تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395  | 10:13 PM | نویسنده : احسان رستمی

 

امام حسین (عليه السلام) : ای پسر آدم همانا تو مانند روزگاری ، هر روزی که بر تو بگذرد قسمتی از عمرت کاسته و کم میگردد.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 98

امام حسین (عليه السلام) : هرکس زبانش راستگو باشد کردارش پاکیزه باشد و هرکس نیت خیر داشته باشد روزیش فراوان گردد و هرکس با زن و بچه اش خوشرفتار باشد عمرش طولانی شود.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 323

امام حسین (عليه السلام) : فقیران و تهی دستان مومنان چهل سال زودتر از ثروتمندان وارد بهشت میشوند ، امام (عليه السلام) برای درک بیشتر این موضوع مثالی را هم بیان فرمودند : مانند دو کشتی که از گمرک می گذرند ، مامور وصول گمرک به آن دو کشتی نگاه میکند و یکی از آنها را پر از بار می بیند و دستور می دهد آنرا نگه دارید.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 370

امام حسین (عليه السلام) : ایمان بنده مومن کامل نمیشود مگر اینکه در او چهار خصلت باشد : 1.اخلاقش نیکو باشد ، 2.بخشنده باشد ، 3.از گفتن حرفهای زیادی خودداری کند ، 4.زیادی مالش را انفاق کند.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 454

امام حسین (عليه السلام) : در حال رفتن به کربلا فرمودند : من مرگ را نمی بینم جز سعادت ، و زندگی با ستمگران را نمی بینم مگر ستوه و بی قراری.  تحف العقول صفحه 176

امام حسین (عليه السلام) در حال رفتن به کربلا فرمود : این دنیا تغییر کرده و منفور شده است ، خوبیهایش رفته ، و باقی نمانده از دنیا مگر ته مانده ای همچون کاسه ای که در ته آن مختصری بماند.مختصر زندگی بی ارزشی همچون چراگاه خطرناک ، مگر شما مشاهده نمی کنید که به حق عمل نمی کنند و از باطل گریزان نیستند ، باید مومن دل به دیدار پروردگار خود ببندد در حالی که طالب حق است.من مرگ را جز حیات و زندگی نمی بینم و زنده ماندن با ستمگران را جز بدبختی ، مردم بنده دنیایند و دین بر سر زبانهای آنها آویزان است  آن را می چرخانند بر محور زندگی خود ، وقتی به وسیله بلا آزمایش شدند دین داران کم خواهند بود ( دین لقلقه زبانشان است و در مواقع آزمایش الهی دین ندارند ).  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 109 )

امام حسین (عليه السلام) : امام (عليه السلام) به مردی که غیبت شخصی را در نزد آنجناب می کرد فرمود : از این کار خودداری کن ، غیبت و بدگویی پشت سر دیگران ، خوراک سگهای جهنم است.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 109 )

امام حسین (عليه السلام) : گروهی خدا را می پرستند به جهت آرزوی بهشت ، این عبادت تاجران است ، گروهی خدا را میپرستند از ترس جهنم ، این عبادت بردگان است ، گروهی خدا را میپرستند به شکرانه نعمتهایش ، این عبادت آزادمردان است و این بهترین عبادت است.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 110 )

امام حسین (عليه السلام) : عقل کامل نمی شود ، مگر به پیروی حق.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 116 )

امام حسین (عليه السلام) : درس دادن علم موجب پیدا شدن معرفت میشود و طول تجربه عقل را افزایش می دهد ، شرافت تقوی است ، و قناعت آسایش بدنهاست ، هرکه تو را دوست داشته باشد ( از کار ناپسند ) تو را باز میدارد ، و هرکه با تو دشمن باشد فریبت می دهد ( و به گناه تشویقت میکند ) بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 117 )

امام حسین (عليه السلام) : به ابن عباس فرمود : درباره چیزی که به تو مربوط نیست سخن مگو ، زیرا می ترسم به گناه دچار شوی ، درباره چیزی که مربوط به تو است نیز صحبت مکن ، مگر بدانی جای صحبت کردن است ، بسا از گویندگان که به حق سخن گفته اند ولی سرزنش شده اند. با دو کس بحث و جدال مکن ، شخص حلیم ، و شخص نادان . حلیم تو را عصبانی میکند و نادان اذیتت میکند ، در پشت سر برادر مومن خود همان چیزی بگو که دوست داری او پشت سر تو بگوید. چنان عمل کن همانند کسی که میداند از جرائمش بازخواستش میکنند و پاداش کارهای نیکش را میدهند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 116 )

امام حسین (عليه السلام) : مردی از اهالی کوفه در ضمن نامه ای به حضرت امام حسین (عليه السلام) نوشت : مولای من بفرمایید خیر دنیا و آخرت چیست ؟ حضرت حسین (عليه السلام) در جواب او نوشت : بسم الله الرحمن الرحیم ، هرکس جویای رضای خدا باشد ( مردم با او خشمگین میشوند ) و خداوند به جای مردم کارهای او را اصلاح میکند ، و هرکه جویای رضای مردم باشد و ( با به خشم آوردن خدا ) خداوند او را به مردم واگذار میکند. ( و مردم او را وا می گذارند ).   بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 115 )

امام حسین (عليه السلام) : مردی به خدمت امام حسین (عليه السلام) رسید و گفت : من شخصی گناهکار هستم که نمی توانم خود را از معصیت نگه دارم ، مرا پند و اندرزی بده ، حضرت حسین (عليه السلام) فرمود : پنج کار را انجام مده بعد هر گناهی مایلی بکن : 1.از رزق و روزی خدا نخور هر گناهی مایلی بکن . 2. از ولایت خدا خارج شو هر گناهی می خواهی بکن . 3. جایی را پیدا کن که خدا ترا نبیند هرچه می خواهی بکن . 4 . وقتی ملک الموت برای گرفتن جانت ( قبض روحت ) آمد جلوگیری از او بکن . 5 . وقتی مالک دوزخ تو را داخل جهنم کرد داخل نشو هرگناهی مایلی انجام ده.   بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 115 )

امام حسین (عليه السلام) : بپرهیز از اینکه کاری انجام دهی که مجبور شوی عذر خواهی کنی از آن ، زیرا مومن خطا نمی کند تا معذرت بخواهد ، اما منافق پیوسته هر روز خطا میکند و معذرت میخواهد.   بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 112 )

امام حسین (عليه السلام) : سلام کردن هفتاد ثواب دارد که شصت و نه ثواب آن متعلق به کسی است که سلام میکند و یک ثواب متعلق به کسی است که جواب سلام را میدهد.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 112 )
امام حسین (عليه السلام) : بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد.  تحف العقول صفحه 253
امام حسين (عليه السلام) : در ضمن دعاي عرفه عرض مي‌كند : خدايا ، مرا از تمام اعضا و جوارحم بهره ‌مند فرما و چشم و گوش مرا وارث من قرار ده ، يعني تا موقع مرگ مرا از كوري و كري و نقص عضو محفوظ بدار. الحديث جلد 2  صفحه 26
مردي به حضرت امام حسين (عليه السلام) گفت : بنشينيد تا با هم در موضوع دين مناظره و بحث كنيم، حضرت فرمود: من به دين خود بينا هستم و هدايت الهي بر من آشكار است، اگر شما از دين بي‌اطلاعيد، خود در طلب آن برويد و بياموزيد. سپس فرمود: مرا با  مراء و خصومت چكار؟ اين شيطان است كه در ضمير آدمي وسوسه مي‌كند و مي‌گويد با مردم در امر دين مناظره كن و بحث نما تا درباره‌ات گمان ناتواني و ناداني نبرند. الحديث جلد 2  صفحه 52

عیاشی و دیگران روایت کرده اند که روزی امام حسین (عليه السلام) به جمعی از فقرا گذشت که عباهای خود را روی زمین انداخته بودند و نان خشکی در پیش داشتند و می خوردند چون حضرت را دیدند او را دعوت کردند به سر سفره ، حضرت از اسب خویش فرود آمد و فرمود خداوند متکبران را دوست نمی دارد و نزد ایشان نشست و با ایشان غذا تناول فرمود ، به فقرا گفت من چون دعوت شما را اجابت کردم شما نیز دعوت مرا اجابت کنید و ایشان را به خانه برد و به جاریه خویش فرمود که هرچه برای مهمانان عزیز ذخیره کرده ای حاضر ساز و ایشان را ضیافت کرد و انعامات و نوازش کرده.  منتهی الآمال جلد 1 صفحه 342

در مقتل خوارزمی و جامع الاخبار روایت شده است که مردی اعرابی به خدمت امام حسین (عليه السلام) آمد و گفت یابن رسول الله (صلي الله عليه و آله) ضامن شده ام ادای دیت کامله را و ادای آنرا قادر نیستم ، لاجرم با خود گفتم که باید سوال کرد از کریمترین مردم و کسی کریمتر از اهل بیت رسالت (صلي الله عليه و آله) گمان ندارم ، حضرت فرمود ای برادر عرب من سه مسئله از تو می پرسم اگر یکی را جواب گفتی ثلث آن مال را به تو عطا میکنم و اگر دو سوال را جواب دادی دو ثلث مال خواهی گرفت و اگر هر سه را جواب دادی تمام آن مال را عطا خواهم کرد ، مرد اعرابی گفت یا بن رسول الله چگونه روا باشد که مثل تو کسی که از اهل علم و شرفی از این فدوی که یک عرب بدوی بیش نیستم سوال کند ، حضرت فرمود که از جدم رسول خدا (صلي الله عليه و آله) شنیدم که فرمود : المعروف بقدر المعرفته ، باب معروف و موهبت به اندازه معرفت به روی مردم گشاده باید داشت ، مرد اعرابی عرض کرد هرچه خواهی سوال کن اگر دانم جواب می گویم و اگر نه از شما فرا می گیریم (( ولا قوة الا الله )) حضرت فرمود که افضل اعمال چیست ؟ گفت ایمان به خدای تعالی.حضرت فرمود : چه چیز مردم را از مهالک نجات می دهد ؟ مرد اعرابی گفت توکل و اعتماد بر حق تعالی.امام فرمود : زینت آدمی در چه چیز است ؟ مرد اعرابی گفت علمی که به آن عمل شود.حضرت فرمود : اگر به دین شرف دست نیابد ؟ عرض کرد مالی که با مروت و جوانمردی باشد.حضرت فرمود که اگر این را نداشته باشد ؟ گفت فقر و پریشانی که با آن صبر و شکیبایی باشد.حضرت فرمود اگر این را نداشته باشد ؟ مرد عرض کرد صاعقه ای از آسمان فرود بیاید و او را بسوزاند که او لیاقت غیر این را ندارد.پس حضرت خندید و کیسه ای که هزار دینار طلای سرخ داشت نزد او گذاشت و انگشتری عطا کرد او را که نگین آن دویست درهم قیمت داشت و فرمود که با این طلاها دِین خود را بده و این خاتم را در نفقه خود صرف کن. مرد اعرابی آن طلاها را برداشت و آیه مبارکه را تلاوت کرد : (( الله اعلم حيث يجعل رسالته )) {خداوند داناتر است به اينكه رسالتش را در كدام خانواده قرار دهد}.  منتهی الآمال جلد 1 صفحه 344

 حضرت امام حسين (عليه السلام) : عبادت ‌كنندگان سه گروهند: 1- گروهي خداوند را به انگيزه رسيدن به پاداش و دست‌يافتن به نعمتهاي نامحدودش عبادت مي‌كنند، اين دسته از عبادت‌كنندگان مانند سوداگران سودجو است. 2- بعضي خداوند را از ترس عذاب مي‌پرستند و عبادت مي‌كنند كه اين دسته از عبادت‌كنندگان در خور بردگان زرخريد است. 3- و كساني هستند كه خداوند را به منظور شكرگزاري و انجام يك وظيفه انساني پرستش مي‌نمايند ( خداوندا من تو را عبادت مي‌كنم چون لايق پرستش و عبادت هستي ) اين دسته از عبادت‌كنندگان عبادت انسان‌هاي احرار و آزادگان است و چنين عبادتي افضل و برتر از تمام عبادات است. الحديث جلد 3 صفحه 276

 از حضرت ابى عبد اللَّه روايت شده خدا بحضرت عيسى وحى فرستاد كه اى عيسى از ترس من گريه كن دل خود را خاشع ، بدنت را خاضع گردان و ديدگانت را سرمه حزن و اندوه بكش در آن هنگام كه مردمان بيخبر خنده ميكنند بر فراز قبرستان بايست و مردگان را با صداى بلند بگو كه منهم بشما ملحق ميشوم شايد از آنان پند بگيرى‏.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 231

از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السلام روايت شده كه هر گاه يكى از شما اراده كند هر آنچه را كه از خدا بخواهد باو داده شود اميدش را بايد از مردم قطع كند تا بآن برسد هر گاه اين مطلب را فهميد از خدا هم چيزى طلب نمی ‏كند مگر اينكه به او داده شود.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 258

حضرت ابى عبد اللَّه فرموده كه خوبيهاى دنيا و آخرت اين است پيوند خويشاوندى كنى با كسى كه از تو قطع رابطه كرده و به بخشى بكسى كه ترا نااميد نموده و درگذرى از كسى كه بتو ستم كرده.  ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 327

  حضرت ابى عبد اللَّه فرمود آيا ميدانيد شحيح كيست؟ عرضكردم بخيل است.
فرمود شحيح از بخيل سخت‏ تر است زيرا بخيل از مال خودش بخل می ‏ورزد ولى شحيح بر مال مردم هم بخل می‏كند ، بالاتر از اينكه هر چه در دست مردم مي بيند آرزو ميكند كه خدا به او بدهد از حلال و حرام هيچ گاه سير نميشود و به آنچه خدا روزيش داده قناعت نمی ‏كند.
و از براى بخيل سه نشانه است از گرسنگى هراس دارد و از فقيرى كه رو به او می ‏آورد بيم دارد و با زبان به برادرانى كه چيزى انفاق ميكنند مرحبا ميگويد ،
و براى سخى ( سخاوتمند ) نيز سه نشانه است ، بخشش بعد از اينكه قدرت جبران دارد، خارج كردن زكاة مال، دوست داشتن انفاق‏.  ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 334


ادامه مطلب
نظرات 0
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395  | 10:12 PM | نویسنده : احسان رستمی

اشعار امام زمان (عج)


:::: یا بقیه الله آجرک الله :::: اشعار امام زمان (عج) ::: یا صاحب الزمان ادرکنی ::::


ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری
کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی
ای آنکه در حجابت دریای نور داری

من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟
برعکس چشمهایم چشمی صبور داری

از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما
کوک است ساز دلها، کی میل شور داری؟

در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت
کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟

:::: یا بقیه الله آجرک الله :::: اشعار امام زمان (عج) ::: یا صاحب الزمان ادرکنی ::::


اگر چه روز من و روزگار می گذرد 
دلم خوش است که با یاد یار می گذرد

چقدر خاطره انگیز و شاد و رویایی است 
قطار عمر که در انتظار می گذرد

به ناگهانیِ یک لحظه عبور سپید 
خیال می کنم آن تک سوار می گذرد

کسی که آمدنی بود و هست، می آید
بدین امید، زمستان، بهار، می گذرد

نشسته ایم به راهی که از بهشت امید 
نسیم رحمت پروردگار می گذرد

به شوق زنده شدن، عاشقانه می میرم 
دو باره زیستنم زین قرار می گذرد

همان حکایت خضر است و چشمه ظلمات 
شبی که از بَرِ شب زنده دار می گذرد

شبت همیشه شب قدر باد و، روزت خوش 
که با تو روز من و روزگار می گذرد 


:::: یا بقیه الله آجرک الله :::: اشعار امام زمان (عج) ::: یا صاحب الزمان ادرکنی ::::


اسیر مانده ایم در بهانه های پاپتی 
و میله های آهنین و عشق های ساعتی 

حوالی نگاهمان دوباره صف کشیده است 
صدای تیک تاک غم , شماره های صنعتی ! 

امان از اشتباه های نا تماممان , همان 
تفاخر همیشگی به هیچ های قیمتی ! 

میان قرن حادثه کجاست اتفاق عشق 
نمانده در تسلط همان هبوط لعنتی ؟! 

کسی نیامد از تبار انتظارمان ببین 
که مانده ایم سخت در هجوم بی لیاقتی !

:::: یا بقیه الله آجرک الله :::: اشعار امام زمان (عج) ::: یا صاحب الزمان ادرکنی ::::


از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام 
گل کرد خار خار شب بی قراری ام 

تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو 
دیدم هزار چشم در آیینه کاری ام 

گر من به شوق دیدنت از خویش می روم 
از خویش می روم که تو با خود بیاری ام 

بود و نبود من همه از دست رفته است 
باری مگر تو دست بر آری به یاری ام 

کاری به کار غیر ندارم که عاقبت 
مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام 

تا ساحل نگاه تو چون موج بی قرار 
با رود رو به سوی تو دارم که جاری ام 

با ناخنم به سنگ نوشتم : بیا , بیا 
زان پیشتر که پاک شود یادگاری ام


:::: یا بقیه الله آجرک الله :::: اشعار امام زمان (عج) ::: یا صاحب الزمان ادرکنی ::::


از میان اشک ها خندیده می آید کسی
خواب بیداری ما را دیده می آید کسی 

با ترنم با ترانه با سروش سبز آب 
از گلوی بیشه خشکیده می آید کسی 

مثل عطر تازه تک جنگل باران زده 
در سلام بادها پیچیده می آید کسی 

کهکشانی از پرستو در پناهش پرفشان 
آسمان در آسمان کوچیده می آید کسی 

خواب دیدم , خواب دیده در خیالی دیده اند 
از شب ما روز را پرسیده می آید کسی


:::: یا بقیه الله آجرک الله :::: اشعار امام زمان (عج) ::: یا صاحب الزمان ادرکنی ::::


از فراقت به جوانی همگی پیر شدیم
بی تو از وادی دنیا همگی سیر شدیم

بی خود از حادثه ی عشق تو دیوانه و مست 
عاشق کوی تو گشتیم و زمین گیر شدیم

تا که وصفی ز کمان و خم ابروی تو رفت...
در پی دیدن رویت همگی تیر شدیم

از کمان خانه ی زلفت همه بالا رفتیم
در سراشیبی ابروت سرازیر شدیم

گو گدایان در این خانه بیایند که ما
از گدایی به در تو همگی میر شدیم

عاشقان همچو (( رها )) در گرو بند تو اند...
جمله در حلقه ی تو در غل و زنجیر شدیم

:::: یا بقیه الله آجرک الله :::: اشعار امام زمان (عج) ::: یا صاحب الزمان ادرکنی ::::


از انتظار خسته ام و یا دلم گرفته است؟ 
تو مدتی است رفته ای , بیا دلم گرفته است 

نگاه سرد پنجره به کوچه خیره مانده بود 
گمان کنم بداند او چرا دلم گرفته است 

گذشتم از هزاره ها در امتداد دوری ات 
به ذهن من نمی رسد کجا دلم گرفته است 

به چشم خود ندیده ام شکوه چهره ی تو را 
شبی بیا به خواب من , بیا دلم گرفته است


:::: یا بقیه الله آجرک الله :::: اشعار امام زمان (عج) ::: یا صاحب الزمان ادرکنی ::::


ادامه مطلب
نظرات 0
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395  | 10:11 PM | نویسنده : احسان رستمی

بهترین غذا برای تقویت روح

 


امام على(علیه السلام) در وصیتش به امام حسن(علیه السلام) مى فرمایند : اى فرزندم تو را به پرواى از خدا و پایبندى به فرمان او و آباد کردن دلت با یاد او سفارش مى کنم .

 

 


هوای نفس

 

حضرت على(علیه السلام) به فرزندش امام حسن(علیه السلام) فرمودند:«أَحْىِ قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَةِ، وَأَمِتْهُ بِالزَّهادَةِ وَقَوّهِ بِالْیَقینِ، وَنَوِّرْهُ بِالْحِکْمَةِ، وَذَلِّلْهُ بِذِکْرِ الْمَوْتِ ؛ قلب را با موعظه و اندرز زنده کن و هواى نفست را با زهد و بى اعتنایى بمیران، دل را با یقین نیرومند ساز، و با حکمت و دانش نورانى نما، و با یاد مرگ رام کن».(1)

 

 

درباره قلب از جنبه هاى مختلف مى توان سخن گفت که به چند جنبه آن اشاره مى کنیم:

1. آنچه دل را مى میراند    2. آنچه دل را زنده مى کند    3. آنچه باعث قساوت قلب مى شود     4. آنچه قلب را صیقل مى دهد      5. اقسام قلب.

1. آنچه دل را مى میراند در روایات ما عوامل گوناگونى ذکر شده که باعث مى شود دل بمیرد. رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرموده است: «أرْبَعٌ یُمِتْنَ القلبَ: الذّنبُ عَلَى الذَّنْبِ، وَکَثْرَةُ مُناقَشَةِ النِّساءِ ـ یَعنی مُحادَثَتَهُنَّ ـ ومُماراةُ الأحْمَقِ، تَقولُ وَیَقولُ وَلا یَرجِعُ إلى خیر، وَمُجالَسَةُ الْموْتى، فقیلَ لَهُ: یا رسولَ الله، وَمَا الْمَوْتى؟ قال: کُلُّ غَنِىٍّ مُتْرَف؛ چهار چیز دل را مى میراند: گناه روى گناه، هم سخن شدن زیاد با زنان، بگو مگو کردن با احمق (تو مى گویى و او مى گوید و هرگز به راه نمى آید) و همنشینى با مردگان عرض شد: اى رسول خدا منظور از مردگان چیست؟ فرمود: هر توانگر خوش گذران».(2)

و همان حضرت به اباذر فرمود: «إیّاکَ وَ کَثْرَةَ الضَّحِکِ، فَإنَّهُ یُمیتُ الْقَلْبَ بپرهیز از خندیدن زیاد، زیرا خنده زیاد قلب را مى میراند».(3)

2. آنچه دل را زنده مى کند باز هم روایات در این زمینه فراوان است:

در همین حدیث مورد بحث امام على(علیه السلام) به امام حسن(علیه السلام) مى فرماید: دل خویش را با موعظه زنده کن.

و همان حضرت فرموده است: «لِقاءُ أهْلِ الْخَیر عِمارَةُ الْقَلْبِ ؛ دیدار اهل خیر، مایه آبادانى دل هاست».(4)

و باز امام على(علیه السلام) در وصیتش به امام حسن(علیه السلام) مى فرمایند: «فَإِنِّی اُوصیکَ بِتَقوَى اللهِ ـ أىْ بُنىّ ـ وَلُزُومِ أَمْرِهِ، وَعِمارَةِ قَلْبِکَ بِذِکْرِهِ ؛ اى فرزندم تو را به پرواى از خدا و پایبندى به فرمان او و آباد کردن دلت با یاد او سفارش مى کنم».(5)

همچنان که اگر آهن آب به آن برسد زنگ مى زند، این دل ها نیز زنگار مى بندد. عرض شد: صیقل دادن آنها به چیست؟ فرمود: بسیار به یاد مرگ بودن و تلاوت قرآن

 

 

3. قساوت قلب. عواملى که باعث قساوت قلب مى شود فراوان است. از نجواهاى خداوند با موسى(علیه السلام) این بود:«یا موسى، لا تُطَوِّل فِى الدُّنیا أمَلَکَ فَیَقْسُو قَلْبُکَ، وَالْقاسى الْقَلْبِ مِنّى بَعیدٌ اى موسى در دنیا آرزوى خود را دراز مگردان، که دلت سخت مى شود و انسان سخت دل از من دور است».(6)

 

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرمایند:«لا تُکثِرِ الکلامَ بِغیرِ ذِکرِ اللهِ، فإنَّ کَثْرَةَ الکلامِ بغیرِ ذِکرِ اللهِ قَسْوَةُ القَلْبِ، إنَّ أَبْعَدَ الناسِ مِنَ اللهِ القَلْبُ القاسىِ ؛ در غیر از یاد خدا زیاده گویى نکنید، زیرا زیاده گویى در غیر یاد خدا، موجب سخت دلى مى شود و دورترین مردم از خدا، انسان سخت دل است».(7)

امام على(علیه السلام) فرموده است: «ما جَفَّتِ الدُّمُوعُ إلاّ لِقَسْوَةِ القُلوبِ، وَما قَسَتِ القُلوبُ إلاّ لِکَثَرَةِ الذُّنُوب ؛  اشک ها نخشکید مگر به سبب سخت شدن دل ها و دل ها سخت نشد مگر به سبب فزونى گناه».(8)

و در روایات دیگر عواملى مثل: شنیدن لهو، بسیارى مال و ثروت، نگاه کردن به شخص بخیل و ترک عبادت را باعث قساوت دانستند.

تلاوت

 

4. آنچه قلب را صیقل مى دهد رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرمایند: «إنّ هَذِهِ القلوبَ تَصْدَأُ کما یَصدأ الحدیدُ إذا أصابَه الماءُ. قیلَ: وما جَلاؤُها؟ قال: کَثْرَةُ ذِکْرِ الموتِ وَتِلاوَةِ القرآنِ ؛ همچنان که اگر به آهن آب برسد زنگ مى زند، این دل ها نیز زنگار مى بندد. عرض شد: صیقل دادن آنها به چیست؟ فرمود: بسیار به یاد مرگ بودن و تلاوت قرآن».(9)

امام صادق(علیه السلام) فرموده است: «إنَّ لِلقُلوبِ صَدأً کَصَدأِ النُّحاسِ، فَاجلُوها بِالإستِغْفارِ؛ دل ها نیز همچون مس زنگار مى بندد، پس آنها را با استغفار صیقل دهید».(10)

5. اقسام قلب: تعبیرات در این زمینه گوناگون است. امام صادق(علیه السلام) فرموده است: «القُلُوبُ أرْبَعةٌ: قلبٌ فیهِ نفاقٌ وإیمانٌ، وقَلبٌ مَنْکوسٌ، وقَلْبٌ مَطْبوعٌ، وقَلْبٌ أزْهَرُ أنْوَرُ... وأمّا الأزْهَرُ فَقَلْبُ المُؤمِنِ... ؛ قلبها چهارگونه است: قلبى که در آن نفاق و ایمان است، و قلبى که وارونه است، و قلبى که مُهر بر آن خورده، و قلبى که نورانى است و خالى از غیر خداست. قلب نورانى قلب مؤمن است».(11)

هرگاه خدا نعمتى به مؤمن ببخشد شکر مى گوید و هرگاه مصیبتى به او رسد صبر و شکیبایى مى کند. اما قلب وارونه قلب مشرکان است همانگونه که خداوند فرموده است: «أَفَمَنْ یَمْشِى مُکِبّاً عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن یَمْشِى سَوِیّاً عَلَى صِرَاط مُّسْتَقِیم؛ آیا کسى که به رو افتاده راه مى رود به هدایت نزدیکتر است یا کسى که راست قامت در صراط مستقیم گام برمى دارد»؟!(12)

اما قلبى که در آن ایمان و نفاق است، قلب کسانى است که در برابر حق و باطل بى تفاوتند، اگر در محیط حق قرار گیرند تابع حق مى شوند و اگر در محیط باطل باشند گرایش به باطل پیدا مى کنند، و قلب مهر خورده قلب منافقان است.

موعظه مانند غذایى است که به قلب و روح و جان انسان داده مى شود و به قلب حیات معنوى مى دهد، انسان مشغول زندگى است و غافل مى شود در نتیجه باید هر روز موعظه اى از آیه یا روایت بشنود تا نشاط معنوى داشته باشد

 

 

یک نوع قلب هست که روایات روى آن تأکید دارند و آن «قلب سلیم» است که امام صادق(علیه السلام) در این زمینه فرموده است: «القلبُ السّلیمُ الّذى یلقى رَبّهُ ولَیْسَ فیه اَحَدٌ سِواهُ ؛ قلب سلیم قلبى است که خدا را ملاقات کند در حالى که غیر از او در آن نباشد».(13)

 

و همان حضرت(علیه السلام) فرموده است: «صَاحِبُ النِّیَّةِ الصّادِقَةِ صَاحِبُ القَلْبِ السَّلِیمِ، لأَنَّ سَلامَةَ القَلْبِ مِنْ هَواجِسِ المَذْکُوراتِ تُخْلِصُ النِّیَّةِ للهِ فی الأُمورِ کُلِّها؛ کسى که نیّت صادقى دارد صاحب قلب سلیم است چرا که سلامت قلب از شرک و شک، نیّت را در همه چیز خالص مى کند».(14)

برگردیم به حدیث مورد بحث که در صدر مطالب ذکر کردیم. امام على(علیه السلام) مى فرماید: قلبت را بوسیله موعظه زنده کن، چون موعظه مانند غذایى است که به قلب و روح و جان انسان داده مى شود و به قلب حیات معنوى مى دهد، انسان مشغول زندگى است و غافل مى شود در نتیجه باید هر روز موعظه اى از آیه یا روایت بشنود تا نشاط معنوى داشته باشد.

بعد حضرت مى فرماید: به وسیله زهد قلبت را بمیران و به وسیله یقین آن را تقویت کن، یعنى روح انسان داراى دو جنبه ملکوتى و حیوانى است، جنبه ملکوتى را با موعظه زنده کن و جنبه حیوانى آن را بمیران. توجه داشته باشید که زهد این نیست که انسان از اجتماع بیرون برود و از مال و هستى خود دست بکشد و مثل راهبان زندگى کند، بلکه زهد به این است که انسان اسیر مال و مقام و موقعیت اجتماعى خود نباشد و امیر بر آنها باشد که اگر یک وقت از دستش رفت غصّه نخورد و ناراحتى نکند.

بعد حضرت فرمود: از علم و دانش کمک بگیر و مسیر راهت را روشن کن، و به وسیله یاد مرگ، نفست را رام و تسلیم و روح سرکش را آرام کن.

امیدواریم خداوند توفیق بدهد تا بتوانیم عامل به فرامین ائمّه(علیهم السلام) باشیم.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395  | 10:10 PM | نویسنده : احسان رستمی

امام صادق - عليه السّلام - فرمود: بيشترين عبادت ابوذر(ره) انديشيدن و پند گرفتن بود.

 

امام علي - عليه السّلام - فرمود: انديشيدن دربارة نعمتهاي خدا، نيكو عبادتي است.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: هيچ دانشي چون انديشيدن نيست.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: انديشه صيقل دهندة خردهاست.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: انديشه ماية رشد و کمال است و غفلت موجب گمراهي.

امام حسن - عليه السّلام - فرمود: بر شما باد انديشيدن پس به درستي که آن مايه زندگي دل (و حيات قلب) شخص بابينش و کليد درهاي حکمت است.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: انديشه دل و خرد را روشن مي‌گرداند.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: زياد انديشيدن و فهميدن سودمند‌تر از زياد تكرار كردن و خواندن است.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: انديشه حكمت به بار مي‌آورد.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: هركه در آنچه آموخته است بسيار انديشه كند، دانش خود را استوار گرداند و آنچه را نمي‌فهميده است، بفهمد.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: انديشه كردن در خوبيها انگيزه به كار بستن آنها مي‌شود.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: انديشه در عواقب امور (انسان را) از افتادن در مهلكه‌ها نجات مي‌دهد.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: با انديشه است كه تاريكيهاي امور روشن مي‌شود.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: هر كه مدت طولاني بينديشد، بينشش نيكو شود.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: كسي كه انديشه‌اش نيكو باشد، خوار نگردد.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: انديشيدن، (انسان را) به نيكي و عمل به آن فرا ‌مي‌خواند.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: هر كه كم بخورد انديشه‌اش صاف (و نيک) گردد.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: چگونه صاف و زلال گردد، انديشه كسي كه پيوسته شكمش سير است؟

امام علي - عليه السّلام - فرمود: انديشيدن در غير حكمت، هوس (بيهودگي و سبك مغزي) است.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: كسي كه زياد دربارة گناهان بينديشد، گناهان او را به سوي خود بكشانند.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: هر كه زياد دربارة لذتها بينديشد، آن لذتها بر او چيره شوند.

امام علي - عليه السّلام - فرمود: انديشيدن درباره ملكوت آسمان ها و زمين، عبادت مخلصان است.

 

امام كاظم - عليه السّلام - فرمود: ... براي هر چيزي دليل (و نشانه اي) وجود دارد و دليل عقل تفكر است و دليل تفكرسكوت است و براي هر چيزي مركبي است و مركب عقل تواضع است.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395  | 10:07 PM | نویسنده : احسان رستمی

پيامبر اسلام پس از مكاتبه با سران جهان، نامه‏اى به اسقف نجران نوشت و ساكنان نجران را به آيين اسلام دعوت كرد. در قمستى از نامه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله آمده است: من شما را دعوت مى‏كنم كه از ولايت بندگان خدا خارج شويد و در ولايت خداوند وارد گرديد. اگر دعوت را نپذيريد بايد به حكومت اسلامى جزيه بپردازيد در غير اينصورت آماده نبرد باشيد. وقتى اسقف نامه را خواند با ياران بلند مرتبه خود به مشورت پرداخت و سرانجام تصميم گرفت نمايندگانى به مدينه بفرستد تا از نزديك با پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله تماس بگيرند. هيئت اعزامى در حالى كه لباسهاى فاخر بر تن و انگشترى‏هاى طلا در دست و صليب بر گردن داشتند در مسجد به حضور پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله رسيدند ولى بر خلاف روش هميشگى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله اين بار آثار ناراحتى در چهره او آشكار بود. وقتى هيئت با على عليه السّلام تماس گرفت. او علت را چنين بيان كرد كه شما بايد با لباسهاى ساده و بدون زر و زيور به حضور پيغمبر شرفياب شويد. آنها نيز چنين كردند و با چهره گشاده و حسن استقبال رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روبرو شدند آنان پس از كسب اجازه طبق سنت خود رو به مشرق به نيايش پرداختند. آنگاه مذاكره درباره هويت حضرت مسيح عليه السّلام (كه آيا هويت الهى داشت يا بشرى) آغاز شد. نمايندگان اعزامى در برابر منطق رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پاسخى نداشتند ولى از اعتراف نيز خوددارى كردند. پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به حكم وحى مامور شد آنان را به مباهله فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أبْناءَنا وَ أبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ (3آل عمران/61) و هركس كه پس از فرا رسيدن علم [وحى] به تو در باره او [عيسى] با تو محاجه كند بگو بياييد تا ما پسرانمان و شما پسرانتان، ما زنانمان و شما زنانتان، ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را بخوانيم، سپس [به درگاه خداوند،، تضرع كنيم و بخواهيم كه لعنت الهى بر دروغگويان فرود آيد. دعوت نمايد. آنان پيشنهاد پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله را پذيرفتند و قرار شد در روز معينى مباهله صورت گيرد. رسول اكرم در روز موعود مدينه را ترك گفت و جز چهار نفر كسى را همراه خود نياوردند آنها عبارت بودند از على عليه السّلام و فاطمه سلام اللَّه عليها و دو فرزند وى حسنين عليهما السّلام. هيئت نمايندگى نجران قبل از ورود پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به ميعادگاه به مذاكره پرداختند و به يكديگر گفتند هرگاه ديديم محمّد با شكوه مادى و قدرت ظاهرى اقدام به مباهله نموده بدانيد كه او يك فرد عادى است و اكر با شكوه معنوى و وارسته از هر نوع جلال و جبروت مادى با ما روبرو شد و نزديكترين و محبوبترين بستگان خود را همراه آورد با وى مباهله نكنيد كه نابود مى‏شويم. وقتى هيئت نمايندگى ديدند كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله با نزديكترين كسان خود حاضر شده است، به وحشت افتادند و از آن حضرت خواستند كه از مباهله صرفنظر نموده و به دريافت جزيه با آنان مصالحه كند.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395  | 10:06 PM | نویسنده : احسان رستمی

در نخستین سپیده‏دم حیاط و آنگاه که خدای تعالی وجود خاکی بشر را به زیور روح خدایی خود آراست. هنر صالح ماندن از برجسته‏ترین تمایلات و گرایشات انسان به حساب می‏آمد، و ستایش باد او را که مشتی خاک را حرمت بخشید.

 

آن هنگام که در نقطه‏ی امیدی چراغی سوسو می‏کند، ما به صباح آینده امیدوار می‏شویم، و او خداست خالق و آفریننده‏ی یکتا پرستی و برچیننده‏ی مائده‏ی جهان. پس چه زیباست روی نیاز به درگاه بی‏نیاز آوردن.! زبان را به قرآن و مناجات مترنم کردن. در حقیقت روح خود را از قعر به آسمان پروانه کردن.

 

هنر بر پا داشتن عبادت ما را تا بی‏کران سماوات هستی اوج می‏بخشد، و ما را تا نزدیکی خالق فراخوان می‏دهد و صدای الله اکبر همگان تا عرش کبریاییش به گوش می‏رسد، و همانا با به زبان آوردن حمد و سوره تمامی حوران بهشتی سر فرود آورده در برابر روح خدایی انسان. در مقابل هیچ قدرتی سر تعظیم فرود نمی‏آوریم، جز دریای عرفان حق. هنگامی که سر بر خاک می‏گذاریم سوگند نامی است که سایه‏های خدایی بر دل‏هایمان آرامش می‏بخشد و بوسه بر دامان گران‏بهایش که مرجع رفع تردیدها و نومیدی‏هاست.

 

نماز، کشتی‏بان اقیانوس‏ها، ما را از غرق شدن نجات می‏دهد. نماز، باران رحمت الهی ما را به گشودن چشم روی رنگین کمان‏ها دعوت می‏کند، و در حقیقت رهایی پرنده از قفس به‏سوی معبودش را هدیه می‏دهد.

 

پس انس گران‏بهای نماز را ارزشمندانه قدر می‏دانیم، و در دنیای حقیقی مورد لطف خدای قرار می‏گیریم. هیچگاه از یاد خدا غافل نشویم. چرا که اوست آفریننده‏ی یکتا پرستی. و همانا حضور قلبی شگفت داشته باشیم، در برترین نمازهایمان


ادامه مطلب
نظرات 0
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395  | 10:06 PM | نویسنده : احسان رستمی

ماه ذیقعده ماهی پر خیر و برکت است و انجام اعمالی نیز در این ماه توصیه شده است. از جمله اعمال این ماه نماز مخصوص روزهای یکشنبه ماه ذیقعده است.

 

در روز یکشنبه ماه ذیقعده غسل کن و وضو بگیر و چهار رکعت نماز بخوان. به این صورت که در هر رکعت حمد یک مرتبه و سوره توحید سه مرتبه و معوذتین (سوره ناس و فلق) را یک مرتبه بخوان. بعد از نماز  هفتاد مرتبه استغفار کن و در پایان استغفار، بگو:‏ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.

 

سپس این ذکر شریف را قرائت کن: « یَا عَزِیزُ یَا غَفَّارُ اغْفِرْ لِی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لَا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ

 

رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) به خواندن این نماز توصیه داشته و فرمودند: هر که این نماز را بجا آورد، توبه‌‏اش قبول و گناهش آمرزیده شود و دشمنان او در روز قیامت از او راضى شوند.

 

توسعه‌ی رزق و روزی، قبرگشاده و نورانى، رضایت والدین و آمرزش پدر و مادر و نسل و فرزندان پاداش کسی است که این نماز را به جا آورد. این شخص با ایمان می‌میرد و دینش گرفته نمی‌شود و ملک الموت با او در وقت مردن مدارا می‌کند و به آسانى جان خواهد داد.

 

همچنین روزه سه روز متوالی در این ماه که از ماه های حرام می باشد توصیه شده است که  هر که در یکى از ماه ‏هاى حرام سه روز متوالى که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد، ثواب نهصد سال عبادت براى او نوشته شود.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395  | 10:03 PM | نویسنده : احسان رستمی

تعاریف نماز:

1-       نور مومن

2-       معراج مومن

3-       ستون دین

4-       کلید بهشت

5-       مکمل ایمان

6-       نردبان قرب الهی

7-       بازدارنده از زشتی

8-       گردنه اسلام

9-       مایه تقرب

10-   تابلوی مکتب

11-   داروی نسیان

12-   شرط قبولی اعمال

 فلسفه نماز یومیه:

1-       تولد: نماز صبح

2-       جوانی: نماز ظهر

3-       پیری: نماز عصر

4-       اجل: نماز مغرب

5-       مرگ: نماز عشاء

 

شرط قبولی نماز:

1-       آگاهانه

2-       عاشقانه

3-       خاضعانه

4-       خاشعانه

5-       خالصانه

6-       مستمر

7-       دشمن شکن

8-       دوری از فحشا و منکر

9-       ولایت پذیر

10-   قرائت صحیح


ادامه مطلب
نظرات 0
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395  | 10:01 PM | نویسنده : احسان رستمی
خشوع در نماز

امام صادق (ع ) : اذا کنت فی  صلاتک فعلیک بالخشوع و الاقبال علی صلاتک فان الله تعالی یقول : "الذین هم فی صلاتهم خاشعون "

 

هرگاه در حال نمازبودی ، بر تو باد به خشوع و توجه کامل به نماز، چون خداوند در قرآن می فرماید: "اهل ایمان کسانی هستند که در نماز خشوع می ورزند".

 

( فروع کافی ، ج 3، ص .300 میزان الحکمه ، ج 5، ص .379 بحار الانوار، ج ,84 ص ,84 ص 260 )


ادامه مطلب
نظرات 0
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395  | 10:00 PM | نویسنده : احسان رستمی

آثار نماز جماعت

انجام فريضه ها و اعمال ديني به صورت دسته جمعي، غير از پاداش و ثواب هاي بسياري كه دارد، در زندگي فردي و اجتماعي امت مسلمانان نيز، آثار مثبت فراواني دارد كه در اين جا به چند مورد آن اشاره مي كنيم:

الف) آثار معنوي:

بزرگترين اثر معنوي نماز جماعت، همان پاداش هاي الهي است كه براي مثال:

- اگر اقتدا كننده 1 نفر باشد، پاداش 150 نماز داده مي شود.

- اگر اقتدا كننده 2 نفر باشد، پاداش 600 نماز داده مي شود.

- اگر اقتدا كننده 3 نفر باشد، پاداش 1200 نماز داده مي شود.

- اگر اقتدا كننده 4 نفر باشد، پاداش 2400 نماز داده مي شود.

- اگر اقتدا كننده 5 نفر باشد، پاداش 4800 نماز داده مي شود.

- اگر اقتدا كننده 6 نفر باشد، پاداش 9600 نماز داده مي شود.

- اگر اقتدا كننده 7 نفر باشد، پاداش 19200 نماز داده مي شود.

- اگر اقتدا كننده 8 نفر باشد، پاداش 36400 نماز داده مي شود.

- اگر اقتدا كنندگان و امام جماعت به 10 نفر رسيدند، پاداش 72800 نماز دارد.

-ولي اگر تعداد افراد از 10 نفر گذشت، حساب آنرا به غير از خداوند هيچ كس نمي داند.

روايت است كه شبي، حضرت علي(ع) تا سحر به عبادت مشغول بود. چون صبح شد، نماز صبح را به تنهايي خواند و استراحت كرد. رسول خدا(ص) كه حضرت علي(ع) را در صفوف جماعت نديد، بخ خانه او رفت. حضرت فاطمه(س) از شب زنده داري حضرت علي(ع) و عذر او از نيامدن به مسجد سخن گفت. پيامبر(ص) فرمود: پاداشي كه بخاطر شركت نكردن در نماز جماعت صبح، از دست علي(ع) رفت، بيش از پاداش عبادت تمام شب است.

بخاطر همين فضيلت هاست كه اگر تعداد نمازگزاران از ده نفر بيشتر شود،  اگر تمام آسمان ها كاغذ شوند و تمام درياها مركب شوند و همين طور تمامي درختان قلم شوند و فرشتگان بنويسند، حتي قادر به نوشتن پاداش يك ركعت از آن نيستند.

و همچنين نماز جماعت با تاخير بهتر از نماز فرادي در اول وقت است.

ب) آثار اجتماعي:

نماز جماعت، مقدمه وحدت صفوف و نزديكي دلها و تقويت كننده روح اخوت و برادري ميان مردم است.

نماز جماعت، نوعي حضور و غياب بدون تشريفات و بهترين راه شناسايي افراد است.

نماز جماعت، بهترين، بيشترين، پاكترين، و كم خرج ترين اجتماعات دنياست و نوعي ديد و بازديد رايگان و آگاهي از مشكلات و نياز هاي يكديگر و زمينه ساز تعاون اجتماعي بين آحاد مسلمين است.


ادامه مطلب
نظرات 0

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4