قسمت اول:
ساعت 7 صبح است و در این هیاهوی صبحگاهی سراسیسمه برای رسیدن به اتوبوس تمام مسیر را با عجله طی میکنی.
سر خط سوار اتوبوس میشوی.
بعضیها برای به دست آوردن صندلی خالی بقیه را هل می دهند تا پیروز میدان باشند و میشوند..
خیلی ها هم مردتر از بقیه روی صندلیهای جا گرفته شده می نشینند..
تعدادی که هنوز چشمانشان خواب رامی طلبد و دوست دارند ادامه خواب دیشبشان را ببیند حوصله ایستادن در اتوبوس را ندارند برای همین به سرعت بر روی صندلی ها مینشینند تا حداقل دقایقی بیشتر از زمانشان را در خواب بگذرانند.
در میان این هجوم بی تفاوتیها پیرمردی سرزنده که بوی نان سنگک اش فضای اتوبوس را پر کرده به رسم ایام قدیم به محض حرکت کردن اتوبوس میگوید: اول صبح است دهانت را خوشبو کن با صلوات بر محمد و آل محمد....
برخی نسل امروزی ها که گویی اولین بارشان بود ان صحنه را میدیدند با تعجب پیرمرد را نگاه میکردند.
برخی دیگر صدای بوقهای ماشینها را در خیابان بیشتر از صدای پیرمرد میشنفتند.
و برخی دیگر از همان اول در دلشان صلوات فرستادند تا خدای نکرده ذره ای ازاعتقاداتشان به بیرون تراوش نکند.
و اندکی دیگر فقط اللهم را بلند فرستاند و وقتی سکوت دیگران را دیدند از ادامه صلوات با صدای بلند صرف نظر کردند..
وبرخی هم که خواب بودند.......
وبرخی هم مردی راتمام نکردند.......
وبرخی هم که پیروز این میدان نبودند.....
و همچنان صدای پیرمرد بدون ذره ای لرزش تا وعجل فرجهم ادامه پیدا کرد.
اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
قسمت دوم:
چند ماه بعد:
ساعت 8 صبح، رادیوی اتوبوس: با سلام و صلوات برمحمد و آل محمد اخبار بامدادی رابه محضر هموطنانم میرسانم:
فیلمساز آمریکایی با انتشار فیلمی توهین آمیز و غیر اخلاقی بر علیه پیامبر اسلام(ص) قلب مسلمانان جهان را جریحه دار کرد...
بعد از اتمام این خبر پیرمردی که صورتش از شدت ناراحتی سرخ شده بود با صدای بلند ورسایی در اتوبوس گفت: برای نابودی دشمنان اسلام و عزت مسلمین مسلمات صلوات...
اینباراکثریت افراد اتوبوس صلوات بلندی فرستادند وصدای بلندشان تاعجل فرجهم ادامه یافت ....
اما فقط کسانی بودند که در دلشان با صدای بلند افسوس میخوردند که ای کاش بلندتر صلوات میفرستادم