گفتگوي درخت توت و درخت بيد درخت توت گفت خوشا به حالت در غروب آفتابي ، من اين درد كشيدم تو چه گرفتاري ؟ مونس يارت را شكر بجاي آر .در اين مصيبت تو چه گرفتاري . بيد گفت تاريكي بر دل نشسته ، نه گنجشكي و به آوازي ، دلتنگ با آواز بلبل ، هروز بيدارم براي شكوفه اي . [ یک شنبه 12 آبان 1392 ] [ 12:37 PM ] [ نگین صمدی ] نظرات دوستان 1