این ماجرا برای من در 10 سال آینده اتفاق افتاد...!!!!
اولین بارم بود که به کلاس به عنوان معلم می رفتم. بسیار ذوق زده بودم،در را باز کردم و دیدم که بچه ها خیلی آروم روی نیمکت های چرمی شان نشسته بودند.
یه نفس عمیق کشیدم و شروع کردم:با عرض سلام خدمت تکاتک شما دانش آموزان عزیز که به صورت داده های رایانه ای در آمده اید و با سیستم جهانی محمدآبادی فاکس به کلاس آمده اید.امید وارم بتوانید در سال پیش رو فردی موفق باشید.و به کرات بیشتری سفر کنید. خواب با درس مهم ، کاربردی و در عین حال جذاب کار فن آوری و تفکر سبک زندگی در خدمت شما هستم.
خودتان را دانه به دانه معرفی کنید البته باید بدانید که بنده محمد حسین محمدی محمد آبادی هستم،خودتان را معرفی کنید: من شلغم هستم.خیار هستم.بادمجان هستم.هویج هستم.تمام.
من:کلا همین چهار نفر هستید. بچه ها گفتند:بعله.
یه بچه ها گفت:اسم کلاسو چی می زاری.
گفتم: کلاس صیفی جات. تازه کلی هم خوششون آمد.
واقعا من مونده بودم با این بار مسولیت در برابر نادانی طفولیت که باید درستش می کردم برو بابا حال داری چهار تا بازی ریختم روی تبلتاشون خودمم رفتم چایی بخورم فکر کردی من مثل بعضی معلم های دلسوزم که در این راه کچل بشم آخرشم هیچ فایده ای دشته باشه.
نویسنده: محمدحسین محمدی محمدآبادی
و من با این حرکت پرشکوه گذشتگان را متحول ساختم.

