3.لرزش كوه حرا
- روزى پیامبر اكرم- صلّى اللَّه علیه و آله- و امام على- علیه السّلام- در كوه حرا بودند. كوه به لرزه در آمد. حضرت خطاب به كوه فرمود: «آرام باش! جز پیامبر و وصى او، كسى در روى تو نایستاده است» كوه در همان حال آرام شد. (4)
4. پیامبر (ص) و شفاى چشم
- در یكى از جنگها، چشم یكى از یاران پیامبر آسیب دید، بحدى كه به صورتش افتاد. به حضور حضرت آمد و استغاثه كرد. رسول خدا - صلّى اللَّه علیه و آله- چشمش را سر جایش گذاشت و چشم آن مرد در آن حال، شفا یافت. و روشنایى و تیز بینیش بیشتر شد.(5)
5.گم شدن شتر رسول خدا (ص)
- روزى شتر رسول خدا- صلّى اللَّه علیه و آله- گم شد. منافقین طعنه زدند و گفتند: او ما را از اسرار آسمانها خبر مىدهد ولى نمىداند شترش كجاست. وقتى این سخن طعن آمیز، به گوش پیامبر رسید، فرمود: تمام اخبارى كه از آسمانها مىگویم از طرف خداست و خدا مرا به همه اسرار آگاه كرده است.
سپس جاى شتر را به آنها نشان داد و فرمود: «افسارش به درختى گیر كرده است» رفتند و شتر را در همان حالى كه پیامبر فرموده بود یافتند. (6)
6.سفرهاى پیامبر (ص) قبل از بعثت
- دو سفر پیامبر - صلّى اللَّه علیه و آله-، قبل از بعثت معروف است. تمام خویشاوندان و نزدیكان، آن را نقل كردهاند. در این سفرها بود كه ابرى بر آن حضرت سایه مىافكند و بالاى سر او به همه جا مىرفت و تمام همراهانش آن را مىدیدند. (7)
7.گواهى بت بر صدق ادعاى پیامبر (ص)
- عدّهاى از عربها، بتى را عبادت مىكردند، ناگهان از بت صدا آمد كه «محمّد- صلّى اللَّه علیه و آله- بر شما مبعوث شده و شما را به دین حق دعوت مىكند» مردم با سرعت به طرف پیامبر آمدند و اكثر حاضرین، ایمان آوردند. (8)
8. باران در مدینه
از حضرت علی علیه السّلام نقل شده: در مدینه باران سختى بارید، مردم به پیامبر- صلّى اللَّه علیه و آله- پناه آوردند و از او خواستند تا دعا كند. حضرت دست به دعا برداشت و فرمود: «خدایا باران را به حوالى مدینه فرود آور، نه خود مدینه». تمام ابرها به اطراف مدینه كشیده شدند و از خود مدینه باران قطع شد. (9)
پی نوشت ها:
1. ترجمه محاضرات فی الالیهات، علی ربانی، ص 263 ، انتشارات مرکز مدیریت حوزه
2. نهج البلاغة- ترجمه دشتى، ص 401 و400 ،ناشر مشهور
3. جلوههاى اعجاز معصومین علیهم السلام، غلام حسن محرمى، ص26، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دوم
4. همان، ص 25 به نقل از بحارالانوار، ج18/ 5. همان
6. همان، ص 22، به نقل از بحارالانوار، ج18
7. همان،ص 22، به نقل از بحارالانوار، ج17 / 8. همان
9. احتجاج- ترجمه جعفرى، ج1، ص 464