آرزوي رستگار شدن و رسيدن به فوز و فيض شهادت در رکاب ولي خدا، براي کساني که در معرکه کربلا نبوده اند، آرزوي شيريني است.شهادت را رستگاري دانستن و آرزومندي براي درک آن فيض، هم خطي با سيد الشهداء «ع » است.اين آرزو در زيارتنامه هاي آن حضرت با عبارتهاي مختلفي بيان شده است.از قبيل: «فزتم و الله فليت اني معکم فافوز فوزا عظيما»، (1) «يا ليتني کنت معکم فافوز فوزا عظيما»، (2) «فيا ليتني کنت معکم فافوز معکم ». (3) جلوه اين آرمان والا، در هر عصري مي تواند آشکار شود، چرا که وقتي هر روز عاشورا و همه جا کربلا باشد و خط جهاد و شهادت به روي پيروان حق گشوده باشد، صداقت زائر در اين ادعا، در جبهه هاي نبردش با ستمگران ديده مي شود و اين آرزو به عمل مي رسد.نمونه آن در جبهه هاي دفاع مقدس در جمهوري اسلامي مکرر ديده شد.
آنان که عمري خطاب به مولايشان «يا ليتنا کنا معکم...» گفته و بر غربت و تنهايي مظلوميت حسين «ع » گريسته بودند، وقتي کربلاي جبهه هاي حق، براي حسين زمان ناصر و ياور مي طلبيد، به ميدانهاي رزم شتافتند و جان فدا کردند و نشان دادند که اگر در عاشورا هم بودند، همچون اصحاب شهيد آن امام، عاشقانه جان نثار مي کردند.جمله «يا ليتنا...» هم اعلام موضع و جانبداري از برنامه و حرکت عاشورايي شهداي کربلاست، هم اعلام آمادگي براي حضور در کربلاهاي مکرر تاريخ. شعار شهادت طلبان است و آرزوي وارستگان از تعلقات دنيوي.چرا که نوع شهادتي که حسين «ع » و اصحابش در کربلا پذيرا شدند، غبطه همه انسانهاي آزاده در دورانهاست.در حديث مفصل امام رضا «ع » خطاب به ريان بن شبيب آمده است: «يا ريان!ان سرک ان يکون لک من الثواب مثل ما لمن استشهدمع الحسين «ع » فقل متي ما ذکرته: يا ليتني کنت معهم فافوز معهم فوزا عظيما» (4) .اگر دوست داري که ثواب شهيدان کربلا را داشته باشي، هر گاه به ياد آن حادثه افتادي بگو: کاش من نيز با آنان بودم و با آنان به رستگاري بزرگ مي رسيدم.اين آرزو، نشان دهنده زمينه تفکرات عاشورايي در دل انسان است.
پاورقي
(1) مفاتيح الجنان، زيارت اول امام حسين، ص 424.
(2) همان، زيارت ششم، ص 427.
(3) همان، زيارت وارث، ص 430.
(4) بحار الانوار، ج 44، ص 286.

در حادثه کربلا، آب و عطش لازم و ملزوم يکديگرند.کاروان اباعبدالله، کنار فرات فرود آمد، ليکن سپاه ابن سعد، فرات را به محاصره گرفت و آب را به روي امام حسين «ع » و اهل بيت و اصحابش بست و ميان امام و آب فاصله انداختند تا هم زودتر حسين «ع » را به تسليم وادارند و هم از خاندان رسالت انتقام بگيرند.به نقل مورخان، از سه روز قبل از عاشورابا محاصره فرات، خيمه گاه امام در مضيقه بي آبي قرار گرفت و کودکان اهل بيت را با ديدن رود فرات، تاب تحمل عطش کمتر مي شد.منع آب از زنان و کودکان و افراد عادي (بويژه غيرنظاميان) در همه اديان و مذاهب، غير قانوني و عملي غير انساني است، بويژه در اسلام.
سپاه اموي با بستن آب به روي ياران و فرزندان حسين «ع »، اين کار خلاف شرع ومغاير با شرافت انساني و جرم جنگي را مرتکب شدند و کساني همچون مهاجربن اوس، عمرو بن حجاج و عبدالله بن حصين به اين عمل مباهات مي کردند و زخم زبان مي زدند که: حسين!از اين آب، درندگان و پرندگان مي خورند ولي تو حق نداري از آن بچشي!
مساله «آب »، در ابعاد و صحنه هاي مختلف نهضت عاشورا مطرح است، از قبيل: فرات و نهر علقمه، مشک و عباس، کودکان و العطش، علي اصغر و تير حرمله، سقايي و علمداري، سنگابخانه، آب خنک و سلام بر حسين، غسل زيارت، لبهاي تشنه، بستن آب در کربلا، مراسم طشت گذاري، مهريه فاطمه، برداشتن کام با آب فرات، سيراب کردن سپاه حر و... که درباره هر کدام مي توانيد به عنوان خاص آن در اين فرهنگ مراجعه کنيد.
تشنگي کودکان و شهادت حسين با لب تشنه از فرازهاي برجسته اين حادثه است.وقتي امام سجاد «ع » نيز پيکر امام را دفن کرد، با انگشت روي قبر پدر نوشت: «هذا قبرالحسين بن علي بن ابي طالب، الذي قتلوه عطشانا».
از آب هم مضايقه کردند کوفيان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند ديو و دد همه سيراب و مي مکيد خاتم ز قحط آب، سليمان کربلا (1) .
بسيار گريست تا که بي تاب شد، آب خون ريخت ز ديدگان و خوناب شد، آب
از شدت تشنه کامي ات، اي سقا آن روز ز شرم روي تو آب شد، آب (2) .
آب، شرمنده ي ايثار علمدار تو شد که چرا تشنه از او اينهمه بي باک گذشت
بود لب تشنه ي لبهاي تو صد رود فرات رود بي تاب، کنار تو عطشناک گذشت
بر تو بستند اگر آب، سواران سراب دشت دريا شد و آب از سر افلاک گذشت (3) .
آب، رمز طلب و تشنگي و الگوي عطشهاي حيات بخش است و آنان که از آب هم استغنا و بي نيازي نشان مي دهند و تشنگي را طالبند، به آب حيات و سيرابي جان مي رسند.
...................................................
پاورقي
(1) محتشم کاشاني.
(2) سهرابي نژاد.
(3) نصرالله مرداني.