
تعزيه خواني نقش برجسته اي درفرهنگ وادب وهنر عامه وروال جمعي مردم جامعه هاي سنتي –مذهبي گذشته وكنوني داشته است.افزون برنقش آن درآموزش وزنده وپويانگهداشتن وقايع تاريخي-مذهبي درذهنيت جامعه وتحول ورشد هنرعامه شمايل نگاري مذهبي ،كاركردهاي مهم ديگري نيز داشته كه به آنهابطور خلاصه وفشرده اشاره مي شود.
1-انگاره سازي براي شيوه رفتار عامه
يكي ازاهداف تعزيه برانگيختن احساس ديني عامه مردم وواداشتن آنان به تقليد وتكرار شيوه رفتارامام ويارانش درواقعه كربلا بطوريكه به تصوير درآوردن وقايع كربلا براحساسات عامه مردم تاثير عميق ومستقيم داشته ومردم رادرحفظ ارزشهاي معنوي ورخدادهاي كربلا برمي انگيخته ودينداري واز خودگذشتگي شهيدان حماسه آفرين تاريخ تشيع همچون انگاره ونمونه برتر رفتاردرذهن وخاطر آنان زنده وپايدارنگه داشته است.
2-انگيزش شورقدسيانه
نمايش فاجعه جان گدازي كربلا كه درآن «رويه خشن وبي رحم طبيعت جاهلي باتمام مظاهر خود جلوه كرد»ودرطول چندساعت ازروز عاشورا هفتادودوتن ازمردان حق كشته شدند چنان حزن انگيز ودردآوراست كه درژرفاي دل واحساس هربيننده شوروغوغايي به پا مي كند .كمتركسي است كه روايت مصايب وآلام شهيدان واهل بيت خاندان پيغمبروبيت وستم اشقيارادرتعزيه بشنودوببيند وازشدت اندوه ماتم شهيدان به هيجان نيايد وبه گريه ومويه ننشيند.
3-ايجاد وهم وخيال
ويژگيهاي نمايشي يا «درامي»تعزيه كربلا ونيروي وهم انگيزي وتاثير گذاري آن روي احساس مردم چنان قوي بود كه در تعزيه خوانيهاي معتبر قديم ،وقتي كه تعزيه خوانان آگاه وورزيده تعزيه مي خواندند ،مي توانستند درذهن تماشاچيان مومن ومعتقد ايجاد ايهام كنند وبرآنان چنان تاثير بگذارند كه از خود وارهند وبي خود شوند.
4-تطهير روح وتزكيه نفس
همه دست اندركاران تعزيه خواني ازتعزيه گرداني وتعزيه خوان وبانيان تعزيه گرفته تا خادمان وتماشاچيان مجالس تعزيه شركت درسوك سالار شهيدان وذكر مصيبت افشاندن اشك درماتم شهادت اووآلام اهل بيتش راتلاشي درپالددن گرد معصيت ازچهره جان وسبك كردن بارگناه وتزكيه نفس وذخيره كردن اجرمعنوي وثواب اخروي مي پنداشتند مردم باحضور درمجالس تعزيه خواني وموييدن وگريستن درسوك امام حسين(ع)وشهيدان كربلا وناليدن درغم به اسيري بردن اهل بيت امام (ع)پيوندخود رابامذهب پدران ونياكانشان استوار مي كردند وازثواب ذكر مصيبت وگريه درعزاي حسين توشه اي معنوي براي سفر آخرت خود فراهم مي آوردند.
5-گشودن باب توسل جويي ومراد خواهي
مردم بااهداي نيروي كارخود وعرضه خدمت رايگان وپرداخت اعانه ونذريانه درمجالس تعزيه خواني زمينه اي آرماني براي توسل به نيروهاي مقدس ديني فراهم مي كردندازاين طريق بانيروهاي قدسي پيروي ازجهان مادي رابطه اي روحاني برقرارمي كردند وازآنها درفايق آمدن برتكنيكها وناكاميها وبرآورده شدن حاجات وشفاي بيماريها استعانت مي جستند.
6-تقويت واستدلاي بينش شهادت
تعزيه باروايت شهادت امام حسين(ع)وبازنماياندن پايگاه والاي شهادت بينش شيعيان رادرباره پديده شهادت استعلا مي بخشيدوروحيه شهادت طلبي مرگ باافتخار رادرآنان زنده وپايدار نگاه مي داشت.
7-تسكين آلام
نمايش واقعه كربلا وتقليد وتكرار شهادت ومصايب انبياء واولياء درمحرم وصفر هرسال اثري آرام بخش براحساس شيعيان مي گذاشت مردم با مشاهده دردورانهاي امام وشهيدانشان دركربلا احساس يأس ونااميدي راازخود دور ميكردند ودرد ورنجهاي زندگي خودراخرد وتحمل پذير مي يافتند.
8-تحكيم همبستگي و وحدت
نمايش واقعه هاي شهادت درتعزيه خوانيها ،نيروي ستيزندگي ودليري واستقبال ازمرگ وشهادت درراه عقيده ومذهب را درجامعه سنتي ديني تحكيم مي بخشد به عبارتي هدف اصلي ومهم تعزيه تقويت وتحكيم احساس جمعيت يااحساس وحدت ميان مومنان است.
9-حفظ واستمرار موسيقي سنتي
موسيقي آوازي ياگفتاري از اصلي ترين ركنهاي تعزيه خواني به شمار مي رفت .هريك از تعزيه خوانان بنابرنقشي كه درتعزيه مي گرفتند ،اشعار وگفتار خودراباآواز،ودرنغمه ها وسايه هاي شان دودرخور آن نقش مي خواندند.
دراواخر دوره صفويان ،علاوه براجراي مراسم دسته گرداني ونوحه خواني واعمال وحركات نمايشي ونيمه نمايشي ومكالمات كوتاه وناپيوسته افراد شبيه كه در نه روز به تفاريق صورت مي گرفت ،خلاصه اي از تظاهرات نمايشي رادرروزعاشورابه گونه اي تركيبي وجامع درميدان يا صحن امامزاده برگزار مي كردند.بدين ترتيب كه نخست روضه خوانيهايي ازروي كتاب روضه الشهداء روضه مي خواندندوعزاداران رابراي تماشاي تعزيه آماده مي كردند سپس شبيه خواني آغاز مي شد چنين بود كه تعزيه هاي ثابت ومجلس وميداني پديد آمد .دربرخي ازشهرهاي ايران نيز همان مراسم پيشين ،يعني حركت دسته ها و نمايش واره ها ،بااندك تحولي به صورت تعزيه به مفهوم امروزي آن دردوره صفويان پديد آمده ودردوره افشاريان وآغاز عهدزنديان رشد وتحول يافته وكم بيش رايج شده است .
خصوصيات تعزيه خوانيهاي اوليه :
1-نخستين تعزيه هاي محرم فقط دريك يا دوروز(عاشوراويااحتمالاًتاسوعا وعاشورا)خوانده مي شده اند نه در سراسر دهه محرم .از دوره زنديان به تدريج براي هريك ازده روز محرم يك مجلس تعزيه ساخته شد.
2-موضوع نخستين تعزيه هاي روز عاشورا ،خلاصه وقايع كربلاوشهادت امام وساير شهيدان است واسارت اهل بيت(ع)تارفتن به شام وبارگاه يزيد بود ولي نخستين وقديمي ترین تعزيه ،تعزيه شهادت امام حسین (ع)نبود: بلكه مجلس هفتادودوتن بوده است.
تعزيه شهادت امام حسین (ع)به صورتي مستقل ومفصل بعدها ساخته شد.
3-درتعزيه هاي قديم ،اشقيا وشبيه هاي مخالفان يا اصلاًنقشي نداشتند يا نقششان بسيار اندك ومحدود بودشايدبه دليل اينكه تماشاگران مومن ومتعصب وساده دل ،شبيه شهر واشقيارااذيت وآزار مي كردندوگهگاه مردم با شهر خوانان رفتاري نا خوشايند داشتند.
4- حركت وعمل درتعزيه هاي نخستين بسيار اندك ومحدود بود وتعزيه بيشتر برآواز وكلام تكيه داشت ودرواقع چيزي همانند اپراهاي مذهبي بود.
5-تعزيه وتعزيه خواني ظاهراًدرهمه شهرها وروستاهاي ايران دريك زمان وبريك منوال رواج نيافت واز نظر كيفيت وشيوه ارائه واجرا نيز ،يكسان نبود .درمعدودي از شهرها وروستاهاي ايران تعزيه به شكل خاصي ونسبتاًقديمي آن كه اكنون به تعزيه هاي سيار ودوره اي معروف است ،باقي ماند ودربسياري ديگر ازشهرهاشكل ثابت يعني تعزيه هاي ميداني ومجلس باب شد.
ادامه مطلب

مقدمه :
براساس تحقيقات وپژوهشهاي تاريخي تعزيه خواني وشبيه خواني ازعهد باستان درايران مرسوم بوده وايرانيان ازعهدكهن با نمايش آيين هاي مذهبي زمينه وبستر شكل گيري تعزيه دردوره هاي بعد را مهياكرده اند مهمترين واصلي ترين آئين هاي باستاني «مصايب ميترا»و«سوگ سياوش»بوده است ايرانيان مهرپرست به هنگام برگزاري مناسك آييني خود واقعه «مصايب ميترا»رانيز به نمايش در مي آوردند .دراين نمايش چند تن از نقش آفرينان صورتكهايي برچهره خود مي زدند وروي سكويي كه پيروان آيين مهري براي نيايش هاي مذهبي ساخته بودند ،مي رفتند وهمراه نمايش، واقعه مصايب مهر رانشان مي دادند وهمچنين درسال مرگ سياوش ،مردم بخارا همراه آيين سوگواري سياوش شهادت اورا نمايش مي دادند .دراين نمايش ،شبيه سياوش را مي ساختند ودرعماري يا محملي مي گذاشتند.اين عماري يا محملی راكه چهارسويش بازبودروي دوش مي گرفتند و مويه كنان وسينه زنان در گذرگاه ها مي گرداندند.
ايرانيان شيعه نيز درساختن تعزيه وبه نمايش درآوردن واقعه هاي كربلا وحديث مصايب سيدالشهداء به سنت نمايشهاي آييني ايرانيان قديم وشيوه اجراي مناسك وآيينهاي آنان وپاره اي از عناصر اسطوره اي وحماسي سازنده نمايشهاي آييني نظر داشته اند .يكي از نويسندگان مصري معتقد است كه ايرانيان با پيش زمينه هنر تياتر كه درجامعه شان داشتند توانستند ازشهادت حضرت امام حسين(ع)واصحابش درامهاي مذهبي بيافريننددرصورتي كه عربها هيچگاه به این انديشه نيفتادندكه ازاين وقايع بهره بگيرند،زيرا درميانشان هنر نمايش ،سنت نبود.
اوج ونماد تعزيه درايران بربنياد وقايع كربلا يعني نبرداولياءبا اشقياوشهادت مظلومانه امام حسين (ع)دريك نمايش ماواگرفته وبه صورت تعزيه جلوه گر شده است گرچه درآغاز،بسياري ازفقيهان سنت گرا باشبيه وتشبيه وتعزيه خواني مخالفت ميكردند وبه لباس معصومان درآمدن ودرنقش آنان ظاهر شدن وشبيه درآوردنهاي مذهبي راگناه واهانت به ساحت مقدس ائمه اطهار (ع)مي دانستند. اين گروه روحاني معتقد بودند كه نبايد به قصد عزاداري براي سيدالشهداء واهل بيت (ع)وياران اووانجام دادن هركار ثواب يا منتخب به كاري نا شايست وحرام دست زد.
اما باتوجه به زمينه وپيشينه تعزيه درايران وعلاقه توده مردم ديندار ومتعصب كوچه وبازاردرجامعه ايران جا افتادوعلاقه توده مردم ديندارشيعه را به سوي خود كشانيد،روحانيون سنت گرابامشاهده شور هيجان مردم به حضوردر مجالس تعزيه خواني،دريافت تاثير شديد نمايش مصايب ائمه برعامه مردم ونزديك كردن بيش از پيش مردم به مذهب ودستگاه مذهبي ،دست از مخالفت كشيدند ورفته رفته به پذيرش تعزيه تن دردادند وتعزيه خواني رابارعايت شرايطي مجاز وشرعی دانستندبنابراين تعزيه خواني درپي مراسم دسته گردانيهاي مذهبي دردهه اول محرم ودهه آخرصفر پديد آمدوبااين مراسم آميخت وهمراه شدوتعزيه خوانان كه گروهي ازعامه مردم بودند ،داستان مصايب وآلام شخصيتهاي مذهبي وحماسه هاي قهرماني شهيدان كربلا را كه پيش ازآن در مقتل نامه ها وسوكچامه ها روايت شده بود واززبان مرثيه گويان وروضه خوانان ومداحان نقل مي شد ،همچون نقالان بااستفاده ازهنربيان وتقليد به نمايش درآوردند.ازاين زمان كه احتمالاًاواخر دوره صفوي بايدباشد،تعزيه خواني همچون نمايش آييني-مذهبي،درعرصه هنرايران آشكارگرديدوتحول تعزيه ازحوزه بسته خود هرگزازدين ومذهب دور نساخت وارتباط آنرا باروحيه واعتقادات فرهنگي –مذهبي مردم حفظ كرد وحفظ اين ارتباط به تعزيه كمك كردتاجايگاه ومقامش راهمواره درجامعه سنتي –مذهبي ايران نگه دارد. از اين رو ،تعزيه در جامعه ايران پيوسته جداازتئاتر،به معني امروزي اش،مطرح بوده است.
براساس مطالعات وتحقيقات پژوهشگران ونويسندگان ايراني وغير ايراني تاريخ پيدايش تعزيه درايران را عده اي مربوط به اواسط يا اواخر دوره صفويان وبعضي به دوره زنديان وگروهي به اوايل عهد قاجار مي دانستند حتي بعضي از نويسندگان وتاريخ نگاران مراسم سوگواري ودسته گردانيهاي دوره ديلميان راكه گويا گهگاه با شبيه هاي صامتي نيز همراه دسته هاي عزاداربوده است،آغاز تعزيه پنداشته اند.
اما مشهورترين فرض ونظريه ها درباره پيدايي تعزيه درايران اينست كه تعزيه شكل متحول وتكامل يافته مردم وآيين هاي سوگواري مذهبي است كه از قرنهاي اول،دوم،بويژه قرن چهارم (دوره آل بويه)در ايران رايج بوده است. همچنين احتمال داده مي شود كه زمينه نمايش اين مراسم ازبرخي آداب وشعائرونمايش وارهاي جمعي ايران قبل از اسلام ،مانند سوك سياوش وکين ايرج وامثال آنهاريشه ومايه گرفته باشد.
ظاهراًاين مراسم وتظاهرات مذهبي با رسميت يافتن مذهب شيعه دردوره صفويان ،شكل وهيئت منظم وسامان يافته اي پيدا كرد وبه تدريج باپديده ها وعناصر فرهنگي ، شبيه گرداني وامثال آنها درآميخت وسرانجام دراواخر دوره صفويان به صورت كنوني درآمد.
تعريف تعزيه درلغت: تعزيه درلغت به معناي سوگواري وبرپاشدن مراسم عزاداري به يادبوددرگذشتگان است.
تعزيه دراصل ودرزبان عرب به معناي تسلادادن به مصيبت ديدگان وپرسش از خويشاوندان مرده ودعوت آنان به صبر وشكيبايي است وتقريباًمعادل و هم معنا باكلمه «تسليت»است تعزيه ياتعزيت ازلحاظ دستوري مصدرفعل متعدي (ازباب تفعله وتفعيل)ازماده «عزا»ست و«غزا»مصدر لازم آن وبه معناي صبر وشكيبايي وآرامش يافتن است .هردوكلمه عزاوتعزيه ازنظردستوري ومعنايي مانند بسياري ديگر ازكلمات عربي فارسي شده تحول يافته اند .كلمه تعزيه كه مصدر فعل متعدي بود ،به دو صورت متعدي ولازم يعني تسليت گفتن وسوگواري هردوبكاررفت .
ادامه مطلب
پديدههاي مذهبي را ميتوان از ديدگاههاي گوناگون مورد بررسي و مطالعه قرار داد. تعزيه در ايران فينفسه يك فعاليت مذهبي (شيعي) است، اما در مراحل و لايههاي عميق فرهنگي، اجتماعي، ادبي و حتي اسطورهاي ايران در پيچيده است.
اين امر را ميتوان در نوع زبان و ادبيات حاكم بر تعزيه، (به ويژه شعر حماسي)، شخصيتها و قهرمانان آن، نمادها و نشانهها و لباس و پوشش و حتي تزيين و نحوهي آذين بنديها و... مشاهده كرد.
علي شريعتي شايد نخستين متفكري بود كه سخن از هويت ايراني- اسلامي به ميان آورد. نكتهي برجسته تحليل وي، نگاه تاريخي بود كه توانست دو جريان عمده در هويت ايران، يعني جريان ايراني و جريان اسلامي را برجسته كند. اين دو جريان مانند دو رودخانه در تاريخ ايران جاري شدهاند و به تناسب شرايط، بستر رودخانه و زمان بروز و ظهورهاي متفاوتي دارند. اين دو جريان در كليت تاريخ ايران چنان در هم آميختهاند كه جداييشان ممكن نيست و با اين وحدت و آميختگي در تعيين سرنوشت ايرانيان مؤثر شده است. ميتوان اين در هم آميختگي را در پديدهها و مصاديق عيني آن مشاهده كرد. يكي از اين مصاديق تعزيه است كه به نوعي يكي از نقاط برجستهي تلاقي دو جريان مذكور ميباشد. از اين رو تعزيه ميتواند از نگاه اين نوشتار به عنوان برشي از هويت ايراني تلقي گردد.
تعزيه نوعي روايت جدال حق و باطل است كه در اين حالت مسأله بسيار فراتر از يك واقعه مثالي يعني حادثه عاشورا ميباشد و به عنوان يك اصل كلي در هستي و مقدرات خداوند ميباشد. عاشورا حادثهاي است كه در واقعيت، يعني در تاريخ اتفاق ميافتد و پس از آن در گذار از مراحل مختلف فرهنگي و اجتماعي زندگي ايرانيان مورد خوانش قرار گرفته و به واقعيتي جديد و اصيل در فرهنگ تبديل ميگردد. اين حادثه به حوزهها و ابعاد مختلف زندگي مردم مثل آيينها، ادبيات، فرهنگ عامه، پوشش و آذينبندي فضاهاي عمومي مثل كوچه و خيابان، سطح سياسي و... گسترش مييابد. اين حادثه با ارزشهاي آن به تدريج به نوعي معيار شناخت خود و تمايز از ديگران بدل شده، و در اينجاست كه تعزيه صبغهي هويتي به خود ميگيرد.
يك ايراني از خردسالي- حتي گاه از نوزادي- وارد اين فرايند ميشود. او در ابتدا كه كودكي بيش نيست. به همراه خانواده، (پدر، مادر و خواهر و بردار) در اين مراسم شركت ميكند. جنبههاي نمايشي تعزيه براي هر كودك و نوجوان جذاب و گيرا است. تفاوت لباس (گروه قرمزها و گروه سبزها) براي او به تدريج معنادار ميشود. سخنان، اشعار و گفتههاي قهرمانان (مثبت يا منفي) نوعي نگاه و جهانبيني ايجاد ميكند. نوجوانان ايران گاه در بازيهاي خود استفاده از مراسم تعزيه و صفبندي آن را به كار ميبرند. از اين ديدگاه تعزيه در بازيهاي بچهها هم قابل بررسي است. با رشد فرد و تكرار اين مشاركت و فرايند در مراحل مختلف سني وي به تدريج، ارزشها، آثار و پيامدهاي مربوط به آن در ذهن و زبان او نهادينه ميشود. او در تعزيه با آمادگي و شوق خاصي شركت ميكند. بر مظلوميت آلعبا گريه ميكند و بر جبهه شر يعني اشقيا، لعنت و نفرين ميفرستد.
آب براي هر ايراني با سابقهي تاريخي كه در ايران دارد، به يك پديدهاي مقدس تبديل ميشود. او به هنگام نوشيدن آب بر امام حسين و تشنگان كربلا درود ميفرستد و يزيد و سپاهش را لعنت ميكند. كودك و نوجوان و جوان ايراني براي كودكان امام حسين (عليهالسلام) ( حضرت رقيه، سكينه و طفلان مسلم). نوجوانان كربلا (مانند حضرت قاسم) و جوانان (مثل حضرت علياكبر) گريه ميكند. وجه برجستهي هويتي تعزيه در هين نقطه عطف است كه حادثه عاشورا كه در تعزيه بازتوليد ميشود، براي همه سن و سالها از نوزادي (طفل شش ماهه) تا پيري (حبيببن مظاهر هفتاد ساله) قهرمان دارد. اين ويژگي باعث شده است كه هر فرد در هر مقطع سني با قهرمانان كربلا همدلي كند. اين وضعيت خاص ويژگي هويتبخشي تعزيه را بسيار برجسته و كارآمد ساخته است.
رفته رفته فرد ايراني كه شاهد تكرار حادثه عاشورا در آيين تعزيه است، آمادگي پيدا ميكند كه در صورت ظهور شرايط در نوعي تعزيه مشاركت فعال داشته باشد و براي دفاع از ارزشهايش مثل مظلوميت، عدالت و مبارزه با ستم در عمل وارد ميدان شود. يكي از اين مصاديق مشاركت فعال ايرانيان كه در دفاع مقدس بر آمد، خود يك رويداد هويتي است. چنانچه يك جزء كوچك از جنگ يعني براي مثال در متن و محتواي وصيتنامههاي شهدا و رزمندگان تأمل كنيم، بخوبي اثربخشي و هويتسازي تعزيه را مشاهده ميكنيم.
به اين ترتيب تعزيه در صورت تكرار مدام در فضاهاي فرهنگي و اجتماعي ايران ميتواند باز هم به عنوان نمادي از هويت ايرانيان قلمداد گردد.
مورخ يعقوبي ج2ص 124 مي نويسد : عائشه ، زبير و طلحه نقش اساسي را در تحريک مردم عليه عثمان بر عهده داشتند .
تاريخ يعقوبي ج 2 ص 124 شرح نهج البلاغه حديدي ج 3ص9 المعيار والموازنه
ص21
واز سوي ديگر طلحه و زبير هر يک داعي رهبري را در سر مي پرورند ندو آن دو براي بدست آوردن زعامت جامعه اسلامي بذل وبخششها نمودند .تاريخ سياسي اسلام حسن ابراهيم حسن ج1ص293 اما پس از قتل عثمان زمينه براي پيشوايي آنان فراهم نبود .
از اينرودست بيعت با علي (ع)دادند و خواهان حکومت کو فه و بصره و يا يمن شدند .
ابن قنييه مي نويسد :طلحه و زبير نزد امام علي (ع)آمدند و گفتند :
مي دانيد چرا با تو بيعت کرديم ؟ فرمود :براي فرمانبري .
همانگونه که با حکومت هاي قبل بيعت نموديد؟
گفتند :خير !بلکه بآن دليل بيعت نموديم که شريک حکومت تو باشيم .الا مامة والسياسه ج1ص51
ابو جعفر اسکافي متوفاي 240 هجرت مي نويسد :طلحه وزبير خواهان امارت کوفه و بصره بودند وبه علي (ع) عرض کردند: اگر حکومت کوفه و بصره را به ما بدهي هيچ ظلمي بر تو روا نميداريم .
الميعاروالموازنه ص22
مفهوم مخالف سخن فوق اين است که اگر حکومت کوفه وبصره به آنها داده نشود بر علي (ع)ظلم روا خواهند داشت ؟
از اينرو آن دو قتي کاملايقين حاصل نمودند که حکومت علي (ع)مانند حکومت گذشته نخواهد بود تا آنان بار ديگر با موقعيت بدست آمده به چپاول و غارت بيت المال بپردازند .
پس به بهانه ي زيارت خانه خدا ،راهي مکه شدند وبا بهره گيري از تقدس کعبه و موقعيت همسر پيامبر (ص)(عائشه)وسابقه درخشاني که در گذشته از خود بجاي گذاشته بودند وگروه بني اميه که جان سخت ترين دشمنان اهل بيت (ع)محسوب مي شدند دست بدست هم دادند وبا دست آويزقراردادن خون خليفه سوم مردم را با سخنراني مهيج خود ،عليه حکومت مرکزي تحريک نمودند.واز اين رهگذر سپاه بزرگي را گرد خود جمع کردند .وپس از مشاوره بصره را محل تاخت وتاز خويش قرار دادند،و پس از قتل وغارت وکشتار بي رحمانه وگردن زدن 70 نگهبان آنهم با دست بسته ،بصره را به اشغال خود در آوردند .
ودر نتيجه سپاه حق براي سرکوب شورشيان مدينه را بقصد بصره و ترک گفت ودر مدت کوتاه دست طمع را قطع فرمود .13 هزار کشته از اصحاب جمل گرفت و5هزار از سپاه اسلام شهيد شدند .مروج الذهب ج1ص708 اگر چه جنگ با هزيمت سپاه جمل به پايان رسيد،اما متاسفانه گرد نفاق و کينه و دشمن وبرادرکشي را بر دامن جامعه اسلامي نشناند.
واکنون نيز آثار وضعي آن بر افکار عدهاي از متعصبان کوردل موج مي زدند و متلاطم است .وسوزدل اينجاست که طلحه وزبير بستري را عليه اهل بيت عصمت و رسالت ساماندهي کردند که خود عصاره کتاب انقلاب اسلامي محسوب مي شدند وروزي از آن دفاع نمودند .
ادامه مطلب
مؤمنین لازم است از سرودن اشعار نامناسب و سبک و دور از شأن اهلبیت «علیهمالسلام» یا کفرآمیز و غلوگونه اجتناب ورزند و از اختلاط زن و مرد در تشکیل محافل، مجالس و دستهها پرهیز نمایند و از قمهزدن و حرکاتى که موجب وهن شیعه در جهان است و بهانه به دست دشمن مىدهد و ضرر و زیان بر بدن وارد مىکند، دورى کنند.

ادامه مطلب

