ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
در بعضی روایات تصریح شده است که دعای مۆمنین و طلب فرج آن حضرت ارواحنا له الفداء موجب تعجیل در فرج می شود، و ترک آن موجب تأخیر در فرج می شود.
از آن جمله روایتی که در «نجم الثاقب» از شیخ جلیل عیّاشی از فضل بن ابی قره نقل شده، که گفت: از حضرت صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
حقّ تعالی به حضرت ابراهیم (علیه السلام) وحی فرمود که: بزودی از برای تو از ساره پسری متولّد می شود.
ساره گفت: که من پیره زن و عجوزه ام.
حقّ تعالی فرمود: بزودی فرزندی آورد و فرزندان آن پسر تا چهارصد سال در دست دشمن من معذّب می گردند، به سبب آنکه کلام مرا ردّ نمود.
پس چون بنی اسرائیل در دست فرعون مبتلا شدند تا چهل روز در درگاه خداوند ناله و گریه نمودند.
حقّ تعالی به حضرت موسی و هارون (سلام الله علیها ) وحی فرمود که: ایشان را از دست فرعون خلاص گرداند، و صد و هفتاد سال از آن چهار صد سال باقی مانده بود که آن را از ایشان برداشت.
پس حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: که اگر شما نیز چنین تضرّع و زاری می کردید، حقّ تعالی فرج ما را مقدّر می کرد، و چون چنین نکنید پس بدرستیکه این امر به نهایت خود خواهد رسید. [1]
و در کتاب «احتجاج» در توقیع مبارک آن حضرت چنین آمده:
«و أکثروا الدّعا بتعجیل الفرج فإنّ ذلک فرجکم». [2]
یعنی برای تعجیل فرج؛ بسیار دعا کنید، پس بدرستیکه این دعاء موجب فرج شما است.
این روایت، جامع ترین و کامل ترین کلام در امر دعا در فرج ایشان می باشد، و در اینجا تذکر چند نکته لازم است:
اوّل: در آن؛ شدّت تأکید در باب دعا در فرجشان را بیان فرموده اند، به آنکه امر به آن فرموده اند، و آن ظاهر است و تا شاهد و قرینه بر اراده استحباب از آن نشده باشد؛ حمل بر وجوب می شود.
دوّم: زیاد دعا کردن را بیان فرموده، بطوریکه لازم است در همه اوقات شب و روز و در همه مجالس و در همه حالات و خصوصاً بعد از نماز ها و مواقع استجابت دعا بر آن مواظبت و محافظت شود.
پس چون بنی اسرائیل در دست فرعون مبتلا شدند تا چهل روز در درگاه خداوند ناله و گریه نمودند.
سوّم: بیان فرموده آنکه این امر ـ دعا در فرج ایشان ـ بر همه بندگان فرض و لازم است، و بر فرد فرد ایشان ــ مانند امر اقیموا الصلوة تکلیفی است ثابت.
چهارم: اهتمام در طلب فرج را به وجه عموم بیان فرموده، چنانچه مقتضای اطلاق کلمه «الفرج» همین است، یعنی: دعا در تعجیل فرج چه فرج کلّی و چه فرج در هر امری از ایشان و طلب کشف حزن و رفع غم از قلب مبارکشان در آنچه تعلّق به ایشان دارد یابه هریک از شیعیان لازم است.
پنجم: فائده دعا برای تعجیل فرج، فرج کلّی و عمومی برای جمیع مومنین است که با ظهور آنحضرت حاصل می شود و جمیع حالات دنیوی و اخروی آنها را شامل می شود.
و شاهد براین تعمیمات در فقرات توقیع رفیع با آنکه به مقتضای ظاهر آن چنین است کلام حضرت صادق (علیه السلام) است در «کافی» در تفسیر آیه شریفه:
الَّذینَ یَصِلُونَ ما اَمَرَ الله بِهِ اَنْ یُوصَلَ[3]
قال: نزلت فی رحم آل محمّد (علیهم السلام) وقدیکون فی قرابتک، ثمّ قال: فلاتکوننّ ممّن یقول للشیء إنّه فی شیء واحد»[4]
پی نوشت:
[1] تفسیرعیاشی ج2 ص154 حدیث49.
[2] بحارالانوار ج52 ص92 حدیث7.
[3] سوره رعد آیه21.
[4] کافی ج2 ص156 حدیث28.
لواء الانتصار، شیوه های یاری قائم آل محمد. مهدی فقیه ایمانی
وی افزود: یکی از ویژگی های شب قدر این است که ملائکه مقدرات را نازل می کنند، قدر و تقدیر به یک معنا بوده و از آن جایی که مقدرات عالم در شبی خاص تعیین می شود به عنوان شب قدر نامیده شده است.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با طرح این سؤال که عرضه مقدرات یک ساله چند میلیارد انسان به امام زمان(عج) چه اندازه به طول می انجامد، اظهار داشت: این سؤال برای بسیاری پدید می آید اما به دلیل این که جوابی برای آن نمی یابند دچار تردید می شوند که آیا این مسائل حقیقت دارد با محال است.
وی ادامه داد: همانگونه که با یک لوح فشرده می توان میلیون ها مطلب را به دیگران ارائه کرد فرشتگان نیز می توانند چنین کاری را انجام دهند و مقدرات انسان ها را به امام ارائه کنند البته این جواب، جواب اقناعی است؛ باید دانست که این گونه درک ها متعلق به روح نفسانی بدن نیست.
نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری با بیان این که انسان های وارسته روحی دارند که به عالم احاطه داشته و تحت قوانین و شرایط مادیات نیست، ابراز داشت: برای برخی این سؤال پیش می آید که به عنوان مثال امام رضا(ع) در آن واحد چگونه سخن هزاران زائر را با زبان های گوناگون می شنود، تمییز می دهد و حاجات را بر آورده می کند.
وی عنوان کرد: قدر متیقن است که امام همه سخنان را می شنود و پاسخ می دهد و راه قضای حاجت را می داند، تمام حوائج عالم بر اساس نظم برآورده می شود؛ البته راوی حاجت از سوی امام به اذن الهی بوده و به عنوان واسطه انجام می شود.
آیت الله مصباح یزدی خاطرنشان کرد: متأسفانه امروزه شرایط زندگی و اشتغالات مادی اجازه نمی دهد که انسان درباره موضوعات فکر کند، اگر در ادعیه و زیارات توجه شود اشاراتی به این مسائل شده است؛ انسان باید به مسائل توجه داشته باشد.
وی اضافه کرد: خداوند علم مجاری امور که در ملکوت تدبیر شده را به ائمه طاهرین(ع) داده است، انسان نباید تصور کند که عالم هستی فقط همین عالم مادی بوده وقوانین مادی در سراسر آن برقرار است؛ عالم هستی فقط عالم ماده نیست.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان این که ائمه طاهرین(ع) مقامی به نام مقام نورانیت دارند، گفت: انسان باید بداند یک عالم از خلقت وجود دارد که بهترین چیزی که می توان برای فهمیدن آن اشاره کرد نور است، البته حقیقت چنین مسائلی را نمی توان درک کرد.
وی افزود: از آیات و روایات فهمیده می شود که بسیاری از مسائل وجود دارد اما حقیقت آن قابل درک نیست، متأسفانه پرداختن به برخی مسائل مجال تأمل در قرآن و روایات را نمی دهد، انسان باید در آیات و روایات تأمل داشته باشد.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان این که در شب قدر نوری از سوی خداوند بر قلب امام زمان(عج) تابیده می شود که حضرت را از سرنوشت و مقدرات انسان ها خبر دار می کند، اظهار داشت: تعلیم دادن از سوی ملائکه در شب قدر مربوط به وجود مادی امام می شود وگرنه وجود نوری ایشان نیازی به ملائکه ندارد.
وی با تأکید بر ضرورت دعا کردن انسان ها ادامه داد: هر چند که اقتضای تقدیرات در شب قدر محکم و غیر قابل تغییر بودن است اما اگر انسان دعای جدی داشته باشد می تواند این تقدیر را تغییر دهد؛ فرصت شب قدر را باید غنیمت دانست./رسا
زمان ثمردهياش گذشته بود و دوره بازنشستگي را طي ميكرد. روزگاري طراوت و سرسبزي داشت و كودك و بزرگ از قِبَلِ او مرزوق بودند. اما اكنون تمام دلخوشياش اين بود كه پيامبر اعظم ـ صلياللهعليهوآله ـ چون به ايراد سخن ميايستاد بر او تكيه ميكرد و اين براي او از هر افتخاري بالاتر بود.
نخل خشكيدهاي در شهر مدينه كه توفيق همجواري با حجّت كبراي حق و برترين مخلوق در عرصه هستي را پيدا كرده بود.
او چوب خشكيدهاي بود از جنس نخل، نه ادعاي عقلانيّت داشت و نه خود را در حد و اندازه ما انسانها ميدانست. اما تمام سرمايهاش عشقي بود كه به وجود نوراني پيامبر خدا ـ صلياللهعليهوآله ـ در دل پيدا كرده بود.
چند صباحي گذشت تا اين كه اصحاب براي حضرت منبري سه پله از چوب درست كردند و با اجازه ايشان وارد مسجد نمودند، اما تكيه حضرت همچنان به نخل خشكيده بود.
در اثناء سخن، حضرت به سمت منبر حركت كرد. اما چند قدم دورتر نشده بود كه نخل صدايش به ناله بلند شد. نالهاي از سوز دل مثل ناله مادهشتر در فراق فرزندش. و همه مردم شنيدند و به ستون حنّانه خيره ماندند كه الله اكبر!
الله اكبر از اين شور و اشتياق و از اين بيتحملي درد فراق!
اما او نبيّ رحمت بود و كشتي نجات امّت؛ و با همه هستي رفيق شفيق بود و يار صميمي. و الله اكبر از اين قلب آكنده از محبّت نبي حتي نسبت به آنچه كه ما بيجانش ميپنداريم.
او برگشت به سوي ستون و با تمام وجود او را در آغوش گرفت و خوشا به حال ستون عاشق. نخل اما صداي نالهاش عوض شد و مثل كودكي كه بعد از دوري به آغوش مادر رسيده باشد هق هق گريست.
و رسول او را نوازش كرد. آن قدر كه نخل در آغوش پرمهر مادر هستي آرام گرفت و گريهاش خاموش شد.
حضرت رو كرد به مردم و فرمود: به خدا قسم اگر در آغوشش نميگرفتم تا قيام قيامت نالهاش پاياني نداشت!
و مرحبا بر ستون و هزار آفرين بر اين همه ارادت و استقامت!
آري مهديجان! او كه چوب بود و بيجان، فراق حجت خدا را چند ثانيه بيشتر نتوانست تحمل كند اما ما كه انسانيم و ادعا داريم سيزده قرن فراق تو را ديدهايم و هنوز صدايمان به ناله بلند نشده است! كه اگر شده بود تو آمده بودي! چرا كه تو پسر همان پيغمبري با همه شئونات حتي مهربانياش منهاي وحي.
آري، مشكل از ما است كه لذت با تو بودن را نچشيديم تا در رنج و درد جانسوز فراقت ناله زنيم.
ما بيشتر به نبودنت انس گرفتهايم تا به بودنت؛ پس بيا، بيا و لذت با ولي بودن و با ولي زيستن را به انسانيت بچشان.
آرزوی شما چیه؟
منتظر مطالب ودلنوشته ها وآرزوهای شما دوستان عزیزم هستم ....
ادامه مطلب
ادامه مطلب
زمین همه نشاط و خرّمی و تمام گنجها و ثروت خویش را ظاهر میسازد؛ حتّی به قدر گامی نیز در همه زمین باقی نمیماند؛ مگر اینکه سبز میشود. فقر و بیماری و رنج از همهجا رخت برمیبندد. رفاه، آسایش، امنیت و عدالت در هر شهر و دیاری، رخساره خویش را آشکار میکند. علم و دانش ـ چه در علوم معنوی و چه در دانشهای مادّی و تجربی ـ زمین را فرا میگیرد و دیگر جهلی در جهان باقی نمیماند.
علم و عقلانیت در خدمت انسان و انسانیت
همراه این رویداد بزرگ در بعد مادّی حیات بشر که انسانها طعم حقیقی دانش و رفاه و آسایش را درک میکنند، اتّفاق بسیار مبارک و عظیم دیگری میافتد که شیرینی و حلاوت زندگی را بسی فزونتر میسازد و آن، تکامل عقلی و فکری انسانهاست. امام عصر(ع) دست خدا بر سر بشریت هستند و چون ظهور میکنند، عقل و فرزانگی را برای آنان به ارمغان میآورند. این، متن بشارتی زیبا در روایتی والاست که: «چون مهدی ظهور کند، بر سر بشر دست نهاده و عقل و خرد او را کامل میسازد.»1
این نعمت بزرگ و بیبدیل، خود سرمنشأ نعمتهایی دیگر است و به شجره مبارکی میماند که میوههای گوارای بسیار، از جمله عدالت و مساوات را به انسانها تقدیم میدارد. رفاه، آسایش و راحتی، ثمره شیرین دیگری است که از این درخت طیّبه، نصیب بشر میشود. همین یک نعمت، خود ارزش تأمّل و دقّتی دو چندان را داراست. در واقع، رفاه و آسایش بشر در زمان ظهور امام عصر(ع) به هیچ وجه با آنچه پیش از آن در اذهان درک شده و در عینیت خارجی وجود دارد، قابل قیاس نیست؛ زیرا این آسایش و رفاه و راحتی:
اوّلاً عمومی است و با تبعیض طبقاتی همراه نیست. همه انسانها و تمام ملّتها از آن برخوردارند و مستکبر و مستضعف از دل آن بیرون نمیآید؛
ثانیاً به ارزشهای اخلاقی، همچون عدالت و مساوات آراسته است؛
ثالثاً چنانکه اشاره شد، با عقلانیت و خردورزی قرین است. بر همین اساس، همگان، آن را به خوبی درک کرده، معقول میدانند و با لذّت و شیرینی از آن بهره میبرند
رابعاً از غفلت و بیخبری انسان، کاملاً به دور است. متأسّفانه امروزه رفاه و آسایش و تکنولوژی در کنار بُعد ظاهری آن، یعنی راحتی و نعمت در لایه درونی و باطنی خود، حقیقتاً غباری از غفلت و بیخبری بر جان و دل آدمی مینشاند و او را از حقایقی متعالی و ارجمند، همچون منزلت انسان، هدف آفرینش او، حقیقت عالم، مبدأ هستی و امثال آن غافل میسازد و در بعد سیاسی نیز توطئههای شوم و اهداف بزرگ نظام سکولار لیبرال دموکراسی غرب از گسترش علم، تکنولوژی، رفاه و آسایش در میان بشر را پنهان میکند.
آنان که به ژرفایی به واقعیات مینگرند، در آنچه گفتیم، تردیدی ندارند. به هر روی، در حکومت مهدوی، رفاه و آسایش بشر از تمامی این آسیبها و آفات به دور است؛ بلکه اساساً از جنس دیگری خواهد بود. به جای بیخبری، آگاهی، تذکّر و نیز شکر و سپاس الهی را به دنبال خواهد آورد و از آلودگیهای سیاسی نیز مصون است. از تنآسودگی کاذب و رخوت، پیراسته و به فضیلتها آراسته است و در یک سخن، رفاه و آسایش در آن زمان، در مسیر رشد و تعالی و معنویت انسانها خواهد بود. این نکته، بسی فاخر و ارجمند و درخور طول و تفصیلی شایسته است؛ امّا در اینجا به دلیل کمی مجال، به همین تذکار بسنده کرده و تأمّل در آن را به خواننده فهیم موکول میکنیم
و خامساً وفور نعمت، آسایش و راحتی در آن دوران از یک آسیب بزرگ دیگر، یعنی فخرفروشی، تجمّلگرایی و اشرافیگری نیز منزّه خواهد بود. گرچه این سخن در توضیح نکات بالا نهفته است، امّا به دلیل اهمّیت مطلب، میسزد که مستقلَاً بدان پرداخته شود. چنانکه اشاره شد، تکمیل عقول و تعالی نفوس انسانها را بدین پایه از رشد و فرزانگی میرساند که اساساً اشرافیگری، یک آسیب جدّی و بزرگ برای آدمی و تنزّل منزلت برای شخصیِت اوست و بدین روی در آن زمان، هرگز بدان روی نخواهند آورد. این در حالی است که فقر و فاقه در عالم، ریشهکن شده و همگان از نعمت و ثروت فراوان برخوردار خواهند بود.
لباس و غذای کارگزاران حکومت مهدی(ع)
روشن است که وقتی انسانهای عادّی در زمان حکومت امام عصر(ع) از رذالتی به نام تجمّل، اشرافیگری، خوی و خصلت دنیازدگی مبرّا هستند، انسان کامل و امام معصوم و نیز کارگزاران او به طریق اولی چنین خواهند بود. از اینرو، در روایاتی چند، بر این حقیقت تأکید شده است؛ از جمله اینکه:
«مهدی نسبت به عُمّال و کارگزاران و مأموران دولت خویش بسیار سختگیر باشد و با ناتوانان و مستمندان، بسیار دلرحم و مهربان.»2
و نیز:
«مهدی(ع) در رفتار چنان است که گویی با دست خود، کره و عسل به دهان مسکینان مینهد. مهدی(ع) چونان امیرالمؤمنین زندگی کند، نان خشک بخورد و با پارسایی بِزیَد.»3
آری. سیرت مهدوی، همان سیرت علوی است که حضرت باقرالعلوم(ع) در وصفش فرمودند:
«علی(ع) پنج سال بر «کوفه» حکومت کرد و در تمام آن دوران، برای خود، آجری روی آجر و خشتی روی خشت نگذاشت. او طلا و نقره سرخ و سفید برای بازماندگانش به ارث نگذاشت. با آنکه به مردمان و رعیّتش نان گندم نیکو و گوشت میخورانید، خود در درون خانه، نان جو و سرکه میخورد...»4
و نیز در سیره حضرت چنین آمده است:
«امروز در کوفه، همه زندگی مناسب دارند؛ حتّی صاحب پایینترین شغلها هم نان گندم؛ خانه و سرپناه و از آب گوارا (فرات) مینوشند.»5
علی(ع) در چنین شرایطی که امّت اسلام را از فقر، گرسنگی و بیمسکنی نیز نجات داده بود، باز به همان سیره قبل، یعنی بس زاهدانه و فقیرانه میزیست و خوراک و لباسش خشن و غلیظ و در حدّاقل بود. این نکته را بدین روی گفتیم که کسی تصوّر نکند چنین سیرهای از آن حضرت، منحصر به زمانی بود که حضرت میفرمودند:
«میترسم در یمامه یا در دورترین نقطه حکومت من، انسانی با سختی زندگی کند و گرسنه باشد.»
نه! اساساً برای حاکمان و کارگزاران حکومت اسلام! لباس رفاه و آسایش و تنآسانی ندوختهاند. البتّه حضرت باقرالعلوم(ع) در همان روایت فرمودند: «هیچکس طاقت نداشت چون علی(ع) زندگی کند؛ چنانکه حضرتش خود نیز در «نهجالبلاغه» فرمودند: «شما را یارای زیستن همچون من نباشد؛ امّا مرا با تقوا و ورع و پاکی یاری رسانید.»6
بدین روی، امروز کسی را این پندار نیست که حاکمان و مأموران نظام اسلامی، آنگونه زاهدانه زیست کنند؛ امّا این انتظار هست که از اشرافیگری و تجمّلگرایی بپرهیزند و از درد، داغ فقر و خجلت مستمندان ـ اگر دردمند نیستند، لااقل ـ باخبر باشند. مهدی(ع) نیز همچون جدّ بزرگوارش، علی(ع) در زمان حکومت خویش با اینکه رفاه و آسایش را برای همگان در تمام زمین فراهم آورده و نعمت، فراوانی و راحتی را در برترین سطح و مرتبت آن ایجاد مینماید؛ امّا خود بسیار زهدآمیز زندگی میکند و در این عرصه، بر مأموران و کارگزارانش بس سخت میگیرد. بدین روی، این توقّع معقول از کارگزاران نظام و حکومتی، چون «جمهوری اسلامی ایران» که به نام اسلام و به یاد و اعتقاد مهدی(ع) نیز برپا گشته است، وجود دارد که آنان رنگ و بویی از حکومت مهدوی داشته باشند و لااقل، درد و غم گرسنگان و مستمندان را فراموش نکنند! و مشکلات مردم در هیاهوی دعواها، بازیهای سیاسی و غوغای منافع جناحی و حزبی و گرایشات نفسانی و تمایلات اشرافیگری و زیستطاغوتی و مستکبرانه و قارونی آنان گم نشود!
آن مسئول و صاحبمنصبی که درد گرسنگی، فقر و فشار زندگی را در اثر حقوقهای آنچنانی و امتیازات نامعقول (اگر نه نامشروع) نچشیده؛ هرگاه هر خواسته و امکانی خواسته، با یک تلفن توسّط دیگران برایش فراهم آمده؛ نه در صفی ایستاده، نه رنج گرفتن وام و کمکی بر او سنگینی کرده؛ اگر خواسته است به سفر یا جایی رود، ماشین یا ماشینهایی گرانقیمت و دولتی نزدش حاضر شده و هیچگاه شرمندگی، نگاههای ملتمسانه اهل و عیال را احساس نکرده و ... مطمئن باشد که در ساحت مقدّس حاکمیت و ولایت علوی و مهدوی، هرگز جایی ندارد و سخت نیز مورد مؤاخذه و معاقبه قرار خواهد گرفت.
اگر خجالتی باشد برای مسئولانی است که با ثروتها و مکنتهای چندصد میلیونی (چه رسد فزونتر از آن!) در نظام اسلامی، منصب و مسئولیت میگیرند و از اینان بدتر کسانی هستند که قبح چنین امری را درک نکرده و این مسئولیتها را به آنان میدهند و با منتقدان نیز با استهزاء و پوزخند برخورد میکنند!
راستی این دردها را کجا باید برد؟
باری. مهدی(ع) حلاوت رفاه و لذّت آسایش و نعمت را به عموم مردم میچشانند؛ امّا خود از آن نمیچشند. کارگزارانشان نیز چنین هستند. کام جهان از سیره مهدی(ع) چون عسل شیرین خواهد شد؛ امّا ذرّهای از آن را در دهان خود و حاکمان و مأمورانش نخواهد گذارد، چه رسد که کار آنان به اشرافیگری و تجمّلگرایی ختم شود! در واقع باید گفت منزّه دانستن حکومت انبیا و اولیای الهی از اشرافیگری و دنیازدگی، مدح آنان و حکومتشان نیست؛ بلکه ذمّ آن است؛ زیرا بدین میماند که خورشید را از سیاهی و تباهی منزّه بدانی؛ چه خورشید بسی بالاتر و والاتر از این وصف است!
پینوشتها:
1. «منتخب الأثر»، نامه 483.
2. «خورشید مغرب»، ص 35.
3. همان, ص 36.
4. «امالی صدوق»، مجلس 47، ص 281.
5. «بحارالأنوار»، ج 40، ص 327.
6. «نهج البلاغه»، نامه 45.
یاری اهل بیت و نصرت امام عصر (علیه السلام) توفیقی نیست که برای هر کسی فراهم گردد. در هر نظامی یاران و خدمتگزاران و کارگزاران از ناحیه خود نظام انتخاب می شوند. نظام الهی نیز از این قاعده برکنار نیست. یاران خدا و یاوران پیامبر خدا و اهل بیت علیهم السلام همگی توسط خداوند متعال انتخاب شده و به واسطه رسول گرامی و اهل بیت (علیهم السلام) پذیرفته می گردند.
خوشا به حال کسی که خداوند از ابتدا او را برای یاری ولی خود انتخاب کرده است؛ آن امامی که جدش امام صادق (علیه السلام) سالها پیش از تولد او آرزومند یاری و خدمتگزاری اش می باشد و زمزمه می کند:
لَو أدرَکتُهُ لَخَدَمتُهُ اَیامَ حَیاتی
اگر او را درک می کردم حتماً تمام عمر را صرف خدمتگزاری اش می کردم.
در آنجا که جد بزرگوار او، آن امام عزیز، چنین آرزو می کند، ما را توان صحبتی نیست به جز حسرت و آرزو، بیم و امید اگر خداوند پیش از این عده ای را برای یاری اهل بیت انتخاب کرده، پس هم او می تواند این کار را تکرار کند، عده ای دیگر را نیز برای این امر برگزیند و به آنها توشه و توان، و نیت پاک در این راه عنایت فرماید. اگر ما و شما تا دیروز توفیق یاری امام زمان (علیه السلام) را نداشته ایم یا توفیقمان در این راه اندک و ناچیز بوده است، بیایید تا از خدا بخواهیم که او در کار ما تجدید نظر فرماید و ما را نیز برای خدمت در آن آستان برگزیند:
اللهمّ انّی اَسئلُکَ اَن .... تَجعَلَنی مِمَّن تَنتَصِر بِهِ لِدینِکَ وَ لا تَستَبدِل بی غَیری (3)
پروردگارا! از تو می خواهم که ... مرا از کسانی قرار دهی که دینت را به او یاری می کنی و به جای من دیگری را نگذاری.
دست خداوند باز است، خواست او نافذ است و اراده او تخلف ناپذیر. اگر او بخواهد، می تواند از ما نیز یاورانی سخت کوش، دلسوز و مؤثر برای امام غریبمان بسازد، که اگر به یاری او موفق شویم جایمان در بهشت، در کنار او و با او خواهد بود.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: خدای عز و جل به هیچ یک از دوستان خود که جان خویش را در اطاعت و خیرخواهی برای امامش به زحمت اندازد، نظر نمی افکند مگر اینکه او را در رفیق اعلی (یعنی جایگاه پیامبران و صدیقین و شهدا و صالحان که در بهشت قرین یکدیگرند) در کنار ما جای دهد. (4)
مولا جان! با نظر رحمت خود بر ما نگاهی کن(5) تا باشیم و بمانیم از منتظرانی که با همین توان اندک یاریت می کنند؛ تا باشیم و شمرده شویم از یاران انتظار...
پی نوشت:
1. ترجمه مکیال المکارم، ج2، ص242، به نقل از خصال/ شیخ صدوق، ج2، ص 635
2. بحارالانوار، ج 51، ص148، ح23
3. مفاتیح الجنان: از دعاهای ماه مبارک رمضان؛ همچنین موارد بسیار دیگر.
4. اصول کافی، ج1، ص403، باب ما أمر النبی (ص)، ح1
5. وَ انظُر اِلینا نَظرة رَحیمة؛ فرازی از دعای ندبه
حجت الاسلام عباس رمضان علی زاده با اشاره به دعای "اَللّـهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ" گفت: یکی از دعاهایی که در ماه رمضان از معصوم سفارش شده همین دعاست که دستور داده شده بعد از هر نماز واجب خوانده شود.
وی با بیان اینکه این دعا 14 فراز دارد، خاطرنشان کرد: این دعا یک دعای کاملا اجتماعی است که برای هم دردی با اقشار جامعه در منابع دینی و اسلامی ما وارد شده است و باید توجه داشت که در هر یک از این فرازها واژه "کل" وارد شده است. مانند کل فقیر، کل جائع و غیره که نشانگر این است که خدایا همه فقرا را بی نیاز کن، همه گرسنگان سیر شوند و تا آخر دعا.
حجت الاسلام رمضان علی زاده با بیان اینکه محقق شدن این دعاها ممکن نمی شود، مگر در عصر دولت کریمه حضرت صاحب الزمان(ع)، اظهارداشت: در حال حاضر می بینیم که در هر کشوری چقدر گرسنه، برهنه، فقیر، اسیر و. . . وجود دارد که ما نمی توانیم همه را نجات دهیم. بنابراین تحقق این دعا به طور کامل در زمان ظهور اتفاق می افتد.
این پژوهشگر مهدوی با بیان اینکه می توانیم بگوییم که این دعا تلویحا دعای فرج امام زمان(ع) است، تصریح کرد: ما در این دعا از خداوند می خواهیم که خدایا آن آقا را برسان تا هیچ گرسنه ای نباشد، هیچ فقیری وجود نداشته باشد و تا آخر دعا.
وی با اشاره به فراز نخست این دعا با عبارت "اَللّـهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ" ادامه داد: در این فراز از خداوند می خواهیم که خدایا سرور و خوشحالی را به اهل قبور وارد کن. به این معنی که مومنانی که یک عمر در فراق حضرتت بودند تا عمرشان به سر آمد و اهل قبور شدند، خوشحال نمی شوند. مگر زمانی که خبر دار شوند امام عصر(ع) ظهور کردند.
حجت الاسلام رمضان علی زاده با اشاره به روایتی از امام صادق(ع) در این خصوص، افزود: امام می فرمایند؛ گویا می بینم قائم را در پشت کوفه، در حالی که زره رسول خدا را پوشیده و در آن حال که امام ظهور کردند، هیچ مومنی در قبر نمی ماند مگر اینکه داخل شود شادی در قبر او، این درحالی است که مردگان در قبرها به دیدار هم می شتابند تو ظهور را به یکدیگر بشارت دهند.
این پژوهشگر مهدوی با بیان اینکه فرازهای این دعا پیوندی عمیق با عصر ظهور حضرت مهدی(ع) دارد، گفت: امام باقر(ع) در روایتی در این خصوص فرمودند؛ وقتی امام خروج کنند و از مکه به سمت شام حرکت نمایند، اهل آسمان و زمین و پرندگان هوا و ماهیان دریا همه به ظهور ایشان خوشحال می شوند.
وی با بیان اینکه روایات در این زمینه نشان می دهد که مردگانی که الان در قبر هستند ناراحت می باشند، خاطرنشان کرد: پیامبر اکرم(ص) در این خصوص فرموده اند؛ اهل قبور حسرت می خورند بر زندگان به خاطر چند کار، این زندگان به مسجد می روند، در حالی که آنها نمی توانند بروند، نماز می خوانند و آنها نمی توانند بخوانند، روزه می گیرند در حالی که آنها نمی توانند بگیرند و صدقه می دهند و آنها نمی توانند بدهند. لذا مردگان همیشه بر زندگان حسرت می خورند که یک سری اعمال از دستشان رفته است.
حجت الاسلام رمضان علی زاده اظهارداشت: بنابراین منتظران حضرت با خاطر اینکه حسرت مردگان را تبدیل به خوشحالی کنند. باید به یاد آنها باشند و خیرات، مبرات و صدقات دهند. روزه مستحبی بگیرند و جای مردگان برای فرج حضرت ولی عصر(ع) دعا کنند.
این پژوهشگر مهدوی گفت: با این کار نه تنها مردگان معمولی خوشحال می شوند بلکه ارواح مطهره همچون رسول اکرم(ص) نیز خوشحال می شوند، چرا که در دعای عهد می خوانیم خدایا پیامبرت را با آمدن امام زمان(ع) خوشحال کن. به این معنی که پیامبر(ص) در حال حاضر اگر چه اشراف بر همه عالم هستی دارند ولی در عالم قبر هستند و با خبر ظهور نیز خوشحال می شوند.
شبستان
ادامه مطلب
و به وجود او زمین را از دشمنانم پاک مى کنم و آن را میراث اولیاى خویش قرار مى دهم، و به وسیله او کلمه توحید را تعالى بخشیده، کلمه کافران را به سقوط مى کشانم، و به دست او و با علم خود سرزمین ها و دل بندگانم را حیاتى تازه مى بخشم و گنج ها و ذخیره هاى پنهان را به مشیت خود برایش آشکار مى سازم.
و با اراده خود او را بر نهانىها و مکنونات قلبى دیگران آگاه مى گردانم و با فرشتگان خود او را یارى مى رسانم تا در اجراى فرمان من و تبلیغ دین من مددکار او باشند. او به حقیقت ولىّ من است و به راستى هدایتگر بندگان من مى باشد.» (بحارالانوار ج 51 ص 66.)
برای مشاهده اندازه واقعی روی تصاویر کلیک کنید
ادامه مطلب
و يستحب الاستكثار فيه من بعد صلاة العصر يوم الخميس إلى آخر نهار يوم الجمعة من الصلاة على النبي (ص) فيقول:
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ
خداوندا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و در گشایش کار آنان تعجیل فرما
وَ أَهْلِكْ عَدُوَّهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ
و دشمنان آنان را از جن و انس از اولین آنها تا آخرینشان نابود گردان.
و إن قال ذلك مائة مرة كان له فضل كثير.
صد مرتبه از بعد عصر پنجشنبه تا آخر روز جمعه فضيلت بسيار دارد.
مصباح المتهجد
"شیعه امریکایی" نسخه ای است که طراحی شده برای قرائت جعلی از شیعه ناب. نسخه ای که با حمایت های فراوان دولت امریکا و از دل خاک امریکا به تبلیغ افکار خود می پردازد. و شاید بتوان بارزترین نمونه آن را شیخ حسن الهیاری و شبکه اهل بیت دانست.
هرچند محوریت شبکه اهل بیت را می توان توهین به مقدسات اهل سنت و تخریب شیعه فعال و استکبار ستیز دانست ولی تخریب فلسطینیهایی که در مقابل اسرائیل مقاومت می کنند و تخریب شیعیان بحرین و عراق و حمایت از دولت امریکا و علی الخصوص تخریب بسیاری از مراجع تقلید، از جمله موضوعاتی است که در این شبکه تبلیغ می شود و نمی شود به سادگی از کنار آن عبور کرد.
اخیرا این فرد در اقدامی عجیب مدعی شده است: "امام عصر(عج الله تعالی فرجه الشریف) به یکی از شیعیان نامه ای نوشته است که من آن نامه را دیده ام و در آن نامه دو سه سطری، آمده بود که فلانی یعنی من وکیل و نائب ماست و ایشان را نصرت کنید".
پشت پرده ادعای نیابت از امام زمان و سفارش نصرت به شبکه اهل بیت را زمانی بهتر متوجه می شویم که ادعاهای الهیاری نسبت به مشکل مالی شبکه اش را از مدتها قبل در شبکه دیده باشیم. ادعایی که نشان از یک واقعیتی می دهد واقعیت این است که وجهه اش حتی بین حامیان مالی اش هم از دست رفته است. به زبان ساده اعتبار این شبکه چنان پایین آمده که تاریخ مصرف آن روبه پایان بوده و حتی حمایت های دولت امریکا از این شبکه نیز افول چشم گیری پیدا کرده است.
الهیاری ادعایش را به اینجا ختم نمی کند و در ادامه می گوید: "یک آقایی از امام رضا (علیه السلام) شنیده بوده که فرمود آقای الهیاری حرف ما را می گوید".
تلاش مضحکانه این فرد برای جعل تاییدات از اهل بیت عصمت و طهارت در حالی صورت میگیرد که الهیاری مدتی پیش کلیپی را برای تبلیغ مرجعیت خود ساخته و آنرا تبلیغ گسترده کرد که با تمسخر و خنده مردم مواجه شد.
الهیاری که در کلیپ اعلام مرجعیت خود ادعا کرده بود من افضل علمای عصر غیبت هستم در ادامه فتوای خود را صادر کرده و به مردم اعلام می کند می توانند سهم امام زمان را از پول خمس به این شبکه بدهند!
ادعاهای این فرد به قدری سخیف است که نیازی به پاسخ ندارد. اگرچه خودش هم در قسمتی از سخنان خود اعتراف می کند علما و مراجع با این شبکه مخالف هستند.
ویدئو/ ادعای نیابت از امام زمان الهیاری ـ دانلود
بررسی مفهوم مهدویت، امام زمان(عج) در ادیان آسمانی ازجمله اسلام مطرح شده است. اما در این بین فرقه های ساختگی ازجمله بهاییت سر برآوردند که در این باب مواردی را مطرح و به خورد پیروان خویش دادند.
امام زمان بهائیت کیست؟ و چه رابطه ای با امام زمان شیعه و سنی با این اسم و رسم دارد؟
این مسئله پرسشی است که از سوی بسیاری مطرح می شود، در وهله نخست پاسخ آن است که اعتقاد به امام دوازدهم از اصول عقاید شیعیان است و تمام شیعیان درباره وجود شریف ایشان با استناد به احادیث و تاریخ و برهان های عقلی باور و یقین دارند. فرقة ضاله بهائیت منشعب از بابیت است و بابیت فرزند یکی از جریانات فکری شیعه بنام شیخیه می باشد. در مسلک شیخیه اصلی وجود دارد، مبنی بر اینکه بایستی در هر عصری یک شیعه کامل که از آن به عنوان رکن رابع یاد می شود وجود داشته باشد که رابطه فیض بین امام و امت باشد. سیدعلی محمد باب که جوانی جاه طلب بوده، مدتی در شهر مقدس کربلا در مکتب سید کاظم رشتی رئیس و اعلم علمای مسلک شیخیه تحصیل نموده و بعد از مرگ استاد ادعای رکنیت و ذکریت و مقام موهوم باب امام زمان(ع) نمود. وی در یکی از کتاب هایش می نویسد:
"فرض است بر مقام رحمت خداوند عالم که از جانب حجت خود عبدی را با حجت وافیه منتخب و اظهار فرماید تا آنکه سبیل اختلافات را به نقطة وحدت برساند.(1) وی با این جملات ضرورت وجودی باب امام زمان را متذکر شده و در چند صفحة بعد می نویسد: "امر که به اینجا ختم شد از سبیل فضل امام غائب(عج) عبدی از عبید خود را از بحبوحة اعجام و اشراف منتخب از برای حفظ دین فرموده و علم توحید و حکمت حقه که اعظم خیرات است به او عطا فرموده... »(2) و در همان کتاب صریحا از امام زمان نام می برد: ... الحسن بن علی و الحسین... و الحسن بن علی و الحجة القائم محمد بن الحسن صاحب الزمان...(3)
سید باب در این مرحله هنوز در لباس اسلام بوده و پیرو آئین تشیع. پس امام زمان او همان امام زمان شیعیان است مانند هر شیعه معتقد به مقام ائمه، بوده است خود را کوچکتر از مقام ولایت و امامت دانسته و می گوید: بحق خداوندیکه آل الله را بولایت مطلقه ظاهر فرموده، که وجود من و صفات من و کلماتیکه از لسان و قلم من جاری شده و باذن الله خواهد شد معادل یک حرف از ادعیه اهل عصمت(ع) نخواهد شد. لاجل آنکه ایشان در موارد مشیت الله سکنی دارند و ماسوای ایشان در اثر فعل ایشان مذکورند.(4)
اما طی چهار سال رفته رفته لحن سید محمد علی شیرازی تغییر می کند و خود را امام غایب و همان مهدی موعود(عج) می داند. سید باب در نوشته های آخر خود و میرزا حسینعلی نوری در نوشته های اول خود روایات مربوط به مهدی(عج) را با تفسیرها و تاویلات مضحک به خودشان تطبیق می کردند. این بحث تا سال های آخر عمر میرزا حسینعلی بهاء الله وجود داشته است، اما وقتی ادعای نبوت و الوهیت و خدایی کرد. این عقیده سد راه او قرار گرفته بود، فلذا آنرا منکر شد و این اعتقاد را از مجعولات شیعه عنوان کرد
عبدالبهاء پسر حسینعلی نوری در مورد امام زمان(ع) می گوید
این قصور از اصل در عالم جسم وجود نداشته است بلکه حضرت امام ثانی عشر در ضمیر غیب بود اما در عالم جسد تحققی نداشت بلکه بعضی از اکابر شیعیان در آن زمان محض محافظة ضعفای ناس چنین مصلحت دانستند که آن شخص موجود در چیز غیب را چنان ذکر نمایند که تصور شود در ضمیر جسم است.(5)
میرزا بها آنقدر نادان است و یا مردم را نادان فرض کرده که در یک کتاب در مورد امام زمان(عج) می نویسد: جمیع فرق اثنی عشر نفس موهوم را که اصلا وجود نبوده مع عیال و اطفال موهومه در مدائن موهومه محل معین نمودن و ساجد او بودند.(6) و در صفحات دیگر ضمن تقبیح مذهب شیعه که آنرا حزب می خواند در داشتن عقیده به موجودیت امام زمان(عج) می گوید: به تواتر روایاتی نقل نمودند که هر نفسی قائل شود با اینکه موعود متولد می شود، کافر است و از دین خارج. این روایات باعث شد که جمعی را من غیر مقصر و جرم شهید نمودند، تا آنکه نقطه اولی روح ماسویه فداه از فارس از صلب شخصی معلوم متولد شدند و دعوی قائمی نمودند.(7)
باید از جناب بها و پسرش عباس عبدالبها پرسید:
اگر امام زمان(ع) موهوم بوده و یا در ضمیر غیب و در عالم جسم و جسد وجود نداشته است. چرا سید باب و میرزا حسینعلی بهاء اسم و رسم آن را در کتاب های خود ذکر می کنند و ادعای مهدویت می نمایند و در آغاز کار خود را مهدی معرفی کرد. بنابراین باید گفت بنیان گذاران بابیت و بهائیت بااستفاده از زمینه و بستر موجود در میان مسلمانان و اعتقادی که آنان به امام زمان(ع) داشتند خود را مهدی نامیدند و بعد که مدعی نبوت و خدایی شدند منکر مهدویت شدند، پس امام زمان(ع) آنان هیچ ربطی به امام زمان(ع) ما شیعیان ندارد.
.................................................................
پی نوشت:
(1) شیرازی، سید علیمحمد، صحیفة عدلیه، منتشره از سوی بابیه مقیم تهران، بی تا، بیجا، ص 7.
(2) همان، ص 13.
(3) همان، ص 27.
(4) شیرازی، علی محمد، صحیفة عدلیه، ص 10.
(5) سلیمانی اردکانی، عزیز الله، مصابیح هدایت.
(6) اقتدارات، مجموعة الواح و نوشته های بهاء الله، مطبعة سنگی، چ1310، ص 244.
(7) همان، ص 269.
فرقه نیوز
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


































