وقتی مداح برای گرم کردن مجلس داستان های واهی تعریف می کند یا با استناد به خواب و رویا، چیزهایی سر هم می کند و به اهل بیت نسبت می دهد و جماعت هم به میل او واکنش نشان می دهند، چگونه می توانیم یک عاشورای ناب تأثیرگذار را از دست این همه مسلمان صرفا احساساتی و بی اطلاع، سالم به نسل های بعدی منتقل کنیم .

به فرض آنکه مداح یا واعظ مجلس اشتباه کند، مردم چرا با سکوت یا گریه او را تشویق می کنند؟ یا در بین این همه مخاطب هیچ کس متوجه خطای اتفاق افتاده نمی شود؟ غلو، دروغگویی، بد تعریف کردن و پایین آوردن شأن اهل بیت اگر از طریق یکی از رسانه ها عنوان شوند سریع با واکنش مردم مذهبی روبرو می شوند اما همین مردم مذهبی وقتی در یک هیئت دور هم جمعند در مقابل همین گونه اشتباهات ساکت مانده و پذیرش نشان می دهند. چنانچه واعظ بسیار پایین تر از سطح مورد نیاز مخاطب صحبت کند و اصلا به خودش زحمت ندهد برای سخنرانی در سطوح بالاتر فکری مورد نیاز جوانان تحصیل کرده، مطلبی را آماده کند .
مخاطب اگر خیلی مخالف باشد چاره ای جز رها کردن هیئت ندارد. برای فهم چرایی این مسئله لازم است مخاطب شناسی و محیط شناسی خوبی بدانیم . بسیاری مخاطبان آگاهی کافی برای فهم و تشخیص این چیزها را ندارند و چه بسا آن را جایز بلکه مستحب بدانند. عوام کم سواد که نوعا گرفتاری هایی هم در زندگی دارند و چشم به جنبه ی اعجاز اینگونه مجالس دارند، آمادگی کافی دارند که جذب مسائلی همچون غلو و دروغ گردند.
بسیاری از مخاطبان نیز – همانطور که تربیت شدهاند – بیتفاوت هستند. بیتفاوتها هیچگاه عمیق به اطراف خود توجه نمیکنند که بخواهند واکنشی نشان دهند. همه منطقشان پیروی از جمعیت و همرنگی با عموم است. اینها اگر در کربلا هم بودند، و به سخنرانی امام حسین (علیه السلام) گوش میدادند، بسیار گریه میکردند و پس از آن به خانه میرفتند و امام (علیه السلام) را با یزیدیان تنها میگذاشتند.
ادامه مطلب
درباره زیارت عاشورا، روایات فراوانی وجود دارد. امام باقر( علیه السلام) این زیارت را به یکی از اصحابش به نام علقمه بن محمد حضری آموزش داده است.( کامل الزیارات، ص80، بحار الانوار،ج101،ص290)

از آنجا که زیارت نوعی اعلام موضع در مشخص کردن خط فکری است و آثار سازنده عجیبی دارد؛ آنچه به عنوان متن زیارتی خوانده میشود از نظر محتوی و جهت دهی، از حساسیّتی ویژه برخوردار است. به همین جهت ائمه(علیهم السلام) با آموختن نحوة زیارت به یاران خود، به این عمل سازنده جهت و غنای بیشتری بخشیدهاند.زیارت عاشورا، که از تعالیم امام باقر( علیه السلام)است، به سبب آثار سازندة فردی و اجتماعی و بیان مواضع فکری و عقیدتی شیعه و نشانه گرفتن خطر انحراف اهمیت ویژه ای دارد. شماری از دستاوردهای این زیارت عبارت است از :
1-ایجاد پیوند معنوی با خاندان عصمت و تشدید علاقه و محبت به آنان، مانند "فراز اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد".
2- پیدایش روحیه ظلم ستیزی، یعنی تکرار لعن و نفرین بر ستمگران در این زیارت موجب پیدایش روحیه ظلم ستیزی شده، ولو با اعلام برائت و نفرت از ستمگران و ابراز محبت به پیروان حق، که پایه های ایمان را محکم میکند.
3- دوری جستن از خطر انحراف
4- ترویج روحیه شهادت طلبی و ایثار و فداکاری در راه خدا
5- احیای مکتب در راه و هدف خاندان عصمت(مصباح المتهجد ، شیخ طوسی، صص 542-547-538)
6- درس آموختن و الگو گرفتن از شهدای کربلا
ادامه مطلب
امام علی(علیه السلام) در یكی از سخنان خود خطاب به كمیل میفرماید: هیچ حركتی نیست كه انجامدهی مگر آن كه برای آن محتاج به معرفت و شناخت هستی (تحف العقول ص 17). این امر دلیل روشنی دارد.

مراسم سوگواری حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) از دیرباز نقشی بسیار مهم و غیر قابل انكار بر فرهنگ جامعه شیعیه داشته و مؤلفههای بزرگی از هویت مذهبی شیعیان ایران و جهان را شكل داده است.به طوری که امام راحل(قدس -ره) فرمودند :"این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است". اما متأسفانه در طول سالهای اخیر ـ و شاید به دلیل بی توجهی و كم كاری علما، صلحا، فقها، هنرمندان و شاعران تراز اول شیعه ـ شاهد برخی از انحرافات و عدول از اهداف راستین این نهضت بزرگ به ویژه در امر مداحی و سینه زنی بوده ایم.
اما بی انصافی است اگر تمامی تقصیر ها را به گردن مداحان عزیزی که از سر اخلاص و محبت، به امر نوکری آل اللّه می پردازند بیاندازیم. اگر هم در این زمینه قصوری رخ داده بدون غرض بوده و فقط به خاطر عدم آگاهی است .
امام علی(علیه السلام) در یكی از سخنان خود خطاب به كمیل میفرماید: هیچ حركتی نیست كه انجامدهی مگر آن كه برای آن محتاج به معرفت و شناخت هستی (تحف العقول ص 17). این امر دلیل روشنی دارد.
رسول اكرم(صلی الله علیه وآله) در این باره چنین فرموده است: «كسی كه كار انجام میدهد و در آن آگاهی و شناخت لازم را ندارد، آنچه را كه خراب میكند، بیش از آن چیزی است كه اصلاح مینماید.»
این دستور دینی كه غالباً در زندگی روزمره و در امور جزیی به كار گرفته میشود، گاه در مسائل بسیار مهم به دست فراموشی سپرده میشود. از نمونههای برجسته آن كه در اینجا مورد بررسی قرار میگیرد، عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) است. برگزاركنندگان مراسم عزاداری برای سیدالشهدا(علیه السلام) بایستی شناخت و معرفت كامل نسبت به این امام همام و نهضت عاشورایی آن حضرت داشته باشند اما فقدان این شناخت موجب شده تا بسیاری از مجالس سوگواری امروزی هر چه كه پرشورتر میشود، از هدف خود دورتر شود .
ادامه مطلب
![]()
فلسفه عزاداری حسینی، زنده نگه داشتن اسلام و مکتب اهل بیت( ع) است، اما بعضا بر اثر ورود آسیبها، آفات و تحریفات این هدف و فلسفه اصلی تا حدودی فراموش و اهداف کاذب دیگری جایگزین آن شده است، سهراب محمودی، طی یادداشتی به آسیب شناسی عزاداری سالار شهیدان امام حسین علیه السلام در برخی مجالس پرداخت.
متن این یادداشت به شرح ذیل است: سلام و درود خدا بر آنهایی که در عزای سالار شهیدان گریه می کنند.
متاسفانه در برخی مجالس عزاداری و نحوه تعزیه گردانی و مجلس سینه زنی سنتی سالار و سرور شهیدان امام حسین علیه السلام بیشتر به یک مجلس گردانی ظاهری تبدیل می شود و بیم آن می رود که دلهای پاک و باصفای آن عزیزان از درونی کردن شعائر و ارزشهای عاشورایی فاصله بگیرد و بیشتر روبنایی شود، بگونه ای که فقط به ریتم آهنگ و هارمونی نوحه توجه شود تا به عمق مصیبت و دلسوختگی و پاک باختگی در آن.
این تذر از باب تکریم شعائر روضه امام حسین (ع) و مجالس، بدور از هرگونه تعریض و خدای ناکرده تردید در نیت دلسوختگان حسینی گفته می شود تا در آن گوشه چشمی از حضرت ابا عبدالله و ولی عصر روحی فدا بر دلهای سوخته ما نیز بشود. در مقام نمادشناسی نام مبارک امام حسین علیه السلام تبدیل به حوسین می شود؛ تا همه چیز تحت الشعاع هروله ها وحوسین حوسینهای تامل برانگیز شود!
تفاوتهای «حسین» و «حوسین»
1- حسین علیه السلام یکی بیشتر نیست، امام حوسینها متفاوت است و حوسین این مداح با حوسین آن مداح فرق می کند.
2- یاران حسین علیه السلام او را بنده خدا می دانند، ولی یاران حوسین فریاد حوسین اللهی سر می دهند.
3- حسین علیه السلام نماز را در بحبوحه جنگ در اول وقت به جای می آورد، اما حوسین نماز صبح را فدای مجالس شبانه می کند.
4- درد حسین علیه السلام درد دین و شرافت انسانی بود، اما همه مشکل حوسین عطش و سیراب کردن بستگانش بود .
5- ظهر عاشورا در مجلس حسین علیه السلام صدای الله اکبر و حی علی الصوه به گوش می رسد، اما در مجلس حوسین فریاد حوسین حوسین به جنگ اذان می رود.
6- حسین علیه السلام را باید از مطهری ها شناخت، اما حوسین را در لابلای آواز ناعالمان و ناعارفان باید جست.
7- حسین علیه السلام برای تمام سال زنده است و الگویی برای هر لحظه زندگی ماست، اما حوسین فقط ده روز سال جلوه می کند و بقیه سال بهانه ای است برای دور هم جمع شدن دوستان.
8- دوستان حسین علیه السلام ناخودآگاه خون گریه می کنند اما دوستان حوسین خودآگاه خودزنی و مجلس گرمی می کنند و هر کس کبودی صورت و سینه اش بیشتر باشد مقرب تر است.
9- حسین علیه السلام برای گفتن حرف خود به چیزی نیاز ندارد اما حوسین به طبل و بوق و کرنا و سبک پاپ نیاز دارد.
10- در مجلس حسین علیه السلام رسیدن به معرفت مهم است، اما در مجلس حوسین ترتیب صفها و ریتم نوحه و بالا و پایین پریدنها.
11- حرارت حسین علیه السلام هرگز در دلها سرد نمی شود، اما حرارت حوسین بعد از یک شور زدن سرد می شود.
12- عاصیان و گنهکاران برای شفاعت و توبه به مجلس حسین علیه السلام می روند، اما در مجلس حوسین برای مجلس گردانی و ندانسته گاهی با مزاحمت برای دیگران وآلودگی به گناه.
حسینی ها قبولی را به اطاعت از خدا و خلوص نیت و پاکی دل می دانند، اما حوسینی ها می گویند: هر چه می خواهد دل تنگت بکن فقط یا حوسین فراموش نشود.
عزیزان آنکه در کربلای 61 هجری به شهادت رسید امام حسین (ع) بود نه حوسین!
*شگفتي از قيام سالار شهيدان
كساني هستند كه به صحنة خونين عاشورا ، با ديدة تعجب و حيرت مينگرند و نميتوانند اين حقيقت را در فكر خود هضم كنند كه يعني چه و چگونه ممكن است كه جمعي از بزرگان و انديشمندان بشري، از جا برخيزند و عالماً و عامداً خود و عزيزان خود را به دهانة مرگ
انداخته و رضا به كشته شدن بدهند؛ و مخصوصاً زنان و كودكان خود را به چنگال اسارت بيفكنند؛ تنها براي اينكه دين خدا را در دنيا حفظ كنند و آن را از كهنه و متروك گشتن نجات دهند.
اين نگرش تعجبآميز به گونة يك معما ـ اگرچه به زبان و قلم هم نياورند ـ در اذهان بسياري از مردم هست. و اين به آن دليل است كه اين افراد اصلاً انسان را نشناخته، و آن چنان كه بايد درك نكردهاند كه انسان چه حقيقتي است، از كجا نشأت گرفته و به كجا ميرود؟ در نتيجه نفهميدهاند آن لفظ «خدا» كه به زبان ميآورند و به زعم خويش اعتقاد به وجود آن دارند، داراي چه معنايي است؛ «دين خدا» يعني چه و در ميان جامعة بشري چه موقعيت و منزلتي دارد، و بود و نبود آن در عالم انسان، چه اثري ـ مثبت يا منفي ـ ممكن است داشته باشد؟
از يك سو به اين حقايق آن چنان كه بايد پينبردهاند و از ديگر سو نميتوانند عظمت و جلالت شخصيت جهاني امام حسين(علیه السّلام) را ناديده بگيرند كه ميبينند دنيا در برابر آن بزرگمرد عالم، خاضع است .
ادامه مطلب
ازسه بعد و با سه ديدگاه، اين نهضت عظيم حسيني را که در تاريخ اين طور ماندگار شده است، مي شود نگاه کرد؛ در هر سه بعد، آنچه که بيش از همه چشم را خيره مي کند، احساس عزت و سربلندي و افتخار است.
يک بعد، مبارزه ي حق در مقابل باطل مقتدر است که امام حسين و حرکت انقلابي و اصلاحي او چنين کرد. يک بعد ديگر، تجسم معنويت و اخلاق در نهضت حسين بن علي است؛ در اين
نهضت عرصه ي مبارزه يي وجود دارد که غير از جنبه ي اجتماعي و سياسي و حرکت انقلابي و مبارزه ي علني حق و باطل مي باشد و آن، نفس و باطن انسانهاست. آن جايي که ضعفها، طمعها، حقارتها، شهوتها و هواهاي نفساني در وجود انسان، او را از برداشتن گامهاي بلند باز مي دارد، يک صحنه ي جنگ است؛ آن هم جنگي بسيار دشوارتر. آن جايي که مردان و زنان مؤمن و فداکار پشت سر حسين بن علي عليه السلام راه مي افتند؛ دنيا و مافيها، لذتها و زيباييهاي دنيا، در مقابل احساس وظيفه از چشم آنها مي افتد؛ انسانهايي که معنويت مجسم و متبلور در باطنشان، برجنود شيطاني- همان جنود عقل و جنود جهلي که درروايات ما هست - غلبه پيدا کرد و به عنوان يک عده انسان نمونه، والا و بزرگ، در تاريخ ماندگار شدند. بعد سوم که بيشتر در بين مردم رايج است، فجايع، مصيبتها، غصه ها، غمها و خون دلهاي عاشوراست. ليکن در همين صحنه ي سوم، باز هم عزت و افتخار هست. کساني که اهل نظر و فکر و تأملند، بايد هر سه بعد را دنبال کنند.
ادامه مطلب
نگاهی به کتاب «سیاهپوشی در سوگ ائمه نور(ع)»

این کتاب با هدف تبیین مبانی فقهی و پیشینه تاریخی شعائر حسینی(ع) و سیاهپوشی در سوگ شهادت سالار شهیدان تولید و بازچاپ شده است.
به اعتقاد مولف این نوشتار، سیاهپوشی در سوگ امامان پاک به ویژه در مصیبت جانسوز کربلا در عصر ما یکی از شعائر مهم شیعی است، شعاری چشمگیر و موثر که رونق و رواجی عام دارد. شیعه در ایام عادی و روزهای معمول زندگی از پوشیدن لباس سیاه پرهیز میکند اما به دهه نخست محرم یا آخر صفر و نظایر آن که میرسد، جامه مشکین میپوشد و در و دیوار و کوی و برزن را سیاهپوش میکند. در واقع، قرنهاست که تاریخ در بلاد شیعهنشین ناظر این صحنههاست.
این کتاب تاکید دارد که لباس سیاه، نشانه عشق و دوستی به ساحت امامان پاک است و اعلام جانبداری از سرور آزادگان در جبهه ستیز حق و باطل، جبههای که پهنه میدان آن از بام تا شام تاریخ است و جز به شمشیر حجت آخرین(عج) پایان خوش و محتوم خویش را بازنخواهد یافت.
در مقدمه این کتاب می خوانیم: «کتاب سیاه پوشی در سوگ ائمه نور(علیهم السلام) به تبیین ریشه های تاریخی و اعتقادی یکی از همین سنتها ـ سنت سیاه پوشی در عزای ائمه نور(ع) بویژه سالار شهیدان(ع) ـ می پردازد و شیوه تدوین و نگارش آن، چنان انتخاب شده که در عین بهره مندی خواص، عوام را نیز سودمند افتد. همچنین، اگرچه موضوع آن بحث در باب سیاه پوشی است و نویسنده بر بحث حول این موضوع، استوار مانده است اما خواننده تیزبین با نکته های بسیار دیگری نیز ـ در طول کتاب ـ آشنا خواهد شد.»
ادامه مطلب