باز دل آسمان گرفته....
بغضش را با تمام وجود حس میکنم
از ان بغضهاست که اگر بشکند ویران می کند
خوش به حال اسمان که گهگاه بغض دارد و گهگاه ویران میکند
اسمان نمی داند که دل من تا ابد بغضی دارد که یارای شکستن ندارد
خدایا کمکم کن برای یه شروع تازه
برای فکر نکردن به خیلی چیزها .....
برای فکر نکردن به خیلی آدم ها .....
که آزارشون رو در لفافه ی محبت به وجودم وصله زدند...
و دور شـــــــــــدن .......
سرم با دیگران گرم است ، دلم با تو.
دلم را استوار کرده ام،
که دل نبندم.
نه به چشمهای بیگانه ای.
نه به حرفهای بیگانه ای.
می خواهم آزاد باشم.
از قید تملک خود و دیگران ...
ادامه مطلب
![]()
معشوقه ای پیدا کرده ام به نام روزگار !!!!
این روزها سخت مرا درآغوش خویش
به بازی گرفته است !!!
ادامه مطلب
![]()
اینکه باید فراموشت می کردم را
فراموش کردم
تو تکراری ترین حضور روزگار منی!
عجیب
به بودن تو
از آن سوی فاصله ها
خو گرفته ام ...
ادامه مطلب
![]()
در خاطرش جایی دارم...
دلم تنگ همان کسی است که دیگر حتی
جواب سلامم را هم نمی دهد
دلم تنگ همان کسی است که وَقتی
از کنارش میگذرم دیگر به من نگاهی نمیکند
دلم تنگ است... تنگ!
نمیدانم دیگر چطور باید میبودم که نبودم!!
ادامه مطلب
![]()
بازگشته ام
با کوله باری از شعر های ناگفتــــــــــــــــــه....
تنها اینجا
مکان امن عاشقانه های من اســــــــــــــــــت ....
ادامه مطلب
![]()
دیشبــــــ، سرنوشت یک سال را رقم زدنــــــــــــ ...
چه خوبــــــ چه بـــــــــــــــــــــــــد
شاید مرگـــــــ، قسمتــــــ امسال منــــــ باشـــــــــــد
امروز نامـــــــه سرنوشتم را امــــــــــــضا کردند
میـــــــــدانم خـــــــــــــــاک، جایگاهم خواهد بود ...
چشمانم را می بندم، آخرین سنگــــــ لحــد را رویمــــــــ میگذارند
فریاد میزنمــــــ تنهایم نگذاریـــد، هیچ کســــــ صدایمــــ را نمی شنــــــــود
تنهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــایم نگذارید .....
تنهـــــــــــــــــــــــــــــــــایم نگذارید ...
تنهــــــــــــــــــایم نگذارید....
(دست نوشته)
ادامه مطلب
![]()
در اين شب كه پر از صدايــــــــ استغاثه شمــــــعها و گريه پروانههاي عاشق توست،
حس ميكنم خوشبختـــــم، نه ســردم است، نه بارانهاي گلآلود، چادرم را لگد ميكنند.
نه از صداي آرزوهاي نيامده ميتــــرسمــــ، نه هراس ناكاميهاي جهانـــــ را يك به يك در كمينم.
خوشبختــــــمــــــــــــ ...
در اتاقمـــــــ بر روي سرزمين سجادهـــ تك و تنها، باران مهر تـــــــــو ميبارد.
اتاق را در آغـــــــوش ميگيرم و بر بال سجادهــــ، به ملكوت پـــــرواز ميكنم.
تمام فرشتگان با لهجــــــههاي آسمــــــانهاي دور، با من هم پرواز ميشوند.
ادامه مطلب
![]()
آن شبــــــــــــــ تنهاترین شب کوفهـــــ بود
و خسوفــــــــی ترین شبــــــــ تاریخ،
چند پاره ابر تیـــــــره و سیاه بر شهــــــــر کوفه سایهـ انداخته بود.
روحی الهی در سکوتـــــــ غمگین شبــ به پرواز ملکوتـــــــ درآمده بود.
مرغابیــــــ ها غمگینانه ترین آوازها را به گـــــــــلوی شب ریخته بودند،
زمین از این فاجعه می لرزیــــــد و ستونهای مسجد کوفهـــ مرثیه سر داده بودند.
محراب مسجـــــد کوفه از خون عدالتـــــــ رنگین گشتهــــ
و در سکوتی سنگیــــــــــــــــن غنــــــوده بــــــود.
ادامه مطلب
![]()
دل را ز شرار عشــــــق سوزاند عـــــلی(ع)
یک عمر غریبــــــ شهر خود مانــــد عـــــــلی(ع)
وقتی که شکافتــــــ فرق او در محــــــــــراب،
گفتند مگر نمــــــاز می خواند عـــــــــلی(ع)
ادامه مطلب
![]()
بــــــاور نمی كنم
اینگونه عاشقـانه
در مـن، حبس شده باشی!!
بگو با چه جادوئی
مرا اینگونه نا عادلانه وقف خودت كردی
ادامه مطلب
![]()
