دفاع مقدس

دفاع همچنان باقی است

شاهزاده عباسی نژادبنه گماری

نام پدر: عبدالرضا تاریخ تولد: 01/11/1295
محل تولد: - تاریخ شهادت: 15/12/1366
محل شهادت: اندیمشک طول مدت حیات: 71 سال
مزار شهید: گلزارشهدای اندیمشک-قطعه جدید-خوزستان


زندگینامه
روز اول بهمن ماه سال 1295 به دنیا آمد. شاهزاده در سایه امن خانواده ای مهربان بزرگ شد. در سال های جوانی همراه و همسفر خود را یافت. در زمان جنگ تحمیلی او در شهر اندیمشک بود، که هواپیماهای رژیم بعثی به شهر حمله کردند و او در تاریخ 15 اسفند ماه سال 1366 در سن 71 سالگی به شهادت رسید.
پیکر پاکش را در قطعه جدید گلزار شهدای اندیمشک به خاک سپردند.

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 6:31 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

اعظم عبدالحسینی

نام پدر: نعمت تاریخ تولد: - / - /1354
محل تولد: ایران - تهران - تهران تاریخ شهادت: 23/12/1366
محل شهادت: تهران طول مدت حیات: 12 سال
مزار شهید: -


زندگینامه
اعظم در سال 1354 در شهر تهران پا به عرصه هستی نهاد. پدرش نعمت، برای تربیت اسلامی او همت گماشت. 12 ساله بود که با همفکری اولیای مدرسه به منظور کمک به جبهه های حق علیه باطل تلاش نمود.
سرانجام اعظم در تاریخ بيست وسوم اسفند ماه 1366 در سن 12 سالگی بر اثر حمله موشکي در شهر تهران به همراه مادر(خاتمه عباس زاده) و خواهر زاده اش (مهدیه همتی) به شهادت رسید .

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 6:31 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

زهرا عبداللهی

نام پدر: علی محمد تاریخ تولد: - / - /1340
محل تولد: ایران - تهران - تهران تاریخ شهادت: 29/01/1367
محل شهادت: نازي آباد_تهران طول مدت حیات: 27 سال
مزار شهید: -


زندگینامه
زهرا در سال 1340 در تهران متولد شد، پدرش علی محمد تلاش زیادی برای تربیت اسلامی او داشت و او در سایه زحمات بی دریغ خانواده ای مؤمنه پرورش یافت. زهرا در سال های جوانی ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد. زهرای معصوم و جوان در تاریخ بيست و نهم فروردين ماه 1367 در سن 27 سالگی در پی حمله موشکی عراق در نازی آباد تهران گل تازه عمرش در بهاران عالم شکفت و با ردای شهادت به زیارت الله مشرف گشت.

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 6:31 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

مریم عباسی

نام پدر: محبت علی تاریخ تولد: - / - /1360
محل تولد: ایران - تهران - تهران تاریخ شهادت: 12/01/1364
محل شهادت: تهران طول مدت حیات: 4 سال
مزار شهید: -


زندگینامه
مریم عباسی در سال 1360 در تهران پا به عرصه ی گیتی گذارد. کودکی را در آغوش پر مهر مادر سپری کرد. روزهای خردسالی او در وحشت از بمباران های رژیم بعثی می گذشت. مردترین مردان عصر خمینی برای حمایت از جان و ناموس مردم به مصاف باطل رفتند. اما دشمن آنقدر ناتوان بود که حریم هوایی شهرها را شکست و خانه ها را ویران نمود. روز دوازدهم فروردین ماه سال 1364 نوید پروازی سرخ به محبت علی پدر مریم 4 ساله داده شد. آن روز خانه ی عباسی در تهران مورد هجوم هواپیماهای دشمن بعثی قرار گرفت و مریم، سمیه، کبری، پدرشان و مادرشان نصیبه قاسمی به بهشت برین پر گشودند.

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 6:31 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

فروزان عبادی

نام پدر: احمد تاریخ تولد: - / - /1341
محل تولد: ایران - خوزستان - خرمشهر تاریخ شهادت: 28/05/1357
محل شهادت: سینما رکس آبادان طول مدت حیات: 16 سال
مزار شهید: -


زندگینامه
فروزان عبادی در سال 1341 در خرمشهر دیده به جهان گشود. شانزده ساله بود که با جوانی از دیار خود پیمان ازدواج بست. ایام شورآفرین انقلاب اسلامی در راه بود.گرچه هنوز تا رسیدن فصل حماسه سرایی خرمشهر روزهای بسیاری باقی بود اما در دیوان الهی مقرر گشت تا فروزان و همسرش از نخستین قربانیان نهضت عشق باشند.بیست و هشتمین روز از مردادماه سال 1357 فروزان در فاجعه به آتش کشیدن سینمارکس آبادان به دست اوباش در سن 16 سالگی به شهادت رسید.او رفت و گرچه شاهد دمیدن خورشید پیروزی در بهمن ماه سال 1357 نبود اما شقایق های روئیده بر مزارش عطر آزادی را به او هدیه کردند.

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 6:30 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

خاتمه عباس زاده

نام پدر: ایوب تاریخ تولد: - / - /1320
محل تولد: ایران - گیلان - صومعه سرا تاریخ شهادت: 23/11/1366
محل شهادت: تهران طول مدت حیات: 46 سال
مزار شهید: -


زندگینامه
خاتمه در سال 1320 در آغوش پرمهر مادر جای گرفت. روزهای کودکی او در شهرستان صومعه سرا گذشت؛ آنگاه در سال های جوانی پیوند ازدواج بست و صاحب 6 فرزند شد. آن روزها خاتمه تمام هم و غم زندگی خویش را معطوف تربیت فرزند نمود. 46 ساله بود که در تاریخ بيست و سوم بهمن ماه 1366 در پی حمله موشکی عراق در تهران به دیدار حضرت دوست شتافت و نامش را جزء شاهدان دفاع مقدس ثبت نمود.

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 6:30 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

مرضیه عاملی

نام پدر: ابوطالب تاریخ تولد: - / - /1341
محل تولد: ایران - اصفهان - گلپایگان تاریخ شهادت: 06/02/1362
محل شهادت: کوت عبدالله طول مدت حیات: 21 سال
مزار شهید: -


زندگینامه
مرضیه عاملی در سال 1341 در یکی از محلات گلپایگان و در خانواده ای که سخت پایبند به شریعت محمدی (ص) بود پا به عرصه گذاشت. پس از طی دوران تحصیلی ابتدایی، به دلیل نوع کار پدر به چالوس آمد و تحصیلات دوران راهنمایی را در این شهر سپری کرد. مهم ترین خصیصه دوران کودکیش پوشیدگی و محجوبیت خاص او بود. ویژگی و برجستگی ای که در باور کوچک و مسئولین مدرسه اش نمی گنجید و آن ها را به بی حرمتی نسبت به او وا می داشت. 
در جریان انقلاب اسلامی با پخش کردن بیانیه ها و اعلامیه های امام و دیگر شخصیت های مذهبی، فعالیتی گسترده را آغاز کرد و انقلاب فرصتی شد تا با اشاعه اندیشه های اسلامی خود پرداخته و وظیفه هدایت نسل جوان را بر عهده گیرد. 
فعالیت او در بسیج خواهران و ورود او به سپاه پاسداران و عزم و توان او در انجام رسالت محوله، منافقین کوردل را بسیار می آزرد، بطوری که خشم و کینه ی آن ها نسبت به او آنقدر بالا گرفت که او را مورد ضرب و شتم قرار دادند. شدت جراحات وارده از این حمله به حدی بود که او را روانه بیمارستان کرد. مدتی بعد حتی یک بمب گذاری برای ترور اندیشمند جوان و پرشور شهر نیز ترتیب یافت که به مدد هوشیاری اطلاعات سپاه عقیم ماند. 
اما نه حمله و نه تهدید هیچ کدام در او تأثیر نکرد و او مقتدرانه در بسیج و سپاه ماند. قلب مهربان، مظلومیت، صبر و ادب سرشارش بر محبوبیتش افزود. اما این تازه گوشه ای از خصال نیکوی او بود. ایثارش در کمک هایش به جبهه با همان حقوق ناچیز سپاه تجلی داشت. در سلام بر همه حتی کودکان پیشی می گرفت و بسیار متکی به خود بود. آن چنان گوش به فرمان و مشتاق و عاشق امام بود که امکان نداشت امام (ره) سخنرانی کرده باشد و او آن را نشنیده و تحلیل نکرده و صبح روز بعد به اطلاع همگان نرسانده باشد. تنها بیست بهار از عمرش گذشته بود که به عقد ازدواج مردی درآمد که تنها داراییش جبهه، جهاد و سنگر و مبارزه بود. روز دوازده دی ماه سال 1361 پیوندی خجسته و آسمانی بین مرضیه عاملی و سردار محمدابراهیم موسی پسندی بسته شد که هیچ گاه حتی در زمان شهادتشان نیز از هم گسیخته نشد. موسی پسندی یک روز پس از ازدواج همسرش را به هم سفری در جاده جنگ فراخواند و او نیز لبیک گفت و با او به پادگان شهید بهشتی اهواز رفت. سردار در نامه ای به فلسفه این کار اشاره می کند و می نویسد: «دلم می خواست که تو در کنارم باشی و به خداوند تبارک و تعالی عرض می کردم که ای مولای من! و ای آقای من! من برای خدمت به تو، عیالم را هم به منطقه آوردم تا شاهد تلاش بیشتر من باشی و من جهادم را گسترش دادم. جهاد با نفس و جهاد با شرک کفر و الحاد.» 
عشق و الفت ابن دو لحظه ای کاستی نگرفت. سردار در نامه ای دیگر می نویسد: «من آن گریه تو را، در آخرین دیدارمان، در منزلمان در روز جمعه فراموش نمی کنم. نبین که من در ظاهر گریه نکردم اما در دل آن مقدار که توانستم اشک ریختم! تا شاید تو ناراحت نشوی. من تو را از ته قلب می خواهم و تنها یک دیدار با تو دنیایی تازه و دیگر به من می دهد.....» 
طومار زندگی شهیده عاملی و همسرش سردار موسی پسندی در جمعه ششم اردیبهشت در یک حادثه رانندگی و به هنگام مأموریت به جبهه های نبرد حق علیه باطل در سال 1362 در منطقه کوت عبدا... در سن 21 سالگی بسته شد تا در جای دیگر و در حیاتی طیبه و پر فیض که سرشار از حضور عشق حقیقی است بازگردد.

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 6:29 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

سیده ساناز عالی

نام پدر: سیداحمد تاریخ تولد: - / - /1365
محل تولد: - تاریخ شهادت: 22/10/1365
محل شهادت: اراک طول مدت حیات: -
مزار شهید: گلزارشهدای اراک-مرکزی


زندگینامه
سیده ساناز فرزند سیداحمد در سال 1365 دیده بر جهان گشود. اما دست روزگار با او مهربان نبود و هنوز در آغوش پرمهر مادر بود که در روز 22 دی ماه سال 1365، توسط بمباران هوایی رژیم بعث عراق معصومانه به شهادت رسید. 
پیکر مطهر کودک چند ماهه را پس از تشییع باشکوه در گلزار شهدای اراک واقع در مرکزی به خاک سپردند. 

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 6:28 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

سرعت نهایی نسل جدید شناورهای تندرو آمریکایی 45 نات یا حدودا 85 کیلومتر بر ساعت است که امکان نصب انواع نارنجک اندازهای 40 میلی متری و مسلسل های سنگین نیز بر روی این قایق موجود دارند. هر فروند از این قایق ها در حدود 15 میلیون دلار قیمت دارد.
 

ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 1:45 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

مادر شهید حسن قاسمی‌دانا روایت می‌کند: از داخل ساکش یک پرچم سه‌رنگ با آرم «الله» بیرون آورد، پرچم خاکی و پاره بود. اول آن را به سر و صورتش کشید و بعد به من گفت: هروقت مُردم آن را روی جنازه‌ام بکش تا شهدا مرا شفاعت کنند.
 

ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 1:43 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

.: تعداد کل صفحات :. [ <> [ 150 ] [ 151 ] [ 152 ] [ 153 ] [ 154 ] [ 155 ] [ 156 ] [ 157 ] [ 158 ] [ 159 ] [ > ]