يَنْبَغى لِلْعاقِلِ اَنْ يُخاطِبَ الْجاهِلَ مُخاطَبَةَ الطَّبيبِ الْمَريضَ؛
شايسته است كه برخورد عاقل با نادان، مانند برخورد طبيب با بيمار باشد.
(غررالحكم، ص 797)
يَنْبَغى لِلْعاقِلِ اَنْ يُخاطِبَ الْجاهِلَ مُخاطَبَةَ الطَّبيبِ الْمَريضَ؛
شايسته است كه برخورد عاقل با نادان، مانند برخورد طبيب با بيمار باشد.
(غررالحكم، ص 797)
اَلْعَقْلُ حَيْثُ كانَ آلِفٌ مَاْلوفٌ ؛
عقل هر كجا باشد، انس گيرنده و الفت پذير است.
(غررالحكم، ص 67)
لَقَدْ سَبَقَ اِلى جَنّاتِ عَدْنٍ اَقْوامٌ ما كانوا اَكْثَرَ النّاسِ لا صَوْما وَ لا صَلاةً وَ لا حَجّا وَ لاَ اعْتِمارا وَ لكِنَّهُمْ عَقَلوا عَنِ اللّهِ مَواعِظَهُ؛
گروههايى به سوى بهشت برين (از ديگران) پيشى گرفتند كه بيش از ديگران اهل روزه، نماز، حج و عمره نبودند، بلكه آنان در موعظههاى الهى تعقل كردند.
(مجموعه ورام، ج 2، ص 213)
مَنْ شاوَرَ ذَوِى الْعُقولِ اسْتَضاءَ بِاَنْوارِ الْعُقولِ؛
هر كس با عقلا مشورت كند، از نور عقلها بهره مى برد.
(غررالحكم، ص627)
اِنَّ بِذَوِى الْعُقولِ مِنَ الْحاجَةِ اِلَى الاَدَبِ كَما يَظْمَأُ الزَّرْعُ اِلَى الْمَطَرِ؛
نياز عاقلان به ادب، همانند نياز كشتزار به باران است.
(غررالحكم، ص225)
اَلْعَقْلُ حِفْظُ التَّجارِبِ وَ خَيْرُ ما جَرَّبْتَ ما وَعَظَكَ؛
عقل، اندوختن تجربهها (و عمل به آن) است و بهترين تجربه، آن است كه پندت داده.
(نهج البلاغه، ص402)
جاهِدْ شَهْوَتَكَ وَ غالِبْ غَضَبَكَ وَ خالِفْ سوءَ عادَتِكَ، تَزْكُ نَفْسُكَ وَ يَكْمُلْ عَقْلُكَ وَ تَسْتَـكْمِلْ ثَوابَ رَبِّكَ؛
با هوا و هوست مبارزه كن، بر خشمت مسلّط شو و با عادتهاى بدت مخالفت كن، تا روحت پاك و عقلت كامل گردد و پاداش پروردگارت را به تمامى دريافت نمايى.
(غررالحكم، ص338)
اَنَسٌ: قيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، اَلرَّجُلُ يَكونُ حَسَنَ الْعَقْلِ كَثيرَ الذُّنوبِ؟ قالَ: ما مِنْ آدَمىٍّ اِلاّ وَ لَهُ ذُنوبٌ وَ خَطايا يَقْتَرِفُها، فَمَنْ كانَتْ سَجيَّتُهُ الْعَقْلَ وَ غَريزَتُهُ الْيَقينَ لَمْ تَضُرَّهُ ذُنوبُهُ. قيلَ: كَيْفَ ذلِكَ يا رَسُولَ اللّهِ؟ قالَ: لاَِنَّهُ كُلَّما اَخْطَاَ لَمْ يَلْبَثْ اَنْ تَدارَكَ ذلِكَ بِتَوْبَةٍ وَ نَدامَةٍ عَلى ما كانَ مِنْهُ فَيَمْحو ذُنوبَهُ وَ يَبْقى لَهُ فَضْلٌ يَدْخُلُ بِهِ الْجَنَّةَ؛
اَنس گويد: سؤال شد: «اى رسول خدا! ممكن است كسى از عقل نيكو برخوردار باشد و گناهان بسيار داشته باشد؟». پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمودند: هيچ انسانى نيست، مگر اين كه گناهان و خطاهايى مرتكب مىشود، ولى هر كس سرشتش عقل و نهادش يقين باشد، گناهانش به او آسيب نمىرساند». گفته شد: «اى رسول خدا! چگونه است اين؟». فرمودند: «زيرا عاقل هرگاه مرتكب خطايى گردد، بىدرنگ آن را با توبه و پشيمانى جبران كند و با اين كار، گناهانش را پاك مىگرداند و خوبى هايى برايش باقى مىماند كه با آن، وارد بهشت مىگردد».
(مجموعه ورام، ج 1، ص 62)
سُئِلَ النَّبىُّ صلى الله عليه و آله عَنْ قَوْلِهِ: «اَ يُّـكُمْ اَحْسَنُ عَمَلاً» فَقالَ: اَ يُّـكُمْ اَحْسَنُ عَقْلاً، ثُمَّ قالَ صلى الله عليه و آله : اَتَمُّكُمْ عَقْلاً وَ اَشَدُّكُمْ لِلّهِ خَوْفا وَ اَحْسَنُكُمْ فيما اَمَرَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ وَ نَهى عَنْهُ نَظَرا وَ اِنْ كانَ اَقَلَّكُمْ تَطَوُّعا؛
از پيامبر صلى الله عليه و آله از معنى آيه «[تا بيازمايد] كداميك عملتان بهتر است» پرسيدند. فرمودند: يعنى كداميك عاقلتريد. سپس فرمودند: مقصود، كسى است كه عقلش كاملتر، از خدا بيمناكتر و در امر و نهى خداوند دقيقتر است؛ هر چند مستحبّاتش كمتر باشد.
(بحارالأنوار، ج 67، ص 233)
لا يَكْمُلُ الْعَقْلُ اِلاّ بِاتِّباعِ الْحَقِّ؛
عقل، جز با پيروى از حق، كامل نمىشود.
(اعلام الدين، ص 298)