این نامه به دست آب باید برسد

بنویس که با شتاب باید برسد فوراً ببرش؛ جواب باید برسد لبهای رقیّه از عطش خشک شده این نامه به دست آب باید برسد

درباره ما

بنویس که با شتاب باید برسد فوراً ببرش؛ جواب باید برسد لبهای رقیّه از عطش خشک شده این نامه به دست آب باید برسد

نویسنده

آسمان

دیگر امکانات

روزشمار محرم عاشورا پخش زنده حرم ذکر روزهای هفته دانشنامه عاشورا
باز این چه شورش است ... محرم آمد ... یاحسین ...

مطالب اخیر وبگاه

وفا ]

 

آبی که به خیمه رواست،

به سقا حرام است!

 

سقا ]

 

آب روی آب ریخت،

آبروی آب رفت!

 

سهم ]

 

دستی که نبی بوسید،شکستند؛

دستی که ولی بوسید، بریدند.

 

بیعت ]

 

در علقمه پایین افتاد

دستی که در غدیر

بالا رفت!

 

پاس‌دار ]

 

رأس خیمه حسین

فرق سر عباس است.

عمود را پایین بیاور،

شام غریبان شروع شد.

 

[ بین الاخوین ]

 

بیخودی بین الحرمین را

بهانه نکنید!

از حسین تا عباس،

یک «یا اخی» فاصله است.

 

وجه شبه ]

 

اشبه النّاس بود

خلقن و خلقن.

ارباً اربا کردند

روح آن را

و جسم این را!

 

[ عید ]

 

سنان

سینه

سر

سُم

سرنیزه

سنگ

سیلی؛

سفره هفت سین کربلا!

 

[ اشتیاق ]

 

سر از پا

نشناخت زینب،

در قتلگاه!

 

[ سلیمان ]

 

انگشت که هیچ!

دوست داشتنی که باشی،

سر و دست می شکنند،

برای انگشترت!

 

رتبه ]

 

آنها که بی سر اند، 
سردار تر اند.

 

جناس ناقص ]

 

مگر کوفی باشی!

و گرنه قافیه نیست،

قاسِم و سُم !

 

[ قصه سم ها ]

 

«قــیــامــت» شد،«قامت» اش

از اسب که افتاد!

 

رو سفید ]

 

طفلان زینب، سر جدا!

«حلالزاده به دایی اش می رود»

 

[ شام غریبان ]

 

مرا بزن

هر چقدر که می خواهی،

وای به حالت

اگر عمو برگردد!

 

[ بوسیدنی ]

 

هوس بوسه می کنند سنگ ها،

قرآن که می خوانی!

 

[ عاشق ]

 

روی نیزه

به سینه می زد،

سنگ فاطمه را!

 

[ کبود ]

 

قاصدک را

فوت هم که کنی،

پرپر می شود؛

چه رسد به سیلی!

 

لالایی ]

 

بگذار غارت کنند،گهواره را

طفل را

برای همیشه خواباندند.

  

[ سر باز ]

 

نیزه ها که باشند،

شیرخواره هم

سرفراز می شود!

 

 پشت پرده ]

 

یکی گفت «مسلم ابن عوسجه»،

دیگری نوشت «حُر».

هیچکس اما نفهمید

زینب بود،

شهید اول کربلا!

 

ما رأیت و الا جمیلا ]

 

تنها قافیه کربلا «بلا»ست،

مگر شاعر زینب باشد!

 

دق‎‎‎مرگ ]
 

برای دق کردن 

هنوز زود است.

تا شام 

چیزی که زیاد است،

«ابن زیاد» است!

 

چلّه ]

 

من، انار که می خورم

دست و صورتم سیاه می شود.

تو،

سیلی که می خوری!

 

غنیمت ]

سر را

معجر را

انگشتر را

گـهـواره را

گوشواره را

و شال سبز را

همین سال هشتاد و هشت،

به غارت بردند!

 

مقتل ]

جای شمر،

امسال تو را مداحان

به قتلگاه می برند!

 

[ اربعین ]

 

سپر پدر

انگشتر برادر

گهواره اصغر

همه را برگرداند؛

گوشواره مادر اما

جایش خالی بود...!



نویسنده آسمان ، یک شنبه 15 آذر 1394 10:41 AM | نظرات(0)
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...
طراحی و بهینه سازی قالب : ثامن تم ( علیرضا حقیقت )