قرآن برای عده خاصی نازل نشده؛ بلکه آمده تا عموم مردم از معارف و راهکارهای آن بهره مند شوند؛ اما در نهایت کسانی از آن بهره خواهند برد و این نسخه دل هایشان را شفا خواهد داد که آن را باور و به دقت از آن پیروی کنند.
رهایی از تاریکی ها و قدم در سرزمین نور
در فرهنگ قرآن کریم، فضایی که در آن جهل و نادانی، نبود معارف الهی حاکم است، ظلمتکده ایست که در آن، جان آدمی از تعلیم و تربیت باز می ماند و نمی تواند راه رسیدن به سعادت را پیدا کند و قدم در جاده نور گذارد.
قرآن کریم این دو فضا را یکی به ظلمت نامیده و دیگری را نور ستوده و از معارف قرآن به عنوان وسیله ای الهی برای عبور از آن تاریکی ها به این روشنایی یاد کرده است.
قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتَابٌ مُّبِینٌ * یَهْدِى بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَیُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ [1]
براى شما از جانب خدا، روشنایى و كتابى روشنگر آمده است. خدا، هر كس را که از خشنودى او پیروى كند، به وسیله آن [كتاب] به راه هاى سلامت، رهنمون مىشود و به توفیق خویش، آنان را از تاریكى ها به سوى روشنایى، بیرون مى بَرد و به راهى راست، هدایتشان مى كند.
و از آنجا که بهره گیری از قرآن کریم بدون تعلیم و تربیت رسول خدا ص و تربیت یافتگان مکتب او امکان پذیر نیست، آن حضرت را به خارج کننده پیروان قرآن از تاریکی به نور نامید:
كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ [2]
[این قرآن] كتابى است كه آن را به سوى تو فرود آوردیم تا مردم را به اذن پروردگارشان، از تاریكى ها به سوى روشنایى، بیرون آورى.
اما سجاد علیه السلام در دعای 42 صحیفه این ویژگی قرآن را این گونه بیان می کند:
و جَعَلتَهُ نوراً نَهتَدی مِن ظُلَمِ الضَّلالَةِ وَالجَهالَةِ بِاتِّباعِهِ ؛(خدایا!) قرآن را نورى قرار دادى كه با پیروى از آن، در تاریكى هاى گمراهى و نادانى، راه را پیدا کنیم.
بصیرت افزایی
امام صادق علیه السلام قرآن کریم را مایه بصیرت افزایی معرفی می کند و به کسانی که به دنبال این ابزارِ لازم برای هدایت می گردند توصیه می فرماید که از قرآن بهره گیرند و با اندیشیدن در معارف و رهنمودهای آن، بصیرت خود را افزایش دهند:
إنَّ هذَا القُرآنَ فیهِ مَنارُ الهُدى، و مَصابیحُ الدُّجى، فَلیَجلُ جالٍ بَصَرَهُ، و یَفتَحُ لِلضِّیاءِ نَظَرَهُ؛ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ حَیاةُ قَلبِ البَصیرِ، كَما یَمشِی المُستَنیرُ فِی الظُّلُماتِ بِالنّورِ. [3]
به راستى كه در این قرآن، علائم راهنما و چراغ هایى برای دید در تاریكى وجود دارد. پس کسی که به دنبال جلا دادن به دل و دیده خویش است باید دیده خویش را بِدان، جَلا دهد و نگاهش را براى پرتو آن، بگشاید؛ زیرا اندیشیدن [در قرآن]، حیات بخش دل شخص بیناست، همچنان كه آدمى در تاریكى ها، به كمك نور، راه خود را مى یابد.
مراد از بیماری قلب، بیماریهای روحی، عقیدتی، اخلاق، تربیتی و مانند آن است. هر چند برخی از علما با استناد به برخی روایات مانند روایات شفابخشی سوره حمد برای تمام بیماریها؛ بر این عقیده اند که این بحث، اختصاصی به بیماریهای روحی نداشته و بیماریهای جسمی را هم می توان با قرآن درمان کرد
همین مطلب می تواند دلیل این سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله باشدکه فرمود:
إنَّ لِلقُلوبِ صَدَأً كَصَدَإِ النُّحاسِ ، فَاجلوها بِالاِستِغفارِ وتِلاوَةِ القُرآن [4] ؛ دلها نیز همچون مس، زَنگار مى گیرند؛ پس آنها را با آمرزش خواهى و تلاوت قرآن، جَلا دهید.
چرا که قلب زنگار گرفته قلب بیمار و پیچیده در جرمی ضخیم است که قدرت فهم و دید آن از بین رفته است و این قرآئت قرآن است که می تواند آن را از بین برده و بصیرت سابق را باز گرداند.
شِفای دلها
قرآن کریم خود را نسخه ای معرفی می کند از سوی درد آشنای خالقی که بشر را آفرید و به تمام مشکلات او آگاه است و داروی و درمان هر دردی را که انسان در مسیر تکامل و تربیت به آن دچار می شود را می شناسد و بر او عرضه می کند:
یَأَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَ شِفَاءٌ لِّمَا فِى الصُّدُورِ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُۆْمِنِینَ [5] ؛ اى مردم ! به یقین، براى شما از جانب پروردگارتان، اندرزى و درمانى براى آنچه در سینه هاست و رهنمود و رحمتى براى گروندگان [به خدا] آمده است.
نکته مهم در این آیه اختلاف تعبیر ابتدا و انتهای آن است. که در آغاز، مخاطب تمام انسانها هستند و در پایان، فقط گروه مومنان. دلیل این اختلاف با کمی دقت در محتوای آیه پدیدار می شود.
پیام آیه این است که قرآن برای عده خاصی نازل نشده؛ بلکه آمده تا عموم مردم از معارف و راهکارهای آن بهره مند شوند؛ اما در نهایت کسانی از آن بهره خواهند برد و این نسخه دل هایشان را شفا خواهد داد که آن را باور و به دقت از آن پیروی کنند.
ر همین اساس امیرالمومنین علیه السلام در توصیف قرآن فرمود:
كَلامُ اللَّهِ دَواءُ القَلبِ [6] ؛كلام خدا، داروى دل است.
و نیز فرمود:
إنَّ فیهِ شِفاءً مِن أكبَرِ الدّاءِ؛ وهُوَ الكُفرُ وَالنِّفاقُ وَالغَیُّ وَالضَّلالُ [7] ؛ در قرآن، درمان بزرگترین دردهاست: درد كفر و نفاق و انحراف و گمراهى.
از این روایت شریف فهمیده می شود مراد از بیماری قلب، بیماریهای روحی، عقیدتی، اخلاق، تربیتی و مانند آن است. هر چند برخی از علما با استناد به برخی روایات مانند روایات شفابخشی سوره حمد برای تمام بیماریها؛ بر این عقیده اند که این بحث، اختصاصی به بیماریهای روحی نداشته و بیماریهای جسمی را هم می توان با قرآن درمان کرد. [8]
مونس دلها
امیرالمومنین علیه السلام یکی از ویژگی های قرآن کریم را همدمی با دلها معرفی می کند آن هم همدمی که با وجود او انسان دیگر احساس تنهایی نمی کند:
مَن أنِسَ بِتِلاوَةِ القُرآنِ ، لَم توحِشهُ مُفارَقَةُ الإِخوانِ [9] ؛ كسى كه با تلاوت قرآن اُنس گیرد، از جدایى برادران، احساس تنهایى نخواهد كرد.
بی تردید مراد از این انس و همدمی حضور بدنی در کنار نسخه چاپی قرآن کریم نیست؛ بلکه منظور، ارتباط معنایی و معرفتی با این کتاب آسمانی است؛ و گرنه اگر کسی با معارف قرآن مأنوس نباشد اگر در یک کتابخانه مملو از قرآن کریم هم حضور داشته باشد باز احساس تنهایی خواهد کرد.
برای همین است که امام سجاد علیه السلام می فرماید:
لَو ماتَ مَن بَینَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ ، لَمَا استَوحَشتُ بَعدَ أن یَكونَ القُرآنُ مَعی [10] ؛اگر همه مردمان، از مشرق تا مغرب عالم بمیرند، با بودن قرآن در كنار من، هیچ گاه احساس تنهایى نمى كنم.
بی تردید مراد از این انس و همدمی حضور بدنی در کنار نسخه چاپی قرآن کریم نیست؛ بلکه منظور، ارتباط معنایی و معرفتی با این کتاب آسمانی است؛ و گرنه اگر کسی با معارف قرآن مأنوس نباشد اگر در یک کتابخانه مملو از قرآن کریم هم حضور داشته باشد باز احساس تنهایی خواهد کرد
افزایش ایمان
یکی دیگر از تاثیرات قرآن بر جانها که قرآن کریم و روایات بر آن تاکید دارند افزایش ایمان است. قرآن کریم در بیان این ویژگی خود می فرماید:
وَ إِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ ... فَأَمَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِیمَنًا [11] ؛ وقتی سوره اى نازل می شود ... كسانى كه ایمان آوردهاند، (این سوره) بر ایمان آنها مى افزاید.
و یا می فرماید: إِنَّمَا الْمُۆْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ ءَایَتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَنًا [12] ؛ مۆمنان، كسانى اند كه چون خدا یاد شود، دلهایشان بترسد و چون آیات او برایشان خوانده شود، بر ایمانشان افزوده گردد.
نکته ای که باز بر آن تاکید می کنیم اختصاص این ویژگی به مومنین است. دلیل این امر ایمان و یا همان زمینه مناسبی است که ایشان در جان خود پدید آورده اند تا این تقویت کننده الهی جان آنها را قوت بیشتری بخشد و گرنه کسانی که این آمادگی را ایجاد نکرده اند؛ نه تنها با شنیدن آیات الهی تقویت نمی شوند؛ بلکه بر بیماری درونیشان نیز افزوده می گردد:
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُۆْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً [13] ؛ و ما قرآن را براى درمان و رحمت مۆمنان نازل مى كنیم ولی ستمكاران را جز خسارت نمى افزاید.
نتیجه اینکه
قرآن کریم تنها یک کتاب خواندنی و بوسیدنی صرف نیست؛ کتابیست سرشار از برکات و تاثیرات تربیتی و اخلاقی به شرط آنکه انسان به آن ایمان داشته باشد و با دل و جان معارف و فرامینش را بشنود و به آن عمل کند که اگر این مهم محقق شد؛ انسان مومن به آن از تمام آن برکات و تاثیرهای الهی آن بهره مند خواهد شد.
پی نوشت ها :
1. 15-16/ مائده
2. 1/ ابراهیم ع
3. الكافی 2/600
4. بحار الأنوار 77/172
5. 57/ یونس ع
6. نثرالاآلی ص94
7. خطبه 176/ نهج البلاغه
8. ر.ک به شرح اصول الكافى، ملا محمد صالح مازندارنی 11/16
9. جامع الأخبار، ص 511
10. الكافی 2/602
11. 124/ توبه
12. 2/ انفال
13. 82/ اسراء
بخش قرآن تبیان
::
» کل نظرات : 0
» بازديد کل : 19320
» تاریخ ایجاد وبلاگ :
پنج شنبه 8 فروردین 1392
» آخرين بروز رساني :
پنج شنبه 15 فروردین 1392
