☂ღ☂ ℓσνєѕтσяу ☂ღ☂

ღ باید عاشــــــــق بود و عاشــــــــــق مرد ღ [̲̅ə̲̅٨̲̅٥̲̅٦̲̅ ]

کدام راه است که پای خسته را نشناسد ...

کدام کوچه خالی از خاطره است ...

و کدام دل هرگز نتپیده به شوق دیدار ...

بیا تا برایت بگویم از سختی انتظار که چگونه ...

در دیده های بارانی رنگ هذیان به خود می گیرند ...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 10 شهریور 1393  ساعت 5:59 PM توسط ƨāṝā طهمورس نظرات 2 | |

 

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید

چرا نگاه هایت غمگین است

چرا لبخند هایت آنقدر تلخ و بیرنگ است

اما افسوس که هیچ کس نبود

همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره

آری با تو هستم

با تویی که از کنارم گذشتی

و حتی یک بار هم نپرسیدی

چرا چشم هایم همیشه بارانیست


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 10 شهریور 1393  ساعت 5:45 PM توسط ƨāṝā طهمورس نظرات 1 | |