی با اسرای عراقی در طول جنگ، ربطی به کنوانسیون های بین المللی نداشت، اخلاقی برآمده از آموزه های اسلامی بود.

 

 

 

 

مشرق



نظرات 0
لزوم برخورد قاطع با توهین روزنامه «آرمان» به شهدای غواص +عکس
حمیدرضا مشهدی‌عباسی درباره توهین بی‌شرمانه روزنامه «آرمان» به 175 شهید غواص دست بسته که روز سه‌شنبه با حضور پرشور مردم در میدان بهارستان تهران تشییع شدند، اظهار داشت: قطعاً باید این موضوع مورد بررسی جدی قرار گیرد.

 


وی افزود: اگر مشخص شود که این روزنامه به شهدای غواص توهین کرده، باید به شدت با آن برخورد شود و شاید دستی در این موضوع در کار بوده که چنین اتفاقی رخ داده است.

 



عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با اشاره به اینکه در برخورد با این روزنامه هیچ جای مسامحه‌ای وجود ندارد، گفت: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی باید به این موضوع به طور جدی رسیدگی کند و نگذارد تا بیشتر از این احساسات مردم جریحه‌دار شود.



مشهدی‌عباسی تصریح کرد: تشییع 175 شهید غواص موضوعی ملی است و سیاسی نیست که کسی بخواهد با یک جناح و گروهی برخورد کند.



وی ادامه داد: در روز تشییع پیکر مطهر این شهدا، همه جناح و گروه‌ها با هر سلیقه‌ای حضور پرشوری داشتند و این روزنامه چه فکری پیش خود کرده که دست به چنین کاری زده است و آنها به واقع متوجه کار شنیع خود نیستند.



عضو کمیسیون اجتماعی مجلس بیان کرد: حتماً در مجلس شورای اسلامی به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تذکر جدی خواهیم داد که این موضوع را بررسی و پیگیری کند و اگر توهینی انجام شده، برخورد جدی با مسببان آن صورت گیرد.



فارس



نظرات 0
واکنش یامین‌پور به طرح توهین آمیز یک‌ روزنامه‌ به شهدا

، وحید یامین پور کارشناس و فعال رسانه ای در صفحه مجازی خود نوشت: غرب جدید در قرن ۱۵ و با تجلی خصلت های اومانیستی در هنر ظهور کرده است. داوینچی، رافائل، میکلانژ و... پیشقراولان این نهضت اند.

 

سوژه های هنری هرچند دینی است ولی عمیقا انسان گرایانه و نفسانی است. آنچنان که ارباب کلیسا مجبور می شدند روزهای یکشنبه پرده هایی بر تابلوها و مجسمه های قدیس ها بیاندازند تا برای نیایشگران شهوت انگیز نباشد.

 


تصویری که می بینید مجسمه حضرت داوود اثر مایکل آنجلو (میکلانژ) در اوایل قرن شانزدهم است. مجسمه ای هشت متری و کاملا عریان از داوود نبی در حالیکه جنگ افزار خود را بر دوش چپ دارد.

 

 

 

هنر نفسانی مدرن با برهنگی متولد شده و نخستین کارش تقدس زدایی از قدیس ها و اولیای دین بوده است. برخلاف هنر دینی که عموماً شمایل نگاری را ممنوع می داند و یا حداکثر تمثال قدیس ها را با پرهیز از اندام نمایی، با پوشیدگی و حتی دوری از پرسپکتیو محاکات می کند و این تفاوت هنر "تنزیهی" است با هنر "تشبیهی".

 

طرح اخیر یک روزنامه در تقدس زدایی از شهدا ادامه همین ادراک نفسانی از هنر است. "تن نمایی" سنخیتی با ادراک ملکوتی در هنر دینی ندارد. تنها تفاوت طرح فوق الذکر با نمونه های کلاسیک هنر رنسانس در این است که شهدا دستان بسته خود را بر عورت های خود گذاشته اند تا پیدا نباشد.



البته کاری با این ندارم که این روزنامه متعلق به چه جریان یا حزبی است. با تحلیل های ماسونی هم بیگانه ام.

 

 

فرهنگ



نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 31 خرداد 1394  | 12:58 AM | نویسنده : LoverMohamad
نوای ارکستر سمفونیک تهران به یاد شهدای غواص
 
 ارکستر سمفونیک تهران چهارشنبه و پنجشنبه 27 و 28 خرداد 1394 کنسرتی را در تالار وحدت به روی صحنه برد که سولیست آن ماریان لاپشانسکی بود. ارکستر سمفونیک تهران در این اجراها قطعه‌هایی از گریک پرگینت و چایکوفسکی را نواخت.

 

شاید مهمترین بخشِ این اجراهای ارکستر سمفونیک تهران نواختن قطعه‌ای به یاد 175 شهید غواص بود. این قطعه در پایان اجراهای ارکستر در دو شبِ گذشته نواخته شد.

 

علی رهبری رهبر و مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران به تازگی پسرش را بر اثر ابتلا به سرطان از دست داده و خودش داغ فرزند را چشیده است. رهبر ارکستر سمفونیک تهران پیش از اجرای این قطعه یاد شهیدان غواص گفت: پسر من وقتی به دنیا آمد که آن‌ها شهید شدند. ما قطعه‌ای را می‌نوازیم که برای درگذشتگان است و آن را به شهدایی که این روزها برایشان عزاداری می‌شود، تقدیم می‌کنیم.

 

 

ارکستر سمفونیک تهران در این اجراها سه قطعه از ادوارد گریک با همراهی پیانو و نوازندگی ماریان لاپشانسکی را اجرا کرد. در قسمت دوم اجرا، چهار قطعه از ادوارد گریک شامل توصیف صبح‌گاه، مرثیه، رقص آنیترا و حرکت آتشین نواخته شد.

 

بخش دیگری از اجرای ارکستر سمفونیک تهران به نواختن قطعه «رومئو و ژولیت» اثر چایکوفسکی اختصاص داشت.

 



نظرات 0
تاريخ : شنبه 30 خرداد 1394  | 4:26 AM | نویسنده : LoverMohamad
مداحی جدید «میثم مطیعی» برای ۱۷۵ شهید غواص +فایل صوتی

همزمان با تشییع پیکر 175 شهید غواص و شهدای گمنام، مداحی در وصف شهدایی که امروز در تهران تشییع می شوند، با نوای حاج میثم مطیعی به صورت فایل صوتی در ادامه قابل دریافت می باشد.

 

 

دانلود



متن شعر:

مژده ی یوسف به کنعان آمده

بر کویر تشنه باران آمده

زنده شو ای شهر دل مرده که باز

کاروانی از شهیدان آمده

ای شکسته استخوان ها السلام

السلام ای قهرمان ها السلام

از شما چشم زمین روشن شده

راهیان آسمان ها السلام

با شما اینک، می وزد عطر مدینه در خیابان ها

آه و واویلا، سوی چشم مادران را برده باران ها

(ای دل می رسند از راه، فرزندان روح الله)

شد چراغان کوی و برزن با شما

می رود هر دم دل من با شما

یادتان در جان ما جا مانده است

ای همه معنای بودن با شما

ای عزاداران عزاداری کنید

از غم ما پرده برداری کنید

استخوانی آمده از یوسفش

مادر غم دیده را یاری کنید

ذکر یازهراست، بر لب چشم انتظاران شما اینک

در خزان شهر آمده گویا بهاران شما اینک

(ای دل می رسند از راه، فرزندان روح الله)

ما و اینک یاد یاران حسین

ما به قربان شهیدان حسین

بر سر مولای ما سید علی

شکرُ لله بوده دستان حسین

ای شهیدان خدا آماده ایم

رهبر آزاده ما آماده ایم

ای مدینه،! مکه! ای شام و حلب

ای نجف! ای کربلا! آماده ایم

کربلایی ها، ای خدا آماده جان دادنند اینجا

با نوای یا کربلا آماده جان دادنند اینجا

(ای دل می رسند از راه، فرزندان روح الله)



نظرات 0

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3