1 - در روايت آمده كه امام صادق - صلوات اللّه عليه - فرمود: رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) فرمودند: فرداى قيامت شفاعت من به كسى كه نماز واجب را از وقتش تأخير بياندازد، نخواهد رسيد.
2 - در روايت ديگر منقول است كه ابوبصير مىگويد: به منظور تسليت گفتن به خاطر سوگ امام صادق (عليه السلام) بر اُمّ حميده185 وارد شدم، وى گريست، من نيز به خاطر گريهى او گريستم، سپس گفت: اگر امام صادق (عليه السلام) را مىديدى مسلّماً امر عجيبى را مشاهده مىنمودى. هنگام وفات چشمان مباركش را باز نمود و سپس فرمود: تمام كسانى را كه با من خويشاوندى دارند گرد آوريد. و ما هيچ كس را ترك ننموده و همه را حاضر ساختيم، حضرت به آنان نگاه كرد و سپس فرمود: بىگمان شفاعت ما به كسى كه نمازش را كوچك و سبك بشمارد نخواهد رسيد.
3 - رسول خدا (صلى الله على و آله و سلم) فرمودند: از من [يا: از اُمّت من] نيست كسى كه نمازش را كوچك و سبك بشمارد، و به خدا سوگند در حوض كوثر بر من وارد نخواهد شد. 4 - در روايت ديگر آمده كه پيامبر اكرم(صلى الله على و آله و سلم) فرمود: اوّلين چيزى كه بنده از آن بازخواست مىشود، نماز است، اگر پذيرفته شد اعمال ديگر قبول مىشود، و اگر پذيرفته نشد اعمال ديگر پذيرفته نمىگردد.
ما نكتههاى ظريف و جالبى در اين باره در كتاب غِياثُ سُلْطانِ الْوَرى لِسُكّانِ الثَّرى ذكر نموده و كلام را در آنجا بسط دادهايم، به گونهاى كه عارفان به معانى آن بهبودى و شفا مىيابند.
3 - سورههايى كه به طور عموم در نافلهها قرائت مىشوند
1 - در روايتى آمده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: هركس سورهى قُلْ هُوَاللَّهُ أَحَد، و سورهى إِنّا أَنْزَلْناهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ، و آيةُ الْكُرسىّ را در هر ركعت از نماز نافله بخواند، مسلّماً بزرگترين درى كه براى اعمال آدميان گشوده مىشود براى او گشوده شده است، مگر كسى كه همانند او و يا افزون بر او بخواند.
2 - روايت ديگر آمده كه عالم (عليه السلام)186 پيرامون ثواب خواندن قرآن در نمازهاى واجب و غير آن فرمود: شگفتا از كسى كه در نماز خود اِنّا أَنْزَلْناهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْر نخواند، چگونه نماز او قبول مىشود؟!
3 - و نيز روايت شده كه: نمازى كه قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدَ در آن خوانده نشود، پاكيزه نمىگردد.
4 - همچنين در روايت آمده كه: هركس در نماز واجب، سورهى هُمزه را بخواند، از دنيا برخوردار عطا مىشود.
اشكال و جواب
آيا جايز است كه نمازگزار مثلاً سورهى همزه را بخواند، و سورههايى را كه ذكر شد ترك كند، با اينكه روايت شده كه نماز بدون آنها قبول و پاكيزه نمىگردد؟
جواب: ثواب سورهها به همان صورتى است كه روايت شده؛ ولى اگر كسى سورهاى را با همهى ثوابى كه براى آن نقل شده ترك كند و به جاى آن سورهى قُلْ هُوَاللّهُ أَحَد و إَنّا أَنْزَلْناهُ را بخواند به خاطر فضيلتى كه اين دو دارند، هم ثواب سورههايى كه قرائت كرده به او عطا مىشود و هم ثواب سورههايى كه ترك كرده. البتّه جايز است كه غير اين دو سوره را بخواند و با آن حال نيز نمازش كامل و درست است، ليكن در اين صورت ترك فضيلت نموده است.
و شايد مقصود از اين نكته آن باشد كه سورهى اخلاص، توصيف خداوند - جلّ جلاله - و توحيدِ اوست، و سورهى إِنّا أَنْزَلْناهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ نيز راهنماى به كسى است كه اسرار شب قدر بر او نازل مىشود ثوابهايى است كه خداوند (در برابر اعمال به بندگان) عطا مىفرمايد.
4 - سورههايى كه معمولاً در نوافل ظهر خوانده مىشوند
در روايت آمده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود:در نماز نافلهى ظهر، در دو ركعت نخست سورهى اخلاص و جَحْد187 و در ركعت سوّم قُلْ هُوَ اللّه أحَد و آيةُ الْكُرسِىّ، در ركعت چهارم قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَد آخر سورهى بقره،188 و در ركعت پنجم قُلْ هُوَ اللّهَ أَحَد و آيات آخر سورهى آل عمران يعنى آيات إِنَّ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الاْرضِ189، و در ركعت ششم قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَد و آيهى سَخَره190، و در ركعت هفتم قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَد و آياتى كه در سورهى انعام است يعنى وَ جَعَلُو اللَّهِِ شُرَكآءَ الْجِنِّ وَ خَلَقَهُمْ191 و در ركعت هشتم قُلْ هُوَاللّهُ اَحَد و آخر سورهى حشر يعنى لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ192 تا آخر سورهى را قرائت كن. و بعد از تمام كردن نماز، 7 بار بگو:
أَللّهُمَّ، مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَْبْصارِ، ثَبِّتْ قَلْبى عَلى دينِكَ وَ دينِ نَبِيِّكَ، وَلا تُزِعْ قَلْبى بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنى، وَهَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً، إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهّابُ وَ أَجِرْنى مِنَ النّارِ، بِرَحْمَتِكَ.
- خداوندا، اى گردانندهى دلها و ديدگان، دلم را بر دين خود و آيين پيامبرت استوار گردان، و قلبم را بعد از آنكه هدايت فرمودى منحرف مفرما، و از جانب خويش رحمتى به من ارزانى دار، كه بىگمان تويى بسيار بخشنده، و مرا به رحمت خويش، از آتش جهنّم در پناه خويش درآور.
سپس هفتاد بار از آتش جهنّم به خدا پناه برده و بگو:
أَسْتَجيرُ بِاللَّهِ مِنَ النّارِ.
- از آتش [جهنّم] به خدا پناه مىبرم.
5 - شناخت قبله
در روايات وارده آمده است كه: خداوند متعال به حضرت آدم (عليه السلام) دستور داد كه به سوى مغرب نماز بخواند، و به حضرت نوح (عليه السلام) امر فرمود كه به سوى مشرق نماز بگزارد، و به حضرت ابراهيم (عليه السلام) امر فرمود كه بين مشرق و مغرب جمع كند، كه مقصود همان كعبه است، و هنگامى كه حضرت موسى (عليه السلام) را به پيامبرى مبعوث فرمود دستور داد كه دين حضرت آدم را احيا و كند، و وقتى حضرت عيسى (عليه السلام) را مبعوث فرمود، دستور داد كه دين حضرت نوح را احيا نمايد، و هنگامى كه حضرت محمّد(صلى الله على و آله و سلم) را مبعوث فرمود، دستور داد كه دين حضرت ابراهيم (عليه السلام) را زنده گرداند.
پس كعبه، قبلهى كسانى است كه در مسجدُ الحَرام هستند، و مسجدُالحَرام قبلهى كسانى كه در حَرَم قرار دارند. و كسانى كه در خارج حرم هستند قبلهشان حَرَم است، و اهل عراق رو به سوى رُكْن عراقى مىكنند، و آن همان رُكْنى است كه حَجَرُ الاَسْود در آن است، و اهل يَمَن رو به سوى ركن يَمانى، و اهل مغرب رو به سوى ركن غربى، و اهل شام رو به سوى ركن شامى مىكنند. و سزاوار است كه اهل عراق اندكى مايل به سمت چپ بايستند و براى غير آنان چنين نيست.
اهل عراق قبلهى خويش را با چند طريق مىتوانند بشناسند: از آن جمله هنگامى كه وقت ظهر و زوال شد، آفتاب درست هنگام زوال و بدون هيچ فاصلهاى، بر ابروى راست كسى كه رو به قبله مىايستد قرار مىگيرد، و هنگامى كه وقت نماز مغرب شد، سرخى آفتاب در سمت مشرق در زمان معتدل درست محاذى شانهى چپ كسى كه روبه قبله است قرار مىگيرد، و در وقت نماز عشا سرخى آفتاب در سمت مغرب در زمان معتدل محاذى شانهى راست كسى كه روبه قبله است قرار مىگيرد، و در وقت نماز صبح پيش از طلوع فجر در زمان معتدل محاذى شانهى چپ كسى كه رو به قبله است قرار مىگيرد
ادامه مطلب
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع جُلَسَاءُ الرَّجُلِ شُرَكَاؤُهُ فِي الْهَدِيَّةِ
امام صادق عليه السّلام فرمود: همنشينان مرد در هديه او شريك هستند.
عَنْهُ ع الْهَدِيَّةُ عَلَى ثَلَاثَةِ وُجُوهٍ هَدِيَّةُ مُكَافَاةٍ وَ هَدِيَّةُ مُصَانَعَةٍ وَ هَدِيَّةٌ لِلَّهِ
امام صادق عليه السّلام فرمود: هديه بر سه قسم است : هديه در عوض هديه ، هديه سازش و مسالمت ، هديه براى خدا.
عَنِ السَّكُونِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا أَحَبَّ أَحَدُكُمْ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ فَلْيَسْأَلْهُ عَنِ اسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِيهِ وَ قَبِيلَتِهِ وَ عَشِيرَتِهِ فَإِنَّهُ مِنَ الْحَقِّ الْوَاجِبِ وَ صِدْقُ الْإِخَاءِ أَنْ يَسْأَلَهُ عَنْ ذَلِكَ وَ إِلَّا فَإِنَّهَا مَعْرِفَةٌ حَمْقَاءُ
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: هر گاه يكى از شما برادر مسلمانش را دوست داشت ، بايد از او نامش و نام پدرش و فاميل و عشيره اش را سؤ ال كند، زيرا اين امرى لازم است ، و صداقت برادرى به اين است كه در باره اينها از او بپرسد، در غير اين صورت شناخت آنها (از همديگر) احمقانه خواهد بود.
عَنِ الْكَاظِمِ ع قَالَ لَا تُذْهِبِ الْحِشْمَةَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ أَخِيكَ وَ أَبْقِ مِنْهَا فَإِنَّ ذَهَابَهَا ذَهَابُ الْحَيَاءِ
امام كاظم عليه السّلام فرمود: قدر و منزلت ميان خود و برادرت را حفظ كن و آن را باقى گذار، زيرا برداشتن پرده شكوه و جلال ، موجب از بين رفتن حياء مى شود.
عَنِ الرِّضَا ع قَالَ إِذَا كَانَ الرَّجُلُ حَاضِراً فَكَنِّهِ وَ إِذَا كَانَ غَائِباً فَسَمِّهِ
امام رضا عليه السّلام فرمود: در حضور مرد او را با كنيه اش صدا زنيد، و در غيابش نام او را ببريد.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الرَّجُلُ الصَّالِحُ يَأْتِي بِالْخَبَرِ الصَّالِحِ وَ الرَّجُلُ السَّوْءُ يَأْتِي بِالْخَبَرِ السَّوْءِ
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: مرد نيكوكار خبر نيك مى آورد، و مرد بدكار خبر بد مى آورد.
عَنْهُ قَالَ إِسْمَاعُ الْأَصَمِّ مِنْ غَيْرِ تَضَجُّرٍ صَدَقَةٌ هَنِيْئَةٌ
امام صادق عليه السّلام فرمود: شنوانيدن سخن به شخص ناشنوا بدون اينكه ناراحتش كند، صدقه اى گواراس .
ادامه مطلب
1- مباني حقوق حيوانات در قرآن كريم
در قرآن کریم آیات متعددی در مورد حیوانات دیده ميشود که بارها به اين موضوع اشاره كردهاند که حيوانات نشانه قدرت الهي و مايهي عبرت بشر هستند و در آنها منافع بيشماري براي انسانها قرار داده شده است.
1 - 1ـ تدبّر در خلقت چهارپايان و حيوانات اهلي
اولم يروا انا خلقنا لهم مما عملت ايدينا انعاماً فهم لها مالکون و ذللناها لهم فمنها رکوبهم و منها ياکلون و لهم فيها منافع و مشارب أفلايشکرون؛
«آيا آنها نديدند که از آنچه با قدرت خود به عمل آوردهايم چهارپاياني براي آنها آفريديم که آنان مالک آن هستند؟ آنها را رام ايشان ساختيم، هم مرکب آنان از آن است و هم از آن تغذيه ميکنند. و براي آنان منافع ديگري در آن حيوانات است و نوشيدنيهاي گوارايي، آيا با اين حال شکرگزاري نميکنند؟» (يس، 71-73).
و ان لکم في الانعام لعبرة نسقيکم مما في بطونها و لکم فيها منافع کثيره و منها تاکلون؛
«همانا براي شما در مطالعه حال چهارپايان و حيوانات اهلي عبرتي هست که از شير و گوشت و پوست خود به شما بهره ميدهند و بسياري منافع ديگر براي شما دارند و از گوشت و شير آنها تناول ميکنيد» (مؤمنين، 21).
خداوند در آيات متعدد از انسان ميخواهد که در آيات الهي و از جمله خلقت خود و حيوانات تدبر کنند. براي مثال در سوره غاشيه آمده است :
افلا ينظرون الي الابل کيف خلقت؛ «آيا به شتر نمينگرند که چگونه آفريده شده است
خداوند متعال در امثال اين آيات مردم را به شناختن حيوانات، و تفکر در کيفيت خلقت آنها و کارهايي که ميکنند ترغيب نموده و در آيات ديگر، انسانها را به عبرت گرفتن از بعضي از آنها مانند چهارپايان، پرندگان، مورچگان و زنبوران عسل دعوت کرده است.
آيات 5 تا 8 سوره نحل نيز به منافع حيوانات اشاراتي جالب و شگفتانگيز دارد. بطوري که پس از بيان برخي منافع مادي چهارپايان از جمله تهيه پوشش و خوراک، روي جنبه استفاده رواني از آنها نيز تکيه کرده ميگويد:
ولکم فيها جمال حين تريحون و حين تسرحون؛
«در اين حيوانات براي شما زينت و شکوهي است به هنگامي که آنها را به استراحتگاهشان باز ميگردانيد و هنگامي که صبحگاهان به صحرا ميفرستيد» (نحل، 5-8).
در تفسير اين آيه آمده است که منظره جالب حرکت دسته جمعي گوسفندان و چهارپايان به سوي بيابان و چراگاه، سپس بازگشتشان به سوي آغل و استراحتگاه که قرآن از آن تعبير به «جمال» کرده تنها يک مسأله ظاهري و تشريفاتي نيست، بلکه گوياي اين حقيقت است که چنين جامعهاي خودکفاست، اين در واقع «جمال استغناء و خودکفايي جامعه» است، جمال توليد و تأمين فرآوردههاي مورد نياز يک ملت و همان استقلال اقتصادي و ترک هر گونه وابستگي است.
سوره نحل اسرار شگفت انگيزي در مورد زنبور عسل بيان ميکند. زنبوران عسل داراي زندگي بسيار منظم توأم با برنامهريزي و تقسيم کار و مسؤوليت هستند. کندو پاکترين، منظمترين و پرکارترين شهرهاي دنياست که از تمدن درخشاني برخوردار است و شايد تنها دليلي که براي اين همه نظم و همکاري بتوان آورد، در همين آيه خلاصه ميشود که: «پروردگار تو به زنبور عسل وحي فرستاد که از کوهها و درختان و داربستهايي که مردم ميسازند خانههايي برگزين سپس از تمام ثمرات تناول کن و راههايي که پروردگارت براي تو تعيين کرده به راحتي بپيما. از درون شکم آنها نوشيدني خاصي خارج ميشود به رنگهاي مختلف، که در آن شفاي مردم هست، در اين امر نشانه روشني است براي آنها که اهل فکرند!» (نحل، 67-68).
1ـ 2 - تكامل و حشر حيوانات در قيامت
برخي آيات قرآن به تکامل و حشر و رستاخيز حيوانات اشاره کردهاند که جاي سؤال و بحث فراواني را برميانگيزد، چرا که لازمه رستاخيز و حساب و جزا، مسأله عقل و شعور و تکليف و مسؤوليت است، آيا حيوانات هم داراي سطحي از شعور و ادراک هستند که رستاخيز داشته باشند؟
سوره انعام در اين زمينه ميگويد:
و ما من دابه في الارض و لا طائر يطير بجناحيه الا امم امثالکم ما فرطنا في الکتاب من شي ثم الي ربهم يحشرون؛
«محققاً بدانيد که هر جنبنده در روي زمين و هر پرنده که به دو بال در هوا پرواز ميکند، همگي طايفهاي مانند شما نوع بني بشر هستند. ما در کتاب آفرينش هيچ چيز را فروگذار نکرديم. سپس همه به سوي پروردگار خود محشور ميشوند» (انعام، 38).
در مورد اين آيه تفاسير زيادي نقل شده است. مرحوم علامه طباطبائي (ره) در بحث مبسوطي ذيل آيه، شباهت اجتماعات حيواني را به انساني از نظر کثرت و عدد، هدفداري و حتي دارا بودن نوعي از زندگي ارادي و شعوري مطرح کرده، مينويسند «تفکر عميق در اطوار زندگي حيواني که ما در بسياري از شؤون حياتي خود با آنها سر و کار داريم و در نظر گرفتن حالات مختلفي که هر نوع از انواع اين حيوانات در مسير زندگي به خود ميگيرند، ما را به اين نکته واقف ميسازد که حيوانات هم مانند انسان داراي عقايد و آراء فردي و اجتماعي هستند. حرکات و سکناتي که آنها در راه بقا و جلوگيري از نابود شدن نشان ميدهند همه بر مبناي آن عقايد است .
در اجتماعات حيواني هم مانند اجتماعات بشري فطرتاًَ ماده و استعداد پذيرفتن «دين الهي» وجود دارد. همان فطرتي که در بشر سرچشمه دين الهي است وي را براي حشر و بازگشت به سوي خدا، قابل و مستعد ميسازد، در حيوانات نيز هست».
در تفسير نمونه ضمن بيان زندگي شگفتانگيز زنبور عسل و مورچه، وفاي حيوانات به صاحب خود و تربيتپذيري آنها براي مقاصد انساني آمده است «در آيات متعددي از قرآن، مطالبي ديده ميشود که دليل قابل ملاحظهاي براي فهم و شعور بعضی از حیوانات محسوب ميشود، داستان فرار کردن مورچگان از برابر لشگر سليمان، داستان آمدن هدهد به منطقه سبا و يمن و آوردن خبرهای هيجانانگيز براي سليمان شاهد اين مدعاست»
در روایات اسلامی نیز احادیث متعددی در زمینه رستاخیز حیوانات دیده ميشود. از جمله در «تفسير المنار» روايتي از طريق اهل تسنن نقل شده که پیامبر(ع) در تفسیر آیه مورد بحث فرمودند:
ان الله يحشر هذه الامم يوم القيامه و يقتص من بعضها لبعض ، حتي يقتص للجماء من القرناء؛
«خداوند تمام اين جنبندگان را در روز قيامت برميانگيزاند و قصاص بعضي را از بعضي ميگيرد. حتي قصاص حيواني را که شاخ نداشته و ديگري بيجهت به او شاخ زده است، از اولي خواهد گرفت».
همچنين از ابوذر نقل شده که گفت: ما خدمت پیامبر(ع) بودیم که در پيش روي ما، دو بز به يکديگر شاخ زدند. پیامبر(ع) فرمود: ميدانيد چرا اينها به يکديگر شاخ زدند؟ حاضران عرض کردند: نه. پیامبر(ع) فرمود: اما خدا ميداند چرا و به زودي در ميان آنها داوري خواهد کرد (همو).
آياتي همچون «و اذا الوحوش حشرت» (تكوير، 5) و «ثم الي ربهم يحشرون» (انعام، 38) نيز تأکيدي ديگر بر حشر و رستاخيز حيوانات است.
ادامه مطلب

