خدايا مارا ولايي کن...


بعضي وقت ها اين سئوال برامون پيش مياد که چرا نتيجه کارهامون رو نمي بينيم؟ مثلاً يکي از بزرگترين چيزهايي که همه مون آرزومونه تا آثراتش رو در خودمون حس کنيم، همين نمازه. همه مون اين احاديث رو فهميديم که:


حضرت علي (ع) فرمودند: « الصلاه قربان کل تقي، نماز خواندن،‌وسيله نزديکي به خدا است براي هر شخصي پرهيزگار». ( نهج البلاغه،‌کلمات قصار136)


 حضرت علي (ع) فرمودند:« الصلاه حصن من سطوات الشيطان، نماز قلعه محکمي است که نمازگزار را از حملات شيطان نگه مي دارد. » ( غرر الحکم، ح3334 ).


 امام موسي بن جعفر (ع) فرمودند: « افضل ما تقرب به العبد الي الله بعد المعرفه به الصلاه، بهترين وسيله تقرب بنده به خدا، پس از معرفت او، نماز است.» (مستدرک الوسائل، ج12،ص20)


.حضرت امام صادق(ع) فرمودند: « احب الاعمال الي الله عزوجل، الصلاه و هي آخر الوصايا الانبياء، نماز گرامي ترين و محبوب ترين اعمال نزد خداوند است و آخرين سفارش پيامبران مي باشد.» ( کافي، ج3، ص265 ).


.حضرت امام رضا(‌ع) نيز فزمودند: « الصلاه صله الله للعبد بالرحمه و طلب الوصال الي الله من العبد ...، نماز وصله و موهبتي از طرف خداوند مهربان و از راه رحمت و عنايت براي بنده است ئ نماز مطالبه وصال و تقرب بنده به سوي خداوند است ...». ( بحارالانوار، ج84، ص264).


 وحديث هاي ديگه که خيلي زيادند. دوست داريم بدونيم که چرا طبق اين احاديث،نزديکي به خدا، دوري از گناه،  و...عايدمون نميشه؟البته هستند خيلي ها که حال مي کنند با نماز. اما هستند بعضي ها هم مثل من که هنوز نتونسته اند روح نمازشون رو درست کنند. شايد اگه ازمون بپرسند که چرا از نماز بهره نمي بريم، شما بگيد: حواسمون به خدا نيست توي نماز، حواسمون به اون چيزي نيست که مي خونيم و ...از اين جور جوابها. اينها هستند. اما همه ماجرا به اينا ختم نميشه. نمازي که ما ميخونيم خيلي بزرگتر از اين حرفهاست. يعني خيلي از چيزايي که حتي فکرش هم نمي کني روي نمازت تاثير مي زاره. يکي از چيزهايي که من با چشم خودم خيلي زياد ديدم، اينه که الان ميخوام بگم: اسراف! ممکنه تاحالا اينقدر جدي بهش نگاه نکرده باشيد. اما تاثيرش خيلي زياده. حالا اين اسراف چطوريه، ميگم. وقتي که آدم ميره پاي شير آب تا وضو بگيره، صورت رو که مي شوره، آب رو ميزاره بـــــــــاز، آب هم که نمي فهمه نبايد بره، شر شر مي ريزه و ميره. همون آبي که خيلي ها ندارند بخورند، ما داريم الکي الکي هدر ميديم. نوبت دست ها که رسيد، بازهم آب باز ميمونه تا آخر وضو که مسح پا است. اونوقت هم باز ميمونه تا مسح کشيده بشه. اين يعني چي؟ تمام وضو که شد گناه!! اسراف چيز الکي نيست که ما بخواهيم راحت از کنارش رد بشيم. شما خودتون قضاوت کنيد نمازي که بايه کار حرام، شروع بشه، ميتونه ما رو بالا ببره؟ اصلاً خودش بالا ميره؟ (ما رو ببره، پيشکش!) ...من بارها گفتم، ما روي جزييات مشکل داريم، وگرنه اصول رو که همه بلديم و درست وانجام ميديم. براي اينکه بفهميم ما هر روز توي وضو، چه گناهي رو مرتکب مي شديم، اسراف رو بيشتر بررسي مي کنيم:إنَّ اللّه لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِف کَذّاب؛:خداوند تجاوزگر و اسرافکار دروغگو را هدايت نمي کند.(غافر (40) آيه 28).در جاي ديگه هم قرآن مي فرمايد: وَلا تُسْرِفُوا إنَّهُ لايُحِبُّ الْمُسْرِفينَ؛:و اسراف نکنيد، به تحقيق خداوند اسرافگران را دوست ندارد.(انعام (6) آيه 141).امام صادق(عليه السلام) در طي حديثي مي فرمايند:از خدا پروا کن و اسراف مکن....(وسائل الشيعه، ج‏6، ص‏27، حديث 1).درنامه اي که امام حسن عسکري براي يکي از شيعيان فرستاده بودند، فرمودند: ....و بر حذرباش از اسراف؛ زيرا اين عمل از کارهاي شيطان است(سفينة البحار، ج‏1، ص‏616)همچنين حضرت صادق در روايتي فرمودند:.
خداوند ميانه روي را دوست و زياده روي را دشمن مي دارد؛ حتي اگر دور انداختن هسته خرما باشد؛ زيرا مي توان از آن بهره برد و نيز دور ريختن زيادي و باقيمانده آب آشاميدنى.(وسائل الشيعه، ج‏15، باب 25 از ابواب النفقات، حديث 2).توجه کنيم که امام فرمودند حتي مانده آب را هم نريزيد. حالا ماچه مي کنيم؟ ما که اصلاً آب درست و سالم را همين جوري هدر مي دهيم.در حديثي امام رضا ( تحف العقول، ص‏316)و در حديثي ديگر از امام صادق(ع)(وسائل الشيعه، ج‏11، ص‏262) اسراف جز گناهان بزرگ شمرده شده. حضرت سجّاد(ع) در يکي از بخش هاي دعاي شريف مکارم الاخلاق، در راز و نياز خود با خداوند عرض مي کند:.پروردگارا بر محمد و آل او درود فرست و مرا از ارتکاب اسراف بازدار و روزي مرا از تلف شدن حفظ فرما.(صحيفه سجاديه دعاي 20). گفتني ها خيلي زياده. فقط يه خاطره از شهيد سيف الله صبور، يکي از شهداي بزرگ جنگ و افتخار دزفول نمونه، براتون نقل مي کنم و انشاءالله باقي بحث اسراف براي پست بعدي: نقل مي کنند شهيد صبور، وقتي مي واست توي جنگ به دل عراقي ها بره، شب بود. يه کبريت با خودش برد و رفت. وقتي برگشت، به همرزمانش گفت: وقتي که رفتم، توي خيمه عراقي ها تاريک بود و من چيزي نديدم. لذا يه کبريت زدم تا ببينم چند نفر توي خيمه هستند که مبادا نارنجک رو پرتاب کنم و کسي توي خيمه نباشه و اونوقت اسراف کرده باشم. ببينيد شهداي ما چقدر مراقب بودند که حتي نارنجکي هم اسراف نشود. در پست بعدي يه داستان از امام زمان و دوتا که ميخواستند ايشون رو ببينند، نقل مي کنم.انشاءالله...يازهرا...



 


 


 


 



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 9:27 PM نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net