دفاع مقدس

دفاع همچنان باقی است

رئیس اداره عقیدتی سیاسی نیروی زمینی ارتش با بیان اینکه قدرت ایمان در تمامی میادین، بویژه میدان رزم، آموزش و رزمایش ها حرف اول را می زند، افزود: هر جا که ایمان باشد، درخشش و پیشرفت نیز وجود دارد.
 

ادامه مطلب

[ یک شنبه 3 خرداد 1394  ] [ 11:34 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

شیردل گفت: «تو بودی جوجه؟ تو می‌خواستی شیر بکشی؟ بگو اسمت چیه تا بدم حالت رو جا بیارن؟!» او با صراحت گفت: «شیرکُش هستم قربان! اعزامی از سوادکوه.»

 

ادامه مطلب

[ شنبه 2 خرداد 1394  ] [ 11:45 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

صبح که از خواب بیدار شدیم، اولین چیزی که شنیدیم خبر برکناری بنی صدر از مقام فرماندهی کل قوا توسط امام بود. برای بعضی از بچه‌ها غیرمنتظره بود خصوصا مجاهدین(منافقین) و بطور کلی مخالفین. ا

 

ادامه مطلب

[ شنبه 2 خرداد 1394  ] [ 11:45 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

هلی‌کوپتر شیرودی رسید بالای سرمان. دوری زد و چراغش را روشن کرد. تشکر کردم، با تکان دادن دست و ایستادم به تماشایش. او هم دست برام تکان داد، چراغشرا روشن و خاموش کرد، و رفت. 

 

ادامه مطلب

[ شنبه 2 خرداد 1394  ] [ 11:44 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

وقتی جنگ شروع شد، بنی‌صدر دستور تخلیه پادگانها را صادر کرد، شهید شیرودی آن موقع در پایگاه هوانیروز کرمانشاه بود. دستور داده شده بود که ضمن تخلیه پادگانها، زاغه مهمات را نیز با یک راکت از بین ببرند.

 

ادامه مطلب

[ شنبه 2 خرداد 1394  ] [ 11:44 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

چه کسی فکر می‌کرد نوجوان 16 ساله‌ی همدانی که باید الان روی نیمکت مدرسه‌اش باشد، حالا بیاید توی این بیابان بی‌آب و علف، در دل دشمن تا دندان مسلح‌، مسئولیت جان ۵۰۰ ـ ۶۰۰ نفر آدم پاک و بی‌غل و غش را بر عهده بگیرد.

 

ادامه مطلب

[ شنبه 2 خرداد 1394  ] [ 11:43 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

نفرات سه گردان حمزه، مالک و انصار با اینکه به غرب کارون منتقل شده بودند اما حتی یک تیر فشنگ هم نداشتند، در این وضعیت اسماعیل قهرمانی رفت در جمع نیروهای بسیجی گردان و سعی کرد آنها را آرام کند.

 

ادامه مطلب

[ شنبه 2 خرداد 1394  ] [ 11:42 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

برای ما یقین حاصل شد که در مفقود شدن ماموستای ده، کومله یا دموکرات دخالت دارند، منطقه را جست‌وجو کردند، طولی نکشید که جسدش در بدترین وضع ممکن به شکل هولناک و فجیعی پیدا شد. وقتی آدم به جسدش نگاه می‌کرد، بدنش می‌لرزید.

 

 

ادامه مطلب

[ شنبه 2 خرداد 1394  ] [ 11:42 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

پیش از عملیات فتح المبین توی سپاه تبریز در مورد تشکیل تیپی که بچه های آذربایجانی را دور هم جمع کند شنیده بودم.

 

ادامه مطلب

[ شنبه 2 خرداد 1394  ] [ 11:41 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

شما عزیزان خردسال که یادگار فداکاران در راه خداوند تعالی و اسلام عزیز هستید چون پدران بزرگوار خویش خود را برای دفاع از اسلام بزرگ میهن عزیز مهیا سازید.

 

ادامه مطلب

[ شنبه 2 خرداد 1394  ] [ 11:41 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

.: تعداد کل صفحات :. [ <> [ 170 ] [ 171 ] [ 172 ] [ 173 ] [ 174 ] [ 175 ] [ 176 ] [ 177 ] [ 178 ] [ 179 ] [ > ]