در سال حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف هستیم ومصداق بارز آن اسراف است . روشن است که اسراف نیز مانند بسیارى از اعمال, برخاسته از ریشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها, حذف آن از زندگى ما ممكن نخواهد بود.
مفهوم اسراف در معناى اسراف گفته اند: تجاوز از حد اسراف است در هر عملى اگر چه حلال باشد و انسان آن را انجام مى دهد. گرچه كاربرد و مصداق آن در انفاق و مصرف كردن بیشتر است. از این رو به كارگیرى هر چیز در غیر مسیر
و حد خودش, چه از نظر كمیت و چه كیفیت, ((اسراف)) نامیده مى شود.

مصادیقی از اسراف

1 ـ ضایع كردن مال و بیهوده تلف كردن آن, هر چه كم باشد, مثل بیرون ریختن آب باقیمانده در لیوان, پوشیدن لباس قیمتى مخصوص مهمانى در محیط كار
2 ـ صرف مال در آنچه به بدن ضرر مى رساند. مثل خوردن پس از سیرى در صورتى كه مضر باشد.
امام صادق (علیه السلام)مى فرماید: انما الاسراف فیما اتلف المال و اضرذ بالبدن (1) اسراف در چیزى است كه موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود.
اما اگر درمان بیمارى و سلامتى آدمى به هزینه زیاد نیاز دارد, باید هزینه كرد و به یقین اسراف نخواهد بود.
3 ـ صرف مال در مصارفى كه شرعا حرام است. مانند خرید شراب و ابزار و ادوات حرام.
تذكر این كه در انفاق در راه خدا نیز باید اندازه را نگه داشت و از حد تجاوز نكرد, زیرا تامین نفقه همسر و فرزندان و تهیه مسائل رفاهى اولیه آنها از واجبات است.
مردى از دنیا رفت و پیامبر(صلی الله علیه وآله)بر او نماز خواند. سپس پرسید: چند تا بچه دارد و چه چیزى براى آنها گذاشته است؟
ـ یا رسول الله! مقدارى ثروت داشت اما قبل از مردن همه را در راه خدا داد.
ـ اگر این را قبلا به من گفته بودید, بر این آدم نماز نمى خواندم. بچه هاى گرسنه را در اجتماع رها كرده است؟!(2)
یكى از ویژگى هاى عالى فرهنگ اسلام این است كه در مصرف و استفاده از بعضى امكانات ((شان و موقعیت)) افراد را مدنظر قرار مى دهد و ملاك اسراف و عدم اسراف در بعضى از زمینه ها و موارد را با اوضاع اقتصادى هر زمان و موقعیت اقتصادى و اجتماعى هر فرد گره مى زند. به عنوان مثال خانه بزرگ داشتن و لباس فلان قیمت پوشیدن و میزان طلا و جواهرات و اندازه نفقه همسر را مى توان به این مساله نیز منوط كرد. (3) ولى باید توجه داشت كه وسعت و سادگى چیزى است و تجمل پرستى و زرق و برق پرستى چیز دیگر. از دیدگاه اسلام اولى ممدوح و دومى مذموم است. مساله اى كه در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد این است كه بهره بردارى از نعمتهاى الهى چنانچه از حد طبیعى هر فرد بگذرد, اسراف است ولى در حد اعتدال مانعى ندارد و چه بسا كمتر از آن حد براى بعضى افراد, مصداق ((بخل)) باشد. امام على علیه السلام درباره نشانه مسرف مى فرماید: ((للمسرف ثلاث علامات: یاكل مالیس له و یلبس مالیس له و یشترى مالیس له)). (4)
اسرافكار سه ویژگى دارد: مافوق شان خود مى خورد, مى پوشد و خرید مى كند.
در تعابیر اسلامى حدى را كه براى مسكن معین كرده اند این است كه به اندازه ((كفایت)) و ((كفاف)) آدمى باشد و این مقدار نسبت به افراد, خانواده ها, زمانها و مناطق فرق مى كند, ولى در عین حال باید بگونه اى باشد كه از حد اعتدال آن زمان و منطقه تجاوز نكند.
على علیه السلام در بیان حد لباس انسانهاى باتقوا مى فرماید: ((ملبسهم الاقتصاد)) لباس پوشیدنشان در حد اعتدال و میانه روى است.
نه لباسهاى قیمتى مى پوشند و نه لباسهاى ژولیده و پست. بلكه در پرتو لباس معمولى, ظاهرى آراسته, پاكیزه و متین دارند.
عوامل زمینه ساز اسراف
اسراف نیز مانند بسیارى از اعمال, برخاسته از ریشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها, حذف آن از زندگى فردى و اجتماعى ما ممكن نخواهد بود. در این قسمت به بیان و بررسى بعضى از این عوامل خواهیم پرداخت:
1ـ خودنمایى
شخصى كه در دوران زندگى همواره در نیل به خواسته ها و آرزوهاى خویش ناكام مانده و با تنگدستى و محرومیت دست به گریبان بوده است, این سرخوردگیهاى انباشته شده, به تدریج تبدیل به عقده هاى روانى شده و در شخصیت او ایجاد اختلال مى نماید. در این صورت, فرد دچار اختلال, براى سرپوش گذاردن بر ناكامیها و عقده هاى متراكم خود, دست به عملى مى زند تا او را در اجتماع شخصیت دهد. به عنوان مثال براى باز یافتن شخصیت سركوب شده خویش به اسراف و ریخت و پاشهاى غیر معقول متوسل مى شود و فكر مى كند كه با این رویه در اجتماع به عنوان انسانى دست ودل باز و بى اعتنا به ثروت مطرح مى گردد.
2 ـ تربیت خانوادگى
خانواده یكى از اركان تربیت و محل شكل گیرى شخصیت رفتارى انسان است. شیوه هاى رفتارى فرزندان, انعكاسى از نوع تربیت خانوادگى آنهاست, از این رو بسیارى از دختران و پسران رفتارهاى فردى و اجتماعى, اقتصادى و اخلاقى را از والدین خود مىآموزند و در موقع لزوم آن را به كار مى گیرند.
یك مادر خوب و فهمیده كه در خانه الگوى صحیحى براى مصرف داشته باشد و از مصارف غیر ضرورى و مسرفانه پرهیز كند, قهرا دخترى خواهد داشت كه در زندگى فردى و اجتماعى آینده خود, دچار ضعف شخصیت و تقلید از دیگران نخواهد شد. اما در نقطه مقابل, مادرى كه بدون داشتن الگوى صحیح مصرف, به زیاده روى و ولخرجى خو گرفته است, این روش او در ساختار روحى فرزندش اثر گذاشته و قهرا او در زندگى آینده اش آن را به كار خواهد گرفت.
3 ـ فساد اخلاقى
ترك اسراف, یك نوع پایبندى و تعهد به مقررات دینى است كه در اثر تربیت و تهذیب به دست مى آید. در بعضى مردم, زمینه اسراف را باید در شخصیت اخلاقى و روحى آنها جستجو كرد; زیرا شخصى كه خود را به تجاوز و قانون شكنى عادت داده و به گناه خو گرفته است, نمى تواند در امور مالى اش فردى معتدل باشد و همواره به دنبال تامین خواسته هاى افسار گسیخته خود مى باشد. او از این طریق سرمایه اش را به هدر مى دهد.
4 ـ تقلید
تقلید از ابزار مهم تربیت بشر است. انسان همیشه مى خواهد زندگى اش را با كسانى كه در نظر او داراى شرافت و موفقیت اند, هماهنگ سازد. این احساس اگر همراه با هدایت عقل و انتخاب الگوهاى مناسب و صحیح باشد, بسیار ارزنده است. و چنانچه با جهل و هواهاى نفسانى همراه باشد, موجب گمراهى و سقوط ارزشهاى دینى و انسانى مى شود. بسیارى از مردم در توجیه و درست جلوه دادن خلافكاریهاى خود ـ از جمله اسراف عمل دیگران را پیش كشیده و مى گویند دیگران هم, چنین مى كنند, غافل از اینكه عمل دیگران نمى تواند مجوزى براى فساد و ولخرجى آنها باشد. لباس پوشیدنها, غذا پختنها, طلا و جواهرات, دكورها و دیگر مصارفى كه بر اساس ((چشم و همچشمى)) آمیخته با اسراف هستند, كم نیستند و همین روحیه ((چشم و همچشمى)) عاملى براى اختلافات خانوادگى و نگرانیهاى روحى ـ روانى مى شود و خانواده اى را در كام بلاى اسراف و تن به ذلت دادن مى كشد و آرامش روحى زن و شوهر را سلب مى كند.
امام باقر علیه السلام مى فرماید: ایاك ان تطمع بصرك الى من هو فوقك (5) تو را از اینكه چشم طمع خود را به زندگى فرد بالاتر از خویش بدوزى, بر حذر مى دارم.
5 ـ الگوهاى اجتماعى
آنان كه گفتار و عملكردشان در جامعه به عنوان الگوى عملى مردم بشمار مى رود تاثیر عمده اى در چگونگى بهره بردارى مردم از امكانات دارند. نقش بسیار مهم رسانه ها در الگودهى در همین راستا است. زندگى شخصى و نیز ادارى مدیران جامعه از همین مقوله است. سیاستگذاریها و برنامه ریزیهاى خرد و كلان در جامعه را نیز نباید فراموش كرد.
اسراف و فقر
همان گونه كه گناهان دیگر اثرات مادى و معنوى براى فرد و جامعه به دنبال دارند, اسراف نیز آثار وضعى و تكلیفى خاص به خود را در پى دارد. شعاع آثار اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف مى شود بلكه دیگران را هم كه در مقابل این پدیده شوم روانى سكوت كرده و نهى از منكر نمى كنند, فرا مى گیرد.
((فقر)) و تنگ دستى از عواقب نامطلوب اسراف است كه دامنگیر شخص و جامعه مى شود. امام كاظم علیه السلام مى فرمایند: ((من اقتصد و قنع بقیت علیه النعمه و من بذذر و اسرف زالت عنه النعمه))
((هركس كه در زندگى اعتدال و قناعت را پیشه كند, نعمت بر او باقى مى ماند و هر كس كه تبذیر و اسراف كند, نعمت از او گرفته مى شود و فقیر مى گردد)))
آنگاه كه نعمتها كاهش یابند و روحیه خودكفایى و قناعت و صرفه جویى از جامعه رخت بر بندد و فقر به آدمى روى آورد, بناچار براى رفع نیازمنى هاى خود به دیگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصیتش را از دست خواهد داد.
امام صادق علیه السلام مى فرماید: ان مع الاسراف قله البركه (6) همانا اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است.
در یك بررسى كوتاه مى توان به اسرافكاریهاى بسیارى از مردم جامعه پى برد. میلیاردها تومان اسراف سالانه مواد غذایى, خارج شدن هزاران كیلو نان خشك و ضایع شدن خروارها میوه و سبزى و بلااستفاده ماندن مقادیر زیادى لباس قابل استفاده كه چشم هزاران فقیر و محروم در انتظار یك دست آنهاست, نمایانگر ناسپاسى و كفران نعمت مردم ماست. نگاه كنید: ((گفته مى شود از هر ده میلیون قرص نان تولید شده روزانه در تهران چیزى حول و حوش 3 میلیون آن ((دور ریز)) مى شود كه این میزان نان در واقع نابود مى شود. اگر وزن متوسط انواع نانهاى سنگین و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنیم در این صورت در تهران با فرض ده میلیون نان تولید شده در روز, در حدود چهارصدوپنجاه تن نان خواهیم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج مى گردد و به عنوان ضایعات, صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طیور مى رسد كه آن هم براى دام بدون اشكال بهداشتى نیست)) (7) با این مبالغ هنگفت مى توان سالانه هزاران مدرسه ساخت, هزاران درمانگاه تجهیز نمود و بیماران بسیارى را درمان كرد.
نقل شده است كه امام صادق (ع) روزى نگاهش به میوه اى كه بطور كامل خورده نشده و از خانه آن حضرت به بیرون پرتاب شده بود, افتاد. آنگاه خشمگین شد و (با عتاب) فرمود: این چیست؟ اگر شما سیر شده اید, بسیارى از مردم سیر نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسى بدهید كه نیازمند آن است. (8)
چرا غذا را بیش از نیاز پخت مى كنیم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جویى نمى كنیم؟ چرا در استفاده از كاغذ, لوازم التحریر, دستمال كاغذى زیاده روى مى كنیم؟ چرا از میوه ها درست استفاده نمى كنیم؟ چرا در پخت نان و شیوه نگهدارى آن اصول لازم را به كار نمى بندیم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ـ ولو با درآمدهاى خود ـ با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضایع مى كنند؟ چرا الگوهایى كه در برخى رسانه هاى جمعى و نیز عملكرد بعضى مدیران مشهود است جامعه را به سوى یك زندگى تجملى و اسرافگرایانه مى كشد؟ و دهها چراى دیگر كه شما هم حتما روزانه با آن برخورد دارید.
امام صادق (ع) مى فرماید: ((میانه روى در زندگى چیزى است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد حتى اگر این اسراف با بیرون انداختن هسته خرمایى باشد, چون آن هسته به كار مىآید (9). یا با بیرون ریختن آب باقیمانده (در لیوان) باشد.)) (10)
اسراف موجب عدم استجابت دعا
مسرف چون با سو اختیار خود گرفتار این بیمارى شده و به تنگدستى افتاده است, اگر از خدا بخواهد تا از مخمصه فقر نجاتش دهد, دعایش مستجاب نخواهد شد. امام صادق علیه السلام یكى از چهار نفرى را كه دعایشان مستجاب نمى شود, فردى مى داند كه ثروتش را ضایع كرده, آنگاه از خدا مى خواهد تا به او روزى دهد. خداوند درجواب مى فرماید: آیا تو را به میانه روى و اصلاح در امور زندگى امر نكردم؟! (11)
اسراف موجب دورى از خدا
از آنجا كه هر بعد روحى انسان در بعد دیگر موثر است, بالطبع انحراف و كژى در یك بعد به انحراف در سایر ابعاد منجر مى شود.
اسراف و تجاوز از حد در امور مادى و معنوى ـ همچون معصیت با چشم, گوش, زبان و ... ـ موجب كمرنگ شدن احكام الهى در مقابل آدمى و در نتیجه تكذیب حق مى شود, اینجاست كه آدمى بتدریج از خداوند دور شده و از نعمت هدایت الهى محروم مى شود و این, یك سنت قطعى و لایتغیر الهى است كه هدایت معنوى در پرتو عمل به دستورات خدا و پرهیز از گناه و محرمات به دست مىآید.
در غیر این صورت, فراموشى یاد خداوند توسعه مى یابد و بتدریج زندگى فردى و اجتماعى مردم دچار سر در گمى و بى هدفى مى شود; اعتمادها به یكدیگر كم مى شود; روحیه ایثار و فداكارى و كارگشایى, از جامعه رخت بر مى بندد; عاطفه و ترحم كاهش مى یابد; مردم در كارهاى خلاف شرع بر یكدیگر سبقت گرفته و از انجام اعـمـال و افـعـال خـیـر و پسندیده دریغ مى ورزند.
اسراف نیز عاملى براى دور شدن دلها, زیاد شدن فاصله طبقاتى, بى تفاوت شدن و دهها عارضه دیگر روحى ـ اجتماعى است كه جامعه را از درون مى پوساند.
اسراف در بیت المال
حفظ بیت المال و نظارت دقیق بر هزینه هاى عمومى و مقدم داشتن الویتها از مهمترین وظایف حكومت اسلامى است. از آنجا كه همه اقشار جامعه ـ روستایى و شهرى ـ در بیت المال شریك مى باشند چگونه مى توان از بودجه عمومى كشور در زیباسازى بیش از حد و تغییرسالانه دكوراسیون ادارات, شركتها و بانكها و تجهیز دفتر كار مسوولان و خریدگل وگلدان هاىمتنوع قیمتى براىدفتر مدیران كشور و برپایى ضیافتهاى غیرضرورى براى مسوولان و یا برپایى بعضى سمینارها استفاده كرد؟! بطور قطع اینها مصداق ((منكر)) هستند و تا با آنها مبارزه نشود ایجاد عدالت اجتماعى مشكل به نظر مرسد.
عدالت اجتماعى زمانى عینیت پیدا مى كند كه همه ثروتهاى كشور بطور مساوى بین همه اقشار تقسیم و توزیع شود. وجود دارند مدیرانى كه طبق دلخواه و خواسته خویش دكور اطاقشان را به هم ریخته و به سبك مورد پسند خود بازسازى مى كنند; گلدانهاى گرانقیمت را خریدارى كرده و اطاق را زینت مى دهند و حال آنكه این بودجه ها و هزینه مصارفى لازمتر و ضرورى تر دارند. طبیعى است كه این روش چنان كه اشاره شد علاوه بر رشد تجمل گرایى عمومى, موجب بى اعتماد شدن توده هاى مردمى به دست اندركاران كشور مى شود. این سیره عملى نادرست نظارتى جدى از سوى دولت اسلامى را نیاز دارد تا بیت المال را از شر جاهلان و عاملان حفظ كند.
على علیه السلام در نامه اى به زیادبن ابیه كه جانشین حاكم بصره بود, مى نویسد: ((به خدا سوگند یاد مى كنم, سوگندى از روى راستى و درستى, كه اگر به من خبر رسد كه تو در بیت المال مسلمانان به چیزى اندك یا بزرگ خیانت كرده و بر خلاف دستور, صرف و هزینه نموده اى, بر تو آنچنان سخت خواهم گرفت كه تو را فقیر و ناتوان از تامین مخارج خانواده و خوار و پست گرداند.))(13)
شاید شما هم با نامگذاری امسال به عنوان "اصلاح الگوی مصرف " گمان كنید این بحث تازه ای است كه رهبر معظم انقلاب پیش روی ملت گشوده اند، اما با كمی بررسی متوجه خواهید شد، اصلاح الگوی مصرف و تصحیح رفتاراسراف گرایانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبری است.
ایشان از روزهای نخستین سال 1370، همزمان با شروع نبرد زو و تزویر در بین مسئولان ، نسبت به این قضیه هشدار دادند.همان روزهایی كه "دیگر نوبت رفاه مسئولان " رسید و كوخ نشینی رجایی به كاخ نشینی ها تبدیل شد. این هشدارها همچنان ادامه داشت و رهبر انقلاب در فرصت های گوناگون به این نكته اشاره می كردند كه باید فرهنگ قناعت و شیوه صحیح مصرف جایگزین شیرفه مصرف مسرفانه ای شود كه دامنگیر جامعه شده است.
در سال 82 حتی از صدا و سیما و هیئات وزیران خواستند تا در جهت اصلاح الگوی مصرف گام جدی بردارند و به مبارزه با تبیلغ های مصرف گرایانه بپردازند، كه متاسفانه با بی توجهی مسئولین نتیجه ای در برنداشت. اینك در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی كه به شعار پیشرفت و عدالت مزین گشته است، بیش از پیش به اصلاح الگوی مصرف برای ایجاد عدالت و پیشرفت نیازمندیم.
اصلاحی كه اگر صورت گیرد می تواند نقش اساسی در ایجاد عدالت در بین طبقات جامعه و پیشرفت برای كشور داشته باشد. سخنان گهربار رهبری در این 18 سال خود بیش از همه تحلیل ها موید این نكته است.
در اینجا نكاتی كه در لابلای سخنان رهبری در این 18 سال راجع به اصلاح الگوی مصرف آورده اند، جمع آوری كرده ایم:
دیدار با اقشار مختلف مردم (روز بیست‏ونهم ماه مبارك رمضان) 26/1/1370
برادران! امیرالمؤمنین مى‏گوید زندگى به سمت زهد باید برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنیم كه زندگى به سمت اشرافیگرى مى‏رود، بلاشك این انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما باید به سمت زهد حركت بكنیم. … مردم هم نباید اسراف و تجمل‏گرایى بكنند. این‏طور نیست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد.
این مهریه‏هاى گران‏قیمت كه براى عقدهاى دخترهایشان مى‏گذارند، خطاست. نمى‏گویم حرام است، اما پدیده‏ى بد و زشتى در جامعه است؛ زیرا ارزشهاى انسانى را تحت‏الشعاع ارزش طلا و پول قرار مى‏دهد.
دیدار گروهى از زنان، به مناسبت فرخنده میلاد حضرت زهرا(س) و "روز زن " 25/9/1371
من به خانمهاى مسلمان، به خانمهاى جوان و به خانمهاى خانه‏دار عرض مى‏كنم: سراغ این مصرف‏گرایى كه غرب مثل خوره به‏جان جوامع دنیا و از جمله جوامع كشورهاى درحال توسعه و كشورهاى رو به پیشرفت و از جمله كشورما انداخته است، نروید.
مصرف باید در حدّ لازم باشد، نه در حدّ اسراف. خانمهاى كسانى كه همسرانشان یا خودشان مسؤولیتهایى در بخشهاى مختلف كشور دارند، باید از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به دیگران الگو باشند. باید براى دیگران درس باشند و نشان دهند كه شأنِ زن مسلمان بالاتر از این حرفهاست كه اسیر زر و زیور و جواهر آلات و از این قبیل شود.
نمى‏خواهیم بگوییم اینها حرام است؛ مى‏خواهیم بگوییم شأن زن مسلمان بالاتر از این است كه در دورانى كه بسیارى از مردم جامعه ما محتاج كمكند، كسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زینت‏آلات بخرند، وسایل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روشها و منشهاى زندگى، اسراف كنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نیست.
خطبه‏هاى نماز عید سعید فطر 4/1/1372
در این روز مبارك و در این محشر عظیم مردمى، طبق رویّه‏اى كه در سالهاى گذشته در مثل چنین روزى داشته‏ایم، با استفاده از این فضاى روحانى، موردى را از دهها مورد كه در زندگى ما مى‏تواند مطرح شود، مطرح مى‏كنم و آن، اجتناب از اسراف و زیاده‏روى است. به برادران و خواهران مسلمانمان در سراسر كشور عرض مى‏كنم كه موضوع قناعت را جدّى بگیرید. منظورم از قناعت این نیست كه دست به نعمتهاى الهى نزنید و از آنها بهره‏مند نشوید. مقصود این است كه حدّ و اندازه نگه دارید؛ زیاده‏روى و اسراف نكنید؛ نعمتهاى الهى را ضایع ننمایید؛ كه متأسفانه بسیارى مى‏كنند. در جمهورى اسلامى، كسانى هستند كه دستشان به نعمتهاى الهى نمى‏رسد. نه به خاطر این‏كه كم داریم. به خاطر این‏كه بسیارى به خودشان حق مى‏دهند كه نعمتهاى الهى را بى‏حساب و كتاب مصرف كنند؛ بى‏اندازه مصرف كنند؛ هیچ ملاحظه‏اى نكنند؛ هیچ حدى نگه ندارند و حتّى نعمتهاى الهى را ضایع كنند. چقدر نان ضایع مى‏شود! چقدر غذاى طبخ شده ضایع مى‏شود! چقدر میوه مصرف نشده ضایع مى‏شود و از خانه‏ها بیرون ریخته مى‏شود! چقدر لباس زیادتر از اندازه لازم - چند برابر اندازه لازم - خریدارى مى‏شود و در خانه‏ها و صندوقها مى‏ماند، براى این‏كه یك بار در مراسمى پوشیده شود! اینها اسراف است.
مى‏خواهم این مطلب را ملت عزیزمان بدانند كه اسراف، فعل حرام است؛ گناه است؛ خلاف شرع است؛ آنجایى كه اسراف باشد و اسراف مال و اسراف نعمتهاى الهى انجام گیرد، تضییع و تلف كردن نعمت است. تصمیم بگیرید این كار را نكنید. البته خانواده‏هاى كم درآمد، شاید وسعشان هم نرسد كه بخواهند اسراف كنند؛ اما خانواده‏هاى پردرآمد و حتّى بسیارى از خانواده‏هاى متوسّط، متأسفانه اسراف مى‏كنند. من این جمله را عرض كردم، برآن تأكید و پافشارى مى‏كنم و خواهشمندم كه ملت عزیزمان، این سخن را مورد توجّه قرار دهند، به آن اهمیت دهند، براى آن حسابى باز كنند و سعى‏شان بر اسراف نكردن باشد.
خطبه‏هاى نماز جمعه 14/11/1373
باید روحیه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پیدا مى‏شود، مهار گردد.
اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمینى(ره) مشهد مقدّس رضوى‏ 1376/1/1
من دیروز در پیام اوّلِ سال، به ملت ایران عرض كردم كه صرفه‏جویى را شعار خودتان قرار دهید. صرفه‏جویى به معناى گدابازى نیست كه بعضى بگویند چرا نمى‏گذارید مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زیاده‏روى نكنند.
اسراف در جامعه، لازمه اشرافیگرى و تقسیم نابرابر ثروت و مایه تضییع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‏جویىِ صحیح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‏گویند - به معناى نخوردن نیست. به معناى زیاده‏روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضایع نكردن است.
اگر جامعه‏اى بخواهد قناعت و صرفه‏جویى را - كه یك دستور اسلامى است - عمل كند، باید متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى این كه بشود این راه را ادامه داد، همه و همه باید كوشش كنند
در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (ع) 1/1/1377
ببینید اسراف چه كار مى‏كند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانى، اسراف در انواع و اقسام كالاهاى گوناگون، اسراف در اسباب بازى بچه و در وسایل تجمّلاتى! عزیزان من! این اسراف همان كارى را با كشور مى‏كند كه دشمن مى‏خواهد! او از آن طرف به وسیله نفت، به‏وسیله تحریم اقتصادى و انواع و اقسام ضربه‏ها بر ملت ایران ضربه وارد مى‏كند؛ از این طرف هم خودِ ما با اسراف و صرفه‏جویى نكردن، ضربه او را تكمیل مى‏كنیم!
حرف من این است. من در پیام گفتم كه مردم را به ریاضت اقتصادى دعوت نمى‏كنم؛ ابداً! چه ریاضتى؟ بحمداللَّه ملت ما احتیاج به ریاضت ندارد. من آنها را به قناعت، به صرفه‏جویى و به اسراف نكردن دعوت مى‏كنم. اسراف، حرام است. این هم نمى‏شود كه من و شما، مرتّب دیگران را نصیحت كنیم. همه باید سعى كنند كه اسراف را از زندگى شخصى و از زندگى كارى خودشان دور كنند.
من در پیام عرض كردم كه مسؤولین دولتى باید فهرستى درست كنند و موارد اسراف را به مردم یاد دهند. این یك مطلب از مطالبى كه ما در پیام امسال عرض كردیم؛ حال هم تأكید مى‏كنیم و توقّع داریم كه مردم، توجّه و دنبال كنند. ان‏شاءاللَّه از آن، سود كشور حاصل شود.
خطبه‏هاى نمازجمعه تهران‏ 1379/2/23
ارزش دیگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چیزى كه مردم را وادار مى‏كرد كه نسبت به این قضیه حسّاسیت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجیها با مال مردم در سطح حكومت بود. این از آن چیزهایى بود كه مردم نمى‏خواستند. نظام اسلامى بر اساس این ارزش به‏وجود آمد كه چنین چیزى نباشد.
خطبه‏هاى نماز جمعه تهران‏ 1379/9/25
منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مى‏شود از آنها نهى كرد و باید نهى كرد، از جمله اینهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حیاتى، اتلاف برق، اتلاف وسایل سوخت، اتلاف مواد غذایى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما این همه ضایعات نان داریم؛ اصلاً این یك منكر است؛ یك منكر دینى است؛ یك منكر اقتصادى و اجتماعى است؛
خطبه‏هاى نماز عید فطر 15/9/1381
مصرف‏گرایى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‏روز شكافهاى طبقاتى و شكاف بین فقیر و غنى را بیشتر و عمیقتر مى‏كند. یكى از چیزهایى كه لازم است مردم براى خود وظیفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبلیغاتى و فرهنگى - به‏ویژه صدا و سیما - باید وظیفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‏گرایى و تجمّل‏گرایى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه‏ى لازم مصرف كردن و اجتناب از زیاده‏روى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند.
مصرف‏گرایى، جامعه را از پاى درمى‏آورد. جامعه‏اى كه مصرف آن از تولیدش بیشتر باشد، در میدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما باید عادت كنیم مصرف خود را تعدیل و كم كنیم و از زیادیها بزنیم.
دیدار معلّمان و كارگران‏ 1382/2/10
توصیه من به وزیران محترمى كه این‏جا هستند و به دیگر مسؤولان دولتى، امروز این است و قبلاً هم همیشه همین بوده است كه روى مسأله تقویت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزینه‏هاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ریخت و پاشها و خرجهاى زیادى و اسراف‏گونه را بگیرند و در یك دایره محدودتر وزارتى، رعایت كمال عدالت را بكنند و تبعیضهاى بیجا را بردارند.
دیدار با رئیس جمهور و اعضاى هیئت دولت 6/6/1385
"اجتناب از اسراف و ریخت‏وپاش " جزو برنامه‏هاى بسیار خوب شماهاست
دیدار اساتید و دانشجویان‏ دانشگاههاى استان سمنان 18/8/1385
آنچه كه پیشرفت هست، این است كه ما از هر كه و هر جور، همه‏ى دانشهاى مورد نیازمان را فرا بگیریم؛ این دانش را به مرحله‏ى عمل و كاربرد برسانیم، تحقیقات گوناگون انجام بدهیم، براى اینكه دامنه‏ى علم را توسعه بدهیم، تحقیقات بنیادى انجام بدهیم، تحقیقات كاربردى و تجربى انجام دهیم،.............درباره‏ى مشكلات اجتماعى‏اى كه در كشور وجود دارد، تحقیق كنیم و راه ریشه كردن اینها را پیدا كنیم و به دنبال این برویم كه راه مبارزه با اسراف چیست. اسراف یك بیمارى اجتماعى است.
راه مبارزه با مصرف گرایى چیست؟ راه مبارزه با ترجیح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چیست؟ اینها تحقیق مى‏خواهد. در دانشگاهها پروژه‏هاى تحقیقى بگیرید، استاد و دانشجو كار كنید، نتیجه‏ى تحقیق را به مسئولان كشور بدهید؛ به رسانه‏ها بدهید تا سرریز شود و فرهنگ‏سازى شود. این، مى‏شود پیشرفت.
دیدار مسئولان اقتصادى و دست‏اندركاران اجراى اصل 44 قانون اساسى‏‏ 1385/11/30
اگر ضرورتهایى هم این كار را در آن دوره ایجاب مى‏كرد، نباید دیگر این كارها در دوره‏ى بعد از جنگ، در دهه‏ى دوم و سوم، انجام مى‏گرفت؛ نباید بیخود شركت تولید مى‏شد؛ نباید از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصریح به آن كرده بود، كوتاهى مى‏شد؛ باید مى‏دادیم.
باید مالكیت دولت را روزبه‏روز كمتر مى‏كردیم. این‏طور نشد، بلكه بیشتر و گسترده‏تر شد! و خیلى از درآمدهایى كه باید در خدمت تولید، در خدمت گردش صحیح پول در جامعه قرار مى‏گرفت، صرف كارهاى غیرلازم شد؛ فعالیتهاى اسراف‏آمیز، ساختمان‏سازیهاى بیخودى. و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد.
خطبه‏هاى نماز عید سعید فطر 21/7/1386
ما مردم مسرفى هستیم؛ ما اسراف میكنیم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزین. كشورى كه تولید كننده‏ى نفت است، وارد كننده‏ى فرآورده‏ى نفت - بنزین - است! این تعجب‏آور نیست؟! هر سال میلیاردها بدهیم بنزین وارد كنیم یا چیزهاى دیگرى وارد كنیم براى اینكه بخشى از جمعیت و ملت ما دلشان میخواهد ریخت و پاش كنند! این درست است؟!
ما ملت، به عنوان یك عیب ملى به این نگاه كنیم. اسراف بد است؛ حتى در انفاق راه خدا هم میگویند. خداى متعال در قرآن به پیغمبرش میفرماید: "لا تجعل یدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط "؛ در انفاق براى خدا هم اینجورى عمل كن. افراط و تفریط نكنید. میانه‏روى؛ میانه‏روى در خرج كردن. این را باید ما به صورت یك فرهنگ ملى در بیاوریم. قرآن میفرماید: "و الّذین اذا انفقوا "؛ كسانى كه وقتى میخواهند خرج كنند، "لم یسرفوا و لم یقتروا "؛ نه اسراف میكنند - زیاده‏روى میكنند - نه تنگ میگیرند و با فشار بر خودشان، زندگى میكنند؛ نه، اسلام این را هم توصیه نمیكند.
اسلام نمیگوید كه مردم بایستى با ریاضت و زهد آنچنانى زندگى كنند؛ نه، معمولى زندگى كنند، متوسط زندگى كنند. اینكه مى‏بینید بعضى از فضولهاى خارجى، دولتهاى خارجى، دائم و دم‏به‏ساعت، چندین سال است كه ملت ما را تهدید میكنند كه تحریم میكنیم، تحریم میكنیم، تحریم میكنیم - بارها هم تحریم كرده‏اند - به خاطر این است كه چشم امیدشان به همین خصوصیت منفى ماست.
ما اگر آدمهاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشیم، ممكن است تحریم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زیاده‏روى نمیكند، اسراف نمیكند. خوب، تحریم كنند. بر یك چنین ملتى از تحریم ضررى وارد نمیشود. این نكته را از ماه رمضان به یاد نگه داریم و ان‏شاءاللَّه عمل كنیم.
دیدار هزاران نفر از مردم و عشایر شهرستان نورآباد ممسنی 15/2/1387
من در شیراز اشاره كردم: اگر ما اسراف نكنیم، می‌توانیم نیاز كشور را برآورده كنیم. یكی از چیزهایی كه ما در این كشور نتوانستیم بر خودمان فائق بیاییم و اصلاح كنیم، مسئله‎ی اسراف است
دیدار رئیس‏جمهوری و اعضاى هیئت دولت 2/6/1387
ساده‏زیستى - بخصوص در خود آقاى رئیس‏جمهور - خوب و برجسته است و چیز باارزشى است؛ در مسئولین هم - كما بیش؛ یك جایى كمتر، یك جایى بیشتر - بحمداللَّه هست. ساده‏زیستى چیز بسیار باارزشى است. ما اگر بخواهیم تجمل و اشرافیگرى و اسراف و زیاده‏روى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعه‏مان ریشه‏كن كنیم، با حرف و گفتن نمیشود؛ كه از یك طرف بگوئیم و از طرف دیگر مردم نگاه كنند و ببینند عملمان جور دیگر است! باید عمل كنیم.
عمل ما بایستى مؤید و دلیل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اینكه اثر بكند. این خوشبختانه هست. فاصله‏تان را با طبقات ضعیف كم كرده‏اید و كم نگه دارید و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنید.

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی

نمایندگی ولی فقیه مرکز قلب جماران



پی نوشتها:
1 ـ كافى,ج 4 , ص 54 .
2 ـ گفتارهاى معنوى, شهید مطهرى, ص 163 .
3 ـ براى توضیح بیشتر پیرامون میزان نفقه همسر, مى توانید به تحریرالوسیله امام خمینى (ره), ج 2 , كتاب النكاح, فصل نفقات, مساله 8
4 ـ سفینه البحار, ج 1 , ص 615 .
5 ـ اصول كافى, ج 2 , ص 137 .
6 ـ وسایل, ج 15 , ص 261 .
7 ـ روزنامه كیهان, 25 خرداد 1372 .
8 ـ مستدرك الوسایل, كتاب الاطعمه و الاشربه, باب 61 .
9 ـ توضیح این مطلب لازم است كه در آن زمان, هسته خرما در بعضى زمینه ها كاربردى داشته باشد.
10 ـ وسایل, ج 15 , ص 257 .
11 ـ اصول كافى, ج 2 , ص 511 .
12 ـ نهج البلاغه, نامه 20 .
13 ـ بحارالانوار, ج 41 , ص 105 .
 


 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 7:29 PM نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net