حیا زدایی از زن ایرانی بوسیله «ارمیا» + عکس

 

حضور زنی محجبه به نام اِرمیا که علاقه مندی زیادی به خوانندگی دارد توجه همگان را به وی جلب کرد.او معتقد است داشتن حجاب و خوانندگی تضادی با دین داری ندارد و موجب نمی شود انسانی که دین دار است خود را از شادی ها محروم کند و دین تنها برای عزا و غم نیست.
مشرق؛ یکی از شبکه هایی که در حوزه تغییر سبک زندگی ایرانی و اسلامی در تاریخ 28 اکتبر 2010 افتتاح شد شبکه من و تو۱ (Manoto1) است.
 رسالت این شبکه، تغییر سبک زندگی ایرانیان و هجمه به ارزش های دینی و اسلامی بوده و به نوعی مکمل شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی است. حال آنکه در قالب سرگرمی خواسته های خود را در لوای سرگرمی و غفلت به مخاطب خود القا می کند. شبکه من و تو برای اغوا گری هر چه بیشتر، با پخش برنامه های روز دنیا نظیر فیلم، سریال، موسیقی و برنامه هایی نظیر سالی تاک، دکتر کپی و بفرمائید شام، در طول سه سال گذشته مخاطبان خود را جذب کرد.

یکی از برنامه های شبکه من و تو که مخاطبان، این شبکه را با آن شناختند آکادمی موسیقی گوگوش(Googoosh Music Academy) است.

 
این مسابقه از اولین سال تاسیس تا به حال، دو مرتبه اجرا و به پخش در آمده و برای سومین بار در سال 2013 میلادی آکادمی موسیقی گوگوش مجددا برنامه خود را آغاز کرده است. در سری جدید این مجموعه حضور زنی با حجاب به نام اِرمیا که علاقه مندی زیادی به خوانندگی دارد توجه همگان را به وی جلب کرد. این در حالی که سیاست های شبکه من تو که در تضاد صد در صدی با ملاحظات اسلامی است و با حضور زنی با حجاب در تناقض می‌باشد. از این جهت چرایی این امر در شبکه من و تو قابل بررسی است. با نیم نگاهی به‌ کلیت شبکه من و تو و آکادمی موسیقی گوگوش می توان ابعاد حضور اِرمیا در این مسابقه را واکاوی کرد.

 

شبکه من و تو را چه کسانی مدیریت می‌کنند؟

شبکه من و تو وابسته به شرکت تلویزیونی مرجان، توسط کیوان و مرجان عباسی راه اندازی شد. کیوان عباسی در سال های گذشته برای ادامه تحصیل و کار به کشور انگلستان سفر کرده و بعد از مدتی توانست حق اقامت دائم در این کشور را کسب کند. وی فرزند فریبرز عباسی، مدیر تلویزیون شبکه پارس و یک شبکه غیر اخلاقی در کانادا می باشد. او به همراه مرجان عباسی به مدت شش سال در شبکه های وابسته به پدرش فعالیت تبلیغاتی داشته است. 

      
کیوان و مرجان عباسی که طبق بعضی از گفته ها و داشتن تشابه فامیلی، خواهر و برادر هستند، در سال 2001 در لندن با یکدیگر ازدواج کردند، هرچنداین امر توسط هیچ یک از آن ها تایید و یا نفی نشده است اما طبق آئین بهایت این امر چندان دور از واقعیت نیست. خانواده عباسی، وابسته به سرویس اطلاعاتی انگلیس، بودجه خود را توسط فردی به نام «مك وولین» به عنوان رابط میان وزارت خارجه انگلیس و شبکه من و تو تهیه می کنند.
 

کیوان و مرجان عباسی
 


فریبرز عباسی و دو فرزندش (از سمت چپ، کیوان عباسی)

 
مدیرت شبکه من و تو توسط کیوان عباسی اولین تجربه ‌وی محسوب نمی شود، او پیشتر شبکه تلویزیون اینترنتی فارسی زبان «ببین تی وی» را راه اندازی کرد و در آنجا با همکاری و تربیت افرادی نظیر رها اعتمادی، تیام بصیر و سیاوش حبیی که از گردانندگان اصلی شبکه من تو هستند، اولین گام رسانه ای خود را برداشت.

    
وابستگی این شبکه به سلطنت طلبان نیز قابل تامل است، حمایت همه جانبه شبکه من و تو از خانواده پهلوی و ساخت و پخش مستند از «تهران تا قاهره» که به طور آشکار به حمایت از دوران پهلوی پرداخته بود وجه دیگری از این شبکه را افشا کرد. 
 

فرح دیبا در مستند تهران تا قاهره

 
این شبکه در جدیدترین مسابقه آکادمی موسیقی گوگوش زنی با حجاب را وارد بازی خود کرد. اما به راستی هدف مدیران شبکه من و تو از این امر چیست؟

 

آکادمی موسیقی گوگوش چیست؟
آکادمی موسیقی گوگوش یکی از پر بیننده ترین برنامه های این شبکه ماهواره ای است.



 
 
این بخش از برنامه تلویزیونی، با همکاری خواننده فراری و سلطنت طلب، گوگوش، هومن خلعتبری (همسر گوگوش) و همچنین بابک سعیدی به اجرا در می آید، به ادعای گردانندگان این شبکه، هدف از ساخت این مجموعه کشف استعداد های موسیقی می باشد. این آکادمی برای رسیدن به خواسته خود با نام نویسی از افراد علاقه مند و تست افراد در نهایت چهارده نفر را برای مسابقه آماده می کند.

این افراد با تمرین های مداوم و رقابت با یکدیگر و همچنین با گذراندن آموزش های لازم، توسط سه داور و مربی مسابقه یکی پس از دیگری از گردونه مسابقات خارج می شوند. در ابتدای مسابقه چهار نفر از برگزیدگان توسط داوران حذف می شوند و ده نفر باقی مانده نیز با نظر مخاطبان شبکه به رقابت پرداخته و در نهایت توسط آن ها انتخاب می شوند.

این سبک از مسابقات موسیقی تازگی ندارد و در سال های نه چندان دور این سبک برنامه ها، توسط شبکه های ماهواره ای ترکیه، آمریکا و حتی عرب پخش شده است اما کپی ایرانی آن تا به حال وجود نداشته و آکادمی موسیقی گوگوش برای اولین بار با استفاده از خواننده ای معروف اولین قدم را در این باره برداشت.

 
آکادمی موسیقی گوگوش با کپی برداری از مسابقه امریکن آیدل(American Idol) فعالیت خود را آغاز کرد.  امریکن آیدل یکی از پر مخاطب ترین مسابقات تلویزیونی تاریخ آمریکا است که در نهایت، علاقمندان به خوانندگی با رقابت با یکدیگر و رای و نظر مخاطبان توسط، تلفن، اینترت، پیام کوتاه، انتخاب می شوند. 
 

امریکن آیدل (American Idol)
 

آکادمی موسیقی گوگوش (Googoosh Music Academy)

 
هر چند از دیدگاه کیفی برنامه آکادمی موسیقی گوگوش در نسبت با برنامه امریکن ایدل فاصله قابل توجهی دارد اما در کلیت امر هر دو در یک مسیر و در یک هدف قرار دارند. نکته ای قابل توجه به عنوان وجه تفاوت این دو برنامه مطرح است. برنامه امریکن ایدل مسابقه ی خود را به طور زنده از شبکه فاکس پخش می کند حال آنکه در مسابقه آکادمی موسیقی گوگوش این امر اتفاق نمی افتد و برنامه ضبط شده در ساعت معین پخش می شود.
 
این امر(پخش برنامه به صورت ضبط شده) در هر سه دوره آکادمی شائبه تقلب و جهت دهی به مسابقات را برای مخاطبان شبکه من و تو ایجاد کرده است، به نحوی که تعداد زیادی از کاربران در شبکه های اجتماعی بار ها به آن اشاره کرده اند و انتخاب افراد برتر در آکادمی را نه بر اساس انتخاب خود، بلکه به دل خواه مدیران و یا داوران برنامه می دانند. 

 

اعتراض مخاطبان مسابقه آکادمی به انتخاب شدن افراد بی صلاحیت

 
حضور افراد نه چندان قوی در خوانندگی و انتخاب شدن افرادی که به هیچ وجه شایستگی برتر بودن را ندارند از مورادی است که در پخش غیر زنده برنامه آکادمی گوگوش مورد چالش قرار گرفته است، حال آنکه این شبکه با توجه به تجهیزات و کادر و همچنین تجربه به دست آمده در چند سال گذشته، توانایی پخش زنده‌ی این برنامه را دارد. از این حیث است که مخاطب این شبکه، حق شک در به حساب آمدن یا نیامدن رای خود را دارد. اما شبکه من و تو تنها در این ایستگاه متوقف نشده است و با خط و ربط دادن به مسابقه آکادمی، اهداف کلان خود را پیگری می‌کند. 

بدون شک، حتی ساده لوح ترین افراد، منکر بی هدف بودن شبکه من و تو  نیستند و هیچ شخصی نمی تواند بپذیرد که این شبکه هر ساله با صرف میلیون ها دلار، تنها برای ایجاد لحظاتی سرگرم کننده برای مردم فارسی زبان تاسیس شده است .در حالیکه نمی توان از حضور عناصر بهایی و سلطنت طلب نظیر کیوان عباسی در راس مجموعه شبکه و و یا رها اعتمادی مجری بهایی برنامه موسیقی آکادمی گوگوش، چشم پوشی کرد.
 

رها اعتمادی و فرح پهلوی

به این دلیل، حضور تعجب آور زنی محجبه در مسابقه خوانندگی، با رعایت حجاب حداقلی را نمی‌توان جزء طبیعیات آکادمی موسیقی دانست چرا که این امر حتی باعث ایجاد بحث و جدل میان مخالفان و موافقان حجاب وی در شبکه های اجتماعی شده است.  گذشته از پرداختن به اظهارات مخاطبان، نکته قابل تامل چرایی پذیرفتن وی در آکادمی، توسط مدیران بالادستی شرکت تلویزیونی مرجان می باشد. 

اما به راستی شرکت تلویزیونی مرجان چه هدفی را دنبال می کند و چرا اِرمیا بر خلاف موازین و قوانین جاری در شبکه من و تو وارد مسابقه شده است؟

 


اِرمیا کیست و در آکادمی چه می کند؟

 
"اِرمیا" به صورتی کاملا تصادفی! متولد خمین (زادگاه امام خمینی (ره) ) است؛ او زنی است که مخاطبان شبکه بهایی "من و تو" برای اولین بار با دیدن او دچار تعجب و یا بعضاٌ حیرت شده و همین موضوع سبب شد تا عده ای او را مورد تمسخر قرار داده و عده ای داشتن حجاب و یا نداشتن حجات را حقی انسانی برای وی قلمداد کرده و از ملامت کردن او مانند بسیاری از دیگران خودداری کردند. 

 

حضور ارمیا در قسمت اول آکادمی موسیقی گوگوش با حجابی بسیار کامل تر از زنان و دختران داخل کشور چنان شوکه کننده بود که تا به امروز  بعد از گذشته بیش از 15 هفته مهمترین صحبت بین بینندگان آکادمی گوگوش موضوع اِرمیا است. 



وی علی رغم داشتن حجاب برای تست به آکادمی ورود کرد و توانست با رها کردن صدایش برای تست خوانندگی و ورود به جرگه مسابقه دهندگان شایستگی خود را به هومن خلعتبری و بابک سعیدی اثبات کند.

 
چهره اِرمیا به اعتراف تمامی بینندگان شبکه خاندان عباسی، معصومانه و حیامندانه بود. 

 
او در همان جلسه به هنگام خواندن دچار خجالت شده بود و حتی در روز های بعد از قبولی و به هنگام تمرین برای مسابقه این امر در او مشهود بود. 

 
به گفته وی، او همیشه آرزوی شرکت در مسابقه آکادمی گوگوش را داشته است اما به دلیل داشتن حجاب خود را وارد این عرصه نمی کرد. مشوق اصلی او همسر وی بوده و او معتقد است داشتن حجاب و خوانندگی تضادی با دین داری ندارد و موجب نمی شود انسانی که دین دار است خود را از شادی ها محروم کند!، و دین تنها برای عزا و غم نیست.!!
اِرمیا همسری آلمانی دارد و خانواده‌ي آن ها مسیحی می باشند اما وی در صحبت هایش مشخص نکرد که آیا همسرش مسلمان شده است و یا خیر؟!

 
اِرمیا به مانند دیگر زنان آکادمی مردان را درآغوش نمی گیرد، از دست دادن با نامحرم خودداری می کند و در جایی که همگان با یکدیگر در حال رقصند او در انتها ایستاده و دیگران را تماشا می کند. 
در واقع او در آکادمی موسیقی گوگوش با حیا ترین فرد محسوب می شود.!!!

 
اِرمیا دین را به زعم خود تفسیر می کند و نه آنچه در قرآن کریم آمده است و گویی نمی داند در آيه 32 سوره احزاب آمده است: 

يا نِساءَ النَّبِيّ‏ِ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفًا

اى همسران پيامبر، شما مانند هيچ يك از زنان [ديگر] نيستيد، اگر سَرِ پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آنكه در دلش بيمارى است طمع ورزد؛ و گفتارى شايسته گوييد

او تنها بخشی از دین را قبول دارد که مورد پسندش واقع شود. اِرمیا علت حضور خود در مسابقه را علاقه زیاد به خوانندگی و همچنین دادن اعتماد به نفس به کسانی که به دلیل موانعی مانند حجاب نمی‌توانند به علاقه خود بپردازند، اعلام کرده است. این جمله او شباهت زیادی با جمله هومن خلعتبری دارد، او در قسمتی از پخش مسابقه، حضور اِرمیا را در آکادمی را همین امر تلقی می کند.

با نگاهی کاملا خوشبینانه و گذشته از تمامی شایعات در رابطه با وی می توان گفت، او در بازی مدیران شبکه من و تو قرار گرفته و از اتفاقات روی داده و استفاده ابزاری از خود بی خبر است. 

 
با بررسی قسمت اول آکادمی گوگوش تا قست های پایانی آن می توان به خوبی روند نزولی حیا در اِرمیا را مشاهده کرد. 
 
با این ارزیابی به خوبی می توان دریافت او در نسبت به گذشته خود از حیامندی کمتری برخوردار بوده و این تحول ظاهری در حالی است که حضور زنی محجبه و خواننده از اساس در تضاد با یکدیگر و از دیدگاه شرع مقدس حرام واقع شده است.

اما بر فرض آنکه این امر اشکالی نداشته باشد نشان می‌دهد اِرمیا از نقطه گذشته خود نیز به سطح پایین تری افول کرده است و این موضوع دقیقا کلید رمز چرایی حضور اِرمیا در برنامه آکادمی موسیقی گوگوش است. 
 

قسمت اول آکادمی موسیقی گوگوش
 


قسمت شانزدهم آکادمی موسیقی گوگوش
      

تحول ژست و پوشش "ارمیا" طی شانزده جلسه آکادمی

 
به عبارتی دیگر حیا زدایی زن ایرانی توسط شبکه من و تو برای افرادی نظیر اِرمیا در داخل ایران دلیل اصلی حضور این دختر به ظاهر با حجاب در مسابقات خوانندگی می باشد.
 


با نگاهی واقع بینانه و نداشتن نگاه سیاه و سفید به مخاطبان شبکه، می‌توان تعداد عظیمی از طیف خاکستری را یافت که از مخاطبان اصلی برنامه آکادمی موسیقی گوگوش هستند که بسیاری از آن ها داری حجاب اسلامی هستند و مدیران شبکه بهایی من و تو با اطلاع از این موضوع و هدف قرار دادن این طیف، تیر بی‌حیایی خود را به سوی این دست افراد رها کرده اند.

"اِرمیا" هر چند با داشتن تنها حجاب سر، فردی محجبه محسوب می شود، اما پوشیدن لباس های بدن نما و آرایش نسبتا غلیظ به بهانه داشتن استیل مناسب به هنگام خوانندگی که توسط دست اندرکاران مسابقه انتخاب و طراحی می‌شود، کاملا در تضاد با احکام دینی است و این دقیقا همان اسلام آمریکایی و اسلام انگلیسی است که مدیران شبکه من و تو آن را دنبال می کنند.
 

 مدیران شبکه من و تو با هدف ترویج سبک زندگی آمریکایی و بی حیاسازی جامعه اسلامی و خانواده های ایرانی، اِرمیا را به نمایندگی از این طبقه جامعه ایران انتخاب کرده اند تا بتواند با القای بی‌حیایی توسط اِرمیای با حجاب و ایراد نداشتن امری مانند خوانندگی، دختر و زن ایرانی را گام به گام به درّه بی حیایی سوق دهند.

اِرمیا با حضور خود در آکادمی موسیقی گوگوش و حمایت تعمدی مدیران شبکه و داوران به مراحل نهایی رسید و این امر پیامی آشکار به دختران محجبه است مبنی بر اینکه شما هم می‌توانید حتی با داشتن حجاب در مسیر های ممنوعه قدم بگذارید، غافل از آنکه قدم برداشتن در این مسیر ها به ناکجا آباد می انجامد.

 
مدیران شبکه من و تو برای پیش برد اهدافشان خود را محدود به اِرمیا نکرده و در بخش صدا های غایب که از آثار دریافتی از داخل کشوراست، دختری که حجابی همانند اِریما دارد را انتخاب و به عنوان بهترین خواننده آن بخش از مسابقه اعلام می‌کنند. منا 25 ساله از تهران را می‌توان نفر دومی نامید که به عنوان دختری نمونه در داخل کشور مهر تایید خود را از این شبکه دریافت کرده است و الگویی مناسب برای دختران جامعه ایران معرفی می شود.

 
"اِرمیا" دانسته و یا ندانسته در زمینی بازی می کند که توسط دشمن طراحی شده است و برنده نهایی آن خاندان عباسی است. 
او اما برای ادامه این مسیر و ادامه خوانندگی، نیاز به همراهانی خواهد داشت. همراهانی که روند نزولی حیا در وی را تکمیل خواهند کرد و با القای بی‌حیایی به هواداران و کسانی که بیش از چند ده برنامه با اِرمیا همراه بوده اند ضربه ای مهلک وارد خواهند نمود.

 
"اِرمیا" برای ادامه کار بعد از آکادمی، نیاز به تبرج و خود نمایی بیشتری دارد و این امر تنها با برداشتن کامل حجاب رخ خواهد داد هر چند ممکن است زمان وقوع این امر سریع و فوری نباشد اما بدون شک برنامه ریزان برای رسیدن به اهدافشان، این امر را مد نظر دارند.
 

 

ادامه مطلب

نوشته شده در : جمعه 23 فروردین 1392  ساعت :3:37 AM   |   توسط :شهرزاد یوسفی نظرات (0)

مردی که در قنوت نماز، شعر حافظ می خواند

زندگی و کرامات آیت الله ملکی تبریزی، عارف بزرگ و استاد امام خمینی

aASasaS

گر بشکافند سراپای من 
جز تو نیابند در اعضای من 

 روز، یازدهم ذی الحجه، سالروز درگذشت آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی است.وی، از علمای معاصر فقه، اصول، اخلاق، حکمت و عرفان اسلامی بوده است. آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در خانواده‌ای با تقوا و پارسا در تبریز به دنیا آمد. خانوادة وی از تاجران متمکن تبریز بودند. پدر او که حاج میرزا شفیع نام داشت، موفق شد که در خدمت مرحوم حاج میرزا علینقی همدانی مراتب تهذیب و تزکیة نفس را طی نموده و به مقامات والای انسانیت نائل شود.(شیخ مناجاتیان، ص ۳۱) 

سال تولد وی دقیقا مشخص نیست، ولی از قراین و شواهدی که درتالیفات او به دست می‌آید، در سال ۱۳۱۲ هجری قمری، دوران جوانی خود را سپری می‌کرده است.
 
تحصیلات: 
میرزا جواد ملکی تحصیلات خود را در نجف نزد علما و اساتید بزرگ آن زمان فرا گرفت. او در زمینه اخلاق و عرفان از بهترین شاگردان مکتب آخوند ملا حسینقلی همدانی بود. او در حدود سال ۱۳۲۱ هجری قمری به ایران آمده و در زادگاه و موطن اصلی اش تبریز به ترویج و علوم دینی پرداخت و در اوایل مشروطه به سال ۱۳۲۹ هجری قمری به خاطر نامساعد بودن اوضاع تبریز به قم رفت و در قم به تربیت روحانیان مشغول بود. در زمانی که آیت‌الله عبدالکریم حائری به قم آمد و حوزه علمیه قم را تاسیس کرد، میرزا جواد، مکتب اخلاقی و تهذیب نفس را تشکیل داد که شاگردان زیادی زیر نظرش تربیت شدند. درس اخلاق او بر دو قسم بود: درسی که در منزل تشکیل می‌شد و برای تعدادی از شاگردان خاصش بود؛ و درسی که در مدرسه فیضیه قم برای عموم مردم می‌گفت. 


اساتید: 
آخوند ملا حسینقلی همدانی، میرزا حسین نوری و آیت الله حاج آقا رضا همدانی 

شاگردان: 
آیت الله امام روح‌الله خمینی، حسین فاطمی قمی، آخوند ملا علی همدانی، سید جعفر حسینی شاهرودی و میرزا خلیل کمره‌ای 

تالیفات: 
۱-اسرار الصلواة، ۲-المراقبات، ۳-رساله لقاءالله، ۴-کتابی در فقه، ۵-رساله‌ای در حج، ۶-حاشیه فارسی بر غایة القصوی 

وفات: 
میرزا جواد ملکی تبریزی روز یازدهم ذیحجه سال ۱۳۴۳ قمری درگذشت. آرامگاه ایشان در قبرستان شیخان شهر قم قرار دارد. 

توصیه هایی از میرزا جواد آقا ملکی تبریزی 
شب که می شد در صحن خانه دیوانه وار قدم می زد و زبانش به این کلام مترنم بود: 
گر بشکافند سراپای من 
جز تو نیابند در اعضای من 
نفس مسیحایی استاد در جان شاگردان چنان تاثیری می بخشید که بزرگانی چون امام خمینی (ره) از میان آنان برخاست. امام خمینی در کتاب «چهل حدیث »، بیداردلان را به «رساله لقاء الله » آن بزرگوار رهنمون می شود. از دیگر کتاب های میراز جواد آقا، المراقبات یا اعمال السنة و اسرار الصلاة بوده که حاوی نکات بسیاری از مراحل اخلاقی و خودسازی است. 

وی می گوید: مرا در ایام تحصیلم در نجف اشرف، «شیخی » بود که در تربیت، مرجع طلاب متقی زمان خود بود و آن چه را از اعمال بدنی که مؤثر به حال سالک الی الله است، تجربه کرده بود. او در این باره، سه امر را بیان کرد: 
۱ . آن که در هر روز و شبی یک سجده طولانی کند و در آن بسیار بگوید: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» و در آن قصد کند که روح من در زندان طبیعت، اسیر و مقید به این قیود است و پروردگار من، پاک تر از این است که به من ستم کند و من هستم که به خود ستم کرده ام و آن را در این مهلکه ها انداخته ام و او یاران خود را به این سجده توصیه می کرد و هر کس به آن عمل می کرد، تاثیر آن را در حالات خود می فهمید و هر چه طول سجود فردی بیشتر بود، تاثیر بیشتری نیز نصیب ساجد می شد. 

۲ . انگشتری عقیق یا فیروزه به دست کردن؛ زیرا در حدیث آمده است که خداوند تعالی می فرماید: «من از بنده ای که دست به دعا بردارد و در دستش انگشتری فیروزه باشد، شرم دارم که دست او را رد کنم و محروم دارم». 

۳ . صدقه دادن قبل از دعا است؛ چنان که روایت شده است که «استنزلوا الرزق بالصدقه؛ یعنی روزی را به وسیله صدقه به سوی خود فرود آرید». 
مقاله را با این کلام علامه حسن زاده آملی پی می گیریم: چنین شنیدم که میرزا مکرر در قنوت نوافل، این شعر را می خواند: 
زان پیشتر که عالم فانی شود خراب 
ما را زجام باده گلگون خراب کن 

خاطرات و کرامات 
حاج میرزا جواد آقا در آن هنگام که به تحصیل علوم اسلامی در نجف مشغول بود از تربیت و اصلاح خویش غافل نبود و به تهذیب نفس نیز اهتمام نمود و آن را سر لوحة زندگی خویش قرار داد. توفیق شرفیابی به محضر شیخ عارف کامل آیت الله آخوند ملّا حسینقلی همدانی درجزینی راه پیدا کرد و به حضورش شتافت. میزرا آقا جواد ملکی مدت چهارده سال در خدمت ایشان به سیر و سلوک الی الله پرداخت و به معرفت و توحید حق سبحانه نائل شد. او خود از استادان برجستة این مکتب شد و شاگردان وارسته و سالک بسیاری را تربیت نمود.(جامع الدرر، ج۲، ص ۲۲۸) 

حاج میرزا جواد آقا بعد از دو سال خدمت آقا عرض می کند: من در سیر خود به جایی نرسیدم. آقا در جواب از اسم و رسمش سؤال می کند و او تعجب کرده می گوید: مرا نمی شناسید؟ من جواد ملکی تبریزی هستم! ایشان می گویند. شما با فلان ملکی ها بستگی دارید؟ آقا میرزا جواد اقا چون آنها را خوب و شایسته نمی دانست، از آنها انتقاد می کند. مرحوم آخوند ملاحسینقلی در جواب می فرمایند: هر وقت توانستی کفش آنها را که بد می دانی جلوی پایشان جفت کنی، من خود به سراغ تو خواهم آمد. آقا میرزا جواد فردا که به درس می رود خود را در محلی حاضر می کند که پایین تر از بقیه شاگردان بنشیند تا رفته رفته طلبه هایی که از آن فامیل در نجف بود و ایشان آنها را خوب نمی دانسته مورد محبث خود قرار دهد تا جایی که کفششان را پیش پایشان جفت می کند. چون این خبر به آن طایفه که در تبریز ساکن بوده اند می رسد رفع کدورت می شود. 
حالات روحی میرزا جواد آقا 
آیت الله آقا سیّد محمود مدرسی یزدی از شاگردان آن فرزانه عارف که مدتی نیز در بیرونی منزل مرحوم ملکی ساکن بوده است از حالات او چنین نقل می فرماید: شب ها که ایشان برای تهجّد برمی خاست مدتی در رختخواب گریه می کرد. در ضمن دستورات و آداب برخاستن از خواب از قبیل سجده و دعا را انجام می داد پس به صحن منزل می آمد و به اطراف آسمان نگاه می کرد و آیات «انّ فی خلق السماوات و الارض»(آل عمران، پنج آیه آخر.) را می خواند و سر به دیوار می گذاشت و مدتی گریه می کرد. سپس برای وضو گرفتن آماده می شد و چون به کنار حوض می رفت در کنار حوض می نشست و باز مدتی گریه می کرد. سپس وضو می گرفت و پس از آن به مصلایش می رفت و مشغول شب زنده داری می شد، دیگر حالش خیلی منقلب می شد. 

شنیدن صدای فرشتگان 
مرحوم ملکی، به تمام معنا اهل عبادت و تهجّد بود و از بُکّائون(اهالی گریه ی بسیار) زمان خویش محسوب می شد. او در کتاب «اسرار الصلوة» خود می نویسد: 
«...این روایات را بپذیر و انکار نکن، خدا را شاهد می گیرم که من از متهجدّین و شب زنده داران کسی را می شناسم که به هنگام سحر صدای فرشته ای که او را بیدار می کند، می شنود، فرشته با لفظ«آقا» به او خطاب می کند و آن شخص با این سخن بیدار می شود و به نماز می ایستد.» 
تصور می شود این شخص که با صدای فرشته برای اقامه نماز شب در سحرگاهان از خواب بر می خیزد، خود میرزا جواد آقاست که برای پرهیز از توهم خودستایی، این حقیقیت را بدین عبارت بیان کرده است. 

مقام شب زنده داران 
مرحوم ملکی تبریزی می فرمود:«استادم، ملا حسنقلی همدانی به من می فرمود:«فقط مجتهدین هستند که به مقاماتی (توحیدی) نائل می گردند، غیر آنان به هیچ جایی نخواهد رسید.» 
برخی بزرگان نیز بر این باورند که: این قانون است و استثنا هم به وجود می آید. امثال سید هاشم حدّادها، حاج اسماعیل دولابی ها و... مجتهد نبودند و به رفیع ترین مقامات عرفانی هم رسیدند، پس راه خدا همیشه مسدود به مجتهد بودن نمی شود. 

دیدار یار 
یکی از شاگردان خاص میرزا جواد آقا ملکی می گوید: 
شبی در شاهرود خواب دیدم که در صحرایی حضرت صاحب الامر(علیه السلام) با جماعتی تشریف داشتند و گویا به نماز جماعت ایستاده اند. نزدیک رفتم که جمال مبارکش را زیارت کنم و دست شریفش را ببوسم، شیخ بزرگواری را کنار حضرت دیدم که آثار بزرگواری و وقار از سیمایش پیدا بود. 
هنگامی که بیدار شدم درباره آن شیخ فکر کردم و در اندیشه این معنا رفتم که او کیست که تا این اندازه به امام عصر(عج)مربوط و نزدیک است؟ 
برای یافتنش به مشهد مشرف شدم، وی را ندیدم. در تهران آمدم، به او برخورد نکردم. به قم مسافرت کردم و در مدرسه فیضیه او را در یکی از حجره ها مشغول تدریس دیدم. پرسیدم این آقا کیست؟ 
گفتند: آقای حاج میرزا جواد آقا ملکی است. خدمتش رسیدم، از من تفّقد کرد و فرمود کِی آمدی؟ گویا مرا شناخته و از قضیه آگاهند! 
از آن پس ملازمتش را اختیار کرده و او را چنان یافتم که دیده بودم و می خواستم. 
تا شب یازدهم ذی الحجه۱۳۴۳ که نزدیک سحر در بین خواب و بیداری دیدم درهای آسمان به روی زمین گشوده شده و حجاب مرتفع گشته و من تا زیر عرش الهی را مشاهده کردم.آن مرحوم را دیدم که ایستاده و دست به قنوت گرفته و مشغول تضرع و مناجات و گریه است و من از مقام قرب او به حق تعالی تعجب کردم که صدای کوبه در خانه را شنیدم. فوراً برخاستم. در را باز کردم، دیدم یکی از دوستان است، گفت: فلانی بیا منزل آقا. گفتم چه خبر است؟ گفت: تسلیت می گویم، آقا از دنیا رفت! 

صحنه مرگ رباخوار 
آیت الله فاطمی نیا نقل می کنند: 
شبی یکی از شاگردان میرزا جواد آقا برای نماز شب بلند شده بود که ناگهان یک مکاشفه ای برایش رخ می دهد و صحنه عذاب وحشتناکی را بر یک مرد می بیند و هر چه می خواهد کمکی به آن مرد کند نمی تواند. با وحشت از خانه بیرون آمده و به سمت منزل استادش میرزا جواد آقا می رود. در می زند و آقا از همان پشت در می فرمایند: 
«دست و پاتو گم نکن» و سپس در را گشوده و می فرمایند: 
«خداوند در آن مکاشفه لحظه جان دادن یک بازاری ربا خوار از بازاریان تهران را که در همان موقع در حال جان دادن بود، به تو نشان داد، حالا آرام باش و برگرد که آن صحنه برطرف شده است. 

برکت غذای چند صد نفره! 
آیت الله فاطمی نیا نقل می کنند: 
میرزا جواد آقا طبق رسم و روال هر سالشان روزهای عاشورا یک مجلس ساده می گرفتند و چند نفری از آشنایان را هم اطعام می کردند. از قضا عده ای رِند (که آن زمانها زیادتر بودند و به مجالس اطعام هجوم می آوردند و خلاصه فکر آبروی صاحب مجلس نبودند و دلی از عزا در می آوردند) از ماجرا با خبر شده و گوش به گوش به یکدیگر خبر می دهند و خلاصه آن روز حدود دویست نفر به منزل عزا می آیند تا آنجا که دیگر گویا جای نشستن نبود! آشپز مجلس، آقا را با نگرانی صدا زده و اظهار نگرانی می کند. آقا می فرمایند: 
«شما نگران نباشید!» و سپس سر مبارکشان را روی دیگ آورده و دستها را به محاسن کشیده و مانند ابر بهار گریه می کنند و کسی هم متوجه نمی شود که چه خبر است و ایشان منظورشان چیست؟ بعد به کناری آمده و می فرمایند: 
«دیگر نگران نباشید و هر چه می خواهید غذا بکشید!» 
خلاصه آن روز آشپز چند صد ظرف غذا از همان دیگ چند ده نفره کشید و نه تنها غذا کم نیامد بلکه اضافه هم بود! 

انانیّت ممنوع! 
چون میرزا جواد آقا از اشراف زادگان تبریز بودند، مهمترین مانع سر راه سلوکشان نیز همین ناز پروردگی و انانیّت ابتدایی‌شان بود و حتی استادشان جناب ملا حسینقلی همدانی نیز ایشان را با امتحانی از زیر پانهادن انانیّت هایشان پذیرفتند. ماجرا از این قرار است که همان ابتدا که پدر جواد آقا، ایشان را نزد استاد برای تربیت برد، استاد مقدار ناچیزی که در نزد خانواده ای که جواد آقا در آن رشد کرده بود به حساب هم نمی آمد، پول به او داد و فرمود: «برو از بازار برایم به اندازه این پول( سبزی یا ماست) بخر و بیاور!» 
جواد آقا به بازار می رود و جلوی در مغازه مذکور مردّد می شود و خجالت می کشد که چنین مقدار کمی را طلب کند و خلاصه با چند بار عقب و جلو رفتن بالاخره غرور خود را زیر پا گذاشته و می خرد و نزد استاد برمی گردد و می گوید: «استاد بفرمایید، خریدم» 
استاد می فرمایند: «بله جواد آقا خریدی، ولی فکر کردی که این دیوارها می تواند مانع شود تا من نبینم که شما جلوی آن مغازه در ابتدا چقدر مردد بودید و سعی صفا و مروه می کردید؟!!!» 

یک بار هم میرزا جواد آقا به همراه استاد و جمعی از دوستان به جایی وارد شدند و میرزا جواد آقا همان دم در نشستند. یکی از دوستان می گوید: اینجا بد است جواد آقا، بفرمایید بالای مجلس بنشینید. میرزا جواد آقا می فرمایند: «نه، همینجا خوب است، الحمدلله دیگر برای ما اینجا و آنجا فرقی نمی کند و حبّ جاه ندارم!» در این لحظه استادشان جناب ملا حسینقلی همدانی به کنایه می فرمایند: «ببینید جواد آقا چه می گوید؟! می گوید که دیگر حبّ جاه ندارد!» 
خود میرزا جواد آقا می فرمایند: «بعدها متوجه شدم که معاشرتم با یکی از خاندان تبریز به خاطر جاه و مقام آنها بود!» 

آری، گاهی ادعای بی ادعایی خود یک ادعاست!!! 
جایی دیگر نیز نقل است که اوایل، باز هم ملا حسینقلی همدانی به ایشان توجه خواصی ندارند. جواد آقا به ایشان عرض می کند:« آقا من به امید رسیدن کمال به خدمت شما رسیده ام، چرا توجهی نمی فرمایید؟» استاد می فرمایند: «تو که آدم بشو نیستی! می بینم که هنگام ورود به مجلس، جای خاصی را برای خود در نظر می گیری!» و نقل است که دیگر پای جواد آقا به بالای هیچ مجلسی نرسید! 
البته بعدها ایشان چنان خودیّت خود را مندک کردند که جز نامی از ایشان نماند و جز این هم نیست، چرا که: 
میان عاشق معشوق هیچ حائل نیست تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز! 

مرحوم آقا میرزا جواد آقا ملکی تبریزی از زبان بزرگان 
امام خمینی: 
«در قبرستان شیخان قم یک مرد خوابیده است و او حاج میرزا جواد آقای تبریزی است. بوی آدمیّت از مزار او به آسمان پیچیده است!» 

آیت الله علامه حسن زاده آملی: 
«عارف الهی، سالک مستقیم، محقق ربّانی، فقیه صمدانی و مربی نفوس،آیت الله حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی(رحمة الله علیه) از اعظام علمای الهی عصر اخیر و به حق ازعلمای فقه و اصول و اخلاق و حکمت و عرفان بوده است.» 

آیت الله فهری در مورد زندگی آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی نقل می کند: 
یکی از مردان پیشتاز این راه مرحوم عارف بالله آیة الله حاج میرزا جواد ملکی ـ قدس الله نفسه الزکیه ـ است که در این میدان گوی سبقت از همگان ربود. 
این مرد بزرگ با اینکه در مقام عرفان مقامی بس والا دارد و از اعظم فقهای « صائنا" لنفسه، حافظا" لذینه، مخالفا" لهواه و مطیعا" لامر مولاه» به شمار می آید. 

مرحوم حجة الاسلام شیخ مهدی حکمی قمی می فرمود: 
از ثمره مشروطه که خدا به ما عطا فرمود این بود که وسیله شد حاج میرزا جواد آقا در قم ساکن شد.

منبع : اهراب نیوز

ادامه مطلب

نوشته شده در : جمعه 9 فروردین 1392  ساعت :2:05 AM   |   توسط :شهرزاد یوسفی نظرات (3)

درباره ما

بایگانی

آمار بازدیدها

  • کل بازديد : 74357
  • تعداد کل مطالب : 43
  • تعداد کل نظرات : 23
  • تاریخ ایجاد وبلاگ : یک شنبه 24 دی 1391 

تماس با ما

پست الکترونيکي :
وب سایت :

خبرنامه