مهدی این امت، از خاندان محمد است‏

از امیرمؤمنان علیه السلام روایت شده است که به پیامبر گرامی(ص) گفتم:
یا رسول الله! آمنا - آل محمد المهدی ام من غیرنا؟
فقال رسول الله(ص): لا! بل منا بنا بختم الله الدین کما فتح الله بنا و بنا بنقذون عن الفتنة کما انقذوا من الشرک و بنا یؤلف الله بین قلوبهم بعد عداوة الفتنة اخوانا کما الف بین قلوبهم بعد عداوة الشرک و بنا بصبحون بعد عداوة الفتنة اخواناً کما اصبحوا بعد عداوة الشرک اخاناً.(104)


ادامه مطلب


[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 6:57 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مهدی تمام شرق و غرب جهان را زیر نفوذ خواهد گرفت‏

آری! سیطره حکومت و سلطنت او که بر مبنای عدل و صلح واقعی مبتنی است تمام شرق و غرب جهان را زیر نفوذ خواهد گرفت و تمام فاصله‏ها و مرزها را نابود و هرگونه اختلاف طبقاتی را محو و تمام انسانها را: شرقی و غربی، آمریکایی و آفریقایی، آسیایی و اروپایی، سفید و سیاه، سرخ و زرد همه و همه را زیر یک پرچم گرد آورده پیرو یک آیین ساخته و در تمام نقاط عالم بانگلا اله الا الله و محمد رسول الله و علی ولی الله را طنین‏انداز خواهد نمود و در میان تمام ملل و امم، قانونی غیر از قانون مقدس اسلام به رسمیت نخواهد شناخت.


ادامه مطلب


[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 6:57 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مهدی جان

چو رفت باب عزیزم ز دست مهدی جان gggggمصیبتش کمرم راشکست مهدی جان‏
دگر نمانده به زانو توان و تاب مراgggggکه تار و پود من از هم گسست مهدی جان
بیا که رشته امید من گسیخت زهم‏gggggبدست امت دنیا پرست مهدی جان
منافق از که کند غصب حق مانه عجب‏gggggبلی نگفته به روز الست مهدی جان‏
بروزگار جوانی زکثرت غم و رنج‏gggggبه بین که مادرت از پانشست مهدی جان
سفارش پدرم بود وادمر حق که علی (ع)gggggز استعانت من دیده بست مهدی جان
گواهی ازند هد هیچکس بغصب و فدک‏gggggگواه من رخ نیلی بس است مهدی جان
مگر چه بود، گناهم که خصم سنگین دل‏gggggز کینه پهلویم از درشکست مهدی جان‏
در آن میانه زبیداد عنصری ناپاک‏gggggبرفت محسن پاکم زدست مهدی جان
چو باب علم نبی از شرارمت سوخت‏gggggمرا شراره آن سینه خست مهدی جان


ادامه مطلب


[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 6:57 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مهدویت و غفلت تصویر

جواد شمقدری، کارگردانی که او را با آثاری چون طوفان شن، آفتاب و زمین و ... می شناسیم، در فرازی از یک مقالة بلند به این مهم اشاره کرده و می گوید:

«آپوکالیپس و آرماگدون دو واژه ای است که در دودهة اخیر در سینمای هالیوود بارها تکرار شده است. براساس بخش هایی از متن انجیل یوحنا و مکاشفات او و همچنین کتاب حزقیال نبی، بشر اکنون به دوران «آپوکالیپس» یعنی آخرالزمان نزدیک شده است. مختصات و مشخصات این دوران براساس آیات این دو متن، مملو از ترس و وحشت و مرگ و خونریزی و قتل عام بشری است.

به روایت آنان نبرد نهایی نیروهای خیر و شر در آرماگدون، که در فلسطین اشغالی و شمال حیفاست، روی می دهد. از نشانه های این نبرد، آغاز جنگ اتمی و کشته شدن میلیون ها انسان غیریهودی و غیرمسیحی است. در جایی اشاره می کند، از شدت خونریزی تا به زیرپای اسبان، خون زمین را فرامی گیرد. پس از این نبرد هراسناک منجی ظهور می کند و حکومت هزارسالة مسیح آغاز می شود. پیشگویی ها محل این نبرد سهمگین را منطقة خاورمیانه وکشورهای اسلامی، از نیل تا فرات، می دانند. بابل (عراق) اولین نقطه و آغاز این نبرد مذهبی است. آنچه امروز پس از تجاوز امریکا و انگلیس به سرزمین عراق روی داده، در واقع، تلاش برای وقوع پیشگویی های کتاب مقدس است. سردمداران هالیوود، سال ها جرائت نمی کردند با صراحت این جزئیات را مطرح کنند؛ اما با این حال از اصل نبرد نهایی و شرایط هولناک آن غافل نماندند. در بیشتر این فیلم ها، امریکا و شهرهای امریکا از سوی یک دشمن فرضی و خیالی به شدت مورد تهدید و هجوم قرار می گیرند و سپس دنیا و تمدن بشری رو به نابودی و نیستی می رود.»

واقعاً چه اتفاقی افتاده که در مقابل این خیل افکار سرطانی، هنرمندان ما کاری شایسته انجام ندادند.

جواد هاشمی، بازیگر سینما و تلویزیون دربارة علت این کم توجهی می گوید:

«شک نباید کرد که کارکردن در این حوزه، ساده نیست. با توجه به حساسیت هایی که شاید برگرفته از احادیث و روایات شیعه باشد، کارکردن در این زمینه سخت است. تقریباً می شود با اطمینان گفت نوشتة خیلی خوب و نویسندة توانایی که بتواند به موضوع مهدویت بپردازد، وجود ندارد و اگر هم نویسنده ای یافت شود، نمی توان اطمینان داشت که کار کم نقصی در این زمینه ارائه کند.»

البته این نکتة دور از ذهنی نیست. داریوش ارجمند، بازیگر سینما و تلویزیون که خیلی ها او را با نقش مالک اشتر در سریال امام علی(ع) به یاد می آورند، در مصاحبه ای به این نکات اشاره کرده و گفته است: «هنرمندان به افراد روشنفکر و صاحب ذوق و اندیشه در هر جامعه ای معرفی شده اند و افرادی هستند که تأثیر بسزایی بر مردان جامعة خود می گذارند. از همین رو توجه به نظر برخی از هنرمندان بزرگ کشورمان در عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون دربارة مسألة غیبت و انتظار و بی توجهی به فقدان آثار هنری نسبت به این جنبة مهم از فرهنگ اعتقادی ـ دینی ما می تواند ایده های جدیدی را در ذهن های خلاق و هنرمند شکوفا کند.»

اما سعید رحمانی، نویسندة سریال هایی چون: رسم عاشقی، همراز و سایة آفتاب، علت کم کاری هنرمندان سینما و تلویزیون را در این خصوص، در چیزهای دیگری چستجو می کند: «دلیلش این است که وقتی موضوع از لحاظ مذهبی خاص می شود، متولی آن دیگر تنها هنرمند نیست، بلکه مشاور مذهبی هم هست.

در آن صورت است که مشکل به مشاور مذهبی و هنرمند عرصة درام مربوط می شود و از آنجا که معمولاً در این موارد هیچ تعامل سازنده ای برقرار نمی شود، نتیجه گیری دلخواه نیز به دست نمی آید. کارشناس مذهبی می گوید، این عرصه، عرصة مطلقی است و هنرمند درام هم معتقد است که با مطلق ها نمی شود قصه گفت و مخاطب را جذب کرد. به نظرم اگر این تعامل دوسویه برقرار شود، هم می شود یک اثر خلاق ساخت که با اصول مذهبی در تعارض نباشد و هم در آن قوانین درام سازگار باشد.»

حمید بهمنی، کارگردانی که از او ریشه در زمان، شهر آفتاب و دولت عشق را دیده ایم به موضوع از منظر دیگری نگاه می کند. او می گوید: «در مملکت امام زمان(عج) نام امام زمان را می بریم، نانش را می خوریم، زیر سایه اش هستیم، اما هیچ نشانی از او در جماعت فیلمساز ما وجود ندارد؛ چه در تلویزیون، چه در سینما. این نشان می دهد در جامع، کوچک بصری ما، امام زمانمان چقدر مظلوم است. به همین دلیل وجود مقدس آقا امام زمان در تأثیرات هنری ما متبلور نشده است و شناخت ایشان نزد هنرمندان پیش از این که قلبی و ایمانی باشد، سطحی و ظاهری است.»

حسین مختاری، کارگردان مجموعة نیستان نیز دربارة علت این کم کاری می گوید:

«برای این که مدیران حوزه های تصویری به این مقولة بسیار مهم کم توجهی نشان می دهند و سراغ کارهایی می روند که بیشتر عامه پسند است، در حالی که مکتب تشیع و انتظار مهدی موعود(ع) می تواند بستر مناسبی برای همة برنامه سازان و فیلمسازانی باشد که به حقیقت دریافته اند ظهور او جهان بحران زده را به ساحل امن نجات برساند.»

اما آیا واقعاً راه تولید اثری با موضوع آقا امام زمان(عج) در سینما و تلویزیون پیداست؟ داریوش ارجمند، در این باره می گوید:

«هنرمندان ما نمی دانند از چه راهی می توانند درباره یک شخصیت غایب اما بزرگوار که دریا دریا معنویت و عظمت دارد، فیلم بسازند. شما ببینید در ادبیات که جوهرة آن کلمه است چقدر آثار عمیق و تأثیرگذاری با موضوع آقا امام زمان(عج) وجود دارد، همین طور در نقاشی؛ اما در تئاتر، سینما و تلویزیون راه را هنوز نیافته ایم.»

با وجود این در پاره ای از آثار، رگه هایی از حضور آن یگانة دوران را می شود، دید. در آثاری چون: وعدة دیدار، (ساختة جمال شورجه)، اینجا چراغی روشن است (ساختة رضا میرکریمی) و البته اثری که این حضور در آن کمی گسترده دیده می شود یعنی، قدمگاه (ساختة محمد مهدی عسگرپور) که خیلی خوب توانست با یک داستان امروزی، پیوندی قابل قبول را با آنچه از آن سخن گفتیم برقرار کند.

جواد هاشمی دربارة ارائة راهکاری دز این زمینه می گوید:

«ما متأسفانه تحقیقات کافی و وافی حول محور زندگی امام زمان(ع) نداریم که بشود آن را دستمایة ساخت و تولید آثار قوی و کم نقص کنیم. راهکاری که پیشنهاد می کنم این است که بزرگان حوزة علم و دین بیایند و کتاب ها و منابع تحقیقاتی با این موضوع برای ایجاد بستری که بتوانیم کارهای تصویری در خوری بسازیم ارائه کنند.»

هاشمی البته در ادامه، به یک نکتة مهم دیگر هم اشاره می کند و می گوید:

«فکر می کنم هنرمندان ما ترس دارند که وارد این حیطه بشوند در حالی که لزومی ندارد کسی بترسد. هنرمندان متعهد ما باید دربارة مهم ترین موضوع عصر حاضر یعنی وجود مقدس حضرت صاحب الامر، صاحب دیدگاه و اثر باشند.»

این همان موضوعی است که مهدی عظیمی، مدیر اسبق گروه تلویزیونی بسیج نیز به آن اشاره دارد: «یکی از کارهای بسیار برجسته که ضرورت دارد اندیشمندان و هنرمندان مسلمان و به ویژه شیعیان به آن اهتمام ویژه داشته باشند، مسئلة امام زمان(عج) است. ما در دورة دفاع مقدس افراد بسیاری را داشتیم که وقتی در کوران حوادث جنگ قرار می گرفتند، به آن حضرت اقتدا می کردند و به اشکال گوناگون با آن حضرت در ارتباط بودند. متأسفانه به خاطر افراط و تفریطی که همیشه با آن مواجهیم به این گونه مسائل آن گونه که باید پرداخته نشد. با این استدلال که خدای ناکرده امکان سوءاستفاده های افراد را بگیریم. در سینمای ما، امام زمان(عج)، مسئلة معجزه و شفا و اصولاً تمام آن چیزهایی که با معنویات سر و کار دارند، غایب است.»

سعید رحمانی، بهترین راهکار را تعامل می داند و می گوید:

«وقتی تعامل خوب و سازنده وجود داشته باشد می شود در تمام عرصه های مذهبی آثار جذاب و مقبول عرضه کرد و این تعامل انرژی می خواهد، وقت می خواهد، حوصله می خواهد، سعة صدر می خواهد که باز هم باید گفت متأسفانه این اتفاق تا حالا نیفتاده است.

رحمانی سال ها پیش نویسندگی سریال «یلدای قدر» را به عهده داشته است که در آن کنار روایت زندگی یک جانباز، به مسئلة انتظار نیز اشاره کرده بود؛ سریالی که برگزیده سال امام علی(ع) شد، اما به دلیل پخش نامناسب مهجور ماند.

حمید بهمنی، بهترین راه رسیدن به نتیجة مورد نظر را درک معانی و معنویت محضر ایشان می داند و می گوید: چگونه است که وقتی می خواهیم فرهنگی یا هنری را خوب درک کنیم می بایست حواشی یا علوم مربوط به آن هنر را اول درک و بعد به آن شناخت پیدا کنیم. به همین دلیل برای شناخت ولی امرمان باید به خودمان زحمت تحقیق و جستجو بدهیم؛ چرا که دریافت برای شناخت این گوهر یکدانه تنها از راه زبانی و ظاهری میسر نمی شود، بلکه این علاقه باید درونی و ذاتی باشد.

با این همه چنان که آمده، ساخت آثاری با موضوع یاد شده تا چه اندازه می تواند سخت و ناممکن به نظر آید. همین که بحثی دربارة لزوم ساخت چنین آثاری در میان فرهیختگان درگیرد، به خودی خود می تواند جرقه ای باشد برای شروع یک حرکت تازه، خوشایند است و لازم تقدیر. مهم این است که همه تلاش کنند آنچه را که درست تر است و غایی تر، به کارگاه عمل آورند تا نتیجه و محصول بیش از پیش به شایستگی و مقبولیت نزدیک باشد.
پی نوشت:

جام جم، 23/6/84.
 


ادامه مطلب


[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 6:54 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مهدی

بیا جانا زمانی یار من باش مهدی جان‏gggggانیس و مونس و غمخوار من باش مهدی جان‏
چو گنجی در دل ویرانه‏ام باش‏gggggقرار خاطر دیوانه‏ام باش مهدی جان
بلب آمد زهجران تو جانم‏gggggبیا ای جان مرا جانه‏ام باش مهدی جان
بیا یکدم تو با من مهربان باش‏gggggبیا با من به از با دیگران باش مهدی جان
بیا با من به باغ و بوستان باش‏gggggهمیشه در کنار دوستان باش مهدی جان
بیا در بزم یاران وفادارgggggز اندوه زمانه در امان باش مهدی جان
بیا تا می توانی با وفا باش‏gggggبیا روزی تو مهمان ما باش مهدی جان


ادامه مطلب


[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 6:54 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مهدی‏

1- ازابی سعید خدری و او نیز از پیامبر گرامی(ص) آورده است که فرمود:نام مهدی نام من است.
اسم المهدی، اسمی
2- امیرالمؤمنان علیه السلام فرمود: نام مهدیمحمد است.
اسم المهدی، محمد(38)
و آن گرامی،مهدی نامیده شد، چرا که خداوند او را به امور نهائی که هیچ کس از آنها آگاهی ندارد هدایت و ارشاد می‏نماید، روایت این است:
امام باقر علیه السلام فرمود:
اذا قام مهدینا اهل البیت، قسم بالسویة و عدل فی الرعیه، من اطاعه فقد اطاع الله و من عصاه فقد عصی الله و انما سمی المهدی الانه یهدی الی امر خفی.
یعنی: هنگامی که مهدی ما خاندان پیامبر، بپاخیزد ثروتها را بطور برابر تقسیم می‏کند و در جامعه به عدالت و دادگری رفتار می‏کند. هر کس او را فرمان برد خدا را فرمان برده است و هر کس او را نافرمانی کند، خدا را نافرمانی کرده است و او مهدی نامیده شد چرا که به امور و شئون نهائی هدایت می‏گردد.(39)


ادامه مطلب


[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 6:54 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مهدویت و انتظار در اندیشة شهید مطهری

مسئله قیام حضرت مهدی و انتظار موعود جهانی با چالش های متعددی روبه روست نظیر این که: اگر قرار است عدالت کامل در آخرت تحقق یابد، چه ضرورتی دارد که حکومت عدل جهانی در دنیا تشکیل شود؟ چرا انتظار فرج، افضل اعمال خوانده شده با این که سنخ «انتظار» از سنخ «عمل کردن» نیست، چه رسد به افضل اعمال بودن؟ با توجه به دیدگاه ما در خصوص حکومت جهانی واحد حضرت مهدی(ع) آیا می توان به دیدگاهی در خصوص مسئله امروزی «جهانی شدن» دست یافت؟

اگر شرط ظهور، پر شدن جهان از ظلم است، آیا تلاش های اصلاحی ما ظهور را به تعویق نمی اندازد، و اگر این تلاش های اصلاحی ما سیر تکاملی انسان را شکل می دهد دیگر چه نیازی به مهدی موعود(ع) است؟ و ... در واقع از ما خواسته اند که «منتظر قیام موعود جهانی باشیم» و همة سؤالات ما به این بر می گردد که اولاً چرا؟ و ثانیاً چگونه؟ در این مقاله کوشیده ایم این گونه سؤالات را با نگاهی به اندیشه استاد مطهری پاسخ دهیم.

بحث انتظار و ظهور مهدی موعود(ع) از ابعاد گوناگونی مورد چالش قرار گرفته است؛ از جمله:

1. مهم ترین فلسفه ای که برای تحقق قیام مهدی برشمرده اند، تحقق عدالت فراگیر و گسترده است. با توجه به این که یکی از علل ضرورت معاد نیز همین ضرورت تحقق کامل است و با توجه به این که دنیا فقط دار گذر، و اصل و مقصد نهایی، آخرت است، دیگر تحقق عدالت فراگیر در دنیا چه ضرورتی دارد و چرا باید در این دنیا انتظار عدالت داشته باشیم؟

2. در آیات و احادیث برای برخی اعمال جایگاه خاصی قائل شده اند: نماز ستون دین دانسته شده، و امر به معروف و نهی از منکر، مایه قوام بقیه احکام، و ... در این میان انتظار فرج، افضل اعمال شمرده شده است. چرا انتظار، چنین جایگاهی دارد؟ به ویژه اگر توجه کنیم که در بقیه موارد، فعل ایجابی و اقدام صورت می گیرد؛ اما ظاهراً انتظار، فعل سلبی و اقدام نکردن و منتظر ماندن است. چگونه «کاری نکردن» «مهم ترین و برترین کار» دانسته شده است؟

3. یکی از مباحثی که امروزه جدی مطرح می شود، بحث «جهانی شدن» است و می دانیم حکومت مهدی(ع) نیز حکومت جهانی است. قیام او فلسفه ای جهانی دارد و الگوی اسلامی جهانی شدن را می توان همان حکومت حضرت مهدی(ع) دانست. اگر از این زاویه نگریسته شود، آیا جهانی شدن رنگ و بوی دیگری نخواهد گرفت و در آن صورت، وظیفه ما در قبال آن چه امروزه به صورت جهانی شدن مطرح شده، چیست؟

گذشته از این گونه پرسش ها که در خصوص اصل مهدویت و انتظار مطرح است، خود مفهوم انتظار، در درون خود نیز با چالش هایی جدی مواجه است که شاید مهم ترین آن ها این باشد که با توجه به این که در احادیث آمده ظهور، زمانی رخ می دهد که جهان پر از ظلم شده باشد. آیا هرگونه تلاش اصلاحی عملاً ظهور را به تأخیر نمی اندازد؟ اگر باید منتظر ظهور بود، پس باید از اقدامات اصلاحی دست برداشت و این به معنای نفی وظایف اجتماعی است که در دین بر دوش انسان گذاشته شده است ( نظیر امر به معروف و نهی از منکر) و اگر قرار است به آن وظایف عمل کنیم، دیگر چگونه می توان منتظر بود؟ به بیان دیگر، اگر قرار است سیر بشر با این اصلاحات ما، سیر تکاملی باشد، این سیر به همین ترتیب به آخر می رسد و دیگر چه نیازی به ظهور مهدی(ع) است؟

این ها و سؤالاتی از این دست، نگاهی دوباره و عمیق به مسئله مهدویت در اسلام را می طلبد که می توان کل مسئله را در این جمله خلاصه کرد: از ما خواسته شده «انتظار ظهور و قیام مهدی را داشته باشیم» و مسئله ما این است که چرا و چگونه؟

در این مقاله قصد داریم با استفاده از اندیشه های شهید مرتضی مطهری پاسخ این سؤال را به دست آوریم.

سؤال از چرایی، دو گونه پاسخ می تواند داشته باشد: یک بار، سؤال چرایی، سؤال از علل شیء است و این جا باید به تبیین فلسفه مهدویت پرداخت؛ یعنی سؤال از این که «چرا باید منتظر بود؟»، به این بر می گردد که چرا قیام مهدی ضرورت دارد که انتظار آن ضرورت داشته باشد؟ پاسخ دیگر، پاسخ از طریق نتایج (معلولات شیء) است؛ یعنی باید منتظر بود؛ زیرا منتظر بودن، این آثار را برای ما به همراه دارد؛ اما بحث از چگونگی، بین این دو نحوه چرایی قرار می گیرد. این بحث از طرفی متفرع بر فلسفه مهدویت است؛ زیرا برای معلوم شدن چگونگی انتظار ابتدا باید متعلق آن معلوم شود. روشن است که انتظار حمله دشمن را داشتن چگونگی ای غیر از انتظار ورود میهمان داشتن را اقتضا می کند. این جا پس از شناخت ضرورت و فلسفه قیام موعود جهانی است که می توان به این پرداخت که این قیام چگونه تحولی در تاریخ و جامعه بشری است و چگونه انتظاری را از ما می طلبد. از طرف دیگر، زمانی می توان سخن از آثار و نتایج این انتظار به میان آورد که چگونگی این انتظار معلوم شده باشد تا بگوییم چنین انتظاری چنان ثمره ای خواهد داشت.

بدین ترتیب بحث را در سه بخش ادامه می دهیم: در بخش اول (فلسفه مهدویت و ضرورت انتظار) و سوم (ثمرات انتظار) دربارة چرایی انتظار سخن خواهیم گفت و در بخش دوم ( نحوه انتظار و وظیفه ما) در خصوص چگونگی آن.
بخش اول: فلسفة مهدویت و ضرورت انتظار

در فلسفة اسلامی، قاعده ای به نام قاعدة «تلازم حد و برهان» وجود دارد. به اقتضای این قاعده، هرگونه برهانی که بر مسئله ای اقامه شود، به شناخت (حد) بهتر آن خواهد انجامید و بالعکس.1 این بحث ما نیز بر همین روش مبتنی است؛ یعنی اگر بخواهیم شناخت مناسبی از مهدویت به دست آوریم، یک راه این است عللی که ضرورت مهدویت را ایجاب کرده، بررسی کنیم. به نظر می رسد مهم ترین دلیل ضرورت موعود جهانی، همان فلسفة بعثت انبیا است که فلسفة خلقت نیز هست.2 فلسفه خلقت، عبادت و عبودیت است که حقیقت عبودیت، تقرب به خدا است و فلسفة بعثت نیز طبق آیات متعددی از قرآن کریم، توحید و عدالت اجتماعی معرفی شده که مطابق شرح دقیق شهید مطهری، عدالت نیز برای توحید است.3 و مهم ترین ضرورت قیام موعود جهانی نیز پر کردن زمین از عدل و قسط است؛ اما چنان که گفته شد، اگر قرار است عدالت کامل در آخرت محقق شود، دیگر چه اصراری هست که در دنیا هم محقق شود؟ پاسخ به این سؤال، به نوع نگاه ما به انسان، عدالت و آخرت بر می گردد که در چند بند توضیح می دهیم:

1. جایگاه انسان در نظام آفرینش: «از منظر قرآن کریم، انسان به زمین نیامده که در زمین بماند؛ بلکه آمده تا مسیر حرکت به سوی خدا را طی کند و به مقام شایسته خویش که همان مقام خلیفة اللهی است برسد؛ یعنی مظهر صفات خدا گردد. انسان، آن گونه که ملائکه پنداشتند، فقط موجودی نیست که در زمین فساد و خونریزی کند، بلکه سکه وجودش، روی دیگری دارد که همان فلسفة آفرینش او است و در واقع آن چه در انسان اصالت دارد، همان ارزش های متعالی وجود او است».4

2. اصل فطرت: با توجه به مطلب پیشین، انسان موجودی خنثی نیست که صرفاً تحت تأثیر عوامل خارجی واقع شود، بلکه در ذات خود، شخصیت واقعی و جهت گیری حقیقی به سمت کمال دارد که این جهت گیری، همان فلسفه اصلی وجود او است و امری است که می توان روی آن سرمایه گذاری کرد.5 این سرمایه اولیه به قدری اهمیت دارد که وجود هرگونه باطلی کاملاً تبعی و طفیلی این سرمایة حق است و در عالم، باطل محض وجود ندارد؛ بلکه همه باطل ها در اثر افراط و تفریط در حق پدید می آیند و هویت مستقلی ندارند.6 به بیان دیگر، انسان یک ظرف خالی محض نیست که از بیرون و تحت تاثیر عوامل خارجی پر شود؛ بلکه بذر یک سلسله بینش ها و گرایش ها در نهاد او نهفته است و بدین سبب انسان باید «پرورش» داده شود، نه این که مانند یک مادة صنعتی، «ساخته» شود.

3. رابطه فرد و جامعه: در اسلام، هم فرد اصالت دارد و هم جامعه. دیدگاه اسلام نه اصالت فردی محض است که جامعه را فقط اعتباری و قراردادی بداند، نه اصالت جمعی صرف است که هیچ گونه اصالت و هویتی برای فرد قائل نباشد، بلکه باید گفت:

«افراد انسان که هر کدام با سرمایه ای فطری و سرمایه ای اکتسابی از طبیعت، وارد زندگی اجتماعی می شوند، روحاً در یکدیگر ادغام می شوند و هویت روحی جدیدی که از آن به روح جمعی تعبیر می شود، می یابند. این ترکیب یک نوع ترکیب طبیعی مخصوص به خود است که برای آن شبیه و نظیری نمی توان یافت. این ترکیب از آن جهت که اجزا در یکدیگر تأثیر و تأثر عینی دارند و موجب تغییر عینی یکدیگر می گردند و اجزا، هویت جدیدی می یابند، ترکیب طبیعی و عینی است؛ اما از آن جهت که «کل» و مرکب به عنوان یک «واحد واقعی» وجود ندارد، با سایر مرکبات طبیعی فرق دارد؛ یعنی در سایر مرکبات طبیعی، ترکیب، ترکیب حقیقی است؛ زیرا اجزا در یکدیگر تاثیر و تاثر واقعی دارند و هویت افراد هویتی دیگر می گردد و مرکب هم یک «واحد» واقعی است؛ یعنی صرفاً هویتی یگانه وجود دارد و کثرت اجزا تبدیل به وحدت کل شده است؛ اما در ترکیب جامعه و فرد، ترکیب، ترکیب واقعی است؛ زیرا تأثیر و تأثر و فعل و انفعال واقعی رخ می دهد و اجزای مرکب که همان افراد اجتماعند، هویت و صورت جدید می یابند، اما به هیچ وجه، کثرت تبدیل به وحدت نمی شود و «انسان اکمل» به عنوان یک واحد واقعی که کثرت ها در او حل شده باشد، وجود ندارد. انسان اکمل، همان مجموع افراد است و وجود اعتباری و انتزاعی دارد»8

بنابراین، تحقق سعادت فرد بماهو فرد، لزوماً به معنای تحقق سعادت جامعه بماهو جامعه نیست؛ چرا که هر دو اصالت دارند و زمانی می توان واقعاً سعادت انسانی را محقق شده دانست که افزون بر سعادت فرد، سعادت جامعه نیز محقق شود.9

4. رابطه دنیا و آخرت: آخرت، باطن دنیا است بدین معنا که عالم آخرت عالمی کاملاً مستقل نیست که بعد از پایان زمانی دنیا، تازه آغاز شود، بلکه با نظر عمیق به آیات و روایات می توان دریافت که آخرت در باطن دنیا قرار دارد؛ پس جزای آخرتی، نه جزای قراردادی است و نه حتی رابطه علی و معلولی با اعمال دنیایی دارد؛ بلکه جزای آخرتی به ظهور رسیدن باطن همین اعمالی است که در دنیا انجام می داده ایم.10

پس می توان گفت: سعادت آخرتی، تجلی باطنی و واقعی سعادت دنیایی است؛ بدین لحاظ که در تعبیر قرآن کریم، انسانی که از یاد خدا غافل باشد، گرچه انواع امکانات رفاهی در اختیارش باشد، باز زندگی اش سخت و ناخوشایند است.11 و در مقابل، اولیای خدا هر قدر هم که به لحاظ ظاهری در رنج و سختی باشند، در خوشی و آرامش کاملند.12

بدین ترتیب، برای تحقق عدالت واقعی در قیامت باید هم به لحاظ فردی و هم به لحاظ اجتماعی، انسان کمال یافته در دنیا وجود داشته باشد.

5. انواع کمال انسانی: اعمال انسان در زندگی اش را می توان از حیث چهار رابطه بررسی کرد: رابطة او با خود، با خدا، با دیگر انسان ها، و با طبیعت؛ اما می توانیم با نظری دقیق تر بگوییم که بازگشت این چهار رابطه به دو رابطه است: رابطه با خدا و رابطه با دیگران.

همان گونه که کمال انسانی از حیث رابطه اش با خدا مطرح است، از حیث رابطه انسان ها با همدیگر نیز بحث رسیدن به کمال انسان، قابل بررسی است. بدین ترتیب می توان گفت: به رغم این که پیامبر خاتم(ص) کسی است که به لحاظ فردی تمام مراتب کمال انسانی را پیموده است (الخاتم من ختم المراتب بأسرها) اما هنوز لزوماً انسان تمام مراتب کمال خویش را سپری نکرده؛ زیرا این مراتب کمال را به لحاظ اجتماعی نیز باید بپیماید و البته این نقصی بر مقام پیامبر خاتم(ص) نیست؛ بلکه نقصی بر مجموعة انسان هاست که هنوز آماده تحقق آن کمال جمعی نشده اند.13 به بیان دیگر، با توجه به این که جدا از فرد، جامعه هم اصالت دارد، به کمال رسیدن جامعه هم موضوعیت دارد و این به کمال رسیدن باید در عالم انسانی تحقق یابد که شاید فلسفه رجعت نیز همین باشد.14

بدین ترتیب، همان گونه که به لحاظ فردی برای تحقق مقام خلیفة اللهی که خدا برای انسان در نظر گرفته، باید انسانی وجود داشته باشد که در آن مقام در او تحقق یابد، به لحاظ اجتماعی نیز برای تحقق مقام خلیفةاللهی باید جامعه کاملی در جهان پیدا شود. جالب اینجا است همان طور که انسان به لحاظ فردی «جسمانیة الحدوث و روحانیه البقا» است،15 به لحاظ اجتماعی هم سیر حرکتی او از نهادهای اقتصادی آغاز می شود و به نهادهای فرهنگی می انجامد.

انسان در اثر همه جانبه بودن تکاملش، تدریجاً از وابستگی اش به محیط طبیعی و اجتماعی، کاسته، و به نوعی وارستگی که مساوی است با وابستگی به عقیده و ایمان، افزوده است و در آینده به آزادی کامل معنوی دست خواهد یافت.16

سیر تکاملی بشریت به سوی آزادی از اسارت طبیعی مادی و شرایط اقتصادی و منافع فردی و گروهی و به سوی هدفی بودن و مسلکی بودن و حکومت و اصالت بیش تر ایمان و ایدئولوژی بوده و هست. ارادة بشر ابتدایی بیش تر تحت تأثیر محیط طبیعی و محیط اجتماعی و طبیعت حیوانی خودش شکل گرفته و متأثر شده است؛ ولی ارادة بشر مترقی در اثر تکامل فرهنگ و توسعة بینش و گرایش به ایدئولوژی مترقی، تدریجا از اسارت محیط طبیعی و اجتماعی و غرایز حیوانی آزادتر شده و آن ها را تحت تأثیر قرار داده است.17

6. واقعی بودن آرمان های اسلام: نکتة مهمی در آموزه های اسلام هست و آن این که تمام آرمان هایی که در اسلام مطرح شده، واقعی و عینی و دست یافتنی است. مکاتب جدیدی که چند قرن اخیر در جهان غرب پیدا شده و آرمان هایی را مطرح کرده اند، به طور عمده معترف بوده اند که آرمان آن ها از نوع ایده آل است و توصیة آن ها برای رسیدن به آن آرمان، صرفاً توصیة روشی است؛ یعنی بکوشید حتی الامکان به آن سمت و سو بروید؛ هر چند معلوم است که آن آرمان، سرانجام، دست نیافتنی است. در واقع مدینه های فاضله آن ها، اتوپیایی نبوده که واژه «ایده آل» ترجمه دقیقی از «آرمان» آن ها است؛ اما آرمان های اسلامی، صرفا ایده آل و غیرعینی نیست. اسلام، انسان را تا حد خلیفة اللهی می خواهد و قبل از هر چیز نمونه آن را (پیامبر اکرم(ص) و امیر مؤمنان(ع)) به جامعة بشری عرضه می کند تا بدانند این آرمان، به وسیله انسان ها دست یافتنی است.18 به همین ترتیب، اگر از ما می خواهد جامعه ای با عدالت کامل در دنیا برقرار کنیم، تحقق آن را هم امری واقعی می داند، نه صرفاً همچون آرمانی دست نیافتنی.

7. تقابل حق و باطل و غلبه نهایی حق: «هرچند در مجموع، حرکت تاریخ، تکاملی است، ولی سیر تکاملی آن جبری و لایتخلف نیست و چنین نیست که هر جامعه ای در هر مرحله تاریخی لزوماً نسبت به مرحله قبل از خود کامل تر بوده باشد. نظر به این که عامل اصلی این حرکت، انسان است که موجودی مختار و آزاد و انتخاب گر می باشد، تاریخ در حرکت خود نوسانات دارد، ولی در مجموع خود، یک خط سیر تکاملی را طی کرده و می کند».19

به بیان دیگر، از ویژ گی های انسان، تضاد درونی میان غرایز متمایل به پایین است که هدفی جز امر فردی و محدود و موقت ندارد و گرایش های متمایل به بالا که می خواهد از حدود فردیت خارج شود و همه افراد بشر را در برگیرد. نبرد درونی انسان که قدما آن را نبرد میان عقل و نفس می خواندند، خواه ناخواه به نبرد میان گروه های انسان ها هم کشیده می شود؛ یعنی نبرد میان انسان های کمال یافته و آزادی معنوی به دست آورده با انسان های منحط و حیوان صفت، که قرآن کریم آغاز این نبرد را در داستان دو فرزند آدم، هابیل و قابیل منعکس کرده است.20

«در طول تاریخ گذشته و آینده، نبردهای انسان تدریجاً بیش تر جنبه عقیدتی و مسلکی پیدا کرده و می کند و انسان تدریجاً از لحاظ ارزش های انسانی به مراحل کمال خود، یعنی به مرحله انسان آرمانی و جامعة آرمانی نزدیک تر می شود تا آن جا که در نهایت امر، حکومت و عدالت، یعنی حکومت ارزش های انسانی که در تعبیرات اسلامی از آن به حکومت مهدی تعبیر شده است، مستقر خواه شد و از حکومت نیروهای باطل و حیوان مآبانه و خودخواهانه و خودگرایانه اثری نخواهد ماند».21

نکتة جالب توجه این که بر اساس پاره ای از احادیث، قیام مهدی(عج) زمانی رخ خواهد داد که سعید و شقی به نهایت کار خود رسیده باشند؛ یعنی هرچه این حرکت تاریخ به جلو می رود، هم شقی شقی تر و هم سعید سعیدتر می شود و چنین جامعه ای است که می تواند زمینه ساز قیام نهایی حق و باطل شود.22

8. ایمان به غیبت و امدادهای غیبی: نکته بسیار مهمی که در این جنگ حق و باطل نباید مورد غفلت واقع شود، این است که نظام جهان، نظام اخلاقی است. در منظر دینی، جهان چنین نیست که در برابر عمل خوب و بد واکنش یکسانی داشته باشد و این همان چیزی است که از آن تحت عنوان امدادهای غیبی یاد می شود. قرآن کریم می فرماید:

«إن تنصروا الله ینصرکم»،23 «و من یتّق الله یجعل له مخرجا»24، «إن یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مأتین»25 و ... که همگی حکایت دارد معادلات حاکم بر جهان، بسیار بیش تر از معادلات مادی و عادی است که با چشم سر مشاهده می شود که یکی از این معادلات مهم، آمدن حضرت مهدی(ع) برای نبرد نهایی حق و باطل است و به تعبیر دقیق شهید مطهری: «از مجموع آیات و روایات استنباط می شود که قیام مهدی موعود(ع) آخرین حلقه از مجموعه حلقه های مبارزات حق و باطل است که از آغاز جهان برپا بوده است.»26 و این همان امداد غیبی است که شامل جبهة اهل حق می شود. باید توجه کرد که در منطق قرآن کریم، شمول امدادهای غیبی نه تنها منافاتی با تلاش و حرکت ما ندارد، بلکه اساسا، اگر ما بکوشیم، این امدادها از راه می رسند. اگر خدا را یاری کنید، خدا یاریتان می کند. در آیه:

و ما رمیت إذ رمیت و لکنّ الله رمی.27

نمی فرمایند تو کناری نشسته بودی و تیری از غیب آمد و به دشمن خورد؛ بلکه می فرماید آن تیری را که تو پرتاب می کنی ما به هدف می زنیم که اگر تو باشی و خودت، معلوم نیست که آن تیر به هدف بخورد.

9. بعد از قیام مهدی(ع): واپسین نکته ای که در شناخت مهدویت ضرورت دارد، این است که حکومت مهدی(ع) آغاز حرکت اصلی انسان است، نه پایان کار.28

و این حسن مهم آرمان های اسلامی است. به تعبیر شهید مطهری، در هر مکتبی وقتی آرمانش محقق شود، دیگر کار آن مکتب تمام می شود و می میرد؛ اما انسانی که نبردهای با باطل را به اتمام رسانده، هنوز اصل «فاستبقوا الخیرات» جلوی چشمش خودنمایی می کند. او که نقص ها را برطرف کرده، تازه در ابتدای سیر صعودی خود است که باید بالا رود و این سیره منتها و نهایت ندارد و هر چه بالاتر رود، در دستگاه هستی برای او امکان بالاتر رفتن هست.29 و شاید فلسفة رشد فوق العاده علمی و معنوی مردم در عصر ظهور همین نکته باشد.
بخش دوم: چگونگی انتظار و وظیفة ما

گفتیم انقلاب مهدی(ع) تحولی عظیم در تاریخ بشر است. در خصوص تحولات تاریخی، دو نوع بینش وجود دارد که بر اساس هر یک، انتظار، معنای خاصی می یابد. یک دیدگاه این است که تحولات تاریخی ضابطه مند نیست یا اگر ضابطه مند است، اراده انسانی در آن نقشی ندارد و بر روند تاریخ، جبری حاکم است. کسی که معتقد باشد تحولات تاریخی ضابطه مند نیست، باید قائل شود به این که این تحولات قابل شناختن نیستند؛ پس قیام مهدی(ع) را هم نمی توان تحلیل کرد؛ آن گاه انتظار، یعنی منتظر یک حادثه عجیب و غریب ماندن و کاری نکردن تا بلکه دستی از غیب برون آید و کاری بکند. این جاست که باب تأویلات نادرست در خصوص احادیث ظهور، باز می شود و حتی برخی خواهند گفت: چون جهان باید پر از ستم شود تا مهدی بیاید، پس ما هم به رواج ظلم کمک کنیم. کسی هم که قائل باشد تحولات، ضابطه مندند، اما ارادة انسانی در آن ها نقشی ندارد نیز چاره ای ندارد جز این که بگوید: کاری نمی توان کرد و یگانه کار، حرکت در همین سیر جبری است و بازهم در این منطق، اصلاحات مردود است. بر اساس هر دو رویکرد این دیدگاه، قیام مهدی صرفاً ماهیت انفجاری دارد و فقط و فقط از گسترش و اشاعه ستم ها و تبعیض ها ناشی می شود؛ آن گاه که صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد و باطل یکه تاز میدان شود، این انفجار رخ می دهد و دست غیب برای نجات حقیقت (نه اهل حقیقت، زیرا حقیقت طرفداری ندارد) از آستین بیرون می آید.30

دیدگاه دوم، آن است که تحولات تاریخی ضابطه مندند و ارادة انسانی در آن ها نقش دارد که در بخش اول در واقع مبانی این دیدگاه را تبیین کردیم. در این دیدگاه نیز دوگونه تصویر وجود دارد که شاید بتوان تفاوت دکتر شریعتی و استاد مطهری را در مسئله انتظار در این موضع دید. یک تصویر اگزیستانسیالیستی است که در این تصویر، ارادة انسان نقش بسیار مهمی دارد؛ اما هدفی ورای انسان قائل نیست و معتقد است که خود انسان باید هدف برای خود بیافریند.31 در واقع از دید آن ها، پذیرش هر هدفی ورای انسان و حرکت انسان به سمت آن هدف مستلزم از خود بیگانگی است؛ پس، از پیش نباید هیچ هدفی را برای انسان قائل شد؛ بلکه هر کسی هر هدفی دلش می خواهد برای خودش برگزیند و به سمت آن حرکت کند؛ اما اشکالات این تصویر اگر بیش از دیدگاه قبل نباشد، کمتر نیست. مهم ترین اشکالش این است که اصلاً آفریدن ارزش به معنای دقیق کلمه سخنی بی معناست. آیا به واقع معقول است که انسان فرض کند در مقابلش هدفی هست؛ آن گاه به سمت آن هدف فرضی و برای رسیدن به آن حرکت کند. این مثل کار بت پرست ها است که بت را می آفریدند و بعد می پرستیدند و انسان داستان آن مرد ساده لوح را به یاد می آورد که برای رهایی از آزار بچه ها به آن ها گفت: در کوچه بالاتر آش نذری می دهند و وقتی بچه ها به آن سمت دویدند، با خود گفت شاید واقعاً آش می دهند و خودش هم به آن سمت حرکت کرد. هدف فرضی معنا ندارد، هدف باید واقعی باشد، اما در عین حال برگرفته از عمق وجود خود آدمی باشد به نحوی که حرکت به سمت آن، حرکت کمالی برای خود تلقی شود. نه حرکت به سمت از خود بیگانگی. در هر حال، در این تصویر انتظار به معنای اعتراض همیشگی به هر وضعی است و مستلزم اصالت انقلاب است؛ یعنی اگر هیچ هدف خاص و معینی قبول نشود، آن گاه به هر حالتی انسان باید معترض باشد و هیچ هدفی را که عده ای پذیرفته اند نپذیرد؛ زیرا دیگر انتظار به پایان خواهد رسید و به نظر می رسد دیدگاه دکتر شریعتی در کتاب انتظار، مکتب اعتراض چنین مبنایی داشته باشد.
پی نوشت ها:

برگرفته از نشریه قبسات، سال نهم، پاییز، 1383.

1. غلامحسین ابراهیمی دینانی، قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی، ج3، صص 249 ـ 240.

2. مرتضی مطهری، انسان کامل، صص 73ـ69.

3. همو، همان، صص 85 ـ74.

4. همو، همان، صص 54 ـ 52.

5. همو، همان، امدادهای غیبی در زندگی بشر.

6. همو، حق و باطل، صص 37 ـ 35.

7. همو، قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ، ص35.

8. همو، مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی، ج5، جامعه و تاریخ، صص 27-26.

9. برای بحثی قرآنی در این زمینه که هم فرد اصالت دارد هم جامعه به تفسیر المیزان، ذیل آیه 200 سوره آل عمران مراجعه کنید (سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القران، ج4، ص 94 به بعد).

10. مرتضی مطهری، عدل الهی، ص201 و نیز مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی، ج6، زندگی جاوید یا حیات اخروی، صص 32 - 30.

11. سوره طه (20)، آیه 125.

12. سوره یونس (10)، آیه 62.

13. باید توجه کرد که پیامبر به لحاظ فردی، مرتبة آخرت را هم پشت سر گذاشته و فوق مرتبة آخرت قرار گرفته است. بهترین شاهد، حدیث معراج است که در آن، پیامبر احوال مردمی را که در آخرت در حال عذاب یا متنعم شدن بوده اند حکایت کرده است (طباطبایی، المیزان، ج 13، صص 11ـ10). از این گذشته آن گونه که علامه طباطبایی به خوبی با استفاده از آیات و روایات نشان داده، پیامبر اکرم(ص) و برخی دیگر از انسان ها (مخلصین) با نفخ صور دچار صعقه نمی شوند فَصَعفقَ مَن فی السَّمَاواتف وَ مَن فّفی ألارْض إلّا مَن شاء اللهف(سورة زمر(39)، آیة 68) و آنها را مثل بقیه در قیامت حاضر نمی کنند فَإنَّهفم لَمفحْضَروفنَ إلّا عفبادَاللفه المفخْلَصین (سورة صافات(27)، آیات: 127 و 128)؛ زیرا قیامت در حضور و محضر آنها حاضر می شود نه این که آنها در محضر قیامت حاضر شوند و برای همین است که آنها خود میزان اعمالند و اعمال خود آنها دیگر سنجیده نمی شود.

14. علامه طباطبایی ذیل آیات 208 تا 210 سورة بقره توضیح داده است که حکومت حضرت مهدی(ع)، رجعت، و قیامت، سه مرتبه از ظهور حقیقت هستند که به ترتیب بعداز هم و فوق همدیگر آشکار می شوند (طباطبایی، المیزان، ج2، صص 111ـ110). و با توجّه به مطلبی که گفتیم، شاید بتوان گفت فلسفة رجعت همة امامان(ع) این است که آنها به لحاظ فردی، به مقام کمال انسانی رسیده اند؛ امّا جامعه ای که به کمال رسیده باشد وجود نداشته تا آنها به لحاظ اجتماعی هم، کمال انسانی را در خود بروز دهند؛ بدین سبب رجعت می کنند تا کمال اجتماعی را که فرد در جامعه عادل واقعی بدان دست می یابد نیز برایشان حاصل شود.

15. محمد بن ابراهیم قوام صدرالمتألهین شیرازی، الحکمةالمتعالیه فی الأسفار العقلیة الأربعه، ج 8، ص 347.

16. مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ، ص 37.

17. همو، صص 49ـ48.

18. استاد مطهری این بحث را به نحو مستوفایی در کتاب انسان کامل، هنگام مقایسه انسان کامل اسلام با سایر مکاتب انجام داده است.

19. همو، ص 48ـ47.

20. همو، صص 39ـ38.

21. همو، ص 44.

22. استاد مطهری در جایی توجّه داده است که: «اتفاقاً در جامعه هایی که فساد هست و احیاناً فساد بیش تر است، زمینه برای تکامل روحی و اخلاقی بیش تر است؛ زیرا تکامل روحی و اخلاقی و معنوی نتیجة مقاومت کردن در برابر جریان های مخالف است (مرتضی مطهری، تکامل اجتماعی انسان...، صص 34ـ33). و لذا در جامعه ای که اشقیا، شقی تر می شوند، خوبان نیز می توانند خوب تر شوند.

23. سورة محمد (47)، آیة 7.

24. سورة طلاق (65)، آیة 12.

25. سورة انفال(8)، آیة 65.

26. مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ، ص 68.

27. سورة انفال(8)، آیة 17.

28. که این هم می تواند یکی دیگر از فلسفه های رجعت باشد.

29. مرتضی مطهری، تکامل اجتماعی انسان به ضمیمه هدف زندگی و...، صص 58ـ57.

30. همو، قیام و انقلاب مهدی(ع)، صص 64ـ56.

31. همو، تکامل اجتماعی انسان، صص 51ـ46.

32. این مطلب را شهید مطهری در همین کتاب تکامل اجتماعی انسان، صفحة 48 تا 50 به اختصار و در کتاب سیری در نهج البلاغه، مفصل نقد کرده.

33. همو، قیام و انقلاب مهدی(ع)، ص 47.

34. بسیاری از اوقات مردم چون نمی توانند حق را از باطل تشخیص دهند، با حق و عدل می جنگند و به خیال خود دنبال حق هستند. به تعبیر امیرمؤمنان(ع): «فلو أن الباطل خلص من مزاج الحق لم یخف علی المرتادین و لو أن الحق خلص من لبس الباطل، انقطعت عنه السن المعاندین، ولکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان، فهنالک یستولی الشیطان علی اولیائه، و ینجو الذین سبقت لهم من الله الحسنی»(نهج البلاغه، خطبه 50). اگر باطل از آمیختگی با حق جدا می شد، بر شک کنندگان هم بطلانش مخفی نمی ماند و اگر حق از لباس باطلی که بر او می پوشانند بیرون می آمد.

35. البته ما این جا دیدگاه اسلامی را در خصوص جهانی شدن مطرح کردیم که کاملاً در پارادایمی غیر از مسئله جهانی شدنی است که امروزه مطرح است. در واقع در پارادیمی که فعلاً جهانی شدن مطرح است، بحث اصلی ما بحث در نحوة برقراری روابط بین المللی با سایر کشورها است.

36. از منظر اسلامی بین مظلوم بودن و منظلم بودن فرق است. هر دوی آنها کسانی هستند که به ناحق مورد تجاوز واقع شده اند؛ امّا فرد مظلوم کسی است که خودش نمی خواسته زیر بار ظلم برود؛ ولی توان مقاومت نداشته است. منظلم کسی است که با این که می تواند در مقابل ظلم بایستد، زیر بار ظلم می رود.

37. مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی(ع)، ص 66.

38. همو، همان، ص 67.

39. همو، همان، صص 60 ـ 59، و نیز همو، تکامل اجتماعی انسان، ص 58.

40. سورة انبیاء (21)، آیة 105.

شرح مراتب طهارت -3


ادامه مطلب


[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 6:54 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مهدویت در قرآن - بخش اول

حضرت مهدى(عج) در قرآن
در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، در باره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است.
در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهرهگيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است...


در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده می كنيم:

1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون» فرمود:

«به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمی ماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند می شمارد.»

2 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره آيه شريفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً» فرمود:

«زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»

3 ـ امام صادق (عليه السلام) در بيان معناى آيه كريمه «و لقد كتبنا فى الزبور منبعدالذكر أنالأرض يرثها عبادى الصّالحون»فرمود:

«تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عليه السلام) و ياران او می باشند.»

4 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...» فرمود:

«اين آيه درحق آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(عليه السلام)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار می دهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را می ميراند.»

5 ـ امام سجاد(عليه السلام) زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً» فرمود:

«به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در بارهاش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»

6 ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض» در باره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درماندهاى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.»

برگرفته از :رادیو معارف


ادامه مطلب


[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 6:53 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مهدویت در كلام حضرت امام محمد باقر

آنحضرت در جایی دیگر در مورد بهبود وضع معیشتی اجتماع و مردم چنین می فرمایند: "همه اموال جهان در نزد مهدی (عج) گرد می آید آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین است آن گاه مهدی (عج) به مردم می گوید : بیایید و این اموال را بگیرید این ها همان چیزهایی است كه برای به دست آوردن آن ها قطع رحم كردید و خویشان خود را رنجانیدید ‘ خون ها ی به ناحق ریختید و مرتكب گناهانی شدید))


اشاره:
بیشترین روایات و اخباری كه در زمینه معارف دینی و اسلامی به ما رسیده است، از جانب امام باقر و امام صادق (ع) بوده است زیرا در دوره آن امامان بزرگ فرصتی مناسب فراهم گشت تا آنان بتوانند ظرائف و نكات دقیق دینی را برای هدایت بشریت ارائه نمایند از جمله اموری كه در سخنان و گفتار امام باقر به طور كامل مورد تبیین قرار گرفته است، مساله مهدویت می باشد كه به جلوه هایی از آن اشاره می نماییم:

تسلط كامل حضرت مهدی (عج) بر عالم :
بی شك نمی توان حكومت مهدوی را محدود در یك گوشه خاص جهان نمود و حضرت مهدی را به یك نژاد خاص مربوط كرد بلكه آن حضرت متعلق به تمام عالم می باشد و دولت و حكومت وی بر تمام جهان می باشد چنان چه قران كریم سیطره ی آن حضرت را بر تمامی زمین می داند و می فرماید ((ان الارض یرثها عبادی الصالحون)(1ِ). یعنی زمین را بندگان شایسته به ارث خواهند برد كه امام باقر در ذیل این آیه می فرمایند: (( این افراد (صالحون)همان یاران مهدی(ع) در آخر الزمان خواهند بود ))(2ِ).

و در جای دیگر فرمودند : (( گویا یاران حضرت مهدی را می بینم كه بر خاور و باختر گیتی مسلط شده اند و هیچ چیز در عالم نیست مگر آن كه از آنان فرمان می برد ))(3ِ).

ایجاد اقتصادی سالم و مفید در جامعه بشری:
عدم برنامه ریزی صحیح، ویژه خواری، تبعیض و ....از اموراتی هستند كه زندگی رفاهی و معیشتی دنیا را فلج می كند و راه یك زندگی متعادل و سعادت مندانه را برای تك تك افراد از میان برمی دارد. به طور حتم اگر منابع و ثروت های خدادادی با یك برنامه ریزی صحیح و همچنین مدیریتی متعهد و كار امد در كلیه جوامع تقسیم گردد شاهد اقتصادی با بركت و با بازدهی كلان خواهیم بود و این رویه در حكومت حضرت مهدی به طور كامل محقق خواهد شد . در آن دولت كریمه،هر نیازمندی به امال و حوائج خود خواهد رسید و آن حضرت چنان بذل و بخشش به افراد جامعه می نماید كه حتی پیامبران گذشته چنین كاری را نكرده اند و كار به جایی می رسد كه دیگر كسی یافت نمی شود كه بتوان به او كمك كرد و همه مردم به تمكن مادی و اقتصادی سرشاری دست خواهند یافت.

امام باقر در این باره چنین فرمودند:(( حضرت مهدی در سال دوبار به مردم مال می بخشد و در ماه دو بار امور معیشت به ان ها می دهند . تا نیاز مندی به زكات باقی نماند . صاحبان زكات زكات خود را نزذد فقراء می آورند ولی آن ها نمی پذیرند . پس آن ها زكات خویش را در كیسه هایی قرار می دهند و در اطراف خانه ها بگردند تا محتاجی پیدا كنند ولی مردم بیرون می آیند و می گویند : ما احتیاج به پول شما نداریم .سپس آن حضرت چنان دستبه بخشش اموال می زند ‘ به طوری كه تا ان روز كسی این چنین بخشش اموال نكرده باشد ))(4ِ).
آنحضرت در جایی دیگر در مورد بهبود وضع معیشتی اجتماع و مردم چنین می فرمایند: (( همه اموال جهان در نزد مهدی (عج) گرد می آید آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین است آن گاه مهدی (عج) به مردم می گوید : بیایید و این اموال را بگیرید این ها همان چیزهایی است كه برای به دست آوردن آن ها قطع رحم كردید و خویشان خود را رنجانیدید ‘ خون ها ی به ناحق ریختید و مرتكب گناهانی شدید))(5ِ).

رشد عقلی و تكامل معرفتی بشریت :
یكی از آرمان های عظیم انبیاء الهی گسترش علم ومعرفت در میان مردم بوده است، عقلانیتی كه در پرتو آن بتوان به سعادت و پیشرفت كاملی دست یافت . چنان چه حضرت امیر المومنین می فرمایند : (( خداوند به سوی مردم پیامبران را فرستاد تا فطرت آنان را بیدار نمایند و نعمت های فراموش شده را به آن ها تذكر دهد وبا آنان اتمام حجت نماید و نیروهای پنهانی و عقول آنان را باور نماید.6ِ))

از برنامه های اصلی حضرت مهدی نهادینه كردن فرهنگ تعلیم و تربیت دینی و اسلامی و عقل محوری در میان مردم می باشد و ظرفیت علمی و معرفتی آنان را به حد كمال خواهند رسانید. این مطلب را در حدیثی از امام باقر چنین می خوانیم :(( قائم ما به هنگام قیام نیروهای عقلانی مردم را تمركز می دهد و منت الهی خویش را بر سر مردم خواهد گذاشت و خردها و دریافت ها ی عقلی را به كمال می رساند و دانش آنان را گسترش می دهد .. ))7

در حكومت عدل جهانی دیگر ضعف و خلاء فكری و معرفتی وجود ندارد و ریز و درشت اجتماع از منابع سرشار علمی و عقیدتی سیراب می شوند و حتی زنان خانه دار نیز از آن بی بهره نمی مانند. امام باقر در این باره فرمودند : (( در زمان حكومت مهدی (عج) به همه مردم حكمت و علم می آموزند تا جائی كه زنان در خانه ها با كتاب خدا و سنت پیامبر قضاو ت می كنند . قران كریم حضرت مهدی را به آب فرب و گوارایی تشبیه می كند و می فرماید : (( قل ارایتم ان اصبح ماءكم غورا فمن یاتیكم بماء معین )) 8ِ

یعنی اگر اب حیات شما در زمین فرو رود چه كسی آن اب روان را برای شما خواهد آورد . كه امام باقر در حدیثی زیبا این آب گوارا را به وجود مقدس حضرت مهدی و گسترش علم ومعرفت وكمال در میان بندگان خدا تاویل می نمایند و هم چنین می فرمایند :(( این آیه در باره امام قائم نازل شده است یعنی كیست كه امام شما را آشكار كند كه شما را از اسمان و زمین آگاه سازد و از حلال و حرام و آمین خدا مطلع كند..))(9ِ)

امید است كه خداوند متعال همه ما را از دوستان و یاران آن حضرت در غیبت و ظهورشان مقرر فرماید "انشا الله."

----------------------------------

پی نوشت ها :
1ِ- قران كریم – انبیاء-105ِ
2ِ- تفسیر مجمع البیان – ذیل آیه 105ِ انبیاء
3ِ-موعود امام مهدی – كتاب سوم –ص 452ِ
4ِ- بحارالانوار – ج 52ِ –ص39ِ
5ِ-غیبت نعمائی -237ِ
6ِ- نهج البلاغه-33ِ
7ِ- بحارالانوار- ج52ِ-ص236ِ
8ِ- قران كریم –ملك -30ِ
9ِ- كمال الدین –ج1ِ-325ِ
 


ادامه مطلب


[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 6:53 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مهدویت در صدا و سیما

از حدود سال های 74ـ75 برنامه ای با عنوان «انتظار سبز» از صدای جمهوری اسلامی پخش شد و برخی شبکه های رادیویی مانند رادیو جوان و معارف در سال های اخیر برنامه هایی در این زمینه تولید کرده اند4 اما درحوزه سیما این موضوع با تأخیر بیشتری یافت، تا آنکه در سال های اخیر شاهدیم که سیمای جمهوری اسلامی ایران به موضوع مهدویت بیشتر از گذشته توجه نموده است.

اشاره:

«مهدی باوری» جزء مهمی از اصول اعتقادی شیعیان است. ایرانیان این اعتقاد را به نحو بارزی آشکار ساخته و آیین های بسیاری را حول انتظار آخرین حجت خدا سازمان داده اند. نشر آثار مکتوب از این حوزه بیشترین حجم را به خود اختصاص می دهد. صدا و سیما نیز؛ به عنوان فعال ترین و تأثیرگذارترین رسانة همگانی ـ هرچند با تأخیر زمانی و رتبی ـ به این موضوع پرداخته است. اولین و مهم ترین اثر تلویزیونی مهدوی، برنامة «به سوی ظهور» بوده که به کسب دیپلم افتخار «بهترین برنامه مذهبی سیما» نیز نائل آمد.

مقالة حاضر، که خلاصه ای از پایان نامة نویسندة محترم است، دربارة «مهدویت در سیمای جمهوری اسلامی؛ با نگاهی به برنامة به سوی ظهور» گفت وگو می کند. امید که طبع خوانندگان گرامی را بیاراید.

انتظار موعود و حکومت عدالت گسترش از اعتقادات روشن و صریح همة مسلمانان است. مفهوم انتظار آماده شدن وفراهم سازی بستر حکومت عدالت گستر امام عصر(ع) است.

امام عصر (ع) به عنوان آخرین حجت، و امام حیّ و حاضر شاهد تمامی اعمال وکردار شیعیان هستند و به شیوه ای کاملاً پنهان و نامحسوس افراد را هدایت می کنند. اینگونه نیست که امامت حضرت ولی عصر(ع) بعد از ظهورشان آغاز شود بلکه هم اکنون درحال هدایت و راهنمایی افراد هستند و به تکالیف امامت خود عمل می نمایند.

فرهنگ والای مهدوی به عنوان اعتقادی ریشه دار، بنیادین واصیل درفرهنگ تشیع مطرح است تا جایی که این اعتقاد سبب بسیج عمومی و مقوم آیین ها و انگیزه های انسانی است. نمادی که عامل عدالت خواهی و ظلم ستیزی جوامع شیعه در طول تاریخ بوده است.

جامعه شیعی ایران همواره در طول تاریخ، وجود امام عصر(ع) و انتظار فرج آن حضرت را به عنوان اصول اصلی خود برشمرده، و وجود آن حضرت را به عنوان امام و پیشوای دوازدهم پذیرفته و او را خاتم الاوصیا می داند.

ایرانیان این موضوع را به عنوان یکی از وجوه ممیزه خود توسعه داده و حول انتظار ظهور آیین های بسیاری را سازمان داده و آن را به صورت یک اصل اصیل اعتقادی پرورده اند. این اعتقاد که عاملی تعیین کننده در تعریف وظایف اجتماعی ـ سیاسی شیعیان در حیات دنیوی است، در اثر مواجهه با ایدئولوژی های گوناگون در دهه های اخیر نقشی اساسی در شکل دهی به بازنمودهای دینی و جهت گیری های فرهنگی و اجتماعی ـ سیاسی ایرانیان ایفا کرده است.

جوامع شیعی برای ابلاغ و ترویج این رکن و اصل اساسی از هر امکانی استفاده کرده اند. با وجود این باید دقت داشت که اهمیت محوری اعتقاد مهدوی و انتظار امام عصر (ع)، نه تنها به شکل گیری نظامات اعتقادی و عملی یکسان منتهی نشده است، بلکه خود موجب شکل گیری و بروز عقاید و گرایش های متنوع و حتی متضاد در جامعه شیعی شده است.

انتظار امام عصر(ع) را در جوامع شیعی، در طول تاریخ می توان به دو گونه تقسیم نمود:3

الف) انتظار فعال: دیدگاه امام خمینی (ره) را شامل می شود که منتظران در آن وظیفه زمینه سازی ظهورامام (ع) را دارندکه در نهایت با ارایة نظریة ولایت فقیه توسط امام خمینی(ره) و رهبری سیاسی بلامنازع ایشان منجر به تشکیل حکومت اسلامی در ایران گردید.

ب) انتظار غیرفعال: منتظران حضرت به غیر از دعا برای تعجیل ظهور امام وظیفه ای ندارند و با دست نزدن به هیچ عمل و اقدامی در رفع مشکلات زمان خود می توانند زمینة پرشدن جهان از ظلم و ستم را ایجاد کنند که خود این امر سبب تعجیل در ظهور ایشان می گردد.

مروری کوتاه بر جریانات فکری و بازنمایی های اعتقادات مهدوی نشان می دهد که موضوع مهدویت تا مدت ها مسکوت ماند تا اینکه در دهة 60 به دلیل در جریان بودن جنگ تحمیلی، مهدویت در بطن جامعه و به شکل مفاهیم والای معنوی چون شهادت و...حضور یافت.

پس از دهة 70 فعالیت ها و جنبش های متنوعی در زمینة مهدویت درجامعه آغاز شد. این فعالیت ها در ابتدا بیشتر به شکل نشر آثار مکتوب حول محور منابع اعتقادی شیعه بودند. سپس برخی نویسندگان و فعّالان مهدوی اقدام به نوشتن کتاب هایی درحوزة طرح ریزی استراتژی برای ارکان مهم نظام اسلامی و افراد جامعه ازجمله مردم، جوانان و...غیره کردند. ازجمله مهم ترین نکات مورد توجه در این نوشتارها وظایف منتظران و فرهنگ انتظار بود.

صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز با تأخیر به موضوع مهدویت پرداخته است. از حدود سال های 74ـ75 برنامه ای با عنوان «انتظار سبز» از صدای جمهوری اسلامی پخش شد و برخی شبکه های رادیویی مانند رادیو جوان و معارف در سال های اخیر برنامه هایی در این زمینه تولید کرده اند4 اما درحوزه سیما این موضوع با تأخیر بیشتری یافت، تا آنکه در سال های اخیر شاهدیم که سیمای جمهوری اسلامی ایران به موضوع مهدویت بیشتر از گذشته توجه نموده است.

مروری کوتاه بر برنامه های پخش شدة سیما نشان می دهد که ازحدود سال1380 سیمای جمهوری اسلامی ، روند افزون تری را در پرداختن به موضوع مهدویت آغاز نموده است. البته درسال های گذشته نیز سیما بنابر روال همیشگی خود برنامه های مناسبتی برای ایام نیمه شعبان و روزهای جمعه تدارک دیده و پخش کرده است. همچنین در برنامة مذهبی خود قسمت ها یا بخش هایی را به موضوع مهدویت اختصاص داده است.

اما بنا برآمارهای سازمان صداوسیما که نگارنده توانسته به آن دسترسی پیدا نماید، می توان گفت، اولین و مهم ترین برنامه اختصاصی مهدوی سیما که برای اولین بار در سال های 80 و81 ساخته شد، سری اول برنامه «به سوی ظهور» (به شکل ضبط شده) می باشد که درسال های بعد تاسری چهارم آن نیز ادامه پیدا نمود و از شبکه دوم سیما پخش شد.

همچنین درسال های اخیر برنامه هایی مانند «پایان دوران» ازشبکه اول، چهل وادی تماشا، سریال پردة عشق ومشق انتظار از شبکه دو، مجموعة ترکیبی موعود، سپهری دیگر و صبح امید ازشبکه چهار، مجموعه عطرعاشقی و برنامه های پرسش و پاسخ، میزگرد یا مجموعه هایی چند قسمتی در زمینة مهدویت و امام عصر(ع) ساخته و پخش شده است. در حالی که درسال های گذشته برنامه های اختصاصی دربارة این موضوع کمتر ساخته می شد.

چنانکه گفته شد، یکی از اصلی ترین اینگونه برنامه ها، برنامة «به سوی ظهور» است. این برنامه، اولین برنامه ای است که به صورت مستمر، خاص، غیر مقطعی و در قالبی متفاوت از دیگر برنامه های مشابه در مورد امام زمان (عج) و فرهنگ مهدویت (در شبکه دو و روزهای جمعه) ساخته و پخش شده است. تاکنون چهار سری (دو مجموعه ضبط شده و دو مجموعه زنده) از این برنامه و در مدت زمانی حدوداً چهار سال پخش شده است و طبق اعلام مرکز تحقیقات و مطالعات صدا و سیما جزء برنامه های نسبتاً موفق و پربیننده در بین مجموعه های مذهبی تولید شده در سیما محسوب می شود.5 همچنین برنامه «به سوی ظهور» در جشنواره اخیر تولیدات سیما دیپلم افتخار بهترین برنامه مذهبی را کسب کرده است.»6

طبق نظر سنجی مرکز تحقیقات، برنامه «به سوی ظهور» درمقایسه با برنامه های مشابه از موفقیت نسبتاً خوبی برخوردار بوده؛ این درحالی است که ساعت پخش این برنامه جمعه صبح ها هم زمان با پخش برنامه های سرگرم کننده از شبکه های دیگر بوده است.

بسیاری از افراد در این ساعات مشغول استراحت یا فعالیت های دیگری هستند. ضمن اینکه این ساعات اصولاً جزء ساعات پرمخاطب تلویزیون نیست. با وجود این برنامه توانسته درحد نسبتاً خوبی در جذب مخاطب تلویزیون موفقیت کسب کند به طوری که 28درصد پاسخ گویان صرف نظر از تواتر تماشا بیننده این برنامه بوده اند که در میان برنامه های مذهبی رقم قابل توجهی بوده است. بر این اساس سری چهارم این برنامه را می توان کامل ترین و جا افتاده ترین سری از اینگونه مجموعه برنامه ها دانست. با درنظر گرفتن این موضوع دراین پژوهش به پرسش های اصلی ذیل پاسخ می دهیم:

1. برنامه «به سوی ظهور» کدام جریانات فکری اصلی حول موضوع مهدویت را در جامعه بازنمایی می کند؟

2. شیوه و نحوة اصلی ارائه در این برنامه کدام است؟

دیدگاه های گوناگون دربارة انتظار

امید و آرزوی تحقق نوید جهانی انسانی، در زبان روایات اسلامی «انتظار فرج» خوانده شده و عبادت، بلکه افضل عبادات شمرده شده است.7

دو دیدگاه عمده ای که درمورد انتظار فرج امام عصر(ع) درطول تاریخ ودرجوامع شیعی وجود داشته ومحققی چون شهید مطهری نیز درکتاب قیام و انقلاب مهدی(ع) بدان اشاره کرده، عبارت اند از «انتظاری که سازنده و نگهدارنده، تعهدآور، نیروآفرین و تحرک بخش است، به گونه ای که می تواند نوعی عبادت و حق پرستی شمرده شود، و انتظاری که گناه، ویرانگر، اسارت بخش وفلج کننده است و نوعی «اباحی گری» باید محسوب شود».8

این تقسیم بندی را دکتر شریعتی نیزدارد: انتظار منفی و انتظار مثبت. این دو انتظار درست ضدّ یکدیگرند. یکی بزرگ ترین عامل حرکت و ارتقاء، تن دادن به ذلت و توجیه «وضع موجود» و دیگری پیش رونده و آینده گرا.9

دو برداشت از ظهور

برای توضیح انواع مختلف انتظار می توان به تحقیق جامعی که یکی از محققین مهدوی کشور انجام داده استناد نمود. او انتظار را در طول تاریخ به دو دیدگاه کلامی ـ اعتقادی و فرهنگی ـ اجتماعی تقسیم می کند. در دیدگاه کلامی به طور عمده دو بعد از ابعاد شخصیت و زندگانی امام مهدی(ع) مورد توجه قرار می گیرد: نخست اینکه آن حضرت، حجت خدا، تداوم بخش سلسله حجت های الهی و دوازدهمین امام معصوم از تبار امامان معصوم شیعه است که در حال حاضر در غیبت به سر می برند. دوم اینکه ایشان شخصیتی است تاریخی که در مقطع زمانی معینی از پدر و مادر مشخصی به دنیا آمده، حوادث متعددی را پشت سر گذاشته، با انسان های مختلفی در ارتباط بوده و منشأ رویدادها و تحولات مختلفی در عصر غیبت صغرا بوده اند.10

دیدگاه فرهنگی ـ اجتماعی ضمن پذیرش همه مبانی و اصول مطرح شده در دیدگاه کلامی ـ تاریخی در پی این است که موضوع مهدویت را مبنایی برای پی ریزی کلیه مناسبات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در عصر غیبت قرار دهد.

شاخص ترین فقیه، متکلم و اندیشمندی که دردیدگاه فرهنگی ـ اجتماعی به تحلیل و بررسی اندیشه مهدویت و فرهنگ انتظار پرداخته، امام خمینی(ره) بوده که نظریة ولایت فقیه را ارائه دادند. یکی از مهم ترین دلایل امام هم که به آن استناد کرده، توقیع یا دست خطی بوده که از سوی امام عصر(ع) به اسحاق بن یعقوب صادرشده در پاسخ به سؤالی که پرسیده بودند در ایام غیبت کبری در حوادث و پیشامدها چه باید بکنیم؟ در آن توقیع و دست خط بیان شده، «در ایام غیبت کبری درحوادث و پیشامدها به راویان حدیث ما رجوع کنید چون آنان حجّت من بر شمایند و من حجت خدا بر شما». این مبنای اصلی نظریة امام خمینی قرار گرفت که با رهبری و تلاش های ایشان ومردم سرانجام انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.11

پس از بررسی شاخص های انتظار فعال و غیر فعال، نحوة ارایة محتوای آیتم ها وسایر متغیرها در1597آیتمِ برنامة «به سوی ظهور» می توان به مهم ترین نتایج این تحقیق بدین شرح اشاره نمود:

ـ برنامه «به سوی ظهور» تنها در 19 درصد از آیتم های خود به مبحث انتظار فعال پرداخته است.

ـ این برنامه با 63 درصد بیشترین شیوه و نحوه ارایه اش، شیوه ارایه احساسی و عاطفی است و بیشترین محتوای آیتم های این برنامه با 56 درصد به مباحث احساسی و عاطفی اختصاص داشته است، در حالی که دراین برنامه سهم مباحث کلامی(اعتقادی) ـ تاریخی 3/13 درصد و مباحث اجتماعی ـ سیاسی 12 درصد بوده است.

ـ بیشترین نحوة ارایة محتوایِ آیتم های برنامه به شکل احساسی و عاطفی63 درصد بوده است. درحالی که 17 درصد آیتم های برنامه، نحوة ارایة شناختی، استدلالی و معرفتی داشته اند و5/19 درصد نحوة ارایة اطلاع رسانی.

ـ 48 درصد از آیتم های برنامه را آیتم «وله» تشکیل می دهد که 89 درصد ازاین میزان را وله های احساسی به خود اختصاص داده اند.

ـ بیش از 60 درصد پیام آفرینان برنامه را مردان تشکیل می دهند.

می توانیم این گونه نتیجه گیری کنیم که این برنامه بیشترین نحوه ارایه ای که بدان پرداخته و برجسته سازی نموده است، شیوة ارایة احساسی و عاطفی است.

بیشتر مخاطبان ما به خصوص نسل جوان اطلاعات درستی دربارة امام عصر (ع) ندارند و پرداختن این گونة سیما بدین موضوع، سبب دامن زدن به بار احساسی و عاطفی موضوع مهدویت درجامعه می گردد و درک نادرستی را به مخاطب القا می کند.

در این برنامه آیتم های آغاز برنامه،گفتارهنرمند، تشرف یافتگان خدمت امام عصر(ع)، نامه ای به امام عصر(ع)، ناله های فراق، آوای انتظار و شعر انتظار همیشه نحوة ارایة احساسی و عاطفی داشته اند. همچنین آیتم وله نیزبا 89 درصد نحوه ارایة احساسی و عاطفی داشته است.

تنها آیتم های گفت وگو با کارشناس با 97 درصد و نمایش بخش هایی از فیلم ها یا شبکه های آخرالزّمانی با 58 درصد نحوه ارایه شناختی، استدلالی و معرفتی داشته است. آیتم های بوستان انتظار (معرفی کتاب) همیشه، و آیتم های معرفی سایت های مهدوی، ارتباطات مردمی و تبلیغ با 92 درصد نحوة ارایة اطلاع رسانی داشته اند.

ازسویی این برنامه در قسمت های ویژه ای که به ایام ولادت معصومین(ع)، اعیاد یا مناسبت های حزن آور مذهبی اختصاص داشته، بیشترین زمان از کلّ برنامه را به آیتم های احساسی و عاطفی اختصاص داده است. به عبارتی این برنامه درمناسبت ها ی مختلف (شاد یا حزن آور) از رویکرد احساسی و عاطفی سودجسته است و بازنمایی این برنامه در موضوع مهدویت به شکل احساسی و عاطفی بوده است.

باید به این نکته توجه داشت که باور مهدوی در بین مخاطبان یک باور مستحکم است که رسانه یا برنامه های تلویزیونی آن را می توانند تقویت کنند و موجبات انس، شناخت و آگاهی بیشتر مخاطب را در زمینة مهدویت فراهم آورند.

این مطلب را مستند می کنیم به تحقیق باهنر که 3/2 افراد جامعه ایران که از رسانه های مدرن (رادیو وتلویزیون) استفاده می کنند دارای علاقة بسیار به دین هستند و 3/1 باقی مانده نیز به آن بی علاقه نیستند.12

از سویی رسانه ملی باید برای بیان مباحث دینی و به خصوص مهدوی از «مدل آیینی» که هدف نهایی آن به نمایش نهادن اعتقادات وبیان عواطف مشترک است، سودجوید.13 تلقی مدل آیینی از ارتباطات این است که به دنبال توزیع پیام درمکان و فضا نیست، بلکه می خواهد جامعه را در زمان نگه دارد و عقاید مشترک را باز نمایی کند.14

رویکرد آیینی ارتباط را در وهلة اول نه به عنوان «پراکندن پیام ها درفضا، بلکه نگهداری جامعه در زمان» می داند. دراین رویکرد ارتباطات «رساندن اطلاعات نیست، نمایاندن افکارمشترک» است.15

به طور کلّی می توان گفت نگاه آیینی نگاهی فرهنگی به ارتباطات دارد، نگاهی که در جستجوی ارزش ها و معانی است.16

بنابراین رسانة ملی با استفاده از مدل آیینی و نظریه انتظار فعال می تواند به یکپارچگی جامعه وگسترش پیوند های اجتماعی درراستای انتظار فعال کمک نماید. یعنی مهدویت و عشق به امام عصر(ع) تنها در موارد صرف آیینی چون حضور در جمکران یا دعای ندبة صبح های جمعه یا صدقه و دعا برای سلامتی و تعجیل ظهور (درعین اینکه این موارد بسیار مهم هستند)، خلاصه نشود.

از نکات مهم «مدل آیینی» توجه به ارتباط دو سویه بین مخاطب و فرستنده است با توجه به این موضوع و در نظرگرفتن فرهنگ والای مهدوی که یک اعتقاد ریشه دار در بین مخاطبان است، برنامه های مذهبی و به خصوص مهدوی تلویزیون باید در ارایة خود از این نحوه (مدل آیینی) که نگاهی فرهنگی به ارتباطات دارد، استفاده نمایند.

از سویی توجه به نیاز های مخاطب و گوناگونی آنها دراین مدل بسیارمورد توجه است. برنامة به سوی ظهور هم به دلیل استفاده از امکاناتی چون ایجاد سایت(www.zohoor.ir و www.zohoortv.com )، استفاده از فکس و ایمیل به شکل زنده در برنامه به مدل آیینی بسیار نزدیک است.

اما طبق نتایج نظر سنجی مرکز تحقیقات از برنامه «به سوی ظهور» 7 /52 درصد بینندگان برنامه معتقدند برنامه «به سوی ظهور» درحدّ زیادی در پاسخ گویی به سئوالات آنها در زمینه موضوع برنامه موفق بوده است. اما جالب توجه است که کمترین میزان این نظرسنجی نیز به گفتة مخاطبان مربوط به همین بخش است که ضرورت ارتباط بیشتر با مخاطبان وتوجه به نظرات آنان را می طلبد.

پس سیمای جمهوری اسلامی و سازندگان این نوع برنامه ها به جای پر رنگ و برجسته نمودن مباحث احساسی باید تلاش کنند سهم مباحث عقلی و اعتقادی را بالاتر ببرند و حتی این مباحث را با توجه به مدل آیینی با مخاطبان به چالش بکشند تا موضوع مهدویت از حالت نمادین، سنتی و احساسی صرف خارج شود و مخاطبان در زمینه انتظار واقعی (انتظار فعال) به باور واعتقاد مشترکی رسیده و بدین سبب این باور گسترش یافته و توسط رسانه بازنمایی شود، انتظار واقعی ای که سبب شود مخاطبان در تمامی ارکان زندگی خویش وجود امام(ع) را شاهد و ناظر اعمال خود ببینند به نحوی که این باور و انتظار اصیل در تمامی شئون اجتماعی، سیاسی و.... تجلی یابد.

نتیجه

براساس این تحقیق پیشنهاد می گردد:

ـ برنامه هایی که دربارة امام عصر(ع) ساخته می شوند برای مخاطبان خاصی تهیه گردند به عنوان مثال: برای کودکان، نوجوانان، جوانان و زنان....

ـ سازندگان این نوع برنامه ها به غیر از محتوا باید در ارائه جذابیت تصویری نیز بکوشند زیرا هر چقدر محتوا زیبا باشد اما نحوه ارائه رسانه ای نباشد، سبب مخاطب گریزی می شود. این مورد از عوامل مهم جذب مخاطب به سوی محتوا های دینی است.

ـ به موضوع مهدویت درقالب سریال ها و داستان ها پرداخته و تشرفات موثق به شکل فیلم،کلیپ و...برای جوانان ساخته شود، البته با توجه به رعایت تمام محدودیت های شرعی که برای نشان دادن چهره امام(ع) وجود دارد.

ـ باید ساختارخشک برنامه های مذهبی شکسته شود و مجریان برنامه و کارشناسان بتوانند به دور از زبان و بیان خشک، رسمی و قدیمی با مخاطبان ارتباط برقرار کنند. البته تا حدی که محتوا زخمی نشده و آسیبی به آن وارد نگردد.

ـ با حفظ بخش هنری این نوع برنامه ها در هر قسمت بنا به تناسب از شاعران، خوانندگان، خطاطان و... استفاده شود و حتی المقدور از تکراری شدن این بخش و تنها پرداختن به یک نوع هنر پرهیز شود.

ـ پس از پایان این گونه برنامه ها پژوهشی درباره عملکرد برنامه و اینکه چه تأثیری روی مخاطب داشته، صورت گیرد تا مشخص شود این برنامه ها چه تاثیری روی اعمال و کردار مخاطبان خود گذاشته اند و به اصطلاح در امام زمانی شدن مخاطبان چقدر موثر بوده اند.

ـ بعد معرفتی موضوع مهدویت و انتظار در این برنامه ها مورد توجه قرار گیرد و تلاش گردد چهره ای جذاب، مطلوب و دوست داشتنی از قیام جهانی امام عصر(ع) به مخاطب ارائه شود، درحالی که مخاطبان این برنامه ها کمتر با ژرفای اتفاقی که قرار است با ظهور امام عصر (ع) رخ دهد، آشنا می شوند.

ـ دراشعار، موسیقی مداحی ها یا مراثی که برای سایر معصومین خوانده می شود، بازنگری صورت گیرد تا خدای ناکرده به ساحت آن بزرگواران بی احترامی نگردد.

ـ نوآوری وابتکاری از نظر قالب و محتوا در این نوع برنامه ها رخ دهد، زیرا بیشتر برنامه هایی که در این رابطه تولید شده است در قالب های ترکیبی و میزگرد بوده است.

پی نوشت ها:

1. ناصری، علی، بازشناختی از یوسف زهرا علیه السلام، چاپ اول، قم: انتشارات کیش مهر، ص 19

2. شفیعی سروستانی، ابراهیم، معرفت امام زمان (ع) و تکلیف منتظران، چاپ اول، تهران: انتشارات موعود عصر(ع)، ص154.

3. مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی (ع) از دیدگاه فلسفه تاریخ، چاپ پانزدهم، تهران: انتشارات صدرا، ص15.

4. منتظرقائم، خلیل، «مهدویت و بازتاب آن در رسانه ملی»، ماهنامه موعود، شماره 68، ص17.

5. حیدری، معصومه، نظرسنجی ازمردم 30 شهرکشور درباره برنامه «به سوی ظهور»، گروه سنجش افکار، شماره تحقیق166/81.

6. صبور، رضا، گفت وگوی نگارنده با تهیه کننده برنامه «به سوی ظهور».

7. مطهری، مرتضی، قیام وانقلاب مهدی (ع) از دیدگاه فلسفه تاریخ، چاپ پانزدهم، تهران:انتشارات صدرا، ص14.

8. مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی (ع) از دیدگاه فلسفه تاریخ، چاپ پانزدهم، تهران: انتشارات صدرا، ص15.

9. جمعی از نویسندگان، انتظار در اندیشه ها، تهران: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (ع)، ص51

10. شفیعی سروستانی، ابراهیم، انتظار، بایدها و نبایدها، چاپ اول، قم: مرکز پژوهش های اسلامی صداوسیما، ص69.

11. شفیعی سروستانی، ابراهیم، معرفت امام زمان (ع) و تکالیف منتظران، چاپ اول، تهران: انتشارات موعود عصر(ع)، ص 176و174.

12. باهنر، ناصر، «راهبردهای آموزش دینی درتلویزیون با مطالعه در تطبیق رسانه های دینی»، فصلنامه پژوهش و سنجش، ویژه نامه آموزش.

13. مهرداد، هرمز، مقدمه ای بر نظریات و مفاهیم ارنباط جمعی، تهران:انتشارات فاران، ص52.

14. گیویان، عبداله، دو استعاره بنیادین برای فهم ارتباطات، فصلنامه رادیو وتلویزیون، شماره پاییز 1385، ص39.

15. ویندال، سورین وهمکاران، کاربرد نظریه های ارتباطی، ترجمه علیرضا دهقان، چاپ اول، تهران: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها، ص19.

16. گیویان، عبداله، همان، ص40.


ادامه مطلب


[ سه شنبه 5 آبان 1394  ] [ 6:53 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]