ميعادگاه |وعده گاه حسينيان و مهدي(عج)|
اللهم عجل لوليك الفرج
جدیدترین مطالب

مروی است كه سلیمان(ع) بر بساط خویش جای داشت و در هوا عبور می كرد. ناگاه روزی از زمین كربلا خواست درگذرد، باد بساط او را به دوران انداخت، چنان كه سلیمان بیمناك شد تا مبادا او را به خاك افكند. در این وقت باد از وزیدن بایستاد و بساط او به خاك در افتاد .

فقال سلیمان للریح لم سكنت؟ فقالت ان هنا یقتل الحسین(ع) .

فرمود: ای باد تو را چه افتاد كه ساكن گشتی؟ گفت: مقتل حسین بن علی اینجاست.



 


سلیمان گفت: كشنده او چه كسی است؟

گفت: لعین اهل سماوات و الارض، یزید.

پس سلیمان دست برداشت و او را لعن فرستاد و به دعای بد یاد كرد. در این وقت جن و انس ایمن گشتند و باد وزیدن گرفت و بساط طریق سلامت سپرد.

 

منبع : ناسخ التواریخ ، ج 1 ، ص274

منبع:http://ashoora.ir


ارسال شده توسط : مهرداد مقصودی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 15 آذر 1390 2:37 PM مهرداد مقصودی ]

مولایمان حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در پاسخ سعدبن عبدالله در ضمن حدیثی طولانی می فرماید:

حضرت زكریا از پروردگارش درخواست نمود كه اسامی پنج تن را به او بیاموزد.

 

جبرئیل(ع) بر او نازل شد و آنها را به او آموخت. هر گاه كه زكریا اسم محمد(ص) و علی(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) را می‌برد اندوهش برطرف می‌شد، ولی همین كه اسم حسین(ع) را می برد بغض گلویش را می فشرد و نفسش به شماره می افتاد و گریه اش می گرفت.

روزی گفت: خداوندا، چه سری دارد كه هر گاه اسم چهار نفر از اینان را می‌برم غم و اندوهم برطرف می شود و خاطرم تسكین می یابد، ولی هنگام نام بردن از حسین(ع) اشكم جاری و آه و ناله ام بلند می شود؟

خداوند متعال داستان حسین(ع) را به او خبر داد و فرمود: (كهیعص)(آیه 1سوره مریم) .


كاف اسم كربلا، هاء هلاك خاندان پیامبر(ص)، یاء یزید كه به حسین(ع) ظلم و ستم نمود، عین اشاره به عطش و تشنگی حسین(ع) و صاد صبر اوست .

زكریا كه این مطالب را شنید سه روز از مسجدش بیرون نرفت و دستور داد كسی بر او وارد نشود و شروع به گریه و زاری نمود و ذكر مصیبت او این عبارت بود: خداوندا، آیا بهترین آفریدگانت به فرزندش مصیبت زده می‌شود؟ آیا چنین مصیبتی بر آستانه آنان فرود می آید؟

 

منبع : فاطمه الزهرا ، رحمانی همدانی ، بحارالانوار ،ج52،ص84 ؛ شجره طوبی ، ج2 ، ص403

منبع:http://ashoora.ir


ارسال شده توسط : مهرداد مقصودی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 15 آذر 1390 2:37 PM مهرداد مقصودی ]

حضرت عیسی (ع) و كربلای حسین(ع)

در خبر است كه عیسی(ع) را با حواریون گذر به اراضی كربلا افتاد، ناگاه شیری را نگریستند كه طریق را بر روندگان مسدود ساخته بود. شیر به سوی عیسی(ع) پیش آمد و فرمود:


انی لم ادع لكم الطریق حتی تلعنوا یزید قاتل الحسین (ع) .

نمی گذارم شما درگذرید الا آن كه یزید را كه كشنده حسین(ع) است لعن كنید.


عیسی فرمود: حسین كیست؟

قال: سبط محمد النبی الامی و ابن علی الولی ؛

سبط پیامبر و فرزند علی ولی الله است .


عیسی (ع) پرسید: قاتل او كیست؟

گفت قاتل او یزید ملعون است كه وحوش بیابانها و درندگان صحراها خاصه روزهای عاشورا او را لعن كنند .

پس عیسی دست برداشت و لعن كرد بر یزید و نفرین فرستاد بر او. در این وقت شیر از طریق كناری رفت و حواریون ایمن شدند و به جانب مقصود عبور كردند .

 

منبع : ناسخ التواریخ ، ج 1 ، ص275

منبع:http://ashoora.ir


ارسال شده توسط : مهرداد مقصودی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 15 آذر 1390 2:36 PM مهرداد مقصودی ]

در سال پنجم جمادی الاول سال ششم هجرت در شهر مدینه ، در خانه حضرت علی (ع) دختری بدنیا آمد که سالها بعد در تغییر مسیر تاریخ بشریت نقشی عظیم ایفا کرد. زینب (س) از مادري چون فاطمه زهرا (س) متولد شد و در دامان  آن بانوی بزرگ اسلام و پيامبر اسلام (ص) و حضرت علي (ع) پرورش يافت. يكي از سيره هاي عملي زندگي اين بانوي الهي، پرستاري و دست گيري از حال بيماران و درماندگان بود. اتفاقات سختي كه در طول حيات سراسر مرارت بار ايشان رخ داد،همچون بيماري مادر بزرگوارشان، ضربت خوردن پدر، مسموميت برادر و بالاخره حادثه بزرگ كربلا، زينب را به عنوان الگوي پرستاران معرفي كرد و سالروز ولادتش، به عنوان روز پرستار برگزيده شد.

ایشان پرستار بزرگ  كربلا بود اما آیا فقط پرستار بود ؟ ایشان  علاوه بر پرستاری و مراقبت از حضرت امام سجاد (ع) که درروز عاشورا به شدت بیمار بود ، تقويت روحيه مجروحان و خانواده شهيدان، رسيدگي به بازماندگان و كمك به اطفال را نیز بر عهده داشت .واینها کوچکترین مسئولیت حضرت زینب (س) بود .

با وجود اینکه می دانیم پرستاری یک وظیفه سنگین وارزشمندی است اما وظیفه حضرت زینب تنها پرستاری از بیماران واطفال و... نبود بلکه وظیفه اصلی یا به عبارتی پرستاری اصلی حضرت زینب همان نهضت خونین کربلا بود ، که اگر نبود زینب ، خون سالار شهیدان ویاران باوفای ایشان پایمال می شد .

روز دوازدهم محرم کاروان اسیران به کوفه رسید شهر در حالتی عجیب وغیر عادی بسر می برد . شایعات گوناگون در میان مردم رواج داشت وهر دسته به گونه ای خاص درباره کربلا سخن می گفتند .

ورود کاروان آن هم با آن وضع رقت انگیز کوفه را منقلب وپریشان ساخت .

 

 

عظمت فاجعه کربلا و جنایت شومی که بوقوع پیوسته بود موجب شد که همه کسانی که شاهد منظره ورود کاروان اسیران بودند گریه کنند زیرا بیشتر مردم یا در جنگ بر ضد حسین (ع) ویارانش مستقیماً شرکت داشتند ویا آنکه با فرصت طلبی وسکوت خویش بر آن جنایت صحه گذارده بودند .

زینب کبری (س) با دیدن اشکهای آن مردم پیمان شکن با خشم بسیار روی به آن جماعت کرد وفرمود :

« حمد وستایش بی پایان بر خداوند متعال ودرود بر روان پاک محمد (ص) وخاندان نبوت ! ای مردم کوفه وای پیروان مکر وحیله . ای کسانی که با نامه های خود ما را بسوی خویش خواندید ولی چون ما بسوی شما آمدیم پیمان خویش را زیر پا گذاشتید وب ا دشمنان ما هم پیمان شدید .

 

اکنون شما را می بینم که بر سرنوشت ما میگریید در حالیکه این مصیبت بزرگ را بادست خودتان فراهم کردید .

داستان شما همچون زنی است که رشته ها را با دقت می تابید و بعد با دست خود آنها را باز میکرد و زحمات خویش را بر باد میداد .

در میان شما هیچ چیز جز مکر و حیله نیست زیرا که پیمان خود را با ما شکستید و با خدعه و فریب هر زمان برنگی دیگر درمیآیید . همچون بوقلمون که هر زمان برنگی دیگر جلوه گری میکند .

گاه ادعای چیزی را می کنید که ندارید ، زمانی چون بردگان زر خرید راه تملق وچاپلوسی پیش میگیرید وزمانی چون دشمنان کینه جو در کمین انتقام می نشینید .

شما همچون آن ابر سیاه وکم باران ویا گیاه وعلفی که بر روی سرگین میروید ظاهری دلفریب دارید در حالی که باطن شما تو خالی ومهمل است .

شما برای آینده خود ذخایر زشتی پس انداز کردید مطمئن باشید خشم و غضب الهی در انتظار شماست .

شما در کشتن برادران و پشتیبانان ما با جنایتکاران همکاری میکنید و اکنون چاپلوسانه بر مصیبت ما میگریید.

سوگند بخدا که باید گریه کنیدبر احوال زار خود ، زیرا که این حتک حرمت وعداوت با خاندان پیامبر را بهیچ وسیله نمیتوان جبران نمائید .

شما کسی را کشتید که راهبر راستین زندگی شما بود . دست شما به خون فرزندان و برگزیدگان رسول خدا آغشته است . شما آل عصمت و طهارت را که نمونه هائی بزرگ از تقوی وفضیلت هستند به اسارت درآوردید وبه علت همین اعمال زشت در نزد همه کس رسوا خواهید بود وعذاب وقصاص آخرت در انتظار شماست .

هرگز تصور نکنید که تأخیر در عذاب موجب فراموشی اعمال شماست . نه هرگز اینطور نیست زیرا که خدای قهار همیشه مراقب گناهکاران ورسوایان است »

سخنان زینب (س) مرد کوفه را در وحشت فرو برد مخصوصاً آنکه او در پایان خطابه خویش فرمود :

 مردم کوفه مردان شما عزیزان ما را می کشند آنگاه زنان شما گریه وزاری میکنند خداوند روز قیامت بین ما وشما قضاوت خواهد کرد .

واین سخنان جاودان زینب (س) سرزنش وملامت همه مردم زبون وبی اراده ای است که با ظالمان همکاری میکنند ویا با سکوت  خویش ظلم را یاری میدهند وسپس ابلهانه به گریه وزاری می نشینند وامید رستگاری دارند ....

 ... به بركت این بانوى بزرگوار و قيام مباركش، هم‏چنان پرچمهای خونين عاشورا به نشانه روز انتقام مظلوم از ظالم، در سراسر جهان افراشته مى‏شود زيرا زينب كبرى (س) بود كه پيام ‏خونين حضرت اباعبدالله الحسين (ع) را به تمام نسل‏ها و عصرها رساند.

در خاتمه شايسته است از پرستاران فداكار و بي توقعي ياد كنيم كه همواره از مهرباني  و دلسوزيشان بهره مند بوده ايم، به مادراني كه همواره در زندگي  شير زناني همچون زينب (س)  را برای خود الگو قرار داده  تا در رويارويي با مصائب و دشواريهاي زندگي مرهمي بر دلهاي مجروحمان گذارند.

هر کس یک شبانه روز از بیماری پرستاری کند ، خداوند او را با ابراهیم خلیل محشور می کند .پیامبر اکرم (ص)

منبع:http://ashoora.ir

 


ارسال شده توسط : مهرداد مقصودی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 15 آذر 1390 2:34 PM مهرداد مقصودی ]

زينب كبرى سلام الله عليها،پيامبر خون شهداى كربلا و همراه حسين«ع»در نهضت خونين عاشورا .حضرت زينب،دختر امير المؤمنين و فاطمه زهرا«ع»در سال پنجم هجرى،روز 5 جمادى الأولى در مدينه،پس از امام حسين«ع»به دنيا آمد.از القاب اوست:عقيله بنى هاشم،عقيله طالبيين،موثقه،عارفه،عالمه،محدثه،فاضله،كامله،عابده آل على.زينب را مخفف«زين اب»دانسته‏اند،يعنى زينت پدر.

 

 

 

امام حسين«ع»هنگام ديدار،به احترامش از جا برمى‏خاست.زينب كبرى،از جدش رسول خدا و پدرش امير المؤمنين و مادرش فاطمه زهرا«ع»حديث روايت كرده است.(1)اين بانوى بزرگ،داراى قوت قلب،فصاحت زبان،شجاعت،زهد و ورع،عفاف و شهامت فوق العاده بود.(2) شوهرش،عبد الله بن جعفر(پسر عموى خودش)بود.از اين ازدواج،دو پسر حضرت زينب به نامهاى محمد و عون،در كربلا به شهادت رسيدند.

وقتى امام حسين«ع»پس از امتناع از بيعت با يزيد،از مدينه به قصد مكه خارج شد، زينب نيز با اين دو فرزند،همراه برادر گشت.در طول نهضت عاشورا،نقش فداكاريهاى عظيم زينب،بسيار بود.سرپرست كاروان اسيران اهل بيت و مراقبت كننده از امام زين العابدين«ع»و افشاگر ستمگرى‏هاى حكام اموى با خطبه‏هاى آتشين بود.زينب،هم دختر شهيد بود،هم خواهر شهيد،هم مادر شهيد،هم عمه شهيد.پس از عاشورا و در سفر اسارت،در كوفه و دمشق،خطابه‏هاى آتشينى ايراد كرد و رمز بقاى حماسه كربلا و بيدارى مردم گشت.پس از بازگشت به مدينه نيز،در مجالس ذكرى كه براى شهداى كربلا داشت،به سخنورى و افشاگرى مى‏پرداخت.وى به«قهرمان صبر»شهرت يافت.

در سال 63 و به نقلى 65 هجرى درگذشت.قبرش در زينبيه(در سوريه كنونى)است.

برخى نيز معتقدند مدفن او در مصر است.در كتاب«خيرات الحسان»آمده است:در مدينه قحطى پيش آمد.زينب همراه شوهرش عبد الله بن جعفر به شام كوچ كردند و قطعه زمينى داشتند.زينب در همانجا در سال 65 هجرى در گذشت و در همان مكان دفن شد.(3)

صبح ازل طليعه ايام زينب است‏                   پاينده تا به شام ابد نام زينب است‏

در راه دين لباس شهامت چو دوختند            زيبنده آن لباس بر اندام زينب است‏

 

بارزترين بعد زندگى حضرت زينب،همان پاسدارى از فرهنگ عاشورا بود كه با خطابه‏هايش،پيام خون حسين«ع»را به جهانيان رساند.در اين زمينه،نوشته‏ها و سروده‏هاى بسيارى است،از جمله اين شعر:

 

سر نى در نينوا مى‏ماند اگر زينب نبود          كربلا در كربلا مى‏ماند اگر زينب نبود

چهره سرخ حقيقت بعد از آن طوفان رنگ‏       پشت ابرى از ريا مى‏ماند اگر زينب نبود

چشمه فرياد مظلوميت لب تشنگان‏             در كوير تفته جا مى‏ماند اگر زينب نبود

زخمه زخمى‏ترين فرياد،در چنگ سكوت‏        از طراز نغمه وا مى‏ماند اگر زينب نبود

در طلوع داغ اصغر،استخوان اشگ سرخ‏        در گلوى چشمها مى‏ماند اگر زينب نبود

ذو الجناح داد خواهى،بى‏سوار و بى‏لگام‏       در بيابانها رها مى‏ماند اگر زينب نبود

در عبور از بستر تاريخ،سيل انقلاب‏              پشت كوه فتنه‏ها مى‏ماند اگر زينب نبود(4)

 

خود زينب نيز از فصاحت و ادب برخوردار بود.در هنگام ديدن سر بريده برادر، خطاب به او چنين سرود:«يا هلالا لما استتم كمالا...»بعدها هم در سوگ حسين«ع»اشعارى سرود،با اين مطلع:«على الطف السلام و ساكنيه...»:سلام بر كربلا و برآرميدگان آن دشت،كه روح خدا در آن قبه‏ها و بارگاههاست.جانهاى افلاكى و پاكى كه در زمين خاكى،مقدس و متعالى شدند،آرامگاه جوانمردانى كه خدا را پرستيدند و در آن دشتها و هامونها خفتند .سرانجام،گورهاى خاموششان را قبه‏هايى افراشته در برخواهد گرفت،و بارگاهى خواهد شد،داراى صحنهاى گسترده و باز...

 

پى‏نوشتها:
1ـالحسين فى طريقه الى الشهاده،ص .65

2ـدرباره مقامات معنوى زينب و ويژگيهايش،ر.ك:«الخصائص الزينبيه»از سيد نور الدين جزايرى .

3ـدرباره زندگينامه حضرت زينب،از جمله ر.ك:«بطلة كربلا»عايشه بنت الشاطى،كه با نام«زينب،بانوى قهرمان‏كربلا»به قلم حبيب الله چايچيان و مهدى آيت الله زاده ترجمه شده است.

4ـقادر طهماسبى(فريد)

منبع:http://ashoora.ir


ارسال شده توسط : مهرداد مقصودی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 15 آذر 1390 2:34 PM مهرداد مقصودی ]

اربعين است. چهل روز است كه گل هاي خوشبوي محمدي از باغستان خويش جدا گشته‌اند و باغبان خود را تنها نهاده‌اند.
اولين زائر، صحابه‌ي خاص رسول الله «جابر بن عبدالله انصاري» است كه با بدني خوشبو و ذكر گويان، بر قبر دردانة پيامبر حاضر گشته و از سوز دل سه بار فرياد مي‌زند: «يا حسين! يا حسين!» و بيهوش روي زمين مي‌افتد. عطيه، دوست جابر، او را به هوش مي‌آورد كه ناگهان جابر صدا مي‌زند: «واحبيب لايحبيب حبيبه؟؛ آيا دوست، جواب دوست خود را نمي‌دهد؟» سپس خودش جواب خودش را مي‌دهد: «چگونه جواب مرا بدهي، درحالي كه خون از رگ هاي گلويت بر سينه و شانه‌ات فرو ريخته و بين سر و بدنت جدايي افكنده است!»

 

 


لحظاتي بعد كارواني مملو از غم و اندوه از راه مي‌رسد. امام سجاد (عليه السلام) با ديدن جابر، با پاي برهنه به استقبال او مي‌آيد و اشك مي‌ريزد. جابر امام سجاد را در آغوش مي كشد و از فراق امام حسين به شدت مي‌گريد.


امام سجاد (عليه السلام) رو به جابر مي‌گويد: «جابر! جايت خالي تا ما را در وادي غربت و تنهايي كمك نمايي.»
هاهنا و الله قتلت رجالنا اطفالنا و سبيت نسائنا و حرقت خيامنا اي جابر! به خدا سوگند، در همين مكان مردان ما را شهيد نمودند، و نوجوانان ما را سر بريدند و زنان ما را به اسارت بردند و خيمه‌هاي ما را آتش زدند.»
سپس مزار تك تك شهدا را به جابر نشان مي‌دهد: «اينجا قبر علي اكبر است واينجا قبر قاسم است. اينجا قبر پدرم حسين است. آنجا كنار علقمه قبر عمويم عباس است.
زينب آرام و بي‌قرار و خسته‌دل، بر مزار برادرش نشست و صدا زد: «برادرم! پس از چهل روز تو را مي‌بينم. برادرم در ظهر عاشورا كه آمدم قتلگاه، آن قدر بدنت آماج تير و خنجر و شمشيرها گشته بود كه نتوانستم تو را بشناسم، اما اينك برخيز پس از چهل روز، اگر مرا بنگري نخواهي شناخت. موهايم سفيد گشته، كمر خم شده و ...... حتماً مرا نخواهي سناخت.»
سپس در مقابل جابر روضه خواند كه: «برادرم! تمام مصيبت‌هاي تو را تحمل كردم وتمام سفارش هايت را عمل نمودم؛ فقط از نياوردن رقيه‌ات شرمنده هستم كه او را درخرابة شام نهادم. اما حسينم! بشنو كلام خواهر خودت را، باور كن اگر اينجا نامحرمي نبود، بدنم را به تو نشان مي‌دادم تا جاي تازيانه‌ها را مشاهده كني و بدن كبودم را ببيني. برادر ... !»

منبع:http://ashoora.ir


ارسال شده توسط : مهرداد مقصودی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 15 آذر 1390 2:33 PM مهرداد مقصودی ]

Active Image

رزمنده های گردانهای حضرت معصومه(س) ، حضرت رسول(ص)، سیدالشهدا(ع) و امام سجاد(ع)در ایام ماه محرم وصفر قبل از نماز مغرب وعشا به صورت دسته عزاداری برای برپایی نماز حرکت می کردند. البته غیر از مراسمی که لشکر در حسینیه لشکر برگزار    می کرد، هر گردان به طور جداگانه حسینیه درست می کردند و به برپایی عزاداری  می پرداختند.


رزمنده های گردانهای حضرت معصومه(س) ، حضرت رسول(ص)، سیدالشهدا(ع) و امام سجاد(ع)در ایام ماه محرم وصفر قبل از نماز مغرب وعشا به صورت دسته عزاداری برای برپایی نماز حرکت می کردند. البته غیر از مراسمی که لشکر در حسینیه لشکر برگزار    می کرد، هر گردان به طور جداگانه حسینیه درست می کردند و به برپایی عزاداری       می پرداختند. به این ترتیب که گردانها به طور مخصوص برای خودشان چادر می زدند و از گردانهای دیگر دعوت می شد تا در مراسم شرکت کنند . بحث دیگر در ارتباط با عزاداری در روز تاسوعا و عاشورا بود که بچه ها از اندیمشک حرکت می کردند و روز تاسوعا را به شوش دانیال نبی(ع) و روز عاشورا هم به دزفول می رفتند که در این مراسم کلیه بچه های لشکرها به خصوص لشکر 17 علی بن ابی طالب(ع) حضور داشتند . یکی از کارهای خوب که در روز عاشورا در سال 66-67 انجام گرفت این بود که بچه هایی که در گردان بودند و دستشان قطع شده بود به عنوان سقا آماده می کردند وبه همراه مشک سقایی می کردند و این یک جلوه خاصی به عزاداری داده بود. اما زمانی که در اهواز بودیم بچه ها تاسوعا و عاشورا به دارخویین و شادگان می رفتند خود حسینیه انرژی هم که بین آبادان و اهواز بود به بحث عزاداری اهمیت خاصی می داد و مراسم را در طول دهه اول انجام می داد. بعد از دهه هم کل  دو ماه به طور مختصر مراسم در این مکان برگزار می شد .



                                                                         به نقل از برادر حاج علی سلطانی
منبع:http://varesan.ir

                      


ارسال شده توسط : مهرداد مقصودی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 15 آذر 1390 2:26 PM مهرداد مقصودی ]

تعداد کل صفحات : 7 1 2 3 4 5 6 7
درباره وبلاگ

خدا مزدهاى ما را به خاطر سوگوارى‏مان براى حسین(درود بر او باد) بزرگ گرداند، و قرار دهد ما و شما را از خونخواهانش به همراه‏ ولى‏اش امام مهدى از خاندان محمّد(درود بر ایشان باد).
آرشیو
لینک دوستان
آمار و بازدید ها
کل بازدید:15710
تعداد کل مطالب : 45
تعداد کل نظرات : 5
تاریخ آخرین بروزرسانی : سه شنبه 15 آذر 1390 
تاریخ ایجاد بلاگ : شنبه 12 آذر 1390