آیا می دانید رابطه غدیر و قرآن در چیست؟

غدیر واقعه ای است لایق لقب قرآنی! نقطه آغاز آن با قرآن، همه مراحل آن با نزول پی در پی قرآن، تار و پود خطابه اش آمیخته با آیات قران، و خاتمه آن با حضور قرآن، که این همه واقعه ای در سایه سار قرآن را برای ما ترسیم می کند.
کجای تاریخ اسلام را سراغ دارید که در یک ماه بیش از دویست آیه قرآن در فراز و نشیب یک ماجرا نازل شده باشد یا مورد استناد قرار گرفته باشد؛ و یا کدام خطابه را سراغ دارید که بیش از صد آیه قرآن در آن شاهد آورده شده باشد.
کدام برنامه اسلام را می شناسید که دو آیه بسیار مهم قرآن مستقیما و صریحا معرف آن باشد: یک دستور به ابلاغ آن با: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس که با ضمانت الهی به استقبال مبلغ اعظم غدیر می آید؛ و دیگر نتیجه ابلاغ آن با الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دینا که امضای خالق جهان را براین ابلاغ عظیم اعلام می نماید.
اکنون ماجرای سفر یک ماهه ای پیش روی شماست که در مرحله به مرحله آن آیات قرآن نازل شده یا مورد استناد واقع شده است. آیاتی برای آماده سازی فکری مردم در راستای پذیرش و درک مسئله ولایت، آیاتی به عنوان اوامر مستقیم اعلام ولایت در غدیر، آیه هایی از قزآن خبر از توطئه های پشت پرده منافقین و شیاطین و یا به عنوان مقابله در برابر فتنه انگیزی های علنی آنان، و آیاتی به عنوان پاسخ به سوالات مردم درباره غدیر است.
سراسر خطبه یک ساعته پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر آمیخته با آیات قرآن است. چند سوره به طور کامل در متن قرآن قرائت شده و مورد استناد و تفسیر قرار گرفته است. آیاتی نیز به صراحت یا به صورت ضمنی در خطابه ی غدیر آمده که اشاره آن به آیات قرآن واضح است.
در کنار این حضور قرآن در غدیر، بیا نات مفصلی در باره عظمت قرآن و تفسیر آن و صاحبان چنین مقامی در خطبه ی غدیر به چشم می خورد.
ارتباط عمیق این آیات با اصل واقعه غدیر قابل قابل توجه است.در حالی که محور سخن در غدیر ولایت اهل بیت علیهم السلام است، اوامر خاص مربوط به آن، معرفی دوستان و دشمنان ولایت، نشان دادن مرزهای ولایت و برائت، شناخت مقام والای عصمت، همه در سایه قرآن بیان شده، و به گونه ای منسجم غدیر را از متن قرآن استخراج کرده و قرآن را در متن غدیر جای داده است.
در این نوشتار با انگیزه نشان دادن قرآنی بودن غدیر در پی اثبات این ادعا هستیم که غدیر یک ماجرای آمیخته با قرآن است و این قابل اثبات در همه فراز نشیب های ماجراست. در بخش های مختلف این نوشتار، که از مدینه آغاز می شود و تا مکه می رود و از آن جا با مراسم حج همراه می شود.
با پایان حج حرکت به سوی غدیر آغاز می شود و با رسیدن به سرزمین خم پیامبر سخنرانی مفصل خود را برگزار می کنند و سپس مراسم سه روزه غدیر آغاز می شود. وقایع متعددی در ارتباط با غدیر در این ایام رخ می دهد تا هنگام خروج از غدیر فرا می رسد. از غدیر تا مدینه وقایعی اتفاق می افتد و با وصول به مدینه هنوز ماجرا پایان نمی یابد، بلکه تا روز رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله هنوز غدیر در جریان است و آیات قرآن را پشتیبانی می کند.
اگر نتیجه این نوشتار این باشد که غدیر و قرآن با هم و در کنار یکدیگر مطرح شده اند. و باید هر یک را پشتیبان و مفسر یکدیگر بدانیم، تا ابد افتخار خواهیم کرد که قرآنِ عزیز در آغوش غدیریان است و غدیرِ عزیز با اهل قرآن است. اکنون هنگام آن است که از تفسیر قرآن به حقایق غدیر نهراسیم و در برابر حقیقتی که در این باره در متن تاریخ دیده می شود سر تسلیم فرود آوریم و تا ابد افتخار کنیم که قرآنِ ما با غدیر و غدیرِ ما با قرآن است.



تاریخ ارسال : دوشنبه 6 شهریور 1396   5:34 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

آیا می دانید فضیلت روز عید غدیر چقدر است؟

ابی نصر بَزَنْطی از یاران امام رضا علیه‏السلام می‏گوید: «خدمت آن حضرت بودم، درحالی‏که مجلس پر از جمعیت بود و با یکدیگر درباره غدیر گفت‏وگو می‏کردند. برخی از مردم این واقعه را منکر شدند.

امام فرمود: پدرم از پدرش روایت کرد که: «روز غدیر در میان اهل آسمان مشهورتر است تا میان اهل زمین.» سپس فرمود: «ای ابی نصر! هرجا که هستی، در این روز نزد [قبر[ امیرمؤمنان علی علیه‏السلام باش. به درستی که در این روز، خداوند گناه شصت سال از مؤمنان و مسلمانان زن و مرد را می‏آمرزد و از آتش دوزخ آزاد می‏کند، چند برابر آنچه در ماه رمضان و شب قدر و شب عید فطر آزاد کرده بود.» ایشان سپس ادامه داد: «اگر مردم ارزش این روز را می‏دانستند، هر آینه، فرشتگان در هر روز ده مرتبه با آنان مصافحه می‏کردند».



تاریخ ارسال : دوشنبه 6 شهریور 1396   4:43 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

آیا می دانید عید غدیر:بزرگترين عيد اسلامى است؟

اللهم فكما جعلته عيدك الاكبر و سميته فى السماء يوم العهد المعهود و فى الارض يوم الميثاق الماخوذ و الجمع المسؤول (1) صل على محمد و آل محمد و اقرر به عيوننا. 
«خدايا، چنانكه اين روز را بزرگترين عيد خود قرار دادى، [آن را] در آسمان روز پيمان و در زمين روز ميثاق و جمع مورد بازپرسى نام نهادى، بر محمد و آل محمد(ص) درود فرست و چشمان ما را بدان روشن فرما». 
تقدير الهى بر اين قرار گرفت كه «غدير» به ابديت‏بپيوندد، و جلوه‏اى از آيات الهى و تجسمى از تاريخ جاودانه اسلام شود. گويا «بركه خم‏» به پاس ساليان طولانى خزانه‏دارى بارانهاى رحمت الهى و آبرسانى به زائران حرم، اينك بايد پايگاه ريزش كلام الهى و قله كمال دين شود. غدير ديگر بركه‏اى كم‏آب نيست كه به آبهاى سرزمين «رابغ‏» نيازمند باشد. بلكه در پرتو آن فروغ آسمانى، خود به چشمه‏سار زمزم و كوثر پيوسته، آب گواراى عدالت و پاكى از مولود كعبه و فرزند «زمزم‏» و «صفا» گرفته است. غدير از هنگامى كه نظاره‏گر جلوه زيباى وصايت و جانشينى على - عليه السلام - بر دستان پر مهر و سراسر رحمت‏خاتم رسولان(ص) شد، ديگر نقطه‏اى پست در جغرافياى جحفه نيست، پرچم عدالت علوى است كه بر بام بلند تاريخ افراشته شده است. غدير اينك بزرگترين و دل‏انگيزترين هديه آسمان «امامت‏» را به آدميان ارزانى مى‏دارد. بدين‏گونه غدير، سرزمينى مقدس شد و روز هجدهم ذى‏حجه بزرگترين عيد اسلامى; و چنان شد كه امام صادق - عليه السلام - در باره‏اش فرمود: «و ان يوم غدير خم بين الفطر و الاضحى و الجمعة كالقمر بين الكواكب‏» روز غدير خم در ميان اعياد «فطر» و «قربان‏» و «جمعه‏»، بسان ماه در ميان ستارگان، مى‏درخشد. (2) در اين نوشتار بر «عيدك الاكبر»، كه در دعاى روز غدير آمده است، درنگ مى‏كنيم; و عيد بودن اين روز بزرگ را در سنت پيامبر و عترت معصومش جويا مى‏شويم و مشاهده مى‏كنيم كه شيعه در برگزارى جشن غدير، بسان ديگر معتقدات خويش، پايبند وحى الهى و سر سپرده سنت رسول گرامى(ص) است. 
عيد غدير، سنت نبوى 
زنده نگهداشتن شعائر الهى رسالتى است كه مرزبانان عقيده و ايمان همواره بر آن تاكيد داشته‏اند. چرا كه تقواى دلها و پاكى جانها در گرو بزرگداشت آن است، در قرآن كريم مى‏خوانيم: «و من يعظم شعائر القلوب فانها من تقوى القلوب‏». (3) جوامع بشرى نيازمند يادآورى و حضور دايم هويت‏هاى فرهنگى و اصالتهاى معنوى است. رسول گرامى اسلام در اين امر پيشقدم شد و با عمل خويش راه جامعه اسلامى را روشن ساخت. يكى از دلائل عيد بودن غدير، حديث «هنئونى‏» است. 
اين حديث در منابع اهل سنت نيز با اسناد و عبارات مختلف ذكر شده است. بزرگانى چون احمد ابن‏حنبل، پيشواى حنبليان، در صفحه 281، جلد چهارم مسند، و حافظ ابوجعفر محمد ابن‏جرير طبرى در صفحه 428 جلد سوم تفسير خويش، از اين روايت‏ياد كرده‏اند در نقل حافظ ابو سعيد چنين آمده است: «ثم قال النبى(ص) هنئونى هنئونى، ان الله تعالى خصنى بالنبوة و خص اهل بيتى بالامامة;» پيامبر گرامى فرمود: به من تبريك بگوييد، به من تبريك بگوييد، زيرا خداوند مرا به پيامبرى و اهل بيتم را به امامت ممتاز ساخته است. (4) 
در روايت ديگرى يكى از مورخين اهل سنت پس از ذكر حديث غدير چنين آورده است: ثم جلس رسول الله(ص) فى خيمة تخص به و امر اميرالمؤمنين(ع) ان يجلس فى خيمة اخرى و امر اطباق الناس بان يهنئوا عليا - عليها السلام -; سپس رسول گرامى(ص) در خيمه مخصوص خويش نشست و به اميرمؤمنان(ع)دستور داد كه در خيمه ديگرى بنشيند و به مردم فرمان داد تا به حضور على - عليه السلام - رسيده، به آن حضرت تبريك بگويند. 
اين مورخ سپس مى‏نويسد: ولما فرغ الناس امر رسول الله(ص) امهات المؤمنين بان يسرن اليه و يهنئنه ففعلن; بعد از متفرق شدن مردم، پيامبر(ص) به همسران خويش دستور داد كه به سوى على - عليه السلام - رفته، به آن حضرت تبريك بگويند، آنان نيز اطاعت كردند. (5) 
دليل ديگرى كه بيانگر عيد بودن روز غدير در سنت پيامبر گرامى اسلام است‏خطبه‏اى است كه اميرمؤمنان على - عليه‏السلام - در روز عيد غدير ايراد كرده است. 
در اينجا قسمتى از آن را، كه به وسيله يكى از غديرشناسان معاصر ترجمه شده است. مى‏آوريم: امام رضا(ع) از پدران خويش نقل مى‏كند كه در روزى از روزهاى خلافت على - عليه السلام - جمعه و غدير به يك روز افتاده بود. امام در آن روز خطبه‏اى عجيب خواند و توحيدى شگفت گفت. آن حضرت در بخشى از سخنان خويش چنين فرمود: «ان الله تعالى جمع لكم معشر المؤمنين فى هذا اليوم عيدين عظيمين كبيرين لا يقوم احدهما الا بصاحبه...; خداى - عزوجل - در اين روز براى شما دو عيد فراهم كرد; دو عيد بزرگ كه يكى از اين دو جز به آن ديگرى استوار نتواند بود». 
سپس آن حضرت به داستان غدير اشاره فرمود و ويژگيهاى روز غدير را چنين برشمرد: ان هذا يوم عظيم الشان فيه وقع الفرج و رفعت الدرج هو يوم الايضاح و الافصاح من المقام الصراح و يوم كمال الدين و يوم العهد المعهود و يوم تبيان العقود عن النفاق و الجحود...; همانا امروز، روزى بس بزرگ است. در اين روز گشايش در رسيد، منزلت كسان كه شايسته بودند بلندى گرفت و برهان خدا روشن شد. آرى، امروز روز روشن كردن حق و از مقام پاك «رهبر معصوم‏» به صراحت و «نص‏» سخن گفتن است، امروز روز كامل شدن دين است، امروز روز عهد و پيمان است، امروز روز گواهى و گواهان است، امروز روز نماياندن بنيادهاى نفاق و انكار است. حضرت در آخر خطبه مى‏فرمايد: و اذا تلاقيتم فتصافحوا بالتسليم و تهانؤ النعمة فى هذا اليوم و ليبلغ الحاضر الغائب... 
امرنى رسول الله(ص) بذلك، چون به يكديگر رسيديد، همراه سلام، مصافحه كنيد و نعمتى را كه در اين روز نصيبتان شده است‏به يكديگر تبريك بگوييد. بايد اين سخنان را آن كه بود و شنيد به آن كه نبود و نشنيد برساند و بايد توانگران به سراغ مستمندان روند و قدرتمندان به دنبال ضعيفان; پيامبر(ص) مرا به اين چيزها امر كرده است. (6) 
اينجاست كه به اهميت اين روز تاريخى و بزرگ بيشتر واقف مى‏شويم; روزى خجسته و مبارك كه پيامبر(ص) به بزرگداشت آن دستور داده، آن را وظيفه همگانى نسلها برشمرده و خطابه و بزرگداشت اين روز از جانب على - عليه السلام - در همين راستاست. 
معصومين و بزرگترين عيد اسلامى 
امام صادق(ع) از پدران خويش نقل مى‏كند كه، پيامبر(ص) فرمود: «يوم غدير خم افضل اعياد امتى و هو اليوم الذى امرنى الله تعالى ذكره فيه بنصب اخى على ابن‏ابيطالب علما لامتى يهتدون به من بعدى; روز غدير خم برترين عيدهاى امت من است; و آن روزى است كه خدا مرا به جانشينى على - عليه السلام - دستور داد تا نشانه‏اى براى امت من باشدو به وسيله او هدايت‏شوند. (7) 
در روايت ديگرى امام صادق(ع) در پاسخ اين پرسش كه آيا براى مسلمين عيدى غير از فطر و قربان هست فرمود: آرى، عيدى است كه بزرگترين و شريفترين عيدهاست و آن روزى است كه امير مؤمنان به جانشينى پيامبر منصوب شد. (8) علاوه بر اين از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: هو عيد الله الاكبر و ما بعث الله عز و جل نبيا الا و تعيد فى هذا اليوم; روز غدير خم بزرگترين عيد الهى است و خداوند متعال پيامبرى را مبعوث نكرد مگر اينكه اين روز را عيد گرفت. (9) 
با توجه بدين حقايق در دعا و نيايشى كه در اين روز ذكر شده است، مى‏خوانيم: اللهم فكما جعلته عيدك الاكبر... صل على محمد و آل محمد; خدايا، چنانكه اين روز را بزرگترين عيد خود قرار دادى، بر محمد و آل محمد درود فرست. (10) 
اولياى الهى و معصومين - عليهم السلام - اين روز را پاس مى‏داشتند و برنامه‏هايى براى بزرگداشت آن تدارك مى‏ديدند، كه دو نمونه از آن را ياد آور مى‏شويم: 
الف) مراسم اطعام از جانب امام مجتبى عليه السلام‏مرحوم علامه مجلسى(ره) مى‏نويسد: روز عيد غدير با جمعه مصادف شده بود. امام على - عليه السلام - خطبه جمعه خواند و سپس حضرت با فرزندان و شيعيانش به منزل امام حسن - عليه السلام - جهت اطعامى كه امام حسن برايشان تدارك ديده بود، رفت. (11) 
ب) فياض بن‏محمد بن‏طوسى كه به سال‏259 هجرى سخن مى‏گفت مى‏گويد: در يكى از سالها خدمت امام رضا - عليه السلام - رسيدم، ديدم امام رضا - عليه السلام - دوستان خويش را براى غدا خوردن نگه داشته و به خانه‏هاى آنان نيز طعام، هديه، لباس و حتى انگشتر و كفش فرستاده است، آن بزرگوار وضعيت‏خدمتكاران و دوستانش را تغيير داده بودو با وسايلى، غير از آنچه در روزهاى پيشين بود، از مهمانانش پذيرايى مى‏كرد. (12) 
چرا غدير، عيد است؟ 
آيات قرآن كريم و گفتار معصومين - عليهم السلام - بيانگر عظمت و جايگاه رفيع امامت در اعتقادات اسلامى است. با نگاهى به آيات غدير مى‏توان بخوبى رمز عيد بودن اين روز را دريافت‏بخشى از اشارات قرآن كريم و معصومان در اين باره چنين است: 
الف) امامت مكمل تبليغ رسالت الهى است. 
به اتفاق شيعيان و به نقل بسيارى ازاهل سنت آيه شريف تبليغ جهت انتصاب على - عليه السلام - به جانشينى رسول گرامى(ص) نازل شد. اين نكته هنگامى بود كه ترس آشوب بود و احتمال تفرقه‏افكنى از جانب منافقين و افراد سست‏ايمان وجود داشت. وحى الهى به همه اين نگرانيها خاتمه داد و با تاكيد بر اهميت موضوع، حفظ رسول گرامى(ص) از توطئه‏ها را نويد داد و فرمود: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك فان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس; اى پيامبر، آنچه از خدا بر تو نازل شده به مردم برسان كه اگر نرسانى تبليغ رسالت و اداى وظيفه نكرده‏اى و خدا تو را از [آزار] مردمان محفوظ خواهد داشت. (13) 
علامه امينى 30 منبع از مدارك اهل سنت را برمى‏شمارد كه همه آنها اين آيه را با معرفى ولايت اميرمؤمنان على - عليه السلام - در ارتباط دانسته‏اند. جلال الدين سيوطى شافعى در تفسير در المنثور، تفسير فخرالدين رازى شافعى در شمار اين منابع جاى دارند. (14) 
نكته‏اى كه از دقت در آيه، با استفاده از جمله «فما بلغت رسالته‏» مى‏توان فهميد اين است كه امامت در حدى از منزلت است كه عدم معرفى آن با انجام ندادن وظيفه رسالت مساوى است. 
ب) امامت مايه تكميل دين است 
دين مجموعه قوانين الهى است كه براى اجراى آن به فردى كه بتواند با تكيه بر دو عنصر ايمان و آگاهى موجب اجراى آن شود، نياز دارد. دين كامل دينى است كه اين امر را از قبل پيش‏بينى كرده، براى آن برنامه داشته باشد. از اين رو وقتى كفار احساس كردند با فوت عبدالله فرزند پيامبر گرامى(ص) جانشينى براى استمرار راهش وجود ندارد آن بزرگوار را «ابتر» و كارش را ناقص قلمداد كردند. (15) 
بعد از انتصاب على(ع)، اين آيه نازل مى‏شود و مى‏فرمايد «اليوم اكملت لكم دينكم‏» امروز دين شما را كامل كردم. (16) امامت در جهت‏بيان احكام تكميل‏كننده دين است; زيرا به مقتضاى روايتى، كه از طريق شيعه و اهل سنت نقل شده و پيامبر گرامى فرمود: من شهر علم هستم و على در آن شهر. هر كه خواستار ورود به شهر حكمت است‏بايد از راه على(ع) واردشود. (17) 
امامت در جهت اجراى صحيح برنامه‏هاى دينى نيز تكميل‏كننده دين است. از اين رو پيشوايان پنجگانه اهل سنت مانند مسلم، مالك، بخارى، نسايى و ترمذى مى نويسند: وقتى طارق ابن‏شهاب، از اهل كتاب، در مجلس خليفه دوم گفت: اگر آيه «اكمال‏» در دين ما نازل مى‏شد آن را عيد مى‏گرفتيم. (18) كسى بر او خرده نگرفت و عمر با سكوت خود آن را مورد قبول قرار داد. 
ج) امامت عامل ياس دشمنان اسلام است. 
آيه سوم سوره مائده نيز در باره انتصاب على - عليه السلام - در غدير خم نازل شده است; «اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم و اخشون‏» امروز كافران از اينكه به دين شما دستبرد زنند و اختلالى رسانند طمع بريدند پس شما از آنان بيمناك نشويد. (19) 
اين آيه نشان مى‏دهد كه روز تكميل دين و روز ياس و نوميدى دشمنان اسلام يكى است. علامه طباطبايى مى‏نويسد: صحابه و تابعان و آنها كه بعد از آنان آمده‏اند، همگى اتفاق دارند كه اين دو آيه مرتبط هستند و هر يك تكميل‏كننده معناى ديگرى است. و اين نيست مگر بدان سبب كه هر دو با هم نازل شده، يك معنا را مى‏رسانند. (20) 
از آنچه گفته شد نتيجه مى‏گيريم كه بايد اين روز را عيد شمرد; زيرا خداوند متعال چنان بدان اهميت داده است كه آن را موجب اكمال دين، تبليغ رسالت و نوميدى دشمنان اسلام دانسته است تا خود يادى از «ايام الله‏» باشد و فرموده است: و ذكرهم بايام الله; روزهاى خداوندى را بدانان يادآورى كن. (21) 
د) امامت ضامن استمرار وحدت اسلامى است 
قرآن كريم، آنجا كه از دعاى حضرت عيسى و درخواست نزول مائده آسمانى سخن به ميان مى‏آورد، از عيد بودن آن براى نسلهاى آينده و گذشته ياد مى‏كند و مى‏فرمايد: «اللهم ربنا انزل علينا مائدة من السماء تكون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آية منك; پروردگارا، بر ما از آسمان مائده‏اى فرست تا اين روز براى ما و كسانى كه پس از ما مى‏آيند عيد شود». (22) 
چنانكه ملاحظه مى‏شود حضرت عيسى نزول اين مائده و عيد شدن آن را براى اين مى‏خواهد كه براى هميشه مايه افتخار و عزت جامعه دينى شود و بتواند حبل‏المتين و نقطه وحدت آنان باشد; وحدتى كه يكى از علتهاى بعثت پيامبران شمرده شده است، و راز و حكمت عيد شمردن نيز در همين راستاست تا جامعه اسلامى مائده آسمانى امامت و وصايت را پاس دارند و آن را به عنوان نقطه مركزى حل اختلافات خويش بپذيرند و اين است رمز كلام باقر العلوم آل محمد (علهيم السلام) كه فرمود «و لم يناد بشى‏ء ما نودى بالولاية يوم الغدير; در ميان احكام اسلامى هيچيك به اندازه ولايت روز غدير مهم شمرده نشده است‏». (23)

____________________________________________________
1- بحارالانوار (چاپ ايران)، ج 95، ص 320. 
2- همان، ج 95، ص‏323. 
3- حج، 32. 
4- الغدير، ج 1، ص 274. 
5- الغدير، ج 1، ص 271. 
6- بحارالانوار، ج 94، ص 118. 
7- همان، ص 110. 
8- همان، ص 111. 
9- همان، ج 95، ص‏303. 
10- همان، ص 320; مفاتيح الجنان، اعمال روز عيد غدير. 
11- همان، ج 94، ص 118. 
12- همان، ص 112 و ج 95، ص 322. 
13- مائده،67. 
14- درالمنثور، سيوطى، دارالكتب العلمية، ج 2، ص‏457; تفسير فخررازى، ج 12، ص‏49. 
15- ر.ك تفسير مجمع‏البيان، ج 5، تفسير سوره كوثر; 
16- مائده،3. 
17- الغدير، ج‏6، ص 61-77. 
18- الغدير، ج 1، ص‏283. 
19- سوره مائده،3. 
20- الميزان، ج 5، ص‏179. 
21- دارالكتب العلميه‏» 
22- ابراهيم، 5. 
23- اصول كافى، ج 2، ص 21، باب‏دعائم‏الاسلام،حديث‏8.



تاریخ ارسال : یک شنبه 5 شهریور 1396   5:20 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

آیا میدانید عظمت روز عید غدیر چقدر است؟

سخن گفتن از عظمت و شكوه غدير، كارى نيست كه از عهده هركس‏برآيد. پرداختن به موضوع پراهميتى چون غدير، تنها از كسانى‏شايسته است كه اين حماسه جاويد تاريخ و نقطه عطف نبوت و امامت‏را آفريدند. 
غدير به اراده الهى صورت گرفت، با خطاب (ياايهاالرسول بلغ ماانزل اليك من ربك 
پيامبر مامور تحقق عينى غدير شد و على(ع)را به عنوان ولى‏امر، به جهانيان معرفى كرد: 
«من كنت مولاه فعلى مولاه.» 
پس از اين معرفى شكوهمند، خداوند فرمود: (اليوم اكملت لكم‏دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا 
حادثه غدير بيانگر ارزشهاى مذكور است و روز غدير ظرف زمانى‏ابلاغ آن. در باره اين واقعه بزرگ، عنان قلم به محور اصلى آن،على‏بن ابى‏طالب(ع)مى‏سپاريم و به بازخوانى خطبه «غديريه‏» آن‏حضرت مى‏پردازيم. 
روز بيان اراده خدا و روز ابلاغ 
«فانزل الله على نبيه فى يوم الدوح مابين به عن ارادته فى‏خلصائه و ذى اجتبائه و امره بالبلاغ.» 
خداوند در روز درختان تنومند، آنچه بيانگر اراده‏اش در باره‏بندگان خالص و برگزيده‏اش بود، بر پيامبرش نازل كرد و به وى‏دستور داد آن را ابلاغ كند. 
واژه «دوح‏» جمع دوحه به معناى درختان تنومند و بزرگ است. اين سخن درحقيقت‏بيانگر نشانه‏هاى جغرافيايى و تاريخى غدير است‏كه مى‏فرمايد: آن روز زير درختان تنومند، آياتى نازل شد كه مبين‏اراده خدا براى بندگان خالص، مخلص و برگزيده است. آن روز كه‏روز هجدهم ذى الحجه بود. جبرئيل فرود آمد و آيه(ياايهاالرسول‏بلغ ما انزل اليك من ربك)(اى پيامبر! آنچه را از طرف پروردگارت‏بر تو نازل شده، به مردم برسان.)را بر پيامبر(ع)نازل كرد و آن‏حضرت را مامور ساخت آنچه را بين خدا و پيامبر(ص)وجودداشت(ولايت على(ع‏» ، به مردم ابلاغ كند. 
از عبارت «بلغ ما انزل اليك‏» معلوم مى‏شود پيش از آن «ولى‏امر» تعيين شده بود و آن روز تنها ظرف معرفى و ابلاغ بود; ونيز روشن مى‏شود خدا «ولى‏» را نصب مى‏كند و پيامبر(ص)تنها به‏معرفى او مى‏پردازد. 
روز بزرگ، روز گشايش، روز تكامل... 
«ان هذا يوم عظيم‏الشان، فيه وقع الفرج و رفعت الدرج و وضحت‏الحجج.» 
اين روز، روزى بسيار با عظمت است. در اين روز گشايش حاصل شد،نردبان تكامل نصب و حجت‏ها آشكار گرديد. 
عظمت روز غدير، بدان جهت است كه ظرف ظهور اراده خدا و زمان‏ابلاغ مهمترين پيام الهى است; پيامى كه ابلاغ نشدنش، رسالت راناتمام مى‏گذارد; «و ان لم تفعل فما بلغت رسالته‏» 
روزى است كه گشايش و فرج براى اسلاميان حاصل شد و آنان كه‏نگران سرنوشت امت اسلام پس از پيامبر(ص)بودند، نگرانيشان برطرف‏گرديد. روزى كه نردبان تكامل افراشته شد. با طرح مساله امامت‏و معرفى على(ع)به عنوان ولى امر، دين به كمال لازم رسيد وبرهمگان اتمام حجت‏شد. 
روز پرده‏بردارى از مقام امامت 
«هذا يوم الايضاح و الافصاح عن المقام الصراح.» 
اين روز، روز اظهار و پرده برداشتن از جايگاه پاكى وپيراستگى است. 
«افصاح‏» به معناى اظهار كردن و مرادف با «ايضاح‏» است. صراحت‏به معناى خالص بودن چيزى از تعلقات است و سخن صريح همان‏است كه خالص از اضمار و تاويل باشد. 
اما مقام «صراح‏» يعنى جايگاه پاكى و پيراستگى، و منظور ازآن، مقام عصمت و امامت است كه روز غدير از آن پرده بردارى شد وامام برهمگان مشخص گرديد تا ديگر بهانه‏اى براى منافقان ودورويان باقى نماند و نگويند: پيامبر كسى را معرفى نكرده است. 
روز كامل شدن دين 
«ويوم كمال الدين.» 
غدير، روزى است كه دين خدا كامل شد. 
كارى كه در اين روز انجام شد، چنان از اهميت‏برخوردار است كه‏حق تعالى در شان آن فرمود:(اليوم اكملت لكم دينكم.) كارى كه نه‏تنها مرحله نهايى دين مرضى بود بلكه انجام نيافتنش، تبليغ‏نكردن اصل رسالت‏شمرده مى‏شد; «فان لم تفعل... » 
از اين روى، خود على(ع)نيز در جاى ديگر فرمود: 
«وكمل الله دينه.» خدا دينش را تكميل كرد. 
روز پيمان بستن 
«ويوم العهد المعهود.» 
اين روز، روز پيمان شناخته شده است. 
پيامبر(ص)در روز غدير از مردم در باره سزاوارتر بودن خودچنين اعتراف گرفت: 
«ياايهاالناس من اولى بالمومنين من انفسهم؟ قالوا الله ورسوله اعلم، قال ان الله مولاى و انا مولى المومنين و انا اولى‏بهم من انفسهم.» 
اى مردم! چه كسى نسبت‏به مومنان از خودشان سزاوارتر است؟ گفتند: خدا و پيامبرش داناترند. فرمود: خدا مولاى من است و من‏مولاى مومنانم و از آنها به خودشان سزاوارترم. 
آنگاه از آنان اين گونه پيمان گرفت: 
«فمن كنت مولاه فعلى مولاه.» 
پس هركس من مولاى اويم، على مولاى اوست. 
اين بخش از سخن علوى ممكن است اشاره به عهدى باشد كه در آغازآفرينش گرفته شد: 
«و اخذ ربك من بنى آدم من ظهور هم ذريتهم و اشهدهم على‏انفسهم الست‏بربكم قالوا بلى.» 
به خاطر بياور زمانى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم،ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه خويش ساخت و فرمود: آيا من‏پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آرى. 
بدين سبب، در دعاى غدير از كلام علوى مى‏خوانيم: 
«وجددت لنا عهدك و ذكرتنا ميثاقك الماخوذ منا، فى ابتداءخلقك ايانا» 
امروز عهدت را براى ما تجديد كردى و ميثاقى كه در آغاز خلقت‏از ما گرفتى، دوباره يادآورى كردى. 
روز شهود و حضور 
«يوم الشاهد و المشهود.» 
روز غدير، روز شاهد و مشهود است. 
اين تعبيرى است كه قرآن كريم در باره قيامت‏به كار برده‏است:(واليوم الموعود و شاهد و مشهود); سوگند به روز موعود، سوگند به شاهد و مشهود. 
شاهد و مشهود در باره روز قيامت‏بدين معناست كه شاهد پيامبرو مشهود قيامت است. شاهد انسانها و مشهود اعمال آنان است. شاهدملائكه و مشهود قرآن است‏شاهد پيامبر و مشهود على‏است. 
به كار بردن اين تعبير درباره روز غدير نيز مفيد همين است كه‏پيامبر شاهد و على مشهود است. پيامبر(ص)شهادت به ولايت‏على(ع)داد و انسانها و فرشتگان بر اين امر گواهى دادند. تاريخ‏نيز گواهى داد كه گروهى براى نايل شدن على(ع)به مقام ولايت‏بدوتبريك و تهنيت گفتند; اگرچه پس از اندكى آن را ناديده‏انگاشتند. 
روز روشن شدن قرارها از دو رويى‏ها 
«يوم تبيان العقود عن النفاق و الجحود.» 
روز جدا شدن قرارهاى واقعى از درويى و انكار باطنى. 
غدير، روزى است كه خط حق از جريان نفاق مشخص شد. روزى كه‏باعث‏شد حاميان واقعى از مدعيان دروغين جدا شوند. على(ع)فرمود: 
«وكشف خبايا اهل الريب و ضمائر اهل الارتداد، وقع الاذعان من‏طائفه باللسان دون حقائق الايمان و من طائفه باللسان و صدق‏الايمان.»
پنهانى‏هاى اهل شك و مخفى كارى اهل ارتداد آشكار شد. در آن‏روز، برخى تنها به زبان گواهى دادند و در دل نپذيرفتند; و برخى‏ديگر به زبان اقرار كردند و بدان معتقد شدند. 
روز بيان حقايق 
«ويوم البيان عن حقائق الايمان.» 
روزى كه حقيقت ايمان بيان گرديد. 
كسانى كه تا آن روز ادعاى ايمان به خدا و اطاعت ازپيامبر(ص)داشتند، با معرفى على(ع)بدانها گفته شد: اگر مومن‏واقعى هستيد، بايد بدين امر نيز ايمان داشته باشيد; چرا كه‏پذيرش ولايت على(ع)و گردن نهادن برآن، مصداق اتم و بارز اطاعت‏ازخدا و رسول است. خداوند مى‏فرمايد: 
(اطيعوا الله و اطيعوا الرسول. 
از خدا و پيامبر پيروى كنيد. 
روز راندن شيطان 
«يوم دحرالشيطان.» 
روز راندن شيطان است. 
«دحر» بر وزن دهر به معناى راندن است‏در روز غدير، با كامل شدن دين، شيطان نيز بارديگر رانده شد. شيطان از دين كامل و حقيقت ايمان دل‏خوشى ندارد. او دوست داشت‏دين نا تمام و ابتر بماند و به كفار وعده مى‏داد با مرگ‏محمد(ص) نفس راحتى مى‏كشند. با واقعه غدير وسوسه‏ها و نقشه‏ها، نقش‏برآب شد و همان گونه كه كافران مايوس و نوميد شدند، شيطان نيزمايوس و رانده شد. 
امام رضا(ع)نيز فرمود: 
«يوم مرغمه‏الشيطان.» 
غدير روز به خاك ماليدن بينى شيطان است. 
روز برهان 
«يوم البرهان.» 
قرآن كريم يهود و نصارى را كه مدعى‏انحصار بهشت‏بودند ومى‏گفتند: «لن يدخل الجنه‏الا من كان هودا او نصارى‏» ; هيچ كس‏داخل بهشت نمى‏شود مگر اين كه يهودى و يا نصرانى باشد. محكوم‏كرده، آنها را به استدلال فرا مى‏خواند: «قل هاتوا برهانكم ان‏كنتم صادقين‏» بگو: اگر شما راست مى‏گوييد، دليلتان را بياوريد. 
روز غدير دليل حقانيت اهل ولايت و رهروان امامت است; دليل وبرهانى كه تاريخ گواه آن است، دليل ما(اهل ولاء)آن واقعه باشكوه‏است و ديگران اگر مدعى‏اند و راست مى‏گويند، بايد دليل اقامه‏كرده و برهان بياورند. 
روز داورى 
«هذا يوم الفصل الذى كنتم توعدون.» 
امروز، روز جدايى است كه به شما وعده داده شده است. 
روز غدير، روز جدايى حق از باطل است‏درحقيقت تشبيه غدير به قيامت است; به عبارت صحيح‏تر تاويلى‏از آن است‏خداوند در باره قيامت مى‏فرمايد: 
«هذا يومكم الذى كنتم توعدون.» امروز همان روز موعودشماست. 
«هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذبون.» 
امروز همان روز جدايى است كه آن را دروغ مى‏پنداشتيد. 
در اين تشبيه و تاويل دو نكته وجود دارد: 
1- همان گونه كه در روز قيامت‏حق از باطل جدا مى‏شود، در روزغدير نيز فرقه ناجيه كه مومنان به ولايتند و در صراط مستقيم‏قرار دارند. از ديگر فرقه‏ها جدا مى‏شود. 
2- همان گونه كه كفار و مشركان انتظار وقوع قيامت نداشتند وآن را تحقق ناپذير مى‏پنداشتند، دشمنان ولايت نيز انتظار چنين‏روزى نداشتند و تصور نمى‏كردند خداوند جانشينى براى‏پيامبر(ص)تعيين كند. 
روز فرشتگان 
«هذا يوم الملاء الاعلى الذى انتم عنه معرضون.» 
امروز، روز فرشتگان والا مقام است كه شما از آن روى گردانيد. 
اين فقره از خطبه، برگرفته از سخن خداوند است كه فرمود:(لايسمعون الى الملاء الاعلى)آنها نمى‏توانند به(سخنان) فرشتگان عالم‏بالا گوش‏فرا دهند. 
به كار بردن اين تعبير بيانگر آن است كه در اين روز فرشتگان‏خدا، به امر الهى، فرود آمدند و چنين ماموريتى را براى‏پيامبر(ص)آوردند. پس از آن نيز، طبق روايت رضوى، در عالم‏فرشتگان محفل انس برگزار شد. امام رضا(ع)فرمود: «وهو اليوم‏الذى يامر جبرئيل ان ينصب كرسى كرامه بازاء بيت المعمور ويصعده جبرئيل و تجتمع اليه الملائكه من جميع السموات.» 
و امروز، روزى است كه جبرئيل فرمان مى‏دهد تادر مقابل بيت‏المعمور كرسى كرامت گذارده شود. و او برآن صعود مى‏كند وفرشتگان پيرامونش گرد مى‏آيند. 
و نيز فرمود: 
«ان يوم الغدير فى السماء اشهر منه فى‏الارض‏» 
روز غدير، درآسمان اززمين مشهورتر است. 
روز رهنمون 
«هذا يوم الارشاد.» 
امروز، روز راهنمايى است. 
غدير روزى است كه خداوند به وسيله پيامبر(ص)مردم را به مسيرآينده‏شان راهنمايى كرد، حقايق را گفت و ولى‏امر را معرفى كرد. پيامبر(ص)در پايان سخنانش چنين دعا كرد: 
«اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، واحب من احبه وابغض من‏ابغضه.» 
خدايا! دوستان على(ع)را دوست‏بدار و دشمنانش را دشمن بدار. محبوب بدار آن كه او را محبوب دارد و مبغوض بدار آن كه او رامبغوض دارد. 
پيامبر(ص)بااين دعا راه ولايت و مسير حب و بغض مردم را مشخص‏فرمود. 
روز آزمون 
«و يوم محنه‏العباد.» 
و روز آزمون بندگان است. 
محنت‏به معناى آزمون است و غدير روز آزمايش بندگان. روزى كه‏خداوند ولى و پذيرش ولايتش را وسيله آزمون انسانها قرار داد. هركه آن را پذيرفت و بدان پاى‏بند بود، از بوته آزمايش سرافرازبرون آمد و هر كه آن را رد كرد، باناكامى و خسران رو به رو شد;زيرا نفى ولايت در حقيقت رها كردن رسالت و ترك توحيد است. 
روز پيشاهنگان 
«يوم الدليل على الرواد.» 
«رواد» جمع رائد به معناى پيش قراول است. امام فرمود: غديرروز دليل بر رواد است. على(ع) كه خود از پيشگامان در ايمان واسلام است. اين روز و اين واقعه را از فضايل خود مى‏شمارد ومى‏گويد: روز غدير دليلى است‏بر شناخت پيشگامان، پيشگام دراسلام، پيشگام درايمان به رسالت، پيشگام در فضايل و بالاخره‏پيشگام در امامت. 
روز هويدا شدن نهانها 
«هذا يوم ابدى خفايا الصدور و مضمرات الامور.» 
روزى است كه پنهانيهاى قلوب و ناديدنى‏ها را آشكار كرد. 
در اين بخش از خطبه، دو احتمال وجود دارد; يكى گوشزد كردن‏مجدد جريان نفاق، دو رويى و پنهانيهاى مذموم و ديگر آشكار شدن‏اسرار و پنهانيهاى ممدوح. يعنى روزى كه خداوند راز ميان خود وپيامبرش را آشكار كرد. در آن روز پيامبر(ص)سرى را كه خداوند دردرون قلبش به وديعت نهاده بود و از افشاى آن بيمناك بود، آشكاركرد. 
روز شناسايى خاصان 
«هذايوم النصوص على اهل الخصوص.» 
روزى كه به صراحت‏به معرفى خاصان اقدام شد. 
پيامبر مكرم اسلام(ص)، از آغاز بعثت تا حجه‏الوداع، بارها بااشاره و كنايه به معرفى على(ع)پرداخته بود. درجريان غدير، بدون‏هيچ پرده پوشى و به دور از هرگونه كنايه و اشاره، با صراحت‏تمام به معرفى على(ع)به عنوان ولى امر پرداخت و راه هرگونه‏توجيه را بست; چرا كه فرمود: «من كنت مولاه فعلى مولاه‏» 
از اين رو، امام فرمود: غدير روز تنصيص است. روز معرفى‏خاصان(مخصوصان به امامت)با سخن صريح است. 
روز انبيا و اوصيا 
«هذا يوم شيث، هذا يوم ادريس و هذا يوم يوشع و هذا يوم‏شمعون.» 
امروز، روز شيث، ادريس، يوشع و شمعون است. 
دراين بخش از سخن امام، به تعلق غدير به برخى از انبيا واوصيا چون ادريس، شيث، يوشع و شمعون اشاره شده است. در خصوص‏ادريس، قرآن وى را پيامبر معرفى مى‏كند:(واذكرفى الكتاب ادريس‏انه كان صديقا نبيا); در اين كتاب از ادريس ياد آر كه اوپيامبرى صديق است. 
شيث‏بنا به نقل تاريخ، وصى حضرت آدم(ع)بوده، يوشع جانشين‏حضرت موسى(ع)و شمعون جانشين حضرت عيسى(ع). 
امام صادق(ع)در روايتى روز غدير را متعلق به آدم(پذيرش‏توبه)، ابراهيم (نجات از آتش)، هارون(جانشينى حضرت موسى)وعيسى:(عروج يا...)مى‏داند. 
گويا روز غدير يادآور نقاط حساس نبوت انبيا و وصايت آنهااست. از اين رو، پيامبر اسلام(ص)نيز در اين روز به معرفى‏على(ع)مبادرت فرمود. 
روز آسايش و آسودگى 
«هذا يوم الامن و المامون.» 
قبل از واقعه غدير، نگرانيهايى درباره آينده اسلام وجود داشت‏و حتى پيامبر(ص) نيز اين نگرانى را ابراز مى‏كرد; براى نمونه،درحديث ثقلين و خطبه حجه‏الوداع فرمود: «فانظروا كيف تخلفونى‏فى الثقلين‏» ; تامل كنيد كه چگونه پس از من با ثقلين(قرآن وعترت)برخورد مى‏كنيد؟ 
اما پس از جريان غدير اين نگرانى به شادى مبدل مى‏شود: «الله‏اكبر على اكمال الدين و اتمام النعمه و رضى الرب برسالتى‏والولايه لعلى من بعدى.» 
خدا بزرگ است. همان خدايى كه آيين خود را كامل و نعمت‏خود رابر ما تمام كرد و از نبوت و رسالت و ولايت على راضى و خشنودگشت. 
على(ع)نيز در همين خطبه فرمود: 
«واقر عين نبيه و المومنين و التابعين.» 
چشم پيامبر و مومنان و پيروان را روشن كرد. 
افزون بر اين، در همان روز آسايش و امنيت پيامبر را تضمين‏كرد و فرمود: «والله يعصمك من الناس‏» 
على(ع)نيز فرمود: «وضمن له عصمته منهم‏» 
پس از اين جهت نيز غدير روز آسودگى است. 
روز گنج پنهان 
«هذا يوم اظهار المصون من المكنون.» 
غدير روزى است كه آنچه در پنهان نگهدارى مى‏شد(ولايت)، آشكارگرديد. 
تعبير «المصون من المكنون‏» بيانگر آن است كه حادثه غدير يك‏برنامه آنى نبوده، پيش از فرا رسيدن اين برهه از زمان، درمكنون(صندوق علم الهى)محفوظ بوده است. خداوند آن را بر پيامبرش‏نازل و در سينه وى به وديعت نهاد. اين امر نهانى سرانجام‏درغدير آشكار شد. 
روز آشكار شدن رازها 
«هذا يوم ابلاء السرائر.» 
امروز، روز فاش شدن رازهاست. 
اين كلمات تعبير ديگرى از همان چيزى است كه قبلا بيان شده‏بود. در حقيقت امام باتوجه به اهميت اين اعلان و اعلام، آن را به‏چند گونه بيان كرده است: يك بار فرمود: «يوم الايضاح‏» ; بارديگر فرمود: «يوم ابدى خفاياء لصدور» ; درمرتبه سوم گفت: «اظهار المصون‏» ، و بالاخره در آخر بيان داشت كه: «ابلاءالسرائر» روزى كه اسرار درون اعم از كفر و ايمان، بغض و حب،شر و خير، ريا و اخلاص و... آشكار شد. 
اين تعيبر نيز برگرفته از وصف قيامت در قرآن است كه‏فرمود:(يوم تبلى السرائر) 
در آن روز(قيامت)اسرار آشكار مى‏شود. 
تشبيه روز غدير با روز قيامت، مى‏تواند نشان دهنده اين باشدكه غدير نيز چون قيامت اعلان پايان يك دوره و آغاز دوره‏اى‏ديگراست. پايان دوره‏اى از ارشاد(نبوت) و آغاز دوره‏اى‏ديگر(امامت).

 

منابع:

خطابه غدیر

سایت سبطین

سایت راسخون

سایت تبیان

قرآن کریم

الغدیر-علامه امینی



تاریخ ارسال : شنبه 4 شهریور 1396   4:23 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

آیا می دانید چرا شیعه « غدیر » را مهم می داند ؟

هجدهم ذی الحجه هر سال یادآور واقعه ای مهم و نقطه عطفی در تاریخ اسلام است که شیعیان از آن به عنوان یکی از اعیاد بزرگ اسلامی یعنی « عید غدیر » یاد می کنند. در این روز شیعیان و محبان اهل بیت (علیهم السلام ) به جشن و شادی و سرور می پردازند و این روز عظیم را به یکدیگر شادباش می گویند.
موضوع حادثه مهم و تاریخی غدیرخم از زمانهای دور همواره از مباحث اصلی و اساسی تاریخ اسلام بوده که این امر ناشی از سرنوشت ساز بودن این واقعه عظیم در مسئله امامت و خلافت حکایت دارد. 
جانشینی پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم ) نقطه اصلی اختلاف بین دو طایفه عمده مسلمانان بعد از رحلت رسول خدا بوده است . شیعیان معتقدند جانشینی پیامبر یک امر الهی است و هیچگاه این مهم به امت اسلامی واگذار نشده است . از سویی دیگر اهل سنت معتقدند که تعیین جانشینی پیامبر امری الهی نبوده و بعد از رحلت پیامبر اسلام به امت او محول گردیده است . با این مقدمه به بررسی دلایل شیعیان جهت گرامیداشت روز غدیر می پردازیم : 
۱) شیعیان از آن رو روز غدیرخم را عظیم و بزرگ می شمارند چون اعتقاد دارند این واقعه مهم بیانگر حقیقتی است که هیچگاه از متن اسلام جداشدنی نیست و آن مسئله امامت و ولایت است . به عقیده شیعه این مسئله صرفا واقعه تاریخی نیست بلکه یکی از پایه های مهم دین مبین اسلام بوده و سرنوشت دین و دنیای مسلمین به آن بستگی دارد. مگر نه اینست که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) در آن روز عظیم بنا به فرمان و تاکید پروردگار حضرت علی (علیه السلام ) را بعنوان جانشین خود و امام مسلمین بعد از خویش معرفی کرد و فرمود : این علی بن ابیطالب برادر وصی و جانشین من و امام بعد از من است . (۱ ) قطعیت واقعه غدیر چه در متون روایی اهل سنت و چه شیعیان کمتر از قطعیت بعثت رسول خدا نیست و مدارک آن در جای جای کتب تاریخی این دو فرقه بزرگ اسلامی به وفور یافت می شود. حال که چنین است مگر پیامبر در آن روز شخصیتی را از طرف پروردگار تعیین نکرد و اطاعتش را بر عرب و عجم کوچک و بزرگ سفید و سیاه واجب نکرد فرمان او را نافذ و مخالفانش را آمرزیده نخواند مگر در آن روز او را پس از خود برترین مردم از زن و مرد معرفی نفرمود (۲ ) اگر اینطور است پس آیا تلاش برای شناخت امام علی (ع ) و شناساندن آن حضرت به دیگران چیزی جز کمک کردن به پایه های اساسی اعتقادی مسلمانان می تواند باشد اکنون که اعتقاد داریم امام علی (علیه السلام ) جانشین بلافصل پیغمبر و منصوب از طرف خداوند است آیا نباید آن روز را بزرگ بداریم همچنانکه روز بعثت رسول خدا را بزرگ میداریم . 
۲) در بزرگداشت حادثه غدیر احادیث زیادی از معصومین (علیهم السلام ) نقل شده است . برای نمونه به قسمتی از خطبه غدیریه حضرت علی (علیه السلام ) اشاره می شود. آن حضرت در رابطه با این روز تاریخی اسلام فرمود : « رحمت خدا بر شما باد. پس از پایان این تجمع به خانه ها برگردید و به خانواده های خود وسعت و گشایش دهید. به برادران خود نیکی کنید و خداوند را بر نعمتی که ارزانی کرده است سپاس گویید. از نعمت الهی به یکدیگر هدیه دهید آنگونه که خداوند بر شما منت نهاده و پاداش آن را در این روز چندین برابر عیدهای گذشته و آینده قرار داده است . نیکی در این روز ثروت را می افزاید و عمر را طولانی می کند ابراز عاطفه و محبت به هم در این روز موجب لطف خدا می شود. تا می توانید در این روز خرج خانواده و برادرانتان کنید و در برخوردها و ملاقات ها شادمانی و سرور نمائید . (۳ ) 
۳) شیعه به ماجرای غدیر تنها به دیده واگذاری خلافت و به عنوان یک مسئله تاریخی نمی نگرد بلکه به نص صریح قرآن اسلام را بدون ولایت ائمه (علیهم السلام ) دینی ناقص می داند. آیه اکمال نشان می دهد همان طور که در قیامت تنها دین اسلام از آدمیان پذیرفته می شود اسلام کسانی نیز که ولایت حضرت علی (ع ) را قبول ندارند کامل ندانسته و لذا مورد پذیرش و رضای پروردگار نخواهد بود. شیعه امامت را هرگز به زمامداری محدود نمی داند بلکه لازمه امامت پذیرش مقام علمی اهل بیت (علیهم السلام ) به عنوان تنها آگاه به علوم قرآن و سنت نبوی است . چرا که فقط آنانند که قرآن و سنت را بی کم و کاست می شناسند و به درستی به دیگران یاد می دهند. پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) در تفسیر آیه « واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا » سوره عمران فرمود : ریسمان خدا که باید به آن تمسک بجوئید علی و اهل بیت اویند . (۴ ) و در جای دیگر نیز حضرت علی (علیه السلام ) خدمت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم ) عرض کرد : ای رسول خدا فرقه نجات یابنده کدام است پیامبر فرمودند : آنهایی که روش تو و یاران تو را دارند و به آن تمسک می جویند . (۵ ) 
۴) رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم ) پس از بیان خطبه خود و انتصاب حضرت علی (علیه السلام ) به جانشینی خویش فرمودند : « این سخن را باید حاضران در این مکان به دیگر افرادی که در این جان نیستند برسانند. » بدون تردید موضوع امامت حضرت علی (علیه السلام ) به طوری جدی از اهمیت بالایی نزد پیغمبر برخوردار بوده است به گونه ای که حاضر نبودن در آن روز و در آن مکان خاص عذری برای ندانستن و نپذیرفتن سخنان رسول خدا نیست . این پیام همه مسلمانان را در برمی گیرد و مرز زمان را در می نوردد همانگونه که امروزه ما نیز مخاطب عبارات آن حضرت می باشیم . 
روش و مشی همه ائمه هدی (علیهم السلام ) هموار به امر خطیر امامت و ابلاغ حاضران به غایبان اشاره دارد. برای نمونه خود حضرت امیرالمومنین (علیه السلام ) در موارد مختلف به این وظیفه عمل کرده اند. از جمله در مسیر شام هنگامی که ایشان عازم صفین بودند خطبه ای بیان فرمودند و ضمن اشاره به رخداد غدیر فرمودند : « مگر نمیدانید که بیعت با من هم بر شاهدان و هم بر غایبین واجب و لازم شده است . » (۶ ) 
۵) رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم ) در ضمن خطبه مهم غدیر به امامت دوازده امام بعد از خود پرداخته و آنرا به مردم رسما وعلنا اعلام کرده است . در این روز عظیم تاریخی پیامبر عظیم الشان اسلام جانشینی امامان را از سوی خدا و رسول در حلال و حرام و در جمیع علوم اعلام فرموده و سپس نتیجه گرفتند که هرکس در این امر شک کند مورد غضب الهی است . (۷ ) 
برخی سخنان پیامبر در مورد دوازده امام معصوم (علیهم السلام ) که در روز غدیر فرمودند به شرح زیر است : 
▪ من صراط مستقیم خداوندم که خداوند شما را به پیروی از آن فرمان داده است و بعد از من علی و سپس فرزندانم از نسل اویند هم آنان که امامان هدایت کننده به سوی حقند. 
▪ امامت در نسل من از فرزندان علی است تا روز قیامت که خدا و رسولش را ملاقات می کنید . 
▪ قرآن به شما می گوید که امامان بعد از علی فرزندان او هستند و من هم به شما معرفی کردم که امامان از نسل من و او هستند. 
۶) یکی از مباحث و موارد بسیار مهمی که پیامبر گرامی در خطبه خویش در غدیرخم به آن پرداختند موضوع ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) در آخر الزمان است و این در حالی است که آن خطبه حدود ۲۵۰ سال قبل از تولد امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف ) ایراد گردیده است . این مسئله نشان از اهمیت موضوع مهدویت و ضرورت اعتقاد به آن در دین اسلام دارد.
پیامبر در آن خطبه فرمودند : نور از طرف خداوند در من و سپس در علی و نسل او تا مهدی قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) قرار داده شده است و مهدی حق خداوند را و هر حقی را که برای ماست خواهد گرفت و خاتم امامان مهدی قائم از ماست . 
۷) تاریخ گواه است معاویه که حکومت شام را در اختیار داشت می دانست که حضرت علی (علیه السلام ) میدان را برای حیف و میل بیت المال مسلمانان را به وی نخواهد داد و از سویی تابعیت از مولا را نیز نمی پذیرفت . و به ناچار بنای مخالفت با حضرت را در پیش گرفت . معاویه در سب و ناسزاگویی حضرت علی (علیه السلام ) اصرار می ورزید و تا زنده بود از آن دست برنداشت . او با تطمیع پاره ایی از راویان و صحابه های معلوم الحال احادیثی به نام حضرت رسول خدا بر ضد حضرت علی (علیه السلام ) جعل کرد و صریحا اعلام کرد که به خدا سوگند دست از این کار برنمی دارم تا کودکان با این عادت بزرگ و بزرگان با آن پیر شوند تا آنجایی که او را به نیکی یاد نکند. این عمل آنچنان رایج شد که در کلیه ممالک اسلامی در خطبه های نمازجمعه و منابر و در تعقیب نمازهای جماعت حضرت علی (علیه السلام ) را سب و لعن می کردند. 
زمخشری در ربیع الابرار می نویسد که در روزگار بنی امیه بیش از هفتاد هزار منبر بوده که در روی آن به امیرالمومنین علی (علیه السلام ) لعن می شد. این عمل تا زمان خلافت عمربن عبدالعزیز ادامه داشت . بی سبب نیست هنگامیکه حضرت امیرالمومنین را در محراب عبادت به شهادت رساندند برخی می گفتند آیا حضرت نماز نیز می خوانده است . 
این اوج مظلومیت انسانی وارسته و امامی منصوب از طرف خداوند است . در مقابل این همه ستم و ظلم که نسبت به امام معصوم و جانشین پیغمبر شده است آیا شیعیان و پیروان آن حضرت حق ندارد برای جبران بخشی از آن ستم ها و مظلومیت ها به حادثه غدیر نظر ویژه داشته باشند 
۸) از منظر شیعه پرداختن به غدیر و حضرت علی (علیه السلام ) صرفا پرداختن به یک واقعه تاریخی و یک شخص نیست . بلکه مهمتر از آن معرفی یک الگوی حکومتی کامل و بی نقص به بشریت در تمام دنیاست و معرفی شخصیتی است که بقول جرج جرداق مسیحی کشتن او خیانت به تمام بشریت بوده است . او می گوید; ای دنیا چه می شد اگر همه نیروهایت را در هم می فشردی و شخصیتی مانند علی را با آن عقل و قلب و زبان و شمشیر نمودار می کردی یا بقول دکتر تیجانی اگر برای علی میسر شده بود که سی سال طبق سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) بر مردم حکومت کند همانا اسلام امروز جهان را فراگرفته بود و عقیده متین و محکم در قلوب مسلمانان جایگزین شده و فتنه های کوچک و بزرگ رخ نمی داد و نه کربلایی می بود و نه عاشورایی . اگر همانطور حکومت سایر ائمه که پیامبر آنان را به نام وصی خود قرار داده بود ادامه می داشت جز مسلمانان ملتی بر روی زمین وجود نداشت و دنیا نه چنین بود که امروز مشاهده می کنیم و زندگی ما به معنای واقعی اش زندگی انسانی بود. 
و جبران خلیل جبران از علمای مسیحیت در این باره می گوید : علی بن ابیطالب شهید عظمت خویش شد او از دنیا رفت در حالی که نماز بر زبانش جاری و دلش از شوق خدا لبریز بود مردم عرب حقیقت مقام او را درک نکردند تا گروهی از مردم کشور همسایه آن (ایران ) برخاسته این گوهر گرانبها را از سنگ تشخیص دادند و او را شناختند. مقام و شان او در بصیرت و بینایی مانند پیغمبران بود. 
البته جای تاسف دارد که در بزرگداشت این حادثه مهم و روز تاریخی غدیر در بعضی محافل مذهبی و حتی گاهی در رسانه ملی بجای جا انداختن « غدیر » بعنوان یک مدل حکومتی کامل که در صورت اجرای آن سعادت کامل دنیا و آخرت بشریت را تضمین می کند به مراسمی که نتیجه ای جز محدود نمودن شعاع این واقعه و کوچک کردن این حادثه عظیم الهی ندارد اکتفا می گردد.
---------------------------------------------------
۱ ـ خطبه غدیر ـ بحارالانوار ج ۲۷ ص ۲۰۱ 
۲ ـ خطبه غدیر 
۳ ـ مصباح المتهجد ـ ۵۲۴ 
۴ ـ صواعق المحرقه ـ ۹۳۱ 
۵ ـ الاصابه فی تمییزالصحابه ج ۲ ص ۱۷۴ 
۶ ـ بحارالانوار ج ۳۲ ص ۳۸۸ 
۷ ـ کفایت الطالب ـ ۲۱۴ و حلیه الاولیا ۸۶۱۱ (اهل سنت )
------------------------------

منابع :
1) روزنامه جمهری اسلامی


2) سایت : http://www.aftab.ir

3)سایت راسخون

4)سایت تبیان

5)سایت سبطین



تاریخ ارسال : جمعه 3 شهریور 1396   5:14 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی
کل صفحات :2
1
2