آرشيو وب
» دی 1389


پيوندهاي وب

» اصطلاحات انگلیسی
» منبع انواع مقاله
» دانشنامه رشد ( مقاله ، عکس و .... )
» طراح قالب

امکانات وب



درباره وب


جست و جو در وب



  • English / Persian / Arabic / Türkçe / Français
  • .:. سامانه وبلاگ موسسه فرهنگي راسخون .:.

     



    ...:::| روستاي خان آباد

    بازديد از اين پست : مرتبه

    معرفي روستاي خان آباد (محمديه)

    خان آباد روستایی کوهستانی است که در بخش جنوبی استان مرکزی قرار گرفته است .خان آباد در ۳۵ کیلومتری غرب شهرستان خمین و در ۴۲ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان شازند واقع شده است...

     

     

    موقعیت جغرافیایی روستای خان آباد (محمدیه)

    خان آباد روستایی کوهستانی است که در بخش جنوبی استان مرکزی قرار گرفته است .خان آباد در ۳۵ کیلومتری غرب شهرستان خمین و در ۴۲ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان شازند واقع شده است.

     

    گویش و لهجه :

    به علت همجواری روستای خان آباد با استان لرستان لهجه محلی روستا فارسی آمیخته با لری است که در برخی کلمات فارسی حرکات آن تغییر کرده و به حالت بسیار شیرین تکلم می شود .اما متاسفانه با نفوذ فرهنگ شهر نشینی در بین اهالی این گویش محلی شیرین کم کم  روبه  فرآموشی می رود .

     

    پیشینه مراسم مذهبي در روستا

    شاید از زیباترین و با شکوه ترین مراسم های مذهبی و آئینی که در روستای خان آباد اجرا می شود در زمینه  سوگ و عزاداری  بتوآن به عزاداری دهه محرم اشاره نمود که در زیر به پیشینه عزاداری و قدمت حسینیه ها و مسجد روستا و همچنین نحوه برگزاری مراسم عزاداری در روستا می پردازیم : 

     

    هیئت جواد الائمه :

    هیئت جواد الائمه خمین از سال ۱۳۶۱ با عضویت  خان آبادی های مقیم خمین و به سرپرستی حاج ابوالحسن کوچکی به صورت  هفتگی و سیار تشکیل می شود و تاکنون برخی از نوجوان را به قرائت قرآن - مسائل دینی - سیاسی آشنا نموده و هر ساله اعضای جدیدی را پذیرا می باشد

     

    سفره ها و آشهای نذری :

    آش نذری کریز:

    آش نذری کریز( کریز به قنات اصلی روستا گفته می شود ) :

    در روستای خان آباد رسم بر این است که هر سال بعد از پایان بارندگی های فصل بهار زن های روستا با همکاری و کمک همدیگر وسایل مورد نیاز جهت پخت آشی  را تهیه کرده که به نیت زیاد شدن آب کریز و یا کم نشدن آب آن می پزند و چنین نیت می کنند که سال پر برکتی برای آنها باشد .

    و بعد از پخت آش آنرا بین کل اهالی تقسیم می کنند.

    سبزی جات این آش معمولا از صحرا تهیه می شود. ( سبزیجات = ترشک - پا قزقان برگ چقندر و...)

     

    آداب و رسوم

    آداب و رسومی که در گذشته در روستا با تشریفات خاصی انجام می شده اما متاسفانه با گذشت زمان برخی از آنها از خاطرها رفته اند و شاید کمتر کسی یاد و خاطره ایی از آنها  در ذهنش داشته باشد اما برخی نیز با کمی تغییر در نحوه برگزاری همچنان بر قوت خود باقی اند و هر ساله اجرا می شوند .

     

    از زیبا ترین مراسمها جشن  هایی است که در عروسی ها برگزار می شود :

    مقدمه

    خانواده هسته اصلي جامعه انساني است و مراسم ازدواج در واقع جشن تولد يک خانواده و يک واحد جديد اجتماع مي باشد . به همين سبب پيوند دوتن هميشه و در همه جا از حرمت و اهميت خاصي بر خوردار بوده است. عروسي بزرگترين و پر هيجان ترين مراسمي است که در طول زندگي يک فرد بر گزار مي شود و در شمار مراسم همه گير جامعه است

    مراسم عروسي در حقيقت جشن ورود يک زوج به مرحله اي از زندگي است که در آن عملا" صاحب مسئوليتهاي کامل اجتماعي مي شوند. در روستا ها و شهرهاي کوچک معمولا" همه افراد در مراسم عروسي شرکت مي کنند. و حتي اگر در مراسم خاص آن مانند عقد کنان ، عده خاصي دعوت شده باشند، بازهم قسمتهايي است که عموميت دارد. در شهرهاي بزرگ  که شرايط و مقتضيات خاص، پيوند ها ي خويشاوندي، طايفه اي و محلي را نسبتا" سست کرده است، باز هم، عروسي در يک محدودة معين و کوچکتري نسبت به روستا همه را به خود مي کشد و شور و شوقي بر مي انگيزد

    جشن نامزدی (بله برون) :  بعد از انتخاب یكی از دختران آبادی توسط پسر یك خانواده، برای ازدواج با او معمولاً در ابتدا پسر موضوع ازدواج را به اطلاع مادر خود می‌رساند و مادر نیز به پدر خانواده اطلاع می‌دهد و پس از مشورت، در صورت نظر مثبت، معمولاً مادر خانواده و یكی از افراد فامیل (عمه یا خاله) به خانه دختر رفته و با مادر دختر مورد نظر، موضوع خواستگاری را عنوان می‌كنند در صورت نظر مثبت، مادر دختر، جمله هرچه قسمت باشد همان می‌شود را می‌گوید و سپس آنها به خانه برگشته و موافقت خانواده دختر را به اطلاع سایر اعضاء خانواده خویش می‌رسانند و در شبی كه قبلاً برای مراسم خواستگاری رسمی تعیین شده است افرادی از خانواده پسر به خانه دختر می‌روند و بعد از احوالپرسی و تعارفات، از طرف بزرگ خانواده ، موضوع خواستگاری را مجدداً به پدر دختر می‌گویند و جمله «شما چه صلاح می‌دانید» را اضافه می‌كنند. معمولاً پدر دختر برای گفتن نظر مثبت یا منفی، چند روز برای مشورت با افراد فامیل مهلت می‌خواهد. در صورتی كه نظر پدر خانواده منفی بود، پیغامی از طرف خانواده دختر به خانواده پسر داده می‌شود، اما در صورت نظر مثبت پدر دختر، موضوع از طرف مادر دختر به مادر پسر اطلاع داده می‌شود و آنها در شبی با جعبه شیرینی  و یک حلقه به خانه دختر می‌روند و بعد از احوالپرسی و مبارك باد گفتن، زنان هلهله می‌كنند و شیرینی بین حاضرین پخش می‌نمایند و مراسم شیرینی خوران برقرار می‌شود و جشن مختصری برگزار می شود . به تمام مراسم فوق بله‌برون  گفته می‌شود. البته در این شب کلیه قرار مدار (مهر

    و خرج ) عروسی گذاشته می شود

     جشن عقد :جشن عقد معمولا مفصل برگزار می شود و بعد از طی مراحل عقد در تاریخی که معمولا شب بله برون  تعیین شده جشن مفصلی برگزار می شود .جشن عقد به این صورت است که :معمولا جشن بعد اظهر برگزار می شود و خانواده داماد به اتفاق مهمانان بعد از صرف ناهار به  همرا داماد به منزل عروس خانم می روند و شروع به جشن و پایکوبی می کنند همچنین در این مراسم  معمولا مهمانان به عروس و داماد کادو هدیه می دهند .

     جشن حنا دزده : شب حنا دزده دوشب مانده به شب عروسی است  و به این صورت است که  گروهی از جوانان خانواده عروس در آخر شب به خانه داماد می آیند و به صورت  پنهانی حنا به دست داماد می گیرند و پایکوبی می کنند

    جشن حنا آشکاره : حنا آشکاره یا حنا بندان  شب قبل از عروسی است که این جشن در منزل در مادر  عروس برگزار می شود و  بعد از صرف شام   خانواده عروس مجمه های حنا را که به صورت های مختلف تزئین شده همرا با کل کشیدن  به خانه داماد می آورند و دست داماد و عروس را حنا می گیرند و شروع به پایکوبی می کنند در آخر شب نیز برخی از جوانان طرفین عروسی به

    خانه داماد می روند و شام گلین می خورند .

     

    جشن عروسی: جشن عروسی پایان سلسله جشن های عروسی است و شروع زندگی مشترک  این جشن در منزل داماد برگزار می شود و هزینه های آن بر دوش خانواده داماد است و به این صورت است که روز قبل از شب عروسی عروس و داماد با تشریفات خاصی به حمام می روند وبعد از آن هر دوی آنها به آرایشگاه می روند بعد از اتمام کار های آرایشگاه  داماد با ماشینی که تزئین شده به دنبال عروس رفته و عروس را به منزل خودش می برد و قبل از وارد شدن عروس به منزل داماد جوانان روستا   همراه با نواختن ساز و دوهل یا ساز های دیگر   در حیاط منزل داماد پایکوبی می کنند و داماد نیز بالای پشت بام رفته و میوه و شیرینی بین جمعیت پرتاب می کند   و در انتهای این مراسم  عروس به منزل می رود و جشن شروع می شود که تا آخر شب ادامه دارد .

     

     جشن پا تختی : فردای شب عروسی  خانم های خانواده عروس ناهار درست کرده و به خانه عروس می روند و بعد از صرف ناهار جشن می گیرند و درآخر مراسم مهمانان به عروس کادو می دهند .     

    ناقالی : ( ناقالی گنه گنه چل رفته پنجا مانه )

    «خواجه پیروز» ( آتش افروز), از باورهای زیبای گره خورده با نوروز است که ریشه ای بسیار کهن در این سرزمین دارد. چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش آفروزان که پیام آور این جشن اهورائی  بودند به شهرها و روستاها می رفتند تا مردم را برای این آئین آماده کنند. آتش افروزان ، زنان و مردانی بسیار هنرمند بودند که با برگزاری نمایش های خیابانی، دست افشانی ها ، سروده ها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می پرداختند. هدف آنها انتقال نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود. آنها که زنان و مردان شادی بخش خوانده می شدند در روزگار ما هنوز نمود  کوچکی از خود را زیر نام هایی که قبلا عنوان شد دارند؛ که البته از هنرمندی زن یا مرد آتش افروز در  دوران  گذشته بسیار دور است.خواجه پیروز ، نامش گواه پیروزی و عنوانش نشان بزرگواری و سروری است شاید ناقالی نیز نمادی از حاجی فیروز است که در آیین ما جا افتاده است . ((ايراندخت آريانا)) از قول بعضی محققین چهره ی سیاه شده ی خواجه پیروز دلیل بازگشت او از جهان مردگان و نیز نماد سیاهی زمستان است و لباس سرخ او هم نماد سرخی آتش و آمدن گرما و نیز نماد سرخی گلها و طبیعت زیبای نوروزی است. شادی و پایکوبی او هم به خاطر پیروزی بهار و باز زایی طبیعت و زایشها و رویشهای نوروزی است.  افزون بر اینها نماد بازگشت ایزد شهید شونده ی استوره ها و نیز نماد بازگشت سیاوش شهید می باشد و برخی سرخی لباس او را نماد خون آنها دانسته اند.  زنده یاد مهرداد بهار، اسطوره شناس ، در این باره می گوید:« «حاجی فیروز بازمانده ی آیین ایزد شهید شونده است و مراسم سوگ سیاوش نیز نموداری از همین آیین است. چهره سیاه او نماد بازگشت از جهان مردگان و لباس سرخ او نیز نماد خون سرخ سیاوش و حیات مجدد ایزد شهید شونده ، و شادی او شادی زایش دوباره آنهاست که با خود رویش و برکت می آورند.» هر چند که آقای مرادی نظری متفاوت با ایشان دارند: ((در باورهای ایرانی، رفت‌وآمد به سرای مردگان جایی ندارد و فروهرها نیز نه تنها سیه‌رو نیستند، بلكه از آنجا كه سرشتی اهورایی و سپند دارند، دربردارنده ویژگی‌های «سرای سپند»، سرای نور و سرود هستند. فروهرها در زیر زمین نخفته‌اند، بلكه در آسمان‌ها در پروازند...)) به هر روی آن چه مهم است ریشه ی تاریخی این نماد است, که به فرهنگ غنی ایران باستان با هر تعریفی که از آن شود باز می گردد.

     

    :کوله مرجان

     کوله مرجان نمادی از اهریمن وسیاهی است که در گذشته به صورت مترسکی کریه و زشت ساخته می شده و بعد از گرداندن آن در محله های روستا ان را اتش می زدند تا اهریمن و زشنی از انان دور باشد .

     

    چار چار (چار چار ناقالی )  

    به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک گفته می­شود.خان آبادیها معتقدند در این 8 روز، سوز و سرمای زمستان به اوج خود می­رسد و به همین خاطر بر روی این 8 روز تاکید شده و نام جداگانه­ای بر آنها نهاده می­شود. البته در ایران باستان نیز چهل روز از زمستان رفته معروف به جشن سده می باشد که شاید این مراسم و شادمانی چار چار ناقالی بر گرفته از آن است

     

     

    شِوچِرَ :

    از ضروریات شب­نشینی­ها در خان آباد ، تناول انواع و اقسام خوردنی­های لذت­بخش است که در فارسی به آن «شَب چَره» و در خان آبادی  «شِوچِرَ» می­گویند. ترتیب کار به صورت است که بعد از خوردن چای و کمی گفتگو ، زن میزبان به اندرونی رفته و با یک مَجْمَعه(مجمع) بزرگ که حاوی بشقاب­هایی از تنقلات رنگارنگ است وارد اتاق مهمانان می­شود و بشقاب­ها را به طرز مناسب بر روی کرسی و در مقابل مهمانان و سایر افراد قرار داده و با تعارف و اصرار از آن­ها درخواست می­کند که این تنقلات را میل کنند.

    شِوچِرَ در خان آباد از خوردنی­های مختلف و گسترده­ای تشکیل شده این خوردنی­ها عبارتند از: مغز گردو، مغز بادام، مغز هسته­ی زردآلو، ، شاهدانه، نخودچی، کشمش، برگه، آلو، سنجد، گندم بو داده، سیب، انگور و ... . خانواده­هایی که وضع مالی بهتری دارند تنقلات دیگر همچون پسته، انواع تخمه و ... را نیز برای پذیرایی از مهمانان خود تهیه می­نمایند.

     

    شب الفه : 

    شب الفه آخرین شب سال است که معمولا با درست کردن غذایی به نام خاگینه که مخلوطی از تخم مرغ - ارد - سبزی جات و... ان را جشن می گیرند .

     

     

    مراسم تٌخ تخی :

    از مراسمی که در شب عید برگزار می شده و هنوز هم کم وبیش به قوت خود باقی است تخ تخی است . جوانان روستا در شب عید بر پشت بام ها رفته و پارچه ایی که معمولا چادر خانم ها است را از پشت بام خانه اهالی طوری آویزان می کنند که جلو درب ورودی خانه باشد  و از اهل خانه طلب عیدی که معمولا سکه یا تخم مرغ رنگی است می کنند سپس اهل خانه عیدی را به چادر گره زده  و چادر را به علامت بستن عیدی کمی تکان می دهند و چادر بالا کشیده می شود  . البته در گذشته چادر از سوراخی که روی پشت بام بوده( دریجه ) و جهت تهویه خانه از آن استفاده می شده آویزان می شده . این مراسم در اصطلاح تخ تخی نام دارد .  

     

     

    شیروره :

    از رسومی که در حال حاضر هیچ رد پایی از آن بر جایی نمانده و شاید کمتر کسی هم به یاد آن باشد همین شیر وره است .

    شاید برخی بپرسند شیر وره چیست ؟

    در گذشته به علت اینکه کلیه لبنیات مصرفی به صورت محلی تهیه می شد و همچنین با توجه به نژاد گاو های محلی مقدار شیر هر خانوار کم بود  هر چند خانوار که معمولا همسایه ها بودند اقدام به جمع آوری شیر یکدیگر می کردند و این کار ۳ روز تا یک هفته تکرار می شد یعنی در این مدت  کلیه شیر ها را یک خانوار جمع آوری می کرد و همه اعضا موظف بودند به موقع یعنی صبح زود و غروب شیر ها را تحویل دهند و بعد از اتمام مدت تعین شده نوبت به خانوار بعدی می رسید و این سیکل تکرار می شد . البته مقدار شیری که هر فرد از اعضا  در این مدت به فرد جمع کننده شیر  می داد توسط پیمانه ایی به نام اوگردان یاد داشت می شد و این فرد  موظف بود در دوره های بعدی  آن را  به اعضا برگرداند . 

    به این عمل در اصطلاح شیر وره می گفتند . 

     

    دفع چشم‌زخم

    مردم خان آباد به چشم‌کردن اعتقاد زیادی دارند. برای جلوگیری از چشم‌زخم، مهره‌هایی آبی رنگ به نام مُرٌ کِوٌ آویزان می‌کنند و نیز آیه‌ی «وَ اِنْ یکاد» و ادعیه را با سنجاق بر شانه‌ی چپ افراد نصب می‌کنند. ریختن اسپند یا اسفند بر آتش و به اصطلاح اسفند دود کردن نیز همچون سایر مناطق ایران برای رفع چشم‌زخم مرسوم است .

    در خان آباد برای خنثی کردن اثر چشم‌زخم اشعاری را به زبان محلی می‌خوانند.

     

    جغد بر بام خانه

    در باور مردم خان آباد آوای جغد(به خان آبادی ، بَیغُوشْ- baiqūš) شوم است و هرگاه - بخصوص هنگام غروب آفتاب- جغد بر بام خانه‌ای بخواند اهالی خانه آن را به پیشامد خرابی خانه و مرگ و فقر و تنگدستی در آینده‌ای نه چندان دور تعبیر می‌کنند . 

     

     

    قرار دادن سنگ بین شاخه های درختان :

    یکی دیگر از رسومی که از دیر باز در روستای خان آباد وجود داردقرار دادن سنگ بین شاخه های درختان میوه است.

    اهالی خان آباد اعتقاد دارند که اگر در فصل زمستان بین شاخه های پایینی درختان سنگ قرار دهند موجب سنگینی درخت شده و این امر موجب بارور شدن آن در فصل بهار می شود. با توجه به دیرینه بودن این اعتقاد ولی همچنان در بین اهالی رواج دارد .

     

     

    نويسنده:  محمد نصرالهی | نظرات (0) | لينك ثابت مطلب | تاريخ : شنبه 18 دی 1389 ،9:04 PM

    .:. آخرين مطالب ارسال شده .:.




    امروز :

    منوي اصلي وب
    صفحه اصلي وب
    سامانه وبلاگ راسخون
    رايانامه وب
    Add To Favorites

    آر اس اس وب

    نويسنده و معرفي وب

    مدير وب:محمد نصرالهی «
     
    نام شما :
    ايميل شما :
    نام دوست شما:
    ايميل دوست شما:



    موضوعات وب

    » علمی 

    » تاریخی 

    » ورزشی 

    » مذهبی 

    » فرهنگی و ادبی 


    ساعت وب



    آمار وب

     تعداد بازديد ها : 52632

    تعداد پست ها :25

    تعداد نظرات : 0

    تاريخ آخرين بروز رساني : چهارشنبه 22 دی 1389 

    تاريخ تأسيس وبلاگ : پنج شنبه 16 دی 1389 


    لوگوي وب



    صفحات وب




    Copyright ©2011:1390 By بانک مقالات . POWERED BY : Rasekhoon.Net & DestinyBlog™