سردار "محمدعلی الله دادی" روز گذشته در حین بازدید از منطقه «قنیطره» سوریه مورد حمله بالگرد نظامی رژیم صهیونیستی قرار گرفت که بر اثر این جنایت این سردار دلاور همراه با تعدادی از اعضای حزب الله به شهادت رسید.
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ] [ 10:41 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
بعد از دستور فرمانده عراقی، ما را از روی زمین بلند کردند و بردند مان خط دوم. آنجا ما را کنار یک خاکریز، روی زمین نشاندند. یکی ـ دو ساعت بعد، یکی از فرماندهان ارشد عراقی آمد و از یکی از سربازان پرسید: «چرا آمدی جبهه؟»
[ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ] [ 10:40 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
نام او ﺟﺰو ﻓﻬﺮﺳﺖ ﺗﺮور ﻣﻨﺎﻓﻘﻴﻦ در ﺳﺒﺰوار ﺑﻮد. ﻳﻜﻰ دوﺑﺎر ﻫﻢﺣﻤﻼﺗﻰ ﺑﻪ او ﺷﺪ، وﻟﻰ اﻳﻦﮔﻮﻧﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻛﻮﭼﻚﺗﺮﻳﻦ ﻧﮕﺮاﻧﻰ ﺑﺮاﻳﺶ اﻳﺠﺎد ﻧﻤﻰﻛﺮد. ﻣﺜﻼً ﻳﻚ ﺑﺎر ﻧﺎرﻧﺠﻜﻰ ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺶ ﭘﺮﺗﺎب ﺷﺪ، وﻟﻰ ...
[ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ] [ 10:29 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
من و حمید به کمترین چیزها راضی بودیم؛ به همین خاطر بود که خریدمان، از یک دست آینه وشمعدان و حلقه ازدواج بالاتر نرفت! برای مراسم، پیشنهاد کردم غذا طبق رسم معمول تهیه شود که به شدت مخالفت کرد!
[ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ] [ 10:28 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
در دست نوشته شهید محمد جعفری منش آمده است: رزمنده محکمتر از آن است که دشمن با همه سلاحهای مادی بخواهد در مقابل او مقاومت کند و همه آنةا را در هم میکوبد.
[ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ] [ 10:28 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
[ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ] [ 10:27 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
«داوود لشگری» به سال 1344 در روستای «ضیاءآباد» (از توابع شهرستان «تاکستان») متولد شد. 20 سال بعد، مادرش «آسیه خانم» برای جوانش، سفره ی عقدی برپا کرد
[ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ] [ 10:26 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
بچهها صف کشیده بودند جلوی بیمارستان و سر اهدای کلیه به حاجی، جر و بحث میکردند. هرکس میخواست قرعه به نام او بیفتد. آنها سر از پا نمیشناختند و هر لحظه به تعدادشان اضافه میشد.
[ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ] [ 10:25 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
شهر یکپارچه جولانگاه تانکهای رژیم بود و جلوی هرکس را میگرفتند باید میگفت «جاوید شاه» تا او را آزاد کنند.
[ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ] [ 10:25 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
شهید سید عبدالله حسینی از همان دوران نوجوانی آثار تقوا، تعهد، شرافت و بزرگواری در چهره اش موج می زد. همه تلاشش این بود که دست افتاده ای را بگیرد. مردم روستا هم ایشان را با این خصایص می شناختند و هرگاه برای کسی مشکلی پیش می آمد، بهترین و مطمئن ترین تکیه گاه برایشان این سید بزرگوار بود.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب