اَلصِّدقُ عِزٌّ و َالجَهلُ ذُلٌّ؛
راستى عزّت است و نادانى ذلّت.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 1 ، ص 26 ، ح 29 - تحف العقول ص 356
اَلصِّدقُ عِزٌّ و َالجَهلُ ذُلٌّ؛
راستى عزّت است و نادانى ذلّت.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 1 ، ص 26 ، ح 29 - تحف العقول ص 356
تَركُ الحُقوقِ مَذَلَّةٌ و َإِنَّ الرَّجُلَ يَحتاجُ إِلى أَن يَتَعَرَّضَ فيها لِلكَذِبِ؛
ندادن حقوق (ديگران) ذلّت مى آورد و انسان در اين باره مجبور به دروغ گفتن مى شود.
تحف العقول ص 360
ما أَهوَنَ المَوتَ عَلى سَبيلِ نَيلِ العِزِّ وَ إِحياءِ الحَقِّ لَيسَ المَوتُ فى سَبيلِ العِزِّ إِلاّ حَياةً خالِدَةً و َلَيسَتِ الحَياةُ مَعَ الذُّلِّ إِلاَّ المَوتَ الَّذى لا حَياةَ مَعَهُ؛
چه آسان است مرگى كه در راه رسيدن به عزّت و احياى حق باشد، مرگ عزتمندانه جز زندگى جاويد و زندگى ذليلانه جز مرگ هميشگى نيست.
احقاق الحق ج11، ص 601 {این حدیث در نرم افزار جامع الاحادیث موجود نیست}
كُلُّ عَزيزٍ داخِلٌ تَحتَ القُدرَةِ فَذَليلٌ؛
هر عزيزى كه تحت قدرت و سلطه اى باشد ذليل است.
تحف العقول ص 215
كَم مِن عَزيزٍ أَذَلَّهُ جَهلُهُ؛
چه بسيار عزيزى كه، نادانى اش او را خوار ساخت.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 76 ، ح 1190
اَلشَّجاعَةُ عِزٌّ حاضِرٌ، اَلجُبنُ ذُلٌّ ظاهِرٌ؛
شجاعت عزّتى است آماده، ترس ذلّتى است آشكار.
شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم ج1، ص152، ح572
مَنِ اعتَزَّ بِغَيرِ اللّه أَهلَكَهُ العِزُّ؛
هر كس به جز از خدا عزّت بجويد آن عزّت او را هلاك مى كند.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 478 ، ح 10985
مَن عَفا عَن مَظلَمَةٍ أَبدَلَهُ اللّه بِها عِزّا فِى الدُّنيا و َالآخِرَةِ؛
هر كس از ظلمى كه در حق او شده گذشت كند، خداوند به جاى آن در دنيا و آخرت به او عزّت مى بخشد.
امالى(طوسى) ص 182 ، ح 306
فَأَمَّا الحِلمُ فَمِنهُ رُكوبُ الجَميلِ، وَ صُحبَةُ البرارِ وَ رَفعٌ مِنَ الضَّعَةِ و َرَفعٌ مِنْ الخَساسَةِ وَ تَشَهِّى الخَير ِو َتَقَرُّبُ صاحِبِهِ مِنْ مَعالِى الدَّرَجاتِ و َالعَفوُ و َالمَهَلُ و َالمَعروفُ و َالصَّمتُ فَهذا ما يَتَشَعَّبُ لِلعاقِلِ بِحِلمِهِ؛
حاصل بردبارى: آراسته شدن به خوبيها، هم نشينى با نيكان، ارجمند شدن، عزيز گشتن، رغبت به نيكى، نزديك شدن بردبار به درجات عالى، گذشت، آرامش و تأنى، احسان و خاموشى. اينها ثمره بردبارى عاقل است.
لَا يَزَالُ الْعِزُّ قَلِقاً حَتَّى يَأْتِيَ دَاراً قَدِ اسْتَشْعَرَ أَهْلُهَا الْيَأْسَ مِمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ فَيُوطِنَهَا
عزّت پيوسته بى قرارى مى كند تا آن كه به خانه اى درآيد كه اهل آن چشم طمع به دست مردم نداشته باشند و در آن جا مستقر مى شود.
كشف الغمه(ط-القدیمه) ج2، ص 205