بیست و پنجم ماه رمضان، رحلت صاحب مکیال المکارم

یکی از عنایات حضرات معصومین علیهم السلام به شیعیان این بوده است که مدال افتخاری را به سینه بعضی از آن ها می زده اند به بهانه سرودن شعر یا نوشتن کتابی.

در شعر همانند جریان محتشم کاشانی که وقتی فرزند جوانش می میرد در باره او مرثیه می سراید تا شبی پیامبر عظیم الشان اسلام را در خواب می بیند که می فرماید: چرا در باره پسرت شعر سرودی ولی در باره فرزند من حسین علیه السلام شعر نگفتی؟ محتشم گفته باشد یا رسول الله متحیرم که از کجای کربلا و مصائب فرزندت حسین علیه السلام شعر بگویم؟ حضرت فرموده باشد این گونه بگو:

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

وقتی بیدار می شود موفق می شود 12 بند را بسراید که در بین شیعیان معروف به 12 بند محتشم است. اگرچه محتشم دیوان بزرگی دارد ولی شهرت او به خاطر این قصیده ولایی کربلایی است.

 

نمونه دیگر- عنایت به نسیم شمال

نسیم شمال می گوید: در خواب دیدم که به حرم علی موسی الرضا علیه السلام مشرف شده ام تا چشمم به ضریح منور آن حضرت افتاد امام رضا علیه السلام این مصراع را به من تلقین نمود که:

با آل علی هرکه در افتاد بر افتاد

وقتی از خواب بیدار شد قصیده نغز زیر را سرود:

دیشب به سرم باز هوای

دگر افتاددر خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد

چشمم به ضریح شه والاگهر افتاد

این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد

با آل علی هر که در افتاد بر افتاد

 

 

اولاد علی شافع یوم عرصاتند

دارای مقامات رفیع الدرجاتند

در روز قیامت همه اسباب نجاتند

ای وای بر آن کس که به این دوده در افتاد

با آل علی هر که در افتاد بر افتاد

 

 

این قبر غریب الغربا خسرو طوس

استاین قبر مغیث الضعفا شمس شموس است

خاک در او مرجع ارواح و نفوس است

باید ز ره صدق بر این خاک در افتاد

با آل علی هر که در افتاد بر افتاد

 

اما کتاب: مانند نگارش کتاب کمال الدین و تمام النعمه

این کتاب دایره المعارف روایی است در باره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف . شیخ صدوق انگیزه خود را از نگارش این کتاب این گونه اعلام می دارد:

ان الذی دعانی الی تالیف کتابی هذا... انگیزه من از تالیف این کتاب آن بود که چون آرزویم در زیارت علی بن موسی الرضا علیه السلام بر آورده شد به نیشابور برگشتم و در آن جا اقامت گزیدم و دیدم بیشتر شیعیانی که به نزد من می آیند در امر غیبت حیران ا ند و در باره قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف شبهه دارند و از راه راست منحرف گشته و به رای و قیاس روی آورده اند پس با استمداد از اخبار وارده از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار تلاش خود را در ارشاد ایشان به کار بستم تا آن ها را به حق و صواب دلالت کنم.

تا این که خداوند مرا به ملاقات عالم بزرگی از قم که از بخارا بر ما وارد شد موفق نمود. خدای را شکر نمودم آن عالم خوش فکر و راست کردار جناب شیخ نجم الدین محمد بن حسن ین محمد بن احمد بن علی بن صلت بود.

روزی ایشان کلامی از یکی از فلاسفه بزرگ بخارا نقل کرد که بواسطه آن کلام در باره امام قانم علیه السلام حیران شده و بواسطه طول غیبتش در شک و تردید افتاده بود.

من روایاتی که در اثبات وجود آن حضرت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار برایش بیان کردم تا آن که آرام شد و شک و شبهه او برطرف شد و از من در خواست کرد که در این موضوع کتابی برایش تالیف کنم. من نیز به او وعده دادم که هرگاه خداوند وسایل مراجعتم به وطنم شهر ری را فراهم کند آن کتاب را بنویسم.

تا این که شبی در باره آن چه در شهر ری واگذاشته بودم از قبیل خانواده و فرزندان و برادران فکری کردم که ناگاه خواب بر من غلبه کرد و در خواب دیدم گویا در مکه هستم و به گرد بیت الله الحرام طواف می کنم و در شوط هفتم به حجر الاسود رسیدم آن را استلام کرده و بوسیده این دعا را می خواندم:

امانتی اَدّیتُها و میثاقی تعاهدته لتشهد لی بالموافاه. این امانت من است که آن را تادیه می کنم و پیمان من است که آن را تعاهد می کنم تا به ادای آن گواهی دهی.

آنگاه مولایمان صاحب الزمان علیه السلام را دیدم که بر در خانه کعبه ایستاده است و من با حالی پریشان به ایشان نزدیک شدم آن حضرت در چهره من نگریست و راز درونم را دانست. بر او سلام کردم و او پاسخم را داد. سپس فرمود: لم لا تُصنِّف کتاباً فی الغیبه حتی تکفی ما قد هَمَّک؟ چرا در باب غیبت کتابی تالیف نمی کنی تا اندوهت را زایل سازد؟ عرض کردم یابن رسول الله! در باره غیبت پیشتر رساله هایی تالیف کرده ام. فرمود: لیس علی ذالک السبیل. آمُرُکَ ان تصنف الان کتاباً فی الغیبه و اذکر فیه غیبات الانبیاء علیهم السلام .

نه به آن روش اکنون تو را امر می کنم که در باره غیبت کتابی تالیف کنی و غیبت انبیاء را در آن بازگویی. سپس از نظرم غایب شد وقتی از خواب بیدار شدم تا طلوع فجر به گریه و زاری پرداختم، چون صبح شد به منظور انجام امر ولی الله و حجت خدا شروع به نوشتن این کتاب کردم. (1)

 

نمونه دوم- دستور به نوشتن کتاب مکیال المکارم

آیه الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی می گوید: چون ما نمی توانیم حقوق حضرت مهدی علیه السلام را اداء کنیم و شکر وجود فیوضاتش را آن طور که شایسته است به جای آوریم. بر ما واجب است آن مقدار از ادای تکلیف حقوق آن حضرت را که از دستمان ساخته است انجام دهیم که اگر اصل دشوار و مشقت بار باشد در صورتی که مقداری از آن میسور آسان است همان مقدار را باید انجام داد.

 

بهترین امور در زمان غیبت آن حضرت:

1. انتظار فرج آن بزرگوار

2. دعا کردن برای تعجیل فرج او

3. اهتمام به آن چه مایه خشنودی آن جناب و مقرب در آستان او است.

در همین راستا بود که در کتاب ابواب الجنات فی آداب الجمعات هشتاد و چند فایده از فواید دنیوی و اخروی دعا کردن برای فرج آن حضرت صلوات الله علیه را ذکر کردم.

سپس به فکر افتادم کتاب جدا گانه ای در این باره بنگارم ولی حوادث زمان واقع شد تا این که کسی را در خواب دیدم که با قلم و سخن نتوان او را توصیف نمود یعنی مولی و حبیب دل شکسته ام و امامی که در انتظارش هستیم او را در خواب دیدم که با بیانی روح انگیز فرمود:

این کتاب را بنویسد و عربی هم بنویس و نام او را بگذار: «مکیال المکارم فی فواید الدعاء للقائم»

همچون تشنه ای از خواب بیدار و در پی اطاعت امرش شدم ولی توفیق یاریم نکرد تا آن که در سال 1330 ه ق به مکه معظمه سفر کردم و چون آن جا را مرض و با گرفت با خداوند عهد بستم که هر گاه مرا از مهلکه ها نجات دهد و باز گشتم را به سوی وطن آسان گرداند تالیف این کتاب را شروع می نمایم. (2)

سپس خداوند به من منت نهاد و مرا به سلامت به وطن باز گرداند پس به تالیف اقدام نمودم تا به عهدی که با خداوند بسته بودم عمل کرده باشم که خداوند می فرماید:

و اَوْفُوا بعهدالله اذا عاهدتم (3) و به پیمانی که با خداوند می بندید، وفا کنید.

 

 

دعای مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دعای فرج خوان

نویسنده همین کتاب «مکیال المکارم فی فواید الدعاء للقائم»

حضرت آیت الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی می گوید:

یکی از دوستان صالحم حضرت حجت بن الحسن را در خواب می بیند که فرمود:

«انی لادعو لمؤمن یذکر مصیبه جدی الشهید، ثم یدعو لی بتعجیل الفرج والتأیید.» (4)

«همانا من برای هر شیعه ای که مصیبت جد شهیدم رایاد کند و سپس برای نزدیک شدن فرج و تأیید امر من دعا کند، دعا خواهم کرد». (5)

 

زمان رحلت

در ماه رجب سال 1348 ق برای زیارت به عراق رفت و چون بازگشت شب سه شنبه اواخر ماه شعبان بعد از همان سال بیمار شد و در بستر افتاد و تا در 25 ماه رمضان دو ساعت و نیم بعد از تو مغرب رفت از جهان بر کشید، و در قبرستان تخت فولاد کنار پدر شریفش به خاک سپرده شد.

 


1- کمال الدین، شیخ صدوق، جلد اول، مقدمه موعودنامه تونه ای، ص592.

2- مقدمه مکیال المکارم، ج1، ص49 و 48.

3- نحل: 91.

4- مکیال المکارم، ج2، ص46.

5- نینوا و انتظار، تأملی نو، ص64.

 

 

منبع : قائمیه اصفهان



نوشته شده در : پنج شنبه 15 تیر 1396    |   توسط :ماه خدا نظرات (0)

درباره ما

بایگانی

آمار بازدیدها

  • کل بازديد : 38767
  • تعداد کل مطالب : 276
  • تعداد کل نظرات : 1
  • تاریخ ایجاد وبلاگ : شنبه 13 خرداد 1396 

تماس با ما

پست الکترونيکي :
وب سایت :

خبرنامه