نوشته هاي ادبي
نويسندگان
نگین صمدی

كوچك كه هستم به من شير مي دهد و مرا به مدرسه مي فرستد تا آداب و رسوم زندگي را بياموزم مرا دوست دارد و همچون  بوي گل لاله در آغوش پرمحبتش مرا غرق بوسه مي كند وقتي راهي مدرسه مي شوم دعاي خيرش با من همراه است وقتي نمازمي خواند اشك شوقي كه مي ريزد برايم دلگرمي ايجاد مي كندوقتي به زمين مي افتم با شتاب به سويم مي آيد خيلي نگران است اما  مثل همشه چهره اش را گشوده  و لبخندي بر زبان داردصورتش نوراني و در قلبش چشمه اي جاري برايم فراهم ساخته است ، او فرشته اي با بالهاي سفيد است اين نامه را تقديم به مادرم مي كنم كه برايم زحمات فراوان مي كشد و روز مادر را به مادرم تبريك مي گويم .

 


ادامه مطلب

 
 
[ دوشنبه 13 آبان 1392  ] [ 7:58 AM ] [ نگین صمدی ]
نظرات دوستان 1

درخت توت گفت خوشا به حالت در غروب آفتابي ، من اين درد كشيدم تو چه گرفتاري ؟ مونس يارت را شكر بجاي آر .در اين مصيبت تو چه گرفتاري .

بيد گفت تاريكي بر دل نشسته ، نه گنجشكي و به آوازي ، دلتنگ با آواز بلبل ، هروز بيدارم براي شكوفه اي .


ادامه مطلب

 
 
[ یک شنبه 12 آبان 1392  ] [ 12:37 PM ] [ نگین صمدی ]
نظرات دوستان 1

وي كه شكوفه آموزد كه بهاران شود بدين شكوفه ها . لطف سايه او همه را فرا گيرد ، سپاسگزاري بايد كردن از چشمه زار را كه همچون نگيني بدرخشيد


ادامه مطلب

 
 
[ یک شنبه 12 آبان 1392  ] [ 12:25 PM ] [ نگین صمدی ]
نظرات دوستان 2
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
آخرين مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 3681 نفر
كل مطالب : 3 عدد
کل نظرات : 4عدد
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 4 تیر 1393