به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، موضوع ساماندهی گلزار شهدا یکی از برنامه های عمرانی است که موافقان و مخالفانی را به همراه دارد. از ابتدای اجرای این طرح در گلزار بهشت زهرای تهران، برخی از خانواده های شهدا نسبت به این طرح اعتراضاتی داشتند به طوری که تعدادی از آنها با حضور در دادسرای شهر آفتاب اقدام به ثبت شکایت و پیگیری قضایی این موضوع کردند.
مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران، از مختومه شدن پرونده شکایت خانواده شهدا در دادسرای شهر آفتاب خبر داده بود، موضوعی که اعتراض برخی از خانواده های شهدا را در پی داشت به طوری که تعدادی از خانواده های شهدا، از مفتوح بودن پرونده در دادسرای دیگری خبر دادند.
ابوالخیر به نمایندگی از تعدادی از خانواده شهدا، در خصوص نظر خانواده شهدا در مورد وضعیت ساماندهی گلزار شهدا، گفت: دو برادر شهیدم در قطعه ۲۴ گلزار بهشت زهرای تهران مدفون هستند و با توجه به اطلاعاتی که دارم این قطعه یکی از قطعه های بسیار بزرگ بهشت زهرا است که حدود ۲ تا ۳ هزار شهید و هزار فوتی عادی را در خود جای داده است.
وی با اشاره به مدفون بودن ۳۳ هزار شهید در بهشت زهرای تهران، اظهار داشت: اگرچه تعداد شهدای مدفون در گلزار شهدا بسیار زیاد است اما در سالهای پس ازجنگ تاکنون اقدام عمرانی خاصی انجام نشده است.
برخی شبانه، کار ساماندهی را اجرا می کنند
این برادر شهید با انتقاد از رویه اجرای طرح ساماندهی در گلزار بهشت زهرای تهران، اظهار داشت: با مراجعاتی که داشتیم شاهد حضور و فعالیت شبانه مجریان طرح ساماندهی بودیم که پس از پرس و جو احتمال تخریب از سوی خانواده شهدا دلیل این فعالیت شبانه اعلام شد.
ابوالخیر به درخواست بسیاری از خانواده های شهدا درخصوص این موضوع اشاره و تصریح کرد: خواسته ما این است که خود خانواده شهدا برای این موضوع تعیین تکلیف کنند و به صورت هیئت امنایی این مسئله بررسی شود.
وی در خصوص پیگیری قضایی این پرونده، گفت: در ابتدا شکایت هایی در دادسرای شهر آفتاب مطرح شد که طبق آخرین اطلاعات این پرونده از دادسرای مذکور به دادسرای کارکنان دولت ارجاع داده شد و در حال حاضر پرونده مفتوح است.
ابوالخیر در پاسخ به این سوال که این پرونده چند شاکی دارد، گفت: این پرونده بیش از ۵۰۰ شاکی دارد که به شعبه ۱۵ دادسرای کارکنان دولت ارجاع شده است.
با اصل ساماندهی مخالف نیستیم
ابوالخیر افزود: با اصل ساماندهی مخالف نیستیم اما با روش فعلی مخالف هستیم چرا که بسیاری از خانواده های شهدا رضایت ندارند و ما هم معتقدیم نباید گلزار شهدا با پارک و بوستان اشتباه گرفته شود.
وی ادامه داد: شهدا سرمایه های عظیمی هستند که همواره باید به جایگاه والا و ارزشمند آنها توجه کرد.
منبع: مهر
ادامه مطلب
[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ 8:21 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
به گزارش دفاع پرس از زنجان، اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان زنجان به مناسبت سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به میهن بیانیهای صادر کرد. در این بیانیه آمده است: آزادگان، این سرو قامتان سرافراز و نستوه که با تکیه بر ایمان و ارزشهای معنوی، قلههای بلند آزادی و آزادگی را فتح نمودند و با مقاومت و پایمردی در برابر شعلههای صبر و ایمان طعم تلخ شکست و ناکامی را بر دشمنان و حقارت و سرافکندگی را بر متجاوزان این مرز و بوم چشاندند، درسی که نباید هیچگاه از یاد مستکبران جهانی و حامیان رژیم بعثی عراق به ویژه آمریکای جنایتکار برود. در ادامه این بیانیه آمده است: روز بازگشت سرافرازانه آزادگان به خاک میهن اسلامیمان یکی از روزهای با نشاط ملت ایران در تاریخ انقلاب اسلامی است، بر ملت آزاده ایران مبارک باد. در بخشی از این بیانیه میخوانیم: ملت ایران اسلامی نیز به نیکی یاد دارد که به پاس چنین مجاهدتهای صادقانه و خالصانۀ آزادگان و اسرای صبور و شهدای گرانقدر، جانبازان و دیگران مجاهدان، ملت ایران از چنین استقلال، امنیت و آزادی و پیشرفت خیره کنندهای در سطح جهان برخوردار است و اینک وظیفه نسلهای جدید و مسئولان کشور است که با الگوگیری درست از راه روشن آزادگان و مجاهدان فی سبیل الله، با صبر و تحمل بر مسائل و مرارتهای مسیر پیش رو و بهرهگیری از مقاومت مجاهدانه و هوشمندانه در عرصههای علمی، اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک، برای رسیدن به کمال انسانیت و اوج آزادی، عدالت و تعالی جامعه و بشریت با اتخاذ تصمیمات راهبردی و طرحهای کلان استراتژیک و گوش فرا دادن به منویات و فرمایشات مقام معظم رهبری( مدظله العالی ) بکوشیم. در پایان اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان زنجان ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای مظلوم آزاده، بویژه سالروز ورود آزاگان سرافزار استان به میهن اسلامی را به محضر مبارک مقام معظم رهبری و فرماندهی معظم کل قوا، حضرت آیت الله العظمی امام خامنهای عزیز، آزادگان سلحشور و خانواده محترم آنان، کلیه ایثارگران انقلاب اسلامی و ملت قدرشناس ایران اسلامی تبریک عرض نموده، سلامتی و توفیقات آنان را از درگاه خداوند متعال خواستار است. انتهای پیام/
[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ 8:19 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
به گزارش دفاع پرس از گیلان، اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس گیلان همزمان با 26 مرداد سالروز ورود آزادگان به کشور بیانیهای صادر کرد. در این بیانیه آمده است: 26 مردادماه هر سال یادآور یکی از خاطرات الهامبخش و شورانگیز در حافظه تاریخی ملت ایران است که در آن حماسه مقاومت و ایستادگی رزمندگان اسلام و تربیتیافتگان مکتب ولایت فقیه در هشت سال دفاع مقدس با تصویر ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی میدرخشد. آزادگان در اوج مظلومیت، سفیران و مبلغان عزت و آزادگی ملت ایران در قلب دشمن بعثی و قدرتهای شیطانی حامی آن بودند که پایداری، صبر و بصیرت خود در آن دوران را هم اینک به مثابه منشوری جاودانه و سرنوشتساز فراروی نسل امروز و فردای کشور در گذرگاههای پرفتنه و پر خطر قرار دادهاند. نقشپذیریها و نقش آفرینیهای بزرگ آزادگان سرافراز پس از ورود به میهن اسلامی در حقیقت تداوم دفاع مقدس ملت ایران برابر نظام سلطه و صهیونیسم در عرصههایی فراتر از جنگ سخت و نیمه سخت، در حوزه جنگ نرم است. آزادگان عزیز با حضور بالنده، فعال و تعیین کننده خود در عرصههای علمی و مدیریتی و نقشآفرینی در حوزههای مقابله با تهاجم فرهنگی و جنگ نرم، تاثیرات راهبردی و سرنوشتساز خود را به منصهی ظهور رسانیده و به جهانیان – به ویژه نسل جوان امروز جامعهی ایران اسلامی – اثبات کردهاند با اندیشیدن به آرمانها و ارزشهای متعالی انقلاب اسلامی، لحظهای در دفاع از انقلاب و نظام و مشارکت در مسیر پیشرفت و تعالی کشور درنگ نخواهند کرد. آزادگان سلحشور، پس از ارتحال حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) نیز تحت منویات مقام عظمای ولایت و رهبری پرچم ولایتمداری و اطاعت از ولی فقیه زمان را برافراشته نگه داشته و همراه با خانوادههای معظم شهیدان انقلاب و دفاع مقدس همچنان با روحیه استکبارستیزی خود طلایهدار مقاومت و پیشتازی ملت ایران در مصاف با جبهه متحد دشمنان اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) و بدخواهان انقلاب و نظام اسلامی هستند. ضمن گرامیداشت یاد و خاطرهی شهدای آزاده، سالروز ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی را به محضر مبارک مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا، حضرت امام خامنهای عزیز، آزادگان سلحشور و خانواده های محترم آنان و مردم مقاوم و همیشه در صحنه ایران اسلامی خاصه مردم شریف و متدین استان گیلان تبریک عرض نموده، تداوم بیش از پیش مکتب آزادگی و پایداری اسلامی را از درگاه خداوند متعال خواستاریم. انتهای پیام/
[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ 8:18 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، انتشارات سوره مهر کتاب «همه سیزده سالگیام» نوشته گلستان جعفریان را به زودی منتشر می کند. بسیاری از ما مهدی طحانیان را با آن ماجرای معروف مصاحبه نکردن با خبرنگار زن بیحجاب میشناسیم. رزمنده 13 سالهای که در عین نوجوانی، بزرگ شده بود؛ جنگ همه را بزرگتر کرده بود. تکاور ارتشی پرسید: «آن طرف چه خبر است؟» فقط فرمانده آنها لباسش پلنگی بود و یک کلاه سبز یا مشکی به سر داشت. عراقیها را نگاه میکردم و احساس میکردم چیزی که این همه از آن فرار میکردم اتفاق افتاده است؛ اسارت! عراقیها کاری نمیکردند و فقط به من زل زده بودند. شاید از کوچکی من خشکشان زده بود. یکدفعه یکیشان با صدای بلند گفت: «یا الله گوم!» یکی دیگرشان بلند گفت: «یا الله سَلِّم نفسک!» دیگری میگفت: «اِرفَع ایدِک!» من هم که چیزی از این حرفها نمیفهمیدم مانده بودم چه کار کنم؟ یکیشان با اشاره دست گفت بلند شو. وقتی بلند شدم یکی از عراقیها که قد بلند و صورتی سیهچرده داشت روبهرویم ایستاد. تیربار گرینفش را به سمتم گرفت و آنقدر نزدیک آمد که سر آن روی سینهام قرار گرفت. لحظههای بین مرگ و زندگی بود. آن دو نفر را که با آن وضعیت دید به سربازها گفت: «یالا ارمی ارمی.» سربازها خشابهایشان را روی آن دو مجروح خالی کردند. بعد فرمانده رفت بالای سر آن تکاور. به سربازها گفت: «بلندش کنید!» سربازها او را بلند کردند. با اشاره فرمانده تکاور را انداختند روی شانههای من. تکاور هیکل درشتی داشت ولی من کوچک بودم. کمرم کاملاً دولا شد. بعد هم گفت حرکت کنیم. با پشت خمیده حرکت کردم. دست و پای تکاور روی زمین کشیده میشد. او اصرار میکرد بگذارمش زمین. من که دیدم چطور سربازها با بیرحمی یکی دو تا خشاب را توی بدن آن دو مجروح خالی کردند، به هیچ قیمتی حاضر نبودم او را زمین بگذارم. میدانستم اگر او را زمین بگذارم همین بلا را سرش میآورند. همه قوایم را جمع کرده بودم. سعی میکردم هر طور هست تکاور را بِکِشم. او مرتب میگفت: «عزیزم، مهدی جان تو که نمیتونی منو ببری! تو رو خدا منو بزار زمین.» منبع: تسنیم
[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ 8:16 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
به گزارش خبرنگار دفاع پرس از خوزستان، سرتیپ دوم پاسدار محمد علیپور در نشست با رسانههای استان، ضمن تبریک ولادت امام رضا(ع) و 26 مردادماه، سالروز آزادسازی آزادگان، با بیان اینکه اصحاب رسانه پیشقراولان فرهنگی یک ملت هستند، اظهار کرد: رسالتی که بر عهده خبرنگاران است رسالتی انقلابی است. مانند رزمندهای که به دل دشمن میزند، اصحاب رسانه نیز علیرغم سختیهای بسیار در کار، به دل مشکلات جامعه میزنند؛ نمونهای از این سختیها در دوران دفاع مقدس را میتوان شهید رهبر نام برد که با کمترین امکانات در صحنههای دفاع مقدس حضور داشت و به رسالت خود در خصوص اطلاعرسانی عمل کرد. انتهای پیام/
[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ 8:15 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
به گزارش دفاع پرس از چهارمحال و بختیاری، فریبرز نجفی با اعلام این خبر گفت: استان چهارمحال و بختیاری در دوران دفاع مقدس 525 آزاده تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی کرده است، لذا هرساله روز 26 مردادماه که همزمان با سالروز بازگشت غرور آفرین آزادگان سرافراز به میهن اسلامی است، به پاس رشادتها و ایثارگریهای این دلاور مردان ویژه برنامههایی توسط بنیاد شهید و امورایثارگران برگزار خواهد شد. وی افزود: آزادگان عزیز با ریاضت و خودسازی که در زندانهای بعثی داشتهاند دارای روحیه معنوی بالا و ارزشمندی هستند و تجلیل از این عزیزان در حقیقت تجلیل از روحیه ایثار گری و مقاومت اسلامی است. نجفی اظهار داشت: مراسم ویژه تجلیل از آزادگان سرافراز روز 26 مرداد در مرکز استان برگزار خواهد شد که برنامههای متنوعی برای بزرگداشت این روز در نظر گرفته شده است. مدیرکل بنیاد شهید و امورایثارگران به تجلیل از آزادگان شاغل در دستگاههای اجرایی در سالروز ورود آزادگان اشاره کرد و گفت: در این ایام با برنامهریزیهایی که بنیاد شهید و امورایثارگران انجام داده است، مسئولان استان با حضور در منازل شهدای آزاده و آزادههای متوفی با خانوادههای آنان دیدار خواهند کرد. نجفی ادامه داد: برنامهریزیهای لازم برای خاطرهگویی آزادگان سرافراز پیش از خطبههای نماز جمعه در تاریخ 22 مرداد ماه انجام شده است که این عزیزان رنجها و مشقات دوران اسارت خود را بازگو کنند. وی تجلیل از آزادگانی که در زمینههای فرهنگی، هنری، ورزشی و کار آفرینی فعالیت دارند و حائز رتبه برتر هستند را از دیگربرنامههای بنیاد شهید و امورایثارگران در سالروز ورود آزادگان عنوان کرد. نجفی با اشاره به دیدار آزادگان سرافراز با ائمه جمعه سراسر استان در روز 29 مرداد، خاطر نشان کرد: برگزاری مسابقات فرهنگی برای آزادگان، ارسال پیامک تبریک، چاپ و نصب بنرهای تبریک سالروز ورود آزادگان در سطح شهر و دیدار و سرکشی از آزادگان در سراسر استان در قالب طرح سپاس از دیگر برنامههای بنیاد در سالروز ورود آزادگان در استان خواهد بود. فریبز نجفی با اشاره به اینکه آزادگان در دوران اسارت سختیهای بسیاری را تحمل کردند، مطرح کرد: صبر و استقامت آنها در اردوگاههای حزب بعث برای آحاد جامعه مثالزدنی است و باید از آنها درس گرفت. وی همچنین به برنامههای فرهنگی و ترویجی در سالروز ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی تاکید کرد و بیان داشت: آنها در دوران اسارت و بعد از بازگشت به وطن در پایداری و استقلال انقلاب اسلامی نقشآفرین بودند که باید مسؤولان و مردم قدردان ایثارگری آنان باشند. انتهای پیام/
[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ 8:15 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
به گزارش دفاع پرس از قزوین، مستند طلایهداران جهاد، به همت معاونت امور طلاب و دانش آموختگان حوزه علمیه قزوین در حال تصویربرداری است و مراحل پایانی خود را طی میکند. این مستند به زندگی طلبه شهید ابراهیم مظفری در دوران انقلاب و دفاع مقدس میپردازد که شامل مصاحبه با همرزمان شهید و گفتگو با خانواده معظم شهید است. مستند طلایهداران جهاد به تهیهکنندگی و کارگردانی حسین حسینی ساخته میشود و تلاش میشود در هفته دفاع مقدس از سیمای مرکز قزوین پخش شود. انتهای پیام/
[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ 8:14 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
به گزارش دفاع پرس از خوزستان، با حضور خادمین آستان قدس رضوی، مسئولان استانی و لشکری، مراسم زیارت عاشورا در جوار شهدای گمنام پارک جزیره برگزار شد. در این مراسم که با حضور خادمان آستان قدس رضوی برگزار شد ضمن قرائت زیارت عاشورا در خصوص فضایل امام رضا(ع) و مسیر حرکت ایشان از شلمچه تا مشهد مقدس سخنرانی شد. پس از مداحی و سخنرانی، خادمان حرم مطهر رضوی به همراه مسئولان به 8 شهید گمنام غواص ادای احترام کردند. انتهای پیام/
[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ 8:14 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
به گزارش دفاع پرس از رشت، همزمان با سالروز ولادت امام رضا(ع)، حاجیه خانم مریم روح، مادر شهیدان حجت و محمدرضا فتحیفر و مادر خانم شهید محمد تقی گلستانی، بر اثر بیماری قلبی در سن 75 سالگی و پس از گذشت سالها درد و تحمل بیماری و فراق فرزندان شهیدش به دیدار حق شتافت. بر اساس این گزارش، صبح امروز با حضور، مسئولان،خانوادههای معظم شهدا و مردم شهید پرور رشت پیکر این مادر فعال و انقلابی تشییع و در گلزار شهدای رشت به خاک سپرده شد. شهید حجت فتحیفر فرزند غلامعلی در بهمن 1338 در رشت متولد شد. وی که از فعالان راهپیماییهای دوران انقلاب در رشت بود پس از شهادت شهید مطهری به عضویت سپاه پاسداران در آمد و همزمان با آن با قبولی در کنکور سراسری، در رشته فلسفه دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد. وی متاهل و در 5 فروردین سال 1361 در عملیات فتحالمبین در منطقه رقابیه آسمانی شد. برادر وی بسیجی شهید محمدرضا فتحیفر متولد 7/4/1342 نیز در شانزدهم آبان ماه 1363 در کردستان به شهادت رسید. داماد این خانواده پاسدار شهید محمد تقی گلستانی نیز در سال 1339 در رشت متولد و در تاریخ 10/6/1365 در عملیات کربلای 2 به مقام والای شهادت نائل آمد. در بخشی از وصیتنامه شهید حجت فتحیفر آمده است: از امت ارجمند خواهانم که امام را هرگز ترک نکنند و این بدان معناست که نصایح وی را گوش فرا گیرند و بدان عمل کنند. انتهای پیام/
[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ 8:13 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
به گزارش دفاع پرس از کرمان، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان کرمان به مناسبت 26 مرداد سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی بیانیهای را صادر کرد. متن این بیاینه به شرح زیر است: ادامه حیات مقتدرانه انقلاب شکوهمند اسلامی نیز مرهون ایثارگری و وفاداری این عزیزان میباشد و امروزه شاهد آثار مبارک تحمل رنجها و سختیهای آن دوران در عرصههای علمی، امنیتی، سیاسی و اقتدار و وحدت ملی هستیم. انتهای پیام/
ادامه مطلب
ادامه مطلب

گلستان جعفریان در کتاب «همه سیزده سالگی ام» در 18 فصل به خاطرات طحانیان از زمان قبل از اعزام به جبهه تا دوران اسارت و بعد آزادی پرداخته است. نویسنده در این اثر تلاش کرده تا طحانیان 13 ساله را به تصویر بکشد. در ابتدای این کتاب مشکلات این نوجوان قبل از اعزام به جبهه بیان شده است و بخش دیگر نیز به روایت مشکلاتی میپردازد که در اسارتگاهها برای او ایجاد میشود و نیروهای رژیم بعث قصد استفاده تبلیغاتی از او را دارند. نویسنده تلاش دارد تا روایتی دستنخورده و بکر از دوران اسارت طحانیان ارائه دهد؛ بیکم و کاست، با بیان احساسات همان لحظه راوی و بدون تحلیلهای فعلی او. جعفریان که در حوزه ادبیات اسارتگاهی فعالیت دارد، قصد دارد تا با نگارش چنین کتابی ضمن نشان دادن تحولات روحی و فکری یک اسیر، زندگی آن لحظه او را به تصویر بکشد؛ با همه تردیدها، ترسها و بدون توجه به وضعیت فعلی او.
در مقدمه این کتاب می خوانیم: «سیزده ساله بود که به میدان نبرد رفت و در حالی که هنوز چند روزی به آزادی خرمشهر مانده بود، در همان سیزده سالگی به اسارت عراقیها درآمد. این نوجوان اردستانی 9 سال از بهترین سالهای زندگیاش را در اردوگاههای مختلف عراق گذراند و روزهایی که هنوز خیلی زود بود، شانههای نحیف او بار رنج خُردکننده مبارزه را به دوش کشید.
به خاطر جثه کوچکش کمسنتر از سیزده سال به نظر میرسید. عراقیها با شعار «ایرانیها بچهها را به زور به جنگ میآورند»، از اسرای کمسن استفاده تبلیغاتی میکردند. تصمیم او برای ایستادگی در برابر سوءاستفاده عراقیها بیش از سن و سال یک سیزده ساله بود. اینک نگارش خاطرات نُه سال اسارت نوجوان سیزده ساله، کوچکسالترین اسیر ایرانی که در میدان نبرد به اسارت درآمده، به پایان رسیده است. او که نُه سال از ایام زندگیاش را هر لحظه در آمادهباش زندگی کرد، با ایستادگی در مقابل شکنجههای جسمی و روحی مداوم عراقیها طی طریق و سلوکش در راه دین و کشورش را با قدرت ادامه داد، اکنون در چهل و پنج سالگی با نگارش خاطراتش این راه را به پایان رسانده است».
در بخشهایی از این کتاب میخوانیم:
نزدیکی غروب بود. رسیده بودم به خط آتش اصلی عراقیها. هر چه نگاه میکردم نمیتوانستم انتهای دشت را ببینم. حالا آتش عراقیها به کنار، از سمت خودمان هم آتش تهیه شروع شده بود. از هر دو طرف گلوله میریخت روی سرم و گیر کرده بودم این وسط. نیروهای خودی حدس زده بودند عدهای از عقبنشینی شب قبل جا ماندهاند و احتمالاً این وسط گیر افتادهاند. مطمئن بودم شب حمله میکنند. باید خودم را به جانپناهی میرساندم و منتظر میماندم. چون غروب نزدیک بود، عراقیها داشتند آمادة پاکسازی میشدند. آنها مطمئن بودند با این حجم آتشی که روی سر ما ریختهاند کسی زنده نمانده یا اگر مانده یارای مقاومت ندارد.
آنقدر شدت انفجارها روی گوشم تأثیر گذاشته بود که خیلی از صداهای اطراف را نمیشنیدم، فقط صداهای نزدیک و مهیب یکدفعه توجهم را جلب میکرد که سریع خودم را میانداختم زمین. از جاده خیلی دور شده بودم ولی ستون تانکها از سمت چپم و خاکریز عراقیها در سمت راستم انگار تمامی نداشت. حدس زدم عراقیها برای پاکسازی و زدن تیر خلاص به مجروحان، میآیند؛ باید جانپناهی پیدا میکردم. دشت صاف بود. به زحمت از دور جایی شبیه گودال به چشمم خورد. به نظرم رسید برای پناه گرفتن مناسب است. خودم را رساندم آنجا. از دیدن بتن ستونمانندی به ارتفاع نیم متر تعجب کردم. وارد گودی که شدم، دیدم سه مجروح روی زمین افتادهاند. وضعشان وخیم بود. یکی که جوان نوزده بیست سالهای بود، دست راستش از بیخ تا نزدیک گردن به اضافة قسمتی از سینه و کمرش به سمت پایین جدا و سیاه شده بود. محل بافتهای جداشده هنوز خونریزی داشت. خونها روی هم دلمه بسته و زیر نور آفتاب سیاه شده بودند. با دیدنش در این وضعیت غصهام گرفت.
نفر دوم که کنار این جوان بود، قفسة سینهاش سوراخسوراخ بود. انگار رگبار خورده بود. سوراخهای عمیقی در سینهاش بود که با هر ضربان قلبش از این سوراخها خون بیرون میزد. خونها هم روی هم لخته شده و مثل قندیل از سوراخهای گلوله آویزان بود و تا روی زمین امتداد داشت. روی زمین نشسته بود و کمی به جلو خم شده بود و به این صحنه نگاه میکرد.
نفر سوم که از تکاوران لشکر 21 حمزه بود، بلندقد و درشتهیکل و خیلی ورزیده بود. گلولههای زیادی به جفت پاهایش خورده بود. از شدت خونریزی آنقدر خون در شلوارش لخته و انباشته شده بود که انگار شلوارش را باد کردهاند.
وقتی آن دو مجروح چشمشان به من افتاد اصرارکردند: «ما را بُکُش برادر! به ما تیر خلاص بزن! نگذار بیشتر از این عذاب بکشیم، به خدا ثواب میکنی! دیگر امیدی به زنده بودن ما نیست فقط داریم زجر میکشیم!» احساس میکردم در معرکه پیچیدهای گیر افتادهام. آن بیرون عراقیها بودند و در این نیمچه گودال دو نفر که یک بند میخواستند بُکشمشان. آنقدر شدت تیراندازی شدید بود که این دیوار بتونی سوراخسوراخ شده بود و مدام به آن تیر میخورد. تلنباری از مرمیهای سربی فشنگ زیر دیوار جمع شده بود.
اینجا تنها مکان امنی بود که باید میماندم. با شروع آتش تهیه نیروهای خودی، چیزی طول نکشید که آتش توپخانه و خمپارههای عراقیها خاموش شد. دلیلش این بود که عراقیها منطقه را زیر آتش داشتند ولی از سمت ما بیشتر سعی میشد مواضع عراقیها کوبیده شود. آرام از گودال سرک کشیدم ببینم چه خبر است؟ چند ستون عراقی در دشت پخش شده بودند. از دور پیدا بود دارند تیر خلاص میزنند و میآیند جلو. معلوم بود عراقیها برای حفظ جان نیروهای خودشان، که در دشت پهن شده بودند، گلولهباران را متوقف کردهاند. با وجود آتش تهیه شدید نیروهای خودی، عراقیها از ترس اینکه شب بشود و نتوانند کار پاکسازی را یکسره کنند با همین شرایط وارد دشت شدند.
گفتم: «عراقیها دارند پاکسازی میکنند اما هنوز از ما دور هستند.»
دو نفر دیگر، زمین را چنگ میزدند و ضجههای جانکاهی از ته دل میکشیدند. نمیدانستم چه کار کنم. نمیدانستم در چنین وضعیتی کُشتن جایز است یا نه؟ ولی اگر هم میشد امکان نداشت به آنها که مثل برادرم بودند شلیک کنم. لحظاتی به همین منوال گذشت. چند ستون عراقی در منطقه پخش بود. یک ستون آنها به فاصلة یک متر از همدیگر و در حالی که مرتب به سمت شهدا و هر کس که روی زمین افتاده بود شلیک میکردند تا نزدیک محل استقرار ما آمدند، اما توجهشان به طرف ما جلب نشد. به مجروحان دلداری دادم و گفتم: «شب حتماً ایران حمله میکند و نجات پیدا میکنیم.» دوباره با احتیاط سرک کشیدم. زیر لب دعای توسل خواندم که عراقیها سمت ما نیایند. همه چیز داشت خوب پیش میرفت که یکدفعه دیدم یک ستون از عراقیها به سمت ما آمدند. ناخودآگاه رفتم سمت سه مجروح و گفتم: «تو رو خدا یواشتر ناله کنید. عراقیها دارند میان سمت ما!»
اما مجروحها توجهی به حرفم نداشتند و مرتب ناله میکردند. با وضعیتی که داشتند به آنها حق میدادم. آنقدر درد میکشیدند که از خداشان بود کسی بیاید و آنها را از این وضعیت خلاص کند.
***
دستپاچه بودم. عراقیها نزدیک و نزدیکتر میشدند. اسیر شدن خودم را بعد از این همه تلاش به چشم میدیدم. یکدفعه آن جوان که از تکاورهای لشکر 21 حمزه بود، گفت: «بخوابانشان روی زمین و دهانهاشان را با چفیه ببند!»
به سرعت چفیهام را درآوردم. میدانستم به وضعیت نشسته عادت کردهاند و با تکان دادنشان زجر زیادتری خواهند کشید چارهای نداشتم. اینطور نشسته هر لحظه ممکن بود به سرشان تیر بخورد. هر دو را روی زمین خواباندم و دو سر چفیه را کردم توی دهانشان و با کف دستم محکم نگه داشتم. این دو زیر دستم هی تقلا میکردند. از ترس اینکه عراقیها نیایند این سمت به چیزی فکر نمیکردم جز اینکه صدایی از طرف ما به گوششان نرسد. صدای تیر لاینقطع میآمد. اما یکدفعه قطع شد. سرک کشیدم دیدم عراقیها دارند به سمت خاکریز خودشان میروند. از خوشحالی نفس عمیقی کشیدم. یکدفعه به خودم آمدم. گفتم نکند این دو مجروح شهید بشوند! البته جلو بینیهایشان باز بود.
زود چفیه را از دهانشان کشیدم بیرون. احساس کردم مشکل حل شد. عراقیها سمت ما نیامدند و رفتند. همین که چفیه را برداشتم یکی از دو نفر آهی بلند از ته دل کشید که تا آن لحظه ناله به این بلندی از او نشنیدم.
تا صدای نالهاش درآمد، دیدم تیر است که به طرف ما شلیک میشود. خاک دوروبرم زیر و رو میشد. داشتم خودم را برای آبکش شدن آماده میکردم و اشهد بر زبانم جاری بود. طولی نکشید که عراقیها رسیدند بالای سرمان. وقتی سرم را بالا آوردم یکدفعه دیدم صد تا عراقی دور گودال به ما زل زدهاند. صورتهای سیاه و سبیلهای پت و پهنی داشتند. لباسهای سبز تیره تنشان بود.
فرمانده داشت مرتب با کلت به سر شهدای ما شلیک میکرد. موهای جوگندمیاش تا روی شانهها بلند بود. دو تا کلت از دو طرف کمرش آویزان بود. یک جفت پوتین چرمی به پا داشت که هیچ شباهتی به پوتینهای ارتشی نداشت. پوتینها تا زیر زانوهایش میرسید. از بس پیکر شهدای ما را با پا جابهجا کرده بود از خون بچههای ما رنگین بود. در آن لحظه که آمد بالای سر من و آن سه مجروح نیمهجان ایستاد، اولین تصویری که بر ذهنم آمد شمر بود! چشمهایش مثل کاسه خون بود. در حالی که مرا در کنار خودش نگه داشته بود رفت سراغ مجروحها.
هنوز چند متر بیشتر نیامده بودم که او یکدفعه خودش را از روی شانههای من انداخت زمین.
جفت پاهاش تیر خورده بود. نمیتوانست راه برود. اما کار عجیبی کرد. یکدفعه کف دستهایش را گذاشت زمین و پاهایش را برد بالا و شروع به راه رفتن کرد! پاهایش در هوا بود و لختههای خون مثل تکههای جگر گوساله از زیر فانوسقهاش میافتاد زمین! مسیر حرکتش پر از تکههای خون لخته شده بود که با هر حرکت از او جدا میشد. دستهای بزرگ و قوی داشت. بدون اینکه یک کلمه حرف بزند تندتند دنبال ما میآمد. رفتم به سمتش اما او گفت: «نه مهدی خودم بلدم بیایم!» این حرکت او برای فرمانده عراقیها گران آمد. فکر نمیکرد یک مجروح با آن همه خونریزی چنین قدرت روحی و بدنی داشته باشد.
سریع به سمت ما دو نفر دوید مرا هل داد یک طرف و سر سربازان عراقی داد کشید و به عربی دستور داد؛ دستور آتش! یکدفعه چند سرباز عراقی در چشم بههمزدنی خشابهایشان را در تن این تکاور شجاع خالی کردند! چند ثانیه بدن او میان زمین و هوا مثل یک ستون ماند. بعد از آن مانند یک پهلوان به خاک افتاد. دیدن این صحنه آن هم در حال اسارت برایم دردناک بود. فکرش را نمیکردم او را با این وضعیت به شهادت برسانند. با شهادت او تنها شدم.
کتاب «همه سیزده سالگی ام» قرار است تا پایان تابستان سال جاری از سوی انتشارات سوره مهر روانه بازار کتاب شود.
ادامه مطلب
وی افزود: مسئولیت بزرگ رسانه ثبت و ضبط تحولات مختلف و اثرگذاری این تحولات بر نسل آینده است. امروز جوانان به دنبال الگو و هویت و شکلگیری آن هستند و گاهی در انتخاب الگو سردرگم هستند. در مقابل ما نیز نتوانستیم آنچه ثبت و ضبط شده را به جوانان ارائه دهیم. رسالت امروز اصحاب رسانه ارائه و انتقال همه ارزشهای دفاع مقدس و میراث گرانبهای آن است و همانطور که در زمان دفاع مقدس نیز به رسالت خود بهخوبی عمل کردند، امروز نیز انتظار میرود اصحاب رسانه بهخوبی رسالت خود را ادا کنند.
مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس خوزستان ادامهداد: کار امروز ما کار زینبی است. اینکه چرا جنگ آغاز شد و چرا ما جنگیدیم و اینکه جنگ به چه نتیجهای رسید و چگونه جلوی 36 کشور ایستادیم و بزرگترین حادثه قرن را رقم زدیم را باید به نسل امروز منتقل کنیم.
وی اظهار کرد: خوزستان طلایهدار بزرگترین حادثه قرن و پایتخت دفاع مقدس است. امروز همه استانها به دنبال هویت معنوی و فرهنگی هستند، در حالیکه ما در خوزستان دارای هویت دفاع مقدس، مدیریت جهادی و جهاد فرهنگی هستیم که موجب وحدت بین اقوام شده است.
سردارعلیپور تبیین آثار و جغرافیای دفاع مقدس، انعکاس اقدامات کسانی که در این بخش فعالیت کردهاند و نیز ارائه اثربخشی این آثار به جامعه را از جمله رسالتهای مهم اصحاب رسانه عنوان کرد و گفت: باید زمینه ماندگار کردن تمام اقداماتی که در دوران دفاع مقدس انجام شده و انتقال آن به نسل آینده را فراهم کنیم. در این باره بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس کار خود را در سه سطح نیروهای مسلح، دولت و مردم آغاز کرده و در این خصوص نیز تفاهمنامههای بسیاری تبیین و منعقد شده است که از جمله آنها میتوان به گردآوری کتاب "آچار به دستها" و "چکش طلا" اشاره کرد.
وی خاطرنشانکرد: باغ موزه دفاع مقدس خوزستان در حال شکلگیری است و زمین این باغ موزه خریداری شده و سناریوی آن از سوی مشاور به بنیاد تحویل داده شده است که امیدواریم با همت و همکاری مسئولان و رسانهها بتوانیم باغ موزهای در خور شأن مردم استان ایجاد کنیم. ما وامدار عزیزانی هستیم که پشتیبان جبهههای جنگ بودهاند.
مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس خوزستان با تاکید بر اینکه باید مردم مطالبهگر باشند، لزوم توسعه و نشر فرهنگ و مفاهیم ارزشهای دفاع مقدس، مخاطبشناسی محصولات دفاع مقدس متناسب با ذائقه مخاطب، گفتمانسازی و معرفی اسوهها، الگوها و نمادهای ارزشهای دفاع مقدس در بین اقشار مختلف جامعه، توسعه ظرفیت محیطی مرتبط با دفاع مقدس، همراهسازی شبکههای اجتماعی و استفاده از ابتکارات و نوآوریها با استفاده از فناوریهای نوین تأکید کرد.
ادامه مطلب

ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
« نام و خاطرات آزادگان یاد آور دلاورمردیها و استقامت رزمندگان اسلام در دوران دفاع اسلامی است که برای حفظ کیان اسلامی و دفع تجاوز دشمنان دست از پای نمیشناختند، آزادگان عزیزی که جسم نحیف و رنجور آنها در اسارت دژخیمان بعثی بود امّا اراده بلند و پولادین آنان، نظامیان حاکم برعراق را به اسارت خود درآورده بود.
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان کرمان ضمن گرامیداشت سالروز ورود اسوههای صبر و مقاومت و پایداری به میهن اسلامی، این روز را به محضر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی امام خامنهای(مدظله العالی)، آزادگان سلحشور، خانوادههای محترم آنان و ملت قدرشناس ایران اسلامی تبریک عرض نموده سلامتی و توفیقات روزافزون آنان را از درگاه خداوند متعال خواستار است.»
ادامه مطلب