یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد
هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها
تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد
کاش از لطف شبی یاد زما می کردی
کاش از لطف شبی یاد زما می کردی
یاد از عاشق افتاده ز پا می کردی
کاش بیمار فراقت که ز پا افتاده
با نگاه ملکوتی تو دوا می کردی
کاش می آمدی با یک نظر ای نخل امید
کاش می آمدی با یک نظر ای نخل امید
گره از کار من زار تو وا می کردی
کاش یک شب تو برای فرجت مالک من
با دل سوخته خویش دعا می کردی
روزی که از بر ما ، رفته است دلبر ما
روزی که از بر ما ، رفته است دلبر ما
از دیدگاه اشکبار ،چون ابر نوبهاری
ای یاد رفته باز آی ، شادان نما دل ما
دل بی تو می نماید، همواره بی قراری





