دفاع مقدس

دفاع همچنان باقی است

شهید محمد جعفری‌منش می‌نویسد: شهید خدا را با عین القلوب مشاهده می‌کند و قاصر است آن را به خط درآورد ولی گوشه می‌زند و مانند موجی در دل انسان‌های مرده طوفان برپا می‌کند.

 

 

ادامه مطلب

[ سه شنبه 22 اردیبهشت 1394  ] [ 6:37 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

در تابوت را برداشتم، سربریده‌ در تشت برایم مجسم شد، شروع کردم با حسین درد و دل کردن، چند لحظه‌ای حرف زدم، در همان حال و هوا بودم که دیدم چشم‌هایش را باز کرد، لبخندی زد و دوباره بست، این آخرین هدیه حسین به من بود."

 

 

 

ادامه مطلب

[ سه شنبه 22 اردیبهشت 1394  ] [ 6:35 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

برف شدیدی باریده بود . وقتی قطار دو کوهه وارد ایستگاه تهران شد ساعت دو نیمه شب بود......
 

ادامه مطلب

[ دوشنبه 21 اردیبهشت 1394  ] [ 6:10 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

"چند بار مخفیانه ایشان را زیر نظر گرفتم. چنان در عزای حسینی اشک می‌ریخت و عزاداری می‌کرد و با خدا مناجات می‌نمود که انصافا دیدنی بود. چه دانیم شاید در آن خلوت و تنهایی با خدای حسین(ع) و امام حسین(ع)، شهادت را طلب می‌کرد که عاقبت به آن رسید."
 

ادامه مطلب

[ دوشنبه 21 اردیبهشت 1394  ] [ 5:58 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

ما کاری داریم می‌کنیم که امیدواریم به واسطه آن مقدمات ظهور فراهم شود، وقتی حضرت بقیةالله تشریف بیاورند، شاید از این ابزار استفاده کنند. اگر شما صبور باشید، در اجر این کار شریک خواهید بود.
 

ادامه مطلب

[ یک شنبه 20 اردیبهشت 1394  ] [ 11:23 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

یکی از فرماندهان قرارگاه فتح در عملیات بیت المقدس می‌گوید: در همان اولین جلسه‌ی بعد از فتح المبین، فرماندهان انگار "یکی" شده بودند تا فقط فکر و ذکرشان، به نقطه‌ای باشد که می‌دانستند نامش هنوز "خونین شهر" است!
 

ادامه مطلب

[ یک شنبه 20 اردیبهشت 1394  ] [ 11:20 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]