چنانچه ايثار ديگران به افراد واجب النفقه و تحت سرپرستي او باشد و اين كارموجبات زحمت و زيان آنان را فراهم آورد، عملي نادرست و خلاف شمرده مي شود
(33)
و اين گذشته از اين كه مضمون روايات نهي از اسراف است و سبب ظلم و اجحاف بر عيال و افراد تحت كفالت ايثارگر است، مطابق قاعده هم هست؛ زيرا انفاق بر عيال امري واجب است؛
(34)
در صورتي كه انفاق بر ديگران عملي مستحبّ به شمار مي رود و بديهي است هنگام مزاحمت انفاق مستحب با واجب، انفاق واجب مقدم است.
روزي عقيل در عهد حكومت برادرش اميرالمؤمنين علي ژ بر آن حضرت وارد شد، امام به فرزندش حسن ژ فرمودند: جامه اي به عمويت عطا كن. حضرت يكي از لباس ها و نيز از رداهاي خويش را به عمويش عنايت كرد. هنگامي كه شب فرا رسيد غذا حاضر شد و در سفره آنها به جز نان و نمك چيزي ديگري نبود.
عقيل با تعجّب پرسيد: غير از اين چيز ديگري نيست!.
اميرالمؤمنين ژ فرمودند: آيا اين از نعمت خدا نيست ستايش بسيار خداوند بزرگ را. عقيل كه تحمّل اين وضع برايش دشوار مي نمود، به حضرت عرض كرد: مقداري به من كمك كن تا قرضم را بپردازم و موجب تسريع در سهولت كار من شود و آن گاه از خانه ات خارج شوم.
حضرت بدو فرمود: قرض تو چه اندازه است اي ابا يزيد.
عرض كرد هزار درهم. حضرت فرمود: قسم به خدا كه از مال خود اين مقدار را ندارم؛ ولي صبر نما تا حقّ خود را از بيت المال بگيرم و آن را بين خود و تو تقسيم نمايم و اگر نبود كه ناچارم براي عيال خود چيزي باقي بگذارم، تمام آن را به تو مي بخشيدم. (35) .
مقصود اين است كه ملاحظه مي شود حضرت علي ژ در عين حالي كه برادرش عقيل را در شدّت فقر و احتياج مي بيند به او وعده مي دهد، تا در موقع گرفتن نصيب خود از بيت المال آن را تقسيم كند و حاضر نيست به قيمت صدمه زدن به افراد تحت كفالتش تمامي آن را به برادرش ايثار نمايد.
اين در صورتي است كه ايثار موجب ضرر بر اعضاي خانواده باشد و اما اگر اين عمل لطمه اي بر آنان وارد نياورد و يا اين كه از جاي ديگري به زودي جبران شود و يا خود آنها پيشنهاد اين كار را بدهند و بدان اقدام نمايند، آن چنان كه در قضيه اطعام به مسكين و يتيم و اسير از ناحيه خاندان عصمت ه پيش آمد، نه تنها اين عمل حرام و مذموم نيست؛ بلكه اين خود از بهترين صفات كمال به حساب مي آيد و بنا به فرموده حضرت صادق ژ:.
وَهِىَ جِارِيَة فِى كُلِّ مُؤْمِنٍ فَعَلَ ذلِكَ لِلّهِ عَزَّ وَجَلَّ؛ (36) اين آيات مدح ايثار اهل بيت ه در سوره (هل اتى) (گرچه در شأن اهل بيت عصمت است) در حقّ هر مؤمني كه اين رويّه را در پيش بگيرد و عمل كند جاري و صادق است.
اين كه حضرت علي ژ در قضيّه درخواست برادرش عقيل حاضر به ايثار او برخانواده اش نيست، ولي اهل بيت عصمت و طهارت در قضيّه اطعام ايثار نمودند، از آن روست كه حضرت در آن قضيّه خود را مسؤول تأمين خانواده و محافظت آنان از تلف شدن و صدمه خوردن مي داند. در صورتي كه اگر خود آنها بدين كار اقدام كنند و سير كردن شكم گرسنه اي را بر اشباع خويش براي خدا مقدم بدارند، كاري است كه خود اختيار كرده اند و آن حضرت براي خود در اين جهت مسؤوليتي نمي بيند. گذشته از آن، در عصر حكومت امام ژ يك فرد معمولي به جاي فاطمه زهرا در خانه آن حضرت بوده است و او آن آمادگي براي ايثار را - آن گونه كه حضرت فاطمه دارا بود - در خود نداشته است.
ايثار ديگري بر خويش.
امّا در مورد ايثار ديگري بر خود ممكن است گفته شود، چنانچه بخواهد ثروت و يا منفعتي از خارج بر انسان وارد شود و او ملاحظه كند ديگري نيز همان گونه محتاج و يا از او نيازمندتر است، در اين صورت مقدّم داشتن آن ديگري و بر گرداندن آن منفعت به سوي او عملي نيك و پسنديده است و مواردي از شأن نزول آيه شريفه ايثار شاهد بر اين مدعاست (37) اضافه بر اين كه، اين امر مطابق موازين عقل و انصاف نيز هست.
امّا اگر بنا باشد انسان تنها موجودي خويش را به ديگري بدهد، بايد حساب كند كه بعد از بذل آن گرفتار چه وضعيتي خواهد شد؛ چنانچه ببيند اين كار باعث مي شود تا او نتواند به وظايف ديگرش قيام كند و از همه چيز ساقط و درمانده شده و به زودي نيز جبران نمي شود، نبايد دست بدين عمل بزند. همان گونه كه خداوند پس از آن كه پيامبر گرامي اش به جهت بخشيدن پيراهن خود نتوانست به مسجد برود و نماز بگذارد و در نتيجه مورد سرزنش كفّار قرار گرفت (38) بدو دستور داد: نبايد از انفاق نمودن بخل ورزيد و نيز نبايد در كمك مالي به ديگران زياده روي نمود. و چنين انفاقي اگر موجب شود وظيفه واجبي از انسان بر زمين بماند حرام است وگرنه اشكال شرعي نداشته و محكوم به حرمت نيست. بر اين اساس رسول گرامي ْ در اين قضيّه مرتكب خلافي نشده بود.
در حقيقت نهي در آيه شريفه (وَلا تَبْسُطْهِا كُلَّ الْبَسْطِ) (39) نهيي كه در بردارنده امري حرام و يا حتّي مكروه باشد نيست. به اصطلاح فقهي اين نهي مولوي نبوده، بلكه ارشاد است به اين كه اگر چنين كني مورد سرزنش نااهلان و ناپاكان قرار خواهي گرفت. (40) امّا اگر صدمه اي كه از اين عمل مي بيند به حدّ درماندگي و سقوط كامل نرسد؛ بلكه مقداري كه بتواند با آن به زندگي ادامه داده و از آبرو و حيثيت خود تا حدودي محافظت نمايد، براي او باقي بماند و يا به زودي از جاي ديگري جبران شود، در اين صورت اگر ايثار كند بهتر است.
در روايت معتبري (سماعة بن مهران) مي گويد: از امام صادق ژ پرسيدم:.
شخصي بيش از آزوقه يك روز خود را ندارد، آيا وظيفه دارد به كسي كه همين مقدار را هم ندارد كمك نمايد و يا كسي روزي يك ماه خود را دارد، آيا لازم است به آن كس كه كمتر از آن را داراست، انفاق نمايد و همچنين شخصي آزوقه سال خود را دارد، در مورد فردي كه از آن برخوردار نيست، چه وظيفه اي دارد؛ يا بايد مقداري از آن را به ديگري بذل كند يا اين كه تمام اين موارد (حدّ كفاف) است و در اين صورت عدم انفاق اشكالي ندارد.
حضرت فرمودند: اين جا دو موضوع است: يكي امساك از انفاق مالي كه براي خود انسان ضروري است؛ و ديگري ايثار مقداري از آن.
بهترين شما در اين ميان حريص ترين و راغب ترين شما به ايثار و فضل خداوندي است؛ زيرا مي فرمايد: (ويُؤْثِرُونَ عَلي اَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كانَ بِهِمْ خَصِاصَة.) (41) و امّا ترك ايثار از جهت اين كه آن مال در حدّ كفاف است و نه بيشتر از آن، كاري ناپسنديده نيست و همواره دستِ دهنده بهتر از گيرنده است. (42) مالت را به مصرف كساني برسان كه عيال تو هستند و نگاهشان به دست توست. (43) .
در اين روايت با صراحت امام ژ گروه ايثارگر را كه مقداري از مايحتاج خويش را به درمانده تر از خود انفاق مي كند، بر آن كس كه از دادن آن امساك مي كند ترجيح مي دهد؛ گرچه آن دومي هم در اين صورت مورد ملامت و مذمّت قرار نمي گيرد.
روزي عقيل در عهد حكومت برادرش اميرالمؤمنين علي ژ بر آن حضرت وارد شد، امام به فرزندش حسن ژ فرمودند: جامه اي به عمويت عطا كن. حضرت يكي از لباس ها و نيز از رداهاي خويش را به عمويش عنايت كرد. هنگامي كه شب فرا رسيد غذا حاضر شد و در سفره آنها به جز نان و نمك چيزي ديگري نبود.
عقيل با تعجّب پرسيد: غير از اين چيز ديگري نيست!.
اميرالمؤمنين ژ فرمودند: آيا اين از نعمت خدا نيست ستايش بسيار خداوند بزرگ را. عقيل كه تحمّل اين وضع برايش دشوار مي نمود، به حضرت عرض كرد: مقداري به من كمك كن تا قرضم را بپردازم و موجب تسريع در سهولت كار من شود و آن گاه از خانه ات خارج شوم.
حضرت بدو فرمود: قرض تو چه اندازه است اي ابا يزيد.
عرض كرد هزار درهم. حضرت فرمود: قسم به خدا كه از مال خود اين مقدار را ندارم؛ ولي صبر نما تا حقّ خود را از بيت المال بگيرم و آن را بين خود و تو تقسيم نمايم و اگر نبود كه ناچارم براي عيال خود چيزي باقي بگذارم، تمام آن را به تو مي بخشيدم. (35) .
مقصود اين است كه ملاحظه مي شود حضرت علي ژ در عين حالي كه برادرش عقيل را در شدّت فقر و احتياج مي بيند به او وعده مي دهد، تا در موقع گرفتن نصيب خود از بيت المال آن را تقسيم كند و حاضر نيست به قيمت صدمه زدن به افراد تحت كفالتش تمامي آن را به برادرش ايثار نمايد.
اين در صورتي است كه ايثار موجب ضرر بر اعضاي خانواده باشد و اما اگر اين عمل لطمه اي بر آنان وارد نياورد و يا اين كه از جاي ديگري به زودي جبران شود و يا خود آنها پيشنهاد اين كار را بدهند و بدان اقدام نمايند، آن چنان كه در قضيه اطعام به مسكين و يتيم و اسير از ناحيه خاندان عصمت ه پيش آمد، نه تنها اين عمل حرام و مذموم نيست؛ بلكه اين خود از بهترين صفات كمال به حساب مي آيد و بنا به فرموده حضرت صادق ژ:.
وَهِىَ جِارِيَة فِى كُلِّ مُؤْمِنٍ فَعَلَ ذلِكَ لِلّهِ عَزَّ وَجَلَّ؛ (36) اين آيات مدح ايثار اهل بيت ه در سوره (هل اتى) (گرچه در شأن اهل بيت عصمت است) در حقّ هر مؤمني كه اين رويّه را در پيش بگيرد و عمل كند جاري و صادق است.
اين كه حضرت علي ژ در قضيّه درخواست برادرش عقيل حاضر به ايثار او برخانواده اش نيست، ولي اهل بيت عصمت و طهارت در قضيّه اطعام ايثار نمودند، از آن روست كه حضرت در آن قضيّه خود را مسؤول تأمين خانواده و محافظت آنان از تلف شدن و صدمه خوردن مي داند. در صورتي كه اگر خود آنها بدين كار اقدام كنند و سير كردن شكم گرسنه اي را بر اشباع خويش براي خدا مقدم بدارند، كاري است كه خود اختيار كرده اند و آن حضرت براي خود در اين جهت مسؤوليتي نمي بيند. گذشته از آن، در عصر حكومت امام ژ يك فرد معمولي به جاي فاطمه زهرا در خانه آن حضرت بوده است و او آن آمادگي براي ايثار را - آن گونه كه حضرت فاطمه دارا بود - در خود نداشته است.
ايثار ديگري بر خويش.
امّا در مورد ايثار ديگري بر خود ممكن است گفته شود، چنانچه بخواهد ثروت و يا منفعتي از خارج بر انسان وارد شود و او ملاحظه كند ديگري نيز همان گونه محتاج و يا از او نيازمندتر است، در اين صورت مقدّم داشتن آن ديگري و بر گرداندن آن منفعت به سوي او عملي نيك و پسنديده است و مواردي از شأن نزول آيه شريفه ايثار شاهد بر اين مدعاست (37) اضافه بر اين كه، اين امر مطابق موازين عقل و انصاف نيز هست.
امّا اگر بنا باشد انسان تنها موجودي خويش را به ديگري بدهد، بايد حساب كند كه بعد از بذل آن گرفتار چه وضعيتي خواهد شد؛ چنانچه ببيند اين كار باعث مي شود تا او نتواند به وظايف ديگرش قيام كند و از همه چيز ساقط و درمانده شده و به زودي نيز جبران نمي شود، نبايد دست بدين عمل بزند. همان گونه كه خداوند پس از آن كه پيامبر گرامي اش به جهت بخشيدن پيراهن خود نتوانست به مسجد برود و نماز بگذارد و در نتيجه مورد سرزنش كفّار قرار گرفت (38) بدو دستور داد: نبايد از انفاق نمودن بخل ورزيد و نيز نبايد در كمك مالي به ديگران زياده روي نمود. و چنين انفاقي اگر موجب شود وظيفه واجبي از انسان بر زمين بماند حرام است وگرنه اشكال شرعي نداشته و محكوم به حرمت نيست. بر اين اساس رسول گرامي ْ در اين قضيّه مرتكب خلافي نشده بود.
در حقيقت نهي در آيه شريفه (وَلا تَبْسُطْهِا كُلَّ الْبَسْطِ) (39) نهيي كه در بردارنده امري حرام و يا حتّي مكروه باشد نيست. به اصطلاح فقهي اين نهي مولوي نبوده، بلكه ارشاد است به اين كه اگر چنين كني مورد سرزنش نااهلان و ناپاكان قرار خواهي گرفت. (40) امّا اگر صدمه اي كه از اين عمل مي بيند به حدّ درماندگي و سقوط كامل نرسد؛ بلكه مقداري كه بتواند با آن به زندگي ادامه داده و از آبرو و حيثيت خود تا حدودي محافظت نمايد، براي او باقي بماند و يا به زودي از جاي ديگري جبران شود، در اين صورت اگر ايثار كند بهتر است.
در روايت معتبري (سماعة بن مهران) مي گويد: از امام صادق ژ پرسيدم:.
شخصي بيش از آزوقه يك روز خود را ندارد، آيا وظيفه دارد به كسي كه همين مقدار را هم ندارد كمك نمايد و يا كسي روزي يك ماه خود را دارد، آيا لازم است به آن كس كه كمتر از آن را داراست، انفاق نمايد و همچنين شخصي آزوقه سال خود را دارد، در مورد فردي كه از آن برخوردار نيست، چه وظيفه اي دارد؛ يا بايد مقداري از آن را به ديگري بذل كند يا اين كه تمام اين موارد (حدّ كفاف) است و در اين صورت عدم انفاق اشكالي ندارد.
حضرت فرمودند: اين جا دو موضوع است: يكي امساك از انفاق مالي كه براي خود انسان ضروري است؛ و ديگري ايثار مقداري از آن.
بهترين شما در اين ميان حريص ترين و راغب ترين شما به ايثار و فضل خداوندي است؛ زيرا مي فرمايد: (ويُؤْثِرُونَ عَلي اَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كانَ بِهِمْ خَصِاصَة.) (41) و امّا ترك ايثار از جهت اين كه آن مال در حدّ كفاف است و نه بيشتر از آن، كاري ناپسنديده نيست و همواره دستِ دهنده بهتر از گيرنده است. (42) مالت را به مصرف كساني برسان كه عيال تو هستند و نگاهشان به دست توست. (43) .
در اين روايت با صراحت امام ژ گروه ايثارگر را كه مقداري از مايحتاج خويش را به درمانده تر از خود انفاق مي كند، بر آن كس كه از دادن آن امساك مي كند ترجيح مي دهد؛ گرچه آن دومي هم در اين صورت مورد ملامت و مذمّت قرار نمي گيرد.
والحمد لله اوّلاً وآخراً.