دفاع مقدس

دفاع همچنان باقی است

روی دیوار زیرزمین نوشته بود: « شهید سیدجواد خوش قلب طوسی. » جلوش هم تاریخ زده بود « خرداد 65 » 

داشتیم میوه می‌خوردیم. منیره؛ خواهر کوچکش گفت: « جواد! تو که اینجا نوشته بودی خرداد شهید می‌شی. پس چرا نشدی؟! الان که تیره »


ادامه مطلب

[ جمعه 19 تیر 1394  ] [ 2:30 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

مادرم به مسئولان بنیاد شهید پیغام داد که شهیدانش را در راه خدا اهداء کرده است و حاضر نیست که اجر معنوی‌اش را با دریافت مدال ایثار و عناوین پر زرق و برق آن عوض کند.

 

 

ادامه مطلب

[ جمعه 19 تیر 1394  ] [ 2:29 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

عکس هنری در جبهه...
بسیار جالب... 


نگارنده : fatehan1 در 1392/5/21 11:51:46

ادامه مطلب

[ جمعه 19 تیر 1394  ] [ 2:29 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

درخشان‌ترین و فروزان‌ترین ستاره آسمان فرهنگ رهایی، مشعل پرفروغ فرهنگ شهادت است، لبخند زنان و مردان آسمانی به وعده های الهی است. 


تکریم و تعظیم شهیدان، تلاشی مقدس است در برافراشتن پرچم‌های سرخ استقلال و آزادی بشریت، از یوغ ذلت و اسارت و گام بلندی است در راستای احیای ارزش‌های مکتب توحید و عدالت؛ زیرا که، "شهادت، مرگ در راه ارزش‌هاست" و هر شهید، مشعلی است که در بلندای عزت و سرافرازی یک ملت، جاودانه می‌درخشد.

ادامه مطلب

[ جمعه 19 تیر 1394  ] [ 2:29 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

تفنگداران‌ ویژه آمریکایی با هیکل‌های بزرگ و سلاح‌های مدرن دورتادور شناور ایستاده و همه به طرف من نشانه روی کرده بودند. مردد بودم که طناب را رها کنم یا نه، که در یک لحظه متوجه شدم موهای سرم در دست یک غول آمریکایی است. 


 

ادامه مطلب

[ جمعه 19 تیر 1394  ] [ 2:21 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

یکی از آزادگان در خاطرات خود گفت:‌ بعثی‌ها برای اینکه در آخرین لحظات بتوانند از من اعتراف بگیرند که رادیو متعلق به حاج آقا ابوترابی بوده، به هر روشی دست زدند. 


 

ادامه مطلب

[ جمعه 19 تیر 1394  ] [ 2:21 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

بوی عشق
خاطره ای از سرلشکر شهید حاج احمد کاظمی 

بسم رب الشهدا و الصدیقین
احمد وقتی از یاران شهید خود سخن می گوید
بی تاب می شود وگریه می کند.
آن کلاه پشمی را که کلی خاک بر آن نشسته،می کشد روی پیشانی تا ابروها
و بعد از ته دل آهی می کشد که دل را آتش می زند.به چشم های او نگاه می کنی بوی عشق می دهد.
می دانید بوی عشق چیست؟


بوی عشق،
بوی بدن های سوخته در معبر مین عملیات رمضان است.

.....
برگرفته از کتاب " احمـــد" 

نگارنده : fatehan1 در 1392/5/22 10:29:32

ادامه مطلب

[ جمعه 19 تیر 1394  ] [ 2:21 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

نان و پنیرغذای رییس و روسا نمی شود!
پدرداخل اتاق کار پسرش رفت. احمد پشت کمد ها مشغول خواندن تعقیبات نماز بود. در سفره کوچک ناهارش مقداری نان و پنیر قرار داشت، این درحالی بود که همه جوجه کباب می خوردند. 

خبرگزاری دفاع مقدس: شهید احمد اسکاره تهرانی در دوران جنگ تحمیلی مسئول اعزام نیرو به جبهه های حق علیه باطل بود. زمانی که محل کار او در خیابان سمیه قرار داشت پدرش برای احوال پرسی و دین وضعیت کاری احمد به صورت سرزده به محل کارش رفت. رازداری پسر، حس کنجکاوی  پدر را تحریک کرد تا چنین کاری انجام دهد.


سر ظهر بود وقتی پدر به محل کار احمد رسید به نگهبان جلوی درب ورودی گفت: با احمد  اسکاره تهرانی کار دارم. با اتاق احمد تماس گرفتند و گفتند: پدرتان آمده است.


نگهبان پس از اطلاع رسانی پدر احمد را به آخرین طبقه راهنمایی کرد. بوی جوجه کباب در کل ساختمان پیچیده بود. همه مشغول خوردن ناهار بودند. پدر به پله آخررسید. مرد مسنی را دید وسراغ احمد را از او گرفت. در جواب گفت: داخل اتاق روبرو مشغول نماز خواندن است.


به داخل اتاق رفت احمد پشت کمد ها مشغول خواندن تعقیبات نماز بود. در سفره کوچک ناهارش مقداری نان و پنیر قرار داشت. پدر خطاب به احمد گفت: خجالت نمی کشی با این همه اسم ورسم ناهارت این است. بوی جوجه کباب کل ساختمان را برداشته و تو به این غذا بسنده می کنی. احمد هم با خنده گفت: شاید همه خون همدیگر را بخورند ما که قرار نیست این کار را بکنیم!

 

نگارنده : fatehan1 در 1392/5/22 11:37:57

ادامه مطلب

[ جمعه 19 تیر 1394  ] [ 2:20 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

می دونی چرا روی ماشین ها، چادر می کشند ؟
کلامی از شهیده فاطمه جعفریان 
زمان شاه بود . داشتیم در خیابون قدم می زدیم . خانم بی حجاب داشت جلومان راه می رفت . فاطمه رفت جلو و بدون هیچ مقدمه ای ازش پرسید : « ببخشید خانم ، اسم شما چیه ؟ » خانم با تعجب جواب داد : زهرا،چطور مگه چیه ؟»فاطمه خندید و گفت هم اسمیم »،

بعد گفت : «می دونی چرا روی ماشینا، چادر می کشند ؟»خانم که هاج و واج مانده بود گفت:«لابد چون صاحبشون می خوان سرما و گرما و گرد و غبار و اینجور چیزا به ماشینشون آسیب نزنه ».فاطمه گفت:«آفرین! من و تو هم بنده های خدا هستیم و خدا بخاطر علاقه اش به ما، پوششی بهمون داده تا با اون از نگاه های نکبت بار بعضیا، حفظ شویم و آسیبی نبینیم . خصوصا هم نام حضرت فاطمه سلام الله علیها هم هستیم … بعدها که اون خانم رو دیدم محجبه شده بود .»

برگرفته از کفش های به جا مانده در ساحل ، ص۱۷


نگارنده : fatehan1 در 1392/5/22 11:10:46
 

ادامه مطلب

[ جمعه 19 تیر 1394  ] [ 2:20 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

به منظور ارج نهادن بر ایثار و فداکاری ملت شجاع و رزمندگان دلاور اسلام و همچنین زنده نگه داشتن یاد و خاطره تمامی شهیدان گرانقدر ۸ سال دفاع مقدس و عملیات رمضان و بخصوص شهیدان حسین خرازی، رضا حبیب الهی، مصطفی ردانی پور، احمد کاظمی گزارش مستند زیر توسط راوی قرارگاه فتح در صحنه عملیات تهیه شده است که پیرامون احداث شبانه خاکریز جنوبی منطقه در مرحله پنجم عملیات که از ۱۰ کیلومتر خاکریز، ۱۰۰ متر آن به روز کشیده شده است و شهید احمد کاظمی با تمام توان تلاش می کند تا ۱۰۰ متر مذکور خاکریز را کامل کند و این در حالی است که در زیر دید و تیر مستقیم انواع سلاحهای دشمن قرار دارد.
 

ادامه مطلب

[ جمعه 19 تیر 1394  ] [ 2:20 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

.: تعداد کل صفحات :. [ <> [ 60 ] [ 61 ] [ 62 ] [ 63 ] [ 64 ] [ 65 ] [ 66 ] [ 67 ] [ 68 ] [ 69 ] [ > ]