از این اصل مهم در زندگی غفلت نکنید!!
دختری با پدرش میخواستند از یک پل چوبی رد شوند. پدر رو به دخترش گفت: دخترم دست من را بگير تا از پل رد شويم.
دختر رو به پدر كرد و گفت: من دست تو را نميگيرم تو دست مرا بگير.
پدر گفت: چرا؟ چه فرقي ميكند؟ مهم اين است كه دستم رابگيري وبا هم رد شویم.
دخترك گفت: فرقش اين است كه اگر من دست تو را بگيرم ممكن است هر لحظه دست تو را رها كنم،
اما تو اگر دست مرابگيري هرگز آن رارها نخواهي كرد!
این دقیقا مانندداستان رابطه مابا خداوند است؛
هر گاه ما دست اورابگيریم ممكن است با هر غفلت و ناآگاهي دستش را رها كنیم،
اما اگر ازاوبخواهیم دستمان را بگيرد، هرگز دستمان رارها نخواهدکرد.
توسط : روح اله احمدیان | تاريخ : پنج شنبه 4 تیر 1394 | نظرات : 0 نظر
