سابُّ المُؤمِنِ كالمُشرِفِ على الهَلَكَةِ.
ناسزاگوى به مؤمن همچون كسى است كه در آستانه هلاكت باشد.
سابُّ المُؤمِنِ كالمُشرِفِ على الهَلَكَةِ.
ناسزاگوى به مؤمن همچون كسى است كه در آستانه هلاكت باشد.
ثَمَرَةُ التَّواضُعِ الَمحَبّةُ، ثَمَرَةُ الكِبرِ المَسَبَّةُ.
ثمره فروتنى دوستى است، ثمره تكبّر ناسزا (شنيدن) است.
مَن عابَ عِيبَ، و مَن شَتَمَ اُجيبَ، و مَن غَرَسَ أشجارَ التُّقى اجتَنى ثِمارَ المُنى.
هر كه عيبجويى كند، عيبجويى شود و هر كه ناسزا گويد، پاسخ (ناسزا) شنود و هر كه درختهاى تقوا بنشاند، ميوه هاى آرزوها را بچيند.
الفُحشُ و البَذاءُ و السَّلاطَةُ مِن النِّفاقِ؛
دشـنـامـگويى و بـد زبانى و دريـدگـى از (نشانه هاى) نفاق است.
لا تَسُبُّوا الناسَ فَـتَـكتَسِبُوا العَداوَةَ بَينَهُم؛
به مردم ناسزا نگوييد، كه با اين كار در ميان آنها دشمن پيدا مى كنيد.
(كافى، ج2، ص360، ح 3)
إِنَّ اللّه عَز َّوَ جَلَّ يُحِبُّ المُداعِبَ فِى الجَماعَةِ بِلا رَفَثٍ؛
خداوند عزوجل دوست دارد كسى را كه در ميان جمع شوخى كند به شرط آن كه ناسزا نگويد.
(كافى، ج2، ص 663، ح4)
اِذَا اتَّهَمَ المُؤُمِنُ اَخاهُ اِنماثَ الايمانُ مِن قَلبِهِ كَما يَنماثُ المِلحُ فِى الماءِ ؛
هرگاه مؤمن به برادر [دينى] خود تهمت بزند، ايمان در قلب او از ميان مىرود، همچنان كه نمك در آب، ذوب مىشود.
كافى، ج 2، ص 361، ح 1
أَتَدرونَ مَا الغيبَةُ؟ قالوا: اَللّهُ وَرَسولُهُ أَعلَمُ، قالَ: ذِكرُكَ أَخاكَ بِما يَكرَهُ قيلَ: أَرَأَيتَ إِن كانَ فى أَخى ما أَقولُ؟ قالَ: إِن كانَ فيهِ ما تَقولُ فَقَدِ اغتَبتُهُ وَإِن لَم يَكُن فيهِ ما تَقولُ فَقَد بَهَتَّهُ؛
آيا مىدانيد غيبت چيست؟ عرض كردند: خدا و پيامبر او بهتر مىدانند. فرمودند: اين كه از برادرت چيزى بگويى كه دوست ندارد. عرض شد: اگر آنچه مىگويم در برادرم بود چه؟ فرمودند: اگر آنچه مىگويى در او باشد، غيبتش كرده اى و اگر آنچه مىگويى در او نباشد، به او تهمت زدهاى.
الترغيب والترهيب، ج3، ص515، ح31
فَعَدَلَ فیها لیبتَلی مَن أرادَ بِمَیسورِها وَ مَعسورَها وَ لیختَبِرَ بِذَلِکَ الشُّکرَ وَ الصَّبرَ مِن عَنیها وَ فَقیرِها
خداوند متعال روزی ها را عادلانه تقسیم کرد تا هر که را بخواهد به وسعت روزی یا تنگی آن بیازماید و میزان سپاسگزاریِ توانگر و شکیباییِ تهیدست را امتحان کند.
نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 134 از خطبه 91
قلتُ لأبي عبدِاللّهِ (عليه السلام) : الرّجُلُ يَتّجِرُ ، فإنْ هُو آجَرَ نَفسَهُ اُعطِيَ ما يُصِيبُ في تجارتِهِ ، فقالَ: لا يُؤاجِرْ نفسَهُ، و لكنْ يَسترزِق ُاللّهَ عزّ و جلّ و يَتَّجِرُ، فإنّهُ إذا آجَرَ نفسَهُ حَظَرَ على نفسِهِ الرِّزْقَ .
به ابو عبداللّه امام صادق (عليه السلام) عرض كردم:شخصى مى تواند تجارت كند، با اين حال اگر خودش را اجير [ديگرى] سازد، به اندازه اى كه خودش تجارت كند، به او داده مى شود. فرمود: اجير نشود؛ بلكه از خداوند بزرگ روزى طلبد و دست به تجارت زند؛ زيرا اگر اجير شود ، مانع روزى خود شده است.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 5 ، ص90 ، ح 3