دست او در دست توست.

علاّمه حلّی در شب جمعه به تنهایی به زیارت سیّد الشهداء (علیه السلام) می رفت، در حالی كه بر الاغی سوار بود و تازیانه ای در دست مبارك داشت. در اثنای راه، شخص عربی پیاده به همراه علاّمه راه افتاد و با هم به مكالمه مشغول شدند. چون قدری با هم سخن گفتند، بر علاّمه معلوم شد كه این شخص مرد فاضلی است.

 

 

 

 

پس در مسائل علمی با هم صحبت نمودند و علاّمه فهمید كه آن شخص، صاحب علم وفضیلتِ بسیار ومتبحّر درعلوم است. لذامشكلاتی راكه برای او در علوم مانده بود، یك به یك از آن شخص سؤال می كرد و او حلّ می نمود تا این كه سخن در مسئله ای واقع شد و آن شخص فتوایی گفت. علاّمه منكر آن شد و گفت: حدیثی بر طبق این فتوا نداریم.

 

آن مرد گفت: شیخ طوسی در تهذیب حدیثی در این باب ذكر كرده است. شما از كتاب تهذیب فلان مقدار از اوّل بشمارید كه در فلان صفحه و فلان سطر، این حدیث مذكور است.
علاّمه در حیرت شد كه این شخص كیست؟ پس از آن مرد پرسید: «آیا در زمان غیبت كبری می توان حضرت صاحب الامر (علیه السلام) را دید یا نه؟»

 

در این هنگام تازیانه از دست علاّمه افتاد. آن حضرت خم شد و تازیانه را از زمین برگرفت و در میان دست علاّمه گذاشت و فرمود: «چگونه صاحب الزمان را نمی توان دید و حال آن كه دست او در میان دست توست؟!»

 

علاّمه بی اختیار خود را از مركب به زمین انداخت كه پای آن حضرت را ببوسد. پس غش نمود و چون به هوش آمد، كسی را ندید و پس از آن كه به خانه بازگشت، رجوع به كتاب تهذیب نمود و آن حدیث را در همان ورق و همان صفحه و همان سطر كه آن حضرت نشان داده بودند، یافت.

 

علاّمه به خطّ خود در حاشیه كتاب تهذیب در آن مقام نوشت: این حدیث را حضرت صاحب الامر (علیه السلام) با ذكر صفحه و سطر و محلّ آن، نشان دادند».
مرحوم تنكابنی (رحمه الله) می گوید كه آخوند لاهیجی می گفت: «من همان كتاب را دیدم و در حاشیه آن حدیث، خطّ علاّمه را مشاهده كردم كه به مضمون سابق بود». [1] .

 

....................................................................

[1] عنایات حضرت مهدی (علیه السلام)، ص 56، به نقل از قصص العلماء، ص 359.

منبع :  zohoor313

تاریخ ارسال : جمعه 17 اردیبهشت 1395   3:24 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

پاسخ ميرزا اسماعيل دولابي به يك پرسش درباره ي غيبت امام زمان(عج)

http://www.uplooder.net/img/image/54/e8615967b05b8ed2b3e16edd23b150ad/Wallpaper-Emam-Zaman_YasDL.com__19_.jpg

مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی در بیانی، معنای غیبت حضرت ولی عصر(عج) را اینگونه تشریح می‌کنند:
 
سوال شد امام زمان (عج) غایب است یعنی چه؟ گفتم غایب؟ کدام غایب؟ بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده می گوید: پدرم گم شده است. ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می‌کنند.
 
بچه جلب ویترین مغازه‌ها می‌شود و دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود و وقتی متوجه می‌شود که دیگر پدر را نمی‌بیند، گمان می‌کند پدرش گم شده است. در حالی که در واقع خودش گم شده است. انبیاء و اولیاء پدران خلق اند و دست خلائق را می‌گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلائق جلب متاع‌های دنیا شده‌اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده‌اند.  امام زمان (عج) گم و غایب نشده است ما گم شدیم و محجوب گشته‌ایم. امام غایب نیست، تو نمی بینی آقا را. او حاضر است. چشمت رو که اسیر دنیا شده اگر از دنیا دست بردارد، آقا را می بیند. خلاصه نگو آقا غایب است. تو نمی بینی.
 
“برگرفته از کتاب « امام زمان (عج) در کلام اولیای ربانی/مهدی لک علی آبادی/ ص۳۰″

تاریخ ارسال : جمعه 17 اردیبهشت 1395   3:15 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

فواید دعا برای فرج

http://www.uplooder.net/img/image/62/5a25d5d8f8da8a0be4af9d3b0ba4b4ec/20120630153434578_t-imamzaman02_1_.jpg

 

1-مایه ی ناراحتی شیطان لعین است.
 
2-مایه ی استجابت دعا می شود.
 
3-باعث نجات یافتن از فتنه های آخر الزمان می شود.
 
4- باعث آمرزش گناهان است.
 
5-شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.
 
6-نشانه ی انتظار است.
 
7-فرج مولای ما حضرت امام زمان زودتر واقع می شود.
 
8-باعث طولانی شدن عمر است.
 
9-هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار میشود.
 
10-باعث زیاد شدن اِشراف نور امام (عج) در دل او می شود.
 
11-محبوب ترین افراد نزد خداوند خواهد بود.
 
12-کردار بد او به کردار نیک مبدل می شود.
 
13-دعای امیر المؤمنین در حق او در روز قیامت است.
 
14-بی حساب داخل بهشت شدن.
 
15-فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.
 
16-در امان است از تشنگی روز قیامت.
 
17-این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود.
 
18-باعث دوری غصه ها می شود.
 
19-این دعا خوشایند ترین اعمال نزد خداوند است.
 
20-در روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می کند.
 
21-سبب کامل شدن دین است.
 
22- ثواب کسی را دارد که زیر پرچم حضرت مهدی(عج) شهید شده است.
 
23-با ائمه اطهار (ع) محشور می شود.
 
24-نائل شدن به بالاترین درجات شهادت در روز قیامت.
 
25-رستگاری به شفاعت حضرت فاطمه زهرا(س) را دارد.
 
 
 
خواهر و برادر! برای این که این فضایل بزرگ نصیبتان شود همیشه بعد از نماز های واجب ویا در مجالس روضه و یا در سحرگاهان اولین دعایی که می کنید خدا را به حق محمد(ص) و آلشو به حق قرآنش و به حق شهدای کربلا قسم دهید که از بقیه ی غیبت ولیش حضرت مهدی(ع) صرف نظر فرماید.
 
منبع: داروخانه معنوی - رضا جاهد

تاریخ ارسال : جمعه 17 اردیبهشت 1395   3:09 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

كشف اسرار قرآن و معارف اسلامی

http://www.asrupload.ir/tasavir/92/3/emam-zaman16.jpg

همانطور كه از حديث امام باقر (ع) استفاده شد :«فجمع بها عقولهم و كملت احلامهم» عصر حضرت مهدي (ع) عصر علم و فكر است آن هم دور از هر شائبه نيرنگ و فريب ،علمي كه مستقيمأ از كانال وحي و از طريق خاندان عصمت و طهارت(ع) رسيده است.آنچه از اضافات در تفاسير قرآن وكتب فقهي موجود است كنار گذاشته شده و فقط به تفاسير روايت شده از ائمه (ع) پرداخته خواهد شد.

 

در عصر امام زمان (ع) علم صحيح در هر خانه اي وارد مي شود و كانونهاي تحصيل و تدريس براي مردان و زنان همه جا تشكيل مي گردد تا آنجا كه امام باقر(ع) مي فرمود: «در دوران حضرت مهدي (ع) حكمت به شما داده خواهد شد در حدي كه زن در خانه ي خودش نشسته باشد و از روي كتاب خدا و سنت رسول خدا (ص) قضاوت كند.»

 

يكي از مسائل مهم جامعه ي انساني ما مشكل اقتصادي و آنچه اطراف آن دور مي زند از قبيل كمبود مواد غذايي و بي عدالتي در توزيع است. شك نيست اكثر جرائم و جناياتي كه در دنيا رخ مي دهد به خاطر فقر و ضعف اقتصادي است و همينطور نزاعهاي خانوادگي و امراض و بيماريهايي كه مخصوصأ  در مناطق فقر نشين عالم در اثر سوءتغذيه بوجود مي آيد همگي از آثار فقر است. ولي در عصر حضرت مهدي سلام الله عليه فقر ريشه كن مي شود همچنانكه جد بزرگوارش رسول خدا (ص) وعده داده است.

 

 

 

*******

 

مژده باد به مهدي (ع) كه او مال و ثروت را عادلانه و مساوي بين مردم تقسيم مي كند تا اينكه امر مي فرمايد منادي ندا دهد كه آيا محتاجي هست كه به من رجوع كند؟

 

كسي رجوع نمي كند مگر يك نفر و سپس امام مهدي(ع) امر مي فرمايد كه به سراغ كليد دار بيت المال رود، آن مرد نزد خزانه دار حضرت مي رود و مي گويد من رسول حضرت مهدي (ع) براي تو هستم تا به من مال و ثروت بدهي ، او پاسخ مي دهد كه در اختيار بگير عطاي حضرت را، آنقدر به او مي دهد كه قدرت حمل آن را ندارد.

الامام مهدي(ع)، ص 606

تاریخ ارسال : چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395   3:26 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

نشانه های ظهور

رسول اکرم (ص) فرمودند: «پس از من خلفایی بر سر کار خواهند آمد؛ بعد از خلفا، امرایی و پس از امرا، پادشاهان و پس از آنان جباران و ستمگران. سپس مهدی (عج) ظهور می کند.»
همان حضرت (ص) می فرمایند: «ای علی! ظهور مهدی (عج) در هنگامی است که شهرها دگرگون شده، بندگان خدا ضعیف می شوند و از فرج و ظهور مهدی مایوس می گردند. در این هنگام مهدی قائم (ع) از فرزندان من ظاهر می گردد.»

 

 

 

امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: «به خدا قسم، به خدا قسم! آن کس را که انتظارش می کشید، نمی بینید مگر آنگاه که خدا را جز با اشاره دست و ابروی خود [نتوانید] بخوانید، و از زمین چیزی در اختیار نداشته باشید، جز همان جای گام های خود و جنگ افزارتان بر پشت هایتان باشد. در آن روز مرا یاری نمی رساند مگر خداوند به وسیله فرشتگان خود و کسانی که بر [صفحه] دلشان ایمان نقش بسته است.»

امام کاظم (ع) می فرمایند: «هر گاه آن بیابانگرد زشت روی را در میان لشکری انبوه دیدی، برای خود و شیعیان مؤمنت در انتظار فرج باش. هر گاه خورشید گرفت چشم به آسمان دار و بنگر که خداوند عزّ و جلّ با مجرمان چه می کند. »

امام صادق (ع) نیز فرمودند: «خروج سه کس: قیام خراسانی و سفیانی و یمانی، در یک سال و در یک ماه و یک روز خواهد بود و در این میان، هیچ پرچمی به اندازه پرچم یمانی، به حق و هدایت دعوت نمی کند.»

همچنین، امیرمومنان علی (ع) درباره نشانه های ظهور می فرمایند: «آنگاه که خاطب به هلاکت درمی افتد و امامِ عصر از دیدگان پنهان می شود و دل هایی شاداب و دل هایی دیگر فسرده می گردند، آرزومندان نابود می شوند و از هم فرو می پاشند و مؤمنان باقی می مانند که شمارشان اندک است، سیصد نفر یا بیشتر. در رکاب این مؤمنان دسته ای [از فرشتگان] می جنگند که روز بدر در کنار پیامبر خدا صلی الله علیه و آله جنگیدند که نه کشته شدند و نه مردند.»

منبع: قدس آنلاین
برگرفته از مشرق نیوز.

تاریخ ارسال : سه شنبه 14 اردیبهشت 1395   6:07 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

خصوصيات ياران امام زمان(عج)

خصوصيات ياران امام زمان(عج) از زبان معصومين(ع) چنين است:
« اصحاب قائم (ع) جوانند مگر تعداد بسيار قليل آن ها»
 
«خداوند قلوبشان را به هم الفت داده و از احدي ترس و وحشت ندارند»
 
«مرداني هستند كه قلوبشان چون آهن هاي گداخته محكم است و هيچگاه شك و ترديد در كار هاي الهي نمي نمايند»
 
«ايشان رهبان و عابد شب و شير و قهرمان روزند»
 
«دل هايشان لبريز از خوف و خشيت الهي است ، دعوت به شهادت مي شوند و آن ها هم تقاضاي شهادت در راه پروردگار را مي نمايند و  شعارشان است : يا لثارات الحسين انتقام گيرندگان خون حسين (ع)»
 
 
 
*******
 
 
 
اين تعداد از نقاط مختلف جهان هستند:
 
 از اسكندريه 4نفر، اصفهان 1 نفر، مصر 2 نفر، انطاكيه (شهري در سوريه) 1نفر، روستايي در طائف 3نفر ، بيت المقدس 3نفر، حبشه 4 نفر ، دمشق 3 نفر، بغداد 3نفر ، سرخس 2نفر، سمرقند 2نفر ، سلماس 1نفر، قريه اي در شيراز 4نفر، طالقان 23 نفر، قم 1نفر ، كربلا 3 نفر، كوفه 4 نفر ، مكه 4 نفر ، نجف2نفر، نيشابور 2 نفر،يمن 4نفر
 
بقيه ي ياران آن گرامي تا سيصد و سيزده نفر از شهر ها و روستا هاي گوناگون جهان هستند و نام هريك از ايشان در كتاب هاي موجود است.علاقه مندان مي توانند براي اطلاعات بيشتر به كتاب الامام مهدي من المهد الي الظهور صفحه ي 466 مراجعه نمايند.
 
در ضمن تعداد 50 نفر از سربازان امام زمان (عج) زن هستند.
 
مرجع :سيره عملي اهلبيت (ع) ،حضرت امام مهدي (عج) ، تأليف: سيد محمد كاظم ارفع
 
http://www.taknaz.ir/ax1/347/17.jpg

تاریخ ارسال : شنبه 11 اردیبهشت 1395   3:20 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

حوادث و وقايع قيام امام مهدي(عج)

آغاز قيام آن بزرگوار از مكه و كنار كعبه مابين ركن ومقام است.پرچم و شمشير و عمامه و پيراهن پيامبر (ص) با اوست. حضرت امام صادق (ع) مي فرمايد : « اولين كسي كه با او بيعت ميكند جبرئيل است.»
امام (عج) پشت به كعبه مي دهد و مي فرمايد :
 
« اي مردم : هركس مي خواهد به آدم وشيث بنگرد ، منم آدم و شيث. هركس مي خواهد به نوح وفرزندش سام بنگرد ، منم نوح وسام. هر كه ميخواهد ابراهيم و اسماعيل را ببيند ،منم ابراهيم و اسماعيل. هركه مي خواهد موسي و يوشع را بنگرد ، منم موسي و يوشع. هر كس مي خواهد به عيسي وشمعون نظر كند ، منم عيسي وشمعون. اي مردم : هركه مي خواهد به حضرت محمد(ص) و امير المؤمنين (ع) نظر نمايد ، منم محمد و امير المؤمنين.
 
و هر كس مي خواهد كه به حسن و حسين بنگرد ، منم حسن وحسين. وهركه مي خواهد به ائمه از فرزندان حسين (ع) نظر نمايد، منم از امامان نسل حسين .پس اجابت كنيد دعوت مرا و من امروز شما را به آنچه تا كنون هشدار داده و نداده اند ، هشدار ميدهم.
 
****
 
ياران مخصوص امام مهدي(عج) سيصد وسيزده نفرند كه از نقاط مختلف جهان گرد حضرت جمع مي شوند ودر مكه با آن حضرت بيعت ميكنند.
 
در هنگام ظهور حضرت مهدي (عج) ندايي از آسمان شنيده ميشود كه :
 
اي مردم (عالم): خداوند تبارك و تعالي زمان حكومت و رياست ستمگران و جبارين را به پايان رساند و ولايت و سروري بهترين اشخاص امت محمد(ص) را براي شما قرار داد ، به مكه هجوم آورديد و به ياران (حضرت مهدي روحي له الفدا) ملحق شويد.
 
****
 
ابتدا ياران خاص حضرت يعني همان سيصد وسيزده نفر ، خود را به مكه مي رسانن و با امام خويش بيعت مي كنند.(تعداد و خصوصيات ياران امام زمان (عج) در پست بعد مورد بحث قرار مي گيرد) . بقيه ي ياران آن گرامي تا سيصد و سيزده نفر كه از شهر ها و روستا هاي گوناگون جهان هستند.
 
امام مدتي در مكه مي ماند و بعد به سوي مدينه حركت ميكند.مفضل ابن عمر از امام صادق (ع) سوال كرد حضرت مهدي(عج) با مردم مكه چه مي كند؟
 
فرمود: آن ها را دعوت به حكمت و موعظه حسنه مي كند ، آن ها هم از وي اطاعت مي نمايند. آنگاه مردي از خاندان خود را در آن جا به نيابت خود منصوب داشته و مكه را به قصد مدينه ترك مي گويد. مفضل پرسيد با خانه ي خدا چه مي كند؟ فرمود: آن را به صورت اول همانند زمان آدم وابراهيم و اسماعيل در مي اورد و هر آثاري كه در مكه و مدينه و عراق و ساير مكان ها از ستمگران باقيمانده باشد همه را ويران مي كند. مسجد كوفه را نيز خراب كرده و براساس همان روز هاي اولش مي سازد.
 
امام(ع) پس از مبارزاتي در مدينه با سپاه خود به سوي عراق و كوفه مي آيد ، در كوفه با سيد حسني ملاقات مي كند و سيد حسني و سپاهيانش با امام بيعت مي كنند.
 
مركز حكومت حضرت مهدي روحي له الفداء كوفه است و محل حكومتش مسجد جامع كوفه و جايگاه تقسيم غنائم و بيت المال مسجد سهله مي باشد. سپس امام صادق (ع) به مفضل فرمودند كه : طول شهر كوفه به پنجاه و چهار ميل مي رسد به طوري كه خانه هاي آن مجاور كربلا مي باشد و خداوند در آن ايام كربلا را محل آمد و رفت فرشتگان و مؤمنين خواهد نمود وبركت و نعمت را در آن سرازير خواهد كرد.
 
*******
 
امام (ع) شرق و غرب جهان را فتح كرده و اسلام را بر سراسر جهان حكمفرما مي سازد و دين را تجديد حيات مي نمايد به گونه اي كه مردم خيال ميكنند حضرت مهدي روحي له الفداء دين جديدي آورده است.
 
او طبق كتاب خدا و سنت پيامبر و سيره ي اهل بيت گرامش عمل مي كند، مانند جدش امير المؤمنين غذايش ساده و لباسش خشن است. در حكومت امام (ع) ، بركات زمين آشكار و ثروت و نعمت و ميوه و محصولات بسيار مي شود ، فقر از بين مي رود و همگان در رفاه و نعمت خواهند بود كه كسي براي پرداخت زكات و صدقه فقيري نمي يابد و به هركس رجوع كند كسي او را نمي پذيرد. به شوق مجاورت با امام (ع) آنقدر از مومنان و پيروان در كوفه ساكن مي شوند كه براي گنجايش نماز گزاراني كه به امام اقتدا مي كنند مسجدي بسيار وسيع بنا مي كنند كه هزار در دارد.
 
 
 
 
مرجع :سيره عملي اهلبيت (ع) ،حضرت امام مهدي (عج) ، تأليف: سيد محمد كاظم ارفع
 
http://rohama.org/files/en/news/2010/7/31/7173_518.jpg

تاریخ ارسال : شنبه 11 اردیبهشت 1395   10:17 AM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

حکومت منجی موعود بر دل‌ها

حکومت منجی موعود بر دل‌ها

ظهور

 

حکومت امام مهدی(علیه‌السلام) در شرایطی شکل می‌گیرد که اوضاع جهان نابسامان است. آتش جنگ‌ها و ستم سردمداران کفر و ظلم، دامن جهانیان را فرا گرفته است. مدعیان حکومت‌داری بر سر کار آمده‌اند و هر یک نتوانسته‌اند اوضاع را سامان دهند و مردم به ناکارآمدی آن‌ها پی‌برده‌اند. در چنین اوضاع آشفته‌ای مردی از سلاله‌ی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) ظهور می‌کند و مردم خسته از تمام مکاتب و دولت‌ها به او روی می‌آورند. او به همراه یارانش عدالت و امنیت را در سراسر جهان برقرار می‌کند به گونه‌ای که همه راضی و خوشحالند و آرزو دارند که کاش مردگان نیز در آن دوران زندگی می‌کردند.

 

دنیای تاریک قبل از ظهور

قبل از ظهور امام مهدی(علیه السلام) فساد و رفتارهای نابهنجار در میان مردم زیاد می‌شود. ظلم و ستم و آشوب در جهان عرصه را بر مردم تنگ می‌کند. امام صادق(علیه‌السلام) در حدیثی طولانی، عصر قبل از ظهور را این‌گونه ترسیم می‌کنند: «ظلم و ستم همه جا را فرا می‌گیرد. قرآن فرسوده و بدعت‌ها از روی هوا و هوس در آن ایجاد می‌شود. آیین یکتاپرستی (اسلام) بی‌محتوا می‌گردد. اهل باطل بر اهل حق مقدم می‌شود. ... سرمایه‌های عظیم در راه خشم خدا (و فساد و بی‌دینی) مصرف می‌شود. رشوه‌خواری در میان کارگزاران دولت، رایج می‌گردد و پست‌های حساس به مزایده گذاشته می‌شود ... ویرانگری و تخریب (به وسیله جنگ‌ها) بر عمران و آبادی پیشی می‌گیرد ... قاضیان بر خلاف فرمان خدا قضاوت می‌کنند و ...» 1
در چنین اوضاع نابسامانی و در حالیکه مردم شکست مدعیان و دولتمردان و مکاتب بشری در اصلاح جوامع را دیده‌اند و به عجز و ناتوانی آن‌ها پی برده‌اند و دیگر گزینه‌ای برای انتخاب پیش رو ندارند، به امام زمان(علیه‌السلام) روی می‌آورند. در این هنگام فقط سردمداران کفر و ظلم که منافع خود را در معرض خطر می‌بینند مقابل امام می‌ایستند. امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «دولت ما آخرین دولت‌هاست و هر خانواده و جمعیتی قبل از ما به دولت و حکومت خواهند رسید تا چون سیره و روش ما را ببینند نگویند ما نیز اگر به حکومت می‌رسیدیم، چنین می‌کردیم...».2

 

عصر دلپذیر ظهور

در چنین شرایطی امام مهدی(علیه‌السلام) ظهور می‌کنند و به همراه یاران خود جلوی ظالمان می‌ایستند و فسادها را ریشه‌کن می‌کنند. امام مهدی(علیه‌السلام) آتش جنگ‌ها را خاموش کرده و امنیت و آسایش را برقرار می‌کنند. بدیهی است، حکومتی که در مدتی کوتاه، بر دشواری‌ها غالب گردد و نابسامانی‌ها را از بین ببرد و ناامیدی دل‌ها را به امید مبدل کند، از پشتیبانی مردمی برخوردار خواهد شد. در حکومت امام مهدی(علیه‌السلام) امنیت و آسایش چنان به جامعه بر‌می‌گردد که حتی حیوانات نیز از آن بهره‌مند می‌شوند. این چنین حکومتی، حکومت بر دل‌ها خواهد بود. از این رو در روایات از پیوند مردم با امام و علاقه آنان به حکومت آن حضرت با سخنان دلپذیری یاد شده است.

در حالیکه مردم شکست مدعیان و دولتمردان و مکاتب بشری در اصلاح جوامع را دیده‌اند و به عجز و ناتوانی آن‌ها پی برده‌اند و دیگر گزینه‌ای برای انتخاب پیش رو ندارند، به امام زمان(علیه‌السلام) روی می‌آورند. در این هنگام فقط سردمداران کفر و ظلم که منافع خود را در معرض خطر می‌بینند مقابل امام می‌ایستند.

پیامبر اکرم(صلی‌ الله‌ علیه‌ و ‌آله) فرمودند: «بلایی در آینده دامنگیر این امت (امت اسلامى) خواهد شد به طورى كه كسى براى خود پناهگاهى پیدا نمى‏كند كه از ظلم و ستم به آن پناه ببرد. در این زمان خداوند مردى را از عترت من بر مى‏انگیزد، زمین را از عدل و داد پُر مى‏كند بعد از آن كه از ظلم و ستم پُر شده باشد، از او اهل آسمان و زمین راضى باشند، نعمت‌های الهى روزافزون از آسمان مى‏بارد، و زمین نعمتهاى خود را بیرون مى‏ریزد و آسایش امت اسلام كاملا در آن عصر تأمین مى‏گردد، دنیا مبدل به كانون صلح و صفا مى‏شود به طورى كه زنده‏ها، آرزو می‌كنند کاش مردگان در این دوران زندگی می‌کردند...».3
در چنین حکومتی است که اهل زمین و آسمان امام را دوست دارند و آرزوی هر انسانی است که در چنین حکومتی زندگی کند.
صباح می‌گوید: «در روزگار امام مهدی(علیه‎‌السلام) خردسالان آرزو می‌کنند که ای کاش بزرگ بودند و بزرگسالان آرزوی کودکی و خردسالی می‌نمایند.» 4
شاید برای این آرزوی خردسالی می‌کنند که دوست دارند زمان بیشتری را در حکومت آن امام به سر برند و خردسالان آرزوی بزرگسالی دارند، زیرا می‌خواهند مکلف باشند و در اجرای برنامه‌های حکومت الهی امام مهدی (علیه‌السلام) نقش داشته باشند و به پاداش اخروی دست یابند.

 

عهد‌نامه‌ اخلاقی حکومت عدل جهانی

کارگزاران و یاران امام مهدی(علیه‌السلام) نیز افرادی لایق و کارآمد هستند. بنا بر روایات امام مهدی(علیه‌السلام) حکومت را بر عهده‌ی کسانی می‌گذارند که بارها آزمایش شده‌اند و شایستگی‌های خود را در آزمایش‌های گوناگون به اثبات رسانده‌‌اند. از این رو در رأس وزیران حکومت امام مهدی(علیه‌السلام)، حضرت عیسی(علیه‌السلام) قرار دارند که یکی از پیامبران اولوالعزم هستند و با آمدن ایشان بسیاری از مسیحیان نیز به امام مهدی (علیه‌السلام) می‌پیوندند. همچنین از جمله مسئولان برجسته حکومتی امام مهدی(علیه‌السلام) سلمان فارسی، مقداد، ابودجانه و مالک اشتر می‌باشند که شایستگی سرپرستی کارها را در روزگار پیامبر اکرم(صلی ‌الله‌ علیه‌ و ‌آله) و امیرمومنان(علیه‌السلام) داشته‌اند.
امام مهدی(علیه‌السلام) هنگام ظهور و پیش از تشکیل دولت جهانی خود، عهد و پیمانی سخت – که عمده محورهای آن اخلاقی است- از یاران و کارگزاران امور می‌گیرند. امام علی(علیه‌السلام) در روایتی مفصل، این پیمان‌نامه را چنین معرفی می‌کنند: 
«با مهدی بیعت می‌کنند که: هرگز دزدی نکنند؛ زنا نکنند؛ مسلمانی را دشنام ندهند؛ خون کسی را به ناحق نریزند؛ به آبروی کسی لطمه نزنند؛ به خانه کسی هجوم نبرند؛ کسی را به ناحق نزنند؛ طلا، نقره، گندم و جو ذخیره نکنند؛ مال یتیم را نخورند؛ در مورد چیزی که یقین ندارند، گواهی ندهند؛ مشروب نخورند؛ حریر و خز نپوشند؛ در برابر سیم و زر سر فرود نیاورند؛ راه را بر کسی نبندند؛ راه را ناامن نکنند؛ گرد همجنس‌بازی نگردند؛ خوراکی را از گندم و جو انبار نکنند؛ به کم قناعت کنند؛ طرفدار پاکی باشند؛ از پلیدی گریزان باشند؛ به نیکی فرمان دهند؛ از زشتی‌ها باز دارند؛ جامه‌های خشن بپوشند؛ خاک را متکای خود سازند، در راه خدا حقِّ جهاد را ادا کنند و ...»

در حکومت امام مهدی(علیه‌السلام) امنیت و آسایش چنان به جامعه بر‌می‌گردد که حتی حیوانات نیز از آن بهره‌مند می‌شوند. این چنین حکومتی، حکومت بر دل‌ها خواهد بود. از این رو در روایات از پیوند مردم با امام و علاقه آنان به حکومت آن حضرت با سخنان دلپذیری یاد شده است.

آن امام همام نیز خود تعهد می‌کند که: «از راه آنان برود؛ جامه‌ای مثل جامه آن‌ها بپوشد؛ مرکبی مانند آن‌ها سوار شود؛ به کم، راضی و قانع شود؛ زمین را به یاری خدا پر از عدالت کند؛ خدا را آن چنان که شایسته است، بپرستد و ...».5
این عهد‌نامه‌ی اخلاقی – معنوی، به خوبی روش و منش حکومت امام را نشان می‌دهد و همچنین روشن می‌کند که جامعه‌ی قبل از ظهور، جامعه‌ای فاسد است و امام با اخذ پیمان از یاران خود، جدیت خود را در ریشه‌کن کردن این مفاسد نشان می‌دهد.
بنابراین در حکومت امام مهدی(علیه‌السلام) فساد ریشه‌کن می‌شود و عدالت و امنیت همه جا را فرا می‌گیرد و حجت خدا بر دل‌های مردم حکومت می‌کند‌ و همه از اینکه در زمان حکومت ایشان زندگی می‌کنند، راضی و خشنودند.

 

پی نوشت:

1 . الکافی، کلینی، ج 8، ص 37-42؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 52، صص260تا256؛ وسائل الشیعه، حر عاملی، ج 16، ص 275-280.
2. الغیبة، طوسی، ص472.
3. ابن طاووس، الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، ج ‏۱ ، ص ۱۷۷.
4. ابن طاووس، الملاحم و الفتن یا آشوب‌های آخرالزمان، ص 54؛ متقی هندی، برهان، ص 87.
5. ابن طاووس، الملاحم و الفتن فی ظهور الغایب المنتظر عجل الله فرجه، ص 149.

تاریخ ارسال : جمعه 10 اردیبهشت 1395   10:47 AM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

عصر ظهور، عصر تکمیل عقول

عصر ظهور، عصر تکمیل عقول

عقل

 

یکی از روایات مربوط به دستاوردهای ظهور، فرموده ای است از امام باقر علیه السلام: "اذا قام قائمنا وضع یده علی رووس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به احلامهم" یعنی: وقتی قائم ما قیام کند دستش را بر روی سر بندگان قرار می دهد و از این طریق عقل آنان را جمع می کند و عقولشان به کمال می رسد. (1)
با دیدن این روایت سوالی که ممکن است به ذهن تبادر کند این است که عقول مردم قبل از قیام حضرت دارای چه نقص یا نواقصی است که در ایام ظهور کامل می شود؟ و مراد از جمع عقول و تکمیل احلام چیست؟
برای پاسخ به این سوال باید بدانیم معنای "عقل" و "عقلانیت" و "احلام" چیست؟ و تکمیل آن چگونه ممکن است؟
عقل به معنای منع کردن، بستن و نگه داشتن است. عقل در وجود انسان مانع از انجام کارهای نادرست و بر خلاف سرشت و فطرت انسان می گردد. و "احلام" جمع "حلم" است که مترادف واژه عقل است و در قرآن هم در معنای عقل بکار رفته است. در فرهنگ اسلامی برای عقل سه منشور و سه ظرفیت در نظر گرفته شده است:
1) عقلانیت در مقیاس کلی 
2) عقلانیت ارزش ها
3) عقلانیت ابزاری


1. عقلانیت در مقیاس کلی

این سطح از عقلانیت پاسخگوی مسایل اساسی و مهم مربوط به "مبداء ، معاد و دنیا" است  و می تواند مختصات و مبانی و اهداف حیات آدمی را معلوم کند. و این سطح از عقل در واقع سنگ بنای عقلانیت در انسان است.
چهارده قرن و اندی است که در منابع اسلامی شاهد هستیم در باب لزوم تعقل انسان در امور مربوط به خداشناسی، هستی شناسی، انسان شناسی تاکید شده، آیاتی مانند: "در آفرینش آسمانها و زمین و در گردش شب و روز برای صاحبان خرد نشانه ها قرار داده است." (2) و آیه دیگر: "عاقلان کسانی اند که در آفرینش هستی فکر می کنند و می گویند: خدایا دانستیم که هستی را بیهوده نیافریده ای." (3) 
همچنین روایاتی مانند فرموده امام علی علیه السلام که: " ‏‏«رَحِمَ اللَّه إمرء أعَدَّ لِنَفسِه  و استَعَدَّ لِرَمسِه و عَلِمَ مِن‏ أین‏ و فی‏ أین‏ و إلى أین‏" رحمت خدا بر کسی باد که مقدمات تربیت و تعالی نفس خود را آماده سازد و خود را برای عالم قبر آماده سازد و بداند از کجا آمده است؟ اکنون در چه موقعیتی زندگی می کند؟ به کجا خواهد رفت؟(4) 
دعوت به تفکر و تعقل در مسایل مربوط به خداشناسی و انسان شناسی و هستی شناسی از مطالبات دین اسلام است اما چنین عقلی در جامعه مدرن و پست مدرن هیج جایی ندارد. آنها می گویند: عقل نمی تواند به چنین مفاهیمی دست یابد!

در ایام ظهور، آن ابرعقل آخرالزمانی با عنایت رحمانی خود کاری خواهد کرد که عقول انسانها تکمیل شود و اکمال حقیقی به این است که انسان ها نگاهشان در همه اقوال و افعال به سوی رضایت خدای متعال باشد و در زیر سایه توحید و به دور از هر گونه شرکی زندگی شیرین درجوار محبوب دلها را تجربه کنند

2. عقلانیت ارزش ها (عقل اخلاقی)

سطح دیگری از عقلانیت مربوط به کار عقل در تنظیم روابط انسان با انسان و انسان با جهان (طبیعت) است که این بحث به مقوله معیارهای اخلاقی وابسته است.
اینکه چه چیزی ارزش است و چه چیزی ضد ارزش و چه چیزی بی ارزش؟ کدام ارزش بیشتر و کدام ارزش کمتر دارد؟ باید و نبایدهای اخلاقی و حقوقی در این سطح از عقلانیت می گنجد. 
غالب افراد جوامع مدرن می گویند: دلیلی بر اینکه چه چیزی خوب است و چه چیزی بد است وجود ندارد! اخلاق امری نیست که معیار عقلانی داشته باشد بلکه امری نسبی و قراردادی است یعنی ممکن است چیزی در یک قوم خوب شمرده شود و همان چیز در قوم دیگری بد باشد. برخی هم اخلاق را محصول جامعه می دانند به همین خاطر است که حکومت های لیبرال دمکراسی بر تمایلات اکثریت جامعه استوار است. بنا بر این محور اخلاق برای آنان "سود و لذت" است. اینکه یک چیز تا چه اندازه برای او سود دارد و او را ارضاء نفسانی می کند همان معیار خوبی و بدی است.
زهد و تقوا و ایثار و جهاد و انفاق و شهادت طلبی در جامعه مدرن اسمهای خوش ظاهر و فریبنده ای هستند که عمل به آنها به ضرر انسان تمام می شود. می گویند: چرا من جان شیرین خود را در میدان جنگ به خطر اندازم؟ چرا باید از مال خودم که برایش زحمت کشیده ام به دیگری ببخشم؟ چرا به هر گونه لذتی که تمایل دارم نرسم؟ 
در حالیکه قرنها پیش خداوند متعال با خطاب قرار دادن انسان و طلب داوری از او در واقع به او  فهمانده است که عقل او توانایی این داوری را دارد که خوبی و بدی و ارزش و ضدارزش را از هم تمایز دهد. فرموده است: آیا نور و تاریکی یکسان است؟ آیا آنکه می داند با آنکه نمی داند مساوی است؟ آیا کور و بینا در یک سطح اند؟

 

3. عقلانیت ابزاری (عقل معاش)

این سطح از عقلانیت که اهمیتش از دو عقل مذکور کمتر است مربوط می شود به کنترل و تامین ابزار دستیابی به اهداف دنیا. این سطح از عقلانیت به این سوالات پاسخ می دهد که چطور راحت تر بخوریم؟ چگونه سریعتر حرکت کنیم؟ چگونه امکانات بیشتر داشته باشیم؟ چگونه کمتر رنج ببریم؟ و چگونه بیشتر لذت ببریم؟ این عقل در راستای دو عقل دیگر از لوازم زندگی مادی است.

وقتی قائم ما قیام کند دستش را بر روی سر بندگان قرار می دهد و از این طریق عقل آنان را جمع می کند و عقولشان به کمال می رسد

در روایات بسیاری در مورد این  عقل و فواید آن در زندگی بشر سخن رانده شده است. امام رضا علیه السلام می فرماید: مومن سه علامت دارد: "یکی از آنها تقدیر معیشت است...." یعنی کسی که اقتصاد زندگی خود را اندازه گیری می کند و الگوی مصرف معقولی دارد و نه افراط دارد و نه تفریط، مومن است. (5) امام علی علیه السلام نیز می فرماید: "العقل انک تقتصد و لا تفسد" یعنی: عقل آن است که میانه رو باشی و اسراف نکنی. (6) 
تفاوت جامعه مدرن با جامعه اسلامی در این زمینه این است که آنها عقل را منحصر به عقل ابزاری می دانند. زیرا انسان را به عنوان یک فرد با زندگی ابدی نمی شناسند لذا تا هر اندازه ای که بتوانند در تامین هر چه بیشتر رفاه، لذت و سود دنیایی خود تلاش می کنند و منکر اخلاق و مسایل مربوط به معاد هستند. کاری ندارند که آنچه انجام می دهند ارزشمند است یا نه؟ آیا مورد رضایت خداوند است یا خیر؟ اما اسلام عقل ابزاری را در راستای عقل ارزشی و عقل معاد می داند در نتیجه می بایست یک فرد مومن مسلمان در هر گونه تفکر و عقلانیت از سویی نگاهش به یک زندگی آباد در دنیا باشد و از سوی دیگر نگاهی به رضایت الهی داشته باشد و همواره این سوال را در قلب خود زنده نگه دارد که آیا این گفتار و رفتار و کردار من مورد پسند ربّ العالمین هست یا نه؟  
بنا بر این، روایتی که بیان می کند "وضع یده علی رووس العباد و کملت بها احلامهم" مرادش این است که در ایام ظهور، آن ابرعقل آخرالزمانی با عنایت رحمانی خود کاری خواهد کرد که عقول انسان ها تکمیل شود و اکمال حقیقی به این است که انسان ها نگاهشان در همه اقوال و افعال به سوی رضایت خدای متعال باشد و در زیر سایه توحید و به دور از هر گونه شرکی زندگی شیرین در جوار محبوب دل ها را تجربه کنند.

 

پی نوشت:
1. منتخب الاثر، ص483.
 2. بقره 164.
3. آل عمران 191.
4. الوافی، ج 1، ص116
5. تحف العقول ص 329.
6. میزان الحکمه، ج6.

تاریخ ارسال : جمعه 10 اردیبهشت 1395   10:46 AM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

چگونگي ولادت امام زمان (عج)

جمعه پانزدهم شعبان سال دويست پنجاه و پنج هجري در شهر سامرا حضرت بقية الله امام عصر روحي و ارواح العالمين له الفداء چشم به جهان گشود.
حكيمه دختر امام محمد تقي (ع) نقل مي كند كه امام حسن عسكري (ع) مرا خواست و فرمود: عمه امشب نيمه ي شعبان است نزد ما افطار كن كه خداوند در اين شب فرخنده شخصي را متولد مي سازد كه حجت او در روي زمين مي باشد.عرض كردم: مادر اين فرزند مبارك كيست؟ فرمود: نرجس.
 
گفتم: فدايت شوم اثري از حاملگي در اين بانوي گرامي نديدم! فرمود: براي همين مي گويم نزد ما باش. وارد خانه شدم سلام كردم بانوي عالي مقام نرجس خاتون آمد كشف از پاي من بيرون آورد و گفت: اي بانوي من شب بخير! گفتم: بانوي من و خاندان ما تويي! گفت: نه ، من كجا و اين مقام بزرگ؟ گفتم: دختر جان امشب خداوند پسري به تو عنايت مي فرمايد: كه سرور دو جهان خواهد بود.تا اين كلام از من شنيد با كمال حجب وحيا نشست. پس از اقامه ي نماز افطار كردم و خوابيدم،سحرگاه براي انجام نماز شب برخاستم. بعد از نماز ديدم نرجس خوابيده و از وضع حمل او خبري نيست. پس از تعقيب نماز دوباره خوابيدم كه پس از لحظه اي با اضطراب بيدار شدم ديدم نرجس نيز بيدار است ولي هيچگونه علامتي در وي مشهود نيست.
 
نزديك بود در وعده امام (ع) ترديد كنم كه ناگهان امام(ع) در مكاني در مكاني كه تشريف داشتند با صداي بلند مرا صدا زده و فرمودند: « عمه: تعجيل كن كه وقت نزديك است»
 
همينكه صداي مبارك امام حسن عسكري (ع) را شنيدم مشغول خواندن سوره ي الم سجده و يس شدم. در اين موقع نرجس با حال اضطراب از خواب برخاست.من به وي نزديك شدم و نام خدا را بر زبان جاري كردم و پرسيدم: آيا در خود چيزي احساس مي كني؟ گفت: آري. گفتم:ناراحت مباش و دل قوي دار، اين همان مژده است كه به تو دادم.
 
اندكب بعد صاحب الامر سلام الله عليه متولد شد آن ماه پاره را ديدم كه مواضع هفتگانه سجده را روي زمين گذاشته و ذكر حق مي گويد. اورا در آغوش گرفتم در حالي كه بر خلاف نوزادان ديگر از آلايش ولادت پاك و پاكيزه بود.
 
در اين هنگام امام حسن عسكري(ع) صدا زد: عمه جان! فرزندم را نزد من بياور، و او را نزد پدر بزرگوارش بردم، او را به سينه چسبانيد و زبان در دهانش گذارد و دست بر چشم و گوش او كشيد و فرمود :فرزندم با من حرف بزن! آن مولود مسعود گفت:شهادت مي دهم به وحدانيت پروردگار و رسالت حضرت محمد(ص) سپس بر اميرالمؤمنين و ائمه ي اطهار (ع) درود فرستاد و چون به نام پدرش رسيد و ديدگان گشود وسلام كرد.امام(ع) فرمود:«عمه جان: او را نزد مادرش ببر تا به او نيز سلام كند و باز نزد من برگردان» او را نزد مادرش بردم سلام كرد، مادر نيز جواب سلامش را داد، سپس او را پيش امام حسن عسكري برگردانيدم.
 
 
مرجع : بحار،ج 51 ،ص 2
 
 
بعض از اسماء و القاب آن گرامي عيارتند از : بقية الله،حجت،خلف صالح، ابوالقاسم،قائم منتظر، مهدي (م ح م د ) ناگفته نماند كه نام (م ح م د ) بنا بر فتواي شيخ انصاري مكروه،شيخ طوسي حرام و حاجي نوري ذكر آن در مجالس و محافل حرام است.
 
 
مرجع: نجم الثاقب، ص48
 

تاریخ ارسال : دوشنبه 6 اردیبهشت 1395   3:23 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی
کل صفحات :2
1
2