کتاب «زن و مسائل قضایی و سیاسی» شش سخنرانی استاد مطهری را در بر دارد که در اواخر سال 1345 و اوایل 1346 هجری شمسی در انجمن اسلامی پزشکان ایراد شده است. استاد مطهری در این سخنرانی ها برخی موضوعات قضایی و سیاسی شامل شهادت، قضاوت، افتاء، اشتغال زن خارج از خانه و برخی موارد از حضور زن در سیاست را مورد بحث و بررسی قرار داده است.
این اثر در سه بخش تنظیم شده است. بخش اول با عنوان زن و شهادت، دو سخنرانی را شامل می شود. در زمینه ادای شهادت در برخی موارد هرجا دو شاهد مرد لازم باشد، در صورتی که شاهدها زن باشند شهادت چهار زن مورد قبول است. و اگر تنها یک مرد به عنوان شاهد وجود دارد به جای مرد دیگر باید دو زن شهادت بدهند. و نیز مواردی را می توان در نظر گرفت که شهادت زن در هیچ صورتی مورد قبول واقع نمی-گردد.
ادامه مطلب
این سخنرانى در آبان 1357 (حدود سه ماه قبل از پیروزى انقلاب اسلامى) در دانشگاه صنعتى شریف در همایشى تحت عنوان «همبستگى» ایراد شده است. متن کامل این سخنرانی در کتاب آینده انقلاب اسلامی صفحه 34-21 منتشر شده است.
ادامه مطلب
خلاصه:
*همبستگی نهضت و روحانیت: هدفهاى روحانیت یعنى هدفهاى این نهضت و هدفهاى این نهضت یعنى هدفهاى روحانیت.(ص22)
*بایسته های تحلیل نهضت: تشریح هدفهاى یک نهضت از ماهیت آن نهضت جدا نیست، همچنان که از رهبرى آن نهضت جدا نیست. ما نمىتوانیم رهبرى یک نهضت را تشریح کنیم بدون آن که ماهیت یا هدفهاى آن نهضت را بشناسیم، یا هدفهایش را تشریح کنیم بدون آن که توجه به ماهیتش داشته باشیم، و یا ماهیتش را تعریف کنیم بدون آن که توجه به هدفها و رهبریهایش داشته باشیم.(ص23)
*مقایسه هدف های انقلاب اسلامی با نهضت هاى قرن اخیر: ممکن است بپرسید آیا در نهضت فعلى، هدفهاى روحانیت همان هدفهاى سید جمال است؟ جواب این است: آرى و نه. آرى، یعنى تمام هدفهاى سید جمال در هدفهاى این نهضت مندرج است. مىبینیم رهبران نهضت، همه اینها را طرح کردهاند و در مردم ما هم آگاهى نسبت به همه اینها پیدا شده است. امروز در مردم ما آگاهى ضد استبداد، ضد استعمار، ضد خرافه، طرفدارى از اتحاد و وحدت اسلام، طرفدارى از همبستگى دین و سیاست، طرفدارى از علم و مدرسه و فرهنگ، همه اینها هست. اما «نه» یعنى هدفهاى این نهضت محدود به هدفهاى سید جمال نیست.
هدفهاى سید جمال به عنوان یک مصلح بزرگ اسلامى یک جزء و یک قسمت از هدفهاى نهضت اسلامى بزرگ ماست.
آیا هدف این نهضت همان هدف جنبش تنباکو است، یعنى ضدیت با استعمار اقتصادى؟ آرى و نه. آرى، یعنى آن هم جزء هدفهاى این نهضت است، و نه: اما منحصر به آن نیست. آیا ضد استعمار سیاسى است نظیر انقلاب عراق؟ باز آرى و نه، آن هم جزء هدفهاست ولى محدود به آن نیست. آیا ضد استبداد است؟ آرى و نه. آیا ضد استعمار اقتصادى است، مثل نهضت ملى شدن صنعت نفت؟ باز آرى و نه. آیا این نهضت ضد استثمار است؟ آرى و نه، ضد استثمار هست اما محدود به آن نیست.
آیا براى آن چیزى است که امروز آن را حقوق بشر مىنامند؟ باز آرى و نه؛ ما به آنچه که طرفداران حقوق بشر مىگویند احترام مىگزاریم ولى به عنوان جزئى از هدفهاى نهضت اسلامى خودمان نه به عنوان تمام هدفهاى این نهضت. دموکراسى چطور؟ باز آرى و نه.(ص25)
*تشکیل حکومت اسلامی، اساسی ترین مسئله: این نهضت در ابتداى کار دست انداخته است روى حساسترین و اساسى ترین نقطه ها، یعنى همان کارى که در صدر اسلام شد. در دورههاى بعد، روحانیت فکر مىکرد نوعى تقسیم کار میان خودش و مؤمنین برقرار کرده است و آن این است که وظیفه خودش را گذشته از وظایف خاص روحانى (تعلیم و آموزش اسلام و تربیت اسلامى) نظارت و کنترل جامعه در حد امر به معروف و نهى از منکر مىدانست و مىخواست مسلمانان دیگر، طبقات و قشرهاى دیگر، این وظیفه [یعنى تشکیل حکومت اسلامى] را به درستى انجام دهند. این بود که با انحرافات مبارزه مىکرد ولى بیش از این دیگر جلو نمىآمد. ولى امروز نهضت ما دارد از نهضت صدر اسلام پیروى مىکند، یعنى قبل از هر چیزى به سراغ نظام حاکم فاسد مىرود و به اینجا رسیده است که تا نظام حاکم فاسد وجود دارد هر اقدام دیگرى یا بىفایده است یا کم فایده. این است که شما مىبینید در صدر برنامه نهضت روحانیت ما مسئله حکومت اسلامى مطرح است، در صورتى که در جنبشهاى دیگر این مسئله یا اصلا مطرح نبوده و یا اگر بوده به این صراحت مطرح نبوده است. این هدف در صدر همه هدفهاى نهضت روحانیت ما قرار گرفته است و امروز رهبرى روحانیت در اثر تجربههاى زیاد و طولانى به همین نتیجه که گفتم رسیده است و معتقد است که تا آن اساس، درست و اصلاح نشود و در حقیقت تغییرى بنیادین در تشکیلات اجتماعى به وجود نیاید کوشش براى تأمین سایر هدفها به نتیجه نمىرسد و در حقیقت باید گفت بىمورد است.(ص26و27)
اسلام که در صدر برنامه خودش مبارزه با ظلم و غارتگرى را قرار داده است، وقتى که ظلم و غارتگرى فرد را تحمل نمىکند به طریق اولى ظلم و غارتگرى یک ملت را بر ملت دیگر تحمل نمىکند چون اسلام در تعلیماتش نشان داده است که براى حقوق جامعه حساسیت بیشترى از حقوق فرد قائل است.
امیرالمؤمنین در جملهاى که در یکى از نامههایشان در نهجالبلاغه است مىفرماید: اعْظَمُ الْخِیانَةِ خِیانَةُ الْامَّةِ وَ افْظَعُ الْغِشِّ غِشُّ الْائِمَّةِ بزرگترین خیانتها خیانت به جامعه است، خیانت به فرد هرگز در حد خیانت به جامعه نیست.(ص27)
* نشانه های راه: سنتهاى اسلامى هر کدام نشانههاى راه سعادت است، معالم دین است، علامتهاى راه رستگارى است که با این علامتها باید راه سعادت و تکامل را پیمود.(ص29)
*بایسته های جامعه دینی: نظامات اجتماعى باید طورى باشد که در مقابل قانون، قوى و ضعیفى وجود نداشته باشد.(ص30)
* اثر تعطیلی قانون: در یک جامعه فاسد گاهى حدود الهى، قوانین الهى (جزائى یا غیر جزائى) به حالت تعطیل در مىآید. وقتى به حالت تعطیل درآمد، چون بىحساب وضع نشده است، نظام اجتماعى در همان قسمتِ مربوط به آن قانون به حالت نیمه تعطیل درمىآید، اعم از آن که آن قانون الهى به طور کلى تعطیل شده باشد یا به صورت تبعیض در آمده باشد یعنى در مورد بعضى اجرا مىشود، در مورد بعضى دیگر اجرا نمىشود؛ قانون قدرتش براى به تله انداختن قوى، ضعیف است و براى گرفتار کردن ضعیف، قوى است.(ص31)
*از بایسته های جامعه اسلامی: [علی(ع)] مىشنود که عبداللَّه بن عباس، پسر عموى عزیز و مورد احترامش- که واقعا هم از جهاتى مرد بزرگى بوده ولى بدیهى است که معصوم نبوده- مرتکب خطایى شده. به على خبر دادند که ابن عباس، پسر عموى بزرگ تو، دانشمند و عالم تو، سیاستمدار و مورد اعتماد تو در بیتالمال تصرفى کرده است، از آن تصرفاتى که امروز اصلا کسى آنها را به حساب نمىآورد. على علیه السلام نامهاى به او نوشته که این نامه در نهجالبلاغه هست: پسر عباس! من از تو انتظار نداشتم؛ به خدا قسم اگر چنین و چنان بشود و اگر چنین بکنى، با آن شمشیرى که به هر کس زدم یکسره به جهنم رفت و حساب و کتابى ندارد، تو را آدم خواهم کرد. بعد مىگوید: پسر عباس! به خداى عالم قسم اگر حسن و حسین هم چنین کارى بکنند، با همین شمشیر مىزنمشان، و مىزد.(ص31)
*برای سیر کردن قیام کردیم: مىگوییم: خدایا نیت پاک [عطا فرما]، ما براى شکم قیام نکردیم، براى سیر شدن قیام نکردیم، براى سیر کردن قیام کردیم. یک نهضت اسلامى نهضت انسانگرا به معنى واقعى کلمه است، چون نهضتى است که از فطرت انسان ناشى مىشود نه از شکمش، یک نهضت انسانگرا به تمام معنى خالص و پاک، و من امیدوارم همان طورى که احساس مىکنم در رهبرى نهضت خلوص هست، در مردم ما و در جامعه ما نیز صفا و خلوص باشد که هست.(ص32)
*مبنای واقعی قدرت: به عنوان یک برادر به همه شما برادران و خواهران مسلمان توصیه مىکنم حالا که در این نهضت عظیم و بزرگ شرکت کردهاید، رابطهتان را با خداى خودتان محکم کنید، به یاد خدا باشید، نام خدا را زیاد بر زبان بیاورید، به خدا اعتماد داشته باشید که هر کس در راه خدا حرکت و قیام کند خدا او را تأیید مىکند، از نمازتان غفلت نکنید، از روزهتان غفلت نکنید، از تقوا غفلت نکنید، از عفاف غفلت نکنید، از اخلاص غفلت نکنید.
وقتى که ملتى خالص و مخلص به دنبال رهبرى خالص و مخلص حرکت کند، تمام قدرتهاى دنیا (استعمار سیاهش و استعمار سرخش، چپش و راستش، غربىاش و شرقىاش) هم قیام کنند محال و ممتنع است که از عهده او برآیند.(ص32و33)
ادامه مطلب
آزادي معنوي :
مجموعه اي است مشتمل بر 15 سخنراني که در زمانها و مکانهاي مختلف ايراد شده اند و وجه مشترک همه آنها اين است که موضوع آنها مسائل معنوي و مربوط به خود سازي و تزکيه نفس است ، اگر چه در خلال سخنراني ها گاه به مسائل اجتماعي نيز اشاره شده است . مطالعه اين کتاب گذشته از اينکه خواننده را با بعد معنوي شخصيت استاد شهيد مطهري آشنا مي سازد ، وي را گام به گام به سوي خود سازي و تقوا حرکت مي دهد و در واقع يک سلوک معنوي است . برخي موضوعهاي طرح شده در اين کتاب عبارتند از : آزادي معنوي ، عبادت و دعا ، هجرت و جهاد ، بزرگي و بزرگواري روح ، مکتب انسانيت .
آشنايي با قرآن (1و2و3و...) :
سلسله مباحث تفسيري استاد شهيد در سالهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي است که عمدتا در بين سالهاي 1350 تا 1357 شمسي انجام شده است . جلد اول اين مجموعه مقدمه و پيش درآمدي بر اين سلسله مباحث محسوب مي شود که در آن به مسائلي همچون زبان قرآن ، مخاطبهاي قرآن ، عقل از ديدگاه قرآن و ... پرداخته شده است . در مجلدات بعدي تفسير آياتي از برخي سوره قرآن از جمله حمد ، بقره ، انفال ، توبه ، نور و تقريبا جزء سي ام قرآن انجام شده است. ويژگي ممتاز اين مباحث ، توجه به مسايل و موضوعات فکري و اجتماعي روز در حين تفسير ايات قرآني است که موجب تازگي و زنده بودن اين مباحث گرديده است . ويژ گي ديگر بيان روشن و روان آن است .
ادامه مطلب
| موضوع سخنرانی | دستیابی |
| فلسفه اخلاق 1 | دانلود |
| فلسفه اخلاق 2 | دانلود |
| فلسفه اخلاق 3 | دانلود |
| فلسفه اخلاق 4 | دانلود |
| فلسفه اخلاق 5 | دانلود |
| فلسفه اخلاق 6 | دانلود |
| فلسفه اخلاق 7 | دانلود |
| فلسفه اخلاق 8 | دانلود |
| فلسفه اخلاق 9 | دانلود |
| فلسفه اخلاق 10 | دانلود |
| اخلاق در مکاتب جدید | دانلود |
| معیار فعل اخلاقی | دانلود |
| اصول اخلاق اسلامی 1 | دانلود |
| اصول اخلاق اسلامی 2 | دانلود |
| احیای تفکر اسلامی 1 | دانلود |
| احیای تفکر اسلامی 2 | دانلود |
| احیای تفکر اسلامی 3 | دانلود |
| احیای تفکر اسلامی 4 | دانلود |
| احیای تفکر اسلامی 5 | دانلود |
| عبادت و دعا 1 | دانلود |
| عبادت و دعا 2 | دانلود |
| عبادت و دعا 3 | دانلود |
| عبادت و دعا 4 | دانلود |
| آزادی معنوی 1 | دانلود |
| آزادی معنوی 2 | دانلود |
| بزرگی و بزرگواری روح | دانلود |
| آزادی و بردگی | دانلود |
| معیار انسانیت | دانلود |
ادامه مطلب
نویسنده:حسین سوزنچی
چكیده
مسألة قیام حضرت مهدی و انتظار موعود جهانی با چالشهای متعدّدی روبهروست نظیر اینكه: اگر قرار است عدالت كامل در آخرت تحقّق یابد، چه ضرورتی دارد كه حكومت عدل جهانی در دنیا تشكیل شود؟ چرا انتظار فرج، افضل اعمال خوانده شده با اینكه سنخ "انتظار" از سنخ "عمل كردن" نیست، چه رسد به افضل اعمال بودن؟ با توجّه به دیدگاه ما در خصوص حكومت جهانی واحد حضرت مهدی(عج) آیا میتوان به دیدگاهی در خصوص مسألة امروزی جهانیشدن دست یافت؟
اگر شرط ظهور پر شدن جهان از ظلم است، آیا تلاشهای اصلاحی ما ظهور را به تعویق نمیاندازد، و اگر این تلاش های اصلاحی ما سیر تكاملی انسان را شكل میدهد دیگر چه نیازی به مهدی موعود(عج) است؟ و... . در واقع از ما خواستهاند كه "منتظر قیام موعود جهانی باشیم!" و همة سؤالات ما برمیگردد كه اوّلاً چرا؟ و ثانیاً چگونه؟ در این مقاله كوشیدهایم اینگونه سؤالات را با نگاهی به اندیشة استاد مرتضی مطهری پاسخ دهیم.
واژگان كلیدی: مطهری، مهدی، مهدویت، انتظار، اصالت فرد، اصالتجامعه، حقّ و باطل، امداد غیبی، جهانیشدن، ظهور موعود جهانی.
ادامه مطلب
نام نويسنده: مرتضي مطهري
اسلام در روابط و حقوق خانوادگي زن و مرد فلسفه خاصي دارد كه با آنچه در چهارده قرن پيش مي گذشته مغايرت دارد و با آنچه در جهان امروز مي گذرد نيزمطابقت ندارد.ازنظر اسلام اين مسئله هرگز مطرح نيست كه آيا زن و مرد دو انسان متساوي در انسانيت هستند يا نه؟ و آيا حقوق خانوادگي آنها بايد ارزش مساوي با يكديگر داشته باشند يا نه؟ از نظر اسلام زن و مرد هردوانسانند و از حقوق انساني متساوي بهره مندند.آنچه ازنظر اسلام مطرح است با اينكه زن و مرد به دليل اينكه يكي زن است و ديگري مرد، درجهات زيادي مشابه يكديگر نيستند، جهان براي آنها يكجور نيست، خلقت و طبيعت آنها را يكنواخت نخواسته است، و همين جهت ايجاب مي كند كه ازلحاظ بسياري از حقوق و تكاليف و مجازاتها وضع مشابهي نداشته باشند.
ادامه مطلب

