کدام راه است که پای خسته را نشناسد ...
کدام کوچه خالی از خاطره است ...
و کدام دل هرگز نتپیده به شوق دیدار ...
بیا تا برایت بگویم از سختی انتظار که چگونه ...
در دیده های بارانی رنگ هذیان به خود می گیرند ...
ادامه مطلب
![]()
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید
چرا نگاه هایت غمگین است
چرا لبخند هایت آنقدر تلخ و بیرنگ است
اما افسوس که هیچ کس نبود
همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره
آری با تو هستم
با تویی که از کنارم گذشتی
و حتی یک بار هم نپرسیدی
چرا چشم هایم همیشه بارانیست
ادامه مطلب
![]()
