زن با خوب شوهرداری خود تمام نیازهای عاطفی و جنسی و فکری شوهر خود را تامین می کند و به عبارتی مرد در خانه اش و در کنار همسرش از همه جهت تامین می شود و چشم و دلش سیر می گردد و وقتی به بیرون از خانه، به جامعه می آید تمام حواسش به کار و کوشش و تحصیل و ... معطوف می گردد و بدنبال چشم چرانی و ... نخواهد بود.
حتما خیلی از شما این روایت مشهور را شنیده اید که: «جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّل»؛ (مستدرک، ج8، ص 8/ اصول کافی، ج 5، ص 9) جهاد زن، خوب شوهرداری است. این جمله بخشی از یک روایت از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) است. در باب این روایت مطالبی قابل تامل ارائه می شود. اول سه واژه را در این روایت مورد بررسی قرار می دهیم.
در این روایت سه بار به سنگینی و خطیر بودن «حسن التّبعّل»، "خوب شوهرداری" اشاره شده است:
1- واژه ی «جهاد»: «حُسن التبعل» در این روایت با عنوان «جهاد» آورده شده است. جهاد به شکل عام دو نوع است، جهاد اصغر (جنگ) و جهاد اکبر (جهاد با نفس). که بنا بر روایات جهاد با نفس به مراتب سخت تر از جهاد اصغر می باشد.
2- واژه ی «حسن»: زن می تواند به شکل عادی و معمولی شوهرداری کند. اما شوهرداری ای، جهاد نامیده می شود که «حسن» باشد.
3- واژه ی «التّبعّل»: یکی از معانی این واژه "تکلف" است. یعنی حکایت از سنگینی و تکلّف وظیفه می کند.
با طرح یک سوال موضوع را پیش می بریم. اصولا جهاد برای چه اتفاق می افتد و یا نتیجه جهاد چیست؟
وقتی به سرزمینی حمله می شود و ناموس و خاک و امنیت آن به خطر می افتد مردان آن سرزمین برای حفظ و ایجاد امنیت در سرزمین خود جهاد می کنند تا امنیت کشورش به خطر نیافتد. و بدینوسیله امینت جامعه حفظ می شود و آرامش حاکم می گردد.
حال می خواهیم بپرسیم که چرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خوب شوهرداری کردن زن را جهاد نامیده است؟ و وجه تشابه آن با جهاد مردان چیست؟
این خوب شوهرداری زن که جهاد نامیده شده، باعث می شود همه در جامعه احساس امنیت داشته باشند و هیچ ترس و نگرانی نداشته باشند و این است معنای بلند سخن گوهربار رسول اکرم (صلی الله علیه و آله).
همه می دانیم که مدیریت داخل خانواده با زن است. اوست که باید حواسش به همسر و فرزندان و امور آنان باشد. زن با خوب شوهرداری خود امنیت را در جامعه ایجاد می کند. ایجاد و حفظ امنیت در جامعه از مباحث مهم اسلام است. چون اگر جامعه ای امنیت داشته و سالم باشد پیشرفت در آن نمایان خواهد شد. ولی اگر جامعه سالم نباشد مشکلات عدیده ای بروز و نمود خواهد داشت.
زن با خوب شوهرداری خود تمام نیازهای عاطفی و جنسی و فکری شوهر خود را تامین می کند و به عبارتی مرد در خانه اش و در کنار همسرش از همه جهت تامین می شود و چشم و دلش سیر می گردد و وقتی به بیرون از خانه، به جامعه می آید تمام حواسش به کار و کوشش و تحصیل و ... معطوف می گردد و بدنبال چشم چرانی و ... نخواهد بود.
این خوب شوهرداری زن که جهاد نامیده شده، باعث می شود همه در جامعه احساس امنیت داشته باشند و هیچ ترس و نگرانی نداشته باشند و این است معنای بلند سخن گوهربار رسول اکرم (صلی الله علیه و آله).
و از این تحلیل متوجه می شویم که جهادی که زن در خانواده انجام می دهد؛ جهاد اکبر و بسیار سخت است. و این است وجه تشابه جهاد مردان و زنان که نتیجه هر دو ایجاد امنیت در جامعه می باشد.
منبع: https://article.tebyan.net/394536/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF-
ادامه مطلب
زن خوب، زن بی خیال است! به نام خدا سال های اخیر یکی از مهم ترین تمرین های من در زندگی تمرین بی خیال بودن است. وقتی توی لیست خرید نوشته ام سیر و همسرم به جای یک بوته سیر با یک کیلو سیر برمی گردد، زن غرغروی درونم میخواهد سر خودش را بکوبد به دیوار که آخر بعد چندسال زندگی هنوز نمی داند سیر را بوته ای می خرند نه کیلویی! یکبار من اندازه ننوشتم... اما قبل از اینکه دهانش به غرغر باز شود زن بی خیال درونم لبخند می زند و می گوید: بی خیال! بیا فکر کنیم حالا این همه سیر رو چیکارش کنیم؟ و نتیجه اش می شود یک شیشه پودرسیر خانگی خوش عطر. غز نمی زنم، الکی اوقات تلخی نمیکنم ولی از دفعه بعد سعی میکنم یادم نرود که اندازه هرچیز را بنویسم حتی اگر خیلی واضح باشد. وقتی از مهمانی برگشته ایم و تا پایمان به کوچه میرسد زن غرغرویی که تمام مدت مهمانی خودش را به خاطر فلان رفتار یا حرف شوهرش خورده می آید دهان باز کند و شکایت کند و تذکر دهد... زن بی خیال درونم سریع دستش را میگیرد که ولش کن! حالا که گذشت! کی یادش می مونه؟ ماهو نگاه کن که چه قشنگه امشب... وقتی از حرف مادرشوهرم ناراحت شده ام و زن غرغروی درونم آماده است که به محض برگشتن شوهرش سر دردودل را باز کند، زن بی خیال درونم جلو می آید که بی خیال! چرا اوقات خودمونو تلخ کنیم؟ الکی شبت خراب میشه. کی این حرفا تاثیری داشته؟ حالا که گذشت. یه چایی خوشرنگ واسه شوهرت بریز بشینیم با هم فیلم ببینیم... وقتی غذای مهمانیم خراب شده، کادوی دوستم را فراموش کردم، امتحانم را خراب کردم، یکی از ظرف های قشنگم را شکسته ام، دیروز دوساعت تمام آشپزخانه را شستم وحالا چاهش زده بالا... توی تمام این موقعیت ها تا زن غرغرو شروع می کند به آه و ناله، زن بی خیال سر و کله اش پیدا می شود. اول یک چشمک زیرکانه می زند و بعد توی گوشم زمزمه می کند زن خوب زن بی خیال است! الکی اوقات خودت و شوهرت رو تلخ نکن. هیچی ارزششو نداره. همه اینا میگذره... *** خیلی فکر کردم که به جای این تیتر جمله دیگری بگذارم. خیلی با خودم کلنجار رفتم که اینقدر مطلق و بدون شرط حرف نزنم اما نشد. تیتر بالا جمله ای است که من در هفته بارها سر اتفاقات مختلف با خودم تکرار میکنم و آنقدر توی ذهنم جاافتاده که نتوانم با جمله معقول تری عوضش کنم. الان که چندین سال از زندگی مشترکم گذشته دیگر نه ذوق و شوق چشم بسته آن اوایل را دارم و نه گیجی و درماندگی سالهای بعدش را ، انگار بعد همه آن فراز و نشیب ها به پختگی و سکونی رسیده ام که نگاهم را نسبت به خیلی چیزها عوض کرده، مثل تعریف زن خوب! حالا یکی از مهم ترین توصیه هایم به دوستان تازه متاهل و یکی از شاخصه های مهم زن محبوب در نگاهم همین بی خیال بودن است. همین بی خیال بودن عحیب و غریب و سوال برانگیز. بی خیال بودن یعنی زندگی را باید ساده گرفت. از سر تلخی ها و خوشی ها و آسان و سختش راحت گذشت. نباید هی گیر کرد و گیر داد. بزرگ کردن مسائل پیش پا افتاده - وقتی بیشتر مسائل پیرامون ما پیش پا افتاده اند- یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که ضررش پیش تر و بیشتر از هرکسی به خودمان میرسد. آدم هایی که زندگی را ساده میگیرند هم خودشان روزهای شادتری را سپری می کنند هم اطرافیانشان از بودن با آنها حس خوشبختی بیشتری دارند. دیر یا زود به این نتیجه میرسیم که نمی شود همه چیز/همه کس ایده آل ما باشد. نمی شود اختلاف نظر نباشد، اشتباه نباشد، و آدم هایی که به این نتیجه می رسند آدم های خوشبخت تری هستند. آدم هایی که ساده می گیرند و ساده می گذرند. هیچ چیز را بزرگ نمی کنند. بلدند رود فراموش کنند و ذهنشان را از یک موضوع اعصاب خردکن خیلی سریع معطوف چیز دیگری می کنند. مردها عاشق این زن ها هستند! زن هایی که غر نمی زنند. زن هایی که بیشتر اوقات راضی اند. برق خوشحالی توی چشم هایشان می درخشد. روزی پنح بار لب برنمی چینند و رو بر نمی گردانند. بی بهانه شادند. سرخوشند. زن هایی که به سختی می توان آنها را عصبانی یا ناراحت کرد. این زن ها پناهگاه همسرشان هستند. همان هایی که وقتی مرد به چهره شان نگاه می کند غم عالم از دلش می رود. شما چنین زن هایی سراغ دارید؟ چقدر نسلشان نایاب شده... زن های امروز انگار دنبال بهانه برای خودخوری می گردند. از همه چیز ناراضی اند.
ادامه مطلب
چه در فضای مجازی و چه در فضای حقیقی ، صحبت کردن غیر ضروری با غیر محارم انسان را به انحراف میکشاند
لطفا از صحبت های غیر ضروری با غیر محارم و خصوصا از شوخی با نامحرم پرهیز کنید
... پس با ناز سخن مگویید که شخص بیمار دل به طمع بیفتد ... احزاب 21

ادامه مطلب
ادامه مطلب
![]() |
.
.
.
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا»(آلعمران/۲۰۰)؛ تصوّر بنده این است که درس اخلاقهایی که بسیاری از نیروهای مذهبی و متدیّن دریافت میکنند، درس اخلاقهای قبل از انقلاب است و این، خیلی خطرناک است. یعنی اگر شما یک درس اخلاقی را دیدید که اگر در زمان رژیم طاغوت هم میخواستند درس اخلاق بدهند، همینها را میگفتند، این درس اخلاقِ امروز نیست! بله، ما نظام اسلامی تشکیل دادهایم اما مباحث اخلاقی و مباحث دینی مورد نیاز خودمان را که الآن در این نظام، در این حاکمیت اسلامی و در این موقعیتی که نسبت به جهان و نسبت به جهان اسلام داریم، نمیشناسیم!
تو الآن باید خودت را مسئول بدانی! تو باید خودت را مسئول خیلی از اتفاقات جهان اسلام بدانی! تو باید نسبت به تمام اتفاقات منطقه احساس مسئولیت داشته باشی و نسبت به همهی آنها، تکلیف خودت را مشخص کنی!
الآندیگر،زماندینداریفردینیستکهخودترابرایخدالوسکنی!
برای من توضیح دهید که الآن یک بچه مذهبی، متدیّن و هیأتی، واقعاً با چه کاری به خدا تقرب پیدا میکند؟ و چه کارهای خوبی را اگر انجام دهد، هیچ خاصیتی نخواهد داشت؟! الآن دیگر، زمان دینداری فردی نیست که میخواهی خودت را برای خدا لوس کنی! سر خدا را هم میخواهی کلاه بگذاری! اینجوری میخواهی هوای نفس خودت را در قالب دینداری ارضاء کنی! فکر میکنی سر خدا کلاه میرود؟! پس جامعهات چه میشود؟ تو الآن، عیالوار شدی! الآن، خودسازی تو به این است که با چهار تا جوان دیگر شروع کنی به کارکردن؛ تا نقطهضعفهایت رو بیاید، سعهی صدرت افزایش پیدا کند، تواضعت معلوم شود، انعطافپذیری و انتقادپذیریات معلوم شود.
الآن فضیلت تو در این نیست که اگر به تو انتقاد کردند، بپذیری. الآن فضیلت تو در این است که انتقاد و عیب برادر دینیات را به خودت بگیری؛ یعنی بگویی: «عیب او نبود، عیب من بود.» الآن فضیلت تو در این است که خوبیِ خودت را به برادر دینیات نسبت دهی!
مؤمنین، عضو یک تیم هستند؛ حزب هستند؛ حزب خدا هستند؛ هر کدام نقشی دارند. وقتی عضو تیم شدی، میشود «حزبالله». امروز فضا عوض شده است. یک زمانی بود که شما برای حفظ حداقّل دین، هیأت راه میانداختی تا انشاءالله مقدمهای باشد برای تحقق حداکثر دین. اما الآن دیگر، بحث حداقل نداریم. امروز باید برای تحقق حداکثر دین، هیأت راه بیندازی؛ برای حفظ دین از انحرافات احتمالیای که همینجور دارد از چپ و راست میآید. الآن باید هیأت راه بیندازی تا جلوی هیأتهای ناسالم گرفته شود. اصلاً فضا کاملاً متفاوت شده است.
امروز یکی از مصادیق بیتقوایی، «بیخبری» است
در زمان جنگ، بچهها آماده میشدند برای اینکه در راه خدا جان دهند. فضا خیلی با قبل از انقلاب فرق کرده بود. قبل از انقلاب اگر کسی مذهبی میشد، دیگر لازم نبود جان بدهد. اما زمان جنگ، یکدفعهای مسأله خیلی جدی شد و چهرهی همه چیز تغییر کرد. آن زمان اگر کسی بچهی خوبی میشد ولی به جبهه نمیرفت، از خودش خجالت میکشید؛ به خودش میگفت: «من چهکارهی عالم هستم؟ معنای خوبشدنِ من چیست؟! من دارم دروغ میگویم؟ الآن شما در ارتباط با اوضاع فرهنگی در کشور و منطقه چه تلاشهایی انجام میدهید؟ چه مسئولیتی بر عهده گرفتهاید؟ الآن چه کارهایی هست که اگر انجام دهی، معنایش این است که داری دروغ میگویی؟ و چه کارهایی هست که اگر انجام دهی، معنایش این است که راست میگویی؟
گاهی از اوقات، «بیتدبیری»کردن، عین «بیتقوایی» است!
- نه آقا! به تقوایش چه کار داری؟! خُب! بلد نبود خوب برنامهریزی کند!
- آخه عزیز من...
- نه آقا! بیتقوایی نکرده! مگر رفته هرزگی کرده! مگر عرق خورده!
- ای بابا، تو هم که اصلاً نمیخواهی تغییر پیدا کنی و همان اخلاقِ زمان طاغوت را میخواهی برداری! باید ببینی الآن مصداق بیتقوایی چیست؟
- خُب! من خبر نداشتم!
- خُب! الآن یکی از مصادیق بیتقوایی، بیخبری است. تو چرا خبر نداشتی؟!
- آقا! دیگر داری دین جدید میآوری! بیخبری که دیگر بیتقوایی نیست؛ اصلاً اینها چه ربطی به هم دارند؟!
- تو باید بدانی چی به چی است! باید مسائل روز جامعه را بدانی! اینها، مصداق تقوا است! امروز اگر کسی بخواهد درس اخلاق بگوید، یکی از مواردش این است که بگوید: «آقا! بیخبر نباش!»
ادامه مطلب
به گزارش سحابنیوز، دکتر سعید جلیلی نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی در مراسم بزرگداشت حماسه ۹ دی در جمع پرشور مردم شیراز حاضر شد و به ایراد سخنرانی پرداخت.در این مراسم که با استقبال پرشور مردم و مسئولان شهرستان شیراز از جمله آیت الله ایمانی نماینده ولی فقیه در فارس، فرمانده سپاه فجر استان، فرماندار شیراز، معاون سیاسی- امنیتی استاندار، تولیت آستان احمد بن موسی(س) و تولیت حضرت سید علاءالدین بن موسی(س) برگزار شد، شرکت کنندگان با سردادن شعارهای انقلابی، بیعت خود را با آرمان های انقلاب و امام خمینی(ره) و امام خامنه ای تجدید کرده و خشم و انزجارشان را نسبت به سران فتنه اعلام کردند. دکتر سعید جلیلی به عنوان سخنران ویژه بزرگداشت ۹ دی در این مراسم که در جوار حرم احمد بن موسی(س) در خیابان ۹ دی شیراز برگزار شد، گفت: تمام حرکت هایی که بزرگان و پیامبران الهی داشتند، با توطئه های شیاطین روبرو می شده است.دکتر جلیلی با اشاره به دلایل خلق حماسه ۹ دی گفت: ۹ دی یک حرکت نمایشی نبود بلکه حقیقی و با بصیرت مردم شکل گرفت.وی تاکید کرد: فتنه را آگاهی و بصیرت می تواند حل کند، فتنه وقتی از بین می رود که مردم اجازه خودنمایی به فتنهگر ندهند. نماینده مقام معظم رهبری در شورای امنیت ملی کشور تاکید کرد: اهمیت ۹ دی در این بود که در نظام اسلامی آراء مردم را حق الناس میداند و اجازه نمی دهند گروه های قدرت و ثروت آن را وتو کنند. جلیلی افزود: ۹ دی امتحان بزرگی برای ملت بود که از آن با افتخار خارج شدند تا کسانی که درون نظام مشکلی داشتند، روبروی مردم رسوا شوند.وی با بیان اینکه تحریم های نظامی و اقتصادی با مجاهدت و مقاومت ملت ایران خنثی شد، تصریح کرد: در کشور ما جوانانی پیدا شدند که در زمان تحریم ها، انواع داروها و علم روز دنیا را تولید کردند. بنابراین دشمنان از وجود چند سانتریفیوژ و یا غنی سازی مقداری اورانیوم نگرانی ندارند، بلکه غنی سازی جوانان ما باعث دلشوره آنان است.وی تصریح کرد: ۹دی محاکمه سران فتنه در خیابانهای کشور توسط مردم بود.

* ابزارهای تحریمی و تکفیری برای مقابله با ملت ایران کارساز نیست
ادامه مطلب




