دفاع مقدس

دفاع همچنان باقی است

تحریم به روایت «نسخه ایرانی»


مستند «نسخه ایرانی» در چهل و هفتمین جلسه سینما روایت، اکران و بررسی خواهد شد.
تحریم به روایت «نسخه ایرانی»

به گزارش گروه فرهنگ و هنر دفاع پرس، «نسخه ایرانی» به کارگردانی علی شفیعی و تهیه کنندگی علی شیرزادگان به بررسی تحریم دارویی کشور و سیاست خارجی دولت یازدهم می پردازد. این مستند روایتی از ضرورت اصلاح مدیریت درونی کشور و اتکا به درون است.

سوژه این مستند که از ساخته های سفیر فیلم است، پسربچه ای به نام مجتبی است که در شرایط اوج تحریم دارویی، در معرض در خطر قرار می گیرد و مشکلاتی برای خود و خانواده اش پیش می آید.
 
سینما روایت با حضور عوامل «نسخه ایرانی» به اکران و بررسی این مستند خواهد پرداخت.
 
چهل و هفتمین جلسه سینما روایت روز یکشنبه ۷ تیرماه راس ساعت ۱۷ در مجتمع فرهنگی اسوه واقع در خیابان انقلاب اسلامی نبش بهار جنوبی برگزار خواهد شد.
 
انتهای پیام/

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 7 تیر 1394  ] [ 1:32 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

حدود 5 هزار برنامه به مناسبت بزرگداشت سوم خرداد در کشور برگزار شد


مدیر کل فرهنگی و تبلیغات بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت: حدود 5 هزار برنامه ویژه بزرگداشت روز سوم خرداد با همکاری بنیادهای سراسر کشور برگزار شد.
حدود 5 هزار برنامه به مناسبت بزرگداشت سوم خرداد در کشور برگزار شد

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع پرس، مدیر کل فرهنگی و تبلیغات بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت: به منظور بزرگداشت سالروز فتح خرمشهر و روز ملی مقاومت، ایثار و پیروزی دستورالعمل اجرایی مربوط به بنیادهای شهید و امور ایثارگران در سراسر کشور ابلاغ شد که بر اساس گزارشات اخذ شده، برگزاری حدود 5 هزار برنامه ویژه بزرگداشت این روز حاصل تلاش همکاران در استان‌های سراسر کشور است.

وی در ادامه افزود: سوم خرداد، یاد آور دلاورمردی و ایثار شهیدان و جانبازان عزیز، مقاومت و پایداری فرماندهان و از خود گذشتگی رزمندگان ارتش اسلام، پیروزی ملت قهرمان ایران و اوج خداباوری بنیانگذار جمهوری اسلامی است که فرمود «خرمشهر را خدا آزاد کرد».

مدیرکل فرهنگی و تبلیغات بنیاد با اشاره به برنامه های اجرا شده در این روز گفت: برنامه های اجرا شده در کشور را می‌توان به دو بخش برنامه‌های اجرائی توسط ستاد مرکز و برنامه‌های استانی دسته بندی کرد.

یارنسب یکی از برنامه‌های اجرایی توسط ستاد مرکز را برگزاری هشتمین کنگره ملی تجلیل از ایثارگران در سالن اجلاس تهران با حضور رئیس جمهور اسلامی ایران و تعدادی از وزرا، معاونان و روسای سازمان‌ها و دیگر مقامات کشوری و لشکری با حضور تعداد هزار نفر از خانواده های معزز شاهد و تجلیل از خانواده هشت نفر از فرماندهان شهید سپاه خرمشهر که در عملیات آزاد سازی این شهر به فیض شهادت نائل شده‌اند، عنوان کرد.

وی اظهار داشت: برگزاری جشنواره عکس با عنوان «قاب سرخ» با موضوع  «تجدید میثاقی دوباره با شهدا در گلزار شهدا» در باغ موزه دفاع مقدس، طراحی، چاپ، توزیع و نصب اقلام فرهنگی و تبلیغی در سطح شهر، ارسال پیامک با موضوع تبریک این روز و گزیده‌ای از وصایای شهدای عملیات بیت المقدس، برگزاری جلسه با اصحاب رسانه، برگزاری کنفرانس‏های خبری و انجام مصاحبه‌های مطبوعاتی، تهیه تیزر و زیر نویس‌های تبلیغاتی و پخش از شبکه‌های مختلف صدا و سیما و برگزاری صبحگاه مشترک بسیج ستاد مرکز و توابع از دیگر برنامه های ستاد مرکز به مناسبت گرامیداشت سوم خرداد بود.

مدیرکل فرهنگی و تبلیغات بنیاد گفت: برنامه‌های استانی مانند گلباران و عطر افشانی مزار مطهر شهدا با حضور خانواده معظم شهدا، مقامات لشکری و کشوری و مدیران اجرایی در همه مراکز استان‌ها و شهرستان های تابعه، دیدار و تجلیل از خانواده معظم شهدا با اولویت شهدای سوم خرداد و جانبازان با حضور بالاترین مقام اجرایی استان، شهرستان و بنیاد، هماهنگی با امامان محترم جمعه استان‌ها و شهرستان‌ها برای سخنرانی در نماز جمعه سراسر کشور پیرامون سوم خرداد روز ملی ایثار، مقاومت و پیروزی و اجرای آن و حضور مدیران بنیاد استان‌ها در برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی و تبیین برنامه‌های روز ملی ایثار، مقاومت و پیروزی نیز به مناسبت این روز انجام شد.

یارنسب رونمایی از کتاب‌های منتشره جدید با موضوع ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، برگزاری مسابقات ورزشی با هماهنگی هیات‌های ورزشی در استان‌ها و شهرستان‌های کشور، انجام صبحگاه مشترک مرکز مقاومت بسیج بنیاد و مراکز نظامی و انتظامی در سراسر کشور، برپایی نمایشگاه‌های عکس و انجام مسابقه در رشته نقاشی و هنری در استان‌ها، برگزاری مراسم و یادواره با اولویت شهدای سوم خرداد با مشارکت دستگاه‌های اجرایی و نظامی و انتظامی در سراسر کشور، استفاده از فضای مجازی و ارسال پیامک در خصوص برجسته کردن هر چه بیشتر سوم خرداد به ویژه برای آشنایی نسل جوان جامعه، تبلیغات شهری و فضاسازی محیطی با بهره گیری از فرمایشات حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در خصوص سوم خرداد با مشارکت سایر دستگاه‌های اجرایی در استان‌ها و شهرستان‌ها و برپایی ایستگاه صلواتی با مشارکت سایر دستگاه‌های اجرایی را از دیگر برنامه‌های انجام شده به مناسبت سوم خرداد در استان‌ها بر شمرد.

انتهای پیام/

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 7 تیر 1394  ] [ 1:31 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

تشییع باشکوه شهدای مدافع حرم در شهرری


مراسم باشکوه تشییع پیکر شهدای مدافع حرم صبح امروز در شهرری برگزار شد.
تشییع باشکوه شهدای مدافع حرم در شهرری

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، پیکرهای مطهر شهیدان مدافع حرم؛ علی امرایی و حسن غفاری باحضور پرشکوه مردم صبح امروز(هشتم رمضان) از خیابان فدائیان اسلام شهر تشییع و در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی به خاک سپرده شد.

علی امرایی و حسن غفاری به همراه محمد حمیدی چند روز پیش در مسیر دمشق - درعا بر اثر انفجار مین به شهادت رسیدند.

لازم به ذکر است پیکر مطهر شهید محمد حمیدی نیز صبح امروز از مقابل مسجد سیداشهدا(ع) تا مسجد جامع ابوذر(فلاح) تهران تشییع شد.

انتهای پیام/

 


ادامه مطلب

[ جمعه 5 تیر 1394  ] [ 12:21 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

"حامد جوانی" مدافع حرم به فیض شهادت رسید


"حامد جوانی" پس از تحمل جراحات ناشی از دفاع حرم شب گذشته به فیض شهادت نائل شد.

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، پاسدار رشید اسلام "حامد جوانی" پس از تحمل جراحات ناشی از دفاع حرم شب گذشته به فیض شهادت نائل شد.

مراسم تشییع پیکر وی فردا در تبریز برگزار و در کنار قبر شهید مدافع حرم محمودرضا بیضائی به خاک سپرده خواهد شد.

شهید جوانی ماه گذشته در سوریه دو چشم و دو دستش را از دست داد و در بیمارستان بقیه الله تهران بستری بود.

انتهای پیام/

 


ادامه مطلب

[ جمعه 5 تیر 1394  ] [ 12:21 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

قبور مطهر شهدای هفتم تیر گلباران شد


مراسم نثار گل بر مزار شهدای هفتم تیر عصر پنجشنبه (4 تیر) با حضور خانواده های معظم شهدا و جانبازان در قطعه هفتاد و دوتن بهشت‌زهرا برگزار شد.
قبور مطهر شهدای هفتم تیر گلباران شد

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، مراسم نثار گل بر مزار شهدای هفتم تیر عصر پنجشنبه (4 تیر) با حضور خانواده های معظم شهدا و جانبازان در قطعه هفتاد و دوتن بهشت‌زهرا برگزار شد.

لازم به ذکر است در هفتم تیرماه سال 1360، دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی، در حالی که جمعی از بلندپایه ترین مسؤولان نظام هم چون آیت اللّه بهشتی رئیس دیوان عالی کشور، چهار وزیر، دوازده معاون وزیر و حدود سی نماینده مجلس در آن جلسه حضور داشتند، توسط منافقین منفجر شد و 72 یار وفادار انقلاب و امام به شهادت رسیدند.

انتهای پیام/

 


ادامه مطلب

[ جمعه 5 تیر 1394  ] [ 12:20 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

"در ماه مبارک رمضان اسرا با تحمل ضرب و شتم کتک غذای مختصری می‌گرفتند. سربازان بعثی از درب آسایشگاه تا آشپزخانه با باتوم از اسرا پذیرایی می‌کردند. ما نیز سعی می‌کردیم پیرمردها و مجروحین را در میان خود قرار دهیم تا کمتر آسیب ببینند. در راه بازگشت به آسایشگاه نیز این کار تکرار می‌شد."
 

ادامه مطلب

[ جمعه 5 تیر 1394  ] [ 12:19 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

روزشمار دفاع مقدس (5 تیر 1394)


5 تیر 1394 هجری شمسی برابر با 9 رمضان 1436 هجری قمری و 26 ژوئن 2015 میلادی
روزشمار دفاع مقدس (5 تیر 1394)

رویدادهای مهم این روز در تقویم شمسی (5 تیر 1394)

• رحلت فقیه و فیلسوف بزرگوار آیت‌الله "میرزا احمد آشتیانی" (1354ش)

• عملیات ایذایی ظفر 2 در پنجوین توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران (1364ش)

• ارتحال آیت ‏الله "رضا مدنی کاشانی" مرجع بزرگ و زعیم حوزه علمیه کاشان (1371 ش)

• شهادت سردار احمد شیرخانی (1361ه.ش)

• شهادت سردار محمد درویش امیری

رویدادهای مهم این روز در تقویم میلادی (26 ژوئن 2015)

• روز جهانی مبارزه با قاچاق و استعمال مواد مخدر

• روز بین‌المللی ملل متحد در حمایت از قربانیان شکنجه

 


ادامه مطلب

[ جمعه 5 تیر 1394  ] [ 12:17 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

احسان رجبی می‌گوید: در جریان جنگ ۳۳ روزه مجروح شدم و مرا به بیمارستان قمر بنی‌هاشم تهران منتقل کردند؛ حال خوبی نداشتم؛ یک روز به من گفتند: «شما یک مهمان ویژه دارید»؛ مهمان ویژه مادر شهید «امیر حاج‌امینی» بود. 


 
 

ادامه مطلب

[ پنج شنبه 4 تیر 1394  ] [ 5:26 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات1 ]

وقتی اسیر عراقی پاس‌بخش نیروهای رزمنده شد
دلم می‌خواست بچه‌ها را بیدار کنم و جریان را به آنها بگویم. اسیر عراقی می‌توانسته اسلحه را بردارد و همه ما را به گلوله ببندد ولی این کار را نکرده بود.
 

کنترل و هدایت عملیات‌ها در طول دفاع مقدس کار بسیار طاقت فرسایی است که صدمات جسمی و روحی زیادی در پی دارد و خستگی ‌‌‌‌‌های شدیدی همراه خود داشت.  روایت زیر را در این زمینه می خوانیم.

***

سه شبانه‌روز به زمین سیخ زدیم و سیم‌خاردارها را بریدیم تا معبرها باز شد. همه کارهایمان در سکوت و آرامش و تاریکی صورت می‌گرفت. مبارزه سخت و در عین حال جالبی بود. یک مبارزه مسلحانه و خشونت‌بار در نهایت سکوت و تسلط بر اعصاب. هر لحظه امکان داشت یکی از مین‌ها کم‌لطفی کند و ... .

مسئله بزرگی که برایمان حیاتی بود مسئله لو رفتن عملیات بود. برای این یکی باید از همه چیز مایه می گذاشتیم. سه شب بیخوابی کاسه چشم‌ها را پر از خون کرده بود. شب قبل عملیات شروع شده بود. گردانهای رزمی به ما رسیده و از معابر گذشته بودند. در همان ساعات اول سنگرهای دشمن یک به یک سقوط کرده و بچه‌ها در حال پیشروی بودند.

دسته ما در شیاری موضع گرفته بود تا دستور را اجرا کند. به ما دستور دادند به اردوگاه برگردیم. گرچه رغبتی برای برگشتن نداشتیم ولی خستگی بی‌داد می‌کرد. هنوز تردید داشتیم که واقعاً برگردیم یا پیش بچه‌ها بمانیم. در آن شرایط و با خستگی مفرطی که داشتیم بعید بود بتوانیم کاری انجام بدهیم. خلاصه قرار شد دسته ما به اردوگاه برگردد. تجهیزات را جمع کردیم و خودمان را پای تپه نسبتاً بلندی کشاندیم و از همانجا حرکت کردیم.

یکی از بچه‌های گروهان، یک اسیر عراقی را جلو انداخته بود. به نزدیک ما که رسید گفت:

ـ سلام برادرها خسته نباشید و ادامه داد:

ـ اگر به اردوگاه برمی‌گردد این آقا را هم با خودتان ببرید.

ـ چرا با بقیه اسیرها نفرستادینش؟

ـ این یکی جا مانده بود

ـ اشکالی ندارد می‌بریمش

اسیر عراقی را پیش انداختیم و راه افتادیم. مرد میانسالی بود، چهره آفتاب سوخته با قد و قامتی بلند و چهارشانه. بند پوتینش باز شده صبر کردیم تا آن را ببندد. دوباره راه افتادیم و در امتداد بلندی تپه به سوی اردوگاه حرکت کردیم. زمین از شدت انفجارها می‌لرزید، انگار دشمن گیج شده بود. هنوز به خوبی در نیافته بود که چه بلایی به سرش آمده، بی‌هدف و دیوانه‌وار تمام منطقه را زیر آتش گرفت.

اسیر عراقی ساکت بود و دستهایش را روی سرش گرفته بود. یکی از بچه‌ها به او فهماند که می‌تواند دستش را پایین بیاورد. گفت بابا دستهات را بینداز پایین خسته می‌شوی حالا حالاها پیاده‌روی داریم.

اسیر در حالی که می‌خواست با نگاه و زبان بی‌زبانی از ما تشکر کند با حالت خاصی به ما می‌نگریست. هوا تاریک شده بود، از فرط خستگی تلوتلو می‌خوردیم. تا اردوگاه خیلی راه مانده بود. به جایی رسیدیم که مناسب بود نمازهایمان را بخوانیم و کمی استراحت کنیم، اطراق کردیم.

بعد از نماز بعضی از بچه‌ها نظرشان این بود که همانجا بمانیم و بعد از روشن شدن هوا به طرف اردوگاه برویم. گرچه خود من هم موافق نبودم ولی نظر بدی نبود. خلاصه خستگی شدید در تصمیم‌گیری مسئول دسته مؤثر افتاد و همانجا ماندیم. یکی از بچه‌ها گفت: با این اسیر چه کار کنیم؟ مسئول دسته گفت: تا روشن شدن هوا دو نفر به دو نفر پاس می‌دهیم.

هر دو نفر دو ساعت و ترتیب نگهبانی معین شد. پاس ما بین ساعت 10 تا 12 بود. عقربه ساعت 8 را نشان می‌داد. نمی‌دانم چه وقت خوابم برد، فقط همین را می‌دانم که یک لحظه گذشت و بیدارم کردند. چشمانم را به زور از هم باز کردم و بلند شدم. اسیر عراقی در گوشه‌ای دراز کشیده بود و چشمانش را به سقف آسمان دوخته بود. سستی و سنگینی پلکهایم به قدری بود که به دوستم گفتم مثل اینکه مجبوریم همین دو ساعت را هم تقسیم کنیم.

تا ساعت 11 تو کشیک بده و بعد مرا بیدار کن. او هم که وضع بهتری از من نداشت قبول کرد. همه خواب بودند. چنان خوابیده بودند که انگار در نرم‌ترین بسترها افتاده بودند. میان خواب و بیداری کسی بیدارم کرد. نفهمیدم که این یک ساعت چقدر به سرعت گذشت. چشمهایم را باز کردم و از صحنه مقابلم تکان عجیبی خوردم.

سلاح را کشیدم و انگشت ماشه روی سینه‌اش را نشانه گرفتم. نیم خیز شده و از او فاصله گرفتم. بله اشتباه نکرده بودم، اسیر عراقی آمده بود بالای سرم. داد زدم دستها را بگیر بالا، لعنتی می‌خواستی چکار کنی؟

ولی انگار اسیر عراقی می‌خواست چیزی بگوید، بالاخره به من فهماند که دوستم از خستگی سه شب و سه روز خوابش برده، نمی‌دانم چه باید بکنم، خیلی متعجب شده بودم.

دلم می‌خواست بچه‌ها را بیدار کنم و جریان را به آنها بگویم. اسیر عراقی می‌توانسته اسلحه را بردارد و همه ما را به گلوله ببندد ولی این کار را نکرده بود. چرا؟ اصلاً از کجا فهمیده بود نوبت پست من و دوستم یک ساعت بوده. حالا من آرام شده بودم و فقط او را نگاه می‌کردم.

اسیر وقتی فهمید من از قضیه مطلع شده بودم لبخند بی‌رمقی زد و گوشه‌ای دراز کشید و باز به آسمان خیره شد. به کلی خواب از سرم پریده بود، دلم می‌خواست تا صبح بیدار باشم. به این مهم فکر می‌کردم اسیر عراقی در واقع با اسیر شدنش به دست قوای اسلام خود را آزاد و رها می‌بیند. دلم می‌خواست همه بچه‌ها آن شب آنجا بودند و آن صحنه را می‌دیدند. دیگر خستگی را احساس نمی‌کردم و به اسلحه تکیه زده بودم.

*نوشته منصور رحیمی، از لشکر حضرت رسول (ص)

فارس

نگارنده : fatehan1 در 1392/7/6 10:38:41

ادامه مطلب

[ پنج شنبه 4 تیر 1394  ] [ 5:26 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

نویسنده و روزنامه‌نگار حوزه دفاع مقدس می‌گوید: در دوران هشت سال دفاع مقدس مهندسی ـ رزمی گستره‌ای از اقدامات را شامل بود که از این یگان به عنوان «قفل و کلید» یاد شده است. 


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 4 تیر 1394  ] [ 5:26 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

.: تعداد کل صفحات :. [ <> [ 170 ] [ 171 ] [ 172 ] [ 173 ] [ 174 ] [ 175 ] [ 176 ] [ 177 ] [ 178 ] [ 179 ] [ > ]