نشانه ها | ویژه سال همت و کار مضاعف


نگاشته شده توسط مسعود محمدجعفر شنبه 23 آبان 1388  ساعت 11:04 PM 

آشنایی با ابعاد دیگر جهان و توضیح فیزیکدانان در این باره

ابدیتی نهفته در هر لحظه

گابریل والکر - ترجمه؛ شهاب شعری مقدم

www.NewScientist.com

 

فیزیکدان ها از ابتدای شکل گیری دانش فیزیک تا به امروز همواره بر این تصور بوده اند که زمان، یک بعدی است. اما طی یک دهه اخیر همه چیز تغییر کرده است چراکه «کامران وفا» فیزیکدان مشهور ایرانی دانشگاه هاروارد با ارائه نظریه یی به نام نظریه F، احتمال دوبعدی بودن زمان را مطرح کرده است. اگر چنین باشد در این صورت زمان به جای خطی، صفحه یی خواهد بود. به این ترتیب نه تنها امکان سفر در زمان و رفتن به گذشته و آینده وجود خواهد داشت بلکه حتی می توان در درون تک تک لحظه ها در جهت عمود بر سیر زمان نیز حرکت کرد. بنابراین شاید درون هر لحظه، ابدیتی نهفته باشد.

---

سالیان سال تصور فیزیکدان ها آن بود که فضا سه بعدی است، اما از ابتدای قرن بیستم این تصور کم کم تغییر کرد. در ابتدا این نظریه مطرح شد که شاید فضا چهاربعدی باشد، ولی با گذشت زمان تعداد ابعاد فضا باز هم بیشتر شد تا اینکه امروزه بهترین نظریه های مطرح در فیزیک، فضا را ده بعدی می دانند. در این تصویر، جهان ما با سه بعد فضایی، تنها یک جهان از میان جهان های بی شمار شناور در پهنه کائنات است.





نگاشته شده توسط مسعود محمدجعفر شنبه 23 آبان 1388  ساعت 2:08 PM 

پرنده و انسان

..فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِی نَفَقًا فِی الْأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِی السَّمَاءِ ...

چنانچه بتوانی نقبی در زمین بزنی، یا نردبانی به آسمان بگذاری (و اعماق زمین و آسمانها را جستجو کنی، چنین کن)

«الأنعام/35»

 

پرنده بر شانه های انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت : اما من درخت نیستم. تو نمی توانی روی شانه ی من آشیانه بسازی.

پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدم ها را خوب می دانم. اما گاهی پرنده ها و انسان ها را اشتباه می گیرم.

انسان خندید و به نظرش این بزرگ ترین اشتباه ممكن بود.

پرنده گفت: راستی، چرا پر زدن را كنار گذاشتی؟

انسان منظور پرنده را نفهمید، اما باز هم خندید.

پرنده گفت : نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است .

انسان دیگر نخندید. انگار ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد . چیزی كه نمی دانست چیست. شاید یك آبی دور، یك اوج دوست داشتنی.

پرنده گفت : غیر از تو پرنده های دیگری را هم می شناسم كه پر زدن از یادشان رفته است . درست است كه پرواز برای یك پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرین نكند فراموشش می شود.

پرنده این را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال كرد تا این كه چشمش به یك آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرشآسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد .

آنگاه خدا بر شانه های كوچك انسان دست گذاشت و گفت : یادت می آید تو ر ا با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود . اما تو آسمان را ندیدی.

راستی عزیزم، بال هایت را كجا گذاشتی؟

انسان دست بر شانه هایش گذ اشت و جای خالی چیزی را احساس كرد .

آنگاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست!!!!!

از وبلاگ یک استکان یاد خدا، با تصرف





نگاشته شده توسط مسعود محمدجعفر شنبه 23 آبان 1388  ساعت 1:46 PM 

 

کعبه

 

بنای كعبه معظمه توسط حضرت آدم(ع)

بنا به فرموده خداوند متعال در قرآن كریم، نخستین خانه ای كه در روی زمین برای عبادت پروردگار منان بنا گردید، كعبه معظمه بود [اِنَّ اَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذی بِبَكَّهَ مُبارَكاً وَ هُدًی لِلْعالَمینَ.1 نخستین خانه ای كه برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، همان است كه در سرزمین مكه است، كه پربركت و مایه هدایت جهانیان است.] امیرمومنان علی بن أبی طالب(ع) فرمود: أنّ أوّل شیئ نزل من السّماءِ إلی الأرض لهو البیت الذی بِمكّه، انزله الله یاقوﺔﺗ حمرا …2 یعنی: نخستین چیزی كه از آسمان به زمین فرود آمد، همان خانه [مقدسی] است كه در مكه است. خداوند سبحان، آن را به صورت یاقوت سرخ نازل فرمود… هم چنین آن حضرت در نهج البلاغه، در این باره فرمود: الا ترون ان الله سبحانه، اختبر الاولین من لدن آدم صلوات الله علیه الی الآخرین من هذا العالم باحجار لا تضر و لا تنفع، و لا تبصر و لا تسمع، فجعلها بیته الحرام الذی جعله الله للناس قیاما …3یعنی: آیا نمی بینید كه خداوند سبحان، پیشینیان را از زمان حضرت آدم(ع) تا آخرین نفر از این جهان، آزمایش نموده است به سنگ هایی [كه كعبه معظمه از آن بنا شده است و] نه زیان دارد و نه سود می بخشد و نه می بیند و نه می شنود، پس آن سنگ ها را بیت الحرام خود قرار داد و آن را خانه ای برای [عبادت و پرستش] بندگان بر پا داشت. به هر روی، این خانه مقدس و مبارك، از زمان حضرت آدم(ع) تاكنون محل عبادت موحدان و تقوا پیشه گان بوده است و توسط حضرت آدم(ع) و با دستیاری جبرئیل(ع) بنا گردید. بنا به نقل شیخ عباس قمی(ره)، تاریخ بنای كعبه معظمه از سوی حضرت آدم(ع) مصادف با 25 ذی قعده بوده است.4





نگاشته شده توسط مسعود محمدجعفر شنبه 23 آبان 1388  ساعت 10:40 AM 

چند اصطلاح جبهه ای

بالا چه خبر؟     بسم الله ريا    بنيان مغشوش
بوي بهشت دادن    بي‌ترمز
برادر عبدالله     به مخلص‌ها يكي اضافه شدن     بادنجان سياه بمي
 با آفتاب درآمدن    برادران مزدور    بوي دنيا دادن
بهترين سلماني   پنير لاستيكي  پارتي كلفت   پياز
پوکه‌پران   پرستو  
پاتك خوردن   تاج گذاشتن   تركش علاف  
تيله سوت  بودن   تويوتا بي‌حجاب    تركش با معرفت   
تك كلام حجله‌اي   تيپ زدن   توضيحات اضافي   توپ دستي   تنبليغات
بالا چه خبر؟
معراج چه خبر، كسي كه ‌اهل حال بود وقتي از عبادت فارغ مي‌شد بچه‌ها كه تا آن لحظه مراقب احوال او بودند.
مي‌گفتند: «بالا ...»
بسم الله ريا
بفرما نمك ميل كن با غذا. بيا با نمك شروع كن به خوردن طعام. كنايه‌ از احتمال ريا شدن يا ريا كردن است. با اين عمل مستحب در آداب غذا خوردن و در حقيقت نوعي تاكيد غير مستقيم بر انجام امور مستحب و ممدوح بود و روشي در امر به معروف.
بنيان مغشوش
سر و وضع نامرتب داشتن، به خود نرسيدن،‌ نظم و انضباط يك نظامي به تمام معني را نداشتن. آشفته و به هم ريخته بودن. اين عبارت را در مقابل «بنيان مرصوص» مي‌گفتند كه حكايت از نظامي تمام عيار بودن مي‌كرد و ملهم بود از آيه شريفه قرآن در وصف مومنين.
بوي بهشت دادن
كسي كه حضور قلب بيشتري نسبت به سايرين داشت و به جهت اخلاص سعي در فراهم كردن مقدمات شهادت خود داشت به او مي‌گفتند: «طرف بوي بهشت مي‌دهد.» يا اينكه «ديگر نوربالا حركت مي‌كند.»
بي‌ترمز
بسيجي يكبار مصرف، عاشق خاكريز اول كه اهل جهاد و هجرت بود و هيچ حدي نمي‌شناخت و براي رسيدن به هدفش از هيچ تلاشي روي‌گردان نبود.
برادر عبدالله
رزمنده مورد خطابي كه نامش را نمي‌دانستند به جاي اينكه بگويند: هي! ببين! چيزه! الو! و ... هنگاميكه ‌اسم فردي را نمي‌دانستند يا فراموش كرده بودند او را بنده خدا يا عبدالله صدا مي‌زدند.
به مخلص‌ها يكي اضافه شدن
به نماز شب خوانها يكي اضافه شد! وقتي كسي شبي ‌بيدار مي‌شد و مي‌خواست نماز بخواند، اما آب خوردن را بهانه مي‌كرد، افرادي كه تصادفاً او را ديده بودند، صبح فردا به‌او اشاره كرده، مي‌گفتند: «يكي به مخلص‌ها اضافه شد.»
بادنجان سياه بمي
اين اصطلاح به كسي گفته مي‌شد كه با توجه به شركت در عملياتهاي زياد كمترين آسيبي نديده بود حتي دريغ از يك تركش كوچك يا جراحت و زخمي سطحي. فردي كه هر چه نيرو به خط مي‌برد، برنمي‌گرداند! اما خودش صحيح و سالم باز مي‌گشت. همان «آدم جاگذار» و كنايه از اينكه مثل بامجان سياه (بمي) خودش بي آفت بود.
با آفتاب درآمدن
اين اصطلاح کنايه از ساده و بي‌آلايش بودن افراد بود،«او همچون آفتاب از پشت کوه درآمده است» کنايه از اينکه فردي روستايي و ساده است و به اعتبار ديگر يعني مثل روز وضعيتش روشن است و مثل آفتاب از هيچ چيز مضايقه ندارد و در دوستي و معاشرت بي‌دريغ است و بزرگوار.
برادران مزدور
اين اصطلاح به نيروهاي عراقي گفته مي‌شد، دشمنان متجاوز مسلماني که به اعتبار اسلام و قرار زبانيشان برادر ما و به جهت فريب‌خوردگي و رودررويي با ما دشمن بودند و ما ناگزير از برخورد با آنها بوديم. کساني که دشمني ما با آنها بنيادي و عميق نبود.
بوي دنيا دادن
اين اصطلاح براي کساني که زياد شوخي مي‌کردند يا مرتب به مرخصي شهري مي‌رفتند و در حال تماس تلفني و تلگرافي با خانواده بودند و کمتر در نماز جماعت و مراسم دعا و نيايش حاضر مي‌شدند،‌ به کار مي‌رفت افرادي که آماده مرخصي رفتن بودند نيز بي‌نصيب نمي‌ماندند.
بهترين سلماني
به اعضاي گروهک ملحود کومله مي‌گفتند، کساني که به جدا کردن سر از تن پاسداران در جنگ شهرت داشتند و چون از شدت قساوت و بي‌رحمي سر را از تن بدن مخالفان خود جدا مي‌کردند به آنها بهترين سلماني مي‌گفتند.
پنير لاستيكي
پنيرهايي كه در قوطي‌هاي پلمب شده با رنگ زرد و طعم تلخ و انعطاف لاستيكي، بعد از قلع و قمع نيروهاي بعثي به عنوان غنيمت به دست بچه‌ها مي‌رسيد و جز در مواقع اضطراري از آنها استفاده نمي‌كردند و گاهي براي نشان دادن به خانواده آن را به شهر مي‌بردند.
پارتي كلفت
اول عمليات شهيد شدن، و يا به سختي مجروح شدن. از آنجا كه بچه‌ها قبول قرباني را از ناحيه حق تعالي مشروط به ‌اخلاص مي‌دانستند وجراحت و شهادت را نوعي پذيرفتن و جلب رضايت او، وقتي عده‌اي به يكي از اين دو توفيق مي‌رسيدند، مي‌گفتند پارتي‌شان كلفته.
پياز
مداح گردان، البته به مزاح، اشاره‌اي بود به بعضي از مداحان كه كارشان در آوردن اشك نيروها بود و براي اين منظور هر راهي كه بلد بودند مي‌رفتند و هر نغمه‌اي كه مي‌توانستند كوك مي‌كردند صرف‌نظر از صحت و سقم قضيه و وقت و بي‌وقت خواندن آن!
پوکه‌پران
به کسي که در بحث بيشتر سعي در قانع کردن بچه‌ها داشت، و در بند سخن منطقي نبود گفته مي‌شد آسمان و ريسمان را به هم مي بافت، تا حرفش را به کرسي بنشاند، به قول معروف، سخنش محلي از اعراب نداشت و رد يا قبولش در بين بچه‌ها مورد اعتنا نبود، همان که در تعبير عامه در پشت جبهه و در شهر به او خالي‌بند مي‌گفتند.
پرستو
پرستو؛ نيروي رزمنده. اسم رمز است که در مکالمات تلفني با بي‌سيم استفاده مي شد
پاتك خوردن
اگر فردي در خواستگاري جواب رد مي شنيد انگار كه با ميدان مين رو به رو شده است؛ به همين دليل بچه ها به او مي‌گفتند: « چه شده؟ پاتك خوردي؟ ».
تاج گذاشتن
گلوله را درست روي هدف نشانه گرفتن و زدن.
تركش علاف
تركشي كه گويي نمي‌داند كجا بايد فرود بيايد و با صداي كشدار شبيه قرقره در فضا مي‌گردد.
تيله سوت  بودن
خيلي مخلص كسي بودن، مثل يك تيله سوت كوچك كه با يك فوت، دَه تا پشتك وارو مي‌زند. اين عبارت را براي ابراز نهايت فروتني و تواضع و ارادت خود نسبت به كسي مي‌گفتند كه البته بدون جواب نمي‌ماند، يعني شنونده هم با گفتن عبارتي ديگر، دست پايين‌تر را مي‌گرفت.
تويوتا بي‌حجاب
ماشين تويوتا و جيپ كه سقف آن را باز كرده بودند و بدون سرپوش و سقف سوار مي‌شدند. وسيله‌اي كه سقف و سرپوش و حجاب نداشت.
تركش با معرفت
تركشي كه زوزه‌كشان مي‌آمد و از بالاي سر رد مي‌شد و راه خودش را ادامه مي‌داد و به كسي آسيب نمي‌رساند. در چنين مواقعي مي‌گفتند: «عجب تركش با معرفتي، خبر مي‌دهد و مي‌رود و كاري به كار آدم ندارد.»
تك كلام حجله‌اي
حرف و حديثي كه بوي خدا و معنويت و آخرت و شهادت مي‌داد. سخني كه ديگران را به فكر فرو مي‌برد و موجب تذكر و تفكر مي‌شد وقتي كسي از اين حرفها مي‌زد به شوخي به ‌او مي‌گفتيم كه بايد بدهيم روي حجله‌ات يا سنگ قبرت بنويسند. (يعني از آن كلمات قصار است.)
تيپ زدن
وقتي بچه‌ها به فردي بر‌مي‌خوردند كه ظاهر او مثل سابق نبود و به سروصورتش صفا داده بود مي‌گفتند: «ببينيد چه تيپ كرده». كنايه از اينكه خوش تيپ شده و گاهي اوقات در مقام اغراق مي‌گفتند: «ماشاءا... لشكر كرده» يعني مرتبه‌اش از حد گردان به تيپ و بعد هم به لشكر رسيده به قولي: «چيزي نمانده تيپش لشكر بشه» هم مي‌گفتند.
توضيحات اضافي
وقتي کسي در نقل واقعه‌اي کمي به اصطلاح آب قاطي قضيه مي‌کرد، يا بعضي عبارات آلوده به شوائب را دامن مي‌زدند به او مي‌گفتند:«توضيحات اضافي نمي‌خواهي بدهي؟»
توپ دستي
سلاح‌ام يک، اصطلاح پيشمرگان کرد است و حکايت از لگدزدن اين سلاح هنگامي که تيراندازي مي‌کند.
تنبليغات
تنبليغات کنايه از سبک و عادي بودن کار تبليغات در جبهه، در مقابل ساير مسئوليتها.




نگاشته شده توسط مسعود محمدجعفر شنبه 23 آبان 1388  ساعت 9:59 AM 

انسان در روز قیامت وقتى که سر از خاک برداشت ، با قیافه اى نا آشنا روبرو خواهد شد که اصلا همدیگر را نمى شناسند. و همه در یک حالت مستى و بیهوشى ، در فکر خویش خواهند بود: (( وترى الناس سکارى و ما هم بسکارى و لکن عذاب الله شدید. )) (۳۲۸)
ولى آیات داریم که بیانگر این معناست که اشخاص در قیامت ، آنهایى را که در دنیا مى شناختند در آخرت هم آنها را پیدا کرده و خواهند شناخت ، اعم از دوست یا دشمن ، از قبیل پدر، مادر، دوستان ، دشمنان و آشنایان در دنیا. در آیات ذیل مى خوانیم :
۱- (( فاقبل بعضهم على یتسائلون قال منهم انى کان لى قرین یقول ء انک لمن المصدقین ء اذا متنا و کنا ترابا و عظاما ء انا لمدینون . قال هل انتم مطلعون فا طلع فراه فى سواء الجحیم قال تا لله ان کدت لتردین و لولا نعمه ربى لکنت من المحضرین ))(۳۲۹)
یعنى : (اهل بهشت رو در رو دربهشت نشسته و با هم صحبت مى کنند. در آن میان یکى از آنها مى کوید: من در دنیا رفیقى داشتم ، او به من مى گفت : آیا قیامت را باور دارى ؟ آیا بعد از مردن زنده شده و مجازات خواهیم شد؟ بعد مى گوید: آیا از جاى رفیق من آگاه هستید؟ بعد سربلند کرده و مى بیند که رفیق دنیایش در وسط جهنم مى باشد. به او خطاب کرده و مى گوید: فلانى به خدا قسم ! نزدیک بود که مرا نیز ساقط کنى و اگر نعمت و توفیق خدایم نبود، اکنون من نیز مانند تو در جهنم حاضر بودم ).
۲- (( و الذین و اتبعنهم ذریتهم بایمان الحقتا بهم ذریتهم و ما التنا هم من عملهم من شى ء کل امرء بما کسب رهین و امددنا هم بفا کهه و لحم مما یشتهون . یتنازعون فیها کاسا لا لغو فیها و لا تاء ثیم و یطوف علیهم لهم کانهم لوء لوء مکنون و اقبل بعضهم على بعض یتسائلون . قالوا انا کنا قبل فى اهلینا مشفقین فمن الله و وقانا عذاب السموم انا کنا من قبل ندعوه انه هو البر الرحیم ))(۳۳۰)
یعنى : (آنانکه در درجه کامل هستند، و ذریه آنها با ایمان از آنها تبعیت کرده اند، ذریه آنها را در بهشت به آنها ملحق مى کنیم . و از پاداششان چیزى کم نمى کنیم . هر کس در گروه عمل خود مى باشد. آنها را با میوه هاى مخصوص مدد مى کنیم و نیز به آنچه از گوشت مایل باشند. آنها در سر کاسه شراب با هم نزاع (نزاع از روحى شوخى و از کثرت سرور شادى ) مى کنند در آنجا نه لغوى هست و نه نسبت گناه دادن . بعضى از آنها به برخى رو کرده مى گویند: ما در دنیا در اهل بیت خود از خدا خائف بودیم و خدا بر ما منت گذاشت و از عذاب نافذ، حفظمان کرد. ما او را از قبل مى خوانیم که او احسان کننده و مهربان است ).
این آیه شریفه صریح مى باشند در اینکه روز قیامت پدران و اولاد یگدیگر را خواهند شناخت و کنار هم خواهند بود. و خداوند اولاد را با آنکه در رتبه پدران نیستند، به آنها ملحق خواهد فرمود که عیششان کاملتر گردد.
در سوره مبارکه یونس نیز مساءله شناختن همدیگر مطرح است چنانچه مى فرماید: (( و یوم یحشر هم کان لم یلبثوا الا ساعه من النهار یتعارفون بینهم قد خسر الدین کذبوا بلقاء الله ))(۳۳۱)
یعنى : (روز قیامت آنها را محشور مى کند و گویى در دنیا درنگ نکرده اند مگر ساعتى از روز را، در آن روز، یکدیگر را کاملا مى شناسد. و به خسران افتادند آنان که لقاء الله را تکذیب کردند).
ظاهرا این شناسایى به علت کثرت ذلت و بدبختى و حسرت است تا کافران و منافقین بدانند و بینید که همسایه او و همشهرى او در اثر ایمان به بهشت مى رود و او به جهنم . چنانکه این مطلب در سوره حدید نیز آمده است :
(( ینادونهم الم نکن معکم ؟ قالوا بلى ولکنکم فتنتم انفسکم (۳۳۲)))
یعنى : (منافقین ، مؤ منان را از دور صدا کرده و مى گوید: مگر در دنیا با شما نبودیم ؟ گویند: آرى ، ولى شما خود را به فتنه انداخته و اهل عذاب شدید).




نگاشته شده توسط مسعود محمدجعفر جمعه 22 آبان 1388  ساعت 9:42 PM 

زبان

توصیه امام خمینی(ره) به عروسش

دخترم!(1) آفات زیادی بر سر راه است. هر عضو ظاهری و باطنی ما آفت‎ها دارد كه هر یك حجابى است كه اگر از آنها نگذریم، به اولین قدم سلوك الى الله نرسیدیم. من كه خود مبتلا هستم و جسم و جانم ملعبه شیطان است به بعضی از آفات این عضو كوچك و این زبان سرخ كه سر سبز را به باد دهد و آنگاه كه ملعبه شیطان است و آلت دست او، جان و روح و فواد(قلب) را تباه كند اشاره مى‎كنم.

از این دشمن بزرگ انسانیت و معنویت غافل مشو، گاهى كه در جلسات انس با دوستان هستى خطاهاى بزرگ این عضو كوچك را آنقدر كه مى‎توانى شمارش كن و ببین با یك ساعت عمر تو كه باید صرف جلب رضاى دوست شود چه مى‎كند. و چه مصیبت‎ها به بار مى‎آورد كه یكى از آنها غیبت برادران و خواهران است، ببین با آبروى چه اشخاصى بازى مى‎كنى و چه اسرارى را از مسلمان روى دایره مى‎ریزى و چه حیثیاتى را خدشه‎دار مى‎كنى و چه شخصیت‎هایى را مى‎شكنى؟

آنگاه این جلسه شیطانى را مقیاس بگیر و ملاحظه كن در یك سال در همین امر پیش پا افتاده چه كردى و در پنجاه شصت سال دیگر چه خواهى كرد و چه مصیبت‎ها براى خود به بار خواهى آورد و در عین حال آن را كوچك مى‎شمارى و این كوچك شمردن از حیله‎هاى ابلیس است كه خداوند به لطف خود ما را همگى از آن مصون دارد.

دخترم! نگاهى كوتاه به آنچه درباره غیبت و آزار مومنین و عیبجویى و كشف سرّ(آشکار کردن اسرار) آنان و تهمت آنان وارد شده؛ دلهایى را كه مُهر شیطان بر آنها نخورده مى‎لرزاند و زندگى را بر انسان تلخ مى‎كند.


پی‎نوشت:

1- توصیه امام خمینی(ره) به عروسش است.

برگرفته از نامه حضرت امام خمینى (ره) خطاب به خانم فاطمه طباطبایى چاپ شده در كتاب ره عشق.







  • تعداد صفحات :9
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9