دفاع مقدس

دفاع همچنان باقی است

بهشت زهرا (س) تهران مدفن 30 هزار شهید دوران دفاع مقدس و انقلاب ایلامی است ولی، بی شک شهدایی در این گلزار هستند که به قدری مظلوم و غریبند که با نام بردن از آن ها بسیاری از غربت مزار این شهدا تعجب خواهند کرد.

 

 

 

 

 

 گلزار شهدای تهران را شاید بتوان به جرات بزرگترین گلزار شهدا در جهان دانست، مکانی که مدفن 30 هزار شهید است و در بدو ورود به آن، از زایرانش خواسته شده است بدون وضو پا در آن نگذارند.

 

هر پنجشنبه و جمعه که می شود، خانواده های بسیاری از شهدا به میعادگاه عشق می روند و با غبار روبی از مزار شهید خود یادی از آنان می کنند و در این میان، هستند بسیاری دیگر که شاید به ظاهر نسبتی سببی و نسبی با شهیدان ندارند ولی با علاقه و شور وصف ناپذیری به زیارت مزار آنان می روند.


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 خرداد 1394  ] [ 12:15 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

سعید قهاری سعید در سال ۱۳۳۱ در یکی از روستاهای اسدآباد همدان متولد شد. جزء اولین کسانی بود که در سال ۵۸ با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد سپاه شد. در ۱۰ شهر و ۵ استان خدمت کرده و اهم خدمتش هم در کردستان و آذربایجان بوده است.

 

ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 خرداد 1394  ] [ 12:12 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

اصغر دچار ایست قلبی شد. لحظات سخت و نفس‌گیری بود. دکتر و پرستارها دست بردار نبودند. احساس کردم همه فشاری که به اصغر وارد می‌کنند، به من وارد می‌شود. زجر می‌کشیدم. تحملم تمام شد. فریاد زدم: «ولش کنید! بسه دیگه... اذیتش نکنید.»



مریم کاظم زاده از معدود خبرنگاران و احتمالا تنها زنی است که در حین درگیری های پاوه به آنجا سفر کرد و شروع به تهیه گزارش از وضعیت مردم نمود. او در این سفر با دکتر چمران و گروه دستمال سرخ‌ها همراه می‌شد و در بدترین شرایط به ثبت وقایع آن روزها مشغول بود. شاید همین جسارت و شجاعت او بود که فرمانده گروه دستمال سرخ‌ها دل در گرویش گذاشت و با او ازدواج کرد. اگر چه روزگار با این زوج یار نبود و تنها مدتی کوتاه توانستند در کنار هم باشند آن هم در شرایط جنگی اما مریم کاظم زاده هنوز با عشق خاصی از اصغر وصالی و خاطرات آن روزها صحبت می‌کند. وی در کتاب خبرنگار جنگی آغاز زندگی مشترکش را با فرمانده دستمال سرخ‌ها اینگونه تعریف می‌کند:

*یه خبری شده اما هیشکی جرات نداره به شما بگه


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 خرداد 1394  ] [ 12:10 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

9 سال پس از شهادت فرزندم، همراه همسرم به مکه رفتیم.پیش از اعزام به مکه من را از اینکه ممکن است گم شوم‌،بدزدند یا بلایی سرم بیاید ترسانده بودند. برای همین با اضطراب سوار هواپیما شدم اما پس از اینکه به مکه رسیدم مدام حضور فرزندم را در کنار خودم حس کردم که از من مراقبت می‌کند... 


 

جملات بالابخشی از سخنان «حبیبه قدیری» مادر شهید «خسرو صالح‌زاده» به مناسبت سالروز شهادت فرزندش بر سر مزار این شهید است.

 

اگرچه به دلیل گذشت ایام و کهولت سن بخشی از خاطرات حاجیه خانم «حبیبه قدیری» در دفتر ذهن‌اش کمرنگ شده است ولی خاطرات فرزند که فراموش شدنی نیست. می‌گوید: خسرو متولد روز چهارم شهریور سال 1347 بود و سه مرتبه با اینکه هنوز به سن قانونی نرسیده بود به صورت داوطلبانه راهی جبهه شد.


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 خرداد 1394  ] [ 12:09 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

برای ثبت نام مدرسه «حورا» دخترمان رفته بودم. پرسیدند تفریحات خانوادگی‌تان چیست؟ من هم گفتم هیئت، بیت رهبری، بهشت زهرا. 30 شب ماه رمضان را از وقتی حورا کوچک بود، با موتور به هیئت می‌رفتیم.

 

مدتی بود که سپاه برای تامین امنیت غرب و شمالغرب کشور با گروهک‌های معاند و ضد انقلاب مسلح می جنگید؛ دهها پاسدار شهید شدند تا توانستند امنیت امروز را برای مردم این مناطق به ارمغان بیاورند.

از جمله آنها، 3 پاسدار شهید «مهدی فطرس»، «وحید شیبانی» و «سعید فنایی» بودند که یک سال قبل در اول اسفند ماه 91 در استان کردستان به شهادت رسیدند.

آنچه در زیر می خوانید، مروریست کوتاه بر زندگی پربرکت یکی از این شهدا با نام شهید وحید شیبانی به روایت مادر، همسر و همرزم شهید.


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 خرداد 1394  ] [ 12:07 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

از همان اول عملیات پاهایش برهنه بود.آن هم توی منطقه ای مثل اروند که زمینش پر است از خار و سنگ.


گفتم:«حاجی چرا پاهات رو برهنه کردی؟»همین طور راه می رفت،گفت:«این جا کربلاست و کربلا منطقه ایه که حتما باید با پاهای برهنه بری زیارت امام حسین(علیه السلام)»
همان شب شهید شد.برده بودنش معراج شهدا.بچه ها رفتند معراج،برا شناسایی. هرچه گشتند نتوانستند پیدایش کنند.خودم رفتم.خبری از حاج اکبر نبود.داشتم می آمدم بیرون که بدنی را دیدم.فقط دو تا پا داشت.کف پاهایش را نگاه کردم.خود حاج اکبر بود...


شهید علی اکبر رحمانیان
جانشین طرح و عملیات لشکر 33المهدی
تولد:جهرم،1340
شهادت:فاو،والفجر1364،8
مزار:گلزار شهدای رضوان جهرم


راوی:شعبانعلی راشد
منبع:دوقلوهای جنگ،ص138


شادی روح شهید علی اکبر رحمانیان صلوات


نگارنده : fatehan1 در 1392/12/6 10:43:19

ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 خرداد 1394  ] [ 12:06 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

از همان اول عملیات پاهایش برهنه بود.آن هم توی منطقه ای مثل اروند که زمینش پر است از خار و سنگ.


گفتم:«حاجی چرا پاهات رو برهنه کردی؟»همین طور راه می رفت،گفت:«این جا کربلاست و کربلا منطقه ایه که حتما باید با پاهای برهنه بری زیارت امام حسین(علیه السلام)»
همان شب شهید شد.برده بودنش معراج شهدا.بچه ها رفتند معراج،برا شناسایی. هرچه گشتند نتوانستند پیدایش کنند.خودم رفتم.خبری از حاج اکبر نبود.داشتم می آمدم بیرون که بدنی را دیدم.فقط دو تا پا داشت.کف پاهایش را نگاه کردم.خود حاج اکبر بود...


شهید علی اکبر رحمانیان
جانشین طرح و عملیات لشکر 33المهدی
تولد:جهرم،1340
شهادت:فاو،والفجر1364،8
مزار:گلزار شهدای رضوان جهرم


راوی:شعبانعلی راشد
منبع:دوقلوهای جنگ،ص138


شادی روح شهید علی اکبر رحمانیان صلوات


نگارنده : fatehan1 در 1392/12/6 10:43:19

ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 خرداد 1394  ] [ 12:06 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

روزی معلم ریاضی علیرضا مرا خواست و گفت: او مرا اذیت می‌کند. به او گفتم: چطور؟ او که خیلی مؤدب است. گفت: من مسائل را از چند راه حل می‌کنم، بعد این پسر می‌گوید من هم می‌خواهم مسأله را حل کنم. وقتی پای تخته می‌آید، آن را از یک راه دیگر حل می‌کند. من از شما می‌خواهم از او بخواهید این کار را نکند، چون من سر کلاس خراب می‌شوم.



روز یکم اسفند سال ۱۳۳۹ در شرق تهران، در خانواده‌ای دیندار و مؤمن، کودکی زاده شد که نام اوراعلیرضا نهادند. 


علیرضا از کودکی، هوش قوی و استعدادی بر‌تر داشت. این استعداد و هوش، در مدرسه بیشتر بروز می‌نماید. او تحصیلات ابتدایی را تا سال چهارم‌ در دبستان ملی ‌(دانش پرور‌) نارمک و سال پنجم را در مدرسه داریوش به پایان رسانید و سپس در دبیرستان خوارزمی وارد شد. 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 خرداد 1394  ] [ 12:04 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

خانواده شهید غلامرضا رعیت با حقوق شهادت فرزندشان در حال ساخت مدرسه‌ای به نام ثامن‌الحجج(ع) در روستای یزدل کاشان هستند.

از مرکز شهر و شلوغی‌های کاری و زندگی که کمی فاصله می‌گیریم و مقصد سفرمان را یکی از روستاهای کاشان به نام یزدل تعیین می‌کنیم، گویی سفر خسته کننده‌ای در پیش است.

به مقصد که می‌رسیم و با استقبال گرم میزبان مواجه می‌شویم و پای صحبت آنها که می‌نشینیم، کم‌کم بوی انسانیت، بوی مردانگی، بوی ایثار و جوانمردی به مشاممان می‌رسد و انرژی تازه‌ای می‌گیریم.


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 خرداد 1394  ] [ 12:02 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

مراسم گرامیداشت شهید "ابراهیم هادی" و شهدای گردان کمیل و حنظله باحضور جمع زیادی از جوانان و خانواده‌های شهدا برگزار شد.
بزرگداشت شهدای جوان گردان کمیل و حنظله و شهید

به گزارش سرویس حماسه و جهاد دفاع پرس، عصر روز جمعه هشتم خرداد، مراسمی به مناسبت میلاد حضرت علی‌اکبر(ع) و روز جوان و به یاد 300 شهید نوجوان گردان‌های کمیل و حنظله و شهید ابراهیم هادی برگزار شد. حجت‌الاسلام والمسلمین پناهیان در این مراسم با بیان اینکه شهید بزرگوار و شاخصی که نام زیبای سرفصل این مجلس نورانی قرار گرفته شهید ابراهیم هادی است، گفت: ابراهیم هادی یک شهید برجسته در بین 250 هزار شهیدی است که در طول دفاع مقدس تقدیم کرده‌ایم.

در این مراسم که با قرائت زیارت عاشورا، تلاوت قرآن مجید، مدیحه سرایی، اجرای برنامه‌های فرهنگی روایتگری از شهید و سخنرانی معنوی برگزار شد، شماری از جانبازان رزمندگان گردانهای کمیل و حنظله، خانواده ‌های معزز شهدا و ایثارگران، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، فرماندهان دوران دفاع مقدس و روحانیون و جوانان و نوجوانان عاشق فرهنگ ایثار و شهادت حضور داشتند.


ادامه مطلب

[ شنبه 9 خرداد 1394  ] [ 12:52 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات1 ]

.: تعداد کل صفحات :. [ <> [ 140 ] [ 141 ] [ 142 ] [ 143 ] [ 144 ] [ 145 ] [ 146 ] [ 147 ] [ 148 ] [ 149 ] [ > ]