ایران مهد شیران


نگاشته شده توسط مجتبی باقری پبدنی پنج شنبه 1 خرداد 1393  ساعت 11:16 AM 

پادشاهی که تنها یک همسر برگزید!

 

 


برخی از پادشاهان ایران  نه تنها چند همسر  بلکه حرمسرا هم برای خود داشتند اما شاهانی هم بوده اند که این روال را نداشتند شاهی که حتی بعد از مرگ همسر خود  6 روز عزای عمومی اعلام کرده است و...


کوروش بنیادگذار کشور ایران،مردی که عموم تاریخ‌نگاران او را «اندیشمند، انسان‌دوست، دادگستر و مهربان» توصیف کرده‌اند در مارس سال 530 پیش از میلاد فوت شد.

کوروش کبیر

وی 11 سال پس از ایجاد دولت واحدی از 3 طایفه مهاجر قوم آرین - پارس، ماد و پارت، شهر بابل (در جنوب غربی بغداد امروز و پایتخت یک امپراتوری به همان نام) را تصرف و در آنجا در اکتبر سال 539 پیش از میلاد ایجاد امپراتوری مشترک‌المنافع ایران را اعلام کرده بود.

امپراتوری ایران در زمان کوروش که نام او در غرب با قلب تلفظ حروف یونانی، سیروس و سایرس، گفته می‌شود از هند تا مرمره و از سیردریا (رود سیحون) تا دریای سرخ امتداد داشت که پسر او کامبیر (کامبوزیا = کامبوجیا = کمبوجیه) بر وسعت آن افزود و داریوش بزرگ و پسرش خشایارشا قلمرو ایران را گسترش بیشتری دادند که بیش از دو قرن بزرگ‌ترین قدرت و تنها ابرقدرت جهان بود با فرهنگ و تمدنی درخشان و بی‌مانند.

کوروش كبیر تا ده سالگی در دامن مادرخوانده ی خود پرورش می یابد. او كودكی بود زبر و زرنگ و باهوش ،‌ و هر وقت سۆالی از او می كردند با فراست و حضور ذهن كامل فوراً جواب می داد. در او نیز همچون همه ی كودكانی كه به سرعت رشد می كنند و با این وصف احساس می شود كه كم سن هستند حالتی از بچگی درك می شد كه با وجود هوش و ذكاوت غیر عادی او از كمی سن و سالش حكایت می كرد. بر این مبنا در طرز صحبت کوروش نه تنها نشانی از خودبینی و كبر و غرور دیده نمی شد بلكه كلامش حاكی از نوعی سادگی و بی آلایشی و مهر و محبت بود. بدین جهت همه بیشتر دوست داشتند او را در صحبت و در گفتگو ببینند تا در سكوت و خاموشی .  از وقتی كه با گذشت زمان كم كم قد كشید و به سن بلوغ نزدیك شد در صحبت بیشتر رعایت اختصار می كرد ،‌ و به لحنی آرامتر و موقرتر حرف می زد.

کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از او کورش در اندوهی فراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید

  كم كم چندان محجوب و مۆدب شد كه وقتی خویشتن را در حضور اشخاص بزرگسالتر از خود می یافت سرخ می شد و آن جوش و خروشی كه بچه ها را وا می دارد تا به پر و پای همه بپیچند و بگزند در او آن حدت و شدت خود را از دست می داد. از آنجا اخلاقاً آرامتر شده بود نسبت به دوستانش بیشتر مهربانی از خود نشان می داد. در واقع به هنگام تمرین های ورزشی ، از قبیل سواركاری و تیراندازی و غیره ، كه جوانان هم سن و سال اغلب با هم رقابت می كنند ، او برای آنكه رقیبان خود را ناراحت و عصبی نكند آن مسابقه هایی را انتخاب نمی كرد كه می دانست در آنها از ایشان قوی تر است و حتماً برنده خواهد شد ، بلكه آن تمرین هایی را انتخاب می نمود كه در آنها خود را ضعیف تر از رقیبانش می دانست ، و ادعا می كرد كه از ایشان پیش خواهد افتاد و از قضا در پرش با اسب از روی مانع و نبرد با تیر و كمان و نیزه اندازی از روی زین ، با اینكه هنوز بیش از اندازه ورزیده نبود ، اول می شد. وقتی هم مغلوب می شد نخستین كسی بود كه به خود می خندید. از آنجا كه شكست هایش در مسابقات وی را از تمرین و تلاش در آن بازیها دلزده و نومید نمی كرد ، و برعكس با سماجت تمام می كوشید تا در دفعه ی بعد در آن بهتر كامیاب شود ؛ در اندك مدت به درجه ای رسید كه در سواركاری با رقیبان خویش برابر شد و بازهم چندان شور و حرارت به خرج می داد تا سرانجام از ایشان هم جلو زد. وقتی او در این زمینه ها تعلیم و تربیت كافی یافت به طبقه ی جوانان هیژده تا بیست ساله درآمد ، و در میان ایشان با تلاش و كوشش در همه ی تمرین های اجباری ، با ثبات و پایداری ، با احترام و گذشت به سالخوردگان و با فرمانبردایش از استان انگشت نما گردید.

کوروش کبیر

همچنین کوروش بزرگ در طول زندگی خود فقط یک زن اختیار کرد و او کاساندان نام داشت.

بانو کاساندان دختر فرناسپه از شاهدختان خاندان هخامنشی بود. وی از اصالت ایرانی برخوردار بود. او همسر و همراه و همفکر همیشگی بزرگ مردی به نام کوروش بود.

کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از او کورش در اندوهی فراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید. کوروش کاساندان را بسیار دوست میداشت.هنگام مرگ کاساندان در بابل 6 روز عزای عمومی اعلام شد.مقبره کاساندان در پاسارگاد ، در کنار آرامگاه کوروش بزرگ می‌باشد.

پس از کورش بزرگ او نخستین شخصیت قدرتمند کشور بزرگ ایران بود. کاساندان ملکه 28 کشور آسیائی بود که کورش بزرگ بر آنها پادشاهی می کرده است. مورخین یونانی و گزنفون از وی با نیکی و بزرگ منشی یاد می کرده اند.

کاساندان ملکه ایران 5 فرزند با نام های کمبوجیه ، بردیا ، آتوسا ، رکسانه و ارتیستونه داشت.

پسر بزرگ کاساندان و کورش، کمبوجیه دوم، جهانگشایی کرد و مصر را به امپراتوری هخامنشیان افزود. بردیا نیز مدتی کوتاه بر تاج تخت نشست. اما آتوسا را بی‌شک باید با دیدی دگر نگریست. چرا که دختر کورش بودن چنان «جایگاه ویژه ای» به او بخشید که داریوش بزرگ او را به همسری خویش برگزید. و فرهیختگی و درایت آتوسا در تمام طول تاریخ زبانزد شد.

بی شک کاساندان مادری بزرگ بود که چنین فرزندان بزرگی پرورش داد که هر یک نامی نیک در تاریخ دارند. وی همچنین همسری نمونه بود چرا که در همه مراحل سخت دوشادوش کوروش بزرگ حضور داشت و همراه همیشگی او بود.





نگاشته شده توسط مجتبی باقری پبدنی پنج شنبه 1 خرداد 1393  ساعت 11:11 AM 

شاپور نخست ساسانی

 


شاپور نخست از شاهان اندیشمند و توانای ایران ساسانی بشمار میرود. او در زمان فرمانرواییش همگی شورشهای جدایی خواهانه ی پیرامون کشور را خواباند و مرزهای ایران در ماورای ارمنستان و فرات را تثبیت کرد.


شاپور نخست ساسانی به بازگویی طبری و فردوسی فرزند بانویی از خاندان پهلوی بود که درآغاز پادشاهی اردشیر بدنیا آمد. هم چنین بازگویی تاریخی دیگری نشان میدهد که شاپور در آغاز پادشاهی اردشیر در سنین جوانی بوده و در نبرد پرآوازه ی هرمزگان که اردشیر بر اردوان پنجم پیروز شد شرکت داشته!

شاپور اول

شاپور نخست از شاهان اندیشمند و توانای ایران ساسانی بشمار میرود. او در زمان فرمانرواییش همگی شورشهای جدایی خواهانه ی پیرامون کشور را خواباند و مرزهای ایران در ماورای ارمنستان و فرات را تثبیت کرد.

شاپور یکم ساسانی ( با املای پهلوی کتیبه‌ای : و تلفظ :شَهپُهْر ) ( تاریخ سلطنت از 241 - 271 م )، دومین شاهنشاه ساسانی و فرزند اردشیر بابکان است. او به سفارش پدر و پس از مرگ وی به تخت نشست. در سکه‌های اردشیر تصویر شاپور به عنوان نایب‌السلطنه درج شده‌ است. وی از شاهان بزرگ ساسانی محسوب می‌شود.

در عرصه‌ی نظامی شاپور، چنانکه که خود در کتیبه‌ای تصریح کرده‌است، در سال 242 گردیانوس امپراتور روم را که به ایران تاخته بود شکست داد و کشت. فیلیپ عرب ( امپراتور بعدی) را مجبور به پرداخت غرامتی هنگفت و واگذاری زمین‌های زیادی به ایران کرد. همچنین در سال 260 والرین امپراتور، سناتورها و سربازان وی را اسیر کرد.

شاپور اول ( 241-272 ) تمام قدرت و كاردانی پدر خویش را به ارث برده بود.سنگنبشته‌ها، او را مردی با وجنات زیبا و نجیب وصف ‌می‌کند. اما این بدون شك تهنیتی است رسمی. او تربیتی عالی داشت و به دانش سفیر یونان، چنان مسحور شده بود كه به این فكر افتاد كه از سلطنت استعفا كند و فیلسوف شود.

وی به تمام ادیان آزادی كامل داد، به مانی اجازه داد تا در دربارش موعظه كند، و اعلام كرد كه « مغان، مانویان، یهودیان، مسیحیان، و ارباب سایر مذاهب در امپراطوری او از هر ایذایی مصون باشند. » با ادامه‌ی ویراستن اوستا، كه در دوران اردشیر آغاز شده بود، موبدان را تحریض كرد كه آثار فلسفه مابعدالطبیعی، نجوم، و طب را، كه غالباً از هند و یونان گرفته شده بود، در این كتاب مقدس ایرانی بگنجانند.

در عرصه‌ی نظامی شاپور، چنانکه که خود در کتیبه‌ای تصریح کرده‌است، در سال 242 گردیانوس امپراتور روم را که به ایران تاخته بود شکست داد و کشت. فیلیپ عرب ( امپراتور بعدی) را مجبور به پرداخت غرامتی هنگفت و واگذاری زمین‌های زیادی به ایران کرد. همچنین در سال 260 والرین امپراتور، سناتورها و سربازان وی را اسیر کرد

پدید آمدن مانی

از وقایع مهم سلطنت شاپور، پدید آمدن مانی است که مذهبی آورد و در سال 242 میلادی، هنگام تاجگذاری شاپور، اصول آن را در ملأ عام بیان کرد. دعوت مانی از آغاز پیشرفت عظیم داشت. گویا مانی از هنگام پادشاهی اردشیر مورد توجه شاپور بوده است. بنا به روایات دیگر دوتن از برادران شاپور به او گرویده بودند. در آغاز شاپور نسبت به مانی ابراز همدلی و یاری می‌کند و به همین سبب مانی یکی از کتابهای خود را به افتخار شاپور، شاپورگان می‌نامد. به گفته یعقوبی این ارتباط ده سال دوام می‌یابد ولی پس از آن مانی مغضوب شده از کشور اخراج می‌شود و به مدت ده سال در مناطق آسیای مرکزی و هندوستان سرگردان می‌شود.

کشور داری شاپور

شاپور پل باستانی در دزفول (که هنوز عبور و مرور بر روی آن ادامه دارد) و سد شادروان را که از سنگ خارا ساخته شده، در رود کارون در شوشتر بنا کرد و مهندسین و اسرای رومی را به ساختن آن واداشت. شهر شاپور را در نزدیکی کازرون در فارس بنا کرد که خرابه‌های آن باقی مانده‌است. بنای نیشابور را در خراسان و گندی شاپور را در خوزستان نیز به او نسبت می‌دهند.

مۆرخین گرجستان می‌نویسند که شاپور، مهران پسر خود را، به سلطنت گرجستان فرستاد. مهران، سلسلهء سلاطین خسروی را، در آنجا تأسیس کرد و بعد میسحی شد.

شاپور اول

به فرمان شاپور رونوشتی از اوستا در آتشکده آذرگشسپ در شیز نهادند. در زمان اردشیر یکم آتشدان روی سکه‌ها بر روی یک سه پایه فلزی واقع شده و آتش مقدس در حال اشتعال، در بالای سه پایه نمودار است اما در زمان شاپور آن سه پایه از بین رفته و آتشدان بصورت ستونی بزرگ و چهار ضلعی ساخته شده که در دو طرف آتشدان دو تن با عصا یا نیزهء بلند ایستاده‌اند و این نوع سکه در شاهان ساسانی، بعد از شاپور نیز بدون تغییر دیده می‌شود.

کتیبه شاپور اول سند افتخار زمین

کتیبه پهلوی کعبه زرتشت که تا کنون از لحاظ کمیت و کیفیت بزرگترین و مهمترین سند و کتیبه پهلوی ساسانی و بمنزله یک صفحه درخشان تاریخ شاپور اول و کشور گشائی او و حدود و ثغور کشور پهناور ایران ساسانی محسوب می شود. .این کتیبه نشان پر افتخار ایران زمین است.کعبه زرتشت که نگاهبان این اعتبار و سند پرارج و بهاست و کتیبه به سه خط پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی و یونانی بر بدنه آن کنده شده یک بنای چهارگوش ساده و در عین حال زیبا و باهیمنه ایست که دوازده متر ارتفاع دارد و از شانزده ردیف سنگهای گران وزن مرمرنما در فاصله چهل و شش متری کوه مقدس حاجی آباد برابر آرامگاه ابدی شاهنشاهان هخامنشی و در همان دوران بنا گردیده که فکر حمل چنین سنگهای عظیم الجثه ئی انسان را مات و مبهوت میسازد.

راجع باینکه کعبه زرتشت برای چه منظوری بنا گردیده اقوال و عقاید مختلف است بعضی آنرا مقبره و پاره ئی جایگاه آتش مقدس و دسته ئی محل نگاهداری کتاب مقدس اوستا و پرچمهای سلطنتی دانسته اند.





نگاشته شده توسط مجتبی باقری پبدنی پنج شنبه 1 خرداد 1393  ساعت 11:10 AM 

اولین بانک در عصر هخامنشی

 


سندی که نشانگر اهدای یک وام بانکی به شخصی است در شهر «آگاماتو» یا همان اکباتان نوشته شده و بنابر شواهد تاریخی، «آیتی مردوک بالاتو» خود رئیس بزرگترین بانک بابل بوده که شرکت مالی و اقتصادی هم به نام شرکت «اگیبی و پسران» را داشته است. این اسناد مربوط به زمان کوروش کبیر و کمبوجیه است.


پیداست كه با فرمانروایی كورش اقتصاد ایران وارد مرحله ی نوین و جهانی خود شد، كه تا فروپاشی حكومت ساسانیان، روند عمومی آن كم و بیش دست نخورده ماند. گشودن لیدی، كشور ثروتمندی كه مردمش به مبتكران ضرب سكه شهرت دارند و گشودن بابل، یكی از معدود باراندازها و بازارهای كهن بین المللی، ایران را، از سند تا مدیترانه، به بزرگترین مركز اقتصادی جهان باستان تبدیل كرده بود.

هخامنشیان

یک لوح باستانی بابلی که یک سال پس از فتح بابل توسط کوروش‌، در همدان مورد بازدید و بازیابی قرار گرفت نشان می‌دهد که 537 سال قبل از میلاد مسیح(ع) شخصی به نام «تادانو» که گویا از مسئولان مالی شهر هگمتانه (پایتخت همدان در دوره مادها) بوده است مبلغ یک پوند و نیم نقره به ارزش سکه‌های نیم سیکلی به شخصی به نام «ایتی مردوک بالاتو» پسر شخصی به نام «بنواهه» وام داده است که او موظف بوده است چند ماه بعد- به نرخی که آن زمان در بابل رواج داشت- به همراه 39 قنطار شاخه‌های خشک خرما و یک سیکل سیم دوازده (قا) خرما- این وام و بهره محاسبه شده‌اش را پس بدهد.

البته شواهد و اسناد و مدارک دیگری که شبیه همین لوح‌های گلی است نیز حکایت از اوضاع مرتب اقتصادی و مالی و نوعی نظم بانکی در این شهر دارد.

سندی که نشانگر اهدای یک وام بانکی به شخصی است در شهر «آگاماتو» یا همان اکباتان نوشته شده و بنابر شواهد تاریخی، «آیتی مردوک بالاتو» خود رئیس بزرگترین بانک بابل بوده که شرکت مالی و اقتصادی هم به نام شرکت «اگیبی و پسران» را داشته است. این اسناد مربوط به زمان کوروش کبیر و کمبوجیه است. 

بانک‌های خصوصی دوره هخامنشیان به عملیات رهنی و کارگشایی مشغول بودند، قبول سپرده کرده و وام می‌دادند. مشتریان آن بانک‌ها حساب جاری داشته و از «چک» نیز استفاده می‌کرده‌اند

بانک‌های پیش از میلاد مسیح(ع)

با استناد به این شواهد می‌توان یادآور شد، بانکداری قرن‌ها پیش از میلاد حضرت مسیح(ع) در بسیاری از نقاط جهان رونق داشته است، گرچه بسیاری بر این عقیده‌اند که آغازگر حرفه بانکداری در جهان، صرافان بوده‌اند که با تعیین عیار فلزات قیمتی، موجب سهولت مبادله آنها با کالاها شده یا با جلب اعتماد مردم و صدور اسناد تعهد توانستند امانت‌دار اموال تجاری مردم شوند. تداوم این نوع تجارت مردمی به یاری و حمایت همان صرافان امکانپذیر شد، اما مبادله کالا و رواج دادوستد نیاز به ابزارهایی برای پرداختن داشت که در تعیین ارزش و امکان سنجش انواع کالاها و خدمات، مورد قبول همه باشد و مردم مطمئن باشند که در صورت وقوع خطرات ناشی از جابه‌جایی فلزات قیمتی، سرمایه آنها امن باشد و کم‌کم روش‌هایی متداول شد که براساس آن، سهولت در عملیات صرافی‌ها ایجاد کرد و نیز زمینه کسب وام و حمایت‌های اعتباری را توسط صنف صرافان ایجاد کرد و این موضوع در واقع سرآغاز بانکداری و ایجاد موسسات بانکداری در جهان است.البته برخی منابع تاریخی نوشته‌اند، مردم یونان باستان، روم، بابل و چین نیز اموال خود را در معابد و اماکن مقدس خودشان به  افرادی که مورد اطمینان و اعتماد آنها بود، می‌سپردند و گاه حفظ و نگهداری از اموال آنها به عهده روحانیون معابد بود و به همین دلیل، عده‌ای در جوامع باستانی آن روزگار به این صرافت افتادند، جایگاهی امن و مورد اعتماد برای حفظ و نگهداری اموال آنها فراهم کنند؛ جایی که بتوان در قبال سپرده‌ها به آنان سود نیز بپردازند. این عده در واقع می‌خواستند با معابد رقابت کنند و به این دلیل است که نوشته‌اند قدمت بانکداری در چین به شش قرن پیش از میلاد برمی‌گردد و بعدها با اختراع کاغذ در 105 سال پس از میلاد مسیح، وارد مرحله جدیدی از بانکداری شد.

در ایران نیز پیش از آغاز سلسله هخامنشی، بانکداری به طرز ابتدایی مرسوم شد، البته در انحصار شاهزادگان و معابد بود، اما همزمان با اوج سلسله هخامنشیان، اقتصاد ایران وارد مرحله جدیدی شد

در ایران نیز پیش از آغاز سلسله هخامنشی، بانکداری به طرز ابتدایی مرسوم شد، البته در انحصار شاهزادگان و معابد بود، اما همزمان با اوج سلسله هخامنشیان، اقتصاد ایران وارد مرحله جدیدی شد که عواملی نظیر فتح «لیدی»- کشوری ثروتمند که مردمانش در آن روزگار به ضرب سکه شهرت داشتند- و نیز فتح بابل به‌عنوان یکی از بازارهای بین‌المللی آن روزگار که در «قوانین حمورابی» مقرراتی ویژه برای پرداخت وام و قبول سپرده‌های تجاری داشت، در آن بی‌تاثیر نبود. در این روزگار، بازرگانی ایران رونق و پول مسکوک رواج یافت و ایران را- از سند تا مدیترانه- به بزرگترین مرکز اقتصادی جهان باستان تبدیل کرد.

خشایار شاه -هخامنشیان

 نخستین بانک‌های ایران باستان

 در روزگار هخامنشیان، بانک‌هایی خصوصی نظیر بانک‌های «اگیپی و پسران» و «مورشو و پسران» برای نخستین‌بار هویت رسمی یافتند. بنیانگذار بانک اگیپی، شخصی به نام «یعقوب» بوده و دامنه فعالیت این بانک بسیار وسیع بود و به عملیات بانکی امروزی شباهت داشت.

بانک‌های خصوصی دوره هخامنشیان به عملیات رهنی و کارگشایی مشغول بودند، قبول سپرده کرده و وام می‌دادند. مشتریان آن بانک‌ها حساب جاری داشته و از «چک» نیز استفاده می‌کرده‌اند و بانک‌های هخامنشی سرمایه‌های خود را در توسعه مستغلات، مزارع، بردگان، رمه و گله‌داری، آبیاری، ماهیگیری و ساخت کشتی‌های تجاری به کار می‌انداختند و بانک «اگیپی» علاوه بر این، برای دولت مرکزی هخامنشیان مالیات و خراج سالانه جمع‌آوری می‌کرد.

قدیمی‌ترین بانك (= بنگاه مالی) شناخته شده  در زمان كورش بزرگ، به بانك «اِگیبی و پسران» مشهور بود. درباره‌ی این سازمان مالی نیز آگاهی‌های ما، به سبب نبود ِخط از درون خاك ایران نیست. با بنیانگذاری شاهنشاهی هخامنشی و جهان گشایی كورش و برقراری آرامش و امنیت در آبادی‌ها و راه‌ها و همچنین آغاز رونق نقش سكه، شبه بانكداری نیز، كه از هزاره ی دوم پیش از میلاد در بین‌النهرین تا حدودی شناخته شده بود، وارد مرحله‌ی نوینی شد. معمولا كارهای مالی را معبدها به عهده داشتند، اما از اواخر سدی هفت پیش از میلاد كه با فروپاشی یا ضعف حكومت‌های بین‌النهرین، معبدها توانایی پرداختن به امور مالی را از دست دادند، این شبه بانك‌ها شكل جدی‌تری پیدا كردند. این بانك‌ها نخست فقط وام می‌دادند و برای وام ، گرویی قابل توجهی، مانند زمین كشاورزی یا برده برای بهره برداری و بهره كشی، در اختیار بانك قرار می‌گرفت.





نگاشته شده توسط مجتبی باقری پبدنی پنج شنبه 1 خرداد 1393  ساعت 11:10 AM 

شاهی که 14 سالگی تاج گذاری کرد

 


در کودکی به عباس میرزا معروف بود و والی هرات بود؛ شاه اسماعیل دوم صفوی که مردی خشن و نا نجیب بود؛ همانند دیگر برادر زادگان و برادران فرمان قتل او و پدرش ( سلطان محمد خدابنده ) را صادر کرده بود ولی این امر وقتی که شاه اسماعیل دوم به قتل رسید کان لم یکن باقی ماند


زاده : 1 رمضان978 هجری قمری؛ برابر با 1571 میلادی

 زادگاه : هرات

عباس میرزا

 تاج گذاری : 989 هجری قمری

) مکان تاج گذاری : شهر هرات در ایالت خراسان (اکنون در افغانستان

 درگذشت : 24 جمادی‌الاول سال 1038 هجری قمری؛ برابر با 1629 میلادی

) مکان درگذشت : اشرف (بهشهر کنونی در استان مازندران

) جانشین : شاه صفی (سام میرزا پسر صفی میرزا

آنچه پیترو دلاواله ( جهانگردی ایتالیایی كه پنج سال در ایران به سر برده و با شاه عباس مصاحب بوده است.)

درباره این پادشاه می نویسد: 

«...شاه عباس تنها بر ملت خود حكومت نمی كند. بلكه برای مردم ایران به منزله سرپرست و پدری مهربان است. نه تنها به رعایای خود زمین و احشام می بخشد؛ بلكه به هركه نیازمند باشد پول كافی می دهد .... غلامان و خدمتگزارن خود را از خزانه خویش زن می دهد و به آموختن هنری كه زندگانی ایشان را به كار آید تشویق می كند. به گمان من هیچ پدر خانواده ای به مهربانی این پادشاه كه چندین میلیون نفوس را اداره می كند ؛ در عالم نیست. البته رفتار ملاطفت آمیز او با رعایای عیسویش برای دین ما عیسویان مفید نیست؛ زیرا بسیاری از عیسویان فریفته مهربانی و نیك رفتاری ظاهری (!!) او می شوند و مذهب خود را به پول می فروشند...»

 کودکی شاه عباس

در کودکی به عباس میرزا معروف بود و والی هرات بود؛ شاه اسماعیل دوم صفوی که مردی خشن و نا نجیب بود؛ همانند دیگر برادر زادگان و برادران فرمان قتل او و پدرش ( سلطان محمد خدابنده ) را صادر کرده بود ولی این امر وقتی که شاه اسماعیل دوم به قتل رسید کان لم یکن باقی ماند.

تاج‌گذاری شاه عباس در 14 سالگی

سپس وی به یاری علیقلی خان شاملو در خراسان تاج گذاری کرد و حکومت خراسان در زمان شهریاری پدرش در دست وی بود تا آنکه مرشد قلی خان استاجلو با غلبه بر علیقلی و با مساعدت های خویش؛ قزوین را فتح نمود و در آن شهر عباس میرزا در سن 18 سالگی به تخت سلطنت ایران نشست و پدر او را خلع نمودند . شاه عباس همانند بسیاری از شاهان در ابتدای کار 18 نفر از سران قزلباش را به بهانه خونخواهی کشت و پس از آن مرشد فلی خان را نیز به همین سرنوشت دچار ساخت.

شاه عباس اگر چه با مردم و رعایا مهربان بود ولی آنچه که معلوم است حکایت از آن دارد که فردی دقیق و سخت گیر – به ویژه در خانواده اش – بود. پدر خویش را به زندان محبوس ساخت، دو برادرش را نابینا کرد، پسرش را به ظن آنکه علیه وی شورش کند کشت، دو پسر کوچکش را نابینا کرد و پسر دوم او نیز در زمان حیات وی مرد

حرمسرای شاهی و بانوان ایرانی 

شاه عباس به زنان گرجى و چرکس، به سبب زیبایى ایشان، علاقه فراوان داشت، اما در حرم شاه، زنان ایرانى شمارشان اندک بود، و بیشتر زنان او شاهزاده خانمها یا کنیزکان گرجى و چرکسى و حتى روسى بودند در 1012 ق / 1603 م که شاه عباس براى باز گرفتن آذربایجان از ترکان عثمانى به آن سرزمین تاخت، و حلقه هاى تبریز، نخجوان و ایروان را گرفت، گرگین خان - امیر گرجستان کارتلى یا کارتیل - و الکساندر خان - امیر گرجستان کاختى یا کاخت. نیز، چون شاه ایران را بر ترکان غالب دیدند، راه اطاعت پیش گرفتند و هر دو به اردوى شاه ایران آمدند. سه سال بعد، پس از مرگ گرگین خان، دختر او تیناتین یا گردینا را به عقد خود درآورد. این زن پس از ورود به حرم سراى شاهى به دین اسلام مشرف شد و به اسامى‏لیلى و فاطمه سلطان موسوم گردید.

درآمد و ثروت

در دوران سلطنت پادشاهان صفوی تمام درآمد و عواید کشور در اختیار شخص شاه و تمام مخارج نیز به فرمان و تصویب او صورت می‌گرفت.خزانه دولت و آنچه از مالیات‌های گوناگون و عواید مستقیم و غیر مستقیم و درآمدهای رسمی و اتفاقی به خزانه داخل می‌شد، به شخص شاه تعلق داشت و میان عواید دولت و سلطنت امتیاز و تفاوتی نبود.

شاه از راه‌های گوناگونی برای خود و خزانه درآمد کسب می‌کرد که تعدادی از آن‌ها به شرح زیر است:

شاه عباس

_شاه از قلمرو استان‌هایی که در آن هیچ گونه علاقه ملکی نداشت، بعضی از عواید به نام «رسوم» می‌گرفت.

_گذشته از مالیات ارضی، مقداری از بهترین محصولات هر ولایت نیز همه ساله برای شاه فرستاده می‌شد. 

_حقوق اربابی، مثل عوارض حاصل از گله‌ها و عوارض پنبه و ابریشم که معادل یک سوم محصول بود.

_ صدور محصول ابریشم ایران و فروش آن در کشورهای اروپا در انحصار شاه قرار داشت.

_ ثلث عواید معادن و احجار کریمه و صید مروارید و دو درصد عواید مسکوکات و عواید حاصل از عوارض آب، مثلاً از رودخانه‌ها و آب‌های حوالی اصفهان می‌گرفتند و حاصل این عوارض در سال در حدود چهار هزار تومان بوده‌است.

_ جزیه که از غیر مسلمانان چه ایرانی چه خارجی گرفته می‌شد. به طور مثال هر یک از مردان ارامنه و یهودناگزیر بودند که همه ساله مبلغی به عنوان جزیه بپردازند. میزان سرانه جزیه معادل یک مثقال طلا بود.  

_عوارضی که از پیشه وران و اصناف گرفته می‌شد و به وسیله کلانتران هر شهر وصول می‌شد.

_حقوق راهداری که نخست برای ساختن و نگاهداری راه‌ها و پل‌ها وضع شد و کم کم افزایش پیدا کرده و منبع درآمد سرشاری برای خزانه گردید.

_عواید سازمان گمرک که در زمره درآمدهای خاص خزانه شاهی به شمار می‌رفت. مثلاً در سواحل خلیج فارس ده درصد از قیمت اجناسی را که به ایران وارد می‌شد به عنوان عوارض گمرکی می‌گرفتند   

سرانجام  در سال 1038 پس از 42 سال پادشاهی قدرتمند در سن 59 سالگی در مازندران چشم از جهان فروبست و پیکر وی را درکاشان به خاک سپردند

_عوارضی که از فروش تنباکوگرفته می‌شد. کشت تنباکو، ظاهراً در سال اول قرن یازدهم هجری در ایران متداول شد و در اوایل سلطنت شاه عباس رواج و رونقی نداشت ولی از اواسط سلطنت او کشیدن چپق و قلیان مرسوم شد. شاه عباس در سال 1027 هجری قمری به موجب فرمانی، کشیدن تنباکو و قلیان را قدغن کرد. اما پس از مرگ او بار دیگر رونق گرفت.    

_در آمدهای اتفاقی دیگر مانند پیشکش‌هایی که از طرف سفیران بیگانه و مخصوصاً حکام و فرمانروایان ولایات ایران برای شاه فرستاده می‌شد، یکی از منابع سرشار خزانه شاهی بود.

اقدامات شاه عباس

او به شعر و نقاشی و موسیقی و معماری توجه داشت؛ و به علما و هنرمندان علاقه می ورزید. ملاصدرا- میرداماد –میرفندسکی – شیخ بهایی و... از فاضلان عهد وی بودند. شاه عباس مردی دیندار بود و به ویژه به حضرت علی (ع) سخت ارادت می‌ورزید. گویند نسبت به رعایا و زیر دستان مهربان بود. فرهنگ معماری هنوز نیز متأثر از آن دوره می‌باشد.

شاه عباس پادشاهی ایران دوست بود. وی برای آبادی و پیشرفت کشور کوشش های بسیار نمود. اراضی اشغال شده ایران را آزاد کرد. بناها و معماری های بسیار زیبا که شهرت جهانی دارد را در اصفهان وقزوین و دیگر شهرها باقی گذاشت. بازرگانی و صنعت را در ایران گسترش داد. در سال 1000 پایتخت خود را ازقزوین به اصفهان برد و در آبادانی اصفهان کوشش بسیاری نمود. از جمله بناهای وی می توان: مسجد شاه،مسجد شیخ لطف الله سی و سه پل، خیابان چهار باغ، تکمیل ساختمان عالی قاپو و... را نام برد. ساختمان چهل ستون نیز در سال های آخر پادشاهی وی آغاز شد. متاسفانه وی در گسترش مذهب و شیعه گری افراط نمود. پایه گذاری حکومت شیعه در ایران را به وی نسبت می دهند.

شاه عباس

سختگیری‌های شاه عباس

شاه عباس اگر چه با مردم و رعایا مهربان بود ولی آنچه که معلوم است حکایت از آن دارد که فردی دقیق و سخت گیر – به ویژه در خانواده اش – بود. پدر خویش را به زندان محبوس ساخت، دو برادرش را نابینا کرد، پسرش را به ظن آنکه علیه وی شورش کند کشت، دو پسر کوچکش را نابینا کرد و پسر دوم او نیز در زمان حیات وی مرد.

شاه عباس پس از نابودی سپاهش به دست گرجی‌های «مارتقوپی»مشغول جمع آوری سپاه شد و با دویست هزار مرد جنگی به گرجستان لشکر کشید و عده‌ای از گرجی‌ها را قتل عام کرد و دویست هزارجنگاور درگرجی را (به عنوان اسیر) به داخل ایران کوچانید و مخصوصا دستور داد که هر یک از این اقوام را به ولایتی که در آن آب و هوا و شرایط زندگی با وطن اصلی ایشان شبیه باشد انتقال دهند

سپس عده‌ای از آنان را جهت حفظ پایتخت از حملات و غارتگری‌های اقوام لر و کرد همچنین به دلیل آب و هوای مساعد و مزارع و شکارگاه‌های مناسب به منطقهء فریدن مهاجرت داد، تا هم انتقام نابودی سپاهش را در مارتقوپی از جنگاوران گرجی بگیرد، و هم آنان را سدی در مقابل یورشهای اقوام لر قرار دهد، و نیز بهترین روش از بین بردن فرهنگ آنان، که آنان را در مجاورت اقوام ارمنی، لر، ترک، فارس و عرب قرار بدهد.

سرانجام  در سال 1038 پس از 42 سال پادشاهی قدرتمند در سن 59 سالگی در مازندران چشم از جهان فروبست و پیکر وی را درکاشان به خاک سپردند





نگاشته شده توسط مجتبی باقری پبدنی پنج شنبه 1 خرداد 1393  ساعت 11:08 AM 

اقتصاد پر رونق ساسانیان!


نخستین علایق اقتصادی ساسانیان از فعالیّت‌های عمده‌ی آنان نمایان می‌شود.


ساسانیان

نخستین عامل در توسعه‌ی اقتصاد ساسانی ، تسلّط بر خلیج‌فارس بود. به این منظور از زمان اردشیر یکم به بعد ، چندین بندر در دو سوی ایرانی و عربی خلیج‌فارس احداث شده بود. با این‌حال دلیل برپایی دژها و استحکامات در امتداد ساحل روشن نیست ، چون به دشواری می‌توان پذیرفت که ناوگان ساسانی در این دژها مستقر شده باشد. با این‌حال می‌توان پنداشت که به‌عنوان آسایشگاه یا انبار ، کاربرد داشته‌اند. منابع عربی می‌نویسند که در دوره‌ی ساسانی ایرانیان بر بنادر و سواحل دریا تسلّط داشته‌اند.

 در کارنامه‌ی اردشیر بابکان به وجود یکی از بندرها به‌نام « بُخت اردشیر » ( بوشهر کنونی ) اشاره شده که در کنار مدارک دیگر نشان‌دهنده‌ی اهمیّت خلیج‌فارس برای شاهان آغازین ساسانی است. اهمیّت این بندر چنان بود که بُخت اردشیر با جادّه‌ای به کازرون و شیراز وصل می‌شد و از آن راه کالاهای صادراتی به مناطق دیگر حمل می‌شدند.

 از سده‌ی ششم میلادی هدف ایرانیان فقط تسلّط بر خلیج‌فارس و دریای عرب نبوده ، بلکه به مناطق شرقی‌تر نیز نظر داشته‌اند و همین امر باعث کشمکش میان آن‌ها و امپراتوری روم شرقی شده است. ظاهراً ابریشم مهم‌ترین کالایی بوده که رومیان خواستار آن بوده‌اند و در کار تجّار ایرانی کارشکنی می‌کرده‌اند تا ابریشم و سایر کالاها را به بهایی ارزان‌تر تهیّه کنند. در مورد تجارت ساسانیان با چین نیز اطلاعاتی داریم زیرا کالاهای وارداتی چین نظیر ظروف صادراتی  سلسله‌ی تانگ در بندر سیراف پیدا شده‌اند. تجارت با چین از دو راه انجام می‌گرفت ، یکی از طریق جادّه‌ی مشهور ابریشم و دیگری از طریق دریا. شایان ذکر است که میزان داد و ستد از این دو راه تجارتی ، متفاوت بوده و مقدار آن به دوره‌ی زمانی ، بستگی داشته ‌است ؛ یعنی میزان داد و ستد در هیچ‌یک از دو راه ثابت نبوده و افت و خیز داشته است.

اقتصاد ساسانیان كماكان بر كشاورزی مبتنی بود تا بازرگانی، مغ هذا این عهد كه مشخص پایان جهان باستانست، به یاری اداره‏ی دولتی در امور فرهنگی و سیاسی موفقیت هایی به دست آورد.

اقتصاد ساسانیان كماكان بر كشاورزی مبتنی بود تا بازرگانی، مغ هذا این عهد كه مشخص پایان جهان باستانست، به یاری اداره‏ی دولتی در امور فرهنگی و سیاسی موفقیت هایی به دست آورد

مسكوكات ساسانی - سیمین، مسین و به ندرت زرین - در مبادلات تجارتی در منطقه‏ای وسیع جریان داشت این عهد، دوره‏ی پیدایش حقیقی برات است و بانكداران یهودی بابل و موسسات مشابه ایرانی در جریان دادن برات نفوذ عمده داشتند.

هر چند برات محققا از هزاره‏ی دوم ق.م. شناخته شده بود، اما جریان آن محدود بود و در حقیقت جز شناسایی فرضی یا تثبیت تاریخ تادیه چیز دیگری نبود.

از زمان ساسانیان، برات به صورت سند تملك در آمد و آن را سند رسمی می‏شناختند، بانك‏های شاهنشاهی كه تحت اداره ایرانیان یا یهودیان بودند، مبادلات پولی را به وسیله اسناد مكتوب به كثرت انجام می‏دادند گروهی اندك از متخصصان مالی، معتقدند كه كلمه‏ی چك با اصطلاح تضمین سند از زبان پهلوی به زبان‏های اروپایی رفته و از ابداعات موسسات بانكی ایران می‏باشد.

بازرگانان مسیحی سوریه، بعدها برات را از ایران اقتباس كردند و به مغرب رسانیدند در آن جا برات مخصوصا از عهد مروتژی شناخته شده است.

در این دوره در شهرها استعمال سكه وسعت یافت، كه تعداد فراوانی از درهم‏های سیمین ساسانی، در ایران یا در ممالك مجاور یافته شده است. در مناطق روستایی، غالبا مزد زارعان، سربازان، كارگزاران و حتی مالیات هم، جنسی پرداخت می‏شده و این سنت در بعضی نواحی تا عهد ما هم ادامه یافته است.

ساسانیان

اما تجارت خارجی، كاملا بر پایه اقتصاد مبتنی بر مسكوكات مستقر بوده است. تجارت خارجی به طور محسوسی نسبت به قرون گذشته، افزایش یافته و مخصوصا شامل امتعه گرانبها و مصنوعات تجملی، كه مورد استفاده‏ی دربار شاهنشاهی و طبقه ثروتمند اشراف ایرانی بوده می‏شده است.

اخذ مالیات و عوارض جنسی موجب آن گردید كه حكام ذخیره هایی مهم از محصولاتی كه در درجه اول ملزوم بودند، فراهم آوردند و عمال آنان، آن‏ها را در بازارها پخش می‏كردند.

بنابراین نظام اقتصادی ایران عصر ساسانی را می توان بر اساس عوامل متعدد بررسی کرد که نوعی منابع درآمدی برای دولت محسوب می شدند:

1-مالیات های سرانه که از مردم دریافت می شد(همین مالیات پس از پیروزی اسلام تبدیل به جزیه شد.)

 2-مالیات زمین های زراعی که بر اساس حاصلخیزی زمینها از کشاورزان و تیول داران و خاندان های بزرگ زمینداران از طرف دولت دریافت می شد.

3-مالیات های گمرکی که از تبادل کالاهای تجاری از مرزها دریافت می شد.

. 4-عایدات معادن طلا و نقره و جواهرات دیگر

 5-غرامات جنگی که از رومیان گرفته می شد و برخی از مواقع متقابلاً به آنها پرداخت می شد و این مالیات سنگینی به مردم تحمیل شده و تعادل اقتصادی مردم را به هم می زد.

6-از درآمدهای دیگر اقتصادی که قابل توجه و متنابه بود، هدایای عید نوروز و یا عید مهرگان و اعیاد دیگر سنتی بود که ثروتمندان و متمولین به حضور شاه می دادند.

 7-تولیدات کشاورزی

 8-صنایع دستی مثل، قالیچه ها و قالی های عالی و بزرگ که در شهرهای مختلف مثل بابل بافته و به کشورهای مختلف صادر می شد که درآمدهای خوبی عاید خزائن کشور می نمود.

9-البسه ابریشمی صادراتی که یکی از اقدام صادراتی ایران عهد ساسانی به شمار می رفت.

از زمان ساسانیان، برات به صورت سند تملك در آمد و آن را سند رسمی می‏شناختند، بانك‏های شاهنشاهی كه تحت اداره ایرانیان یا یهودیان بودند، مبادلات پولی را به وسیله اسناد مكتوب به كثرت انجام می‏دادند گروهی اندك از متخصصان مالی، معتقدند كه كلمه‏ی چك با اصطلاح تضمین سند از زبان پهلوی به زبان‏های اروپایی رفته و از ابداعات موسسات بانكی ایران می‏باشد

 10-ایران صادر کننده اقلام ذیل از کالاهای متعددی به چین بود: طلا، نقره، برنج (برنز)، فیروزه، مروارید، حلبی، جیوه، قالی قالیچه، انواع منسوجات پنبه ای و ابریشمی، چرم گوزن و چرم حیوانات دیگر، زردچوبه، کندر، فلفل در انواع مختلف، شکر، خرمای ایرانی مازو، نمک مواد خوش بو و معطر، عنبر، میوه های زیر زمینی، چوپ سبز هلیله، گندم، جو، برنج ارزن، و از حیوانات سواری و بارکشی که در امور اقتصادی و نظامی مورد استفاده قرار می گرفت. اسب، قاطر، الاغ، شتر مرغ، و فیل و ….. از وجود این کالاها می توان به یک نظام اقتصادی پویا و مولد در دوره ساسانی پی برد. اگر چه رشد اقتصادی در دوره ساسانی را نمی توان در طول تمام این دوره در یک اندازه دانست، بلکه با رویداد ها و حوادث طبیعی و غیر طبیعی رشد اقتصادی در نوسان بوده است. اما روی هم رفته در این منطقه پهناور قابلیت برای تولید فراوان بود، چون منابع و معادن سرشار از فلزات گران قیمت و زمین های حاصلخیز کشاورزی و مردم پر تلاش و با استعداد که به عنوان نیروی کار، تولید و تجارت اقتصاد کشور را از رکود و سقوط باز می داشتند و بسیاری از اوقات با دادن مالیات های گزاف و سنگین خرج تشریفات درباری را که واقعاً بسیار تجملاتی و پر هزینه بود تامین می نمود و در تمام حقوق کارمندان نظامی و دیوانی را به اجبار تحت عناوین مختلف باید پرداخت می کردند.





نگاشته شده توسط مجتبی باقری پبدنی پنج شنبه 1 خرداد 1393  ساعت 11:08 AM 

بنیانگذار نخستین مركز پزشكی ایران 

 


شاید برای بسیاری جالب باشد که بدانند افتخار ابداع روش درمان بیمارستانی تا اندازه زیادی از آن ایرانیان است. اگر به ایران باستان بازگردیم در دوره ساسانیان علوم مختلف رشد چشمگیری یافت.


در میان پادشاهان ساسانی از زمان اردشیر بابکان و شاپور به بعد زمینه آشنایی ایرانیان با علوم مختلف بیشتر فراهم شد و در این دوره حتی کتاب های یونانی و پهلوی در کتابخانه ها یا آتشکده ها نگهداری می شده است.

پزشکان ساسانی

در این دوره شهرهای بسیاری ساخته شد و یکی از این شهرهای مهم جندی شاپور یا گندی شاپور بود که در جنوب غربی ایران درخوزستان و نزدیک شوشتر واقع شده است که دراین شهر دانشگاهی نیز ساخته شد که می توان گفت در نوع خود از مهم ترین مراکز علمی و تحقیقی آن دوران بوده است.

این دانشگاه گرچه از زمان شاپور اول پایه ریزی شده بود، اما توسط انوشیروان گسترش یافت و تعداد زیادی دانشمند و پزشک در آن مشغول به تدریس، تحصیل و طبابت بودند.

در این مرکز علاوه بر کتب تالیف شده دانشمندان ایرانی بسیاری از کتاب های یونانی و هندی را به پهلوی ترجمه کرده و آنها را تعلیم می دادند.

به گفته مورخان در این دانشگاه همه گونه امکانات برای دانشمندان بدون توجه به عقاید و افکارشان فراهم بود، علمایی در طب، ریاضی، فلسفه، نجوم و فیزیک از نقاط مختلف به آنجا مهاجرت کردند.

پزشکان دوره ی ساسانی برای پرداختن به حرفه ی پزشکی بایستی دارای ویژگیهای علمی و اخالقی پیشرفتهای می بودند.طبیب دانا کسی بود که بتواند امراض را معاینه کند و کتاب بسیار خوانده باشد. بایستی اعضای بدن را بشناسدو اطلاعاتی نیز راجع به ادویه (داروها)داشته باشد، محبوب و شیرین سخن باشد و با بیماران از روی شکیبایی رفتار کند. افزون بر اینها پزشکان بایستی امتحانات الزام را در مهارت و زبردستی داده باشند. در عصر ساسانی پزشکان، درمانگربیماریهای روحی و جسمانی بوده و رئیس کل پزشکان درمانگربوده اند.

در دوران ساسانیان در دانشکده پزشکی و بیمارستان گندیشاپور فزون بر پژوهش های پزشکی، درباره گیاهان نیز پژوهش هایی انجام میگرفته است و مسافرت بروزیه پزشک به هندوستان از سوی انوشیروان در پی پیدا کردن گیاههای پادزهری بوده است

گردهمایی علمی پزشکان جندی شاپور

انوشیروان در گسترش شهر جندی شاپور کوشیده و به مدرسه ی پزشکی آن توجه ویژه ای مبذول داشته است. در سال بیستم فرمانروایی او (550 م)، گردهمایی علمی پزشکان جندی شاپوربه ریاست جبرئیل درستبد تشکیل شد وپزشکان به مذاکره و مشاوره در باره ی مباحث پزشکی پرداختند.

گیاه درمانی و موارد دارویی و خوراکی

در دوران ساسانیان که پزشکی در آن دوران درخشان تر از دوران پیش از خود بوده، افزون بر دانشهای پیشین دانستنی های بیشتری نیز بدان افزوده گردیده است.

چنین بر میاید که در دوران ساسانیان بررسیهای بیشتری درباره گیاهان انجام گرفته است و برای آزمایش گیاهان برزویه پزشک به هندوستان رفته است و پژوهش های گرانقدری انجام داده است.

در تاق بستان نقش درختی که شاخه هایش بر ستون پیچیده شده است و برگهای آن مانند برگ کنگر و در بالای آن به گل بسیار قشنگی ختم می گردد دیده می شود، چنین برمیاید که این گیاهان همان گوگرن باشد.

 

پزشکان ساسانی

درمان با نباتات

شماره زیادی از نباتات برای درمان در آن دوران بوده که برخی از آنها را تا هفتاد شمار کرده اند.

همچنین از نباتات زهردار نیز سخن به میان آمده است، که در پزشکی از آنها سود برده میشده.

در تاق بستان نقش درختی دیده میشود که ممکن است همان درخت  ون یودیش Vun-I. Yudh-lesh  که درمان کننده هر بیماری در آن دوران بشمار می رفته باشد.

از ادویه و مواد خوراکی که در دوران ساسانیان بویژه در دستگاه شاهانه، چه از برای دارو و چه موارد دیگر؛ بهره مند میشده اند میتوان اینها را نام برد:

 شکر، ( نی شکر که در خوزستان این درخت کشت میشده است)، زنجبیل ،  زعفران ( این زعفران از ناحیه قم و بوان بوده است)، گلاب، شاهسپرم بنفشه، نیلوفر، باقلای معطر، نرگس، گل سرخ، خیری   ، ترنج، فلفل، عود  ، شراب، انار و آب انار، نمک، عسل، شاهدانه، زیتون، بادام، گردو، جو(برای اسبان و چارپایان)، گونه های چربی ها، هلو، نارگیل، پسته، عدس، سرکه، اسپند، خرما، (از حیره) ، خردل، انقوزه، گوگرد، ترنجبین، کتیرا  ، نیل ، زیره، خرمل، کرچک، زاج، صبر زرد، لاجورد ، نوشادر و مواد خوشبو مانند عنبر اشهب و مشگ و کافور و صندل (این چهار ماده آخری بیشتر در کاخهای خسرو پرویز سوزانده میشد که کاخها را خوشبو سازد)، کندر ،دارچین اخته، بلسان ( بلسان مکی )  ، لادن ، مرکلی که برای درمان زخمها بسیار بکار می رفته است، تره (گندنا) ، کاسنی (هندباء) ، موم  وسیر.

در این دانشگاه همه گونه امکانات برای دانشمندان بدون توجه به عقاید و افکارشان فراهم بود، علمایی در طب، ریاضی، فلسفه، نجوم و فیزیک از نقاط مختلف به آنجا مهاجرت کردند

در دوران ساسانیان در دانشکده پزشکی و بیمارستان جندی شاپور فزون بر پژوهش های پزشکی، درباره گیاهان نیز پژوهش هایی انجام میگرفته است و مسافرت بروزیه پزشک به هندوستان از سوی انوشیروان در پی پیدا کردن گیاههای پادزهری بوده است.

میگویند در بیماری سخت دختر ملکه چین که پزشکان چینی از درمان آن درمانده شده بودند،  پزشک ایرانی خرداد برزین( در دوران خسروپرویز) به چین رفت و بیماری او را بازشناسی کرد و برای تندی تپش قلب وی، کاسنی و آب انار و تره سفارش نمود.





نگاشته شده توسط مجتبی باقری پبدنی پنج شنبه 1 خرداد 1393  ساعت 11:07 AM 

غذاهای ایرانی در دوره صفوی

 


غذاهای ایرانی به سبک صفویه دیگر جایی خاص در میان سفره های امروزی ندارند و شاید کسی هم از نوع آنها با خبر نباشد، ایرانیان غذاهای متنوعی را در این عصر داشتند.


ایرانیان از دیر باز به غذا خوری نه به عنوان صرف غذا و سیر کردن شکم، که به عنوان یک گردهمایی و نشست و برخاست نگاه کرده اند؛ غذا خوردن به عبارتی یک رخداد اجتماعی محسوب می شده و به همین دلیل رستوران داری و قهوه خانه داری جزو مشاغل و کسب و پیشه قشر متوسط جامعه بوده است. 

غذاهای صفوی

در دوره صفویه به طور خاص و در دیگر ادوار تاریخی به طور عام شاهد رشد و نمو پیدایش غذاهای جدید بودیم؛ انواع غذاهای سنتی ایرانی شامل آش ها، قلیه ها، چلو ها و نوشیدنی های مختلف روزانه در ایران مصرف می شده است که بخشی از آنها هنوز هم در رستوران های ایرانی موجود است که "کباب"،"کوفته" و "چلوها" فقط بخشی از غذاهای آن دوره هستند. 

جالب آنکه در دوره صفویه چند کتاب آشپزی و رسم قهوه خانه داری هم وجود داشته است. 

صبحانه ی صفویه ای

صبحانه اشخاص متوسط عبارت است از یک دانه نان ، که در یک سینی چوبین منقش براق، با مقداری پنیر، و کاسه ماستی و کاسه دوغی و چند میوه، مخصوصاً خربزه آراسته شده است. در صورتی که اشخاص دیگری نیز حضور داشته باشند، برای هر یکی، یک سینی به ترتیب مذکور آراسته و تقدیم می دارند. پنیر را در ایران سخت و سفت تهیه نمی کنند، بلکه همان طوری که ما (اروپاییان) کره را در کوزه نگه می داریم، آن ها نیز آن را در پوست بزی محافظت می کنند، و در موقع لزوم، تقریباً بمانند گردی مصرف می نمایند.

معمولاً این پنیر (ریز و خرد) را با ماست مخلوط می کنند و مخصوصاً در فصول گرم سال با رازیانه و بنه و بعضی اوقات با رستنی های ریزی که مزه کنگر دارد می آمیزند، و بعد از صرف صبحانه در فنجانی بمانند آب شیر می نوشند، این وصف چاشت اشخاص عادی بود، اما اشخاص متمکن و بزرگ علاوه بر خوردنی های سبک مذکور، هنگام صبحانه انواع و اقسام میوه، مربا و شیرینی و پالوده که ترکیبی است از نشاسته و شکر، دوشاب، کلوچه قندی کوچولو، و بعضی اوقات قطعاتی گوشت قیمه میل می کنند، البته این غذای اخیر مخصوص مجالس جشن و عروسی، و سور و ضیافت است که صبحانه خوراک گوشتی می دهند، پس از صرف این ها، خوردنی هایی که در ترکیبشان گوشت به کار رفته و تکه تکه و ریز است صرف می کنند.

در دوره صفویه به طور خاص و در دیگر ادوار تاریخی به طور عام شاهد رشد و نمو پیدایش غذاهای جدید بودیم؛ انواع غذاهای سنتی ایرانی شامل آش ها، قلیه ها، چلو ها و نوشیدنی های مختلف روزانه در ایران مصرف می شده است

علاوه هنگام خوردن چاشت هیچکس بر سر سفره نمی رود، بلکه برای هر نفری در سینی مخصوص در محل جلوس، صبحانه تقدیم می دارند و این ترتیب معمول به ایرانیان، اعم از بزرگان و کوچکان است. سینی چاشت را در همان جا که نشسته اند، بدون سفره و دستگاه خوان به حضور شما می آورند. فقط در مجالس جشن و سرور و ضیافت که بشقاب، کاسه یا جام بسیار است، سفره پهن می کنند، چون این همه در یک سینی نمی تواند جای بگیرد و به علاوه اغذیه گوشتی و چربی داری وجود دارد.

غذا خوردن در دوره قاجار

غذاهای  عهد صفوی

ملمع پلو: طریقه پخت ملمع پلو بدین صورت است که گوشت مرغ را به قطعات کوچک ریز کنند و بعد از آنکه پلو را صاف میکنند در هنگام دم کردن، قطعات گوشت مرغ را لاى پلو میگذارند. هنگامى که برنج نمیرس شد کشمش سبز و مغز پسته و مغز بادام و خرما و انجیر و شاه بلوط و زرشک و نخود بسیار در آن میریزند و آن را مخلوط کرده دم میکنند. بهتر است خرما را در آخر کار ریخته تا بسیار پخته و لزج نشود. 

جمالى پلو: کبک را پاک کرده و شکم آن را با دانه انار و کشمش سبز و ادویه و پیاز قیمه پر میکنند. پس از آن شکم کبک را دوخته کبک را داخل دیگ با آب میپزند. پلو را جداگانه پخته و پس از جا افتادن کبک، آب آن را روى پلو ریخته و با نخود پوست کنده و سیرو ادویه بسیار، کشیده، کبک را روى پلو میگذارند.

دولمه پلو: دولمه پلو هم مثل جمالى پلو است با این فرق که در دولمه پلو سیر نمیریزند و بجاى کبک گوشت دنده گوسفند را پرکرده میپزند و روى پلو میگذارند.

قاورمه پلو: گوشت شیشک درجه یک را ریز کرده و تنگاب میپزند. پس از جا افتادن گوشت، آن را با روغن سرخ میکنند. چنانچه با روغن زرد سرخ نمایند خشک نمیشود. پس از آن پیاز حلقه بسیار و ادویه به اندازه متوسط، در آن ریخته و آن بعد از پخته شدن پلو، روى آن میریزند. 

بریان پلو: طریقه پختن بریان پلو آن است که یک بره را از اول شب تا صبح نمکسوده میکنند. پلوى آن را ساده پخته و باید برنج آن کاملا سفید و روغن آن درجه یک باشد. این غذا به نخود و ادویه احتیاج ندارد. بره را بخیه زده و روى آن ماست میمالند و آن را در تنور مى آویزند. در بعضى جاها داخل شکم بره را با آلوچه خشک و پیاز و کشمش سبز و ادویه پر میکنند و آن را چنانکه گفته شد آویزان میکنند. به این نوع، بریان و دولمه میگویند. همچنین مرغ پروارى و غاز را هم همینجور پرکرده و در تنور میگذارند. البته دنبه لازمه اینهاست و باید یک تکه دنبه بالاى اینها آویزان گذاشت. 

علاوه هنگام خوردن چاشت هیچکس بر سر سفره نمی رود، بلکه برای هر نفری در سینی مخصوص در محل جلوس، صبحانه تقدیم می دارند و این ترتیب معمول به ایرانیان، اعم از بزرگان و کوچکان است

نرگسى پلو: طریقه پختن نرگسى پلو بدین صورت است که پلوى آن را جداگانه پخته و گوشت را تنگاب میپزند. پس از جا افتادن گوشت کوفته ریزه و پیاز و ادویه و نخود پوست کنده در آن میریزند. بعد از آن کلم و هویج و اسفناج میریزند. و بر روى همه اینها تخم مرغ میشکنند و مغز پسته میریزند. باید اینها چندان روى آتش بمانند تا آب آن بخار شده و به روغن بیفتد. پس از آن پلو را کشیده و گوشت و آنچه بر آن اضافه شده است را بر روى پلو میگذارند. باید طورى این ها را روى پلو گذاشت که تخم مرغ بالا قرارگیرد.  

غذا خوردن در دوره قاجار

ترکمان پلو: در ترکمان پلو باید گوشت را قلیه کرد و در آن نخود درسته و پیاز حلقه و ادویه میریزند. برنج را هم همراه آن دم میکنند. 

لقمه پلو: لقمه پلو را مثل شله پلو میپزند. رشته و کوفته ریزه و عدس و هویج و کلم و اسفناج را باهم پخته و در آن روغن بسیار میریزند. 

لیموپلو: غذایى است درجه یک در دوره صفویه بوده است. طریقه پختن آن این است که مرغ را پخته و بعد ریز کنند. بعد از آن نخود پوست کنده و دارچین در آن بریزند و آن را تنگاب کرده آب لیمو و چاشنى قند در آن بریزند. کشمش و مغز پسته پوست کنده و سیر و روغن در آن بریزند و دم کنند.  

قبولى مرصع: قبولى مرصع از غذاهایى است که در روزهاى جشن پادشاهان از واجبات است. دستورالعمل آن این است که گوشت نازک درجه یک را ریز کرده و بعد از پختن تنگ آب کنند و سپس در روغن تف دهند. و کمى از شورباى گوشت را روى آن بریزند و به اندازه دلخواه پیاز حلقه شده در آن بیندازند و ادویه بسیار در ان بریزند. سپس به اندازه یک چانه رشته باریک، سرخ نموده در یک طرف و قوشدلى در یک طرف بگذارند به طورى که در میان آنها فاصله باشد. سپس خرما و انجیر و کشمش سبز و مغز بادام و شاه بلوط و عدس پخته و نخود پخته و کوفته ریزه و مغز پسته را جدا بچینند و کمى از آن شوربا روى آنها بریزند تا نرم و پخته شوند. بعد از آن برنج را با شورباى گوشت جداگانه بجوشانند و سپس آب آن را کشیده بر روى موادى که گفته شد بریزند. بعد از ساعتى یک من روغن را روى دو من برنج ریخته و غذا را بکشند. باید دقت کرد که ته آن نسوزد و آب نداشته باشد. کشیدن این غذا شکل هاى مختلفى دارد و باید موادى را که گفته شد نقاشانه بر روى پلو بچینند به صورتى که هیچ دو نوع شیرین کنار هم چیده نشود. سپس تخم مرغ را آب پز کرده داخل کوفته هاى بزرگ میگذارند و جداگانه میجوشانند. بعد این کوفته ها را به دو نیمه قسمت میکنند و روى غذا میگذارند به طورى که تخم مرغ داخل آن نمایان باشد.





نگاشته شده توسط مجتبی باقری پبدنی پنج شنبه 1 خرداد 1393  ساعت 11:06 AM 

شکنجه های وحشیانه عصر صفوی

 


روند تغییر در نظام قضایی کشور در این دوره تا مرحله ای پیش رفت که شرع و عرف در نظام قضایی که همواره تا پیش از تشکیل ساختار عدلیه بر نظام قضایی ایران حاکم بود، در این بخشی از این دوره از یکدیگر تفکیک شد و حاشیه های عجیبی پیدا کرد.


صفویه

حکومت صفویه (907-1135/1501-1723) نخستین حکومت مستقل ایرانی است که مذهب تشیع را به عنوان مذهب و نظام حقوقی رسمی کشور برگزید. در عصر صفویه، نظام قضایی ایران به دو بخش متمایز شرعی و عرفی تفکیک شد. محاکم عرف زیر نظر دیوان بیگی و محاکم شرعی تحت زعامت صدر اداره می‌شد. رسیدگی به چهار جرم قتل، تجاوز به ناموس، کور کردن و شکستن دندان که «احداث اربعه» نامیده می‌شدند، در صلاحیت دیوان‌بیگی بود. و مباحث مربوط به حقوق خصوصی در حیطه اقتدار صدر بود. درک صحیح نظام قضایی معاصر، مستلزم آگاهی از سیر تطور آن در گذشته است. در این نوشتار، سعی می شود این آگاهی در خصوص عصر صفویه ارائه گردد.

سازمان قضایی

سازمان قضایی به دو بخش عرفی و شرعی بخش می شد بخش عرفی در برگیرنده رسیدگی به کارهای مانند کشتن و زد و خورد و تجاوز(کارهایی که وابسته به نگهداری نظم و امنیت و سازمان سیاسی بود) می شد و بخش شرعی در برگیرنده رسیدگی به دعاوی حقوقی و شرعی بود. ریاست بخش رسیدگی به دعاوی عرفی با مقام دیوان بیگی است و مسئولین رسیدگی به این دعاوی در شهرها نیز داروغه ها هستند.

ریاست نظام قضایی شرعی نیز بر عهدة صدر است. صدر بالاترین مقام دینی در دولت را دارا است و خود از میان علمای نامور شیعه گزینش می شود. قاضی های شرع از میان علمای شیعه گزینش شده و توسط صدر گماشته می شوند. از کارهای دیگر صدر برداشت و گماشت شیخ الاسلام ها در شهرها و رسیدگی به کارهای موقوفات است درهمة کشور است.

قاضی های گماشته از سوی صدر یا قاضی های شرع، متصدیان ثبت رسمی اسناد هم شمرده می شوند. و اسناد دادوستد و دارایی مردم تنها با ممهور شدن به مهر آنها رسمیت می یابند. عدم وجود مرز دقیق میان کارهای شرعی و عرفی هر از گاهی موجب ناکارآمدی هایی در سازمان قضایی می شد و این مشکل تا زمان به شاهی رسیدن رضاخان همواره در ایران وجود داشت.

از سختی های دیگر این سازمان قضایی این بود که هر شخصی می توانست در صورت نیاز به هرکدام از قاضی ها(گاه بیش از یک قاضی) که دلخواه او بوده  مراجعه نماید.

قاضی های گماشته از سوی صدر یا قاضی های شرع، متصدیان ثبت رسمی اسناد هم شمرده می شوند. و اسناد دادوستد و دارایی مردم تنها با ممهور شدن به مهر آنها رسمیت می یابند. عدم وجود مرز دقیق میان کارهای شرعی و عرفی هر از گاهی موجب ناکارآمدی هایی در سازمان قضایی می شد

90سال پس از سقوط امپراطوری ساسانی، صفویان یک دولت متمرکز ایرانی را بنیان نهادند. گزینش مذهب شیعه به عنوان مذهب رسمی کشور ایرانیان را از مسلمانان اهل سنت مستقل کرد و احکام قضایی و دادرسی که تا پیش از این زمان مبتنی بر فقه اهل سنت بود با تعیین اهل سنت مستقل کرد و احکام قضایی و دادرسی که تا پیش از این زمان مبتنی بر فقه اهل سنت بود با تعیین اهل سنت مستقل کرد و احکام قضایی و دادرسی که تا پیش از این زمان مبتنی بر فقه اهل سنت بود با تعیین مذهب رسمی شیعه در ایران بر محور فقه امامیه تنظیم شد.

صفویه

روند تغییر در نظام قضایی کشور در این دوره تا مرحله ای پیش رفت که شرع و عرف در نظام قضایی که همواره تا پیش از تشکیل ساختار عدلیه بر نظام قضایی ایران حاکم بود، در این دوره از یکدیگر تفکیک شد. «دیوان بیگی» در مقام وزیر دادگستری بر دادگاه های عرفی یا حکومتی و «صدرالصدور» در مقام فقه شیعی بر دادگاه های شرعی یا اسلامی نظارت داشتند.

از میان دولت های مختلف در طول تاریخ ایران صفویان بیشترین توفیق را در متمرکز کردن امر قضاوت داشتند در این دوره توجه به دادگاه های عرفی بیش از دادگاه های شرعی رواج داشت به گونه ای که اداره قضایی به طور عمده در دست شاه و دادگاه های حکومتی می ماند. این امر به ویژه در دوران سلطنت شاه عباس کبیر با جدیت بیشتری دنبال شد و روحانیون از مداخله در مواردی که در محدودة قضاوت دستگاه های دولتی بوده به کلی منع می شدند.

الگوی عمومی نظام دادگستری در عصر صفویه، نظام قضایی دوگانه متشکل از قضات غیرمذهبی و روحانی از یک سو و قضات مذهبی از سوی دیگر بود. در این دوره کشور به چندین منطقة قضایی تقسیم شده بود که شعاع بیش از 600 تا 70 کیلومتر نبود.

رسیدگی به دعاوی

در این دوره رسیدگی به دعاوی جنایی زیر نظر قضات شرع با همراهی قضات مذهبی صورت می گرفت اما به طور کلی قضات شرع در این زمینه دارای نفوذ بیشتری نسبت به قضات غیرمذهبی بودند. اما در عین حال قضات غیرمذهبی در رسیدگی به دعاوی تجاری مستقل از قضات شرع عمل می کردند.

منصب های دیوان بیگی به عنوان بزرگترین مقام قضایی کشور، صدرخاصه، صدر عامه و قضای ویژه پایتخت به عنوان قاضی اصفهان در این دوره شکل گرفتند که به ترتیب از نفوذ و اقتدار در حوزة قضاوت دادرسی برخوردار بودند. همچنین منصبی به نام قاضی عسکر در این دوره شکل گرفت که مسئولیت رسیدگی به جرایم سربازان را به عهده داشت. از سوی دیگر داروغه به عنوان پاسدار شهر و محتسب با مسئولیت نظارت بر ارزاق و تعیین نرخ آذوقه، رسیدگی به مشکلات مردم را بر عهده داشتند.

از دیگر شکنجه‌ها و مجازات‌های دوران صفوی زنده زنده کندن پوست مجرمان و مخالفان و پرکردن پوست آنان با کاه و یا آویزان کردن مخالفان و انداختن آنان جلوی سگ‌های آدمخوار بود

مجازات ها و شکنجه  ها

شکنجه های دوران صفویه شامل انواع متفاوتی بود. در بعضی مواقع شکنجه‌های وحشیانه‌ای در مورد مخالفین اعمال می‌شد. تاریخ‌ نگاران به دسته‌ای از خادمان شاهان صفوی اشاره می نمایند که مجرمان را زنده زنده می‌خوردند و یا نمونه‌های دیگری از مجازات ها مانند انداختن مجرمین جلوی سگان آدمخوار. چنین آمده‌است که بسیاری از این شکنجه‌ها و مجازات‌ها ریشه در رسوم قبایل چادرنشین ترک آسیای‌میانه‌ای بود که از حامیان شاه اسماعیل صفوی بودند و او را در به قدرت رسانیدن یاری نمودند. از جمله این رسوم که این حامیان وارد نمودند، زنده‌خواری دشمنان و استفاده از جمجمه دشمنان بعنوان جام بود.در دوران حکومت صفویان  دسته جلاد خام خوار وجودداشته‌است که به فرمان شاه، مقصرین را زنده زنده می‌خوردند. گاهی شاهان صفوی آنان را احضار کرده و دستور می‌دادند تا مجرمان را در جلوی چشمانش بدرند. این دسته از آدم خواران که در دربار شاه عباس نگهداری می‌شدند چیک نام داشتند. نقل است که لشکر چهل نفری آدم خواران شاه عباس همه جا او را همراهی می‌کردند و قربانیان را می‌خوردند.

از دیگر شکنجه‌ها و مجازات‌های دوران صفوی زنده زنده کندن پوست مجرمان و مخالفان و پرکردن پوست آنان با کاه و یا آویزان کردن مخالفان و انداختن آنان جلوی سگ‌های آدمخوار بود. همچنین کندن اعضای بدن مخالفین، ریختن سرب داغ در گلوی مجرمین، جوشاندن مجرمین در روغن جوشان، ریختن باروت در لباس مجرم و منفجر کردن آن از دیگر شکنجه‌های رایج در آن دوران بود.





نگاشته شده توسط مجتبی باقری پبدنی پنج شنبه 1 خرداد 1393  ساعت 11:06 AM 

آیا زنان ساسانی حجاب داشتند؟

 


یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد که زنان ایران زمین از زمان مادها (که نخستین ساکنان آریایی ایران زمین بوده اند) حجاب کاملی شامل پیراهن بلندچین دار و شلوار تا مچ پا و چادر و شنلی بلند روی لباس‌ها، داشته اند


زنان ساسانی

تجلیّات پوشش در میان زنان ایران چنان چشمگیر است که برخی از اندیشمندان و تمدننگاران، ایران را منبع اصلی ترویج حجاب در جهان معرفی کرده اند.

یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد که زنان ایران زمین از زمان مادها (که نخستین ساکنان آریایی ایران زمین بوده اند) حجاب کاملی شامل پیراهن بلندچین دار و شلوار تا مچ پا و چادر و شنلی بلند روی لباس‌ها، داشته اند. این حجاب در دوران سلسله‌های مختلف پارس‌ها نیز معمول بوده است. در زمان زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانی از حجابی کامل برخوردار بوده اند.

برابر متون تاریخی، در همه آن زمان‌ها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است و زنان با آزادی در محیط بیرون خانه رفت و آمد می‌کردند و هم پای مردان به کار می‌پرداختند. و این امور با حجاب کامل و پرهیز شدید از اختلاط‌های فساد برانگیز همراه بوده است.

جایگاه فرهنگی پوشش در میان زنان نجیب ایران زمین به گونه ای بوده است که در دوران سلطه کامل شاهان، هنگامی که خشایارشاه به ملکه «وشی» دستور داد که بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران زیبایی او را بنگرند، وی امتناع کرد و برای این سرپیچی، به حکم دادوران، عنوان «ملکه ایران» را از دست داد.

بررسی نقوش سنگی و طرح‌هایی از چندین بشقاب باستانی نشان می‌دهد که بانوان ساسانی پیراهنی بلند با آستین یا بدون آستین، پرچین و گشاد می‌پوشیده اند و آن را با نواری در زیر سینه مانند زنان اشکانی جمع می‌کردند، از طرز قلم زنی و چین سازی پیراهن و دامن پیداست که در انتهای دامن بر پشت پا، پارچه ای اضافه و پرچین به آن دوخته اند یقه پیراهن آنان اغلب گرد ولی یقه جلو باز تا پایین تر از سینه نیز دیده می‌شود زنان ساسانی گاهی چادر گشاد و پرچین سر می‌کردند که تا ساق پا می‌رسیده است.

جایگاه فرهنگی پوشش در میان زنان نجیب ایران زمین به گونه ای بوده است که در دوران سلطه کامل شاهان، هنگامی که خشایارشاه به ملکه «وشی» دستور داد که بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران زیبایی او را بنگرند، وی امتناع کرد و برای این سرپیچی، به حکم دادوران، عنوان «ملکه ایران» را از دست داد

در زمان ساسانیان همچون دوران پیش از آن، زنان از چادربه عنوان پوشاک رو استفاده می‌کردند، و در زیر آن پیراهنی می‌پوشیده‌اند.

زنان ساسانی

همچنین در این دوره پوشاندن صورت با نقاب نیز در میان زنان ایرانی وجود داشته‌است.

از عمده سربندهای ساسانی می توان از كلاهی بلند یا گرد نام برد كه به سبك پارتها با حفاظ گردن یا بدون آن است و گاه توسط نوارهایی بلند و باریك گره می خورد و تزیین می گردید. از زینتهای رایج دوران ساسانی، باید به گردن آویزه های پهن ساده یا مزین اشاره كرد و از عمده رنگهای موردپسند مردم در این دوره می توان از سرخ، آبی آسمانی و سبز نام برد.  لباس زنان این دوره تونیك بلندی بود كه می توانست آستین بلند یا بی آستین باشد، كه گاهی با كمر پوشیده می شده است. زنان این دوره از پیراهنی آستین و تنگ همراه با قطعه ای حلقوی و لخت تا زیر ساقها را می پوشانده، استفاده می كرده اند كه جنس پارچه های جلوی سینه و پاچه ها با جنس پارچه آستینها و شانه، متفاوت بوده است. برخی از این پیراهنها دارای تزیینات نواری شكل در زیر بازو و نیز بر دور گردن بوده اند. طرح پارچه ها به صورت طرحهای پر نقش و نگار و هندسی، یا به صورت گلدوزی شده بوده است.

در دوران ساسانی تمام لباسها دارای آستین بلند است (در حالیكه زنان مادی و ایلامی آستین كوتاه رسم بوده است)ولی در عصر ساسانی تمام زنهای متشخص لباس آستین بلند می پوشیدند .





نگاشته شده توسط مجتبی باقری پبدنی پنج شنبه 1 خرداد 1393  ساعت 11:05 AM 

مالیات در دوره ایلخانان مغول

 


دوره حکومت ایلخانان که حدود یک قرن به طول انجامید باعث تغییرات اقتصادی در ایران شد.


ایلخانان مغول

هرج و مرج ناشی از سقوط خوارزمشاهیان و حضور اسماعیلیان در ایران و دسته‌بندی‌های مذهبی در کنار حمله مغول که روحانیون در این حوادث بی‌تأثیر نبودند باعث سرخوردگی مردم شده، گرایش به تصوف فزونی گرفت به حدی که املاک و موقوفات و صدقات زیادی به شیوخ صوفیه اهدا می‌شد. ایلخانان مغول به همراهی دست نشاندگان و سرسپردگان محلی خود با رفتار سبعانه زارعین و روستائیان و صنعتگران را با اخذ باجها و خراجها ، قبچور و جزیه ، اخراجات ، علقه و تغار، طرح و تمغا و سایر شیوه های وصول رنگارنگ ظالمانه مالیات از هستی ساقط می کردند و مردم را به خاک سیاه می نشاندند . زارعین دسته دسته خانه و کاشانه خود را ترک کرده وبه کوهستانها می گریختند.  بنابراین قسمت اعظم اراضی غیر مزروع مانده و مبالغ به دشواری وصول می شد و گرد می آمد . مغولان برای تهی نماندن خزانه خود به فکر گرفتن مالیات افتادند.

انواع مالیات

در دوران حاکمیت ایلخانان مغول علاوه بر مالیاتهای متعددی که از مردم گرفته می شد و شمار آن ز سی نوع افزون بود .

نوعی مالیات بنام برات رایج بود که به شاهزادگان و سران ایلخان تسلیم می شد .و به دارنده آن حق داده می شد که مواجب و مستمری خود را از فلان  ده یا بهمان ولایت وصول کند .

 طرح نوعی مالیات بود که تجار و صنعتگران مجبور بودند محصولات خود را به بهای پائین تر از بازار به خزانه دولت تسلیم کنند و در مقابل اجناسی را که دولت از مردم بعنوان خراج گرفته بود، به چند برابر قیمت خریداری کنند .

باج نوعی حقوق گمرکی بود که برای نقل و انتقال کالا از نقطه ای به نقطه دیگر پرداخت می شد .  

تمغا نوعی مالیات بود که از تجار عمده فروش یا خرده فروش اخذ می شد . و حتی از آذوقه و هیزم  که روستائیان به شهر ها وارد می کردند گرفته می شد .

مقاطعه نوعی جمع آوری مالیات از رعایایی بود که در اراضی دیوانی ساکن بودند و وصول آن به فئو دالها و تجار بزرگ واگذار می شد .خراج  مالیات اصلی بود که بصورت جنس بعنوان سهمی از محصول یا حاصل زمین وصول می شد .در اراضی نزدیک شهر ها خراج بصورت نقدی در یافت می شد . میزان خراج گاه چنان سنگین بود که  رعایا از هستی ساقط میشدند ، زمین و خانه خود را رها کرده ، به کوهها می گریختند .

در مواردی که مالیات به صورت جنسی گرفته می‏شد، مازاد بر نیاز خزانه را به مزایده می‏گذاشتند و البته برای آن بهایی بسیار گزاف می‏طلبیدند و چون به فروش نمی‏رفت، آن را بین کسبه و محترفه تقسیم و به زور و اجبار می‏فروختند

قبچور نوعی مالیات بود که از چادر نشینان گرفته می شد، به نسبت دامها و چادر ها .

جزیه علاوه بر زردشتیان و مسیحیان و ارمنی ها،گاه از مسلمانان نیز در زمان حکومت ایلخانان مغول اخذ می شد . اخراجات عوارض گوناگون نقدی و جنسی بود که به مناسبت ها ی مختلف ، از روستائیان و صنعتگران  شهری بصورت نقدی و جنسی گرفته می شد و به صرف  آراستن دستگاه امیران و لشگریان و ماموران عالی مقام می رسید. علفه و تغار  نوعی مالیات بود که روستائیان هنگام عبور لشگریان باید بصورت علوفه و خوراک دام تقدیم آنها می کردند .

نزول اجلال نوعی دیگر از مالیات بود که روستائیان یا اهل محلی به هنگام نزول اجلال شخصیت های مغولی بایستی انجام می دادند . بدین معنی مغولان به هر شهر یا دهکده ای که قدم می گذاشتند ، اهالی موظف بودند کمرخدمت به آنان را ببندند . نزول کنندگان خدم و حشم خود را در خانه های مردم جا می دادند ، منازل را اشغال می کردند ، قوت یک سال اهل خانه را در یک شب مصرف می کردند . پس از مغولان این رسم نامیمون تا قرنها تا اواخر عصر قاجار بین فرمانروایان رایج بود .

ایلخانان مغول

جمع آوری مالیات

وصول مالیات توسط عمال دولت و حکام ولایت صورت می‏گرفت.

البته بسیاری از علماء، مشایخ و ترخانان که مقربان خاص دربار ایلخان بودند، غالباً از پرداخت معاف می‏شدند.

اما حکام ولایات گه گاه بیش از حد مقرر مالیات وصول کرده و یا قسمتی از دریافتیها را در دفاتر ثبت نمی‏کردند.

با این حال مظالمی که در این زمینه در حق رعایا می‏رفت، حتی با اثبات خیانت عامل و عمال حکومت، جبران نمی‏شد و مازاد وصول شده هرگز به صاحب آن مسترد نمی‏گشت.

در مواردی که مالیات به صورت جنسی گرفته می‏شد، مازاد بر نیاز خزانه را به مزایده می‏گذاشتند و البته برای آن بهایی بسیار گزاف می‏طلبیدند و چون به فروش نمی‏رفت، آن را بین کسبه و محترفه تقسیم و به زور و اجبار می‏فروختند.

این شیوه هم نوعی ساده بود که به صورتهای مختلف بر عهده محترفه، یا روستاییان قرار می‏گرفت و شکایت آنها نیز هرگز به جایی نمی‏رسید.

قوانین یاسای غازان برای گرفتن مالیات

غازان خان ایلخان مغول که پادشاهی لایق و مقتدر بود، پس از جلوس بر تخت، یاسای چنگیزی را که رو به فراموشی می‏رفت بار دیگر احیاء نمود و با افزودن قوانینی تازه آن را به عنوان یاسای غازانی ، ملاک عمل کارگزاران قرار داد.

 ایلخانان مغول به همراهی دست نشاندگان و سرسپردگان محلی خود با رفتار سبعانه زارعین و روستائیان و صنعتگران را با اخذ باجها و خراجها ، قبچور و جزیه ، اخراجات ، علقه و تغار، طرح و تمغا و سایر شیوه های وصول رنگارنگ ظالمانه مالیات از هستی ساقط می کردند و مردم را به خاک سیاه می نشاندند

برخی از کلیات مفاد این یاسا به شرح زیر است :

1 - اصلاح وضع آشفته مالیاتی و بخشودگی دو سال مالیات. مطابق این بند کارگزاران نمی‏بایست تا دو سال از رعایا مالیات بستانند.

2 -رباخواری و بهره بردن از پول به کلی ممنوع می‏شد.

3-به منظور آبادانی اراضی، از بودجه دولت و مالیات گرفته شده، مبلغی را برای خرید بذر و مصارف زراعت در اختیار کشاورزان قرار داده، سال بعد و پس از برداشت محصول عین آن را مطالبه می‏کردند، وام بدون بهره .

4- راههای کشور را از دستبرد راهزنان ایمن کرد و راهدارانی برای آن گماشت و مقرر ساخت چنان چه اموالی به سرقت رود، راهداران ملزم به پرداخت و جبران زیان مالباخته شوند.

5- پیش از غازان خان، ملازمان سلطان به هر شهر و دیاری که می‏رسیدند، برای تأمین مخارج خود از اهالی به زور مبلغی می‏گرفتند و به میل خود در اموال مردم و رعایا تصرف می‏کردند. غازان دستور داد تا در شهرها اعلام کنند که هیچ کس حق ندارد دیناری به اسم رسم ( مالیات ) به فرستادگان و ملازمان حکومت بپردازد و اگر مأموری به زور چیزی از فردی مطالبه می‏کرد، وی را به شدت کیفر می‏داد.







  • تعداد صفحات :5
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5